All language subtitles for Blossom.2024.S01E26

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

نیزه با شمشیر و خنجر فرق داره

اندازه نوکش هشت فیته

اگه از تهش بگیری اونقدر قدرتی نخواهی داشت

از وسط بگیر

امتحان کن

از وقتی که گروه سانگ بی وارد شهر شد

ژانگ رو خیلی مشتاقه که دفاع شخصی یاد بگیره

ولی فقط به چن جیا اجازه میده که بهش یاد بده

به نظر من چن جیا

صدمه ای به ژانگ رو نمیزنه

خوبی؟

دوباره

باید بهت یاد بدم که چطور دستت بگیریش

به خودت صدمه نزن

به طور کل

سه تا حرکت ساده و اصلی وجود داره

مسدود کردن ،گرفتن و راندن

حالا که انقدر به چن جیا اعتماد داری

چرا یه شرط نبندیم؟

بذار ببینیم کی تو قضاوت مردم کارش بهتره

شش ماه چطوره؟

خواهیم دید میتونی برنده بشی یا نه

قبوله

از وسط بگیر

یکم عقب تر

کمرتو خم کن

مسدود کردن گرفتن و راندن

مسدود کردن گرفتن و راندن

کندترین شاگردی هستی که بهش یاددادم

قبلا به چندتا بانوی زیبا یاددادی؟

هیچ وقت به هیچ بانوی جوانی چیزی یاد ندادم

به این حرکت گندم کوبیدن میگن

به این کندن سر خوک

و این هم اویزون کردن لباس هاست

این حرکت ها اونقدر بد نیست

خوب؟

من حرکتای زیادی دارم

دیگه به کی یاد دادی؟

هیچ کس- کی بودن-

بهم بگو

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژِی ژِی)

=قسمت 26=

(غذا خوری بای فو)

بانو میائو

ارباب جوان دوم؟

چه تصادفی

عرقتون رو پاک کنین

برای بار دومه که بهم دستمال دادین

این وقت شب اینجا چی کار میکنین؟

این مغازه شماست؟

اره

میخوام به گیاهایی که کاشتم سر بزنم

میخواین بهم ملحق بشین؟

دنبالم بیاین

اینجاست

تمام اینا رو

خودتون پرورش دادین؟

اره

یه سری گیاهای جدید زیر نور مهتاب کاشتم

و اره

این لوبیای غربه

روی زمین گل میده

وقتی گلبرگش بیافته شاخه اش تو زمین گسترش پیدا میکنه

و میوه میده

وقتی بخورینش مزه خیلی خوبی بعدش میده

درباره اش شنیدم

تو جنوب بهش میگن بادوم زمینی چون که گلش روی زمین رشد پیدا میکنه

ارباب شماهم به جنوب رفتین؟

موقعی یه استاد موسیقی میشناختم

که از جنوب بود

ولی دیگه زنده نیست

من اولین

برداشت بادوم زمینیم رو به شما میدم

...من

درست مثل این بادوم زمینی ها

درست روزی شکوفا میشن

و میوه میدن

حتی میتونن تو تاریکی هم رشد کنن

ممنون

بانوی من

وقت غذاست

تو بخور

من هنوز باید به این دفتر رسیدگی کنم

خودت همه اینا رو درست کردی؟

چرا این همه غذا درست کردی؟

این روزا سخت کار کردی

برای همین خواستم خوشحالت کنم

خودم که نمیتونم همه ی اینا رو بخورم

هدر نمیره؟

اگه ازش لذت ببری هدر نمیره

اگه این همه نمیتونی بخوری

دفعه بعد کمتر درست میکنم

حتی یه لقمه کوچیک از هر غذا کافیه

میتونم غذاهای مختلف زیادی درست کنم

میخوام همشون رو امتحان کنی

عجله برای چیه؟

یه عالمه زمان داریم

میتونم اروم اروم بخورم

چی شده؟

هیچی

راستی اینارو نگاه کن

مغازه های زیادی

که تو سیزده استان مختلفن

معادن اهن در شمال و کوره های زیادی در جنوب

دشت نمک تو غرب و زمین های چایی تو شرق

قایق های زیادی تو

مناطق دور از دسترس مثل پنگ هو هم هست

نمیدونستم انقدر ثروتمندی

فکر کردی

که با یه

همسر بدبخت و فقیر ازدواج کردی؟

پدر بزرگ و مادرم

از این که از خونه دور بودم نگران بودن

برای همین این

مشاغل رو برام راه انداختن

تو زندگی ساده ای داری

پول نوشیدنی نمیدی

چند دست لباس بیشتر نداری

من تو ارتش بزرگ شدم

برای همین این عادت ها رو ندارم

مغازه های من مدت زیادی ان که کار نکردن

برای همین بهتره که منتقلشون کنم به تو

به درد کتابفروشی ژائو ون میخوره

همه چیز رو به من بدی؟

از رئیس ارشد

میخوام که کمکت کنه راه بندازیشون

اینطوری

میتونی مثل من بدون درگیر شدن زندگی کنی

و نگران نشی

یان تانگ

چرا یک دفعه ای داری تمامی این ملک و املاک رو بهم میدی؟

چیزی شده؟

تو بانوی این عمارتی

و باید اینارو مدیریت کنی

مدتی هست که میخواستم اینا رو بهت بدم

اینطوری منم میتونم یکم استراحت کنم

اگه دو سه تا بچه

اینجا کنارمون

داشتیم خیلی خوب میشد

...موافقم

یه دختر چطوره؟

خوبه

تو خوشحال باشی کافیه

ژنرال میخواد تو عمارت بمونیم

پس دردسر درست نکن

محاله

حتی اگه ژنرال هم سعی کنه قانعم کنه

من همه چیز رو به بانو میگم

باشه پس

برو بگو

بعدش تصمیم بگیر که کار تو لیائو دونگ رو میخوای

یا ماهی گیری تو فوتینگ

بعد این که ژنرال پرتت کنه بیرون جایی برای موندن داری؟

برو دیگه

پس چی کار کنم؟

یا تنهایی میره بیرون

یا صدها مایل برای یه پرونده سفرمیکنه

قراره بذاریم هرکاری خواست بکنه؟

با وضعیت الانش

ممکنه یه روز بیرون از حال بره

و پیداش نکنیم- مزخرف نگو-

کی رو نمیشه پیدا کرد؟- ...کی-

بانو- بانو-

من تجویز طبیب لو رو دیدم

و نبض یان تانگ رو هم چک کردم

نبضش عجیب شده

گفتن این که مشکل چیه سخته

ولی قطعا یه چیزی شده

شماها خبر دارین؟

نمیدونم- نمیدونم-

بانو

حالا که طبیب لو گفتن چیزی نیست

پس نباید مشکلی باشه

اینطوری نیست لو مینگ؟

اره

این کارا چیه؟چرا مرموز شدی؟

تقریبا رسیدیم مراقب باش

باشه

(عمارت دیه سوی)

رسیدیم

میشه چشمامو باز کنم؟

اره

این چیه؟

بشین

این نمایش زندگی لو شانه که تو ملاقات اولمون دیدیم

تو نمایش شو جی زو مادرش رو از دست میده و میخواد از پدرش انتقام بگیره

و رابطه اش با خانواده اش قطع میشه

واقعا خیلی بدشانسیه

برای همین

یه پایان شاد براش نوشتم

چطوره که نگاهش کنی

ولی این بدشانسی همیشه به دنبالشه

و باعث شده روحش اروم نگیره

نیمه اول نمایش تراژدیه که سرنوشت اون رو رقم زده

واقعا میشه عوضش کرد؟

همیشه یه راهی هست

برگشتن به گذشته و شروع دوباره؟

درسته که خانواده اش نابود شد

ولی زندگی فقط درباره ی این نیمه اول نیست

و یه ادم فقط یه خانواده نداره

برای همینم

یه پایان شاد برای شو جی زو نوشتم

یه خونه جدید ساختن

یه خونه که

در برابر همه طوفان ها و سختی ها مقاومه

خونه ای که ارزشمنده و شکسته نمیشه

یان تانگ

بیا برای هم یه سرپناه باشیم

کسایی که سختی کشیدن خوب میدونن که چطور باید قدر زندگی رو بدونن

دوتا روح اسیب دیده رو

میشه کنار هم گذاشتشون تا کامل بشن

تماشاچی عزیزم نمایش رو شروع کنیم؟

چه خبر شده؟

شوگو

رویای همیشگی تو یه زندگی ساده

و لذت بردن از چیزای ساده ست

موقعی فکرمیکردم

که میتونم ازت مراقبت کنم و شاد نگهت دارم

ولی الان

نمیتونم

تنها چیزی که برام مونده

این جنگ و این انتقامه

به نیمی از مسئولین دربار توهین کردم

و همه چیز رو بهم ریختم

میدونم

بدون هیچ پشیمونی

تو مرگ وزندگی کنارت میمونم

این سختی ها یه روز بلاخره تموم میشه

وقتی تموم بشه

یه جای

ساکت و اروم پیدا میکنیم

و یه مکتب راه میندازیم

من ادبیات درس میدم و تو هنرهای رزمی

تو بهار از گل ها لذت میبریم و میریم قایق سواری

تو پاییز

میتونی برای شکار غذای بیشتر بری

بچه هامون

مثل ما سختی نمیکشن

یه خانواده بزرگ درست میکنیم و باهم پیر میشیم

شوگو

میدونم که

بزرگترین ارزوت اینه که زندگی خوبی داشته باشی

پس نگران نباش

تمام این مشکلات رو از سرراهت برمیدارم

با من یا بدون من

میتونی که یه زندگی شاد داشته باشی

چطور میتونم

بدون تو زندگی شادی داشته باشم؟

من حالم خوب نیست

باید برم

چیزی رو ازم مخفی میکنی؟

میخوام خودت بهم بگی

شوگو

فقط بهم اعتماد کن

من میتونم زندگیمو بهت بدم

...ولی زندگی تو برای خودته

تا وقتی باهم باشیم

زندگی تو

زندگی منم هست

چرا بینمون فرق میذاری؟

شوگو

بهم اعتماد کن

نمایش شروع شده؟

نگو که تموم شد

خواهر ژائو؟

شوگو؟

بچه خوب

حتی یا یه خنجر چوبی هم قدرتمند بود

سال دیگه از واقعیش استفاده میکنی

ولی مطمئن شو که صاف نگهش داری

و اینطوری بیاریش پایین

به تمرین ادامه بده

برادر

یه تیکه شیرینی شکوفه هلو برات درست کردم

تو نور پنهان شده و برای جوهرش ستایش میشه

چطوره که سونگ مو صداش کنیم؟

این عالیه

مومو

(زندگی لو شان)

(موسیقی زیبا) خوبه

نمایش خوبه

خیلی بده که پایانش بده

الزاما اینطوری نیست

مردم دوست دارن به دیدن نمایش ها برن

چون که هرچقدرم کینه ها عمیق باشه

در پایان با دیدار مجدد تموم میشه

ولی از اون طرف زندگی خیلی سخت تره

چوب طبله

درسته

تعجب کردم که انقدر درباره ی اسلحه های تاریخی میدونین

نکنه یه مردی هستین که لباس زنونه پوشیده؟

خب زنا هم میتونن به اندازه مردا قابل اطمینان باشن

بذارین شجاعت به خرج بدم و بگم که تو ذهنتون چی میگذره

کنجکاوم بدونم راست گفتم یا نه

بذارین شجاعت به خرج بدم و بگم که تو ذهنتون چی میگذره

کنجکاوم بدونم راست گفتم یا نه

...سه سال

یک سال

تا یک سال دیگه

جونمو ازدست میدم

چیزی که کامل شده

دوباره از هم میشکنه

من بردم و بازم باختم

فکرکردی قایم کردنش از من

باختن نیست؟

اگه

فقط یه سال برات مونده

پس بیا همین یه سال رو هم مثل یه زوج زندگی کنیم

اگه یک سال دیگه

واقعا جونت رو ازدست بدی

چه باهم باشیم چه نه

قلب من بازم میشکنه

برای همین نمیتونم ولت کنم

بیا هرروز باقی مونده از این یک سال رو

طوری زندگی کنیم که انگار یک ساله

یک سال

این عمر زندگی ما میشه

نمیذارم که همسرم

تنها با مرگ و زندگی

رو به رو بشه

♪تو نوری هستی که تو تاریکی من رو نجات میده♪

♪داشتن تو باعث خوشبختیه♪

♪فقط با کنار تو بودن♪

♪میتونم روزهای باقی مونده عمرمو بگذرونم♪

همیشه یه کابوس میدیدم

و همیشه هم یه زن فانوس به دست تو خوابم بود که راه رو بهم نشون بده

بعدا فهمیدم که تو همون زنی

تو تنها کسی هستی که

همیشه زندگیمو برای محافظت ازش

به خطر میندازم

♪اینده رو ببین♪

ستاره عشق

هنوزم میدرخشه

ما خیلی وقته منتظریم تو اینجا چی کار میکنی؟

نگو که میخوای نمایش رو با ما نگاه کنی؟

نمایش الان نصفش رفته

من همیشه شماها رو احمق صدا میکردم

ولی به نظر میرسه که

من بزرگترین احمق اینجام

بخورش

باشه

دوستی

از رابطه عشقی کمتره؟

چی شده؟

هیچ وقت اینطوری ندیدمت

چه عشقی؟چه دوستی؟

تو به شوگو احساسی داری؟

بیشتر بگو

برای این چیزا زمان ندارم

کشور و مردم

به من نیاز دارن

ولی اگه سونگ موتو اینده

قلب دو ژائو رو بکشنه

هر خطری رو به جون میخرم

تااونو ازاینجا ببرم

این نمایش خیلی حوصله سربره

چطور میتونین نگاهش کنین؟

مثل همیشه عجیبه

ولش کن بیا از نمایش لذت ببریم

(زندان سلطنتی)

عرض ادب

ارباب منو به اینجا فرستادن

ارباب چی جینگ هرکاری برای خوشحال کردن پسر کوچیکش میکنه

مثل یه گاو که از دماغش کشیده میشه (مثل ادمی که اراده ای از خودش نداره و تحت کنترل بقیه کاری رو انجام میده)

داری ازاین داستان استفاده میکنی

که منو با هان ار تهدید کنی؟

چطور جرات میکنی؟

اروم باشین

مراقب باشین که به خودتون صدمه نزنین

ارباب میخوان که

شما دهنتون رو برای همیشه بسته نگه دارین

باشه

این بار

من اون گاو میشم

(تالار یی ژه)

ژنرال بانو

این دخترو

در حال فضولی دم در پشتی تالار یی ژه دیدیم

ژنرال رحم کنین

من ادم بدی نیستم

بعد فوت بانو

ارباب یینگ بهم گفتن که به شهرم برگردم

اومدم که کمی پول برای سفر بخوام

بانو؟

تو خدمتکار لی یائو نیانگی؟

اگه خدمتکار لی یائو نیانگی

وقتی فوت شد چی کار میکردی؟

اون شب ارباب جوان دوم به دیدار بانو اومدن

بهم گفتن برم

و من تو حیاط نبودم

برای همین نمیدونم چی گفتن

صبح روز بعد

بانو لی خودش رو دار زد

داری میگی

سونگ هان شب قبل مرگ لی یائونیانگ

به دیدنش رفته بوده؟

چطور نمیتونین مراقب یه گربه باشین؟

کجا رفته؟

من تمام خدمتکارها رو فرستادم

تا دنبالش بگردن

پیداش کنین

بدون اون حیوون چطور باید غذا بخورم؟

بله

خدمتکارهای عمارت شی شیانگ میگن

سونگ هان عادت داره قبل غذا

به اون گربه غذا بده

به نظر میرسه

این موضوع چیزی بیشتر از غذا دادنه

من به این موضوع رسیدگی میکنم

دخالت نکن

...شینگ شوانگ بهت که گفتم

برادر

گربه ات دوباره رفته بود تالار یی ژه

اره

فقط خیلی شیطونه

شنیدم که کل روز غذا نخوردی

ادمای زیادی نیستن که

به خاطر یه گربه اشتهاشون رو ازدست بدن

وقتی زمان زیادی نگهش داری

بهش وابسته میشی

و این که امروز کلا اشتها ندارم

چیزی هست که درباره ی مرگ

مادرم بهم بگی؟

برادر

منظورت چیه؟

من چیزی نمیدونم

برای اخرین بار بهت فرصت میدم

میدونی؟

نه

برادر

برادر

من واقعا چیزی نمیدونم

(ازادی از نگرانی)

یک بار دیگه ازت میپرسم

چیزی هست که درباره ی

مرگ مادرم بهم بگی؟

واقعا نمیدونم

کی مادر رو مسموم کرده

من هیچ وقت نگفته بودم

که مادر به خاطر مسمومیت مرده

نمیخوام یه جمله دروغ هم

تو شهادتت بشنوم

این اخرین فرصتته

و اخرین باری که تو رو میبینم

برادر صبرکن

برادر

اگه حرفمو باور نمیکنی

بیگناهیم رو بامرگم اثبات میکنم

ژنرال

برادر

برادر این موضوع ربطی به من نداره

کار پدر بود

پدر ازم خواست که اون روز برای مادر دارو ببرم

به چیزی مشکوک نشدم و دادمش

فقط بعد مرگش بود

که متوجه شدم دارویی که بهش دادم

سم بوده

میترسیدم که پدر مسمومم کنه

برای همین از اون گربه استفاده میکردم که سم غذاها رو امتحان کنه

بهت نگفتم

چون نگران بودم

خانواده امون از هم بپاشه (م:تا قبل این خیلی گل و بلبل بودین ایا؟)

برش گردونین

بله

یان تانگ

یان تانگ

یان تانگ

نبضت خیلی نامنظمه

مطمئن نیستم که سم به ارگان های داخلی رسیده یا نه

میفرستم دنبال طبیب لو

من خوبم

نیازی نیست گندش کنی

فقط یه خون دماغ ساده بود

راستی

تو دفتر حسابرسی

عمارت شی شیانگ چندتا تناقص پیدا کردم

برای همین از جناب چن خواستم

با نشان من از مغازه هایی که میریم پرس و جو کنه

مشخص شد

در طول مریضی مادرت

عمارت چندین و چندبار

مقدار زیادی شیرین بیان خریده

این با تردیدی که نسبت به

بیماری مادر به خاطر شیرین بیان بوده تطابق داره

دیوانگی چی شیا

حتما ربطی به مرگش داره

وقتی چی شیا بهتر بشه

بیشتر میفهمیم

میخوای با سونگ هان چی کار کنی؟

شاید درباره ش دچار سوتفاهم شده باشم

اون فقط یه بچه ترسیده ست

پدر

چطور تونستی همچین کاری کنی؟

اون مادرمه

اون مادرت نیست

با شو یائو

ما سه تا یه خانواده واقعی میشیم

اگه به خاطر اونا نبود

من یه بچه از یه رابطه نامشروع نمیشدم

من پسر مادرمم

من پسر لی یائونیانگ نیستم

لی یائو نیانگ ادم درستی نبوده

...هان ار من

بانو لی مراقب حرفاتون باشین

شما این مسیر رو به عنوان

ارباب جوان دوم عمارت ارباب برام انتخاب کردین

مادر وقت داروتون رسیده

میتونستم یه پسر خوب

و یه برادر وظیفه شناس باشم

ولی الان

مدام تو نگرانی زندگی میکنم

مادر اینو نخور

نمیتونی بخوریش

من چیزی نمیدونستم

شما خیلی منو دوست داشتین

هر اشتباهی هم که میکردم

هیچ وقت منو مقصر نمیدونستین

این بار هم اینطوریه

درسته؟

درست میگین ارباب جوان دوم

من درست فکر نکردم

من از یه رابطه نامشروع نیستم

من ارباب جوان دوم

عمارت ارباب یینگ ام

بانو میائو

ارباب جوان دوم چندین روزه چیزی نخوردن

داروشون رو نمیخورن و کسی رو نمیبینن

بانو میائو شماهم باید برین

برو

این شیرینی برفیه

با شکر با کیفیتی درست شده

و تو کره غلطیده شده

نرم و شیرینه

این کیک نمک و فلفله

با دو جین شکر

و نصفه جین روغن

و دو لیانگ نمک درست شده

ترده و بوش خوبه

تنده و خوش مزه ست

این شیرینی تارو عه

با تارو خام و ارد برنج چسبناک درست شده

وقتی با شیرینی لوبیای قرمز پر بشه تبدیل به بهشت میشه

اگه اینا رو دوست نداری

بازم دارم

من کیک پیازچه، کیک شیرینی سفید و کیک روغن شکر دارم

مطمئنم یه چیزی هست که دوست داری

یه نگاه کن

اروم بخور وگرنه خفه میشی

این دارو خیلی تلخه

مزه اش نمیکنم

به دستور بهشت اعلیحضرت فرمان میدهند

که سونگ مو عملکردش در حل کردن پرونده خوب بوده

و اعلیحضرت راضی هستن

(تالار اجدادی سونگ) سونگ مو ارتقا مقام میگیره

و میتونه با شمشیر وارد قصر بشه

و نیازی نیست زانو بزنه

این فرمان سلطنتی بود

ممنون اعلیحضرت

اعلیحضرت یه فرمان دیگه هم دارن

میتونین خودتون بخونین ژنرال

خواجه از این سمت

چی شده؟

سونگ یی چن به سواستفاده از قدرت

و اسیب به ادمای بیگناه اعتراف کرده

تو زندان

از مریضی مرده

(لوح یادبود سونگ یی چن)

برادر هنوز جوونی

از دست دادن پدر مادرش پشت سرهم

واقعا براش سخته

اون تنها کسی نیست

که پدر مادرشو پشت هم ازدست داده

ملاقات اخرم با سونگ یی چن

هرگونه رابطه پدر پسری که بینمون بود رو تموم کرد

از الان

من فقط یه مادر فوت شده دارم

و پدری ندارم

وقتی مراسم ترحیم تموم بشه

این موضوع حل میشه

میخوای باهان دی چی کار کنی؟

سونگ یی چن در حق مادرم بدی کرد

هان دی بیگناهه

بذار که تو عمارت شی شیانگ زندگیشو بکنه

لحظات شادی زودگذرن

روزهای گذشته پر از غم بودن

(گذشته تبدیل به راز میشه و دانشی که از دست میره)

(باد شرقی میوزن و طلوع جدیدی میاره)

هان ار

پدر دیگه نمیتونه کنارت باشه

از الان به بعد

باید راه خودتو بری

نصیحت من بهت

اینه که از دربار دوری کنی

و زندگی ارومی داشته باشی

ادم عادی بودن خیلی خوبه

چرا اصرار کردی که وزیر بشی؟

این که زندگی خودتو از بین بردی چیزی نیست

ولی چرا فرصت پیشرفت رو از من گرفتی؟

من این کارو

برای تو کردم

این چطور به نفع منه؟

اگه اصرار به افشاگری مادر خونی من نمیکردی

خانوادمون نابود نمیشد

من به خاطر تو

به این وضعیت افتادم

...تو

پدر پدر

چی شده پدر؟

پدر- داروم-

داروم

(لوح یادبود سونگ یی چن) (پدر)

(کل زندگیت دستاوردهای کمی داشتی)

(ولی باافتخار مردی)

(من کار ناتمامت رو)

(تموم میکنم)

(تالار اجدادی سونگ)

بنا به فرمان اعلیحضرت

ارباب سابق سونگ یی چن

بابت جرایمش مقام خودش رو ازدست میده

الان که جرایمش روشن شده

پسر بزرگش سونگ مو که به خاطر هوش و ذکاوتش شناخته میشه

و به این ملت خدمت رسانی میکنه

لقب ارباب یینگ رو به ارث میبره

همسرش دو ژائو لقب همسر ارباب یینگ رو به ارث میبره

ارباب و بانو یینگ

ارباب و بانو یینگ

یان تانگ

کل خاندان ازاین به بعد

به تو تکیه میکنن

خیلی مودبی

ما بزرگ شدنشون رو نگاه کردیم

چطور ممکنه نسبت به ما خوب نباشن؟

زن عموی اول

یادم نمیاد که قبلا اینقدر بهم نزدیک بوده باشیم

عروس

من لباس های جدیدی برات درست کردم

ببین دوستشون داری یا نه

ضیافت تموم شده

و همسر ارباب کارهای دیگه ای دارن

ببخشید

زن عموی سوم

از جانب زن برادر معذرت میخوام

برادر به تازگی به مقام ارباب یینگ رسیده

و کارهای زیادی داره

دو ژائو فکر کرده کیه؟

که اینطوری رفتار میکنه؟

نمیدونه چطور همسر ارباب شده؟

سونگ مو بود که

باعث شد پدرش تو زندان بمیره

کافیه انقدر حرف نزن

با وجود این دونفر

ازاین به بعد اوقات سختی خواهیم داشت

اگه از شر سونگ مو خلاص نشیم

همیشه یه تهدید میمونه

اگه علیهش تو دربار نتونیم کاری کنیم

از عمارتش بهش ضربه میزنیم

گاندودرمای برفی لیائودونگ هر ۳۰۰ سال یک بار شکوفه میده (این یه نوع قارچه که خیلی نادره و دوره ی رشدش طولانیه و این جمله اشاره به اهمیت این مسئله داره)

میتونه مردم رو از لبه ی مرگ نجات بده

تو باهوش و خردمندی

اگه متحد من نباشی

فقط میتونی دشمنم باشی

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.