Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
داوطلبانی که ازمون نوشتاری رو قبول شدن میتونن وارد بشن
(طنین قدرت و تربیت)
تو ازمون نوشتاری
ارباب جوان دوم سونگ از بقیه عملکرد بهتری داشتن
و ارباب مو هم به طور غیر واضحی موفق شده
دارم فکرمیکنم جناب مو چی کار کرده
که اون تونسته تو این ازمون قبول بشه
ازمون سلطنتی تنها راه
برای ادمای عادیه که میتونن مقام بالاتری بگیرن
اگه همچین عدالتی از بین بره
این ادمای عادی رو ناامید نمیکنه؟
احترام بگذارین
عرض ادب اعلیحضرت- عرض ادب اعلیحضرت-
بلند شین
ازمون هنرهای رزمی شروع میشه
عالیه- فوق العاده بود-
این که همچین توانایی رو کنار خودت داشته باشی
مثل داشتن یه مهره شطرنج غیر قابل شکست میمونه
و امید برای دستاوردهای بیشتری هست
پسر منم مهارت های خوبی تو هنرهای رزمی داره
چطوره که ببینیم
توانایی هاش چقدره؟
سریع ببریدش
بله
ازمون هنرهای رزمی روی خویشتن داری تمرکز میکنه
همچین اشتیاقی
فقط نیت پنهانی شخص رو اشکار میکنه
کی فکرش رو میکرد که خاندان سونگ برنده بشه
سونگ یان تانگ که چندسال متوالی جایزه شکار سالانه رو برد
و یکی دیگه هم که تو ادبیات و هنرهای رزمی توانایی داره
و تو هر مهارتی نمره بالا داره
و حتی تفکراتش هم قابل ستایشه
سونگ هان به عنوان برنده این مسابقه چیزی هست که بخوای؟
اعلیحضرت
من تمامی مهارت هایی که دارمو
از برادرم یاد گرفتم
ولی در مقایسه بااون
هنوز چیزای زیادی هست که باید یاد بگیرم
امروز متواضعانه ازتون درخواست یه مسابقه
در برابر برادرم دارم که توانایی های خودمو بسنجم
امیدوارم که اعلیحضرت این درخواست من رو قبول کنن
اعلیحضرت
سونگ هان بی ادبی میکنه
ازمون هنرهای رزمی تموم شده
حتی اگه نفر اول هم باشه
نباید همچین درخواستی کنه
این جا که حیاط پشتی عمارت سونگ نیست
اعلیحضرت
بانو خواستن که بهتون یاداوری کنم
با وضعیت الانتون نمیتونین همچین کاری کنین
درسته
باید مسابقه رو رد کنین
منم موافقم
محدودیت های خودمو میدونم
پس نگران نباشین
اعلیحضرت
سونگ هان هنوز جوونه
امیدوارم اعلیحضرت
گستاخیشو ببخشن
مهم نیست
از اونجایی که اون رتبه اول رو اورده
منم میخوام توانایی هاشو ببینم
تو خودت شخصا امتحانش کن
از دستورتون پیروی میکنم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژِی)
=قسمت 28=
هرکسی که در عرض نیم ساعت
پرچم رو بگیره برنده ست
برادر بیا از شمشیر استفاده کنیم
باشه
اگه امروز نتونی منو شکست بدی
تمام تلاش های وزیر دو
هدر میره نه؟
من شهرت و اعتبار خودمو از تلاش های خودم به دست میارم
اگه میخوای سرراهم قرار بگیری
چرا منو
جلوی اعلیحضرت نمیکشی؟
چندین بار بهم
روش تطبیق پذیری رو یاددادی
بلاخره
یادش گرفتم؟
به نظر میرسه که
که چیزی بیشتر از شمشیر زنی یاد گرفتی
برنده شدن در مقابل یان تانگ
موقعیتیه که کم پیش میاد
فرمانم رو اعلام کنین
سونگ هان شجاعت و هوش زیادی رو از خودش نشون داد
و تو ازمون هنرهای رزمی رتبه اول رو گرفت
من اونو به عنوان نگهبان تنگ شیانگ اعلام میکنم
و بهش شمشیر سونگ هه رو میدم
اعلیحضرت میخواستم یه لطف دیگه
ازتون بخوام
صحبت کن
پدر مادر من از دنیا رفتن
و من الان
کاملا تنها مونده ام
میخوام ازتون بخوام
که اجازه ازدواج من رو
با شاهدخت بدین
تا زندگی شاد و موفقی باهم داشته باشیم
درباره ی ازدواجتون فکرمیکنم
ممنون اعلیحضرت
تکون نخور
درد نمیکنه
اگه یکم عمیق تر بود ردش میموند
فقط یه زخم جزئیه
در ضمن
من تو رو به عنوان طبیب دارم
پس هیچ زخمی من رو نمیترسونه
اره این زخم چیز بزرگی نیست
ولی سونگ هان برای برنده شدن
به بقیه صدمه زد
باید در مقابلش مراقب باشی
با عملکرد عالی سونگ هان
و جاه طلبی های شاهزاده چینگ
امکانش هست که سونگ هان باهاش متحد شده باشه؟
سونگ هان همیشه تو مطالعاتش دقت داشته
و تو تیراندازی و اسب سواری مهارت خوبی داشته
با وضعیت الان خانواده
قابل درکه که بخواد اینده اش رو
پایه گذاری کنه
ولی نباید با شاهزاده چینگ متحد بشه
(شاهزاده چینگ نتونست از یان تانگ استفاده کنه)
(برای همین رفته سراغ سونگ هان)
ولی نیازی نیست نگران باشی
وقتی سونگ هان ازدواج کنه
و عمارت خودش رو داشته باشه
می تونیم از این فرصت استفاده کنیم وازش دوری کنیم
راستی
شنیدم که سونگ هان از اعلیحضرت خواسته ازدواجش رو تایید کنن
جینگ یو تنها شاهدخته
و از بچگی هم خیلی لوس بار اومده
و ممکنه باازدواج موافقت نکنه
(میخانه)
داری به خانواده دامادت لطف می کنی
و به سونگ هان اجازه دادی که با پسر من رقابت کنه
و باعث شدی که معلول بشه
وزیر مو گفتن این حرف درست نیست
اگه واقعا همچین هدفی داشتم
چرا باید ازهمچین روشی استفاده میکردم؟
اگه پای پسرتون شکسته
باید خاندان سونگ رو مقصر بدونین
نه من رو
همه میدونن
که تو به خاطر
چاپلوسی برای شاهدخت
و کنار زدن وانگ شینگ یی به این مقام رسیدی
الان که نقشه بزرگمون به موفقیت نرسیده
من رو هدف گرفتی
نمیدونستیم که عاشق شایعه هستین
دنبال موقعیتی هستین
که مقام رو من رو به عنوان معاون بگیرین؟
خواهیم دید
که چه حقه ای تو دستتون دارین
باشه
اگه همچین حسی داری
بیا ببینیم کی برنده میشه
بیا اینجا
خیلی عالیه نه؟
چه منظره عالیه
تبریک میگم واقعا باید همچین چیزی رو جشن گرفت
بیاین از امشب لذت ببریم
اره باید مطمئن بشیم که به هان ار خوش بگذره
من تو شکار گفتم
مقام اول رو تو ازمون گرفت
و شمشیر گنجینه اعلیحضرت رو گرفت
و الانم قراره همسر شاهدخت بشه
واقعا که اینده روشنی داره
جناب سونگ چیزی شده
(من ،شاهدخت ژو رونگ یینگ با تو ازدواج نمیکنم)
(من ،شاهدخت ژو رونگ یینگ با تو ازدواج نمیکنم)
سونگ هان واقعا بی شرم
و حقه بازه
نباید بذارین رونگ یینگ باهاش ازدواج کنه
این که برای ازدواج بره لی ژن بهتره؟
این که نگرانی تو نیست
چرا انقدر مضطربی؟
من فقط وفادارم
تو؟وفاداری؟
داری میگی من اهمیتی به رونگ یینگ نمیدم؟
رونگ یینگ تنها دختر منه
فکر کردی من همین طوری هلش میدم به سمت اتش؟
حداقل سونگ هان قهرمان هنرهای رزمیه
تو چی؟
همه از تو بدشون میاد
و مایه ابروریزی خاندان سلطنتی هستی
اروم باشین اعلیحضرت
یو ار و رونگ یینگ
از بچگی بهم نزدیک بودن
و همیشه از هم طرفداری کردن
نظرتون چیه؟
من همین الانشم دردسر دارم
رونگ یینگ باازدواج موافقت نمیکنه
و الانم اون دردسرهای منو بیشتر کرده
از زمان پایه گذاری این سلسله
همیشه سنت
بر این بوده که خواسته قهرمان براورده بشه
سونگ هان
همیشه
ذات شورشی داشته
در ضمن خانواده اون
ارزش رونگ یینگ رو ندارن
چرا به یک نفر دیگه مقام شاهدخت نمیدین و اونا رو باهم نامزد نمیکنین؟
به یه نفر دیگه لقب شاهدخت بدم؟
شنیدم که
خاندان میائو تو فوتینگ از خانواده ملکه مادر میائو هستن
بعد فوت ملکه مادر
خاندان میائو هیچ مقامی تو دربار نداشتن
برای همین هم وارد دنیای تجارت شدن
دختر بزرگشون
میائو آن سو شهرت و اعتبار خوبی داره
و خواهر قسم خورده همسر ارباب یینگ هستش
بیاین اون رو شاهدخت کنیم
تا با سونگ هان ازدواج کنه
اینطوری اوضاع تو خود دایره اشخاصی که نزدیک ارباب یینگ هستش درست میشه
این خوبه
...اگه یه حرف دیگه بزنی
برو فرمان رو اعلام کن
بله
سونگ هان تقاضای زیادی داره
یه بچه نامشروع چطور جرات کرده که تقاضای ازدواج با شاهدخت رو بده
اون میخواد راه صدساله رو یک شبه بره
ولی دختر خاندان میائو
به همسر ارباب یینگ نزدیکه
...میترسم- دو ژائو از اولشم دختر متواضعی بود-
الانم ارتباطات و ثروتش رو
به میائو آن سو مدیونه که داره بدون خستگی براش کار میکنه
تا براش پول دربیاره و ازش حمایت کنه
سرپرست سو
بله
شاهدخت تازه ازدواج کردن
به عنوان خدمتکار باید باهاش وارد عمارتشون بشی
و از نزدیک مراقب اون دو خواهر باشی
بله
بنا به فرمان سلطنتی
میائو آن سو
بانویی با فضیلت و داناست
و برای همین هم لقب شاهدخت آن یو بهش داده میشه
مهر طلایی و پرداختی ماهیانه دو هزار دن بهش تعلق میگیره
و با سونگ هان از عمارت ارباب یینگ ازدواج میکنه
این فرمان اعلیحضرت بود
شاهدخت شد
این عالیه
شینگ شوانگ
یه دستمال خشک بیار
برف همه جاش رو پوشونده
دوباره شروع میکنه به عطسه کردن
بله
...شینگ شوانگ
عرض ادب شاهدخت آن یو
بلند شو
من هیچ وقت اینو نمیخواستم
باید بریم قصر
و از اعلیحضرت بخوایم فرمان رو لغو کنه
تنهامون بذار- بله-
رد کردن فرمان سلطنتی جرم بزرگیه
یااین که
شماهم به خاطر سابقه خاندانم
به دیده تحقیر بهم نگاه میکنین و برای همین میخواین رد کنین؟
منظورم این نبود
من خیلی وقته که بهتون علاقه دارم ارباب جوان
ولی میدونم که
کسی که میخواین باهاش ازدواج کنین شاهدخت جینگ یو هستش
این که اعلیحضرت به اجبار بخوان
با من ازدواج کنین برای هردومون بی عدالتیه
به عنوان شاهدخت هرکاری که لازمه بکنین
و افتخارتون رو به خاطر من نابود نکنین
همین الانشم یه درخواست نوشتم
و گفتم که به شدت مریض شدم
اینطوری میشه این ازدواج رو لغو کرد
پس
چطور میخوای تو اینده ازدواج کنی؟
گربه من لوس شده
میدونه که یه خونه برای برگشتن داره
وقتی گم میشه همیشه کسی پیداش میکنه
برای همین هم زیاد میره بیرون
من انقدر خوش شانس نیستم
کسایی که
دنبالم میگشتن
و منو از طوفان حفظ میکردن
همشون رفتن
میرم پیش اعلیحضرت و میخوام این ازدواج رو لغو کنه
من قبول میکنم
(غذاخوری بای فو)
سوسو
سوسو نگران نباش
اجازه نمیدیم به این تله بیافتی
این چطوره؟
چند روزه تو روستا قایم شو
شوگو سابقه خوبی تو بهم زدن نامزدی داره
یه راهی پیدا میکنیم که این ازدواج لغو بشه
ولی من الانم قبول کردم که با سونگ هان ازدواج کنم
...عالیه پس ما
چی؟
عقلت رو ازدست دادی یا احمقی؟
دیدیش؟
سونگ هان خیلی خوب بلده تظاهر به ضعف کنه
و میدونه که چطور با مردم صحبت کنه
من حاضرم که باهاش ازدواج کنم
یه ازدواج موفق
و لقب شاهدخت
تاثیر زیادی روی تجارتمون میذاره
الان یتیم شده
و به کمک من نیاز داره
برای همینم باهام بدرفتاری نمیکنه
و این که تو توی خونه قدرت زیادی داری
برای همین به عنوان جاری بدون مشکل باهم زندگی میکنیم
این ازدواج واقعا خوبه
حرفات خوبه
ولی دلیل اصلی رو نگفتی
ممکنه که تو بهش علاقه ای داشته باشی
ولی علاقه اون چی؟
درضمن رفتارهاش خیلی مشکوکه
قبلا موقعیت بدی داشته
برای همین قابل درکه که تظاهر کنه
خواهر ژائو
زمانی که برنج و گل و گیاه میکاشتیم
ضعیف ترین گیاه رو پیدا میکردیم
ولی با مراقبت درست
بلاخره بزرگ میشدن
ازدواج هم مثل پرورش یه گیاه میمونه
باور دارم که میتونم تغییرش بدم (م:دفعه قبلی که یکی اینو تو سریال گفت مرد عزیزم مردددد)
ارباب جوان
چهار ساعته که منتظرین
خواجه وانگ برای راهنمایی هاتون ممنونم
ارباب سونگ
خواهش میکنم بشینین
این قبلا صندلی ارباب یینگ بود
الانم برای شماست ارباب جوان
(عمارت ارباب یینگ)
آن پینگ
انقدر کادوها رو باز نکن
خاندان های اشراف زاده به اعتبارشون خیلی اهمیت میدن
خواهرم یه شاهدخته
حتی این که اومده عمارت شاهدخت هم براش افتخار بزرگیه
اروم بگیر
نذار شوهر خواهرت اینارو بشنوه
ممکنه برای خواهرت دردسر درست کنی
کافیه
بیشتر این هدایا از دوستان تاجرمونه
اون نه بچه اوله نه بچه مشروع خانواده
چی میتونه بگه؟
دقیقا
چه چیز خاصی درباره ی این هدایا هست؟
انقدر بازشون نکنین
معذرت میخوام داماد
آن پینگ یکم زیادی نوشیدنی خورده
هیجان زده شده
خواهش میکنم ناراحت نشو
مهم نیست
این هدایا و پول ها برای شاهدخت آن یو ان
آن پینگ تو برادر کوچیک شاهدختی؟
بله
مادر پدر
حالا که شوهر خواهرم صحبت کرده به عنوان تنها مرد خانواده
نباید تمام هدایای پولی خواهرم و جهیزیه اش به من داده بشه؟
چه حرکت وقیحی
این کیه؟
تو کی هستی؟
جرات میکنی منو بزنی؟
میدونی من کی ام؟
اعلیحضرت به خواهر من لقب شاهدخت داده
و من برادر کوچیک ترشم
این نشان ملکه مادره
دیدن این نشان مثل دیدن خود ملکه میمونه
تو به عنوان یه فرد عادی
جرات کردی که درباره ی هدایای شاهدخت صحبت کنی
این بی ادبی نسبت به خاندان سلطنتیه
نگهبانان ببرینش
و بیست تا شلاق بهش بزنین
پدر مادر
حرکت کن
بانوی من- مارو ببخشین-
خواهش میکنم رحم کنین
خواهش میکنم رحم کنین- خواهش میکنم رحم کنین-
تقصیر منه که به پسرم درست یاد ندادم
سرپرست سو
شاهدخت میخوان به دیدنشون برین
به خاطر احترام به شاهدخت
این یه بار رو نادیده میگیریم
اگه دوباره به خاندان سلطنتی توهین کنین
فقط به شلاق ختم نمیشه
ممنون
پسر بیچاره ام
آن پینگ خوبی؟
مادر صورتم به خاطر کتک باد کرده
پسر بیچاره ام
زمان خوش یمن رسیده
عروس و داماد باید بهم تعظیم کنن
تعظیم اول
تعظیم دوم
یه پسر نامشروع
با دختر یه خاندان تاجر که لقب شاهدخت گرفته ازدواج کرده
تعجبی نداره که فقط یکی از بانوهای رسمی حضور داره
حتی ارباب و همسرشون نیومدن
درسته
ارباب یینگ و همسرشون رسیدن
تا به قهرمان هنرهای رزمی و شاهدخت آن یو تبریک بگن
عرض ادب ارباب
عرض ادب ارباب
خواهر ژائو
میدونستم که میای
البته که باید میاومدم
درست بندازش
اینارو نگاه کنین
طلا و نقره و جواهرات زیادی هست
نگاه کن- همه نوع جواهری هست-
امروز مراسم ازدواجه شاهدخته
بیاین جشن بگیریم
از همگی بابت اومدنتون ممنونم
طبق رسوم
کسی که مراسم ازدواج رو انجام میده باید کسی باشه که خوشبختی کامل رو تجربه کرده باشه
پدر مادرم ازدنیا رفتن
موقعی فکرمیکردم که
هیچ وقت گرما و خوشبختی رو حس نمیکنم
ولی خوشبختانه
یه نفر
وارد زندگیم شد
الان
ارزش یه ازدواج خوب
ویه شریک و همراه خوب رو
بیشتر از هرکسی میدونم
پس
سونگ هان
برای تو هم همچین ارزویی دارم
یک زوج هماهنگ و عاشق
فکرمیکنم
این ارزوی سونگ یی چن هم هست
یادم میمونه
مراسم تمام شد
خوبه- خوبه-
تبریک میگم- براشون ارزوی یه زندگی شاد دارم-
تبریک میگم
(عمارت دیه سوی)
حالا که برای تبریک گفتن به آن سو اومدی
چرا تو مراسم ازدواج شرکت نکردی؟
یه مشت ادم عادی فقط سروصدا میکنن
فایده اش چیه؟
ولی شماها
نمایش برادرانه خوبی انجام دادین
چرا دنبالم بودی؟
من بهت طب سوزنی یاد دادم تا زندگی مردم رو نجات بدی
ولی امروز یه چیزی بهت یاد میدم
تا خودت رو نجات بدی
منظورت چیه؟
سونگ تانگ رو ول کن
اون الان تبدیل به یه هدف شده
به خاطر خودت و خاندان دو
نباید دنبالش به استقبال خطر بری
فقط میخوام ازاین بازی ازاد بشم
و ازادیمو به دست بیارم
میدونی که کی این مهره ها رو رهبری میکنه؟
حتی خود امپراتور هم
ممکنه یه مهره باشه
هنوز نمیدونیم کی میبره
حتی اگه اون روز برسه هم
سرنوشتمو قبول میکنم
درسته
عشق
حتی ادمای عاقل رو هم دیوانه میکنه
نگو که بهت هشدار ندادم
اگه سونگ تانگ دوباره به دردسر بیافته
ازادی که حرفشو میزدی
به خطر میافته
تبریک میگم ارباب جوان دوم
ممنون
تبریک میگم ارباب جوان دوم
ارزوی زندگی شادی براتون داریم
نگاهش کن
عرض ادب ارباب جوان دوم
ازدواجتون رو تبریک میگیم
و ارزوی فرزندان زیادی براتون داریم
الان که پدرش مرده به همسرش تکیه کرده
دقیقا
تبریک میگیم ارباب جوان دوم
بریم
این که یه بچه نامشروع
به همچین دستاوردی برسه خیلیه
دیگه چی میخواد؟
وقتی پدرش زنده بود به اون تکیه میکرد
بعدش که پدرش مرد به برادرش تکیه کرد
الانم به همسرش تکیه کرده
واقعا حسودیم میشه
(خوشحالی مضاعف)
همسر شاهدخت ارزوی زندگی شاد براتون داریم
ممنون همسر شاهدخت
ممنون همسر شاهدخت
میتونین برین
همسر شاهدخت تبریک میگم
سرپرست سو
یکم استراحت کنین
ممنون همسر شاهدخت
شاهدخت
به این که مردم به خاطرم صبرکنن عادت ندارم
برای همین خودم شراب رو ریختم
درست نبود؟
شاهدخت نگران نباشین
مشکلی نیست
منم ازاین که کسی تو عمارت باشه بدم میاد
برای همین خدمتکارها رو فرستادم برن
باید مثل قبل
آن سو صدام کنی
شاهدخت خیلی رسمیه
شاهدخت شاهدخته
جرات این که بی ادبی کنم ندارم
طبق رسوم
اول باید شراف زفاف رو بخوریم؟
مویو
من یه هدیه ازدواج برات دارم
میشه برگردی؟
مویو
...صورتت
این
دستمالیه که وقتی اولین بار همو دیدیم بهت دادم
تمام این مدت نگهش داشتی؟
شااهدخت
ببخشید
این دستمال نماد شروع رابطه امونه
برنامه ام این بود که امروز بهت پسش بدم
که نشونی برای نتیجه رابطه امون باشه
من به این که مردم انقدر
نزدیکم باشن عادت ندارم
برای همین نتونستم خودمو کنترل کنم
نمیدونم که
چرا اینطوری شدم
شاهدخت
من رو ببخشین
من امشب یه جای دیگه میمونم
خوب استراحت کنین
(عمارت ارباب یینگ)
شاهدخت آن یو اومدن
دیشب خوب خوابیدی؟
برای نگرانیتون ممنونم
الان بهترم
...من- شاهدخت-
با توجه به هویت شما
بقیه باید برای شما چایی بیارن
درسته
ما همه زیردستیم
و شاهدخت باید در راس باشه
باید به سلسله مراتب احترام بذاریم
درسته
ازدواج شاهدخت به خاطر اجازه اعلیحضرت بوده
چرا نذاریم شاهدخت عمارت رو اداره کنن
که اتحادمون رو نشون بدیم؟
جاری مسئول عمارتن
برای همین من باید بهشون چایی بدم
شاهدخت
این با رسوم خاندان سلطنتی تطابق نداره
بانوی خاندان باید برای شاهدخت چایی بریزه
ابروی خاندان سلطنتی چیزی نیست که بشه به خطر انداخت
سرپرست سو درست میگن
کوتاهی ازمن بود
چایی رو بیارین
بانوی عمارت باید زانو بزنه و به شاهدخت چایی بده
خواهر
بذار بهت چایی بدم- شاهدخت-
این جزو رسوم خاندان سلطنتی نیست
اگه درست نیست
پس لطفا به ملکه مادر بگین
و تقاضای یه شاهدخت دیگه بکنین
نیازی نیست
بیا ازاین به بعد
مثل همیشه از هم حمایت کنیم
(احساسات صادقانه مو)
(موسیقی بامبو و کاج)
شاهدخت شما موقعیت خیلی بالایی دارین
نباید همچین کارهایی رو بکنین
اون خدمتکار سو لان
چطور میتونه به شما دستور بده؟
ادبش کجا رفته؟
ما دوستایی هستیم که باهم بزرگ شدیم
هیچ سلسله مراتبی بین ما نیست
اون تو گذشته بوده
شما الان شاهدختین
رفتار و گفتار شما نماینده خاندان سلطنتیه
شاهدخت
همسر
این الان یکی از خوراکی های مشهور پایتخته
از یکی خواستم برات بخره
امتحانش کن
چطوره؟
خوش مزه ست
اره خوش مزه ست
یکمم برای خواهر ژائو میبرم
منم باهات میام
خواهر دوباره داری کم کاری میکنی
مگه بهت نگفتم هنوز کتاب موسیقی پیدا نشده ؟
چرا از آن سو نمی پرسی؟
قبلا اون بود که وسایل و کتاب ها رو
برای جشنواره پاییزه اماده میکرد
میدونه
که همه چیز کجاست
ولی الان شاهدخت شده
وقتی برای اعلام وظایف به عمارت شی شیانگ رفتم
اون سرپرسته منو سرزنش کرد
میخواستم به آن سو توضیح بدم
ولی سونگ هان جلوم رو گرفت
مثل ادمای وفادار رفتار میکنه
یک روز
ممکنه که مارو هم کتک بزنن تا الگویی برای بقیه بشیم
اگه به خاطر بانو نبود
به جایی که امروز هست نمیرسید
اینطوری نگو
کل روز زیر خورشیدن بودن
ولی هنوز خشک نشدن
باد میاد بیاین اینارو بذاریم تو
آن سو
بعدا خوراکی ها رو میدیم
بیا برگردیم
یه هدیه برات دارم
میخواستم در طول جشنواره پاییزه بهت بدم
ولی مطمئن نیستم که دوستش داری یا نه
پس بیا بریم نگاهش کن
این اتاقیه که
من برات اماده کردم
میتونی خطاطی کنی دفاتر رو بررسی کنی
یا هرکاری خواستی بکنی
این روزها تنهایی اینجا خوابیدی؟
اره
میترسیدم که به خاطر مریضیم
دوباره به توصدمه بزنم
یکم قبل از تالار یی ژه بردمت
چون نمیخواستم ناراحت بشی
بعضی وقت ها مردم در لحظه یه چیزی میگن
نباید ناراحت بشی
اشتباه نکردن
وقتی خاندان میائو به دردسر افتاد
اگه به خاطر این نبود که خواهر ژائو مثل خواهرش با من رفتار میکرد
و منو راهنمایی میکرد
هیچ تفاوتی با خدمتکارها نداشتم
زن برادر منظوری نداشته
فقط عادت داره که بهت دستور بده
و نمیتونه این عادت رو یک شبه کنار بذاره
اگه تو این دنیا
فقط یک نفر باشه
که قدرت رو بدونه
همون کافیه
(تالار یی ژه)
ارباب ،بانوی من
جاسوس هامون تو لیائو دونگ گزارش دادن
طبق فرمان دربار
قیمت غلات در بازار اسب به ازای هر ده دان باید هفت تیل باشه
هرچند شاهزاده چینگ این قیمت رو
به بیست تیل برای هرماه رسونده
و فقط سی درصدشو به دربار میده
این موضوع باعث دردسر تو لیائو دونگ شده
شاهزاده چینگ داره از قدرتش
برای به دست اوردن ثروت شخصی استفاده میکنه
این موضوع جدیه
و باید به دقت برنامه ریزی کنیم
اگه بدون نقشه کاری کنیم
ممکنه شاهزاده چینگ لاپوشونی کنه
و تاوان بگیره
زن برادر متاسفم
خواهش میکنم اوضاع رو برای شاهدخت سخت نکنین و دوستیتون رو بهم نزنین
درباره ی دوستی حرف میزنی
ما رو حیوون صدا زدن
لیاقت یه توضیح نداریم؟
اگه نمیومدم
میخواستین بلایی سر دو ژائو بیارین؟
امروز رابطه امون کاملا تموم میشه
اگه دوباره همدیگه رو دیدیم
فقط دشمن هم دیگه ایم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.