Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
هوا سرده و باد میاد
بانوی من مراقب خودتون باشین
من چیزیم نمیشه
اونقدرم ضعیف نیستم
ولی من واقعا
نگران آن سو ام
حتما دلش شکسته
ولی درست نیست که برم دیدنش
برو و براش یکم دارو بخر
بله بانوی من
تو کی هستی؟
سرپرست سو؟
داری چیکار میکنی؟
خواهر ژائو
میتونی تنهامون بذاری
بله شاهدخت
میخواستم از بانو چیزی بپرسم
این سنجاق سر رو از کجا گرفتین؟
بانوی من مادرم ازم خواست این سنجاق سر رو بهتون بدم
و ازتون برای کمکتون تشکر کنم
نمیتونم اینو قبول کنم
یه مادر و پسر
وقتی یان تانگ نجاتشون داد اینو به من دادن
روستاشون توسط دزدا نابود شده بود
بازوی پسر بچه سوخته بود
ولی خوشبختانه به موقع نجاتشون دادیم
وگرنه
تو خیابون میمرد
کسایی که نجات دادین
مادر و برادرم بودن
بانوی من میشه منو ببرین پیششون؟
(کتابفروشی ژائو ون)
مادر و برادرت
(برای سو یان) تو لیائو دونگ حالشون خوبه
تا زمانی که تو وفادار بمونی
من از خانواده ات مراقبت میکنم
(من هیچ وقت محبتی که)
(به خانواده سو نشون دادین یادم نمیره)
حاضرم که تا روز مرگم
به شما وفادار بمونم
بانوی من خواهش میکنم برای این که
مشکلی پیش نیاد بهشون نگین که اینجا بودم
نگران نباش
من میرم بانوی من
یان ار
یان ار
یان ار- مادر-
مادر
یه ادم حقه باز گولم زد
نمیدونستم که شما و برادر
انقدر زجر کشیدین
یان ار
بلاخره پیدات کردم
مادر
خواهش میکنم با برادر زندگی خوبی داشته باش
بانوی من
بلند شین
بانوی من
شما مادر و برادرمو نجات دادین
و بهشون سرپناه دادین
من هیچ وقت
این محبت رو فراموش نمیکنم
اگه فرصتی برام پیش بیاد
این محبت رو
هزار برابر جبران میکنم
=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژی)
=قسمت 30=
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
عزیزم چی کار میکنی؟
دارم توپ برنجی چسبونکی درست میکنم
یادم رفته بود که ضیافت قصر نزدیکه
درسته
راستی
الان که شاهزاده چینگ
داره به پایتخت برمیگرده نباید بی دقتی کنیم
هرچی بیشتر مدرک داشته باشیم
امنیتمون بیشتر میشه
باید بفهمیم شاهزاده چینگ چی تو دستش داره
اون ازاینجا دوره
پس حتما
تو قصر متحدانی رو داره
و فقط یک نفرم نیستن
دخالت تو مسائل قصر خیلی سخته
مگه این که از تاثیر کاخ شرقی استفاده کنیم
ولی ولیعهد خیلی لجبازه نمیتونم قانعش کنم
مهم نیست
شاهزاده چینگ میتونه از خانواده ما برای هدف قرار دادن تو استفاده کنه
پس ماهم میتونیم همین کارو با خودش بکنیم
علیاحضرت منو برای صحبت درباره ی مراسم دعوت کرده
این فرصت خوبیه
شاهزاده چینگ و ولیعهد هم منو به شکار دعوت کردن
بعد شکار میام دنبالت
خوردن توپ برنجی چسبونکی واقعا خوبه
چه نظر خوبی
تعجبی نداره که مادر دستور داده
تو مراسم رو برگذار کنی
ولی به عنوان عروسشون
من به اندازه تو با فکر نیستم
این یه ضیافت مزه ست
و برای عرض ادب به ملکه مادر و ولیعهده
من فقط دارم کمک میکنم
این گلوله های برنجی ممکنه که خیلی اشرافی به نظر برسه
ولی اماده کردن خمیر و سس درونش
به عهده اشپزخونه سلطنتیه
هرچی نباشه کاخ شرقی مسئول این ضیافته
ملکه مادر از ضیافت های سفت و سخت خوشش نمیاد
...اینا
چطوره که روی ظرافتش تمرکزکنیم؟
دیوان موسیقی میتونه که قطعه اول اجرا رو
به موسیقی اهنگ رودخانه پاک یا زنده باد امپراتور تغییر بده
مطبخ هم میتونه غذاهایی با
بهترین محصولات برداشت امسال اماده کنه
که وقتی اعلیحضرت پرسیدن
ایشونم راضی بشن
همونطور که بانو گفتن انجام بدین
بله- بله-
توانایی های تیراندازی من بدن
برای همین برادر از راهنمایی هات ممنون میشم
اگه میخوای خودنمایی کنی
بهتره این کارو جلوی پدر کنی
تو زمین شکار
به بد ادمی گیر دادی
درسته
هیچ وقت
تیراندازی چشم بسته یان تانگ رو یادم نمیره
یان تانگ
برادر من تو ادبیات ماهره
و من تو هنرهای رزمی
تو این روزا ادبیات رو ترجیح میدی یا هنرهای رزمی؟
تنها ترجیح این روزای من
ارامش خونمه
این که بتونم کنار همسرم وقت بگذرونم
نمایش ببینیم و به تماشای فانوس ها بریم
و زندگی شادی داشته باشیم
برای من کافیه
اه یان تانگ تو خوب هنر پیچوندن سوالات رو بلدی
توازن بین
مسائل دربار و خونه
ممکنه
به ولیعهد نگاه کن
اتحاد تو برای قدرت
ربطی به من نداره
ولی خیلی تو رو تحت تاثیر قرار میده برادر
توی دربار چندتا حامی داری؟
چندتاشون هستن که دارن سوال پیچت میکنن؟
حالا که دارین درباره ی مسائل خاندان سلطنتی صحبت میکنین
من نباید گوش کنم
برای همین مرخص میشم
سونگ مو
به عنوان فرمانده گارد سلطنتی
وظیفه تو محافظت از خاندان سلطنتیه
اگه امروز اتفاقی
برای من یا ولیعهد بیافته
نمیتونی از مسئولیت هات فرار کنی
یوتینگ
حتی نمیخوای قصد خیانتت رو پنهان کنی؟
برای حرفی که الان زدی
میتونستم بکشمت
برادر تو همیشه
دوست داری که مردم رو بدون مدرک
متهم کنی
ولی اتهام خیانت
نیاز به مدرک داره
حتی اگه کسی نقشه شورش بکشه
با وضعیت الان
دست کشیدن از مقام وارث
و دادنش به شخصی تواناتر (م:الان منظورت خودت بود؟)
میتونه ادمای زیادی رو
از زجر کشیدن نجات بده
چطور جرات میکنی
گارد سلطنتی گوش کنین
بله- بله-
تمامی سربازها په پشت برگردین
هرکسی که گوش کنه یا تماشا کنه
با مجازات ارتش رو به رو میشه
بله- بله-
عالیجناب واقعا بزرگوارن
ارباب واقعا ایشون رو تحسین میکنن
فقط یه محقق
میتونه انقدر
درباره ی یه ادم لجباز خوش زبونی کنه
هر همسری تو دنیا
اطاعت میکنه و هرچیزی رو قبول میکنه
ولی تو قلبشون همه محقق ها رو سرزنش میکنن
بانوی من
شما باردارین؟
از کجا فهمیدی؟
این ماهی صید فصله و تازه ست
ولی بوش براتون زیاد بود
تو بارداری
حس بویایی بیشتر میشه
و سلیقه غذایی تغییر میکنه
منم همینطورم
طبیب سلطنتی تشخیص داده
که بدن ضعیفی دارم
و بارداریم خیلی سخته
برای همین بارداریم رو اعلام نکردم
هنوزم خیلی حالت تهوع دارم
خواجه وانگ
خواهش میکنم یه شاخه مگنولیا برام بیار
بله
اون رو برای من بیار
بله
مراقب باش
(خودشه)
(اگه همسر ولیعهد سال دیگه صاحب فرزند بشه)
(موقعیت ولیعهد محکم تر میشه)
(و شاهزاده چینگ قطعا شورش میکنه)
بانوی من
همسر ولیعهد خیلی ضعیف شدن
ببرینشون قصر
سریع برید دنبال طبیب سلطنتی
بانوی من مراقب باشین
هرچی نباشه همسر ولیعهد باردارن
نباید قبل از
تشخیصی منتظر طبیب سلطنتی بمونیم؟- دیر میشه-
الان باید طب سوزنی انجام بدم
خواهش میکنم دوباره فکرکنین بانوی من
داری از دستور سرپیچی میکنی؟
همچین جراتی ندارم
تو سربازهای زیادی داری
ولی من تنها اومدم
اگه امروز اتفاقی بیافته
وقتی مقامات بفهمن چه فکری میکنن؟
عالیجنابان
الان مثل گذشته نیست
نمیتونین مثل زمان بچگی دعوا کنین
هر مشت الانتون
ملت رو تحت تاثیر قرار میده
خواهش میکنم دوباره فکرکنین
سونگ مو
تو همیشه تو مبارزه ها بهم کمک میکردی
الان به کی کمک میکنی؟
ولیعهد
دیدی،ولیعهد
یان تانگ همیشه طرفدار منه
شاهزاده چینگ
سونگ مو- سونگ مو-
دیوانه شدی؟- دیوانه شدی؟-
مگه من با تو و پسرت خوب رفتار نکردم؟
بهت اجازه دادم که تو مسائل قصر شرکت کنی
یوتینگ زمین های زیاد
و دریافتی بیشتری از یو شنگ داره
راضی نمیشی؟
دیگه چی میخوای؟
پدر اگه از ما بدتون میاد
دستور مرگمون رو بدین
ولی لطفا اینطوری ناراحتم نکنین
بعد سه سال جدایی
هیچ وقت فکرنمیکردم دیداری که انقدر منتظرش بودم
اینطوری بشه
اعلیحضرت
من از خودم خجالت میکشم
من از موقعیتم تو دربار استعفا میدم
خواهش میکنم مقام یوتینگ رو ازش بگیرین و اون رو تبدیل به یه ادم عادی کنین
تنها خواسته من و پسرم صلحه
اعلیحضرت خواهش میکنم به خاطر سلامتیتون اروم باشین
طبیب لو اینجان
ولیعهد چطوره؟
اعلیحضرت
من به کاخ شرقی رفتم
ولیعهد جراحت جدی ندارن
و در خطر نیستن
محض رضای خدا سونگ مو
یادم نمیره که به اون عوضی کمک کردی منو بزنه
یادم میمونه
اگه یان تانگ کمک نمیکرد
قطعا دست و پاتو
ازدست میدادی
قابلتون نداشت
دیدی؟
حتی به خودشم مینازه
هیچ احترامی به خاندان سلطنتی حالیت نمیشه؟
چقدر بی ادبی
اگه دو ژائو اینجا نبود
که به موقع طب سوزنی انجام بده
پسرت
نجات پیدا نمیکرد
بانوی من شما اعتبار زیادی به من میدین
وظیفه من بود
ممنونم بانو
میدونم که شما
از نقشه های زیرکانه بدتون میاد
ولی اگه یه اشراف زاده بابت این نقشه ها بمیره
فایده این که از خاندان سلطنتی باشین چیه؟
شاهزاده چینگ وارد پایتخت شده
و هدفش نابودی شما
و یان تانگه
حالا که شما
حقیقت مرگ ارباب دینگ رو میدونین
برملا کردن
و لو دادن متحدین شاهزاده چینگ
تنها راه نجاته
من جلوی پدر قسم خوردم
که هیچ وقت
درباره اش صحبت نکنم
خب
تو قسم خوردی ولی من نخوردم
اگه تو نگی
من میگم
جراتش رو نداری
اگه تو بگی- ازم طلاق میگیری؟-
باشه
بچه ام رو میبرم و دوباره ازدواج میکنم
اجازه نمیدم که باتو بمیریم
اون صحبت نمیکنه
به خاطر این که این موضوع درباره ی رازهای سلطنتیه
حتی یه کلمه هم میتونه دردسر زیادی تو پایتخت درست کنه
امپراتور هیچ وقت نمیخواستن ارباب دینگ رو بکشن
دستور دادن نگهبانان سایه ارباب دینگ رو به پایتخت بیارن
به خاطر این که امپراتور
مریض بودن
و میترسیدن مرگشون نزدیک باشه
اون موقع
پدر خیلی مریض بود
ارباب دینگ راهزن های دربایی رو از بین برده و تجارت دریایی رو راه اندازی کرده
که این به نفع پایتخته
درسته که ایشون خودش غذای کمک رسانی رو فراهم کرده و
از دستور سرپیچی کرده ولی این برای کمک به مردم بوده
چرا بهشون شک دارین
و میخواین برگردن اینجا؟
جیانگ می سون
تنها کسیه که میتونم کاملا بهش اعتماد کنم
چرا باید بهش شک داشته باشم؟
...پس چرا
اون از من اطاعت میکنه
ولی در اینده از تو هم اطاعت میکنه؟
تو
نمیدونی که چطور وزرا رو اداره کنی
این که بیای براش تقاضای بخشش کنی
هیچ فایده ای نداره
صبرکن تا من سرزنشش کنم
زندانیش کنم و مقامش رو ازش بگیرم
بعدش تو دربار برای بیگناهیش تقاضای بخشش کن
اینطوری بهت مدیون میشه
و بهت وفادار میمونه
ارباب دینگ ادم وفاداریه
نمیخوام بااین جنگ قدرت ابروی ایشون رو ببرم
میتونم به دیدنش برم
و صادقانه اعتمادشون رو به دست بیارم
یه پدر خوب پسرش رو میشناسه
تو قلب مهربونی داری
و حاکم جوونمردی میشی
ولی مهربونی به تنهایی
نمیتونه از پایتخت مراقبت کنه
بیا نزدیک تر
بیماری من شدیدتر شده
اگه اتفاقی بیافته
لی ژن تو شمال
و راهزن های دریایی تو جنوب دوباره حمله میکنن
شاهزاده های دیگه عصبانی میشن
ترجیح میدم می سون ازم بیزار بشه
ولی تو همچین متحد قدرتمندی داشته باشی
...بعد مرگم
پدر
بعد این که به تخت نشستی
از زندان ازادش کن
و قدرتش رو بهش بده
فقط اینطوری
کشور در ثبات میمونه
متوجه شدی
پسرم؟
اگه ارباب دینگ به پایتخت میرسید
همه چیز به خوبی پیش میرفت
ولی یه نفر از موقعیت استفاده کرد
عالیجناب
بیا تو
خواجه وانگ اینجان
خواجه وانگ به پدر نزدیکه
و درباره ی جریان مرگ
ارباب دینگ بیشتر خبر داره
خواجه وانگ
از اونجایی که اعلیحضرت خبر داشتن
چرا بازم ارباب دینگ متهم شدن؟
به خاطر این که ملکه مادر اعلیحضرت رو قانع کردن
که برای عوض کردن اوضاع دیر شده
اگه ارباب دینگ در نگاه مردم بیگناه
اعلام میشدمردم متوجه میشدن
که اعلیحضرت میخواسته یه زیر دست وفادار رو ناعادلانه بکشه
و این به ابروی خاندان سلطنتی صدمه میزد
یه امپراتور
هیچ وقت نمیتونه همچین اشتباهی کنه
دایی من
زندگیش رو فدای اعلیحضرت کرد
ولی وفاداریش
در مقایسه با اعتبار خاندان سلطنتی ارزشی نداشت
اعلیحضرت نتونستن تحمل کنن
برای همین مجازات کمتری بهشون دادن
و اجازه دادن که جسد ارباب دینگ دفن بشه
و یه مجازات کم به خاندان جیانگ دادن
ممنون خواجه وانگ
با وضعیت الان
اگه شما دونفر
برای نجات این ملت همکاری نکنین
صلح و شکوهی که
امپراتور و اعلیحضرت براش کار کردن
از بین میره
همیشه به یه چیز شک داشتم
اگه قصد شاهزاده چینگ شورشه
با وجود بودنش تو لیائو دونگ
حتی با کمک داخلی هم
ارتباطات براش زمان بر خواهد بود
چطور میتونه نسبت به اوضاع عکس العمل نشون بده
و بدون تاخیر دستور بده؟
اگه اشتباه نکرده باشم
مغز متفکر اصلی پشت این شورش شاهزاده
چینگ نیست
بلکه ملکه وان هستش
درست نمیگم؟
ملکه وان؟
مردم فوتینگ
به دیدن ارباب دینگ میرن
و مثل یه قهرمان بهش ادای احترام میکنن
از حقوق خودش استفاده کرده
که به ارتش پاداش بده
و اونا رو ارتش خصوصی خودش کرده
وقتی که ولیعهد رو برای کمک رسانی فرستادین
از دستور پیروی نکرد و خودش این کارو کرد
الان به چشم مردم
دربار مقصره و ایشون قهرمانه
شما باید به ایشون مقام شاهزاده بدین
و فوتینگ رو بهشون بدین
اینطوری دردسرها کم تر میشه
(قصر سلطنتی)
تو قرار بود مراقب اوضاع باشی
و نذاری که همسر ولیعهد و همسر ارباب یینگ بهم نزدیک بشن
چطور گذاشتی این اتفاق بیافته؟
اروم باشین بانوی من
من ناامیدتون کردم
لطفا منو مجازات کنین
بی فایده
برو بیرون
بله
در طول این سال ها مریضی پدر چندبار بدتر شده
هربار
شما بودین که بدون استراحت کار کردین
تا به امور حکومتی رسیدگی کنین
به خاطر همین دچار شب کوری شدین
طبیب سلطنتی چندین بار ازتون خواست گریه نکنین
تو وضعیت پیش اومده با ولیعهد
بی دقتی کردم
و ناامیدتون کردم
یوتینگ
میدونم چندساله تموم
حقارت رو تحمل کردی تا کنارم برگردی
چطور ممکنه ناامیدم کرده باشی؟
بیا
بلند شو
اشک های صادقانه من
خیلی وقته که خشک شدن
پدرت خیلی وقته که
مانعی برای ماست
جایگزینی اون
راحت نیست
تو زمان مهم
باید اروم موند
ولی نمیتونم تحمل کنم
ببینم جلوش زانو بزنین
با وجود دانش شما و فداکاری هاتون
برای کشور و خاندان سلطنتی
در طول این سال ها
اونه که باید جلوی شما زانو بزنه
اگه این تظاهر در شرف فرو ریختنه
دیگه نیازی نیست که این نمایش رو ادامه بدیم
وقت بازیه
زمانی که براش تعیین کردم
نزدیک شده
واقعا میخوام
روزی که این ملت فرو میریزه
و خاندان سلطنتی برعلیه هم میشه رو ببینم
این مرد خود خواه متقلب
هنوزم
اشکی برای ریختن داره؟
تا حدی داره تو مسائل دربار دخالت میکنه
که حتی پدرم مسموم میکنه
چرا الان داری به من میگی؟
به خاطر این که در طول این سال ها
اعلیحضرت ضعیف بودن
و دیگه نمیتونن بدون داروهای طبیب ادامه بدن
ملکه وان خوب این موضوع رو میدونه
این داروها تاثیر فوری دارن
ولی ایشون رو ضعیف تر کرده
مقدارشون انقدر کم بوده که
حتی طبیب لو هم متوجه شده
ترکیبی از دارو و سم
اگه بدون راه حلی جلوش رو بگیریم
...میترسم که
تعجبی نداره که اعلیحضرت حقیقت رو میدونستن
ولی مجبور شدن که لاپوشونی کنن
زندگی پدرتون
ملت و سلطنت
نجاتشون میدین یا نه؟
اگه بخوای قدرت رو به دست بیاری
و ابروی خاندان سلطنتی رو ببری
هیچ وقت ازت حمایت نمیکنم
حاکم مقامش از زیر دستش بیشتره و پدر مقامش از پسر بیشتر
فکرمیکنین
ابروی خاندان سلطنتی
از بی عدالتی که یک
شخص یک خانواده و یک ارتش کشیدن ارزشش بیشتره؟
عدالت قانون و افتخار
و شرافت
اینا فقط یه مشت
چیز بیهوده ست که خاندان سلطنتی برای کنترل کردن مردم ازشون استفاده میکنه؟
اگه اینطوریه
سونگ مو و من
هیچ دلیلی برای خدمت رسانی به همچین حاکم مغروری نداریم
دو ژائو
چطور جرات میکنی
خوب گفتی
خوب سرزنشش کردم نه؟- دو ژائو-
حاضرم بهت پول بدم
که هرروز بیای این جا سرزنشش کنی
...تو
یه چیز دیگه هم هست
که درباره ی عمارت ارباب یینگ عه
یه بار شنیدم که
شاهزاده چینگ و ملکه وان داشتن
تو قصر
درباره ی نامه ای که ارباب دینگ تو عمارت ارباب یینگ مخفی کرده
و باید پیدا بشه صحبت میکردن
درباره اش میدونم
عالیجناب برای پیدا کردن اون نامه به عمارت اومدن
درباره ی چیه؟
چی تو نامه نوشته شده؟
درباره ی محتویاتش نیمدونم
ولی میدونم که نامه مهمیه
پیامرسانی که بازداشت کردم اعتراف کرد
که یه خدمتکار از عمارت یینگ نامه رو گرفته
ولی چندبار در خفا دنبالش گشتم
و هنوز پیداش نکردم
شاهزاده چینگ به این نامه طمع کرده
پس هرچی هم بشه
نباید بذاریم شاهزاده چینگ نامه رو پیدا کنه
من همین الانشم
چیزایی که میتونستم رو گفتم
تصمیمتون هرچیزی هم که باشه
سرنوشت اونو مشخص میکنه
از حضورتون مرخص میشم
خیلی ممنونم خواجه وانگ
تو درباره ی روش های کنفسیوس و منسیوس مطالعه کردی
اگر سران کشور سقوط کنن
رسوم ها از بین بره
و بقیه مثل چن شنگ و وو گوانگ
شورش کنن
اون دنیا در ارامش میمونه؟
روش هایی که درباره اش صحبت میکنین
برای داشتن حاکمانی عادل مثل امپراتور یائو و امپراتور شون هستش
و بعدش اصلاح اداب و رسوم مردمه
ولی در واقعیت خاندان سلطنتی
زمین های کشاورزی رو میگیره از مردم بیگاری میکشه
و کاری میکنه مردم سختی بکشن
باید ساکتشون کنیم
و کاری کنیم تشویقمون کنن؟
اتفاقات ناگواری که برای خاندان دو،خاندان سونگ و خاندان سلطنتی افتاده
همشون یه منبع داره
حاکم و پدر مقام بالایی داره
و همسر و صیغه هاش و بچه هاش در موقعیت پایین تری قرار دارن
و اشخاصی که تو موقعیت پایین تر هستن برای موقعیت بهتر باهم مبارزه میکنن
اگه درباره ی همه چیز
به جای درست واشتباه برطبق رتبه و مقام تصمیم گیری کنیم
نقشه ها و توطئه ها هیچ وقت تموم نمیشن
رسوم وقوانین برای به ثبات رسوندن قلب مردمه
ولی اگه به جاش باعث دردسر بشه
حکومت نابود میشه
مردم پایه های این حکومتن
اگه حاکم خوبی باشین
کمکتون میکنم تو کشور صلح برقرار کنین
ولی تحت یه شرط
خون دربرابر خون
یا به دست اوردن قدرت نیست
بلکه امپراتور باید
در ملا عام همه چیز رو بگن
و افتخار خاندان سلطنتی رو دوباره برگردونن
و قلب مردم رو اروم کنن
اگه موافق باشین
پس متحد هم هستیم
اگه نه
این که یه دشمن دیگه داشته باشم برام مهم نیست
سونگ مو
میخوای با من مذاکره کنی؟
خیلی حیف میشه
که فقط متحد هم باشین
ولیعهد و من شخصیت دو ژائو رو دوست داریم
اگه ترتیب ازدواج بچه های به دنیا نیومده امون رو بدیم
و خانواده بشیم چی؟
کی بااون میخواد خانواده بشه؟- کی بااون میخواد خانواده بشه؟-
ممکنه یه روز
خیانت کنه
نکه خودتم یه روز یه حاکم ظالم نمیشی
تو روحیه جنگجویی داری
چطور گیر
این احمق افتادی؟
همسر ولیعهد خواهش میکنم مراقب همسرتون باشین
زبون تندی دارن و شدیدا لجبازن
در نظر همه کنار اومدن
باهاشون سخته
دو ژائو تو هم مراقب همسرت باش
اگه بازم انقدر لجبازی کنه
تو خیابون میافته میمیره
تو باید
اول به خودت فکر کنی
خیلی به خودت مینازی
و الانم یاد گرفتی به مردم توهین میکنی
درست میگی
باید به این فکرکنم
چطور بایه ادم زیرک ازدواج کردم
که جلوی من
طرف بقیه رو میگیره
یه زیرک ها؟
بیا بهت نشون بدم- خواهش میکنم-
بگو ببینم کی زیرکه- ببخشید-
ببخشید ها؟
چرا هنوزم اخم کردی؟
اتحادمون با ولیعهد
و فاصله گرفتن از شاهزاده چینگ چیز خوبیه
باید خوشحال باشیم
چی اذیتت میکنه؟
فکرمیکنم
ولیعهد واقعا ستایشت میکنه
مگه چندبار بیشتر باهم ملاقات نکردین؟
توهم زدی؟
همسر ولیعهده کسیه که منو ستایش میکنه
دفعه بعدی که دیدیش
انقدر لباس خوب نپوش
نیازی به سنجاق سر و این لباسا نیست
فقط یه چیز سیاه بپوش
اینطوری نمیشه
تو حتی تو لباس سیاه بدون سرخاب هم زیبایی
وقتی ولیعهد داشت همسرش رو انتخاب میکرد
اون دنبال یه ادم باهوش و دانش گسترده و انعطاف پذیر بود
این ویژگی های تو نیست؟
درسته که حرفایی که میزنی منطق ندارن
ولی عاشق شنیدنشونم
ارابه رو متوقف کن
هنوز که نرسیدیم
کفشات کثیف شدن
نه نشدن
چی کار میکنی؟
متوجه شدم که باید چی کار کنم
باید این سم رو درمان کنم
میخوام زندگی کنم
و به ظاهرم برسم
که وقتی عالیجناب
منو دید عصبانی بشه
منو بذار پایین
ادمای زیادی دارن نگاه میکنن
میخوام کل پایتخت بدونن
که تو دو ژائو همسر ارباب یینگ هستی
این واقعا خجالت اوره
اولین بار نیست که اینطوری میبرمت
من حتی بهش نگاهم نکردم
این به یوشنگ صدمه میزنه؟
شما تصویر بزرگتری در ذهن دارین
ولیعهد قطعا متوجه قصدتون میشه
ولیعهد و شاهزاده چینگ از خاندان اشرافی ان
و تو مبارزه اشون زخمی شدن
اگه این موضوع برملا بشه
اولین کسی که مقصر میشه یان تانگه
که مسئول امنیتشون بوده
اگه اون کنار گذاشته بشه
نگه داشتن ثبات دربار خیلی سخت میشه
اعلیحضرت
دارو داره سرد میشه
نمیخواین طالع بینی کنین؟
نه
من همین الانشم
جوابمو دارم
(مراسم ترحیم)
امروز روز هفتمیه که آن پینگ از دنیا رفته
همسر تمامی وزرا هنوزم مثل سابق باهات رفتار میکنن
تو مهمانی یاد بود
رفتاری جز احترام نسبت بهت نداشتن
مشخصه همه میدونن که
دونگ چی واقعا لایق مرگ بوده
ترجیح میدادم که برای باقی عمرم
به عنوان یه تاجر رده پایین تو فوتینگ بمونم
تااین که ثروتمند بشم
و برادرم رو اینطوری
ازدست بدم
(مقبره میائو آن پینگ)
آن پینگ لجباز بود
ولی انقدر بی فکر نبود
بدون یه مقام بالاتر
فقط میتونیم مرگ عزیزانمون رو ببینیم
منم قبلا همینطوری بودم
الان
به عنوان فرمانده سربازان تنگ شیانگ
قدرتی برابر
با سونگ مو دارم
از الان به بعد
نیازی نیست به کسی سرخم کنیم
نگهبانان تنگ شیانگ
به نسبت بقیه 26 گروه نگهبانی کمتر شناخته شده ست
نکته اصلیش اینه که
اونا
انبارهای غذا و غلات تو پایتخت رو کنترل میکنن
ممکنه گروه بی اهمیتی به نظر بیاد
و کسی علاقه ای نداشته باشه
ولی موقع جنگ
سربازای سواره نظامن
که میتونن
چه در خط مقدم و چه در جاهای دیگه
کلید موفقیت باشن
حتی اگه گارد سلطنتی و اردوگاه شن جی هم سلاح داشته باشن
بدون اسب
هیچ فایده ای ندارن
پایتخت الان در صلحه
یه طوری میگی انگار جنگ درراهه
ولی صلح امروز
نمیتونه ضامن ارامش و صلح فردا هم باشه
سونگ مو با مواجه با راهزنان
فرصت خودش رو به دست اورد
منم فرصت خودمو به دست میارم
فقط میخوام وقتش که شد
بتونم از تو و خانواده ات مراقبت کنم
مویو
ممنونم که این اواخر از پدر مادرم مراقبت کردی
رسیدن به مقام بالاتر نیاز به لطف و درخواست های زیادی داره
اگه چیزی خواستی بهم بگو
(مقبره میائو آن پینگ)
یک روز
چندبرابرشو برات جبران میکنم
(مقبره میائو آن پینگ)
(عمارت ارباب یینگ)
مراقب قدم هات باش
اینجا برات اشناست؟
ارباب بانو چایی بخورین
اول بشین
سعی کن به یاد بیاری
دنبال چی میگشتی؟
دارو
یه نفر
دارو
همسر ارباب یینگ مریض بود
خیلی مریض بود درسته؟
مریض بود و دارو میخورد
یه بادبزن
اجاق رو بادبزن
نه داروی گیاهی
برای شش ساعت
اجاق رو باد بزن
نه داروی گیاهی
یه نامه هم بود؟
نامه؟
...نامه
کی به کی داده؟
چی نوشته بود؟کجاست؟
نامه
نامه رو بده من
نامه
نامه رو بده من
نامه رو بده
بیا
بانوی من بانوی من
ارباب دینگ نامه فرستادن
ارباب دینگ نامه فرستادن
دنبالش بریم
بانوی من
بانوی من ارباب دینگ نامه فرستادن
برادرم دوباره داره بازی معمای همیشگیش رومیکنه
برو
یه مداد بیار
یکمم چایی بیار
بله بانوی من
بانوی من
چرا دارین خون بالا میارین؟
چی شیا
سریع
این نقاشی رو خشک کن و پنهانش کن
به هیچ کس چیزی نگو
به کسی ندش
فقط میتونی به ژنرال بگی
فقط میتونی به ژنرال بگی
بله بانوی من- سریع-
بله بانوی من
قایمش کنم باید قایمش کنم
بانوی من کجا قایمش کنم
کجا قایمش کنم؟
باید قایمش کنم
بانوی من بانوی من
کجا پنهانش کنم؟
بهترین جا کجاست؟
چی شیا
چی شیا
بله بانوی من
هیچ جا برای پنهان کردنش امن نیست
بله جاش لو میره
برو
کمکم کن اویزونش کنم
هرچی بیشتر جلو چشم باشه بهتره
بریم
وقتی سلطنت عوض بشه
تو و همسرت
راهی برای فرار ندارین
اگه نتونم خنجر تیز شاهزاده چینگ باشم
خاری میشم که باید اونو بیرون بیاره
سونگ مو دیوانه شده
تو خیابون مواد منفجره گذاشته
و مردم رو به خطر انداخته
درجا اعدامش کنین
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.