All language subtitles for Blossom.2024.S01E34

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

همسر ارباب یینگ

خواجه وانگ اعلیحضرت چطورن؟

خواهش میکنم بیاین تو

...می سون

وضعیت اعلیحضرت به سرعت داره بدتر میشه

این اینجا چی کار میکنه؟

حتما جناب جی وقتی به

دیدن اعلیحضرت اومدن جا گذاشتن

میخوام بهت سیزده نقطه طب سوزنی اهریمنی رو یاد بدم

یه نقطه روی زبون به اسم های چوان هست

زدن یه سوزن به این نقطه

تاثیر زیادی روی افرادی که

در مرز مرگ هستن داره

جی یونگ

همیشه حقه میزنه

و هیچ وقت درست صحبت نمیکنه

مشخص شد چیزی که بهم یاد داده برای امروز بوده

همه چیز بخشی از نقشه اونه

که دست خائنین رو رو کنه و نظم رو برگردونه

به عنوان مسئول عمارت شاهزاده چینگ منصوب شد

و طوری تظاهر کرد که انگار به ما پشت کرده

ولی همه چیز تحت دستور اعلیحضرت بوده

موقع تحقیق درباره ی پرونده فوتینگ

اعلیحضرت میدونستن

که مرگ ارباب دینگ

تقصیر شاهزاده چینگ بوده

برای همین

گذاشتن شاهزاده چینگ شورش کنه

تا تمام خائنین خودشون رو

یک به یک نشون بدن

و با یه ضربه از بین ببرتشون

جی یونگ همه رو

از جمله من و سونگ مو رو گول زد

هرچند تعداد کسایی که از شاهزاده چینگ حمایت میکنن

از چیزی که اعلیحضرت فکرش رو میکردن بیشتر بود

بعضی از شاهزاده ها

حتی بدون هیچ ترسی طرف شاهزاده چینگ رو گرفتن

کسی که این

نقشه رو رهبری می کرد

در اصل نزدیک ترین شخص به اعلیحضرت بود

و ما رو امروز به این نقطه رسوند

ممکنه هنوز چیزی تموم نشده باشه

خواجه وانگ

با اعلیحضرت بهم کمک کن

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژی)

=قسمت اخر=

ترکیب یوان یانگ رو نگه دارین

اماده شکستن محاصره باشین

دیگه توانی برای حمله ندارن

حمله کنین

کسی رو زنده نذارین

همشون رو بکشین

(قصر سلطنتی)

نیروی کمکی اومد

اعلیحضرت

همه شما توسط خائنین گول خوردین

و یه شورش ناعدلانه رو راه اندازی کردین

این رو بهتون قول میدم

اسلحه هاتون رو بیارین پایین

به راه درست برگردین

اینطوری مجازات نمیشین

وگرنه

خاندان سلطنتی شمارو نابود میکنه

خائنین

هیچ وقت ارامش پیدا نمیکنن

نگهبانان تنگ شیانگ گوش کنین

فرمانده شما سونگ هان

شما رو گول زده

و شما رو وادار به خیانت کرده

اعلیحضرت از خیلی وقت پیش

این حقه رو برای شما ترتیب داده

هیچ فرصتی

برای بردن ندارین

کسی عقب نشینی نمیکنه

هرکسی عقب نشینی کنه

اعدام میشه

پدر

ولیعهد به قتل رسیده

طبق قوانین

من باید سلطنت رو به ارث ببرم

برادران

ما چندین سال تموم سختی کشیدیم

تا به امروز برسیم

با شورشیان مقابله کنین

و از ملت مراقبت کنین

یا الان یا هیچ وقت

با شورشیان مقابله می کنیم واز ملت مراقبت میکنیم

هیچ فرصتی برای عقب نشینی نیست

به قصر حمله کنین و نشان سلطنتی رو به دست بیارین

وقتی موفق بشیم افتخار از آن ماست

حمله

می سون

این بار

ناامیدت نمیکنم

عالیجناب خبر بد

ولیعهد و ارباب جوان یوان یانگ

از سمت جنوبی قصر دارن حمله میکنن

وانگ شینگ یی و ارباب جی هم

رهبری نیروی زیادی رو به عهده دارن

پدر

ببخشید که دیر رسیدم

زانو بزنین

خواهش میکنیم به قصر برگردین ولیعهد

حواهش میکنم به قصر برگردین ولیعهد

دو ژائو میخواست اینو بهتون بدم

ضروریه

(ملکه میخواد در طول جشنواره فانوس)

(وقتی نیستین شورش به پا کنه)

(بعد خوندن این نامه)

(فورا برای مقابله باشورش به قصر برگردین)

(و از امنیت ملت مطمئن بشین)

اعلیحضرت من 40 هزار نیرو از سه اردوگاه

برای محافظت از سلطنت باخودم اوردم

شاهزاده چینگ

نیروهای خارج از پایتختتون

کاملا از بین رفتن

خودتون رو تسلیم کنین

ارباب جینگ ،ارباب جی هوای و ارباب یو آن

همه به جرایمشون اعتراف کردن

عالیجناب

این مبارزه شکست خورده

بلند بشین

گفتم بلند بشین

بلند شین

بلند شین

گفتم بلند شین

جی یونگ

مثل یه استاد بااحترام باهات رفتار کردم

و هرکاری کردی تحمل کردم

چرا بهم خیانت کردی؟

من به دنبال شهرت و قدرت بودم

تا بتونم دربار رو از مقامات فاسد نجات بدم

و سلسله رو از سقوط حفظ کنم

مهم نیست که چطور باهام رفتار میکردین

شما هیچ شخص خاصی

جز ریشه ای برای این خیانت که باید از بین میبردمش نبودین

باید انتقام بی عدالتی که در حق ارباب دینگ

و زجری که مردم کشیدن

گرفته بشه

از کی تاحالا انتقام به مردم ربط داره؟

چه شوخی خنده داری

انجامش دادیم

عدالت چیزیه که ما براش مبارزه کردیم

ولم کنین گفتم ولم کنین

اعلیحضرت ولیعهد به سلامت به قصر برگشتن

خواهش میکنم خاله رو

از مجازات مرگ عفو کنین

وضعیت ملکه

موضوع درباره

و به تو

و من

ربطی نداره

برو کنار

به خاطر این

تا قصر سلطنتی اومدی؟

الان دارم بهت میدمش

بگیرش

حتی خودتم میدونی

کارهای نیک تو به اندازه ای نیست که بتونی وزن سلطنت رو به دوش بکشی

نمیتونم این کارو بکنم

ولی شاید مادر بتونه

وقتی که ایشون دربار رو رهبری کنه

و من هم به سلطنت برسم

می تونیم امپراتورهای زیادی رو کنار بزنیم

این رو بهش مدیونین

مادرت نیمی بیشتر از زندگیش رو سختی کشید

و من همیشه خیلی خوب این به یادم بود

به خاطر همین هم ملکه بود

ملکه ست

ولی نه تنها شب و روز به شما رسیدگی کرده

بلکه از جانب شما وقتی که مریض بودین

به کارهای دربار رسیدگی کرده

به خاطر رسیدگی به کارهای دربار بیناییش کم شده

ولی تاحالا به همسرتون فکر کردین؟

شما ازش میترسیدین

همونطور که از جیانگ می سون میترسیدین

یوتینگ

میدونی چرا شکست خوردی؟

وقتی شانس طرفت باشه همه چیز بر وفق مراد پیش میره

اگه نباشه هم کسایی که قدرت زیادی داشته باشن

هم خودشون رو بی دفاع میبینن

تو قلب پدر

ارباب دینگ و ملکه وان

بابت دستاوردهاشون برای ملت تو دودنیای مختلفن

پس

همه ی اینا

همه ی اینا برای جیانگ می سون بود؟

می سون ثروتش رو

به پای مردم گذاشت

زندگیش رو برای کشور به خطر انداخت و هیچ متحدی نداشت

تو و مادرت چی کار کردین؟

کی باعث شد

مریضی من بدتر بشه؟

قبل از این که منو مجازات کنین

یه سوال دیگه دارم

از کی

شروع به برنامه ریزی این نقشه کردین؟

حاکم

تحقیق میکنه

کی از شکنجه استفاده کرده؟

کی به می سون صدمه زده؟

به هیچ کس نباید رحم بشه

و نام سلسله جدید

(بنا به دستور بهشت امپراتور فرمان میدهند)

نشانه های خوش یمن دیده شدند

و نام دوره سلطنتی به فنگ مینگ تغییر میکنه

فنگ مینگ؟

چطوره که ازاین به عنوان نام دوره جدید استفاده کنی؟

احترام به دستاوردهای گذشته به عنوان راهنمایی برای اینده

و از بین بردن شک و تردیدهای مربوط به قانون

میراث اجدادمون رو حفظ کن

و زندگی مردم رو بهتر کن

با قوانین محکم

میتونیم صلح رو برای مردم برگردونیم

دارم فکرمیکنم اون وزاری پیر وزارت تشریفات این رو تایید میکنن یا نه

کی اهمیت میده تایید میکنن یا نه؟

تا زمانی که ما به یاد داشته باشیم کافیه

تا زمانی که ما به یاد داشته باشیم

بازرسی زمین ها

کنار گذاشتن مقاماتی که هیچ سودی ندارن

از بین بردن جنگ

و متوقف کردن افراد قدرتمند

و جاه طلبی های اون ها

تا زمان مرگش

نتونستم این کارها رو بکنم

قبل مرگم

حداقل باید تلاش کنم

ولی اون فقط یه مقام درباری بدون هیچ ارتباط فامیلیتی بود

ولی همین مقام غیر فامیل

جونش رو برای نجات مردم به خطر انداخت

تویی که پسر خودم بودی

سعی کردی منو بکشی تا سلطنت رو به دست بیاری

فکر کردین

ادمایی مثل مو چوان و ارباب جینگ

واقعا از شما

و ملکه وان حمایت میکنن تا شما امپراتور جدید بشین؟

فقط میخواستن از شما استفاده کنن

تا ثروت بی پایانشون ازدست نره

مقامات فاسد دربار

همشون بهم ربط دارن

و با خاندان های

اشراف زاده و خاندان سلطنتی در هم می لولن

اون موقع

که درباره ی پرونده فوتینگ تحقیق میکردم

میدونستم که

تو تنها شخص گناهکار نیستی

میخواستم کاری کنم که همتون خودتون رو نشون بدین

تا در یک حرکت از بین ببرمتون

خیلی بی رحمی

حاضری که همسر و فرزند خودت رو نابود کنی

کاری کنی که برادران و عموهات

دست از قدرتشون بکشن و مجازات بشن

چندین و چندبار

به خاطر این نقشه بزرگت نقش بازی کردی

اعلیحضرت

خیانت شاهزاده چینگ غیر قابل انکاره

گارد سلطنتی رو خبر کنم؟

اعلیحضرت

من باور دارم که امشب کار ارزشمندی کردم

و میخوام ازتون درخواست کنم

که دو فرمان سلطنتی اعلام کنین

میخوای

اعدامش کنم؟

کسانی که مرتکب خیانت میشن

دست از مرگ و زندگی میکشن

نیت اصلی اون در قدرت و قلمرو طلبی بوده

و برای این پا روی پدر و اعضای خانواده اش گذاشته

درخواست میکنم

که شاهزاده چینگ رو در باغ غربی زندانی کنین

ایشون رو تو یه اتاق سه متری بدون نور افتاب زندانی کنین

و هرروزه از دستاوردهای اعلیحضرت

و ولیعهد بهشون بگین

نه این نه

هرچیزی جز این

ببریدش

منو بکش

ببریدش- منو بکش-

پدر

پدر التماس میکنم منو بکش

پدر

پدر

حتی اگه جیانگ می سون هم اینجا بود

جرات نمیکرد که از جانب من یه شاهزاده رو محکوم کنه

شجاعت زیادی داری

دیگه چی میخوای؟

سونگ مو

چی کار میکنی؟

من ،سونگ مو ازتون

التماس میکنم که تمامی مقامات

و دستاوردهای ارباب دینگ رو بهشون برگردونین و اسم ایشون و

خاندان جیانگ رو پاک کنین

البته که اسم ارباب دینگ رو پاک میکنم

...ولی تو

چی کار میکنی؟

چیزی که میخوام برای خودم نیست

و برای عدالته

من کل زندگیم رو

برای وفاداری و انجام وظایف فرزندیم گذاشتم

و بعدش دنبال انتقام بودم

تا وقتی که با دو ژائو اشنا شدم

و باعث شد بفهمم که

شکارچی وقتی شکارش رو

میبینه باید صبور باشه

و با دید باز

باید به همه چیز نگاه کرد

زمانم داره تموم میشه

میخوام برای خودم زندگی کنم

میخوام طلوع افتاب بی کران رو ببینم

شیائو سونگ مو

اینو بگیر

شیائو سونگ مو

واقعا میخوای منو ترک کنی؟

آن سو

آن سو

میدونستم

که کنارم میمونی

آن سو

چرا صبر کردی

که عاشقت بشم

و بعد بهم خیانت کنی؟

مویو

من یه موقعی

عاشق

اون پسری بودم که وقتی اضطراب داشتم

بهم دستمالش رو داد

توهین نکنین

مگه تاجر بودن چه مشکلی داره؟

با مهارت های خودش داره پول به دست میاره

از این که مثل یه سگ به دنبال ثروت باشه بهتره

متوجه ضعف های من

و دل نگرانی هام شدی

عرقتو پاک کن

این دومین باریه

که بهم دستمال میدین

اون پسری که

تنهایی نشسته بود

و در طول جشنواره

به ماه خیره شده بود

موقعی خوب میشناختمت

و عاشقت بودم

از اعلیحضرت میخوام که نامزدی رو لغو کنن

حاضرم که باهات ازدواج کنم

ولی الان

ولی الان میخوای بمیرم

این که به دست خودم بمیری

منو به ارامش میرسونه

ازت متنفرم

ولی نمیخوام بقیه کاری باهات داشته باشن

آن سو

آن سو

اگه بتونم عوض بشم

منو میبخشی؟

(قصر سلطنتی)

تو همین الانشم

درباره ی پرونده نقره فروشی حدسیاتی داری

به جای حدس

فقط میخوام یه شرط ببندم

اگه ببازم

فقط یکم زودتر میمیرم

اگه چیزی که دنبالشین و به دست بیارین و به قدرت برسین

به من اجازه زنده موندن نمیدین

هربار که تو رو میبینم

مثل این میمونه که دارم به خودم قبل وارد شدن به قصر نگاه میکنم

نه

ما مثل هم نیستیم

من به ادمی که

عاشقشم اعتماد دارم

بانوی من

اعلیحضرت شمارو احضار کردن

با توجه به اتفاقات افتاده

حتی از دیدنشم حالم بد میشه

اعلیحضرت گفتن

اگه نمیتونین باهاشون رو به رو بشین

پس به چیان شی فرستاده میشین

و هیچ وقت حق

بیرون رفتن رو نخواهین داشت

داره منو کنار میندازه؟

اعلیحضرت خیلی دل رحمه

ولی من نمیخوام به این نمایش ادامه بدم

وگرنه

توی این ازدواج دروغکی

تو مرگ و زندگی هم

امیدوارم که دیگه نبینمش

بهش بگو

من حاضرم که مقامم رو کنار بذارم

و میخوام به فرد عادی تنزل مقام پیدا کنم

و تقاضای مرگ دارم

دو ژائو

خداحافظ

یان تانگ

دیگه مجبورم نکن بیرون دروازه های قصر منتظرت بمونم

دیگه نمیخوام این دیوارهای سرد رو ببینم

دیگه نیازی نیست نگرانم بشی

زنده میمونم

اعلیحضرت پادزهرو بهت داد؟

(قصر سلطنتی)

اعلیحضرت

چرا تنها لینگ جی برفی

باقی مونده رو به سونگ مو دادین؟

این لینگ جی برفی نجات دهنده جون شما بود

لینگ جی برفی سالیان زیادیه که از بین رفته

فقط یک بار امپراتور پایه گذار

این رو به معبد وان فو هدیه داد

من به خاطر این

خطر کردم واز قصر دراومدم

درسته که ما لینگ جی برفی رو داریم

ولی سم نفرت یه سم انسانیه

و پادزهر باید با دقت زیادی درست بشه

و چیزی نیست که یک شبه انجام بشه

من الان به اخر زندگیم رسیدم

و دیگه بهش احتیاجی ندارم

اونو به یان تانگ دادم

تا بتونه برای همیشه از یوشنگ محافظت کنه

تو دیگه جوون نیستی

ولی بازم مثل بچه ها رفتار میکنی

حتی اخرین باری که

گریه کردی رو یادم نمیاد

پنجاه سال پیش بود

اره

پنجاه سال پیش بود

میخوام یکم تنها قدم بزنم

(قصر سلطنتی)

(بهشت دور نیست)

(تذکر نادرست نیست)

(اشتباهات کردم)

(پیش من باقی می مونه)

(الان شدیدا از حرکاتم پشیمونم)

(چطور میتونم اجازه بدم این تهمت ریشه بده)

(و باعث بشه به وزرای وفادار تهمت زده بشه و خاندان جیانگ تبعید بشه؟)

(عذاب الهی رسیده و من نتونستم به موقع بیدار بشم)

(نفرت مردم بیشتر شد)

(و من نتونستم ببینم)

(امپراتور یه فرمان)

(برای پاک کردن اسم ارباب دینگ و خاندان جیانگ اعلام کرد)

(حامیان شاهزاده چینگ همه اعدام شدن)

(سال بعدش ولیعهد به تخت نشست)

(و به همه زندانی ها عفو داد)

(جی یونگ به وزیر نیرو منصوب شد)

(اون اولین منشی ارشد سلسله جدیده)

(وو شان الان معاون وزیر کاره)

(سلسله جدید اصلاحاتی رو انجام داده)

(تاکیدش روی کشاورزی و برگردوندن زمین ها به مردم)

(و بررسی شدید مقامات درباره)

(پایه های سیاسی و اجتماعی کشور شدیدا عوض شده)

(جشنواره تیان سانگ ،پنج سال بعد)

لوبیاها رو بیار

بیا

بذار بکم بردارم

یه برداشت پربار

انبارهای غلات پر بشن

این بار خیلی بالا اویزون شده

برای تو بالاتره

بد نبود

الان که کشور به ارامش رسیده

دربار تغییر کرده و چالش های زیادی در راهه

چرا میخوای استعفا بدی؟

موقعی بود که فکرمیکردم طبیب های عادی زخم مردم رو درمان میکنن

ولی طبیب های بزرگ ملت رو درمان میکنن

منشی ارشد شدن ارزوی من بود

الان که بهش رسیدم

به نظرم حوصله سر بره

یه زندگی اروم و تهذیب در ارامش بیشتر به من میخوره

رها کردن ارزوها

ازادی واقعی رو با خودش میاره

الان که احساساتت درگیر کردن

تمام افکارت فقط به یه شخص ختم میشه

بقیه چیزا واقعیت ندارن

ولی علت و معلول حقیقت داره

اتفاقات دنیوی مثل ابرهای زودگذره

امیدوارم که بتونی علت و معلول دنیا رو درک کنی

و نگرانی هات کم تر بشه

پدر مادر

بلند شین پدر،مادر با من بازی کنین

دخترت داره صدات میکنه

دیروز از درخت بالا رفت و بعدشم رفت ماهی گیری

همش چندساعته که خوابیده

پدر مادر

پدر مادر

بلند شین با من بازی کنین

پدر مادر

بلند شین با من بازی کنین- باشه بلند شدم-

پدر مادر

برو یکم تو حیاط بازی کن

منم میام

پدر مادر عجله کنین

برو

تند ندو

بچه بزرگ کردن

از تجارتم سخت تره

از مبارزه کردن تو میدون جنگ هم خسته کننده تره

همیشه میگفتیم

وقتی همه چیز درست بشه

میریم باهم سفر

ولی الان

یه روز

دیوارها میریزه

یه روز باغ میترکه

هرسال یه چیزی هست

ولی مادربزرگ این سال ها به جاهای زیادی رفته

به زودی برمیگرده

این بار

قطعا میتونیم بریم

چطوری؟

یادت رفته؟

لیان جون به زودی میره مکتب

چطور فراموش کردم؟

پس ترتیبشو بده

بریم

جناب فنگ از خاندان محققیه

و تو ازمون سلطنتی مقام دوم رو گرفته

چطور یه مرد از یه خانواده فقیر

میتونه ارزش شاهدخت آن یو رو داشته باشه؟

من اومدم مقامات وزارت درامد رو ارزیابی کنم

نیومدم همسر انتخاب کنم که

بلاخره یکی رو انتخاب میکنین

پسر بزرگ خزانه داری تای یوان ارباب ژانگ

ارباب سوم وان از دیوان بازرگانی دونگ تینگ

واقعا شما رو دوست دارن

اگه ثروتمند باشن چی میشه؟

ثروت این سه تا قابل مقایسه با شاهدخت آن یو نیست

اصلا نمیتونین فکرش رو هم بکنین

پسر مرزبان دونگ پینگ ارباب هان

هم تو ادبیات مهارت داره هم هنرهای رزمی

و واقعا مناسب شاهدخته

ثروت هنوز مهمه- جناب فنگ بهتره-

ارباب هان بهتره

بانوان

ادبتون کجا رفته

که اینطوری بحث میکنین؟

اربابان جوان چیزی که نقاشیش کشیده شد

هم به عنوان غذا استفاده میشه

و هم میشه ازش برای درست کردن شکر و شراب استفاده کرد

تو شمال و جنوب کاشته میشه

هرکسی که بتونه

هزینه و سود

کاشت اینو در طول یک سال محاسبه کنه

من اونو انتخاب میکنم

با دستاشون کار نمیکنن و کشاورزی بلد نیستن

تعجبی نداره مردم میگن محقق ها بی مصرفن

تو بیشتر به دردم میخوری

ردشون کن برن

خواهش میکنم نکنین

شما باید همسرتون رو انتخاب کنین

این دستور ملکه ست

این ذرت ها واقعا بزرگن

هرچی هم که سوسو بیاره

نمیتونه من رو به عنوان یه اشپز شکست بده

عجله کن و جداشون کن

میخوام یکمش رو سرخ کنم

نیلوفر ابی و

ذرت واقعا میشه باهم ترکیب بشن؟

بعضی وقت ها چیزایی که اصلا تصور نمیشه مزه خوبی باهم داشته باشن

در نهایت وقتی ترکیب میشن بهترین مزه رو میدن

متوجه نیستی؟

اره

درست مثل ما

چی میگی؟

هیچی

هرچیزی که تو میگی درسته بانوی من

دست از چاپلوسی بردار

عجله کن مادربزرگ به زودی میرسه

سه ماهه که

دارین سفر میکنین

و من

نتونستم وظیفه ام رو برای همراهی شما انجام بدم

شاید دفعه بعدی که به سفر رفتین

در طول مرخصیم بتونم بهتون ملحق بشم

بدن من

هنوز قویه

دایه تو به خوبی ازم مراقبت میکنه

پس نگران نباش

تو ارتقامقام گرفتی

و الان داری به اعلیحضرت کمک میکنی سوابق تاریخی رو جمع کنن

چطور ممکنه زمان ازاد داشته باشی؟

فرزند سالاری

حرف اول رو میزنه

فقط امیدوارم

که درنظرتون من بچه دردسرسازی نباشم

این اواخر شنیدم

خیلی از وزرا سعی کن برات همسر پیدا کنن

ولی ردشون کردی

با سنی که من دارم

میشه درباره ی این مسئله صحبت نکنیم؟

این اواخر همش خواب گو چیو رو میبینم

مگنولیاهای عمارت سابق

بلاخره شکوفه زدن

یکم شراب مگنولیا درست کردم

اگه اینجا بود

عاشقش میشد

شوگو و من توافق کردیم

که این مسئله رو پنهان نگه داریم

چطور فهمیدین؟

مادر مادربزرگ پدربزرگ

نتیجه عزیزم- عزیزم-

مادرمادربزرگ همه چیز رو میدونه

ولی تو نمیدونی

مادر مادربزرگ تو خونه جاسوس داره

بذارین من بیارمش

بانوی بزرگ

برای بانوی کوچک هدیه نخریده بودین؟

اره اره

نتیجه عزیزم

بریم نگاهشون کنیم؟

مادر چه جاسوسی؟

محصولات محلی زیادی خریدم

این مقام معروف به خاطر شخصیت سختگیرش

و زندگی سادش شناخته میشه

دربار بهش یه ارابه برای رفت و امد به قصر داد

هرچند پسرش برای رفتن به مکتب ازش استفاده کرد

یانگ ژن ارابه رو متوقف کرد

و پسرش رو به خاطر استفاده از ارابه دربار سرزنش کرد

اگه انقدر تنبله که پیاده به مکتب بره

چطور میخواد سختی های وزیر شدن رو تحمل کنه؟

دقیقا

اره دقیقا

خوندن هزاران کتاب

به خوبی سفر زیاد نیست

خدمت به عنوان یه مقام رسمی

به معنی جست و جو برای رفاه مردمه

جیانگ شو

لیان جون کی رفت؟

(جیانگ شو،پسر ارباب دینگ) وقتی شروع به صحبت درباره ی

خوندن هزاران

کتاب کردین رفت

درست مثل مادرشه

یه جایی پر از گل

با فنجون هایی پر از شراب

و ازادی در موج های دریا

این منظره

واقعا زیباست

همونطور که ارزوش رو داشتی

و شراب؟

بوی مگنولیا میده

از کجا اوردیش؟

این شراب دست سازه پدره

مخفیانه برداشتمش

الان که عدالت اجرا شده

و به ارزوی سفرمون هم رسیدیم

شوگو

چطوره که یه ارزوی دیگه بکنیم؟

باشه

امیدوارم که عشقمون پایدار بمونه و یک عمر کنار هم زندگی کنیم

(و بدین سان بعد یک سال زجه زدن شاهد یه هپیلی اور افتر بودیم راستی صحنه بعد تیتراژ رو ازدست ندین)

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

نظرت چیه؟

اونقدر عالی نیست

مادرم یه کتاب مثل این داره

تحت تاثیر قرار نگرفتم

مادرم تمام

داستان های تو کتابش رو بهم گفته

مثل داستان های تو نیست

این درست نیست

داستان های تو این کتاب

ممکنه که یک بار اتفاق افتاده باشن

شاید یه جایی تو این دنیا

یه نفر سرنوشت اعضای این کتاب رو عوض کرده باشه

نه تنها سرنوشت کسایی که تو کتاب بودن

بلکه سرنوشت کسایی که حرفی ازشون نبوده هم تغییر دادن

تو اون سرزمین

زندگی های زیادی تغییر کرده

سرنوشتشون عوض شده

به خاطر همینم

داستان های این کتابا مثل هم نیست

متوجه نمیشم

فکرکنم کلاهبرداری

من میرم

دیگه به بچه ها دروغ نگو

به مادرم میگم

دختر جون صبرکن

اگه اون کتاب رو دوست نداشتی

به جز فصل شکوفایی

من دنباله های فصل شکوفایی رو دارم

هر نسخه یه پایان متفاوت داره

درباره ی بقیه پایان ها کنجکاو نیستی؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.