All language subtitles for Blossom.2024.S01E22

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

دایه دو مینگ اینجا بود که ازش مراقبت کنه

باید میدونست

که اون حامله ست

اصلا چیزی نگفتن

میخواستن چی کار کنن؟

تمام این مدت

مینگ ار سرش با اداره عمارت

و پیدا کردن یه موقعیت کاری برای من شلوغ بود

در ضمن ما تازه ازدواج کردیم

هنوز چیزای زیادی هست که یاد نگرفته

چرا باید بچه اش رو به خطر بندازه؟

اون حتی قلب شوهر خواهرش رو به دست اورد

دیگه توانایی چی رو نداره؟

اگه با دو ژائو ازدواج کرده بودی

اون کاری میکرد که عمارت ما

سه نسل اینده بدرخشه

کافیه بس کن

در پایان به تنها چیزی که اهمیت میدی فقط پوله

به هرحال امیدوارم که دیگه

تو مسائل عمارت دخالتی نکنی

اون دختره سلیطه

حتما تو رو شست و شوی مغزی داده

که حتی به خواهرتم گوش نمیکنی

...تو

مراقب رفتارتون باشین بانوی من

چی صدام کردی؟

مردم میگن خواهر بزرگتر مثل مادر میمونه

تمام این سال ها

من از جانب تو عمارت رو اداره کردم

الان که ازدواج کردی

کاملا هرکاری که

برات کردم رو فراموش کردی

انقدر نگو که این کارو به خاطر من میکنی

میتونم ببینم

که این سال ها

تو عمارت ارباب جینگ ناراحتی

حستو درک میکنم

تو هم اگه میتونی

خودتو جای مینگ ار بذار

از الان به بعد

دیگه نگران کارهای عمارت نباش

(عمارت ارباب جینینگ)

اگه به اندازه خواهرت ادم توانایی بودم

الان تو این موقعیت نبودم

مینگ ار اینطوری نیست

میدونی که

من چطور ادمی ام نه؟

فکرمیکردم میشناسمت

...ولی خواهرت گفت

میدونم

در پایان تنها چیزی که مادر و خواهرم میخواستن

پول و هدایای زیادی بود

حالا که اینطوره سخت کارمیکنم تا به دستشون بیارم

که بتونیم یه زندگی اروم داشته باشیم

ایده ای داری؟

ادمای زیادی حاضرن نقاشی های منو بخرن

ولی همشون ادم های عادی بودن

و منم مخالفت کردم که باهاشون کاری داشته باشم

تو هنرمند فوق العاده ای هستی

اگه بخوای در ملا عام نقاشی هاتو بفروشی

مطمئنم که مردم براشون صف میکشن

اگه بتونی تو هنر برای خودت اسم و رسمی به پا کنی

نقاشی هاتو همه ستایش میکنن

این رویای تو هم هست درسته؟

اوضاع زندگیمون بهتر میشه

..برای تو مینگ ار هرکاری میکنم

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژی)

=قسمت 22=

بانوی من شما دردسر زیادی کشیدین

که این کارو برای ارباب پیدا کنین

و ایشون ردش کردن

ترجیح دادن که نقاشی هاشون رو به مردم بفروشن

بانوی جوان

چطور تونست باهمچین ادم بی ابرویی ازدواج کنه؟

مراقب حرف زدنت باش

اون هنوزم

داماد منه

هرچی هم بشه

یه راهی مینگ ار باز میکنم

و مطمئن میشم که گذشته من براش اتفاق نیافته

چه خبر شده؟

بانوی من

مشتاق دیدار

(تالار جیه یی)

پدرت علیه راهزن ها جنگ به راه انداخته

چرا بهمون نامه ندادی؟

چندین ساله که از سمت تو داریم پول درمیاریم

میخوای ازشرمون راحت بشی؟

البته که نه

به تازگی دو تا مراسم ازدواج تو عمارت داشتیم

برای همین سرم خیلی شلوغ بود نشد با پدرم صحبت کنم

بانوی من

میخوای مارو گول بزنی؟

اگه به این نمایش ادامه بدی

طعم خنجر منو حس میکنی

بیا

منو بکش

امیدوارم که این من و تو رو خوشحال کنه

بانوی من

چی میگین؟- ساکت شو-

میتونی الان

منو بکشی

بذار ببینم

پدر من،وزیر جنگ

ولتون میکنه یا نه

وگرنه

بهتره که دستاموباز کنی

که بتونیم بشینیم و صحبت کنیم

افراد

بله قربان

دستاشو باز کنین

(تالار جیه یی)

بانوی من

ببخشید

همونطور که میدونین

ما داریم سعی میکنیم که برای زندگی پولی به دست بیاریم

اگه برای حمایت دخترتون پول دارین

پس پولی که به ما بدهکارین چی؟

بااین وضع

برادرهای من ممکنه گرسنه بشن

و در عوض به عمارت

ارباب جینینگ حمله کنن

تنها چیزی که الان ارباب جینینگ داره

یه مشت قرض و بدهیه

اگه باور نداری پس برو بهشون دستبرد بزن

اگه از من بپرسی

اگه واقعا میخوای کاری بکنی

یه عمارت دیگه هست که میتونی بهش دستبرد بزنی

(تالار جیه یی)

بیااینجا

چی شده؟

اینجا وایسا

چشماتو ببند

چشماتو ببند

چه خبر شده؟

نگاه نکن

چی کارمیکنی؟

حرکت نکن

تقریبا تمومه

بهتر نیست این کارا رو شب بکنیم؟

چرا نمیتونیم تو روز انجامش بدیم؟

در حقیقت تو روز که نور بیشتره

بهتر میبینی

گرمت شده؟

چرا عرق کردی؟

نه

گرمم نیست

تموم شد

تموم؟

حیرت زده شدی؟

حیرت زده ام

او اینو برای من درست کردی؟

میخواستم اندازه اشو بگیرم

اندازه است

...فکرکنم

بیش از حد فکرکردم

وقتی اون روز تو حموم کمکت کردم

متوجه شدم زخم های زیادی روی بدنت هست

که به خاطرکشیده شدن زره روی بدنت اتفاق افتاده

الان که داری از قصر سلطنتی محافظت میکنی

میتونی از یه جلیقه زره ای طلایی استفاده کنی

این جلیقه بدون این که

بدنتو خش بندازه از حمله ها در امان نگهت میداره

و میتونه مراقبت باشه

چی شده؟دوستش نداری؟

عاشقشم

ژنرال یک ساعت تمامه

که جلوی این جلیقه دارین اه میکشین

چیزیش شده؟

من با چشمای خودم دیدم که

دایی و همسرش چطور باوجود این که تو میدون جنگ بودن همو دوست داشتن

همیشه زوج دوست داشتنی بودن

نظرت درباره ی من و دو ژائو چیه؟

ما فرق داریم؟

بانو باهوش و شجاعن

و بدون هیچ مشکلی دارن عمارت رو اداره میکنن

از وقتی که وارد این عمارت شدن

حتی ارباب هم کنارشون بااحتیاط رفتار میکنه

و دیگه باهاتون دعوا نمیکنن

همسر فوق العاده ای برای شما هستن

یه حسی بهم میگه

منو دوست نداره

ژنرال

ایشون کارهای زیادی براتون کردن

حتی این جلیقه رو هم خودشون درست کردن

چطور میگین شمارو دوست نداره؟

دقیقا

نه

منظورم همچین عشقی نیست

من به دو ژائو گفتم که

باهم دیگه از پس هرمشکلی برمیایم

رفتارش با من

شبیه یه استراتژیستی میمونه که به ژنرال مشورت میده

اونم دقیقا همینطوریه

این عشق نیست

ژنرال

من دوست دارم

منم دوست دارم

نه نه

منظورم این نیست

علاقه ای که دو ژائو نسبت به من داره

اصلا عاشقانه نیست

متوجه شدین؟

من ازدواج نکردم

پس واقعا متوجه نمیشم

از رفتار بانو باهاتون راضی نیستین؟

نه دقیقا

به نظر من بانو از هیچی خبر ندارن

داری نزدیک میشی ادامه بده

ژنرال

من فقط هفده سالمه

و تو رابطه عاشقانه ای نیستم

برای همین نمیدونم دیگه چی بگم

شما بچه ها چی از عشق میدونین؟

من از عشق چیزی نیمدونم؟

خودتو بگو که پیر شدی هنوز ازدواج نکردی

چطور جرات میکنی سربه سر من بذاری؟

که چی؟

به خاطر اینه که من زندگیم رو در اختیار ژنرال گذاشتم

یان تانگ

مطمئنی نمیخوای بری میخونه؟

شنیدم که

موزیسین های زیبایی استخدام کردن

میتونی موقع غذا و شراب به موسیقی گوش کنی

به حساب من

بیخیال

منم شنیدم که

خواننده های خوش قیافه ای استخدام کردن

میخوای از شاهدخت بزرگ تقلید کنی؟

ادم تو مخ

فهمیدم

تو حسودی میکنی

تو مستی

نیستم

چرا همچین موسیقی انتخاب کردی؟

نمیدونی؟

ما به این میگیم عشق

میخوای چی کار کنن؟متون کلاسیک مرور کنن؟

ولی به نظر داره کار میکنه

چه شب زیباییه

اواز خوبی بود

این حرکت اصلا جوونمردانه نبود

واقعا که حقته تااخر عمرت مجرد بمونی

مگه مجرد موندن چشه؟

من دوستش دارم

شما دوتا به نظر دارین یه نقشه ای میکشین

حرف بزنین

چه حقه ای برای بانوی جوان ریختین؟

فقط اتاق تو نه

بلکه کل اینجا با ستاره پر شده

دیدی؟

همیشه به چشمات حسودی میکردم

...ولی الان

ولی الان چی؟

یه جفت ستاره

تو چشمات

داره برق میزنه

چقدر خوشگله

نگاه کن

بازتاب توی اب

خیلی زیباست

میتونی ببینیش ولی نمیتونی بهش دست بزنی

اینطوری قشنگ تره

دوستش داری؟

عاشقشم

عاشقشم

من عاشقتم

نگاه کن

نورهای زیباییه

چشماتو ببند

ژنرال

ژنرال

هیس

برگردین

و سوپ و چای گرم براش اماده کنین

من به زودی برمیگردم- ژنرال-

ادمای زیادی این بیرونن

...اگه بانو رو کول کنین

اگه چیزایی که خواستمو اماده نکنی

فردا مجبورت میکنم ده لی با وزنه بدویی

بله

بیا

اون چراغ

خیلی خوشگله

برات میخرمش

هرچی بخوای برات میگیرم

پدرم میگه اصلا شرم نداری

ببخشید

حرف نزن- تا وقتی همسرم خوشحال باشه-

اهمیتی نمیدم

یان تانگ

یان تانگ

وقتی مستی نباید ازت سواستفاده کنم

امشب میذارم ازدستم قسر دربری

یان تانگ

راستش من مست نیستم

بانوی من بیدار شدین

نگران نباشین

من لباس هاتون رو عوض کردم

و خود ارباب

سوپ خماری رو براتون درست کردن

دیشب کاملا مست بودین

به نظر حافظه ام مشکل برخورد کرده

فقط یادم میاد

که دیشب رفتیم یه اجرا رو ببینیم

...و

و چی شد؟

باید از ارباب بپرسین

کل شب ایشون رو بغل کرده بودین

وقتی صبح از اتاق رفتن

گردنشون به خاطر چنگ زدن های شما بنفش شده بود

برای همین هم باید از خودشون بپرسین

بیدار شدی

فکرمیکردم بازم بخوابی

...دیشب

یان تانگ

دیشب

یکم زیاده روی کردم

به جز اون

کار اشتباهی که نکردم کردم؟

به جز چی؟

چی میگن؟

فکرمیکنم چیزی نیست

منظورم اینه

غوغا که نکردم؟

تو همیشه ارومی

البته که کاری نکردی

تنها کاری که کردی

این بود که منو دنبال خودت کشیدی تا ستاره ها رو نگاه کنیم

و بعدش به چیزای عجیب غریب اشاره کردی و ازم خواستی که بخرمشون

کل شب بغلم کردی و حرف زدی

موقع مستی

حرفامو جدی نگیر

پس وقتی گفتی

چشمای مهربون و زیبایی دارم جدی نگفتی؟

...گفتی که

یان تانگ یان تانگ

باید بری سرکار

داره دیر میشه- باشه-

راستی

اون چراغ رو تو حیاط جلویی گذاشتم

...این چراغ

ژنرال

از جناب ین خواستن که دیشب برش گردونه

حتی خواستین اینو ببرین اتاقتون رو بغلش کنین

این چراغ خیلی قشنگه

باشه

هرچی بخوای برات میگیرم

بانوی من

نه بانوی من- هلش بدین تو

یالا- صبرکنین خواهش میکنم-

ارباب جینگ از نگهبانان غربی

این چراغ رو برای

بانوی بزرگ گذاشته بودن

قدش صدسانته

که نشون دهنده زندگی طولانیه

دوستش دارین؟

دوستش دارم

...ولی الان من زندگی طولانیش رو گرفتم

نه

منظورم اینه که کادو تولدش رو گرفتم

که به نظر درست نیست

مشکلی نیست

ارباب الان یه چراغ تازه براشون گذاشتن

تا وقتی شما دوستش داشته باشین مشکلی نیست

بانوی من

اویزونش کنیم؟

این چراغ خیلی زیباست

از دروازه پشتی اویزونش کنین

بله

(زمان زودگذر)

شاید باید برش گردونیم

عالیه

ادمای زیادی تو پایتخت

نمیتونن اینقدر واضح

درنا رو بکشن

واقعا عالیه

میتونم هزار تیل براش بدم

همسر من

هزاران نقاشی کشیده

و این بهترینشونه

بازم باید یه سری تغییرات بهش بدین

اول این پس زمینه

به جای کوهستان

باید دشت باشه

دشت؟

درنا حیوان اشراف زاده ایه

که روی کوهستان پرواز میکنه

چطور ممکنه تو دشت وجود داشته باشه؟

میخوام اینو به ارباب چن بدم

ایشون علیلن

دیدن این کوهستان

فقط ایشونو ناراحت میکنه

درنا توی دشت به نظر ایده خوبیه

پرهاش خیلی ساده ست

باید پرتر به نظر بیان

تا نقاشی ارزشمندتر به نظر بیاد

سر این درنا خیلی محوه

...این

حالا که درکی از هنر ندارین منم نمیفروشمش

فقط به کسایی که هنر رو درک کنن میفروشم

این اولین باریه که میبینم

کسی مذاکره رو رد میکنه

ببخشید جناب ژائو

شاید این توافق تموم شده باشه ولی شاید سری بعد بشه کاری کرد

حداقل شما منطقی هستین

واقعا زیبایین

پیرمرد خرفت

افراد- بله-

اینو پرت کنین بیرون

بله- تینگ یو-

مرزبان- نکن-

چی کار کردم؟

تینگ یو- راه بیافت-

تو چت شده؟

راه بیافت- مرزبان-

برو بیرون

(عمارت ارباب جینینگ)

دستمو ول کنین

راه بیا- راه بیا-

...شماها

هزار تیل

اندازه هزینه های غذای یک سالمونه

ممکنه که فقط یه معامله گر باشه

ولی هنرمندای زیادی به خاطرش مشهور شدن

ممکنه بتونه

نقاشی هاتو به کلکسیون دارها

و حتی قصر بفروشه

مینگ ار

هنر یه کار معنویه

و نشون دهنده تفکرات انسانه

اگه چیزایی که برخلاف ذهنیت و قوانینمه بکشم

که فقط پول دربیارم

به قلموم توهین کردم

اگه نمیخوای به قلموت توهین کنی

پس موقعیت کاری ارتشی که پیدا کردم رو قبول کن

با توجه به هویتت به عنوان ارباب

میتونی برای خودت اسم و رسمی به پا کنی و از هنر هم لذت ببری

هویت من به عنوان مرزبان

فقط باعث شده مورد تمسخر وارد بشم

الانم که باید به خاندان زنم تکیه کنم

اهمیتی به

این مقام نمیدم

به خاطر اینه که تازه شروغ کردی

اشتباه کردن طبیعیه

دفعه بعد

میتونیم نقاشی هاتو ببریم میخونه

و حامی جمع کنیم

اونا هم منو مسخره کردن

و تو میخوای من بااین ادمای نادون صحبت کنم؟

چه توهینی

باشه

حالا که انقدر به شرفت اهمیت میدی

من انجامش میدم

گلدوزی میکنم و میفروشمشون

بعدش یه غرفه کوچیک اجاره میکنم و خوراکی میفروشم

مهم نیست که

نان اور خونه کی باشه

محاله

تو بانوی عمارتی

اگه بخوای وارد اجتماع بشی

مردم پایتخت به من میخندن

از مادرت یاد نگیر

مگه مادر من چشه؟

ممکنه کارهای اشتباهی کرده باشه

ولی تو گذشته

فرنی میفروخت که از خاندان حمایت کنه

تو چت شده؟

مینگ ار

مینگ ار

...من

منظورم این نیست

باشه

انجامش میدم

برمیگردم سرکار

ژنرال

یکی از خدمه قدیمی از عمارت اصلی میخواد شمارو ببینه

بیارش تو

ژنرال

من ما چیانگ مسئول اصطبل سابق عمارت ارباب یینگ ام

وقتی داشتم درباره ی

استعفای کارکنان تحقیق میکردم تو رو ندیدم

چرا الان اومدی؟

جرات نداشتم خودمو نشون بدم

چون ترسیده بودم

الان

برای همسرم چی شیا اومدم

...اون

یکی از خدمه بانوی مرحوم بود

همسرم کجاست؟

تو کتابفروشی

صداش کنین

بله

بیشتر خدمتکارهای بانوی مرحوم از دنیا رفتن

چی شیا یکی از خدمه شخصی بانو بوده

بعد ازاین که دیوانه شده

گذاشتنش که تو اشپزخونه کار کنه

برای همین از مرگ فرار کرده

فکرنمیکنم

اطلاعات زیادی ازش دستتون بیاد

عقاب خروس

بانو هنوز عمارت ارباب یینگ یادتونه؟

خروس عقاب

البته که یادمه

عقاب

وقتش رسیده داروتو بخوری- خروس-

عقاب

چی شیا- خروس-

چی شیا بیا

داروتو بخور

خروس

اونجا رو میشناسم

اره میشناسی

خروس- بیا-

خروس

بیا

نخورش

نخورش

نخورش

چرا انقدر عکس العملش بده؟- نخور-

از وقتی دیوانه شده

اوضاع عمینه

به خاطر تلخ بودن داروعه؟

سمیه- چی شیا-

سمیه- نیست-

سمیه- چی شیا-

سمیه- نیست-

چی شیا- سمیه-

بیا بیا- سمیه-

چطور ممکنه شیرین بیان سمی باشه- چی شیا-

سمیه

همیشه نسبت بهش اینطوری بوده؟- سمیه-

نه

شیرین بیان شیرینه- سمیه-

برای سلامتی خوبه- سمیه-

عاشق شیرین بیان تو اب بود- سمیه-

یادت میاد

از کی نسبت به شیرین بیان مقاومت کرده؟- سمیه-

فکرمیکنم

از زمانی که بانوی مرحوم مریض شدن

چی شیا باشه

باشه

فقط خدمه مادر به غذا و داروهاش- سمیه-

دسترسی داشتن

...امکانش هست

می روی؟

من تمامی انبارها

اشپزخونه و مکان های دیگه رو تو عمارت چک کردم

هیچ شیرین بیانی نمونده

من تو طبابت مهارت ندارم

دوست طبیبی داری؟

همش یک ساله که برگشتم

و به هیچ کس اطمینان ندارم

یکی هست

نسخه خوبیه

افوربیا یکی از

اصلی ترین داروها در درمان یبوسته

اگه افوربیا و شیرین بیان

باهم مصرف بشن

باعث مرگ میشه

بعد مرگ مادر

من باقی مونده داروهاش رو نگاه کردم

از نسخه پیروی کرده بودن و هیچ شیرین بیانی نبود

هرچند علائمش وقتی مشخص میشه

که هردو گیاه باهم خورده بشن

شاید شیرین بیان رو قاطی داروش نکردن

مادرت از غذای خاصی خوشش میاومد؟

مادر از غذاهای تلخ خوشش نمیاومد

بنابراین بعد داروش میوه شیرین میخورد

قبل ازاین که برم فوتینگ اینو بهم داد

خودشه

این باعسل درست نشده

بلکه با محلول شیرین بیان درست شده

که شیرین ترش کنن

اگه هرروز خورده باشه

در عرض یک ماه جونش رو ازدست داده

کی اینو بهش داده؟

...بانوی من

اینجا

اون یکی از خدمتکارهای بانوی مرحوم بوده

دیوانه شده و نتونستیم چیزی ازش بفهمیم

فکرمیکنی بتونی درمانش کنی؟

نه

نه نه

هر هفت روز قبل از غروب افتاب بیارینش پیشم

طب سوزنی رو روش امتحان میکنم

بقیه اش دیگه به اراده بهش بستگی داره

چیزی که الان میبینیم ممکنه حقیقت نباشه

این محلول شیرین بیان چیزی رو اثبات نمیکنه

اما بی اساس هم نیست

اگه منبع شیرین بیان رو پیدا کنیم

حقیقت مشخص میشه

اگه خودسرانه کاری کنیم دشمنمون ممکنه اگاه بشه

وسایل روزانه عمارت از مغازه های

عادی خریداری شده

برای الان

اگه نشان های دوقلو رو پیدا کنیم

ممکنه بتونیم از دفاتر حسابرسی چیزی پیدا کنیم

چرا چی شیا رو

برنگردونیم تالار یی ژه؟

اینطوری میتونه درمان بشه

هرچی نباشه برای بانوی مرحوم کار میکرده

و نباید اینجا سختی بکشه

شاید چیزای بیشتری بفهمیم

مگه بهم نگفتی

تمام خدمه مردن؟

دنبالش گشتیم ولی نتونستیم پیداش کنیم

در ضمن دیوانه شده

برای همین فکرکردم

که بیماریش اونو کشته

پس چرا

زنده تو تالار یی ژه ظاهر شده؟

احمق

ارباب

برو بیرون

(شفاخانه لو)

اگه بهشون اجازه بدیم که بیشترازاین تحقیق کنن

در نهایت

متوجه درگیری ما میشن

جاسوس هامون گزارش دادن

که وانگ یینگ شوئه داره با گروه سانگ بی تبانی میکنه

و دارن برنامه ریزی میکنن که راهزنا

برای دزدیدن جهیزیه دو ژائو وارد پایتخت بشن

چرا حواس سونگ مو رو پرت نکنیم؟

...اینطوری

دو ژائو یه مهره ست تا سونگ مو رو به تله بندازیم

ارباب میخوای نقشه های مارو بهم بزنی؟

اگه این یه دزدی عادی نیست

بلکه اتفاقیه که میتونه پایتخت رو وحشت زده کنه

شاید فرصتی باشه که قدرت ارتشیمون رو به دست بیاریم

و نگهبان های پایتخت رو تعدیل کنیم

اعلیحضرت امروز مریض شدن

و قراره که برای درمان به قصر کوهستان غربی برن

به عنوان فرمانده گارد سلطنتی

سونگ مو هم باید باهاشون بره

وظیفه گارد سلطنتی

محافظت از امپراتوره

اگه برای نجات دادن همسرش برگرده به اعلیحضرت خیانت کرده

ولی اگه برنگرده

همسرش میمیره

این ایده فوق العاده ایه

اون پسر من هرچی هم تصمیم بگیره

این پایان راه براش میشه

قراره که دوتا از مهره های اصلی بازی رو نابود کنین

اصلا احساس بدی ندارین منشی ارشد دو؟

دو ژائو الان بخشی از خاندان سونگ عه

و این به ارباب یینگ ربط داره

و برای وانگ یینگ شوئه

اون همیشه یه مهره بوده

وقتش رسیده که فایده ای داشته باشه

(علاقه جهانی)

این پاداش توئه

کجاست؟

(نشان ارتش)

بانوی من

(وی تینگ یو)

یه چیزی هست که نمیفهمم

حالا که گروه سانگ بی داره به ما کمک میکنه

که از دو ژائو خلاص بشیم

چرا باید ارباب جینینگ رو درگیر کنیم؟

گروه سانگ بی مارو تهدید کرد

به خاطر این که نتونستیم قرضمون رو بدیم

همه چیز

به خاطر اون زن حریص وی تینگ ژن شد

و این که

اونم تو این وام دادن ها درگیره

ارباب جینگ به خاندان سلطنتی مرتبطه

حتی اگه کاراشون برملا بشه

نمیشینن نگاه کنن

بانوی من شما خیلی خوب ترتیب همه چیز رو دادین

دو ژائو

کسی نمیتونه این بار نجاتت بده

بانوی من این نشانه خوش شانسیه

(شماره 24 خوش شانسی)

بودا برای کمکت ممنونم

(شماره 45 خیلی بدشانس)

(عمارت ارباب یینگ)

امشب اینجا بمون و خطاطی رو تمرین کن

این اتاق رو ترک نکن

پدر

میخوای چی کار کنی؟

...تو

میخوای کاری با برادر بکنی؟

اون برادر منه

احمق

اون یه نفرینه

که داره جلوی مارو میگیره

الان که از پایتخت رفته

نیازی نیست نگرانش بشی

به هرحال

امشب هراتفاقی بیافته

برای اینده توعه

یادت باشه

که اروم بمونی

خوب تمرین کن

حواست بهش باشه

وگرنه تو هم میمیری

بله

من از همه تو پایتخت پرسیدم

ولی همشون گفتن که نمیتونن درستش کنن

جناب چن

شما گفتی میتونی همه چیز رو درست کنی نه؟

اینطوری نیست که نخوام درستش کنم

ببین چقدر اسیب دیده؟

شکستگی هاش خیلی غیر منظمه

و از سنگ نایابی درست شده

واقعا

نمیتونم

جناب چن میدونین که

میتونم هزینه اش رو بدم

کمکم کنین

من یه صنعتگرم نه یه تاجر

نمیتونم کاری که

میتونه به اعتبارم صدمه بزنه بکنم

جناب چن

یه نگاه کن

جناب چن خواهش میکنم امتحان کن

امتحانش کن جناب چن

...تو

جناب چن

بشین

...تو

دافو

نشان دفترم کجاست؟

فکرمیکردم که

همیشه با خودتونه

دوباره بگردین

اینجا نیست کجاست؟

برگرد خونه رو بگرد

صبرکن

فراموشش کن خودم میرم نگاه میکنم

مرزبان

یومینگ

میخوای نقاشی هاتو بفروشی ؟

نه

دارم میرم اردوگاه

امروز سروظیفه ام

چرا برای یه نوشیدنی نمیای پیشمون؟

...یه نوشیدنی؟ولی

ولی نیار

همه میدونن که مادر زنت

یه کار حوصله سربر برات گرفته

چندتا از مقامات ارتش هم دعوت کردم بهمون ملحق بشن

میتونن به کارت کمک کنن میبینی؟

ازاین سمت- بیاین-

بریم

ازاین سمت

بیاین

(دفتر حساب تالار یی ژه)

اتیش سوزی

اتیش

نزدیک دروازه ست

سو شین

سروصدای بیرون چیه؟

بیرون عمارت اتیش سوزی شده

من خودمم بررسیش کردم

اتیش؟

بانوی من

نزدیک دروازه شمالی اتیش سوزی شده

و داره جدی میشه

برای همین

به ارتش درخواست کمک فرستادیم

به زودی باید برای خاموش کردن اتیش بیان

به نظر جدی میاد

فکرنمیکنم

بتونیم تااومدنشون صبرکنیم

ژنرال ین با خودت نفر ببر و اتیش رو خاموش کنین

ژنرال به من دستور دادن برای مراقبت ازشما

اینجا بمونم

نگران نباش

اگه ژنرال اینجا بود

اونم همینو ازت میخواست

در ضمن جناب چن هنوز اینجاست

سو شین و سو لان هم هستن

برید کمکشون

اگه این چیزیه که میخواین چشم

شماها اینجا بمونین و از بانو مراقبت کنین

بقیه دنبال من بیاین

بله- بله-

اینجا چی کار دارین؟

قربان

به من دستور دادن مسیر رو برای ارابه سلطنتی باز کنم

(نشان ارتش)

دروازه رو باز کنین

میتونین برین- ممنون-

بریم

صبرکن

چی اینجا دارین؟

چقدر خیانتکاری

اون زن دو ژائو

هزاران تیل طلا داره

میخوای

همشو برای خودت نگه داری؟

حتی خزانه سلطنتی اینقدر نداره

کی بهت گفته؟

به تو ربطی نداره

تو تالار یی ژه رو بگیر

ولی من همه مغازه ها و انبارهای غذا

تو دروازه شمالی رو میگیرم

حرکت کنین

...رئیس

سریع انجامش بدین

برین

بانوی من

ژنرال سونگ چی شده

باید یه موضوع اضطراری رو گزارش بدم

لطفا پیام من رو برسونین

اعلیحضرت تازه دارو خوردن

وبلاخره تونستن بخوابن

بقیه چیزا باید تا صبح صبرکنه

متوجه شدم که پایتخت اتیش سوزی شده

حتما اتفاق بدی افتاده

فکرنمیکنم بتونیم صبرکنیم- ژنرال-

به عنوان خدمه اعلیحضرت بایدنگرانی ایشون رو کم کنیم

الانم اولویت ما بهبودی ایشونه

و این که

ارتش میتونه از پایتخت مراقبت کنه

وظیفه تو مراقبت از اعلیحضرته

(تالار یی ژه)

یه نفر دروازه غربی روباز کرده

راهزنا دارن وارد میشن

اگه اونا بیان اینجا

مطمئن میشم که دیگه نتونن برن

بانوی من

بذار ببینم کجا میتونی بری

سلیطه

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.