Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سی و یکم=
بانو
جایی برای قایم کردنش نیست
آره، نمیتونیم قایمش کنیم
برو
برام بچسبونش
هر چی بیشتر پیدا باشه بهتره
بریم
یادم اومد
بانو از من خواسته بود اینو برای شما قایم کنم
[اعلیحضرت با من بد برخورد نمیکنه]
[فاجعه به خاطر دیوار ساحلیه]
[خیلیا تو این فساد دخیل هستن]
اون موقع چه اتفاقی افتاد؟
این نامه
در اصل روی یک نقاشی نوشته شده بود
بانو
بانو
بانو
ارباب دینگ براتون نامه فرستادن
[به: هویسون، خواهر عزیزم]
برادرم دوباره داره باهام این بازی پیام مخفی رو بازی میکنه
یه قلم مو و
تا با چای پیغامشو بخونم
نگران نباش
اعلیحضرت تو پایتخت با من بد برخورد نمیکنه
فاجعهای که تو فوتینگ به خاطر طوفان پیش اومده به خاطر دیوار ساحلیه
خیلیها تو این فساد دخیل هستن
من اینو میبرم پیش اعلیحضرت
[مو چوان، دو شیشو، سونگ ییچون، دو شییینگ]
بانو
چرا خون بالا آوردین؟
چی شیا
این نقاشی رو برام خشک کن
به هیچکس نده
هیچکس نباید از این باخبر بشه
به جز شاهزاده سونگ
بله بانو
حالا برو
کجا باید قایمش کنم؟
بانو
کجا باید قایمش کنم؟
جایی برای قایم کردنش نیست
چی شیا
برو برام بچسبونش
هر چی بیشتر پیدا باشه بهتره
نگران نباشین بانو
من اینو میدم به شاهزاده سونگ
زودباش برو
باشه
پدر
چطور میتونی این کارو بکنی؟
اون مادر من بود
اون مادر تو نیست
من تو و شویائو
خانواده واقعی هستیم
حالا
مادر تو به خاطر من این همه سال رنج کشیده
نمیخوام دیگه رنج بکشه
[سونگ ییچون، دو شییینگ]
حالا حقیقت رو میدونیم
با وجود این فهرست
زندگی شاهزاده چینگ هم تو دست ماست
اون به اساس کشور دست درازی کرد
ما مدرک محکمی علیهش داریم
اعلیحضرت آدم عاقلی هستن
اعلیحضرت حالشون خوب نیست
اون هم مثل ارباب دینگ میشه؟
علاوه بر این خیلیا درگیر این قضیه هستن
نمیدونیم چطور تموم میشه
چرا اسم پدر من توی این لیسته؟
عموی پنجم من همدست شاهزاده چینگه
یعنی واقعا داره پدرم رو هم با خودش پایین میکشه؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سی و یکم=
=فصل شکوفایی= [اقتباسی از رمان "فصل شکوفایی" نوشته ژی ژی]
=قسمت سی و یکم=
[عمارت دو]
چرا برگشتین؟
چرا از قبل بهم نگفتین؟
صبر کن
گائو شنگ
یه قوری چای با چای لونگ جینگ که تازه گرفتم درست کن
چشم
برین بیرون
نیازی به خدمت کردن نیست
منم حرفهایی دارم که باید بهتون بزنم
گائو شنگ
ارباب هفتم
[خریدار: دو شییینگ]
پدر
این عمارتایی که داری بررسی میکنی خیلی گرونن
من این عمارتا رو
به عنوان پشتوانه برای تو خریدم
مدتی پیش یه پول اضافی به دست آوردم
توی نقرهفروشی جدید یون فی تو پایتخت سرمایهگذاری کردم
سودشون عالیه
از سود نقرهفروشی یون فی برای پرداخت قسط عمارت استفاده میکنم
خیلی خوب میشه
من همه جواهرسازهای پایتخت رو میشناسم
چرا هیچ وقت درباره نقرهفروشی یون فی نشنیدم؟
پدر
تو آدم سادهلوح و زودباوری هستی
نمیتونی بیگدار به آب بزنی
نمیخوام همه پساندازت رو
برای یه سود کم از دست بدی
من که تو وزارت دارایی هستم
حساباشون رو نگاه کردم
نقرهفروشیشون استادکار خوبی داره
مشتریای زیادی هم دارن
وزیر مو معرفیمون کرد به این مغازه
برادر پنجم و من مقداری پول توش سرمایهگذاری کردیم
کسبوکار پر سودیه
ارباب سونگ
من همهچیز رو فهمیدم
کسی که نقرهفروشی رو اداره میکنه
ارباب خاندان جینگ، خاندان ژانگ هست
کی دیگه
توی پایتخت سرمایهگذاری کرده؟
کارکنان اونجا از فاش کردن چیزی امتناع میکنن
از مردم اطراف پرسیدم
کسایی که میرن اونجا
بیشتر وزرا و مقامات عالیرتبه هستن
خاندان ژانگ خیلی ثروتمندن
چند ده هزار طلا خرج کردن فقط برای تعمیر حیاطشون
حالا که اونجا رو اداره میکنه
مطمئنم امنه چون خیلی از
ماها هم سرمایهگذاریم
شما که تو وزارت دارایی هستین
مطمئنم از وضع دربار اطلاع دارین
درآمد مالیاتی سالانه سه میلیون طلاست
ولی خرجها شش میلیون طلاست
دربار داره پول از دست میده
و مردم وضعیت سختی دارن
خب چطور خاندان ژانگ تونسته این همه طلا رو اینقدر راحت خرج کنه؟
حقوق ارباب جینگ چقدر میتونه باشه؟
چطور اینقدر پولدار شدن؟
شاید
یه سری کارهای جانبی داره
داره با پول پول در میاره
پول دولتی و خصوصی فرق داره
پدر
خاندان ژانگ ، خاندان ملکه ست
خاندانشون از بازار اسب لیائودونگه
شاهزاده چینگ و ولیعهد هم الان با هم رقابت میکنن
دارن از این پولها برای جلب نظر وزرا استفاده میکنن
چطور میتونی اینا رو با هم مقایسه کنی؟
کسب و کار یه طرف حکومت یه طرف
ارباب جینگ هیچوقت به سیاست علاقه نداشته
واقعا فکر میکنین که اینا ربطی به هم ندارن؟
بذارین ازتون یه سوال بپرسم
وقتی پولتون رو توی نقره فروشی سرمایهگذاری کردین
بهشون امضا دادین؟
خیلی واضحه که شاهزاده چینگ میخواد برای تاج و تخت بجنگه
با امضا کردن قرارداد با اون
الان بهش وصل شدین
حالا هر کاری که توی آینده بکنه
باید ازش حمایت کنین
یا حداقل بیخبر باشین
من قصد ندارم با کسی دست به یکی کنم
عموی پنجم قبلا عضو اون حزب شده
به همین دلیل تو رو هم کشیده وسط این قضیه
میخواد از رابطهات با یان تانگ استفاده کنه
تا اون رو هم پایین بکشه
و مجبورش کنه که دستوراتشون رو اجرا کنه
جنگ برای تاج و تخت و تشکیل حزب ها
اگه درگیرش بشیم،کل خانوادهمون به خطر میافته
نه
من باید از این کار بیرون بیام
پدر
بذار من این کار رو برات انجام بدم
الان میرم نقره فروشی
شو گو
یان تانگ
الان باید چیکار کنیم؟
شاید بهتر باشه که استعفا بدم
یا مرخصی بگیرم؟
پدرزن
حتی اگه استعفا بدین
هنوز پدر شو گو و
پدرزن من هستین
من به شو گو قول دادم که از خانوادهش محافظت کنم
هدفشون منم
من این کار رو حل میکنم
نگهبانهای مخفی رو صدا کن
ارباب
شاهزاده چینگ و بقیه دارن افرادمون رو بررسی میکنن
اگه همهمون تو تله بیافتیم چی؟
اگه واقعا بخواد تو پایتخت تله بذاره
هیچوقت نمیتونه کنترل کنه که کی شکارچیه
و کی طعمه
نگهبانهای مخفی؟
[نقره فروشی یون فِی]
ارباب وانگ
خوش اومدی- باشه-
خوش اومدی- بیا-
بیا
مواظب باش
همسر ارباب یینگ
بانوی ما اومدن اینجا که یه پیشنهاد تجاری به رئیستون بدن
لطفا به بانو وی اطلاع بدین
من یه زن عجول با اعصابی خرابم
بهتره زودتر بیاد اینجا
وگرنه اگه اینجا سر و صدا کنم
کسب و کارتون تحت تاثیر قرار میگیره
سریع به رئیسمون اطلاع میدم
میتونین آزادانه خرید کنین
نگاه کن
بانو
لطفا با من بیاین
من ده برابر قیمت سرمایهگذاریای که پدرم توی پایتخت کرده
به علاوه بهرهش رو میدم
میتونیم راجع به مشتریهای مغازه خاندان میائو
و همچنین صنعتگران کتابفروشی ژائو ون صحبت کنیم
در عوض قراردادی که پدرم امضا کرده
میخوام لغوش کنم
این یه معامله به نفع شماست نه؟
بانو
طبق قوانین نقره فروشی
وقتی قرارداد امضا شد
دیگه نمیتونین اون رو لغو کنین
فارغ از سود و ضررش
پس قوانین نقره فروشی سختتر از قانون کشوره
شما میگین این یه سرمایهگذاریه
ولی به نظر میرسه که داری خودت رو میفروشی
بانو وی همیشه به منافع توجه داره
ولی یهدفعه تغییر کردی
به نظر میرسه که منافع غیرقانونیای که نقره فروشی داره
بیشتر از چیزی باشه که من میتونم پیشنهاد بدم
چطور جرات میکنی این حرف رو بزنی؟
چه منافعی از بانوهای خاندان دو به ما رسیده؟
شما فقط همینجوری از خاندان وی کندین و خوردین
و ما رو نابود کردین
پدرت و عموت خوششانس بودن
که ما به اونا اجازه دادیم پیش ما سرمایهگذاری کنن
چطور جرات میکنی فکر کنی
که میتونی قرارداد رو به نمایندگی از پدرت و عموت لغو کنی؟
برو،هرکار میخوای بکن
من باور ندارم
که زندان شنگ تیان تو رو نجات بده
وی تینگژن
من اول با ادب رفتار کردم
امروز بهت احترام گذاشتم
در آینده
دیگه این رفتار رو باهات ندارم
در آینده؟
در آینده، وقتی کسی دیگهای تاج و تخت رو بگیره
تو و شوهرت
به کلی نابود میشین
اونوقت چطور میخوای بهم بی احترامی کنی؟
[نامه رسمی فرمانده گارد سایه]
[برای باز شدن در تالار دیوان شمالی]
میگن که ترک اعتیاد به قمار کار سختیه
چرا فکر میکنی اینطوریه؟
وقتی کسی
حس درآمد دهبرابری و ثروتمند شدن یکشبه رو تجربه میکنه
اون هیجان
چیزی نیست که بتونه فراموش کنه
حتی که به قیمت انگشتاش تموم بشه
این همون اتفاقیه که سر میز قمار شاهزاده چینگ داره میوفته
میتونی پول قرض کنی و بعدش با بهره پسش بدی
هر چی بیشتر قمار کنی
بیشتر پول در میاری
من از مدتها پیش قمار رو ترک کردم
ترسم اینه که
نتونم هدیه شما رو قبول کنم
حتما
امروز چیزی از اقامتگاه ولیعهد دزدیده شده
و دزد به دام افتاده
حالا باید چی کار کنیم؟
شاهزاده چینگ نامهای نوشته
تا تو رو به عنوان نماینده صلح معرفی کنه
یعنی سونگ مو تو رو نجات میده؟
اگه نمیخوای بهمون ملحق بشی
بازم هستن کسایی که
مایلن این کارو بکنن
یه چیز دیگه
بانو ژائو رو فراموش نکن
دو شیشو از زو ار خواسته که دعوتنامهای
برای نیمه شب فردا
براتون بفرسته تا همو ببینین و
درمورد قرارداد تجاری صحبت کنه
افرادمون الان دیگه اماده ان
دو شیشو مرد بیرحم
و خودخواهیه
اون قرارداد امضا شده رو نمیده
مگر اینکه شما وفاداریتون رو بهش اعلام کنین
بهتره از این مهمانی فریبکارانه دور بمونین
صبر کنین تا درمورد نقره فروشی خوب تحقیق کنیم
نه
شاهزاده چینگ قبلا توی مسابقه هنرهای رزمی ایستاد و موضعش رو اعلام کرد
اون به من فرصت نمیده که وقت رو تلف کنم
متوجه نشدی؟
طبیب لو دیگه کمتر و کمتر میاد
غیر از مراقبت از شما
طبیب لو فقط مسئول امور اعلیحضرته
بیماری اعلیحضرت بدتر شده؟
تیر تو کمانه
اگر نتونم به شمشیر شاهزاده چینگ تبدیل بشم
تبدیل میشم به خار توی چشمش که باید ازش خلاص بشه
بانو- بانو-
تونستی قرارداد رو پس بگیری؟
چیزی گرفتم که ممکنه حتی بهتر از اون باشه
ضعف ما نقطه ضعف اوناست
ستارهها پشت ابرها خوابیدن
وقت استراحته
نیمه شب رسید
وقت بستن مغازههاتونه
زود باشین
هیچ وقت فکر نمیکردم که یه روز
شخصا از طرف وزیر دو پذیرایی بشم
فکر میکردم اینجا نمیای
به نظر میرسه شماها واقعا به برادرم اهمیت میدین
متاسفانه روش اهمیت دادنمون باهم متفاوته
یه لحظه لطفا
ما اینجا تجارت میکنیم
من باید از جواهراتمون محافظت کنم
لطفا سلاحهاتونو بذارین دم در
ایشون مجوز خاصی از طرف اعلیحضرت دارن
که همیشه شمشیرشونو همراه داشته باشن
اگه منو به عنوان دشمن میبینی
دیگه نیازی به ملاقاتمون نیست
این یه مسئله خانوادگی مهمه
من فقط میخوام باهات تنها بشینم
و چای بخوریم
بیرون منتظر بمون
چشم
داری ازم دوری میکنی
پس منم چارهای نداشتم جز اینکه فریبت بدم که بیای اینجا
تقصیر وزیر دو نیست
این مسیریه که وزیر دو خودشم انتخاب کرده
چرا باید تقصیرشو گردن بگیرم؟
من واقعا لینگجی برفی رو دارم
بعد از اینکه زهرت بیاثر شد
میتونی یه عمر طولانی کنار زن و بچهات زندگی کنی
در آینده میتونیم از عقل خاندان دو
و قدرت ارباب یینگ استفاده کنیم
و کشور هم در آرامش میمونه
این خوب نیست؟
حتی اگه زهرو بیاثر کنم
بازم نمیتونم کینهام رو فراموش کنم
تو تاریخ
ادمای زیادی قربانی شدن
تا یه امپراتور دانا به تخت سلطنت بشینه
این فقط یه راهیه که باید طی بشه
نه یه مقصد
اگه به خاطر مادرت باشه
میتونم همین فردا
به نشونه ی صداقتم سر سونگ هان رو
برات از تنش جدا کنم
داییت جلوی نقشه ی منو گرفت
درسته که مادر و من قصد داشتیم اون رو از بین ببریم
اما ارباب دینگ یه ژنرال برجسته بود
اگه چیزی بین اون و پدر اتفاق نمیافتاد
کار به اینجا نمیکشید
اون بخاطر وفاداری کورکورانه ست مرد
نباید روحش
از وانگ گِه
از من یا از مادر دلخور باشه؟
دوازده فرمان طلایی که یوئه فی رو به پایتخت احضار کردن
توسط ژائو گائو صادر شده
نه چین هوی
آره
جلوی مجسمه یوئه فی
ژائو گائو باید زانو بزنه و گناهشو قبول کنه
هرچند چین هوی ممکنه دیگه بلند نشه
سونگ مو
عالیجناب به اندازه کافی بهت احترام گذاشتن
اگه همچنان به مقابله با ایشون ادامه بدی
امشب به جرم قتل شاهزاده چینگ همینجا میمیری
و شو گو بیوه میشه
هنوزم میتونی تو فکر انتقام باشی؟
عالیجناب خیلی خوب بلدین مردم رو کنترل کنین
ولی
ادمای دانا
معمولا تو دام خودشون میفتن
قبلا بهت گفتم
ارتشت ضعیفه
سونگ مو چطور جرات کردی اقدام به قتل یه شاهزاده کنی؟
میدونی چه جرمی مرتکب شدی؟
اگه انتقام من فقط به کشتن اون مربوط بود
امشب موفق میشدم
فراموش نکن
که برای قرارداد اومدی اینجا
تو فراموش کردی
نه من
نگران نباش
قراردادی که تو اتاق مخفی پایین هست
همونطور باقی میمونه
اندازهگیریش کردم
تالار اصلی شانزده قدم طول داره و دوازده قدم عرض
سه اتاق داره
با شش ستون
تایید کردم
که تفاوت بین داخل و بیرون یک ژانگه
باید یه اتاق مخفی باشه
وقتی که با شاهزاده چینگ روبهرو بشی
من دیوار بیرونی رو منفجر میکنم
و قرارداد رو برمیدارم
عالیجناب
ارباب
تمام قراردادا اینجاست
کارت عالی بود
سونگ مو دیوونه شده
اون باروت رو تو خیابون منفجر کرد
و جون مردم رو به خطر انداخت
باید فوری اعدام بشه
من تمام این قراردادا رو
همینطور نامه ارباب دینگ رو
به اعلیحضرت میدم
فکر میکنی اعلیحضرت
در مورد جرمی که باهاش ارتباط داری چه تصمیمی میگیره؟
جیانگ می سون یه لشکر تو جنوب شرقی داشت
و تو قصد داشتی پایتخت رو منفجر کنی
همه امشب شاهد این قضیه هستن
خاندان جیانگ
دیگه وفادار نیستن
تو لیاقت نداری که از خاندان جیانگ حرف بزنی
ارباب
سونگ مو قصد ترور منو داشت
هر کسی که اون رو بکشه
بزرگترین پاداش رو میگیره
وایسا
راه رو باز کنین
سر جاتون بمونین
یان تانگ
چرا اومدی اینجا؟
شاهزاده چینگ، ارباب یینگ
و وزیر دو لطفا با من به قصر بیاین
کور شدی؟
سونگ مو آتیش روشن کرد
و قصد ترور منو داشت
باید اعدام بشه
این زن شیطان صفت نقشه کشید که منو بکشه
یان تانگ
بالاخره نقطه ضعف تو رو پیدا کردم
من فقط به فرمان امپراتور عمل میکنم
لطفا منو مقصر ندونین عالیجناب
مردم میگن که دیدن خون برای زنهای باردار شومه
نباید میومدی
مگه قرار نبود
هر چی هم که شد
با هم با همه چی رو به رو بشیم؟
با تو به قصر میام
[قصر چیانچینگ]
[واسطه: وی تینگژن، پیشنهاددهنده]
پدر لطفا هوشیارانه تحقیق کنین
سونگ مو عمدا تله گذاشت و باعث انفجار شد
اگه از خودم دفاع نمیکردم
شاید الان زنده نمیبودم که پیش شما بیام
این چیزیه که یه شاهزاده باید بگه؟
اعلیحضرت
شاهزاده چینگ یه حزب تشکیل داده
مقادیر زیادی پول اختلاس کرد
و با مقامات مهم
تو پایتخت تحت اسم «نقره فروشی» روابطی داشته
اونا مرتکب فساد درباری شدن
و مردم رو استثمار کردن
فهرست اعضای حزب
و توافقنامه اینجاست
لطفا حکم خودتون رو صادر کنین اعلیحضرت
مقامات مهمی که ذکر کردی
همونهایی هستن که چند روز پیش ولیعهد رو محکوم کردن؟
تو منو بخاطر انتقام خودت تحریک کردی که
علیه برادرم بجنگم مگه نه؟
ممکنه حرفا دروغ باشن
ولی امضاها و اثر انگشتها نه
بیش از یک میلیون تیل نقره توی این دفتر
کاملا قابل پیگیریه
درخواست تحقیق کامل
از تمام عمارتها و افراد مرتبط دارم
اعلیحضرت
ارباب یینگ
این حادثه مربوط به افراد زیادیه
اعلیحضرت الان خسته هستن
اعلیحضرت
شاهزاده یو آن، شاهزاده جیهوای
و شاهزاده چینگ درخواست ملاقات دارن
تمام شاهزاده ها داخل هستن
حتی وزیرهای کلیدی
قصد دارن سونگ مو رو محکوم کنن
خودش رو به سمت نابودی کشوند
تو هم میخوای دنبالش بری؟
تو اون اتاق مخفی رو
منفجر کردی مگه نه؟
میدونی مجازات ساخت مواد منفجره غیرقانونی چیه؟
اعدام
ولی عموی پنجم تو مسئول نیروهای نظامی هستی
و برادرزادهت یواشکی مواد منفجره درست کرده
این اتفاق تقصیر توئه
تو- اینجوری-
ملکه و شاهزاده چینگ
تو رو فدا میکنن
که با من و سونگ مو بمیری؟
تو خیلی پستی
داری سعی میکنی خاندان دو رو با خودت نابود کنی؟- من دارم از خاندان دو محافظت میکنم-
شاهزاده چینگ پولهای کشور رو بالا کشیده
و مدارکشم کامله
اعلیحضرت حاکم داناییه
تازه این ماجرا خیلیا رو نگران کرده
اعلیحضرت باید تصمیم بگیره
بانو دو شاید تو امور خونهداری خیلی خوبی باشی
ولی سیاستهای دربار رو دست کم گرفتی
حتما خسته شدی وزیر دو
برو استراحت کن
بله علیاحضرت
تو قراره بهزودی مادر بشی
باید بفهمی پدر و مادرا چطوری فکر میکنن
حتی اگه سونگ مو حق داشته باشه
بازم یه وزیر دولتیه
یوتینگ شاید اشتباه بزرگی کرده باشه
ولی اون پسر اعلیحضرته
اعلیحضرت فقط پدر شاهزاده چینگ نیست
اون پدر این کشوره
به همین دلیل
باید به تصویر بزرگتر فکر کنه
اگه قرار باشه هر مقام فاسدی اعدام بشه
دربار چطوری کار کنه؟
یعنی مردم همچنان بهش اعتماد میکنن؟
قانون وقتی تعداد مجرما زیاد باشه مجازاتی بهشون نمیده دیگه چه برسه به خانواده هاشون
شاهزاده یو آن عموی اعلیحضرته
و شاهزاده جیهوای برادر خونیشه
شاید اون توافقنامه مدرک نباشه
ولی قطعا یه سنگ بزرگه
که روی سرت خراب میشه
سونگ مو تازه به فرمانده ی گارد سلطنتی ارتقا پیدا کرده
ولی اون نقره فروشی رو منفجر کرده و دزدی کرده
تو فرمانده گارد سلطنتی هستی
و با این حال توی جمع یه شاهزاده رو زدی
[شاهزاده یو آن، شاهزاده جیهوای] خیلی مغرور شدی
لطف امپراتوری رو نادیده گرفتی
باید شدیدا مجازات بشی تا خشم عمومی رو آروم کنی
طبق قانون
اعضای خانواده سلطنتی نباید تو امور دربار دخالت کنن
من توی وظیفهم کوتاهی کردم و آتیشسوزی راه انداختم
اینو قبول میکنم
ولی اگه اسم شما تو اون توافقنامه باشه
قبولش میکنین یا نه؟
اعلیحضرت امپراتور بنیانگذار برامون تعالیم اجدادی گذاشته
اگه خانواده در صلح باشه کشور هم پایدار میمونه
خانواده سلطنتی الگوی مردمه
احترام به والدین اصل حکومتداریه
سوءظنهای خانوادگی و نفاق برادرانه بزرگترین خطاها هستن
بهعنوان یه مقام
اون باعث نفاق توی خانواده سلطنتی شده
اون سزاوار میلیونها بار مرگه
وقتی که هر جمله از تعالیم اجدادی رو نوشتین
من بودم که دستتون رو گرفتم
اعلیحضرت
یادتون رفته؟
اتهام سونگ مو
فقط یه تلاشه تا جرم خانوادهش رو پاک کنه
اعلیحضرت شما خردمند هستین
حتما میتونین نیت پستش رو بفهمین
اعلیحضرت لطفا عاقلانه تصمیم بگیرین- اعلیحضرت لطفا عاقلانه تصمیم بگیرین-
این توافقنامه
به خون آلودهست
نمیتونم واضح بخونمش
تا الان زانو زده بودی
تو بهعنوان یه همسر بیش از حد وظیفهت رو انجام دادی
باید به فکر خودت باشی
از سونگ مو جدا شو و برگرد به خاندان دو
عموی پنجمت میتونه خانوادهت رو امن نگه داره
و من برات یه جایگاه
نگه میدارم
اینکه همسر یه مقام گناهکاری بشی
یا یه بانوی اشرافی
انتخاب آسونیه
اینکه کی رو انتخاب کنم
ربطی به این نداره که همسر کیام
یا دختر کیام
به این بستگی داره که خودم کیام
یه آدم با شرافت راه خودش رو میره
من اینجا منتظر میمونم تا سونگ مو بیاد بیرون
مسیر یه حاکم و مسیر یه وزیر
باهم فرق داره
اگه سونگ مو بخواد از اینجا
با یه اسم پاک بیرون بره
فقط یه راه داره
اینکه اعتراف کنه
کارایی که امشب انجام داده
به دستور پدرزنش بوده و تمام تقصیرها رو گردن دو شییینگ بندازه
توی این توافقنامه
من فقط اسم
دو شییینگ رو میتونم تشخیص بدم
برای اون رفتی نقره فروشی یون فی، آره؟
حتما عقلشو از دست داده
و باعث شده تو و یوتینگ از هم جدا بشین
من بودم که رفتم به نقره فروشی و آتیش زدمش
پدرزنم اصلا خبر نداره
اگه قراره کسی رو مجازات کنین
فقط منو مجازات کنین
این قضیه هیچ ربطی به بقیه نداره
سونگ مو
اعلیحضرت
اعلیحضرت قدر توانایی شما رو میدونن
لجبازی نکنین و تقصیر رو گردن نگیرین
آیندهتون نابود میشه
اعلیحضرت
کاری که سونگ مو امشب کرد
قابل بخشش نیست
هر خطاش مستحق مرگه
اعلیحضرت نباید بهش رحم کنین
اگه اعدامش نمیکنین
پس منتظرین کل خانواده سلطنتی رو بکشه؟
چطور جرأت میکنی؟
باید بفرستمش اداره اسناد که پاکش کنن
یا بسوزونمش؟
نگهش دار
فعلا منتشرش نکن
چشم
کارتو خوب انجام دادی
مادرت خوب تربیتت کرده
اگه امشب نبود
نمیفهمیدم
چقدر عمو و برادرم
تو رو دوست دارن
پدر
برای رسیدن به هدفهای بزرگ
باید سود و زیان رو بسنجی
بیفکری
همه چیزو خراب میکنه
دو شییینگ دربار رو تحریک کرد
که شاهزادهها رو به دردسر بندازن
و تو پایتخت آشوب به پا کنن
یکی بیاد
اعلیحضرت
من حاضر نیستم سود و زیان رو بسنجم
و آدمای بیگناه رو به خاطر منفعت شخصی ول کنم
اگه قراره یکی رو دستگیر کنین
من جرم رو قبول میکنم
اگه دایی زنده بود
هیچ وقت اجازه نمیداد
یه ادم مهم رو قربانی کنم
اونم به خاطر منفعت شخصی
این حرفا مضحکه
چطور جرأت میکنی با یه مقام عزلشده به اعلیحضرت فشار بیاری؟
اصلا به مقام پادشاه احترام میذاری؟
داری تلاش میکنی شورش
جیانگ می سون رو ادامه بدی؟
چی گفتی؟
جلوی اعلیحضرت شمشیر کشیدی؟
داری تلاش میکنی
امپراتور رو ترور کنی؟- میکشمت-
دیوونه شدی سونگ مو؟
هوشیار موندن
صد برابر دردناکتر از دیوونگیه
فدا کردن عدالت به خاطر خانواده
شما بارها اینکارو کردی
چرا باید بازم تحمل کنم؟
چرا باید بازم بهت امید داشته باشم؟
اعلیحضرت
اعلیحضرت
...تو
...همیشه
از من متنفر بودی
[اول خودت رو پرورش بده بعد کشور رو اداره کن]
اعلیحضرت- اعلیحضرت-
اعلیحضرت- اعلیحضرت-
طبیب لو رو خبر کنین- اعلیحضرت-
اعلیحضرت
[کاخ چیانچینگ]
طبق فرمان سلطنتی اعلیحضرت
سونگ مو در انجام وظایف کوتاهی کرد
و باعث حادثهای در خیابان چانگله شد
با در نظر گرفتن خدمات گذشتهاش
حکم اعدامش بخشیده میشه
از تمام مقامهاش عزل میشه
و برای بررسیهای بیشتر به زندان منتقل میشه
چه حیف شد همسر ارباب یینگ
یان تانگ
مشکلی برای پدرت پیش نمیاد
نگران من نباش
نگران نباش
یان تانگ
یان تانگ
یان تانگ
♪ بوسه زدن به پیشونیت♪
♪ از این به بعد قلبم دیگه نیازی به پنهانکاری نداره♪
♪ پیچیده در برف و یخ♪
شو گو
شو گو
♪نگاه به این دنیای پر از رنگارنگی♪
شو گو
طبیب دربار
طبیب دربار رو خبر کنین
♪نادیده گرفتن نصیحتهای دنیوی همه♪
♪عشقم مثل ماه روشنه♪
یان تانگ
یان تانگ
باید یان تانگ رو نجات بدم
نمیتونی نجاتش بدی
ستاره خِرَد داره پر نور میشه
و ستاره شتاب داره کم نور میشه
داره سقوط میکنه
سونگ مو به مرگ نزدیک شده
ارباب جی
لطفا ارابه رو متوقف کنین
و به بانو کمک کنین
نمیتونیم توقف کنیم
افراد اقامتگاه ارباب یینگ حتما ما رو زیر نظر دارن
اول باید دو ژائو رو به جای امن برسونیم
اعلیحضرت حالش خوب نیست و بهتر نمیشه
فقط میتونم از بودا طلب خیر کنم
[طبیعتی زیبا و با استعداد]
پدرخونده حتما بخاطر این سفر خیلی خسته شدی
طبق فرمان اعلیحضرت
من به صورت موقت کاخ و فرماندهی نظامی رو مدیریت میکنم
پدرخونده شما فقط رو سلامتی و
مراقبت از اعلیحضرت تمرکز کن
اعلیحضرت مریضه
چطور میتونسته فرمان صادر کنه؟
هر وقت اعلیحضرت ناخوش باشه
ملکه به جای ایشون عمل میکنه
ملکه گفتن
اعلیحضرت
به حضور شما نیاز داره
از این طرف پدرخونده
سونگ مو یکی از مقامات درباریه
اما باعث آتشسوزی شده و در کاخ آشوب ایجاد کرده
اگه علنا اعدام نشه
خشم عمومی فروکش نمیکنه
جی جیان مینگ
اینجا چی کار میکنی؟
چطور جرأت میکنی
اعلیحضرت منو به عنوان مشاور خودش میدونه
تو کی هستی که منو به اسم صدا میزنی؟
دو ژائو زن برادر منه
همینطور همسر ارباب یینگ
طبیعیه که
من بخوام برش گردونم
اما تو که غریبهای
وقتی بیهوش بود بردیش
فکر نکن که نیتت رو نمیفهمم
تو میخوای دو ژائو رو بدزدی تا قدرت سونگ مو رو کنترل کنی
اونی که نیت بدی داره
خود تویی
فکر نکن بعد از مختل کردن نقشه شاهزاده چینگ میتونی فرار کنی
اگه اعلیحضرت بفهمه کسی رو نجات دادی که ازش متنفره
میکشتت
کی اعلیحضرت بهت دستور داد همسر ارباب رو هدف بگیری؟
حتی قبل از اینکه حکم سونگ مو صادر بشه به اینجا اومدی
فکر میکنی اعلیحضرت نیتت رو نمیفهمه؟
نیت یا هرچی
معلوم میشه
همه جا رو بگردین
این کینه
برات عذابی دردناک به ارمغان میاره
وقت بذار و از این درد لذت ببر
یان تانگ
یان تانگ
یان تانگ
بانو
منو نترسونین بانو
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم: Valda.Satur =قسمت سی و یکم=
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.