Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سی و سوم=
اعتراف میکنم اعتراف میکنم
کار ارباب دومه
اون یکی رو فرستاده دنبالم که منو بکشه
...بخاطر
...بخاطر ارباب آن پینگ
اون روز توی میخونه
شوهر خواهر
شوهر خواهر ببین یکی منو زده
چند نفر جمع کن بریم انتقام بگیریم
بریم
...تو
چرا؟
حلش کنین- چشم-
من به شما خیانت کردم شاهدخت
من به ارباب آن پینگ خیانت کردم
از اینکه اون دنبالم بود خیلی ترسیده بودم
واسه همین مجبور شدم بین آوارهها پنهان بشم
داری منو میترسونی
...امشب
کجا بودی؟
من
میدونی من امشب
کجا رفتم
و چی دیدم؟
از کجا باید بدونم؟
تمام پایتخت رو گشتم
که این گردنبند رو پیدا کنم
امروز اولین تولدت
بعد از ازدواجمونه
نمیدونستم امروز
تولدم بود
وقتی این گردنبند رو دیدم
فکر کردم خیلی بهت میاد
خوشت اومد؟
آره
چی شده؟
من
نکنه دوباره کار اشتباهی کردم؟
نه
...فقط اینکه
قبلا فقط خواهر ژائو تولدم رو جشن میگرفت
از این به بعد
من هر سال تولدت رو
باهات جشن میگیرم
باشه؟
باشه
مو یو
چیزی هست
که ازم مخفی کرده باشی؟
خیلی کارهای اشتباه کردم
و آزارت دادم
اگه بخوای همهچیز رو درست کنی
حاضری این کارو بهخاطر من انجام بدی؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سی و سوم=
=فصل شکوفایی= (اقتباس از رمان "فصل شکوفایی" اثر ژی ژی)
=قسمت سی و سوم=
(وقار و استعداد ذاتی)
اعلیحضرت تازه به هوش اومدین
لطفا این دارو رو بخورین
طبیب لو کجاست؟
طبیب لو وظایفش رو درست انجام نداد و درخواست داده به زادگاهش برگرده
اون تائوئیستی که دعوت کردم
طبیب لو پیشنهاد داده بود
علاوه بر این وانگ یوان روز و شب ازتون مراقبت میکنه
زود خوب میشین
عجیبه
طبیب لو همیشه بهم میگفت
قرص خوردن و مراقبه رو کنار بذارم
چطور شده که یه تائوئیست رو پیشنهاد داده؟
اگه وانگ یوان پیش من بوده
کی اداره امور دفتر اسناد رو بر عهده داره؟
وانگ گه بوده؟
اعلیحضرت
بهتره این مسائل پیشپاافتاده رو فراموش کنین
سلامتیتون مهم تره
لبخندت منو یاد
وقتی میندازه که تازه وارد قصر شده بودی
اون موقع
شبها تا دیر وقت درباره امور کشور صحبت میکردیم
گاهی من خسته میشدم
اما تو همچنان لبخند میزدی
مثل خورشید صبح
اون موقع نادان بودم
یوتینگ رو به ملکه فقید سپردم
و زود فرستادمش به اقامتگاهش
در حق تو انصاف نبود
اگه چیزی تو دلته
میتونی راحت باشی و بهم بگی
بانوی من
شاید بهتر باشه امشب استراحت کنین
دیروقت شده
اعلیحضرت اخیرا حالشون مساعد نبوده
اگه کوتاهی کنم و کارای شش وزارتخونه رو عقب بندازم
ممکنه مشکلاتی پیش بیاد
اعلیحضرت خوابیدن؟
هنوز نه
اعلیحضرت بهشدت سرفه میکنن
(وقار و استعداد ذاتی)
(قصر یوشی)
بعد از مرگم
این آخرین فرمان من خواهد بود
ملکه باید همراه من دفن بشه
تا از دخالت حرمسرا تو سیاست جلوگیری بشه
قبل از اینکه وارد قصر بشم
یه بار خودمو جای مرد جا زدم
تا تو ازمون سلطنتی شرکت کنم
پدر و مادرم فهمیدن
و منو تنبیه کردن
گفتن که زنها نباید تو کارای حکومتی دخالت کنن
اما شما هیچوقت منو سرزنش نکردین
برعکس از استعدادم تعریف کردین
به من یاد دادین چطور امور مملکت رو مدیریت کنم
و با افتخارات بیشماری منو تشویق کردین
اگه کسی مقصر باشه
تقصیر منه که قدرتطلبی کردم و پا از حد خودم فراتر گذاشتم
چطور میتونم تو رو مقصر بدونم؟
این همه سال
من خوشبخت بودم که تو رو داشتم
اعلیحضرت واقعا ازتون ممنونم
نمیتونم تموم امور داخلی و خارجی رو تنهایی مدیریت کنم
بخاطر این کشورم که شده
این دارو رو بخورین
و زودتر خوب شین
این حرفا چیه؟
پدر تازه بیدار شدن
یعنی به عنوان پسرشون نمیتونم ببینمشون؟
اعلیحضرت
علیاحضرت
نتونستم جلوی ولیعهد و وزیر لیانگ رو بگیرم
هر مجازاتی باشه قبول میکنم
ممکنه من زیردستتون باشم
اما قبل از هر چیز پسرتونم
بالاخره بعد از این همه وقت
بیدار شدین
به هر دلیلی که باشه
باید پیش پدرم بمونم
اگه میخواین تنبیهم کنین
قبول میکنم
اما اگه دوباره این اتفاق بیفته
باز هم همین کارو میکنم
یوچنگ
بالاخره مثل یه وارث رفتار کردی
وزیر لیانگ
جونتو به خطر انداختی که بیای اینجا
موضوع فوریتو بگو
چیزی که میخوام مطرح کنم
درباره مراسم پرستش اجداد امسال هست
که وزارت تشریفات ترتیب داده
با توجه به ضعف جسمیتون
چنین سفر طولانیای به صلاح نیست
واقعا نگرانم
اما مراسم پرستش اجداد برای کشور خیلی مهمه
بنابراین جرأت میکنم درخواست کنم
که ولیعهد به جای شما برن
انگار بارون
یه نعمت خداست
موافقم
پدر
باید پیش شما بمونم
که ازتون مراقبت کنم
ولیعهد واقعا دلسوزه
شاید بشه مراسم
رو به تعویق انداخت
من وزیر لیانگ و بقیه رو دارم
نیازی نیست انقدر نگران باشین
این یه فرمانه
نه پیشنهاد
فرمانتون رو قبول میکنم پدر
تصمیم عاقلانهایه اعلیحضرت
بذار گو یو هم همراه بشه
تازه به مقام فرمانده ارشد سوارهنظام ارتقا پیدا کرده
میتونه چند نفر رو برای حفاظت از
ولیعهد با خودش ببره
اینو به عنوان
یه لطف کوچیک به خانواده من در نظر بگیرین
تا فرصتی برای ارتقای مقامش باشه
حالا که اینو گفتی
اجازه میدم
از طرف گو یو ازت تشکر میکنم
امپراتور و لیانگ جی فانگ خیلی نمایش بزرگی راه انداختن
که ولیعهد مراسم اجدادی رو رهبری کنه
واضحه که میخوان ولیعهد تاج و تخت رو به ارث ببره
اینکه تو رو مسئول یه گروه کردم که مراسم رو همراهی کنی
یه فرصت برای اینه که اولین افتخار دوره امپراتور جدید نصیب تو بشه
یو گه آر
من این همه سال بهت خوبی کردم
وقتشه که بزرگ بشی
متوجه منظورت شدم عمه
عمه
میشه لطفا از یان تانگ بگذرین؟
اگه این مأموریت رو با موفقیت انجام بدی
دوره جدید تثبیت میشه
و سونگ مو هم دیگه نمیمیره
تازه این که چیزی نیست
میتونی با هر زنی که دوست داری ازدواج کنی
و هر مقامی که بخوای درخواست کنی
من همهش رو بهت میدم
فهمیدم
علاوه بر این به خاطر کشور
اجازه نده یوتینگ برای مراسم خاکسپاری وارد پایتخت بشه
اگه از طرف لیائودونگ حرکتی غیرعادی دیدی
مخفیانه به ارباب دینگ دستور بده
تحت عنوان سرکوب شورش اوضاع رو جمع کنه
بانوی من
از همون اول
همتون منو مجبور به این کار کردین
مهارتتون تو تیراندازی دیگه دست کمی از سونگ مو نداره
روز پانزدهم
تمام نیروهای بین دروازه چنگ تیان تا دروازه ژییانگ رو فرماندهی میکنی
وقتی زمانش رسید
دروازه دامینگ رو باز کن
یه کودتا؟
ممکنه سرم بره بالای دار
باید چیزی که حقمه رو به دست بیارم
کارم تموم نشده
شاهدخت آن یو تو
با دو ژائو بزرگ شده
برای رسیدن به هدفای بزرگ
باید بیرحم باشی
بهخصوص وقتی به من نیاز داری
از اشتباه پدرت درس بگیر
توی پایتخت جدای از گارد سلطنتی
بیست و شش واحد دیگه هم هستن
میدونین برای بقیه که تو قدرتن
و اینکه تو اون روز دخالت نکنن
چقدر زحمت و پول لازمه؟
میتونین از پسش بربیاین عالیجناب؟
بدون خاندان میائو
هیچ کاری ازم برنمیاد
اشکالی نداره اگه نخوای بکشیش
ولی واقعا از لحن
حرف زدنت خوشم نمیاد
چه خوشتون بیاد چه نیاد
برام مهم نیست
اگه میخواین کل گارد اسبتیزپا
طبق نقشهتون عمل کنن
باید بفهمین
که این من نیستم که به شما نیاز دارم
بلکه شما هستین که به من احتیاج دارین
اگه بخوام میتونم بکشمِت
یه مرده نمیتونه باهاتون همکاری کنه
من باید اون چیزی که حقمه رو بگیرم
خیلی خب
شجاع و باارادهای
نقشهم قطعا جواب میده
بیا
(نقشه)
هر زمینی که میخوای رو انتخاب کن
تو اولین ارباب غیرسلطنتی این دوره جدید میشی
عالیجناب دانا هستن
پس فورا از پایتخت میفرستمش بیرون
تا خیالتون راحت بشه
این سنجاق سر چقدر بهت میاد
مویو یه چیزی هست که میخوام باهات در میون بذارم
چی هست؟
پدر و مادرم خیلی ناراحتن
میخوان لوح یادبود برادرم رو به زادگاهمون برگردونن
و تو یه معبد بذارن تا براش دعا کنن
میخوام باهاشون به فوتینگ برم
فقط مطمئن شو بعد از جشن فانوس برمیگردی
اون موقع که همه خانوادهها دور هم جمع میشن
نمیخوام تنها بمونی
اگه عشق عمیقی بینمون هست
چند روز دوری چیزی نیست
نمیخوام از سفر خسته بشی
باشه
هر چی تو بگی
یان تانگ
یان تانگ
سو شین، سو لان
بانو
بانو
یان تانگ کجاست؟
ارباب وقتی زهر تو بدنشون فعال میشه همه هوش و حواسشون رو از دست میدن
ممکنه اتفاقی بهتون آسیب بزنه
میتونین وقتی به هوش اومدن بهش دارو بدین
نبضش نشون میده حالش بدتر شده
اگه دارو نخوره
ممکنه زهر دیگه کنترل نشه
خب
زودباشین بهم بگین کجاست
ارباب خودشون رو تو حمام حبس کردن
در رو هم باز نمیکنن
بانو
بانو
بانو- بانو-
یان تانگ
یان تانگ
یان تانگ
بانو
ارباب خیلی وقته اون توئه
شماها برین
چشم- چشم-
یان تانگ
شو گو
نیا تو
حالم خوبه
فقط
نمیخوام الان منو ببینی
تو شوهر منی
حتی اگه موهات سفید بشه هم ازت نمیترسم
حتی با این وجود
میخوام یه تصویر بینقص از خودم
برات به جا بذارم
یان تانگ
یه داروی جدید درست کردم
باعث میشه زهر تو بدنت کند بشه
در رو باز کن
داروی قبلی اثر کرد
...الان حالم
یان تانگ
یان تانگ
یان تانگ
بیا، دارو رو بخور
یان تانگ
منم، شو گو
یان تانگ
یان تانگ
یان تانگ
یان تانگ بیدار شو
سریع دارو رو بخور
شو گو
الان نمیتونم خودمو کنترل کنم
ممکنه بهت آسیب بزنم
یان تانگ
ما مدتهاست که باهم یکی شدیم
آن سو
اینو تو راه بخون
(شان تونگ، هان ژو، یو ژو، هه گوان، سانگ نان، فوتینگ)
یه جایی که بیشتر دوست داری انتخاب کن
بعدا بهم بگو
این برای چیه؟
اگه بگم که دیگه غافلگیر نمیشی
برات نامه مینویسم
همراه با خبرهای خوبم
(دروازه یونگ دینگ)
هنوز اون شبی
که بارون میومد و برای اولین بار دیدمت رو یادته؟
بارون،عمارت
اولین دیدارمون
میخواستی منو بکشی
(وفاداری)
تو آروم و خونسرد بودی
تقریبا دست پاچه شده بودم
ولی سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم
که نگهبانها چیزی نفهمن
واقعا؟
از درون واقعا نگران بودم
ولی هی تظاهر میکردم
نگاهت خیلی خشن بود
میتونست هرکسی رو بترسونه
ولی من احساس کردم
انگار سالهاست با هم دوستیم
غیر از ترس
تو نگاهت یه انتظار هم بود
اگه بهت بگم
که یه بار خواب دیدم
با هم زندگی و مرگ رو تجربه میکنیم
باورت میشه؟
آره
و امیدوارم
تو زندگیهای بعدی و بعدیمون هم
کنار هم باشیم
لوس نشو دیگه
داری حرفامو مسخره میکنی
نه جدی میگم
برای اون شب بارونی ممنونم
که تو رو برام آورد
وقتی ماگنولیا گل میده
بریم سفر و رودخونهها و دریاهای معروف رو ببینیم
بهار و پاییز رو کنار هم تماشا کنیم
چطوره؟
نیازی نیست صبر کنیم
تو همین حالا هم بهار رو به من دادی
(عمارت دیه چوی)
بانو، ارباب
پیشکار ملکه با فرمانی اومده
به دستور ملکه
بانو شما به ضیافت قصر دعوت شدین
عالیجناب
ارباب جوان یون یانگ
شما که با سونگ مو و همسرش خیلی صمیمی ای
فکر میکردم شما طرف مصلحت بزرگ رو میگیری
بالاخره اون عمه منه
خون از آب غلیظتره
تازه باید یه راه خروج برای خودم بذارم
عالیجناب باید همینجا تمومش کنین
(ملودی بامبو و کاجها)
واقعا دعوا کردن؟
سم ارباب یینگ عود کرده
از حمام تا بیرون با هم دعوا کردن و همهچیزو خراب کردن
رنگ چهرهشون پریده بود نفسهاشون تند بود و دستاشون میلرزید
ولی به نظر نمیومد زخمی شده باشن
بیشتر شبیه مریضی بود
چه درست باشه چه نه
اینو به عالیجناب گزارش میدم
تالار یی ژه رو دقیق زیر نظر بگیرین
اگه چیزی شد فوری به من خبر بدین
چشم
پدر به سختی هوشیاره
و همهچیز پیچیده شده
پدر از خوردن دارو خودداری میکنه
پس مادر عود عوض میکنه
تا پدر رو بیهوش کنه
برای اینکه چیزی نشه
هیچ مقام خارجی اجازه ورود به دروازه شیهوا رو نداره
ملکه فقط به یه دائویست تکیه کرده
میترسم یه اتفاق بد بیفته
میخواستم زحمت بدم که یه سر بری اونجا استاد
تا قبل از جشن فانوس
نباید اشتباهی رخ بده
اگه شاهزاده الان برگرده
قطعا تاجگذاری میکنه
سونگ مو و زنش نقشه میکشن
اونا تهدید هستن
یه تهدید واقعا بزرگ
گارد سایه گزارش داده
که دو ژائو و اون تو تالار یی ژه دعوا کردن
کل حیاط به هم ریخته بود
سونگ مو الان خیلی مریضه
که به امور دربار رسیدگی کنه
یا الان باید کودتا کنیم یا هیچوقت
(قصر ژوانیوئه)
وضعیت قصر یوشی چطوره؟
شاهزاده چینگ خیلی نگرانشه
اون ارباب جی رو فرستاد که وارد قصر بشه
نبض اعلیحضرت رو بگیره و طب سوزنی انجام بده
طبیبای دیوان طبابت سلطنتی جرئت نمیکنن چیزی فاش کنن
ولی باید صادق باشم
اگه حال اعلیحضرت بهتر نشه
میترسم تا بهار آینده دووم نیاره
همهشون
آمادهان
صنایعدستی غربی
واقعا خاصه
چرا همسر ارباب یینگ هنوز نیومده؟
من و چند تا از همسرا
یه کار جدید راه انداختیم
و امیدواریم ازش مشورت بگیریم
بانو مو
باید مراقب باشی
دو زن از خاندان دو
باعث نابودی پسرم شدن
و به خاندان ارباب یینگ ضربه بزرگی زدن
اون یه بدشگون واقعیه
خاندان دو الان دیگه به فنا رفته
اون مقصره
حدس میزنم الان داره با یه ارابه قاطر اینجا میاد
بانو وی بهش بیاحترامی نکن
میتونی حدس بزنی کی این هدیههای خاص
رو برای علیاحضرت فرستاده؟
نگو اون زن بدشگون این کارو کرده
انگار اون ارابه قاطر خیلی هم کند نیست
ولی اون قاطری که تو اصطبل هست
خیلی سر و صدا داره
صداش از بیرون هم شنیده میشه
داری به کی میگی قاطر؟
قاطر داره سر کی داد میزنه؟- سر تو داد میزنه-
... تو- ملکه تشریف اوردن-
عرض ادب علیاحضرت
عرض ادب علیاحضرت
عرض ادب علیاحضرت
امشب ضیافت خانوادگیه
پس تشریفات رو کنار بذارین
همگی بنشینین
این هدیههای خاص
خیلی بنظرم جالب میان
انگار
همسر ارباب یینگ خیلی دقیق عمل کرده
واقعا کار همسر ارباب یینگه
شنیدم ایشون
یه اجرای خاص هم آماده کرده
چه رقص زیبایی
این بانوها واقعا عالی میرقصن
همشون بااستعدادن
نه واقعا
فقط هرکدوم علاقه خودشون رو دنبال کردن
این مهارتها رو یاد گرفتن که برای خودشون درآمد داشته باشن
و به خانوادهها یا مردها وابسته نباشن
منتظر شما بودیم عالیجناب
قصر چیانچینگ رو هرچه زودتر تصرف کنین
به محض روشن شدن هوا
من مهر سلطنتی رو میگیرم و کشور رو فرماندهی میکنم
امشب
تأثیرات منفی اطراف امپراتور رو پاک میکنیم
و دربار رو دوباره سر و سامان میدیم
آفرین
آفرین- آفرین-
یه دمنوش صد ساله براتون آماده کردم
اجازه بدین یه آرزو کنم
از امروز به بعد
این سرزمین
به تغییرات جدیدی خوش امد میگه
این یعنی چی؟
امشب داخل قصر شورشیهایی پیدا شدن
و شاهزاده چینگ دارن اونارو سرکوب میکنن
برای امنیت شما
تالار شوان یوئه باید بسته بشه
دو ژائو
منتظر نباش
هیچکس نمیاد بهت کمک کنه
معلومه
یعنی از اول میدونستی
که امشب میخوام علیه بانوها دست به کار بشم
از حرمسرا استفاده کردین
تا دیوان طبابت سلطنتی رو تحت کنترل دربیارین
و اعلیحضرت همیشه مریض بمونن
و نتونن کشور رو اداره کنن
فقط منتظر بودین که امشب با شاهزاده چینگ دست به یکی کنین
و خواجه وانگ هم میتونه هر کسی رو
به شورش متهم کنه
مثلا
وانگ یوان کسی که سالها بهش خدمت کرده
اینجوری نیروهای شاهزاده چینگ
دلیل موجهی دارن که بقیه مقامات رو از سر راه بردارن
ما زنها رو توی تالار شوان یوئه زندانی کردین
معلومه که مقامات دیگه هم محدود میشن
شاهزاده چینگ نهتنها میتونه بدون مقاومت وارد قصر بشه
بلکه فردا کلی تعریف و تمجید میگیره
که شورش رو سرکوب کرده و از امپراتور محافظت کرده
اون موقع فرقی نداره اعلیحضرت زنده بمونه یا نه
تاج و تخت
به دست شاهزاده چینگ میوفته
حالا باید چیکار کنیم؟
اینا دارن خیانت میکنن؟
دو ژائو
دیوونه شدی
نمیترسی کشته بشی؟
نگران نباشین بانوها
ملکه ما رو فقط بهعنوان گروگان نگه داشته
نمیخواد آسیبی بهمون بزنه
اگه اتفاقی برای ما بیفته
مقامات نمیذارن
شاهزاده چینگ راحت روی تاج و تخت بشینه
حتی اگه به قدرت برسه بازم مهم نیست
دو ژائو
از تو شروع میکنم
تکون نخور
سو یان تو
بانوها همین حالا فرار کنین
زود باشین
وایسین
هر کی از دستور سرپیچی کنه خانوادهاش اعدام میشن
از ملکه محافظت کنین سریع
وایسین
اگه نزدیکتر بشین میکُشمش
اون فانوسها رو تو آماده کردی
حتی دستت به وزارت کار هم رسیده
وقتی منو به قصر کشوندی که گروگانم بگیری
فکر نکردی
ممکنه بخوام مقابله کنم؟
نزدیک نیا
برو
سریعتر
نیا نزدیک
تسلیم شو
کاری که میکنی فایدهای نداره
بدون سونگ مو
چه تغییری میتونی ایجاد کنی؟
سونگ مو؟
سو یان
دو ژائو فرار کن
همین حالا
از مادرم و برادرم محافظت کن
برو زود باش
تسلیم شو
نمیتونی فرار کنی
بانو
بانو- اومدین-
بانو شاهزاده چینگ با لشکر بزرگی
از دروازه شون تیان عبور کرده
خودت اومدی که با مرگ روبهرو بشی
خیلی خب
امروز
همهتون رو میفرستم پیش جیانگ می سون
سربازها- بله-
همین حالا شورشیهای گستاخ رو
اعدام کنین
چن جیا داری شورش میکنی؟
مدتهاست که میخوام بکشمش
اگه دنبال افتخار هستین منو بکشین
تو
امشب چه کسی داره شورش میکنه؟
هنوز نفهمیدین؟
وانگ گه با شاهزاده چینگ همدست شده تا تاجوتخت رو تصاحب کنه
گارد سایه به چه کسی وفاداره
به امپراتور یا به خائن؟
این غیرممکنه
به این زن دیوونه گوش ندین
برادرا
مردم ما رو نوکر خواجهها میبینن
و اون اشرافیها با ما مثل
ابزارهای کشتار و قربانیها رفتار میکنن
از این وضع خسته نشدین؟
من که دیگه خسته شدم
افسر چن- افسر چن-
از شما تبعیت میکنیم- از شما تبعیت میکنیم-
شما تونستین درست رو از غلط تشخیص بدین
و برای عدالت بایستین
اعلیحضرت حتما بهتون پاداش میده
اگه واقعا امشب شرارت پیروز بشه
من، دو ژائو
تمام مسئولیتش رو میپذیرم
چن جیا
ژائو لیانگبی و تو
و بقیه گارد سایه
و اونایی که از کتابفروشی ژائو ون هستن رو ببرین
و از دروازه چنگتیان محافظت کنین
تا شاهزاده چینگ و سونگ هان رو متوقف کنین
چشم
چشم
برای قدردانی از لطف و مرحمت امپراتور
من اماده ام که تا پای مرگ
مبارزه کنم
تا پای مرگ مبارزه میکنیم
اون اومد
نشون ارتش دینگ رو با خودت بیار
قبل از جشن فانوس
مخفیانه دستور بده کل ارتش دینگ با قایق وارد پایتخت بشن
سونگ مو؟
مگه مسموم نشده؟
همین ارتش کوچیک دینگ
میخواد ورق رو برگردونه؟
خوابش رو ببینین
ارتش دینگ آماده باشین
در خدمتیم
انتقام
فرمانده رو بگیرین
بکشینشون
بکشینشون
پرتاب کنین
آرایش نظامی- بله-
ارباب
رسیدیم
وانگ گه دیگه قابل اعتماد نیست
مادر
نگهبانها- بله-
همه نیروهای ذخیره رو بیارین
بله
تعدادشون بیشتر از ماست
ولی نترسید
کمکم عقبنشینی میکنیم و میجنگیم
بکشینشون
مثل ماهی تو تله افتادن
اعلیحضرت
به سرعت داره حلشون بدتر میشه
شورشیها رو سرکوب کنین و کشور رو نجات بدین
الان وقتشه
حمله
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سی و سوم=
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.