All language subtitles for Brocade.Odyssey.S01E02

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese Download
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

[حماسه ابریشم]

[قسمت 2]

از امروز به بعد مهم نیست روز باشه یا شب

اجازه ندین اون مزاحم

توی دریاچه هوان هوا

!ابریشم هاش رو بشوره

جناب هوا

همه میدونن که

فقط وقتی ابریشم شو رو اینجا بشوریم

به رنگ شاداب و خوبش میرسه

این تنها ره برای درست کردن پارچه های ابریشمی شو واقعیه

دریاچه هوان هوا ستون فقرات هر رنگرزیه

نمیدونم چطوری بهتون توهین کردم

که اینجوری کارمو خراب میکنین؟

به من توهین نکردی

!به جناب سانگ توهین کردی

اگه اجازه بدیم دوباره اینجا ابریشم بشوره

جناب سانگ فکر میکنه ما باهم متحدیم

کی میتونه بگه یه روز نمیاد برامون دردسر درست کنه؟

میخوام بپرسم

کی جرات داره در برابر خشم جناب سانگ وایسه؟

دریاچه هوان هوا قرن هاست

که در اختیار همه است

!مال خانواده هوا نیست

هیچوقت ادعا نکردم مال ماست

من فقط دنبال منافع همه هستم

اگه اینطوره ما باید نقش شرور رو بازی کنیم

جناب چن، چیکار میکنی؟

الان من ابریشمش رو خریدم

میخوای تو شستن ابریشم خودمم

دخالت کنی؟

منم میخرمش

بقیه اش رو بده من

بس کنین، کافیه

فکر کردین احمقم؟

بهتون گفتم

خانواده جی حق ندارن اینجا ابریشم بشورن

!پس حقشو ندارن

و اگه یکی از شماها بهش کمک کنه

!همتون میتونین گمشین بیرون

!میزنمت

...بسه

این کار هوا شیانگ رونگ

حتما نقشه خودش بوده

اگه بانو هوا بفهمه

مطمئنم جلوتون رو نمیگیره

اون فقط منو هدف قرار داده

!احمق شدی؟

همشون دستشون باهم توی یه کاسه است

!اون زن هم آدم خوبی نیست

میخواد اینجوری بهمون فشار بیاره

تا قیمت هامون رو بیاریم پایین

اگه هدفش این نباشه

!اسممو عوض میکنم

جناب چن

این برای اعصابت خوبه

یکم میخوای؟

!نمیخورم

جناب شنگ

جعبه ات پر از داروئه؟

آره

...شاید خیلی قوی به نظر بیام

منظورم اینکه

از بچگی همیشه ضعیف بودم

مادرم همیشه اصرار میکنه

که داروی کافی پیشم باشه

تا اگه لازم شد استفاده کنم

این برای قلب خوبه

این یکی کبد و معده رو تقویت میکنه

و این یکی به خواب و تغذیه قبل از بچه دار شدن کمک میکنه

تغذیه قبل بچه دار شدن؟

!مادرت ازت توقعات بالایی داره

مهم نیست زن باشی یا مرد

دارو برای همه خوبه

باید یکمش رو بخوری

چرا به این نیاز دارم؟

یکم بخور، جناب چن

!اینو میخوام بزنم توی سرم؟

میخوام مغزشو بخورم

میخوام کاملا بجومش

و استخون هاش رو بلیسم

!بعدشم سرخش کنم و بخورمش

این اتفاق بخاطر من افتاد

شماها هم توی دردسر افتادین

این دیگه چه حرفیه؟

همیشه تو بهمون کمک کردی هوا شیانگ رونگ رو معطل کنیم

!ما بی عاطفه نیستیم

حتی اگه بازم این اتفاق بیوفته

هیچوقت نمیتونیم وایسیم و ببینیم اذیتت میکنن

آره- درسته-

همتون خیلی با اخلاقین

میخواین باهام شرط ببندین؟

چه... چه شرط بندی؟

میدونین چرا

خانواده هوا جرات داره باهامون اینجوری رفتار کنه؟

چون ما فقط یک رنگرزی کوچیکیم

و قدرتی برای صحبت کردن نداریم

خانواده هوا بزرگترین رنگرزی شهر رو دارن

اونا از کل کیک لذت میبرن در حالی که ما از خرده هاش رو برمیداریم

و چاره ای جز برداشتن اون خرده هام نداریم

و اونا همون کوچیکا رو برامون میندازن

پس چرا اونا مجبورن که سهمشون رو

با ما تقسیم کنن؟

!چون قیمت های ما پایینه

براشون خرید از ما خیلی بهتره تا اینکه

خودشون کارگری رو استخدام کنن

بعلاوه اونا خیلی وقته به قیمت پایین ما عادت کردن

!فقط همین نیست

درباره اش فکر کن

ابریشم نیلی رنگشون

بیشترش رو بانو ژو رنگ آمیزی کرده

اون از خانواده من

ابریشم سبز و آبی سفارش میدن

و از خانواده های شما بیشتر

ابریشم شیانگ و بنفش مات سفارش میدن

مال تو قرمز رنگه

مال تو زیتونی و آبیه

رنگرزی های ما ممکنه کوچیک باشن

اما تخصص خودمون رو داریم

خیلی از رنگ های ما در واقع بهتر از رنگرزی هوا است

...اما

ابریشم های ما رو خانواده هوا میفروشن

پس مردم فقط رنگرزی هوا رو میشناسن

از ما رنگرزی های کوچیک باخبر نیستن

خب که چی؟

بنابراین، اگه همه ما با هم متحد بشیم

پس تبدیل به یک رنگرزی بزرگ میشیم

بعدش میتونیم به

سفارشات بزرگتر رسیدگی کنیم

وقتی هم که شهرتمون رو بسازیم

مجبور نیستیم نگران نبود سفارش باشیم

وقتی سفارش بگیریم نگران تجارتمون نیستیم

و بعد اون اصلا لازم نیست به فکر

!شستن ابریشم هامون باشیم

صبر کن، جوری که میگی بنظر راحته

اما ساختن شهرت

کار آسونی نیست

موافقم

همه افراد قدرتمند از رنگرزی های بزرگ حمایت میکنن

!درسته

بهم بگو، ما هیچ قدرت و مقامی نداریم

چطور میتونیم باهاشون مبارزه کنیم؟

آره

حتی اگه باهاشونم رقابت کنیم

!در نهایت شکستمون میدن

!درسته

وقتی اراده داشته باشیم راهشم هست

اگه تلاش نکنیم از کجا بفهمیم؟

...من

!یک بادبادک

کدوم احمقی همچین موقعی بادبادک هوا کرده؟

همگی، وقت بذارین روش فکر کنین

وقتی تصمیمتون رو گرفتین درباره اش فکر میکنیم

جناب چن

لطفا مراقب ابریشمم باش

...من

میرم ببینم کدوم احمقی با بادبادک بازی میکنه

دیدن یه احمق چیش جالبه؟

چرا از رفتن پیش یه احمق لذت میبره؟

درسته

!تو احمقی

[ژائو شیو یوان]

!برادر ژائو

چطور امروز وقت داشتی بیای بیرون؟

اوضاع ابریشمتون چطور پیش میره؟

فکر نکن با یکم شیرینی

میتونی سرمو شیره بمالی

درباره دعوات با سانگ شی سی شنیدم

برات دارو آوردم

اما حالا که نگاهت میکنم به نظر نمیاد زخمی شده باشی

!میدونستم

هر وقت دعوا میکنی

همیشه طرف مقابلت زخمی میشه

کی گفته صدمه ای ندیدم؟

!از درون زخمی شدم

برای دیدنش باید نزدیکتر بشی

کجا؟

!میدونستم دروغ میگی

بوی رنگ رو حس میکنم

مگه از قرمز نمیترسی؟

چرا زدیش روی صورتت؟

...فقط وقتی رنگ قرمز بریزه ازش میترسم

مثل وقتی که خون میریزه

از همه قرمزها نمیترسم

باشه

بریم سر اصل مطلب

درباره سانگ شی سی

یه سری بررسی کردم

خواهرش یکی از صیغه های امپراتوره

پدرش یک مامور ابریشمه

بقیه بچه هاش همگی به جای خوبی رسیدن

فقط اونه که

هیچ کاری جز فریب دادن بلد نیست

پس معمولا سرگرمیش چیه؟

توی هیچ کاری خوب نیست

اما توی یه چیز عالیه

چی؟

ماهجونگ

ماهجونگ؟

[مسافرخونه یوبوهوان] (م: اسمش به معنی بدون بازگشته)

چطور جرات میکنی بهم غذای خام بدی؟

!مغازه دار

اگه بازم خودتو نشون ندی

...من همینجا

چیکار میکنی؟

شما رئیس هستین؟

[بانو یو، مسافرخونه یوبوهوان]

!یو لینگ لونگ

چیکار میکنی؟

براتون یه غذای خوب درست میکنم

امروز باید جواب قانع کننده ای بهم بدی

حداقل

باید بهم پولشو بدی

...خوب

اگه پول نمیدی

هم مشکلی نیست

اما باید

حداقل

باهام مشروب بخوری، مگه نه؟

حتما

میدونی چرا مسافرخونه ام

اسمش شده یوبوهوان؟

چطور میتونم بدونم؟

ما اینجا شراب خوب بهتون میدیم

مهمانایی که شب میمونن

هیچ چیز اضافی گیرشون نمیاد (م: منظورش همراهی یا خوابیدن با زن هاست)

اگه بعد از یکماه پولتون رو ندین دیگه اجازه ندارین برین خونه

اگه دوست داری بخور

!اگه نه، گمشو بیرون

!شماها یه مسافرخونه کلاهبردارین

برامون غذای خراب میارین

میدونین میتونه آدم رو بکشه؟

!میرم گزارشتون رو میدم

وقتی که جناب وانگ هنوز ژنرال نظامی شی چوان بود

یکبار اینجا شام خورد

و از ماهی اینجا تعریف کرد

اون گفت مثل طلای درخشان در میان گلبرگ های در حال سقوطه

طعمی بسیار عالی داره که حتی از زیبایی مناظر جیانگ نان هم بالاتره

جناب وانگ همچین تعریفی ازش کرد

ولی تو ردش میکنی

و میگی آدما نمیتونن بخورنش

به جناب وانگ همچین توهینی کردی

نمیدونم وقتی بری دادگاه

کسی که اول مجازات میشه کیه؟

چرا باید بهت گوش بدم؟

اگه من جای تو بودم

سریع پول غذام رو میدادم

بعدش میدوییدم سمت خونه و مخفی میشدم

و وقتی همه این قضیه رو فراموش کردن درباره اش حرف میزدم

!دیگه هیچوقت نمیام اینجا

!هیچوقت نمیام

بخاطر مزاحمت معذرت میخوام

امروز تمام مشروب ها رو

با قیمت کمتری میفروشم

!ممنون بانو یو

!پیشخدمت

!بیا اینجا لطفا

!یه کوزه دیگه برام بیار

!دارم میام

جناب وانگ دقیقا کی

از ماهی من تعریف کرده؟

الکی کفتم

بهرحال هیچوقت جناب وانگ رو نمیبینن

حتی اگه اونو ببینن

فقط درباره کار حرف میزنن

کی درباره این چیزا حرف میزنه؟

باهام کاری داری؟

قضیه من با سانگ شی سی رو شنیدی؟

اسمت خیلی مشهور شده

بانوی جوان جی تسلیم قدرت نمیشه

و شجاعانه مقابل جناب سانگ وایساده

میخوام توام اسمت مشهور بشه؟

مسافرخونه ات رو دو روز بهم قرض بده

بعدم یکم پول بهم قرض بده

پول بهت بدم؟

ببین اینجا چقدر خالیه

فقط چند روزی یکبار مشتری دارم

پول ندارم بهت قرض بدم

فقط پولو بهم قرض بده

تضمین میکنم مسافرخونه ات پر از مشتری بشه

و هر روز ثروتمند تر بشی

برنامه ای برای مقابله با خانواده هوا داری

یا همش برای مقابله با سانگ شی سی ئه؟

همه میدونن که راه مبارزه با قدرت، قدرته

!خوبه

!آفرین

!ممنونم که اجازه دادی برنده بشم

ملکه قمار خیلی ماهرین

باعث میشین احساس ضعیف بودن کنیم

خیلی اغراق میکنین

کس دیگه ای میخواد بازی کنه؟

تویی؟

تو ملکه قماری؟

بیا یه دور با من بازی کن

!با تو حرف میزنم

نمیشنوی؟

میدونی چرا قمار میکنم؟

چرا؟

چون به جناب سانگ توی دریاچه هوان هوا توهین کردم

خانواده هوا میترسن براشون دردسر بشه

پس اجازه نمیدن توی دریاچه کار کنم

!رنگرزیم داره تعطیل میشه

چاره ای نداریم جز اینکه اینجوری خانواده ام رو حمایت کنم

چطور ممکنه این چیزا رو بدونم؟

مهم نیست

وقتی حرفمو زدم پس سرش میمونم

هیچوقت نمیدونستم خانواده هوا

با اسمم بهت سختی دادن

بعدا درباره اش صحبت میکنیم

!اما حالا بیا شرط بندی کنیم

نه

!تو

باشه پس شرطت رو قبول میکنم

مهم نیست نتیجه چی باشه

به خانواده هوا هشدار میدم که

!کاری بهت نداشته باشن

واقعا؟

پای حرف میمونم

!بیا

بزرگ یا کوچیک، شرطت رو ببند

هر دور بیست وون

تا وقتی که حریف همه پولش تموم نشده

هرچی تو میگی

هفتاد هزار گوان

هشتاد هزار گوان

!عالیه

[هفتاد هزار گوان، 7 سوزی، هشتاد هزار گوان، 8 سوزی]

[پنجاه هزار گوان، شصت هزار گوان]

مهارت های بانو جی واقعاً عالیه

اون از ده بار هشت بارش رو برنده شد

واقعا عالیه

وقتی بخواد برنده میشه

و وقتی بخواد میبازه

این یعنی چی؟

منظورم چیه؟

باید قبل از نوشیدن یه چیزی بخورین

وگرنه به خودتون صدمه میزنین

با دیدنت میتونم بگم

بدون خانواده اتم از گرسنگی نمیمیری

چندین ساله برنگشتم

انتظار نداشتم اولین کسی که منو میشناسه

تو باشی، خواهر

سه بار در روز غذا میخورم

و سفر رو با دلی آزاد

در دنیای رزمی ادامه میدم

و روزها راحت میگذره

بیا

خواهر

ممنون که به فکرم بودی

شرابت

مثل همیشه عالیه

با خواهر صدا زدن منو پیر نشون میدی

باشه

بد شانسی

بیا یکم استراحت کنیم

جناب سانگ، قبول دارم باختم

لطفا بذار برگردم خونه

!هنوز نه

!هنوز خسته نشدم

!بیا، باید 300 دور دیگه بازی کنیم

!احمق لوس

!احمق

...همین الان اومدم

تازه برگشتم

و تو از قبل برام دردسر درست کردی

!تو

...تو

!بازم فرار کن

حتی یه دختر فقیر رو مجبور کردی باهات قمار کنه

!همونجا وایسا

!دیگه نزنش

!بیا پایین

!نه، اگه بیام منو میزنی

!همونجا وایسا

رئیس سانگ، شما اشتباه فهمیدین

[رئیس سانگ] رئیس سانگ، شما اشتباه فهمیدین

من و جناب سانگ اینجا

قمار نمیکنیم

داشتیم جمعیت رو برای

تجارت جمع میکردیم

...آره

چه تجارتی؟

چه تجارتی؟

به پدرم بگو

چه تجارتی داریم

راستش قصد نداشتیم الان

برای همه بگیم

اما چون پرسیدین

پس بهتون نشونش میدم

جناب جیانگ، بیارش اینجا

بفرمایید

این یه کیسه ماهجونگه که انجمن ابریشم درستش کرده

کیسه ماهجونگ؟ (م: یه کیسه که کارتای ماهجونگ رو توش میذارن)

هیچوقت همچین چیزی نشنیدم

اینا رو الهه لی زو برکت داده

هر کدومش معنای خاص خودشو داره

نگاه کن

ون گوان

این نماد خانواده ها و تاجر هاست

تا هر روز که میگذره موفق تر بشن

این سو زیه

[سوزی] وقتی داشته باشینش

محقق ها میتونن در آزمون موفق بشن

[ونقیان] این یکی ون چیانه

این نماد جریان افکار

و یه آینده روشنه

خیلی خوبه

اوه، این یکی از همه بهتره

شی ون

این هدیه اییه که جناب سانگ

مخصوصا میخواست به شما بده

برای من؟

درسته پدر

پدر، این برای شماست

بهت کمک میکنم بندازیش

این یک نعمته، براتون آرزو داره که

زندگی بدون اشتباه

با سلامتی

و طول عمر زیاد داشته باشین

این محبت جناب سانگ برای شماست

این چیز کوچک واقعا خوبه

بانوی جوان

کی فروشش رو شروع میکنین؟

اگه همتون ازش خوشتون میاد

انجمن ابریشم

تمام تلاشش رو برای درست کردنشون انجام میده، خوبه؟

جناب چن؟

جناب جیانگ؟

جناب شنگ؟

...آره

...دقیقا

چه انجمن ابریشمی؟

وقتی شما اینجا نبودین

جناب سانگ توی سختی ها بهمون کمک کرد

و اینجوری از طرف ما انجمن ابریشم رو تاسیس کرد

این کیسه ماهجونگ

اولین چیزیه که میفروشیم

...درسته

جناب سانگ هم رئیس ماست

ما واقعا برای

قمار اینجا نیومدیم

فقط میخواستیم این خبر رو پخش کنیم

واقعا یه کار جدی میکنی؟

بله پدر

واقعا اشتباه فهمیدین

رئیس سانگ

شما واقعا درباره رئیسمون اشتباه فکر کردین

اون خستگی ناپذیر کار کرده

اشتباه فهمیدین

جالبه

بقیه رو اذیت نکن

باشه

همینطور نذار کسی اذیتت کنه

خداحافظ پدر- مواظب خودتون باشین، رئیس سانگ-

مهمانان محترم

اگه کیسه درست شده

توسط انجمن ابریشم رو دوست دارین

همین الان میتونین سفارشتون رو ثبت کنین

به 50 سفارش اول نصف قیمت میدیم

طراحی کیسه رئیس سانگ پیچیده است

الان ازش نداریم

فقط سی تا کیسه داریم

هرکسی زودتر سفارش بده میگیره

!میخوام سفارش بدم

همگی گوش بدین

اگه میخواین بخرین

سفارش هاتون رو اینجا بدین

ازم سوء استفاده میکنی؟

آره

آره؟

ما فقط برای فروش کیسه ها اومدیم اینجا

کی میدونست تو میای؟

و مطمئنا نمیدونستیم پدرتم میاد

چند روز دیگه میتونی به پدرت بگی که

دیگه نمیخوای رئیس ویژه ما باشی

اینجوری دیگه به ما ارتباطی نداره

!به هیچ وجه

الان رسمی شده

نمیتونم همینجوری بکشم عقب

اما رئیس ویژه بودن یعنی

باید توی کارمون بهمون کمک کنی

فکر میکنی نمیتونم؟

باشه میتونی امتحان کنی

به عنوان رئیس ویژه

سودی به منم میرسه؟

اوه جناب یانگ

البته که هست، بیا

بیا

چقدر آزاردهنده

میخوام با بانو جی قمار کنم

هرکسی که باخت

یه آرزوی برنده رو برآورده میکنه

نمیخوام

!باشه

شی سی

تو چه نوع رئیسی هستی؟

رئیس ویژه

تعجبی نداره کسی به حرفات گوش نمیده

فقط یه عنوانه

قدرتی نداری

نکنه از اول فریبت داده؟

درباره اش فکر کن

اومدن پدرت تصادفی بود؟

تصادفی بود

مجبور بودن امروز...؟

بیا

باهات قمار میکنم

بانو جی

چطوره قوانین رو عوض کنیم؟

هر نفر سه کارت، با هم میکشیمش

سریعتر میشه

باشه

[1 سوزی]

بانو جی

لطفا

[هشتاد هزار گوان]

[هفتاد هزار گوان، هشتاد هزار گوان]

[8 سوزی]

بزرگه

قطعا میبازه

کارت های جناب یانگ

اصلا باهاش برابری نمیکنه

[9 سوزی]

خدای من- خیلی خوبه-

[نود هزار گوان، سوزی 9]

!اون خیلی خوبه

نود هزار گوان

عالیه

بانو جی

کارت های من

مشکلی دارن؟

جناب یانگ، استعداد شما بی نظیره

شکستم رو قبول دارم

لطفا درخواستت رو بگو

میخوام یه سری به خونه شما بزنم

چرا همیشه میخوای بیای خونه ام؟

این قضیه اینقدر خوب پیش رفت

همش به لطف شما بود

ما؟

ما...؟

شنیدی؟

نه

یک قهرمان قمار جدید توی یی ژو هست

هیچوقت شکست نخورده

همه رو توی یی ژو شکست داده

هرکسی باهاش قمار میکنه

تهش خجالت میکشه

البته

!فورا منو ببر پیش اون

رئیس سانگ

جناب سانگ بقیه رو مجبور میکنه باهاش قمار کنن

هیچکس تا وقتی راضی نباشه نمیتونه بره

باید عدالت رو اجرا کنین

!برم یه نگاهی بندازم

ما کیسه های ماهجونگ رو درست کردیم

ون ون، چند نفر دیگه و من

چندین روز بدون خستگی وقت گذاشتیم

ما سانگ شی سی رو با سرگرمی مورد علاقش

فریب دادیم تا باهات

ماهجونگ بازی کنه

بعدش پدرش رو خبر کردیم

تا بهش یه درسی بده

و الان مهم نیست بخواد یا نه

باید رئیس ویژه انجمن ما بشه

همش بهم وصله

چشمگیره

درخشانه

من یه سوال دارم

تو واقعا خدای قماری؟

8 سوزی

پنجاه هزار گوان

هفت ون

همه این کارت ها

بعد پوشیده شدن با عرق، الکل و چای

رنگ های مخصوص خودشون رو دارن

من فقط رنگ هاش رو یادم میمونه

باشه

بعدش چیکار کنیم؟

البته که انتقام میگیریم

هزینه روغن چراغ این ماه خیلی زیاد شده

این خوب نیست

باید بیشتر پس انداز کنیم

و زودتر پولو برگردونیم

اینجوری یینگ یینگ مجبور نیست

اینقدر کار کنه

برادر

منو ترسوندی

دوباره یواشکی میری بیرون؟

واقعا میخوای انجمن رو تشکیل بدی؟

برادر

من سالها منتظر این لحظه بودم

من این مشکل رو با سانگ شی سی شروع کردم

اما هر بحرانی یک فرصته

چطور ممکنه حواسم نباشه

که به بانو هوا توهین کردم

و اون برای انتقام میاد؟

حتی اگه ما تحریکش نکنیم

اون دیگه نمیاد سراغمون؟

خانواده هوا پشتوانه قدرتمندی داره

نمیدونم کی ازشون حمایت میکنه

از نقشه هاشونم اطلاعی ندارم

اما انجام تجارت خیلی شبیه بازی ماهجونگه

اگه نمیتونی دست حریفت رو بخونی

تنها انتخاب اینکه خودت رو قوی تر کنی

بنابراین

برادر

التماس میکنم

ممنون، برادر

توی روزهای آینده رنگ و نخ ابریشم بیشتری درست کن

به جز سفارش های خانواده هوا

بقیه سفارشا حتی اگه سودشونم کم باشه

همشون رو قبول کن

الان چیکار میکنی؟

فقط برای احتیاطه

قبلا به جناب چن و بقیه گفتم

اما خانواده پین آر نذاشتن

این مدت باهاش ارتباط داشته باشم

ازت میخوام بجای من بری اونجا

درست کردن رنگ فکر خوبیه

اما بانو هوا دریاچه هوان هوا رو کنترل میکنه

جایی برای شستن ابریشم نداریم

برادر، به من اعتماد کن

به زودی جایی برای شستن ابریشم داریم

جی یینگ یینگ

!مادر

خیلی زیاده روی کردن

چطور جرات میکنن اینجا رو بگیرن

و نذارن ابریشم هامون رو بشوریم؟

این برای گذشته بود

اما حالا که اینجایی

ببینیم کی جرات داره سر راهمون وایسه؟

نگران نباش

تا وقتی اینجام، ازتون محافظت میکنم

ببینم کی جرات داره جلومو بگیره؟

البته، البته

اونا اومدن

رسیدن

برو

برو

از امروز به بعد

مهم نیست روز باشه یا شب

ابریشممون رو اینجا میشوریم

پسر بی فایده

که سربار خانواده زنت شدی

!برو خونه و پای مادرت رو بشور

!برو

شما دلقک ها

باهم شورش کردین

پدرم همیشه میگه

باید بیشتر فکر کنیم و کمتر عمل کنیم

و همیشه با دلیل بقیه رو متقاعت کنم

امروز میخوام باهاشون حرف بزنم

و راضیشون کنم

چرا فقط اونجا وایسادی؟

!بگیرینشون

صبر کن

خوب بهم گوش بده

الان جناب سانگ ازمون حمایت میکنه

جرات داری بهمون دست بزن

گوش کن

!توی دریاچه من اربابم

!اینجا جناب سانگ معنایی نداره

جناب سانگ کیه؟

!همشونو بزنین

!جرات کردی به جناب سانگ توهین کنی؟

توهین کردم، خب که چی؟

جناب سانگ

هنوزم میخوایم منطقی حرف بزنیم؟

!چه جراتی داری

!برو

عجله کن! دنبالش برو

بیاین بریم

برو کنار

...جناب سانگ

نمیدونستم شمایین، جناب سانگ

!بزنش

!بزنش

!بزنش

!بزنش

!بزنش

شکستت رو قبول داری؟

!هوا شیانگ رونگ، حقت بود

!اونا بودن که توی دریاچه دعوا کردن

همین الان بس کنین

[دیوان ابریشم]

ببین خراب شده یا نه؟

...خونریزی داره

خونریزی داره؟

!خونریزی داره

هوا شیانگ رونگ

چطور جرات کردی؟

منو زدی تا زخمی بشم؟

!چه جراتی داری

جناب سانگ نمیدونستم شمایین

اگه میدونستم

!جراتش رو نداشتم

نه تنها کتکت زد

!بلکه بهت توهینم کرد

!بهت توهین کرد

خفه شو

بهت توهین کرد

!تو خفه شو

الان یادم اومد

گفتی من عددی نیستم؟

...دارم بهت میگم

حتی بهت گفت یه تپه مدفوعی

منو اینجوری صدا زدی؟

آرزوی مرگ داری؟

خفه شو

پدر؟

خفه شو

!من زخمی شدم

!زانو بزن

!گفتم زانو بزن

میخوای بیشتر تحقیرم کنی؟

تو

با من بیا

چشم

شماهم میدونین

فقط ابریشمی که توی دریاچه هوان هوا شسته بشه

رو میشه تبدیل به ابریشم شو کرد

که رنگ روشن

و ماندگاری دارن

این چیزیه که ابریشم شو رو درست کرده

برای سالها

رنگرزی ها زمین های کنار دریاچه رو تصرف کردن

افراد عادی رنج میبرن و افسرها سکوت کردن

حالا که جناب سانگ

توی دریاچه دردسر درست کرده

میترسم کسایی که انگیزه مخفی دارن از این قضیه سوء استفاده کنن

بانو توی قصر مورد توجه هستن

اگه کسایی که بهش حسادت میکنن

نتونن داخل قصر کاری کنن

مطمئنا از بیرون دست به کار میشن

اگه اعلیحضرت بشنون که

خانواده اشون بخاطر موقعیت ایشون

مغرور، ستمگر

و سرکش شدن

فکر میکنین درباره ایشون چه فکری میکنن؟

مگه کسی که انگیزه های مخفی داره

همین الان جلو واینساده؟

درسته که انگیزه های خودمو دارم

اما

نیت بدی ندارم

میدونین

کی جناب سانگ رو به دریاچه کشوند؟

به نظر میاد میدونین

تو باهاشون چه فرقی داری؟

میتونم پسرت رو راهنمایی کنم

تا کارای بی پرواش رو کنار بذاره

و یه مرد شرافتمند و درستکار بشه

تو؟

چطور اینکارو میکنی؟

مطمئنم بعد آخرین ملاقاتمون

درباره وضعیت خانواده جی

و اینکه چطور آدمی هستم

به خوبی تحقیق کردین

بانوی بدنام دریاچه هوان هوا

اعتراف میکنم، جسارت خاصی داری

حرف بزن

چی میخوای؟

این حادثه

بخاطر اختلافات روی قلمرو دریاچه هوان هوا بود

این موضوع خیلی مهمه چون مربوط به پارچه ابریشمی شو میشه

اما اگه دریاچه مال همه باشه

و ادعای خصوصی ممنوع باشه

پس پسرتون فقط کنار دریاچه میچرخید

و وارد دعوا شد

...داری میگی

ازتون میخوام یه قانون جدید وضع کنین

که به وضوح بیان میکنه دریاچه هوان هوا برای همه مردمه

و اینکه هیچکس حق شستن ابریشم اونجا رو نداره

فکر میکنی اگه اینکارو کنم بهش توجه میکنن؟

کدوم یک از رنگرزی های اصلی که مدعی زمین های کنار دریاچه هستن

پشتوانه قدرتمندی ندارن؟

قانون شما نشون دهنده موقعیت شماست.

اگه ازش سرپیچی کنن، به وضوح و آشکار از قانون سرپیچی کردن

اگه این قانون رو وضع کنم، یعنی توهم پشتوانه قدرتمندی داری

حداقل

اونا جرات ندارن دوباره اذیتت کنن، درسته؟

معتقدم که

اگه بازم تلاش کنی

میتونی خانواده جی رو

به شکوه سابق برگردونی

اینو خودم گلدوزی کردم

[ثروت] میدمش به تو

چیه؟ نمیخوایش؟

به نظرت زشته؟

اینقدر واضح بود؟

!ژائو شیو یوان

بدش به من

!نمیخوام

فقط منظورم این بود که

میترسم نتونم یک شخص ثروتمند بشم

میدونی چرا اینو بهت میدم؟

بخاطر اینکه باهوشی

و در حال حاضر مملو از ایده های خلاقانه ای

و جایگاه خوبیم داری

تو هیچ منبعی رو کم نداری

و ثبات مالی داری

بخاطر اینکه همیشه دنبال بالا و پایین بودی

جایی برای نظارت باقی نذاشتی

حالا که اینطوره

بذار بهت یه نقاشی بدم

[یک سنگ بزرگ همراه با باد برمی خیزد و به آسمان می رود] درسته هیچ سنگی توی نقاشی نیست

اما ابرهای غلتان صعود باشکوهش رو به تصویر میکشن

یک زن تنها در جلوی یک کشتی ایستاده

و جذابیتش رو بی دردسر نمایان میکنه

کی میگه زن ها نمیتونن در برابر جزر و مد جلو برن؟

کی میگه اونا نمیتونن با جاه طلبی بدرخشند؟

اما چرا این زن

خیلی آشنا به نظر میرسه؟

اوج گرفتن به آسمان

مگه به این معنی نیست

که خیلی درکت میکنم؟

پس توام میدونی

چطوری شیرین زبونی کنی؟

بیا این نقاشی رو به پارچه ابریشمی تبدیل کنیم

ابرها، آب، کشتی

و حتی اون بانو

اگه به درستی انجام بشه

بافتنش نباید خیلی سخت باشه

با این حال

تسخیر ماهیت گسترده نقاشی

کار آسونی نیست

اگه از روش پنج لایه استفاده کنیم چی؟

با رنگ های ترکیبی تر

میتونیم تعداد رشته های سیاه و سفید رو برای

درست کردن سایه های مختلف خاکستری تنظیم کنیم

این میتونه برای سایه ها در ابرها و امواج کار کنه

سایه واقعا ایده خوبیه

اما اگه محدود به سیاه و سفید بشه

کل قطعه ممکنه بی جون به نظر برسه

میتونیم بافت ‌های ساده و جناغی رو جایگزین کنیم

اینطوری میتونیم

جریان طبیعت رو نشون بدیم

با تنظیم رنگ های غالب

میتونیم انتقال و حس حرکت رو ایجاد کنیم

هم از بافت ساده و هم از بافت پارچه‌ ای

برای بافت استفاده میکنی

و رنگ های مختلف رو برای تاکید بر نور و سایه استفاده میکنی

اگه اینجوری انجامش بدیم

ممکنه واقعا بتونیم

جوهره گسترده نقاشی رو نشون بدیم

باشه پس فورا میرم رشته و رنگ ها رو انتخاب میکنم

و یه نمونه گلدوزی میکنم

مگه کار مهم تری نداری؟

تنها کاری که الان باید انجام بدم صبر کردنه

بعلاوه این یه چیز مهمه

من اول میرم

[ثروت]

میدونم اشتباه کردم همسرم

من خانواده هوا رو شرمنده کردم

میخواستم از اون عوضی استفاده کنم

تا به خانواده جی یه درسی بدم

کی فکر میکرد آخرش جی یینگ یینگ سودشو میبره؟

بیا اینجا

بشین

اعتراف میکنم اینبار بی احتیاطی کردم همسرم

برای همین باختم

اما دفعه بعد حتما بهشون درس خوبی میدم

چند بار بهت گفتم

شخصا درگیر نشو

با بدنی که داری

اگه میتونی برنده بشی دعوا کن

!اگه نمیتونی، فرار کن

یواش تر، همسرم

همسرم

لطفا ناراحت نشو

قول میدم به حرفات گوش کنم

بعدا

یه کالسکه برام آماده کن

دارم میرم بیرون

همسرم میخوای ارباب رو ببینی؟

فعلا نیازی نیست

ارباب اقدام کنه

راحت میتونم یه دردسری درست کنم

تا رئیس سانگ رو مجبور کنم آروم بشه

بانو جی، با دیدن واکنشت

به نظر نمیرسه از دیدنم خوشحال شده باشی

اما حیف که

باید سر قولت وایسی

تو که نمیخوای زیر قولت بزنی، درسته؟

البته که اینکارو نمیکنم

جناب یانگ، از این طرف

[مغازه برنج هه شنگ]

!ببخشید

کجا فرار میکنی؟

درسته چیزای زیادی نمیدونم

اما میدونم میانبرها به خونه ات نمیرسن

تو نمیفهمی

توی خانواده من

هر چه مهمان برجسته تر باشه

پذیرایی آروم تره

!گو کوی، نباید اونو گاز بگیری

!مراقب باش، اون سمیه

تو گو کوی هستی؟

خوب

به نظر میرسه حتی سگ هام از شرور ها میترسن

یینگ یینگ؟

برادر

این کیه؟

اسمم یانگ است

مهمان محترم بانو جی هستم

یه آشنای تصادفیه

برادر، مادر خونه است؟

توی اتاقم ابریشم میبافتم

پس نرفتم حیاط جلویی

اما طبق کارای معمولش

حتما رفته لوازم رو بخره

!عالیه

برادر، برای جناب یانگ آب بیار

به نظر میرسه خیلی از آب خونمون خوشش میاد

باشه

عجله ای نیست

اینبار نیومدم اینجا

تا فقط یکم آب بخورم

بلکه برای دیدن یه دوست قدیمیم اومدم

یک آشنای قدیمی؟ کیه؟

یادم میاد پدر شما، عمو جی

سال ها پیش در مسابقه بافندگی برنده شد

و پارچه های ابریشم قرمزش خیلی مشهور شد

من اسیر درخشش اون شدم

حتی بعد از

تمام این سالها

هنوزم نتونستم فراموشش کنم

ولی کی میتونست پیش بینی کنه

همه چیز تغییر میکنه و هیچ چیز مثل گذشته باقی نمیمونه؟

جناب یانگ فکر کنم فقط برای یادآوری خاطرات نیومدی؟

برادر جی سالهای زیادی رو با پدرت بودی

مطمئنم که

برخی از مهارت هاش رو به ارث بردی

میترسم ناامیدتون کنم، جناب یانگ

وقتی نوبت به رنگ کردن ابریشم میرسه

در مقایسه با یینگ یینگ

من متوسطم

بیشتر ابریشم خونه ما رو اون رنگ میکنه

ابریشم رنگ شده رو آویزون کردین تا خشک بشه؟

بعضیاش توی حیاط جلوییه

برادر چرا آب نمیاری؟

باشه

عجله ای نیست

اولین باره به عنوان مهمان اومدم خونه اتون

بانو جی

چرا اطراف رو نشونم نمیدی؟

دوست دارم از نزدیک نگاه کنم

خونه امون ساده است

چیز زیادی برای دیدن نیست

یک خانه ساده

میتونه جذابیت منحصر به فرد خودشو داشته باشه

آب بیارم؟

[بانو ژائو، مادر ژائو شیو یوان]

بانو بهمون سر زدین

این باعث افتخار ماست

دخترم و جناب ژائو از بچگی همدیگه رو میشناسن

مگه قبلا در این باره صحبت نکردیم؟

فقط اینکه خانواده ژائو

خیلی با پسرهاش سختگیره

تا وقتی به جای درستی نرسن

بهشون اجازه ازدواج نمیدیم

به عنوان یک مادر چطور میتونم نگران آینده پسرم نباشم؟

ولی منم نمیتونم توی خانواده همچین تصمیماتی رو بگیرم

می فهمم

منم شما رو درک میکنم، بانو ژائو

فقط امیدوارم جلوی همسرتون

درباره ما حرف های خوبی بزنین

صادقانه بگم

قبل رسیدن به موفقیت هم

میتونن باهم ازدواج کنن

به نظرتون امتحان نکردم؟

اما شوهرم فقط فنجونش رو برداشت و بهم گفت

این چای سه لیانگ قیمت داره

اما توی فنجونی به ارزش ده لیانگ خورده میشه

به نظرتون اونا زوج خوبی میشن؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Raha

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.