All language subtitles for Blossom.2024.S01E24

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

بنا بر فرمان سلطنتی

وزیر جنگ وانگ شینگ یی در وظایف خود به عنوان وزیر جنگ شکست خورد

مقام ایشون به عنوان منشی ارشد عمارت ون یوان ازشون گرفته میشه

و به فرماندار

منطقه ی شنگ تیان تنزل مقام پیدا میکنن

دختر ایشون وانگ یینگ شوئه مرتکب قتل شده

و باید در جا اعدام بشه

ولی با درنظر گرفتن این که الان عقل خودش رو ازدست داده

بهش اجازه داده میشه تا در عمارت خودش جونش رو بگیره

این فرمان سلطنتی بود

از اعلیحضرت بابت مهربانیشون ممنونیم

(عمارت فانگ فی)

مینگ ار

مینگ ار نگام کن

...مینگ ار

مینگ ار تو دختر خوبی هستی

بانوی من مردای زیادی تو عمارت هستن

چرا شما باید این کارو بکنین؟

فرمان سلطنتی اعلام شده

بذار من ادم بده باشم

مینگ ار

نگاه کن کی اینجاست

...تو

اومدی بهم بخندی؟

تو مادرتو نفرین کردی که بمیره

بعدشم خواهرتو نفرین کردی

تو چیزی جز بدشانسی نداری

ادمای زیادی ارزو میکنن که بمیری

چرا ارزوشون رو براورده نمیکنی؟

دخترمو برگردون

مینگ ار رو برگردون

چند روز دیگه

تولد مادرمه

از روزی که مادرت خودش رو حلق اویز کرد

میدونستم که منو نمیبخشی

ولی من ولت کرده بودم

خودت نمیتونی خودتو از این زندون خلاص کنی

نفرت تو نسبت به من انقدر زیاده که

که هروقت منو میبینی

یادت میاد

که چطور دوست صمیمیت رو وادار کردی خودکشی کنه

چطور چیزی که برای اون بود رو گرفتی

و خوشحالیش رو نابود کردی

تو شیطانی

ولی هنوزم انسانی

و وجدانت سراغت میاد

از انتقامی که در انتظارته میترسی

چندین و چندبار

تلاش کردی

که منو بکشی

ولی تنها چیزی که میخوای

فرار کردن از قلب گناهکارته

درست نیست

کاملا طبیعیه

که مردا ازدواج کنن و صیغه داشته باشن

مادرت نتونست قبول کنه

و تصمیم گرفت زندگیش رو تموم کنه

هیچ ربطی به من نداره

این کینه

بین تو و مادرمه

الانم بیا

کینه های گذشته رو صاف کنیم

ژائو گو چیو

ازت نمیترسم

اینجا زندگی خوبی دارم

(کاری که نباید میشد شد)

(خودکشی کردن چیزی رو تغییر نمیده)

(این گلبرگ ها)

(زندگیتو نمیگیرن)

(امیدوارم این درس)

(دردی که باعث شد مادرم)

(خودشو بکشه درک کنی)

(و اونم به ارامش برسه)

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژِی)

=قسمت 24=

(عمارت دو)

شوگو

پدر

ازدواج من با وانگ یینگ شوئه اشتباه بود

اول تو و مادرت رو ناامید کردم

بعدشم اون و مینگ ار رو ناامید کردم

مینگ ار قلب مهربونی داشت

نباید همچین پایانی نصیبش میشد

از ازدواج شکست خورده ما زیاد زجر کشید

و باعث شد که کورکورانه عاشق بشه

بعضی وقت ها فکرمیکنم

کجای راه رو اشتباه رفتم

شاید نباید وارد دنیای مقامات سلطنتی میشدم

یا شاید نباید هیچ وقت پایتخت رو ترک میکردم

اگه نرفته بودم

الان با کمال میل

داشتم برگ های مگنولیا رو ستایش میکردم

در هرصورت اتفاقیه که افتاده

ولی متاسفانه

من برای همیشه تو گذشته گیر کردم

الان که اومدی دیدنم

خیلی حالم بهتره

ولی بعد تمام اتفاقاتی که افتاده

میخوام بهت بگم که

تا زمانی که فرصتش هست

عزیزانت رو دوست داشته باش

که در اینده

مثل من پشیمون نشی

کی رسیدی؟

وقتی رفتی

اتاق وانگ یینگ شوئه اینجا بودم

این یه کینه

بین مادرم و تو عه

و بیا این کینه قدیمی رو صاف کنیم

دلم برای مینگ ار میسوزه

وقتی یه چیزی خیلی ارزشمند باشه

برای محافظت ازش باید نیروی بیشتری بذاری

شو گو

من ازت مراقبت میکنم

و همیشه در امان نگهت میدارم

میدونم که این کارو میکنی

بیا بریم خونه

اره بیا بریم خونه

(عمارت ارباب جینینگ)

عمارت ارباب جینینگ بازرسی شده

و الان به یه شهروند عادی تنزل مقام پیدا کرده

میخوایش؟

قربان

قربان

بگیرش- بدش من-

این نقاشی رو بدین من

ولم کن

با این همه چیزای ارزشمند چرااین نقاشی رو میخوای؟

چرا؟نقشه گنجه؟

میخوایش؟

اگه میخوایش

سه بار سجده کن و رئیس صدام کن

یالا زانو بزن

انجامش بده

یالا

رئیس

چی؟نمیتونم بشنوم- نمیشنوم-

بلندتر

رئیس

رئیس خواهش میکنم نقاشی روبهم بدین

رئیس

ازاینجا گم شو

برو- برو-

(قصر سلطنتی)

(احترام به بهشت و دانش اجداد)

از دست دادن یه نشان باعث همچین هرج و مرجی شد

دستور واگذاری فرمانداری شنگ تیان

اعلام شده

این مقامات بی فایده دارن چی کار میکنن؟

اعلیحضرت من نتونستم عمارتم رو درست کنترل کنم

و باعث این فاجعه شدم

خواهش میکنم منو مجازات کنین اعلیحضرت

انقدر همه تقصیرا رو گردن نگیر

سهل انگاری تو دفاع پایتخت بوده

مشکلات خانوادگی تو

باعث دردسری نشده

ممنون اعلیحضرت

من فورا با شش وزارت خانه

و دیوان بازرسی

درباره ی این موضوع تحقیق میکنم

و جزئیات رو به دبیرخانه اطلاع میدم

که اعلیحضرت تصمیم گیری کنن

خوبه

ارباب یینگ

قسمت جنوبی شهر رو درامان نگه داشت

خانواده سونگ

منو ناامید نکردن

یان تانگ

هنوزم باید

برای درست کردن این جریان کمک کنی

ارباب یینگ از بخش جنوبی شهر حفاظت کردن

و نگهبانان شخصیشون به خانواده من کمک کردن

توجه ایشون به جزئیات قابل ستایشه

و من بااید ازشون یاد بگیرم

درست کردن وضعیت الان یه موضوع اضطراریه

از بین بردن راهزنان یه نقشه طولانی مدت بوده

و من حاضرم که با رهبری نیروها

برای از بین بردن تهدید نگرانی های اعلیحضرت رو کم کنم

اعلیحضرت

راهزنان ادمای مستاصل اما حقه بازی ان

ارباب یینگ زمان زیادیه که مبارزه نکرده

پیشنهاد میکنم که

رهبر گارد سلطنتی ژنرال سونگ نیروها رو رهبری کنن

و من هم

با مشاوره های خودم ازشون حمایت میکنم

خیله خب

سونگ یی چن به طور موقت فرماندهی ارتش پنج بخش رو به عهده میگیره

و به وضعیت پایتخت رسیدگی میکنه

یان تانگ رهبری گارد سلطنتی و سه هزار سرباز ویژه رو به عهده میگیره

سه روز دیگه راه میافتین

شی شو به عنوان وزیر جنگ

ترتیب هماهنگی نیروها رو میده

اون راهزن ها

قبل برگشتت به پایتخت باید نابود بشن

از دستورتون اطاعت میشه

(شفاخانه لو)

راهزن ها نیمی بیشتر از قسمت شمالی شهر رو سوزوندن

و اگه سونگ مو درباره اش تحقیق کنه

متوجه چیز مشکوکی میشه

چرا نذاریم که به دنبال راهزن ها بره

و من هم از پشت سر حمایتش کنم

حتی اگه خبری هم بشه

به اعلیحضرت نمیرسه

واقعا که

دیدگاه خوبی دارین

هرچقدرم که تحقیق کنه

چیزی نیست که ازش بترسیم

(صلح وثروت)

ژنرال

بانو برای بدرقه اتون میان؟

اولین باری نیست که اعزام میشم

پس نیازی نیست

پس باید فورا راه بیافتیم

زمان خوش یمن هنوز نرسیده

البته

یان تانگ

مگه دیروز نگفتی

که نمیای بدرقه ام؟

من اومدم بدرقه ارتش

دوباره داری دروغ میگی

پس چرا از خارج از شهر اومدی؟

راستش رو بگو

رفته بودم معبد وان فو

که برات چوب های طالع بینی بگیرم

راهزن ها ادمای بی رحمی هستن

پس باید سالم و

پیروز برگردی

صبح زود از شهر رفتی

که اینا رو برای من بگیری؟

نمیترسی که یه بدش رو انتخاب کنم؟

بدون نگرانی انتخاب کن

من قبلا

تمام طالع بینی های بد رو برداشتم

و فقط خوب هاشو گذاشتم بمونه

نمیدونستم همچین دعا کردن سلطه جویانه ای هم وجود داره

(امیدوارم که عشقمون پایدار بمونه و کل زندگیمون در کنار هم باشیم)

بهشت قطعا حواسش به ما هست

و بودا هم واقعا خوب قلب من رو درک کرده

(امیدوارم که عشقمون پایدار بمونه و کل زندگیمون در کنار هم باشیم)

نه این نه

باید یدونه برای صلح و سفر بدون خطر انتخاب کنی

یکی دیگه بردار- مگه این چشه؟-

یکی دیگه برنمیدارم اینو میخوام

بانوی من

فکرمیکنی این طالع بینی حقیقت پیدا میکنه؟

بیا وقتی برگشتی درباره اش صحبت کنیم

نمیخوام اینقدر صبر کنم

اگه جوابمو ندی بی قرار میشم

و خیلی بهش فکرمیکنم

اگه تو میدون جنگ حواسم پرت باشه

ممکنه دست و پامو ازدست بدم

اگه یه روز سرمو ازدست بدم چی؟

همچین چیزی نگو

تو قراره بری جنگ

نمیدونی گفتن همچین چیزی بدشگونی میاره؟

پس یه قوله نه؟

بودا داره ما رو تماشا میکنه

پس زیرش نزن

تو باید سالم برگردی

منتظرت میمونم

ژنرال

ژنرال

وزیر دو دستور دادن که راه بیافتیم

حرکت میکنیم

حرکت میکنیم

گارد سلطنتی

اینجاییم

امروز به سمت میدون جنگ میریم

و قسم میخوریم که تا زمانی که راهزنا رو نابود نکردیم برنمیگردیم

راهزن ها رو نابود میکنیم

نابودشون میکنیم

نابودشون میکنیم

حرکت میکنیم

(دروازه یونگ دینگ)

♪این درخشش فقط یه شکوه زودگذره♪

♪ارتش با فرمان تو توقف میکنه♪

♪برای یه بوسه کوتاه خم میشی♪

♪و خداحافظی میکنی♪

♪اسب سوار اتشین در افق اسب سواری می کنه♪

♪تو این زندگی♪

♪بدون تو باید به چی حسادت کنم؟♪

♪بذار شمشیرم رو پایین بذارم و میدون جنگ رو ترک کنم♪

♪تا موهای تو رو با سنجاق سر یشمی بیارایم♪

♪ بذار هزار،ده ها هزار شکوفه در یک شب برای تو شکوفا بشن♪

امیدوارم که عشقمون پایدار بمونه

و کل عمرمون رو کنار هم بگذرونیم

♪اگه شعله های جنگ بلند شد♪

♪دستتو میگیرم و از میون شعله ها رد میشم♪

♪میخوام تو رو تو اغوشم بگیرم♪

(میخونه)

این مرزبان نیست؟

برای نوشیدنی اومدی؟

نه ممنون

هنوزم قرضتو به میخونه ندادی

بعد این از فروش نقاشی هام

پول دستم اومد میدم

پس پول نداری؟

افراد

بگردین ببینین پول داره یا نه

صبرکنین

یکم اینجا دارم

اینجا

اینم پول

این تنها چیزیه که داری؟

پس گم شو

برو

مرزبان؟

عجله کنین برین دنبالش

از این طرفا مرزبان

چطور به همچین وضعی افتادی؟

جناب ژو

اون نقاشی تو دستت هزاران تیل ارزش داره

چطوره بفروشیش به من

به عنوان یه لطف در نظرش بگیر

بدش من

جناب ژو

این نقاشی برای فروش نیست

فکرمیکنی تصمیم فروختن یا نفروختنش هنوز به عهده خودته؟

بدش من- جناب ژو-

کمک کنین

جناب ژو نگیرینش

جناب ژو

ولم کنین برش گردونین

ولم کنین

پس نقاشی بانوی مرحومه

ایشون به خاطر شما مردن

فایده نگه داشتن این چیه؟

این چطوره؟یه لطف بهت میکنم

و این نقاشی رو برای ایشون تو بهشت میسوزونم

نه

جناب ژو

نسوزونینش جناب ژو

نسوزونینش

نمیتونین بسوزونین

خواهش میکنم

جناب ژو

به خاطر اشتباهات گذشته ام ناراحت نشین

برای عذرخواهی سجده میکنم

...سجده میکنم

این نقاشی رو نسوزونین- چرا این کارو کردی-

خواهش میکنم نسوزونین- اگه میدونستی که عاقبتش چیه-

نه

نه جناب ژو

جناب ژو التماس میکنم

نسوزونش جناب ژو

نقاشی رو نسوزون جناب ژو

نه

ولم کنین

لعنت بهت

بزنینش

بریم

مینگ ار نترس چیزی نیست

نشونش بده

میخوام ببینمش

مرزبان

نمیذارم ببینی

مینگ ار

دلم برات تنگ شده

خواهرو بیهوش کردم و جاشو تو کجاوه عروس گرفتم

فردا حتما جامعه منو به خاطر

این که برعلیه قوانین کاری کردم مقصر میدونه

میشه به خوابم بیای؟

این نقاشی سری قبله؟

دوستش داری؟

دارم

...مینگ ار

مینگ ار

مرزبان

وقت داروتونه

طبیب گفت سرماخوردگیتون هنوز خوب نشده

و شماهم اومدین اینجا اصرار دارین نقاشی بکشین

مینگ ار

واقعا خودتی؟

دارم خواب میبینم؟

...چطور ممکنه

چی میگی؟

من فقط

برای زمان کمی رفتم

تو چت شده؟

کابوس دیدی؟

...مینگ ار

...مینگ ار

دیگه نمیخوام ازت جدا بشم

دیگه نمیخوام ازت جدا بشم

چرا باید جدا بشیم؟

من ترکت نمیکنم

مینگ ار

خیلی خوشحالم

که فقط یه کابوس بوده

دیگه از هم جدا نمیشیم

بیا

بعد ازاعلام فرمان سلطنتی

یه جادوگر دیوانه به عمارت اومد

و گفت میتونه دیوانگیش رو درمان کنه

گفت که هرروز باید تعظیم کنان تا کوه بره

یه تعظیم بعد سه قدم و یه سجده بعد هر نه قدم

و صد بار باید دعا کنه

فقط اینطوری مینگ ار از جهنم نجات پیدا میکنه

بعد شنیدنش دیگه دیوانگی نکرد

و التماسش کرد بیارمش اینجا

به نظر میرسه که

مادر اونو بخشیده

به لطف درخواست تو برای عفو سلطنتی

بهش اجازه داده شده که بقیه عمرش رو اینجا بگذرونه

اینو به عنوان راهی برای جبران گناهانش ببین

از پایین کوه تا نوکش

بیشتر از هزاران قدمه

حتی راه رفتن عادی هم ساعت ها طول میکشه

چه برسه به این که هر سه قدم تعظیم کنی و هر نه قدم زانو بزنی

چطور یه زن

میتونه همچین چیزی رو

برای 999 روز زیر بادو بارون و برف تحمل کنه؟

خیلی براش سخته

موضوع همینه

تو عالم بودا یه ضرب المثل

هست که به جهنم بی پایان اشاره داره

و بین هشت جهنم موجود بدترینشونه

اونایی که مرتکب گناهان بزرگی شده باشن

به اونجا فرستاده میشن

و هیچ وقت

امیدی برای ازاد شدنشون نیست

وقتی راهزنا به عمارت حمله کردن

فکر کردم نکنه زخمی شده باشی

ولی متوجه نشدم که این جراحت درواقع یه جراحت روحیه

بی قراری

نمیتونی بخوابی و خواب میبینی درسته؟

یه چیز دیگه هم هست

همسر دوستم به سفر رفته

اون همیشه کابوس میبینه

خواب میبینه که

همسرش تو جنگل بهش حمله شده

برای تعبیر خوابش اومد پیش من

و ازم پرسید که همسرش سالمه یا نه

ولی من این چیزا رو نمیدونم

امکانش هست که

اون جنگل نزدیک جین شی باشه؟

تمومه

همه چی تموم شد

چی شده؟

تموم شد

همسر دوستت

به دست دشمن های بدشگون افتاده

و اونقدر زنده نمیمونه

دوست من خواب دیده بود

که کسی داشت همسرش رو نفرین میکرد

و در نهایت دهن و معده و قلبش پوسید

بانوی من

یه نامه از ژنرال

زبونت تنده ولی قلبت مهربونه

ساکت شدی

اسب رو اماده کن

دیگه درمان نمیخوای؟

دزدا محاصره رو شکستن

به ژنرال تو جنگل حمله شده

چی شده عزیزم؟

من اینجام

یان تانگ

نگرانی هات باعث میشه بیش از حد فکرکنی

خوبی؟

من خوبم

ین چائو چینگ گفت تو جنگل بهت حمله کردن

من کسی بودم که بهشون حمله کرد

اگه برای نجات پیدا کردن ازاین راهزنا به کمکت نیاز داشتم

که بهتر بود برم خونه گلدوزی کنم

انقدر مزخرف نگین

گم شین برین

با این حال

صدمه دیدم

تیراندازشون ماهر بود

ولی خوشبختانه زره طلاییم رو داشتم

دستات خوبه؟

این جا زخمی شدی؟

بیابرگردیم اردوگاه

زخماتو نگاه میکنم

ماساژ دادن اطراف زخم

به گردش خون کمک میکنه

و باعث میشه زودتر خوب بشی

بذار زخمت رو ببینم

نیازی نیست

تقریبا خوب شده

یکم قبل از درد ناله میکردی

میترسی چون زخمت جدیه نگران بشم؟

بذار ببینم

واقعا نیازی نیست

بذار ببینم

چی شده؟

زخمت جدیه؟

هنوزم درد میکنه؟

نه

فقط یه زخم جزئیه

تو خونه هیچ کس به زخمی شدن من اهمیتی نمیداد

ولی الان که میبینم نگرانمی

باعث شده متوجه بشم

حتی کوچیکترین زخم ها هم باعث میشه یه مدت نگرانم باشی

کی گفته نگرانتم؟

میدونی امروز چه روزیه؟

...امروز

زمان تو ارتش از حرکت میایسته

امروز تولدته

اینم رشته فرنگی تولدت

تولدت مبارک

تولد من یادت بود؟

البته که یادم بود

ممنون بانوی من

یکم بخور

اروم

خوش مزه ست؟

از اونجایی که تو درست کردی

خوش مزه ست (م:یه مشت سینگل اینجا نشستن انقدر دل وقلوه ندین)

میشه

امروز ارزوی تولدمم براورده کنی؟

چیه؟

عصبانی نشو

باشه

ژنرال

بهتره یه چیز مهم از دهنت دربیاد

...وگرنه- میدونم-

باید چندین دور بدوم

خیله خب چیه؟

ژنرال

گروگان هایی که ازدست راهزنا نجات دادیم بیدار شدن

و میخوان از شما تشکر کن

باشه

اینجا چی کار میکنی؟

ممنون که منو پسرمو نجات دادین

خواهش میکنم بلند بشین

اصلا مشکلی نبود

اهل کجایین؟

همسرم ژنراله

میتونه از کسی بخواد شمارو برگردونه

ممنون بانوی من

روستای ما به دست راهزنا سوخت

دیگه خونه ای نداریم

داشتیم میرفتیم پایتخت خواهرمو پیدا کنیم

خواهرت تو کجای پایتخت زندگی میکنه؟

دختر بزرگم اونجا زندگی میکنه

ولی نمیدونیم کجاست

پایتخت خیلی بزرگه

و نمیدونیم از کجا پیداش کنیم

بانو

من تو پایتخت

مغازه ای دارم که لوازم نوشتار میفروشه

اگه مشکلی ندارین

میتونین

برای الان اونجا بمونین

و ازاونجا دنبال دخترتون بگردین

خیلی ممنون بانوی من

زانو بزن از بانو تشکر کن

بلند شین- خواهش میکنم بلند بشین-

خیلی ممنون

بانوی من بانوی من

بانوی من مادرم میخواد این سنجاق سر رو بهتون بدم

ممنون

ولی نمیتونم قبولش کنم

ژنرال

چی شده؟

ژنرال یه گزارش از برج گوانگ هه از پایتخت گرفتیم

چی شده؟

به طور خلاصه ما بردیم

ولی شایعات زیادی هست که میگه

شما جاه طلبین و دستورات وزیر جنگ رو دنبال نمیکنین

و میگن حمله راهزنا

بابت جهیزیه بانو بوده

که باعث شده راهزنا حسودی کنن

و برای مردم دردسر درست بشه

ثروتمند بودن واقعا دردسر سازه

اعلیحضرت چی گفته؟

وزیر دو کمی از شما طرفداری کرده

و اعلیحضرت به ایشون مقام معاون دادن

ولی حرفی برای پاداش برای شما نزدن

دادن اظهارات پشت سر هم

چیزیه که عمو کارش توش خوبه

احتمالا خودش

این شایعات رو پراکنده کرده

تا اعلیحضرت رو نسبت به استقلال تو بترسونه

به دنبال حادثه راهزنان در پایتخت

دویست و سی و نه هزار راهزن

اعدام شدن

به دنبال نابودی راهزنان

هفت گروه اصلی از سه تا استان

و در مجموع هشت هزار راهزن که مردم رو وحشت زده کرده بودن

دستگیر یا کشته شدن

اگه در اینده کسی جرات کنه

تو پایتخت دردسر درست کنه و مردم رو بترسونه

به عنوان یه هشدار

بدنشون رو از دیوارهای شهر

اویزون میکنیم

خوبه- خوب گفتین-

ترتیب دادم که عبادت کنندگان معبد

وان فو برای مردم اسیب دیده دعا کنن

از امروز

تمام جشن ها و ضیافت ها

به مدت یک ماه برای احترام به مرده ها متوقف میشه

برای کسایی که ضرر دیدن

کتابفروشی ژائو ون و مغازه خانوادگی میائو

غذا و دارو اماده کرده

و برای سه روز به طور مجانی در اختیارشون قرار میگیره

عالیه- عالیه-

سونگ مو داره قلب مردم پایتخت رو به دست میاره

شما به عنوان هشدار

باید مقامش رو ازش بگیرین

اعلیحضرت

ولی همسرشون گفتن که

دادن دارو و غذا به لطف شما و دربار بوده

استفاده از مهربانی

برای پاک کردن گذشته

شایعات و عصبانیت مردم رو از بین میبره

و باعث اعتبار من میشه

ولی

این فقط برای چاپلوسی و نقشه کشیه

اگه یاد میگرفتی که اینطوری چاپلوسی کنی و نقشه بکشی

من خیالم راحت میشد

ضیافت ژنرال سونگ چی؟

نباید برگذار بشه

همونطور که گفتی

مقامات دربار و ارتش هوشیار نبودن

و فقط یان تانگ بود که با فکر بود

فرمانم رو اعلام کن

نزدیک به هزاران نفر تو پایتخت کشته یا زخمی شدن

طبق قوانین عزاداری

از قصر گرفته تا تمامی مقامات

تمامی ضیافت هاو جشن ها باید برای یک ماه متوقف بشه

بله

پدر

چرا منو به اینجا اوردی؟

بهترین استاد دنیا

رو پیدا کردم تا بهت موسیقی و هنر یاد بده

این هدیه ای برای تولدته

دنبالم بیا

بیا تو

بیا

شو یائو

هان

این یه هدیه برای توئه

امیدوارم که تو رو در سلامت نگه داره

پدر

هان ار

تمام این سال ها

کادوهای تولدی که بهت میدادم

شخصا توسط اون ساخته شده بود

متوجه قصدش هستی؟

من نمیفهمم

هان ار

هان ار

برادر

برادر؟

چشمات چی شده؟

دود اذیتت کرده؟

من خوبم برادر

برای چی اومدی؟

گربت دوباره فرار کرده بود تالار یی ژه

برات گرفتمش

عاشق اینه اطراف بگرده

چی میسوزونی؟

برای کمربندم یه اویز میخواستم

برای همین به خدمتکار گفتم یکی درست کنه

ولی خوب نشده بود

برای همین سوزوندمش

ارباب

ژنرال ین و جناب چن اینجان

میگن موضوع ضروریه

بگو تو تالار جلویی منتظر باشن

بله- جناب چن؟-

یه مامور مخفیه

که تو دیوان صلح شمالی گذاشتمش اسمش چن جیاست

(چن جیا؟)

تاوانشو پس میدی

میشه به حرفاتون گوش کنم؟

ژنرال- ژنرال-

ما عمارتی که تو قسمت شمالی شهره نگاه کردیم

با اسم تقلبی ثبت شده

زنی که اونجا زندگی میکنه بااسم لی شناخته میشه

عاشق موسیقیه

من ظاهرش رو

با نقاشی بررسی کردم

فکرمیکنم که قبلا یه فاحشه بوده

و قبلا گفتن که مرده

و اسمش هم لی یائو نیانگ عه

لی یائو نیانگ؟

چند وقته اونجا زندگی میکنه؟

بیست سال

همسایه ها میگن که اغلب اوقات یه ارابه دم در پشتی توقف میکنه

من تصویرش رو بررسی کردم

با ارابه ارباب یینگ تطابق داره

نگران نباشین و ادامه بدین

با همسایه های اطراف

موضوع رو تایید کردم

هیچ وقت صیغه ای نداشت

برای همین فکرمیکردم که به مادر وفاداره

مشخص شد که در خفا معشوقه داشته

ژنرال

ارباب یینگ چطور

تنهایی یه زن گناهکار رو

بیست سال تمام

درست زیر درماغ بانوی مرحوم نگه داشته؟

راحت نیست

معمولا با کی صحبت میکنه؟

به ندرت بیرون میره

فقط اول هر ماه و روز پونزدهم هر ماه

به معبد وان فو میره تا موسیقی گوش کنه و عود روشن کنه

راهب های اونجا باهاش اشنان

این سرنخ رو دنبال کنین

بله

بیا جدا بشیم و درباره ی این تحقیق کنیم

من میرم معبد وان فو

باشه

هرچی هم که شد

یادت نره

که هنوز منو داری

چرا انقدر احمق بودی؟

شیرین بیان تو میوه های شیرین مادر

با افوربیای تو نسخه اش تداخل داره

تو باعث شدی بمیره

این که تو رو

به این دنیا اوردیم بزرگترین پشیمونی منه

یان تانگ

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.