Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
زیرنویس: از "Amir_Soap"
لالایی زمین
زیرنویس: از "Amir_Soap"
سلام.
این کوفته برنجی هستش.
برای تو.
ممنون.
از اینجا به بعد
با این زنگ برو معبد رو ببین.
باشه؟
چه صدای قشنگی داره.
مرسی.
چه زائره
دوشت داشتنی.
کوه ایشیزوچی، شیکوکو، 1932
مامان بزرگ.
بین چی گرفتم.
شام سوپ خرگوش داریم.
ایول.
خودم سوپ رو درست میکنم.
هر چه قدر میخوای بخور.
مامان بزرگ.
خوابیدی؟
مامان بزرگ؟
چی شده؟
جواب بده.
مامان بزرگ.
مامان بزرگ.
چرا رفتی؟
چرا؟
رین، مامان بزرگ باید بره.
دیر یا زود داره ولی سوخت سوز نداره.
انسانا میمیرن.
وقتی موقعش رسید، ناراحت نشو.
رین.
اینو یادت باشه.
رین، بعد مرگ مامان بزرگ،
باید بچه خوبی باشی.
اگه خوب و مهربون باشی
مردم هم باهات خوب رفتار میکنن.
ولی
لازم نیست برای این کار مطیع کسی باشی.
همون طور که هستی رفتار کن
و همه چی روبراه میشه.
مامان بزرگ.
عمراً گول کسی رو بخورم.
هیچ کی نمیتونه منو بزنه.
نه، مامان بزرگ؟
رین.
باریکلا دختر.
امروز نوبت تویه آب بیاری؟- آره.-
مامان بزرگت چطوره؟ یه چهار پنج روزه ندیدمش.
خوبه.
پس بهش بگو بعد از ظهر بیاد بریم قارچ بچینیم.
نه، نمیتونه بیاد.
مریضی چیزی شده؟
حالش خوبه.
واقعاً؟
واقعاً خوبه.
مامان بزرگ، این یه جامه مقدس هستش.
لطفاً تنت کن.
خواهشاً این لطفو بهم بکن.
میخوام موهاتم شونه کنم.
صورتتو تمیز کنم.
یه قبر هم برات درست میکنم.
میخوای کجا باشه؟
کنار پدر بزرگ تو کوه؟ یا تو حیاط پشتیه اینجا؟
بزار پاکت کنم.
مامان بزرگ.
مامان بزرگ.
اینجا چیکار میکنی؟
اینجا چه خبر شده رین؟
بهش دست نزن.
رین، چه مرگته؟
اون مامان بزرگ منه. صد سال سیاه نمیزارم ببریش.
دیوونه شدی؟
احمق.- بس کن.-
گمشو از اینجا بیرون.
تخم حروم.
حرومی.
بندازیدش تو انبار.
ببندیدش به ستون.
سفت ببندیدش.
تو دیوونهای رین.
رین! برداشتی مامان برگ مُردتو تو خونه قایم کردی.
دخترهی روان پریش.
تو یه هیولایی.
بهتره سر و تهش کنیم رو درخت خرمالو.
دیگه جو گیر نشید.
رین، به کاری که کردی فکر کن.
رین.
رین.
مامان بزرگ.
خودتی مامان بزرگ؟
رین، تو دختر خوبی هستی.
گریه نکن.
خودتو جمع و جور کن.
مامان بزرگ، قرار نیست بری معبد؟
مردم دارن برات مراسم خاکسپاریتو میگیرن.
نه، نمیرم.
همیشه کنارت میمونم.
رین، به دیگران اعتماد نکن.
فکر کن بقیه همهـشون یه مشت هیولان.
متوجه شدی رین؟
مامان بزرگ.
کجایی؟
الان کجایی؟
مامان بزرگ.
هی رین.
خوابیده. حتی گریه هم نمیکنه.
دخترهی چشم سفید.
تقصیر مامان بزرگش بود که اینقدر لی لی به لالاش گذاشت.
لوسش کرد.
ادب رو خورده، یه قلب آب هم روش.
یتیمه. مامان بزرگ به فرزند خوندگی قبولش کرد.
کدوم پدر و مادری این ولد چموش رو به دنیا آوردن؟
مامان بزرگ دروغ میگفت. اون بچه مال یه ایل و تبار اشرافی بود.
پس چه وروجک والا مرتبهای!
تو رین هستی؟
تو کی هستی؟
مال این اطراف نیستم. لطفاً آروم باش.
میشه باهات حرف بزنم؟
میخوام تنها باشم و نمیخوام با کسی حرف بزنم.
اسم من ساکیچی هستش.
از یه روستا تو جنوب میام.
میدونم تنها هستی و دلت برای مامان بزرگ تنگ شده.
مامان بزرگ رو میشناسی؟
میشناسم. زن خوب و خاکی بود.
از هر کسی برنمیاد یه بچه دیگه رو به فرزند خوندگی قبول کنه.
رین، تو میتونی بنویسی و بخونی؟ مامان بزرگ بهت یاد داده، درسته؟
تو دختر باهوشی هستی حتی با این که مدرسه نرفتی.
حروف رو بلد نیستم. نمیتونم بنویسم.
چه بوی خوبی. این سوپ چیه؟
سوپ خرگوش.
خوشمزه به نظر میاد، میشه منم بخورم؟
آخه گشنمه.
میتونم پیشم بخوری.
رین، چند سالته؟
سیزده سال.
هنوز بچهای.
خوشمزست. زیاد خرگوش شکار میکنی؟
حداقل روزی سه تا.
براشون تله میزارم. هنوز هشت تاشون تو کوه قایم شدن.
باریکلا. خب، من همهـشونو ازت میخرم.
با پوست خرگوش میتونی پول خوبی به جیب بزنی.
اگه میخوای بخری نمیخواد پول بدی.
دوست دارم بدم.
آخه لازمش ندارم به جاش...
کبریت میخوای؟
هر چه قدر میخوای بردار.
تا حالا ماهی خوردی؟
ماهی؟
مثلاً ساشیمی.
نه.
دوست داری بخوری؟ اونم هر روز مثل یه دختر تو خانواده ثروتمند؟
هر روز؟
آره، هر روز.
برنج با گندم چطور؟
چطوری میتونم داشته باشمشون؟
این که از کوهستان بری و به عنوان یه کارگر بیای جزایر.
اینجوری میتونی هر روز بخوریشون.
آقا، شما دقیقاً از من چی میخواید؟
مامان بزرگ همش بهم میگفت آدمای بد میان در خونه فقیرا رو میزنن
تا یه دختر ازشون بخرن.
البته ظاهرشون خیلی شیرین و مهربون میزنه و اصلاً بد به نظر نمیان.
به نظرت من این شکلیم؟
لابد باید تو یه جزیره دور افتاده باید تا سر حد مرگ کار کنم؟
نه جزیره میخوام، نه ماهی یا برنج.
هیچ وقت از اینجا نمیرم.
صبح به خیر.
دیشب کجا خوابیدی؟
تو معبد.
باز داری میری کوهستان؟
یعنی بازی کردن اونجا اونم کُل روز اینقدر حال میده؟
اونجا چی میخوری؟
چیزای زیادی هست. مثل ساقه مو، توت
یم کوهی، شاه بلوط
مراقب باش آتیش سوزی راه نندازی.
آتیش روشن نمیکنم.
اینجوری آدمای روستا میفهمن کجام و میان میگیرنم.
راجع به اون قضیه دوباره فکر کردی؟
این که برای کار بیای جزیره؟
خوابم برد.
البته نظر خودت مهمه.
تو دختر باهوشی هستی رین.
میبینم که میتونی رو پای خودت زندگی کنی.
ولی اگه بری به یه جزیره
میتونی 30 ین دربیاری.
میتونی اون قبر مامان بزرگ رو هم بسازی.
قبر مامان بزرگ؟
آره، یه قبر آبرو دار.
کار کردن اونجا آسونه.
میتونی زود برگردی.
میتونی این کارو به خاطر مامان بزرگت انجام بدی.
از بدو تولد برای دیگران کار انجام میدیم.
به این میگن روش زندگی.
کِی میتونم برگردم؟
تو تعطیلات تابستون میتونی برگردی.
اینجوری میتونی قبر مامان بزرگ رو بهتر کنی.
یه دختر خوشگل هم بشی.
لباسای قشنگ بپوشی تا زیباتر جلوه کنی.
قبر مَبر برام مهم نیست.
چون مامان بزرگ اون تو نیستش.
اون همیشه ور دله خودمه.
پس میتونه هر جایی باشه که تو زندگی میکنی.
آزادانه زندگی کردن تو کوهستان اصلاً مشکلی نداره.
ولی تو آینده میخوای چیکار کنی؟
برو به یه جزیره.
جزیره خیلی دوره.
فردا صبح میری و قبل غروب هم میرسی.
اسم اون جای زیبا جزیره میتارای هستش.
دریاش بزرگ و آبیه.
دریا؟
دریا...
یه عالمه جزیره کوچیک اونجا هستش. خوش به حال کسی که میره اونجا.
یه انسان باید حداقل یه بار تو زندگیش کنار دریا زندگی کنه.
زندگی کردن تو کوهستان کوچیکی مثل این تو رو افسرده میکنه.
دریای آبی؟
دریای بزرگ؟
آره، دریای بزرگ آبی. چرا نمیری یه بار ببینیش؟
غم و غصهـتو میشوره میبره.
قول میدم.
آقا.
میام.
میرم دریا.
خیلی وقته دوست داشتم دریا رو ببینم.
آره، میرم کنار دریا.
آقا، این دریا هستش؟
آره، اینجا دریاست.
بزرگه، مگه نه؟
آبی و قشنگه، نه؟
آقا، من عاشق دریام.
آقا، اون همون جزیرهایه که قراره بریم توش؟
نه، خیلی دورتره.
از اینجا نمیشه دیدش.
قراره با کشتی بریم اونجا.
عجب ترسویی هستی رین.
لازم نیست از این جور صداها بترسی. زندگی تو جزیزه این صداها رو هم داره
جزیره میتارای، دریای داخلی ستو.
رین.
رین.
نمیشنوی؟
کری؟
چه دختر پر روییه.
ساکیچی از اون دردسر سازاشو برامون آورده.
دو روزه هیچی نخورده فقط بی سر و صدا نشسته.
با کسی حرف نمیزنه مهم نیست کی باشه.
میخوای همین جوری بدون ادب کردنش بزاریش به حال خودش؟
از اون کله شقاست.
بد رفتاری فقط اوضاع رو بدتر میکنه.
باید باهاش متواضع و مهربون بود. صبر کلید حل کردن مشکلاته.
رین.
برو حموم کن و لباساتو عوض کن.
اینم لباسای تمیزت.
زود باش.
حموم کن.
آی
داری با مادر چیکار میکنی؟
عجب ولد زنایی هستی.
لباساتو عوض کن.
دارید باهام چیکار میکنی؟
نفهم.
ولم کن.
بس کن.
اگه بهم دست بزنید نمیبخمشتون.
چه بچهایه.
تا حالا دختری مثل تو ندیدم.
موش بخورتت.
تنهاش بزارید.
تاپاله.
یادم میمونه.
محکم زد پشتم، نمیتونم کار کنم.- محبت بهش نیومده.-
رین واقعاً مرغش یه پا داره.
از کوهستان اومده.- مثل یه کوه رو مخه.-
یه سنگ لازم نیست غذا بخوره.
تر دستی بلدی؟
یه جورایی.
منم یکی بلدم.
مامان بزرگم توش اوستا بود.
من و مامان بزرگ با هم بازی میکردیم.
مال من توش پوست صدف هستش.
پوست صدف؟
اینو میشنوی؟ صدای پوست صدفه.
میخوایش؟
همهشو میدم بهت.
همهـشونو؟
تو کی هستی؟
اسمم آسا هستش. صندوق دار مغازهی ساحل هستم.
الان تو دوست منی؟
دوست؟
من مردم رو یا دوست میبینم یا دشمن.
تو این خونه هم یه عالمه از دشمنام وجود دارن.
برای همینه هیچی نمیخوری؟
آره.
ولی این جوری فقط به بدن خودت صدمه میرسونی.
منو نگاه کن.
از همون به دنیا اومدنم پام لنگ میزد.
ولی چون سخت کار میکنم، آدما باهام خوبن و زندگیم راحت تر شده.
تو بدنت سالمه. اگه سخت کار کنی میتونی زودی بری خونه.
وگرنه بدهیت تا بهرش روز به روز گنده تر میشه.
و اینجا گیری میفتی.
اینا رو نمیدونستم.
اگه اینجا رو دوست نداری فقط بخور و سخت کار کن.
همین راه خروجته.
آهان.
مهربون به نظر میای.
شانس باهاته. صبور باش.
پس میخورم.
خیلی اینجا نمیمونم.
میخورم، میخورم و کار میکنم.
رین، سفت تر ببندش.
خیلی محکم.
رین، گردنمو آرایش کن.
یالا.
رین، سیگارمو خریدی؟
دل به کار بده.
سلام آقا، چرا نمیاید یه مدت خوش بگذرونید؟
آقا، قربونت بیا اینجا.
رین.
هی.
چیکار میکنی بیشعور.
کوری بچه؟
قربان، لطفاً ببخشیدش.
فراموشش کنید و بیاید خوش بگذرونیم.
قدم رنجه فرمودید قربان چرا نمیرید اونجا حالشو ببرید؟
رین، دمت گرم آب پاشوندی روش. ادامه بده.
رین، بیا یه کمکی بکن.
رین، هلش بده بالا.
رین، مشروب بیار. سریع باش.
واقعاً که خیلی سمجی.
مگه به خاطر همینم ازم خوشت نمیاد؟
مرسی.
به به، ببین اینجا چی داریم.
بیا با هم مشروب بزنیم تو رگ.
مردک، داری باهام چی کار میکنی؟
برام آب بیار.
مشروب بده.
قربان، اون فقط یه دختر بچهـست از این چیزا سر در نمیاره.
از این کارا باهاش نکنید.
یعنی نمیدونه مرد چیه؟
جالبه.
پس یه زنش میکنم.
سطل برای چی آوردی؟
مگه آب نمیخواستی؟
کوفت کن.
رین.
چه گوهی خوردی ننه خراب؟
دیگه از دستت آسی شدم.
گوه میخوری این کارو با مهمونا میکنی.
درد داره؟
اگه داره بگو غلط کردم.
بگو دیگه تکرار نمیشه.
قسم بخور از همیشه سختتر جون میکنی.
وایسا، اون فقط یه دختر بچهـست اگه بمیره میخوای چیکار کنی؟
حتما راههای بهتری هست که بشه از مد آخوندی درش آورد.
اون یه دیوسه یه دندست. آدم بشو نیست.
از کوه هم سخت جون تره.
هی.
من یه فکر خوبی به سرم زد.
بزار به کاری که میکنیم عادت کنه.
بزودی بزرگ میشه و میاد تو خط.
آره، همینطوره.
رین.
چرا تو هم نمیای تو قایق؟
گرفتی ما رو؟
آخه اینو چه به قایق.
میزنه مهمونا رو مگسی میکنه یا در میره تو یه قایق دیگه.
ولی به نظرم هیکل درست و حسابی ازش درمیاد.
بدن ورزشکاری داره.
جونم به این عضلات.
خانم.
استاد.
این قایق قضیهـش چیه؟
هزار بار بهت گفتم
منو بابا صدا کن نه استاد.
اینم مادر صدا کن.
استاد، خواهشاً بگید این قایق که دربارش حرف میزنید چیه؟
استاد.
باشه بابا میگم.
قایق قراره همراه با خواهرا از اینجا بزنه به دل دریا.
تا یه حالی به مردایه تو دریا بده
میشه من قایقرون این قایق باشم؟
تو رو خدا؟
خودم قبلاً قایقرون بودم.
ولی از اونجایی که دو سال پیش مشکل قلبی پیدا کردم اوضاع برام سخت شد.
قبلاً تو این کار حریف میطلبیدم.
اوستا، بزارید من قایق رو برونم.
تو رو خدا.
بزارید من قایق رو برونم.
استاد.
استاد سیری چنده؟ منو بابا صدا کن.
کاغذ، صابون.
همینا هستن؟
فکر میکنی اجازه دارم یه توقفی هم سمت خونهـم داشته باشم؟
زنا نباید تنهایی جایی برن.
البته تو هنوز یه دختری.
زودی برگرد تا کفر کسی درنیاد.
باشه.
خوبه.
دیر نکنیا.
باشه؟
گمشو پایین.
گمشو پایین از اینجا.
چی؟
این قایق تویه؟
بزن به چاک.
چند بار بگم.
من رینم.
چرا اسمتو بهم نمیگی؟
تو بلدی قایق برونی، مگه نه؟
به منم یاد میدی؟
کجا زندگی میکنی؟
من؟
اهل ایوم. آوردنم این جزیره.
کدوم قسمت این جزیره زندگی میکنی؟
تو مسافر خونهای که کنار اسکلهـست.
میخوام قایقرونی یاد بگیرم.
یادم میدی؟ تو رو خدا.
باید ریلکس پارو بزنی
خیلی به خودت فشار نیار.
اصلاً بهت امیدی نیست.
همین الانشم لُپ مطلبو یاد گرفتم.
فقط یکم زمان میخوام
تا درست انجامش بدم.
خیلی زود بهتر میشم.
رین، حاضری؟
رین، همهی تلاشتو بکن.
عقب نمونی.
رین، داریم از قایقای دیگه عقب میفتیم.
یالا سریعتر.
اینقدر قایقو تکون نده وگرنه خواهرا پرت میشن تو دریا.
آره.
نا سلامتی داریم میریم روزی در بیاریم.
حواستو جمع کن.
یه روز شاید با خودت بگی این تجربه خوبی بود.
شاید با یه ماهیگیر خوب ازدواج کردی.
هر روز برای ماهگیری باهاش میری دریا.
به به، اومدن.
قایق رونشون یه زنه.
تا حالا یه زن قایق رون ندیدم.
رسیدیم. زود بیاید بیرون.
بدو حراجش کردم قربان. نبری از دستت رفته.
قیمتت چنده؟
دو ین و پنجاه سن.
خیلی زیاده. فقط میتونم دو ین بدم.
پنجاه سن بهش بیشتر بدید قربان.
یا قبول کن یا نخواستیم.
من چی؟ منم فقط اندازه دو ین میارزم قربان؟
چقدر سکسی هستی؟ بَرو روتو بهم نشون بده.- بفرما.-
ننه بزرگ خودتی؟
نخواستیم بابا. هر چی کَرَمته بده.
خوبه، بیا بالا.
قربان، این یکی قند عسل چی؟
من چی؟ منو نمیخوای؟
اونم قشنگه. یه نگاه خوب بهش بندازید.
قربان، امشب وقتم تنگه.
واقعاً هیچ کی نیست منو ببره؟
به این شرط که پنج سال جوونتر بودی.
ببنند اون زیپ دهن سکسیتو.
رین، چرا قایقرونی میکنی؟
چون دریا و قایق رو دوست دارم.
خوش میگذره، نمیتونم بیخیالش بشم.
ولی پارو زدن براسی یه زن سخته.
من نگران بدنتم.
چی؟ به یه ورمم نیست.
میتونم با مردا رقابت کنم.
من زیپ دهنم مهر و موم داره.
پس راستشو بگو،
از اینجا خوشت نمیاد
میخوای برگردی کوهستان مگه نه؟
نه، میخوام یه قایقران واقعی بشم. ختم کلام.
اوضاع هوا مثل این فاحشه خونه ضد حاله.
احتمالاً ماهیگیرا دارن تو قایقشون مشروب میزنن.
امشب از پول مول خبری نیست.
مادر، میشه امشب کارهای خونه رو انجام بدیم؟
امشب میتونیم بترکونیم.
هیچ قایق دیگهای بیرون نیست یعنی رقیبی نداریم.
میتونید یه شبه بارتون رو ببندید.
کی قراره قایق رو برونه؟
من دیگه.
این یه ذره بارون منو نمیترسونه.
نخود مغز. همین بارون قایق رو واژگون میکنه و شوت میشیم تو دریا.
مشکلی پیش نمیاد. کارمو بلدم.
دهن گشاد، اینجوری همهمونو شهید میکنی.
چی شده؟
بابا رین دیوونه شده.
برای چی؟
بیاید بزنیم به دل دریا بزار من قایق رو برونم.
اوضاع بارون وحشتناکه. جو گرفتت؟
راحت میرسونمتون به مقصد.
بعدش خواهرا میتونن تو قایق ماهیگیرها بمونن.
تکلیف قایق خودمون چی میشه؟
من برش میگردونم.
بدم نمیگه.
لباساتونو عوض کنید.
برید لباس بپوشید.
عجب بارون خانمان سوزی.
چه جراتی داره این بچه.
شما دو تا مراقب خودتون باشید.
رین، مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟
آروم برو نزار خواهرا بیفتن تو دریا.
استاد، من دیگه رفتم.
خوبه. بهت اعتماد دارم.
با دقت پارو بزن.
با دقت.
هی، چه خوب که اومدی.
از نردبون بیا بالا.
بهت سه ین میدم. پاداشته.
اصلاً پنج ین میدم.
ممنون آقا.
رسیدیم خواهرا.- باریکلا.-
نگهم دار.
قراره امشبو بمونیم.
تو هم بیا بالا.
من مثل خواهرا نیستم.
مهم نیست. بیا یه نوشیدنی بزن و استراحت کن.
نه، به خدا نمیتونم این کارو کنم. هر کار دیگهای باشه انجام میدم.
پس نه، ممنون. شرمندم.
داری گریه میکنی؟
بابا نمیخوایم با بچهای مثل تو کاری کنیم.
بزار بهت پول بدم.
ده ینه. بگیرش.
مرسی.
مرسی.
حقا که دختر خودمی.
اصلاً انگار برای این کار به دنیا اومدی.
کاشکی میتونستم بهت نشون بدم دیشب بیرون چه تردستی کرد.
اونم تو اون بارون سنگین.
یوییشو، یوییشو
یه جوری داد میزد و پارو میزد که انگار بارونی در کار نیست.
واقعاً رین؟
با این دستای کوچولوت
کارتو خوب بلدی.
رین آینده ما هستش.
خدا کنه رین حالا حالا باهامون بمونه.
گنج ماست.
دور دونست.
تو بهترین خانم جزیره میشی.
رین، بگیرش.
یه کیمونویه. پاداش کارته.
چی شده؟
هیچی.
چِش شده؟
تعریف و تمجید خوشحالش نمیکنه؟
بابا فقط خجالتیه.
ناسلامتی فقط سیزده سالشه.
آره، هنوز یه بچهـست.
رین، داری غذا کِش میری؟
چی؟
نه بابا.
اون جای غذا هنوز رو لبته.
پاکش کن.
غذا کجا بود؟
چیکار میکنی؟
ککها رو میندازم بیرون.
بابا تو هنوز بچهای رین.
چرا برنجش اینجوریه؟
نکنه رین آب کم ریخته توش؟
کی میتونه برنجه به این سفتی رو بخوره؟
رین، بیا اینجا.
یالا رین.
چیه؟
تو برنج درست و حسابی آب نریختی، آره؟
زنیکه مگه میشه برنج رو بدون آب درست کرد؟
پس ببند اون دهنتو.
کُس مغزها.
یا خدا، عجب بی چاک و دهنی شده.
داری به اینجا عادت میکنی؟
بچهها به خانم از گل کمتر نگید وگرنه خشتکتون پارست.
خیلی شبیه مردا شده.
حتماً یادم میمونه.
تازه ممکنه تو قایق هم رات نده.
باید مراقب رفتارمون باشیم.
هر چی تو بگی رین.
آخه خانم رین بهترین زن قایقران تو ژاپنه.
مامان جون من میترسم.
آدمای غرغرو حقشون کف پاشون گذاشته میشه.- آره، کارمون دراومده.-
رین؟
تخم حرومیا.
کوفتم بخورید.
همهتون بمیرید جندهها.
مادر؛ باز رین دیوونه شده.
بابا.
بس کن.
مگه دیوونه شدی رین؟
فکر کردم آدم شدی ولی بازم؟
آخه چه مرگته؟
چته تو؟
اعتماد به سقفش رفته بالا. خیلی لی لی به لالاش گذاشتی.
رین.
این روزا چه مرگته؟
فازتو نمیفهمم.
همش خمیازه میکشی کار نمیکنی.
خود واقعیت اینی؟
چی شده؟ راحت باش.
سراپا گوشم.
کجا میری؟
ولش کن بابا.- ولی.-
اینجا جزیره کوچیکیه. جایی رو نداره بره.
خیلی زود برمیگرده.
یالا این گندو تمیز کنید.
باشه.
مامان بزرگ.
مامان بزرگ.
چی کار باید کنم؟
بهم بگو.
مامان بزرگ.
شدم یه آدم ترسناک مامان بزرگ.
مامان بزرگ، یه چیزی بگو.
چی شده؟
میگم...
لباسات کثیف شدن.
بیا خونه من.
قبل این که بری لباس بپوش.
اینجوری حتی نمیتونی راه بری.
ولی...
اشکالی نداره.
خونهـم صاف اونجاست.
باهام بیا.
امروز تنهام.
پس نگران نباش.
خانم...
تو رو خدا روشنم کنید.
من هیچی نمیدونم.
نمیدونم چیکار کنم.
گیج شدم، خیلی ناراحتم.
اولین بارته اینجوری میشی؟
آره.
وقتی برگشتی خونه
از مادرت دلیلشو بپرس.
تو خونهی من
هیچ کی نیست.
نمیتونم به کسی دربارش بگم.
واقعاً نمیتونم.
پس من بهت میگم.
اصلاً خجالت نداره.
هر زنی اینو تجربه میکنه.
از زن بودن بدم میاد.
نمیخوام یه زن باشم.
میخوام تا ابد یه بچه بمونم.
برو خودتو تمیز کن
و لباساتو عوض کن.
نه.
از زن بودن خوشم نمیاد.
نمیخوام یه زن باشم.
رین.
قربونت یه کار کوچیکی رو برام انجام بده.
آخه الان باید برم به نجار برای تعمیر قایق پول بدم.
چی کار میکنی؟
زورت میاد جواب بدی؟
حیفه بزار ماهیها برن.
دارن زجر میکشن بهت گفتم بزار برن.
اونا هم زندگی دارن بدجنس نباش.
نگاه.
جاشون تو تور بهتره حداقل صدمه نمیبینن.
نفهم.
خودتو اینجوری بندازن تو تور چه حسی بهت دست میده؟
من انسان نه ماهی.
همهـمون زندهایم.
ساده لوح.
من ساده لوحم؟
واقعاً فکر میکنی من ساده لوحم؟
باشه بابا برای خودت. راضی شدی؟
نه ممنون. نگفتم میخوامشون.
حالا یه چند تاشو بردار.
نه، نمیخوام.
برشون گردون تو دریا.
مسخره بازی راه ننداز. با هزار بدبختی گرفتمشون.
گرفتنشون خیلی باعث افتخارته؟ به خودت میگی مرد؟
اگه یه مردی بندازشون تو دریا.
میتونی؟
کِیفت کوک شد؟
راستشو بخوای
به نظرم شبیه ماهیام.
یعنی چی؟
من تو فاحشه خونهای که کنار اسکلهـست کار میکنم.
یه نوکر حلقه به گوشم.
مثل ماهیا تو تور گیر کردم.
ولی
ولی، نمیخوایم یه فاحشه بشم.
از این جزیره میزنم به چاک.
مثل ماهیهایی که آزادشون کردی.
که چی؟ به من چه ربطی داره؟
الان حالم بهتر شده.
این که خودمو پیشت خالی کردم
سبک شدم.
چیه؟
کثیفم؟
ترسیدی؟
چرا اینجوری لباس میپوشی؟ مثل یه زن باش.
اگه با هم باشیم بیشتر شبیه زن میشم.
رین، باهام بیا.
چیزی نیست که بخوای قایمش کنی.
اتفاقاً چیز شادی هم هست.
بیا امروز جشن بگیریم.
یه لباس درست بپوش.
موهاتو مدل بده.
آرایش کن.
اینجوری یه دلبر میشی رین.
میدونم دخترایی مثل تو برای این کارا خجالت میکشن.
ولی نمیتونی همیشه قایمش کنی.
چیز خوبیه، راست میگم.
ما منتظرتیم یه زن بشی.
خداییش منتظریم.
تونستی. الان یه بزرگسالی.
نمیدونم درباره چی حرف میزنی.
بیخیال.
برداشتی لباسی تنت کردی که تا حالا ندیدیم.
برامون سواله کی بهت دادش.
اینقدر فیلم بازی نکن.
این همون لباسیه که بهت دادم یه زن امروز صبح بهم دادش.
هنوز جای خون روشه.
معنیشم تابلویه دیگه. چیزی برای پنهون کردن نداری.
چی میگی بابا؟
این لباس سیری چنده؟
به چی زل زدید؟
کرید؟ مگه نشنیدید گفتم نمیدونم؟
احمق.
تا حالا دختری به پُر رویی تو ندیدم.
اینقدر نمک نشناس نباش.
من برات خرج کردم تا بیای اینجا. بهم مدیونی.
من یه زن نیستم.
پس صد سال سیاه با مشتریها نمیرم.
تو فقط یه نوکر تو فاحشه خونه هستی.
پس توقع نداشته باش باهات مثل یه دختر معصوم رفتار بشه.
اگه کتک خوردی، نگی چرا زدمت.
به درک. هر کاری عشقته بکن.
زبونتو میبرم.
بس کن، تو رو خدا بس کن.
رین
رین.
هی، اینو بخور.
ماهیش خوشمزست. امتحانش کن.
بس کن، تنهاش بزار.
رین، یه نگاه کن.
این همون کاریه که زن و مرد باید انجام میدن.
چیکار میکنی بیشعور؟
صورتت چی شده؟
از قیافه آخوند ترسناکتر شدی.
از الان به بعد، میشم یه هیولای واقعی.
مراقب باش گولمو نخوری.
تنبیه شدی مگه نه؟
دردتو درک میکنم.
درد؟ من فقط میخوام بمیرم.
خودتو نباز.
منم زدم تو کار صید ماهی تا از اینجا برم.
معدن؟
برای خرید یه قایق گنده، پول لازم دارم.
هر جا میخوای برو ایشالا هر چی سنگه بیفته رو سرت.
چی؟ چرا یدفعه میزنه به سرت؟
امروز آخرین روزیه که میبینمت
پس اومدم اینجا تا هر کاری میخوای باهام بکنی.
چرا؟
جنابعالی مردی دیگه، درسته؟
هر کاری عشقته باهام بکن.
پولم نمیخوام.
مجانی باهات میخوابم.
خوبه؟ دو سر بُرده.
بس کن.
نزدیکم نشو.
دختر عجیبی هستی.
بعداً میخوام حتی کثیفتر از این حرفا بشم.
نفهم.
پفیوس.
تو یه
دختره
نکبنی.
برای چی این کارو میکنی؟
بس کن بیشعور.
خوبه، همینه.
عوضی.
آشغال.
رین.
چه گوهی میخوری؟
موهای خودمه.
به تو ربطی نداره.
همش برای خودمه.
کمک، رین باز زده به سرش.
آخه هوا گرمه.
اینجوری وقتی عرق میکنم راحتترم.
موندم از دستش چیکار کنم.
رین مرغش یه پا داره.
هر چی بهش بگی بی فایدست. تنها بزار.
امیدی بهت نیست رین.
رین.
با رین چیکار کنیم؟
از وقتی فاحشه شده اصلاً حموم نرفته.
همیشهی خدا کثیفه.
لباساش مثل نفهما در هم برهمه.
حتی موهاشو کوتاه کرده.
ولی
علی رغم کثیفیش بازم با اختلاف زیاد جوونترینه.
خدا رو شکر که محبوبه.
شماره یکمونه.
ولی شده شبیه یه راهبه.
ول کن بابا.
میدونی که تو این کاسبی هر چی جلب توجه بیشتر باشه بهتره.
فروشمون بیشتر شده.
استاد.
امشبم قایق رو میرونم.
لازم نیست.
خود مشتریا برای دیدنت میان اینجا.
پس چرا بریم دریا؟
استاد.
نمیخوام کسی غیر از من قایق رو برونه.
اگه پارو رو ازم بگیری عواقبش با خودته.
روحنم خبر دار نمیشه چیکار میکنم.
خواستم حسابی روشنت کنم.
طرف عحیب الخلقهـست.
همه معمولاً از قایق بدشون میاد.
پول تو دریا کمتره. تازه خسته هم میشی.
زنای مسن میرن دریا چون اینجا مشتری گیرشون نمیاد.
ولی مگه ایشون گوشش به این حرفا بدهکاره؟
بهترین قایق ران زن ژاپن؟
کوچیک خانم رین هم هستیم.
رسیدیم، بریم سر وقت کار.
هی آقایون، این خواهر خوشگلا رو میخرید؟
من اینو میخوام، بدو بیا بالا.
فروخته شدم رین.
من سه ین و پنجاه سن میارزم.
چونه هم نداریم.
بپا.
بیا بالا قربونت برم.
تو مَردی؟
زنی؟ ای بزنم به خته.
تو همون رینی؟
چشمو گرفتی، بپر بالا.
تو فاحشه خونه مشتریا منتظرمن.
وقتشو ندارم اینجا بمونم. ایشالا یه وقت دیگه.
آقای ساکیچی.
غریبه به نظر میام؟
یه کم فرق کردم؟
چه بزرگ شدی.
نشناختمت.
خودت میدونستی اینجام.
مگه میتونستی نیای تو؟
هنوز زوده. فعلاً مشتری نیومده.
چرا نمیای یه چایی بخوری؟
نمیخواد پول بدی قربان.
ساکیچی.
یه مشتری داریم. بساط شراب رو آماده کنید.
مشتری این وقت صبح؟
یه مهمون ویژست، یالا.
ویژه؟ کیه؟
آقای ساکیچی از ایو.
آهان، اون یارو.
منم اون اینجا آورد و فروختم.
کجاست؟ تو اتاقته؟
میخوام شوتش کنم تو دریا.
طرف مشتریمه.
بهش چپ نگاه نمیکنی.
خودتم به خاطر اون افتادی اینجا. ازش متنفر نیستی؟
خیلی هم آدم خوبیه.
کودن مغز. تو رویا سیر میکنی؟
طرف به آخوند گفته زِکی.
اولش چرب زبونی میکنه بعد میفهمی چه کلاهی سرت رفته.
یاکوزاها معرفت و مهربونیشون از اون بیشتره.
گفتم طرف یه مشتریه. پس بتمرگ سر جات.
خوشحالم میبینم اوضاعت روبراهه.
همون طور که میبینی توپم.
الان به لطف تو
ماهی با برنج میخورم.
و زندگیم امن و امانه.
رفتی تو تابستون قبر مامان بزرگ رو ببینی؟
فبر مامان بزرگ؟ لازم نیست برم.
مامان بزرگ همیشه کنارمه.
کاری به قبر مبرش ندارم.
قبر درست و حسابی هستش. باید بری ببینیش.
باید به مامان بزرگ بگم که
رین بزرگ و خوشگل شده.
بهش میگم قربان.
چرا موهاتو زدی؟
موهای بلند بهت میومد.
آقا.
میخوام امروز پیشم بمونید.
شرمنده، یه قراری دارم.
زیاد وقت ندارم.
باید تا شب برگردم.
آقا.
از وقتی دیدمتون یه ذره هم عوض نشدید.
خیلی نرم و
مهربونید.
خیلی مهربونید.
آقا.
رین.
رین.
رین.
نمیدونستم اینقدر زور داری.
به تو هم میگن مرد؟ یعنی اینقدر بی عرضهای؟
یه جوری رفتار میکنی انگار میخواستم بکشمت.
بابا خب داشتی میکشتیم.
داشتم میکشتمت؟
ترسناک میزنم، مگه نه؟
رین.
اونقدر ازم بدت میاد که به خونم تشنهای؟
گذشتهها گذشته.
دیگه تا خِر خِره تو گوهم.
رین.
باید برم.
نمیخوای یه حالی بهت بدم؟
نه قربونت.
خداحافظ.
رین.
شنیدم ساکیچی دیشب مُرده.
از قایق ماهیگیری افتاده تو دریا.
آهان.
مُرده.
طرف شبیه یاکوزا بود.
ملت میگن شریکاش زدن کشتنش.
حقش بود. مرتیکه خون زنا رو میبلعید.
فکر کنم دیگه نمیخواست زنده بمونه.
این چیه؟
چی توشه؟
برای منه؟
خوشت اومد؟
قشنگه.
تا حالا چیزی به این قشنگی ندیدم.
تو یه عتیقه فروشی تو ناگازاکی پیداش کردم.
فکر کردم ازش خوشت بیاد.
آقا، دفعه قبل هم یه کاسه خوشگل بهم دادید.
چرا اینقدر باهام مهربونید؟
چون خیلی ازت خوشم میاد.
امشبم خدماتتو بهم تقدیم میکنی؟
آقا
من نه با مشتریام میخندم و نه باهاشون لاس میزنم.
همیشه خدا تو سر و کله هم میزنیم.
چرا ازم خوشتون میاد؟
رُک بودنتو دوست دارم.
فاحشه گری کار سختیه.
نمیتونی همش پیش مشتریا بخندی.
اگه میخوای بزنی به سیم آخر، بفرما.
تعارف نکن.
میتونم چیزای رو میزو بشکونم؟
معلومه که میتونی. بزن پدرشونو دربیار.
مسیولیتش کاملاً با من.
دمتون گرم.
همینه، ادامه بده.
آره، تو میتونی.
رین، نظرت در مورد اون آقا چیه؟
دست و دلبازه، مگه نه؟
مهربونه.
خوش مشرب و بامزست. وقتی پیششم احساس راحتی دارم.
اون مدیر عامل اتحادیه صنفی هستش.
یه تُن پول داره.
میگه اگه خودتم بخوای
میتونه باز خریدت کنه.
منو میخره؟
چه سورپرایزی.
نظرت چیه؟ خوشت نمیاد؟
نونت تو روغنه.
یه زندگیه لوکس و عالی نصیبت میشه.
متاستفانه
نمیخوام معشوقه یه فسیل بشم.
بهش بگو نه.
اصلاً هیچ آرزویی نداری؟
جدی داری میگی؟
اشتباه برداشت نکن
من هدف خیلی بزرگتری دارم.
چی هست؟ بگو.
که تنها باشم.
رین نه دارایی کسی میشه نه کمک هیچ بنی بشری رو میخواد.
رو پای خودم زندگی میکنم.
قشنگه.
گرونم میزنه.
از کجا اومده؟- مال ژاپن نیست.-
باورم نمیشه ساخته دست انسانه.
چیکار میکنید؟
بهش دست نزنید.
مال منه.
این ندید بدید بازیا چیه؟
چی اینقدر قشنگه؟
رین.
از هر چی ناراحت هستی، دق و دلیتو سر چیزای اینجوری خالی نکن.
نفهمیتو میرسونه.
جلومو نگیر.
تو باهوش و بی رقیبی.
ولی نفهم و کله شق هم هستی.
سخنرانی نکن بینیم بابا.
بقیه رو ریز میبینی و خودتو گنده
ولی همیشه نمیتونی به خودت تکیه کنی.
خوب بهش فکر کن.
هر چی میگی آب در هاون کوبیدنه.
حرفات بیخ ریش دل خودت.
رین.
رین.
خاک یه چیز مقدسه
قدرت عظیمی داره.
ازش گیاها و درختا تغذیه میکنن.
انسانها هم همینطورین.
اگه جاییت صدمه دید، روش خاک بمال.
زود درمون میشه.
وقتی به مشکلی خوردی
رو زمین دراز بکش.
بپرس باید چیکار کنی
این بهت کمک میکنه رین.
مامان بزرگ.
مامان بزرگ.
نمیدونم چی کار کنم.
برگرد کوهستان رین.
یه عالمه خاک اونجاست.
پس برگرد اونجا.
باشه رین؟
چجوری میتونم برگردم کوهستان؟
راهی برای رفتن نیست.
مامان بزرگ، اینجایی؟
مال کجاییه؟
چرا قایقتو اینجا گذاشتی؟
گم شدی؟
کار خلافی کردی و فلنگو بستی؟
آره؟
تا حالا این اطراف ندیدمت.
مال این جزیره نیستی؟
از ایو میای؟
داری برمیگردی اونجا؟
تو رو خدا
بزار سوار این قایق بشم.
تو رو خدا آقا.
خواهش میکنم آقا.
نمیخوام برم ایو.
حالا هر چی.
کلاً میخوام از اینجا برم.
هر کاری براتون میکنم.
کری؟ نمیشنوی؟
تو رو خدا جواب بده.
یه چیزی بگو.
نمیزاری سوار قایقت بشم؟
جون هر کی دوست داری آقا.
تو رین هستی، آره؟
اسممو از کجا میدونی؟
ماهی یه بار میام اینجا ولی نه برای کار کردن.
میخوام
میخوام به دخترایی مثل تو بشارت بدم.
بشارت دیگه چیه؟
تو کی هستی؟
اسمتو بگو.
من یه کشیشم. از جزایر این منطقه دیدن میکنم.
اگه یه کشیشی، پس کمکم کن.
بزار سوار قایقت بشم.
تا حالا هیچ وقت از کسی کمک نخواستم. ولی تو رو خدا.
کاشکی میتونستم کمکت کنم ولی امروز نمیشه.
تو برای فرار پول میخوای.
قطعاً یه روزی بهت کمک میکنم فقط صبر کن.
دیگه تحملم طاق شده.
میخوام همین امروز برم.
قول هیچ کی رو قبول ندارم.
رین.
چرا اینقدر بدبینی؟
اگه اعتماد نکنی کسی بهت کمک نمیکنه.
حرف مفت نزن.
میخوای سرمو شیره بمالی.
فقط رفتنت به ایو کمکی نمیکنه چون میفتن دنبالت.
باید یه جای دور فرار کنی و برای این کار پول لازم داریم.
چجوری میتونیم این پولو به دست بیاریم؟
نمیتونم بگم.
ولی رین
تا وقتی دوباره بیام اینجا هر اتفاقی که افتاد، نمیر.
زنده بمون.
ای خدایه توانمند
لطفاً به این دختر حقیر خود کمک کن.
جمعش کن بینیم بابا.
من رو هیچ کی حساب نمیکنم.
خودم آزادانه زندگی میکنم.
هی.
بهتون یه تخفیف تپل میدم چرا نمیاید تو؟
باشه، قبوله.
خانم، مهمون آوردم.
قدم رنجه فرمودید.
لطفاً برید بالا.
رین.
چرا مشتریه منو کِش رفتی؟
هی، جواب بده.
مشکلی داری؟
زندگی یه فاحشه یعنی جنگ.
اگه فردین بازی اینجا آدم حساب میشد یه روز هم زنده نمیموندیم.
من الان یه فاحشهـم پس تمام زورمو میزنم.
نمیخوام به فنا برم.
خیلی جو برت داشته. شرط میبندم اونجات میپوکه
و نِفله میشی.
تو که قطعاً میشی.
من از زمان به دنیا اومدنم هیچ وقت مریض نشدم.
این که سه چهار برابر بیشتر از شما مرد تور کنم تاثیری روم نمیزاره.
خانم مادر زادی فاحشهـست.
آره، من یه زن هرزم.
کثیفم.
کثیف باش تا خشتک جامعه رو بکنی کراواتاش.
کیر تو حلقت.
پس تنتون میخاره؟
جنده.
بابا، بیا اینجا.
رین باز دعوا راه انداخته.
رین، بس کن.
گمشو ببینم.
رین، تمومش کن.
بازم؟
خاک عالم بر سرم.
خواهشاً به دل نگیرید.
رین، حقتو میزارم کف دستت.
تموم گیساتو میکنم.
رین
حتی برای فاحشهها هم قانونای نانوشته وجود داره.
باید بهشون احترام بزاری.
فاحشه باید مشتری تور کنه افتاد؟
تا جیبای جنابعالی پر پول بشه.
چی میبافی برای خودت؟
تو که بعضی وقتا مجانی با مشتریا میری.
برای چی؟
فقط میخوام حالتو بگیرم.
ولی
بازم بیشتر از بقیه مشتری جور میکنم.
یه چند تا مجانی ورشکستهـت نمیکنه.
پس برای چی بعضی وقتا پول مشتریا رو میدزدی؟
احمقا حقشونه این بلا سرشون بیاد.
ختم کلام.
رین
اگه بخوای همینجوری بزنی جاده خاکی
بالاخره اون بلا اصلیه سرت میاد.
حالیت نیست؟
حالیمه.
1935
رین.
پاشو خیلی زیاد میخوابی.
تاریکه.
هوا امروز طوفانیه؟
طوفانی؟ چرا شر و ور میگی؟
الان یه روز قشنگ و آفتابیه.
جون من؟
خوابم میاد.
وحشتناک خوابم میاد.
هیکلتو از اینجا ببر بیرون و صورتتو بشور.
چه مرگته؟
عجیبه. چشمات مشکلی داره؟
کور شدی؟
جرات داری یه بار دیگه بلغور کن.
تا چوب کنم تو یه جاییت.
چرا فکر کردی کورم؟
چرا؟ بگو بینم.
چون مشتری زیاد بلند میکنی.
پس فکر کردم شاید چشمات یه مریضی گرفته.
چه مریضی؟
مریضیش چیه؟
بس کن رین.
برو گمشو.
احمق.
تاپالهی متحرک.
کجایی؟
کجا فرار میکنی؟
بیا جلو.
بیمارستان.
وضعه هر دو تا چشمات بده.
سمت راست که کاملاً کور شده.
سمت چپ هم به زور تا سی سانتی مترو میبینه.
مزخرف تحویلم نده.
من فقط خستهـم.
تو خیلی کار کردی
همینم باعث شده کور بشی.
ولی هنوز سنی نداری.
به خودت فشار نیار تا حالت بهتر بشه.
با ارشدت حرف میزنم.
دکتر.
تو رو به مولا به کسی نگو.
میخوام این یه راز باشه.
دکتر تو رو خدا نگو.
به هر کی میپرستی.
خواهشاً دکتر.
رین، چشمات خوب شدن؟
میتونم ببینم.
الحمد الله.
همه چی واضح هستش.
راست میگی؟
گفتم میتونم ببینم.
پس چرا دیگه قایق رو نمیرونی؟
میتونی برونیش؟
آره.
بیا بزنیم به دل دریا.
لباس بپوشید.
رین، این کارو نکن.
چجوری میتونی وقتی چشمات نمیبینه قایق رو برونی؟
سر به هوا نباش.
حالم خوبه.
از دریا یا
قایق نمیترسم.
بیاید بریم.
قایق داره چپه میشه.
رین، بیا برگردیم. جون مادرت.
خفه شو.
ولی رین
اون قایق رو نمیبینی؟
داری قایقو میکوبونی به یکی دیگه.
رین، وایسا.
کمک.
یکی کمک کنه.
میتونم ببینم.
خیلی واضح میبینم.
رین، مهمون اومده، بدو بیا.
نه.
حالشو ندارم.
چی داری زر میزنی، حاضر شو.
استاد، نکنه ملت فیتیش کور دارن؟
چون از این خبرا نیست.
برای این که من کور نیستم.
باشه بابا، نخواستیم.
رین.
دیگه نمیخوای موهاتو کوتاه کنی؟
قیچی رو گم کردم.
رنگت پریده.
چون دیگه بیرون نمیرم.
این آخرا دیگه زیاد حرف نمیزنی.
چون حالم از مردم به هم میخوره.
یه مشت عجق وجقن.
شنیدم دیگه مشتری قبول نمیکنی.
چون از این کار سیر مونی گرفتم.
میتونی پولی که درمیاری رو جمع کنی
و با پولت و یه دکتر خوب تو هیروشیما
چشمات مثل روز اولش میشه.
چشام مشکلی نداره.
بین خوب یا بدتر دیدن چیزا، هیچ فرقی نیست.
دیدن دیدنه دیگه.
پس، نظرت چیه برگردی شیکوکو
بشی یه زائر و بنده خدا بشی؟
فکر کنم اینجوری دوباره چشمات خوب بشه.
برگرد شیکوکو
زائر شو.
آره، قراره بال دربیارم و از اینجا پرواز کنم.
جیک ثانیه گیرم میندازن.
فاحشهها هیچ وقت آزاد نمیشن مگه اینکه علیل بشن.
فقط اون موقع میتونم یه زائر بشم.
راست نمیگم؟
سیزده سالگیت اومدی اینجا و الان شونزده سالته.
میتونی سال بعد از شر این قرار داد خلاص بشی.
قرار داد تا بیست سالگیم تمدید شده.
از وقتی کور شدم اوضاعم قاراش میریش شده
که بدهیمو سنگینتر کرده.
موندم با رین چیکار کنم
این آخرا فقط چهار پنج تا مشتری میان پیشش.
فعلاً که داره پول درمیاره پس نگهش میداریم.
ولی من نگران شایعاتم.
میگن یکی از زنامون مریضی گرفته
و باید ازمون دور بمونن. این جوری کاسبیمون به فنا میره.
نگران نباش.
زمان مرحم مشکلاته. دوباره ملت سرازیر میشن سمت رین.
رین.
رین.
امروز هشتم آوریله.
روز بودا.
میخوای بیای معبد و چاییه گیاهی بخوری؟
چایی؟
بختتو باز میکنه.
چرا نمیای پایین؟ میبرمت معبد.
این چایی دیگه چه زهرماریه؟
نمیخوام برم.
رین، کجا میری؟
کجا میری؟
ولش کن.
لابد میخواد بره همین دور و برا.
رین.
رین.
کیه؟
کیه؟
کی داره صدام میکنه؟
رین.
ولم کن، چیکار میکنی؟
نگران نباش رین.
تو داشتی منو صدا میکردی؟
ولم کن ببینم.
تو کی هستی؟
رسیدیم، بپر تو قایق. اصلاً نگران نباش.
قایق؟
قایق؟
با قایق میخوایم بریم معبد؟
تو کی هستی؟
تو رو خدا بگو.
میخوای بهم تجاوز کنی؟
از کوریم سو استفاده کنی این جور آدمی هستی؟
بگو کی هستی دیگه.
جواب بده.
تشنهـت نیست؟
آب پشت سرته.
کوفته برنجی هم همونجاست.
هر چقدر میخوای بخور.
رامون طولانیه.
تو کی هستی؟
یه مدت پیش همو دیده بودیم؟
همون کشیشیه؟
نگران نباش.
میبینم که دختر خوبی شدی.
میبرمت به اونجایی که میخواستی بری.
مگه میدونی میخوام کجا برم؟
از جزیره بری و برگردی ایو دیگه؟ از این خبر دارم.
میبینم که همون کشیشه هستی.
نیازی به حرف زدن نیست.
گذشتهها گذشته.
باید ادامه بدیم.
با این قایق بریم شیکوکو.
دیگه هم برنمیگردی این جزیره.
دیگه یه فاحشه نمیشی.
حالا هر اتفاقی که برات بیفته، باشه؟
آقا، شما...
شما...
شما واقعاً...
این ده ین هستش.
با این پول برگرد شیکوکو.
برنگرد همون کوهستانی که قبلاً توش زندگی میکردی.
یه زائر شو و از معبدها دیدن کن.
به دوست راهبم در موردت میگم.
آقا
ممنون.
مرسی.
بزار پارومو بزنم.
مرسی.
آقا.
آقا.
بس کن.
هر چقدر ازتون تشکر کنم بازم کمه.
بابا بزار قایق رو برونم.
باید قبل از غروب خورشید برسیم اون سمت.
ممنون.
تا عمر دارم کمکتون رو فراموش نمیکنم.
لطفاً اسمتون رو بهم بگید آقا.
این لطفو بهم بکنید.
رین.
بهتره که نگم.
نیازی به دونستنش نیست.
نه، نمیتونم این ده ینو مجانی بگیرم.
تو رو خدا آقا.
هر کاری دوست داری باهام بکن.
این نحوه تشکر منه.
لطفاً دست رد به سینم نزن.
رومو زمین ننداز.
این حرفو از دید یه فاحشه نمیزنم.
راست میگم آقا.
از ته قلبم میگم.
تا آخر عمرم اینو فراموش نمیکنم.
این روش تشکر کردنه رینهی کور هستش.
لطفاً قبول کنید.
خواهشاً.
التماس میکنم.
پایان.
زیرنویس: از "Amir_Soap"
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.