Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
این درخت پژمرده چندین ساله شکوفه نزده و برگاش رشد نکرده
چرا وقتی چیزی نیست
هرروز جارو میزنی؟
ارباب میگن که
جارو زدن بخشی از تهذیب ماست
چه برگی ریخته باشه چه نه
هرروز باید جارو کشیده بشه
چقدر لجباز
منظور ازاون حرف
قلبته
نه فقط چندتا برگی که روی زمین ریخته
داره بارون میاد
بیا یکم کنارم بشین
یکم برای وقت گذرونی چای بخور
اون درخت قدیمی شکوفه زده
نگاه کن
(از بچگی کلا بدون هیچ احساساتی به دنیا اومدی)
(و نسبت به همه چیز بی تفاوت بودی)
(درست مثل این درخت پژمرده)
(درسته که زنده ست)
(ولی هیچ گل یا شکوفه ای نزده)
این درخت پژمرده نه شکوفه میده
و نه برگاش رشد میکنه
حضور تاریک و بی جونش
با ظاهر با شکوه این حیاط خیلی فرق داره
چرا از یه نفر نمیخوای از خاک درش بیاره و پرتش کنه بیرون؟
هر چیز زنده ای یه هدف داره
یه روز وقتی بزرگ شدی
و دنیا رو تجربه کردی
متوجه میشی که حتی یه درخت پژمرده هم میتونه دوباره زنده بشه
اگه وقتی بزرگ بشم میتونم متوجه بشم
پس چرا پدرم منو به اینجا فرستاد؟
همه تو زندگیشون یه مسیری دارن
این که از لحاظ احساسی کلا بی تفاوت باشی ممکنه برات سخت باشه
ولی تو عالم بودا مایه خوشبختیه
سرنوشت تو اینه که این مسیرو بری
بنابراین اسم دارمای تو یوان تونگ خواهد بود
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژی)
=قسمت هجدهم=
قربان بیاین نگاه کنین
(این عجیبه)
(حتی منو برگردونده خونه)
(اون سرباز سرسخت تبدیل به ادم مهربونی شده)
(میخواد چی کار کنه؟)
بیاین نگاه کنین
(وای)
(یک بار خاندان دو رو به خاطر داشتن نیت پنهانی سرزنش کردم)
(الان من کسی ام که نیت پنهانی داره)
(چطور میتونم اینو عوض کنم؟)
(عمارت دو)
ارباب ممنونم که منو نجات دادین
و حتی من رو با خودتون برگردوندین
در طول جشنواره قایق اژدها خودسر رفتار کردم
لطفا اینو به عنوان معذرت خواهی قبول کنین
امیدوارم بتونین منو ببخشین جناب دو
میبینمت
نیومدی که درخواست ازدواج بدی اومدی؟
نه نیومدم
امروز سر وظیفه بودم
و دست برقضا داشتم ازاین جا رد میشدم
ولی اتفاقی که بااسبت افتاد اونقدرم تصادفی نبود
وسایل اتیش بازی خودشون خود به خود روشن نمیشن
افرادم دارن تحقیق میکنن
شنیدم که با رد کردن درخواست ازدواجشون
برای دختر چهارمت به افراد زیادی توهین کردی
یه مرد بدون عیب رو میشه بازم به خاطر گنجینه هاش بهش حسادت کرد
وقتی که صاحب چیزی مثل یشم هستی
اگه همونطور که سالانه بهار و پاییز میگه خیلی راحت از دستش بدی
فقط باعث میشه که برای همیشه ازت بگیرینش
شو گو از یه تیکه یشم بیشتر ارزش داره
ترجیح میدم از مقامم کناره گیری کنم
تااین که بذارم بااون ادما ازدواج کنه
(پدرش ذاتا روحیه نرم تری داره)
(وقتی بحث موضوعات جدی میشه نظرات خوبی دارن)
ارباب از خوندن سالانه بهار و پاییز لذت بردین؟
فقط ورقش زدم
درسهای سالانه بهار و پاییز
با هربار خوندن چیز جدیدی بهت یاد میدن
وقتی زمان اجازه بده
بیشتر درباره اش صحبت میکنیم
دقیقا
نذار که من سرپا نگهت دارم
لو مینگ یه نسخه از سالانه بهار و پاییز برام بخر
مطمئن شو که اخرین نسخه اش با یادداشت های سلطنتی باشه
فکرمیکردم شما حافظه تصویری دارین
یک بار خوندین و بعدش به یتیم خونه فرستادینش
هیچ وقت گفتم که برای خوندن خریدمش؟
برای نمایش بود
ولی شما که به خاطر
عشق سالانه بهار و پاییز رو نمیخونین
ژنرال ما کسی که اسب رو ترسونده بود دستگیر کردیم
خدمتکار های سانگ بود بوده
برای گفتن هر حرفی مخالفت میکنه
اصلا نیازی هست؟
واضحه که به خاطر
رد شدن درخواست ازدواجش ناراحت بوده
ولی این اتیش بازی از حالت عادی بیشتره
و بر خلاف قوانینه
یک نفر قطعا وسایل اتیش بازی رو پنهان کرده
تحقیق کنیم؟
انجامش بده
اینطوری فرصت خوبیه که به های سانگ بو یه درس درست بدیم
(گرگ و میش دربهار)
(هدیه سلطنتی)
اگه کسی برای صحبت ازدواج
بهت فشار اورد اینو بهشون نشون بده
حق این رو داری که خودت همسری که میخوای رو
انتخاب و بقیه رو رد کنی
حتی اگه پدر یا عموت باشه
دیگه هیچ کس نمیتونه بهت فشار بیاره
میتونست از اعلیحضرت بخواد که ترتیب این ازدواج رو بده
ولی به جاش از اعلیحضرت خواست
که بهت اجازه بده ازادانه ازدواج کنی
این نشون میده که چقدر بهت اهمیت میده
اگه برای ازدواج با من موافق بودی
پنج روز اینده
یه زنگوله ازاین درخت مگنولیا اویزون کن
و منم میتونم از دور ببینمش
اگه نخواستی
یه سفیدش رو اویزون کن
و من دیگه مزاحمت نمیشم
شیائو ژوانگ ژو؟
جی جیان مینگ؟
تو این جا چی کار میکنی؟
چی بهت گفتم؟
بعد تمام اون اتفاقات
در نهایت باهم ازدواج کردن
و الان تو توی ژن دینگ پنهان شدی
فکر کردی میتونی برای همیشه پنهان بمونی؟
این موقعیت یا خیلی سریع درست میشه یا نتیجه خیلی بدی میده
اگه یه ادم باهوش دخالت نکنه
ممکنه دردسر زیادی برای خاندان دو درست کنه
میخوای راه حل منو بشنوی؟
به حیله هایی که به خاطر هدف خودم
به بقیه صدمه بزنه علاقه ای ندارم
این بار درمورد تو نیست
منم که به خاطر بقیه خودمو فدا میکنم
بیا این جریان رو تموم کنیم و باهم ازدواج کنیم
جی جیان مینگ
رابطه من و تو یه رابطه دوستی خالصه
و من نمیخوام این رو به مرحله دیگه ای ببرم
تو خودت گفتی که
رابطه من و تو دوستی خالصه
پس دیگه ازالان به بعد چیزای مزخرفی
مثل این که هر کس راه خودش رو میره نزن
بچه
درست شده؟
درست کردنش راحت نیست
حتما بیشتر از هزینه خرید جدیدش هزینه داشته
اره محض اطلع حقوق سه ماهمو پاش گذاشتم
یه هدیه کوچیک به خاطر اشتی مجددمون
دوباره نشکنش
و این که
پدرت گفت برنگرد و اگه اتفاقی بیافته
خودش رسیدگی میکنه
الان مهم نیست چه انتخابی بکنیم
درنهایت یه نفر ناراحت میشه
اگه پدر طرف خودش رو انتخاب نکنه
این موضوع خاندان سلطنتی رو ناراحت میکنه
وامپراتور هم ناراحت میشن
پدر من یه محققه
سازگاری کردن رو بلد نیست
نمیتونه از پسش بربیاد
ولی نمیتونم بذارم که این موضوع به دست عموی پنجم بیافته
میترسی که ارباب پنجم
از ازدواجت استفاه کنه
و خاندان دو رو
درگیر جنگ قدرت برای تاج و تخت کنه؟
سیاست چیز خطرناکی برای مقاماته
افراد زیادی در جست و جوی
شهرت و قدرت جونشون رو ازدست دادن
من فقط یه زندگی اروم شاد
و ازاد میخوام
خوندن ستاره ها رو بهم یاد بده
تو سرنوشت تو درک علت و معلول جهان نوشته شده
چرا میخوای به ستاره ها نگاه کنی؟
به خاطر این که مسیر رو به رو تاریکه
و نمیتونم چیزی ببینم
چرا باید به این دنیای پیش و پا افتاده چسبید؟
دنیا رو بگرد و تو دریا سفر کن
و ببین که چقدر سرزنده ست
چیزی از زندگی گذشته ات یادت هست؟
کی اخه یادش میاد؟
وقتی ستاره ها رو میخونم فقط میتونم حال رو ببینم
من که نمیگم همه چیز رو میدونم
تمام اتفاقات زندگی از قبل تصمیم گیری شده؟
اتفاقی که قراره بیافته
اتفاق میافته؟
در مورد حرکات سیاره ای چیزی شنیدی؟
تمام ستاره ها حرکت میکنن مردم هم همینطورن
اگه همه چیز از قبل تصمیم گیری شده بود
چرا اینجا باید نگران میشدی؟
زندگی به خاطر همین عدم قطعیت هاشه
که خیلی فوق العاده ست
(کتابفروشی ژائو ون)
بانوی جوان برگشتین
سونگ مو این اواخر چی کار کرده؟
سونگ مو وظایف عادیش رو انجام داده
راستی های چانگ بو
به این مظنونه که در خفا مواد اتیش بازی درست کرده
سونگ مو داره تحقیق میکنه
باشه
هنوزم داره تو دربار کار میکنه و درباره ی پرونده تحقیق میکنه؟
اونم همچین زمانی
انقدر حواسش جمعه که درباره ی پرونده تحقیق کنه؟
چیزی شده؟
چیزی نیست
اون کار خودشو بکنه
منم کار خودمو میکنم
رئیس ژائو
اخرین کاغذهای خالدار طلایی رو بهم نشون بده
ژنرال الان عضوی از گارد سلطنتیه
مگه چشه که برن دربار؟
بلندتر
یکم بلندتر
چرا سفیده؟- بلندتر-
ارباب پنجم شما رو به عمارت فرستاد- بلندتر-
و الان دزدکی برگشتین خونه- بلندتر-
اگه کسی متوجه بشه چی؟
بلندتر
بیاین برگردیم بانوی جوان- بلندتر-
سو شین
اون بادبادک سفید رو بیار پایین- یکم بالاتر-
بله
من انجامش میدم
چطور اومدی تو حیاط؟
دربان بهمون اجازه داد که بیایم بادبادکمون رو برداریم
انقدر زیر این درخت بازی نکنین
متوجه شدین؟
بیا بریم
سو شین
اون دم سفیدشم بیار پایین
عجله کن- بله -
کارگاه ساخت مواد اتش بازی خارج شهره
و قطعا برای های چانگ بو عه
مشخص شد که های چانگ بو
با افراد اردوگاه شرقی شن جی دست به یکی کرده
های چانگ بو از افراد نزدیک به شاهزاده چینگه
پس این مواد اتیش بازی به شاهزاده چینگ هم مرتبطه
این یعنی
شاهزاده چینگ هم با اردوگاه شن جی رابطه ای داره؟
اگه اینطوری باشه پس های چانگ بو
این کار رو فقط به خاطر رد شدن درخواستش نکرده
ژنرال
ژنرال متوجه شدم کسی داره تعقیبم میکنه
نگران بودم از افراد های چانگ بو باشه
برای همین دستگیرش کردم و ازش بازجویی کردم
بعدش
چی شد؟ُسریع حرف بزن
اعتراف کرد
گفت که
با چن چو شوی کار میکنه
ادمای چن چو شوی ژنرال رو تعقیب میکردن؟
ولی چن چوشوی
و های چانگ بو هیچ رابطه ای ندارن
اگه از افراد چن چوشوی عه
پس از افراد دو ژائو هم هست
دو ژائو کسی رو فرستاده دنبال من؟
کتکش زدی؟
چطور میتونستم مطمئن باشم که برای چن چوشوی کار میکنه؟
ولی نگران نباشین ژنرال
این بارو ضعیفه
خیلی سریع اعتراف کرد
زیاد بهش سختگیری نکردم
الان چی کار کنم؟
نتونستم کتکش روتحمل کنم
برای همین تسلیم شدم
بعدش ژنرال سونگ خودش طنابامو باز کرد
و یه سکه طلا بهم داد
ولم کرد
ژنرال چیزی گفت؟
ژنرال بهم گفت
که بهتون سلام برسونم
من هیچ وقت انقدر پول تو زندگیم ندیدم
برای همین نتونستم خودسر رفتار کنم
برای همین این سکه رو برای شما اوردم
حتما خیلی برات سخت بوده
این سکه طلا رو به عنوان هزینه های درمانت درنظر بگیر
بگیرش
ممنون بانوی جوان چهارم
بانوی جوان چهارم
تقصیر منه که ادم اشتباهی انتخاب کردم
لطفا منو مجازات کنین
من ازت خواستم یکی رو برای تعقیب کردنش بفرستی
تقصیر تو نیست
من فقط به خاطر این جریان خجالت میکشم
بانوی جوان
چرا یکم خوراکی نمیخورین و یه ذره استراحت نمیکنین؟
چی شده؟
به نظر شبیه یه انفجار تو کارگاه ساخت لوازم اتیش بازیه
نمیدونم ژنرال سونگ اونجان یا نه
اب بیارین
اتیش رو خاموش کنین
اب بیشتر بیار- سریع-
اینجا
چرا منفجر شده؟
این کارگاه برای کیه؟
سونگ مو
سونگ مو
عجله کنین اب بیارین
اب بیارین
سونگ مو- بانوی چهارم-
بانوی چهارم اینجا چی کار میکنین؟
ژنرال کو؟
پیداش نمیکنم
چی کار کنیم؟
سونگ مو
ژنرال رو دیدی؟
ژنرال داخله
هنوز بیرون نیومده
سونگ مو- بانوی جوان-
بانوی جوان
سونگ مو
افو افو
پیداش کردم حالش خوبه
ممنون ژنرال- ممنون ژنرال-
ممنون
بیاین بریم
اینجا خیلی خطرناکه
چرا اینجایی؟
باهام بیا
چیز مهمی هست؟
من توی عمارت بزرگ شدم
و همیشه دورم پر از مشاور و نگهبان بوده
تنها فکر من
همیشه این بوده که از بدی دوری کنم
و طبق خواسته خودم زندگی کنم
ولی هیچ وقت
به چیزی که میخوام فکر نکردم
تاالان
که متوجه اش شدم
سونگ مو
من دوستت دارم
راستش من خیلی وقته
متوجه شدم دوست دارم
ولی جرات
رویارویی با چیزی که نمیتونم کنترلش کنم نداشتم
الان
حتی بیشتر از قبل از دست دادنت میترسم
میدونم که
توی سختی ها باید
صاف بایستی و لبخند بزنی
تا نجات پیدا کنی
ولی وقتی کنار منی
میتونی خودت باشی
هرتصمیمی بگیری ازت حمایت میکنم
و مراقبتم
ولی
ممکنه همسر خوبی نباشم
من همسری نیستم که
فقط ازدستور شوهرش پیروی کنه
ولی سعی میکنم که شریک خوبی برات بشم
باشه
باشه
نمیذارم که
قوانین دست و پای تو رو ببندن
تو از هفت دلیل طلاق میترسی
پس من هفت عهد برای تو مینویسم
ژنرال
انبار پر از وسایل اتیش بازیه
ممکن نیست بتونیم اتیش رو خاموش کنیم
پس محوط اطراف رو خالی کنین
ژنرال
نذارین اتیش پخش بشه
ژنرال ما محوطه رو خالی میکنیم- ژنرال-
چرا انقدر بی فکری؟- چی شده؟-
بریم
سو شین سو لان
شماهم برین کمک کنین
تقصیر تو بود که لو رفتیم
میخواستم واضح تر ببینم
درسته که بااین ازدواج موافقت کردم
ولی میترسم که
پدرم عموی پنجم
و حتی پدر خودت قبولش نکنن
مهم نیست
الان که قراره باهات ازدواج کنم
به
موضوع پدرت رسیدگی میکنم
درست و حسابی باهم ازدواج میکنیم
چطور میتونم بذارم تنها باهاش رو به رو بشی؟
منم کمک میکنم
فقط این که زمانی که روش موافقت کردیم
داره نزدیک میشه
و میترسم که زمان کافی
برای اویزون کردم ابریشم قرمز روی درخت نباشه
دیگه مهم نیست
خیلی خوشگله
به نظر این که بخوام
ماهرترین شکارچی بهم اسب سواری یاد بده خیلی دردسر داره
این اسب خیلی ارزشمنده
واقعا حاضری بذاری من برونمش؟
البته
دوستش دارین شاهدخت؟
البته
تا وقتی شما دوستش داشته باشین
من حاضرم که اطاعت کنم
این اولین باره که اسب سواری میکنم
یکم نگرانم
نکته اصلی تو سواری اینه که اروم باشین
تا وقتی درست بشینین چیزی نمیشه
یان تانگ
اسب سواری واقعا خوش میگذره
میشه هرروز بیای بهم یاد بدی؟
اگه شما حاضر باشین
باعث افتخار منه
دست از نواختن بردار
ملودی روح کوهستان احساسات عمیقی رو منتقل میکنه
جایی که لطف و جذابیتش میدرخشن
تو هنوز معنی پشتش رو درک نکردی
الان که مادر از دنیا رفته
فایده تمرین کردن اینا چیه؟
...تو
ارباب.ارباب جوان دوم
چی شده؟
یکم زمان بذار و روی این موسیقی فکر کن
بله
بگو
ارباب جوان سه روزه که با شاهدخت جینگ یو بیرون میرن
باهم به محوطه مسابقه رفتن
همه شواهد نشون میده
که بهم علاقمند شدن
اعلیحضرت از قصد اجازه شکار رو دادن
قطعا از این فرصت دست نمیکشن
از وقتی که سونگ مو این عمارت رو به دو بخش تقسیم کرده
به خاطر لطف اعلیحضرت خیلی خودسر رفتار میکنه
اگه همسر شاهدخت بشه
عمارت ارباب یینگ رو زیر
پاهاش له میکنه (م:خوب میکنه نوش جونش اون نکنه من میکنم)
اجازه ازدواج باید توسط پدر و مادر داده بشه
اگه شما اول همسری برای ارباب پیدا کنین
اعلیحضرت نمیتونن این ازدواج رو ترتیب بدن درست نمیگم؟
ارباب
تمام اینا بانوان جوانی از خاندان های اشرافی هستن
همشون مهربون اروم و بافضیلتن
و سنشون به ژنرال نزدیکه
برید
ارباب به نظر راضی نمیاین
اگه چیزی مد نظرتونه بگین
پسر من خیلی بداخلاقه
هیچ بانویی نمیتونه اخلاقش رو درست کنه
باید یه
بانوی بااراده و خوش سخن پیدا کنی
یه بانوی بااراده؟
واقعا که سلیقه خاصی برای انتخاب عروس دارین
این اولین باره که همچین چیزی شنیدم
ولی یه انتخاب هست
تو قسمت غربی پایتخت بانوی جوان دو ژائو از خاندان دو
باهوشه مغرور
و غیرمنطقی و لجبازه
تو ژن دینگ بزرگ شده
و زن با اراده ایه
حقیقت داره؟
واقعا
ارباب جینینگ حاضر بود که رسوایی
ترک کردن ایشونو برای ازدواج با خواهرشون
بانوی جوان پنجم تحمل کنن
نشون دهنده اینه که
بانوی جوان چهارم ادم بافضیلتی نیست
عالیه
این عالیه
اماده شو که انجامش بدی
بله
ارباب
درباره ی دو ژائو مطمئنین؟
مگه خاندان دو چشه؟
سونگ مو و ارباب پنجم دو
مثل سگ و گربه باهم جنگ دارن
اگه این دو باهم ازدواج کنن
هیچ صلحی
تالار یی ژه باقی نمیمونه
راستی
برای این که اماده باشیم
برو ژن دینگ
و درباره اش اطلاعات جمع کن
بله
(چای)
مادر بانوی جوان چهارم
نهایتا
یک یا دوهزار تیل نقره براشون گذاشتن
پدر بزرگ بانوی جوان پنجم
وزیر جنگه
برای همین اون از بانوی جوان چهارم بهتره
مگه بانو دو ژائو ثروتمندین شخص ژن دینگ نیست؟
اون تو گذشته بود
تجارت دریایی به خوبی قبلی نیست
ثروتش رو تقریبا ازدست داده- دقیقا-
ثروت خاندانش به دست بانوی ارشد خاندان اداره میشه
الان اون
کاملا به جهیزیه مادرش تکیه کرده
اون فقط یه زن تند زبونه
یه بارون خیلی سنگین تو ژن دینگ اومد که تقریبا باعث سیل شد
میخواستیم از سورگوم به جای گندوم استفاده کنیم
هرچقدر سعی کردیم قانعش کنیم
بانوی جوان چهارم موافقت نکرد
اصرار کرد که گندم رو ببریم
این زور کردن نیست؟
زن بااراده ای نیست
بلکه یه زن حقه باز و مارموزه
بانوی جوان چهارم یک بار
به ارباب پانگ کون بای از خاندان پانگ علاقه داشتن
و اصرار داشتن که باهاشون ازدواج کنن
ایشون رد کرد
برای همین نگهبانانش رو فرستاد
تا کتکش بزنن
دو ژائو تا هزاران لی اون طرف تر اوازه اش هست
مادربزرگش بزرگش کرده
و چیزی جز یه بچه قدرنشناس نیست
به دنبال یه خاندان بهتر
مادربزرگش رو ول کرد و برگشت پایتخت
حتی به فرمانداری هم رشوه داد
که خاندان پانگ شکایت نکنن
به ارباب جوان پانگ تهمت زدن که
برای زن ها قلدری میکنه
چه ادم گناهکاری
واقعا انقدر بده؟
به نظر میرسه
که ادم بددهنیه
(تالار یی ژه)
شنیدم که جلوی اعلیحضرت
خوب از من صحبت کردی
نه تنها اعلیحضرت من رو سر مقامم برگردوندن
بلکه تشویقمم کردن
دلیلی که به مقامتون برگشتین
به خاطر دانشتونه
اعلیحضرت عشق بین شما و دخترتون رو تایید کردن
و برخلاف سرزنش ها نتونستن بهتون سختگیری کنن
ولی من کاری نکردم
این درست نیست
نه تنها بابت دو ژائو
بلکه بابت حادثه
وسایل اتیش بازی تو حومه شهر باید ازتون تشکر کنیم
حادثه وسایل اتیش بازی؟
چه ربطی به من داره؟
از افراد قدرتمند نترسیدین
و جرات کردین که های چانگ بو رو کتک بزنین پرتش کنین بیرون
ادمای زیادی تو دربار همچین شهامتی دارن
به خاطر شما
ها چانگ بو لو رفت
و باعث شد پرونده اتیش بازی زود حل بشه
این دستاورد کلا متعلق به شماست
در حقیقت باید ازتون تشکر کنم
این که میبینم اینطوری
صحبت میکنی واقعا عالیه
بفرمایین نوشیدنی- توهم بخور-
این شراب عالیه
اگه این شراب تو عمارت من بمونه هدر میره
خواهش میکنم قبولشون کنین
این یه هدیه سلطنتیه
اینو به عنوان نشون تشکر من ببینین
اثار صد مدرسه افکار گسترده ای داره
ولی بازم میتونی برای خوندنش تمرکز کنی
این کم پیش میاد
(سالانه بهار و پاییز)
این یه نسخه خاص از سلسله قبلیه
اگه دوستش دارین
میتونم بدمش به شما
نه نمیتونم قبولش کنم
یه مرد نباید چیزایی که بقیه دوست دارن رو بگیره
ازاونجایی که زیاد اینو میخونی
باید نگهش داری
قبلا شنیده بودم که دست خط زیبایی دارین
ولی هیچ وقت نتونستم ببینمش
این چهارگنجینه مطالعه به کمی تازگی نیاز دارن
پیش مرد ارتشی مثل من
حیف میشن
اینا جا جوهری تزئینی
قلموی بنفش
و سنگ جوهر میناست
میگن باعث میشه جوهر گرم بمونه و خشک نشه
مزخرفه
برو ازشون بپرس
که سونگ مو چطور
عمارت خاندانش رو بااجبار به دست اورده
وقتی که اسب ترسید و اون منو نجات داد
دیدم که مثل چیزی که مردم میگن نیست
هم تو ادبیات و هم هنرهای رزمی مهارت داره
و اداب معاشرتش هم خیلی خوبه
مردم به ادمای توانا حسادت میکنن
به نظر من این شایعات بی اساسه
پایه و اساسی نداره
من بعد اون حادثه جابه جاشدن عروس ها
به شوگو قول دادم که خودش میتونه برای ازدواجش تصمیم گیری کنه
در ضمن
اون یه فرمان سلطنتی داره
دنیا واقعا که زیر و رو شده
واقعا میتونه همسر خودش رو خودش انتخاب کنه
دو ژائو داره خود سر رفتار میکنه
ولی تو هم داری خودخواهی میکنه
اگه تو هم خودخواهی کنی
ارباب یینگ اون روباه پیر
بااین ازدواج موافقت نمیکنه
ارباب
ارباب
ارباب یینگ از طرف ارباب سونگ هدایای نامزدی فرستادن
جلوی دروازه ورودی پر شده
داری میگی از طرف ارباب یینگ سونگ یی چنه؟
بله ارباب پنجم
نوشته روش به وضوح اینو میگه
درست میگفتم نه؟
تا سه روز اینده
پدرت قطعا با درخواست ازدواج جلو میاد
همونطور که پیش بینی کردی پیش رفت
اگه من مستقیم بهش میگفتم میخوام باهات ازدواج کنم
اون موافقت نمیکرد
ولی به جاش برعکسش عمل کردیم
و گذاشتیم خودش یه بانوی زیبا و سرسخت برای
بهم زدن رابطه من و شاهدخت انتخاب کنه
البته
که حمایت شاهدخت جینگ یو رو نمیشه درنظر نگرفت
بابت حرکت هوشمندانه اتون تبریک میگم
تبریک میگم بانوی جوان چهارم
ماموریت انجام شد
موفقیت با کار سخت به دست میاد
یه اتحاد شاد و پربرکت
که هدفمون یکیه
یه ازدواج متحد و حمایت شده
اشتباه گفتم؟
یا مورد برکت واقع شده
با موفقیت و ثروت
در سال اژدها؟
ارباب
از مغازه جواهراته
(این ازدواج طولانی مدت خوبیه)
هدایای نامزدی رو بیار تو
بله
یکم بلندتر
خودشه
یکم بلندتر یکم بلندتر
(گرگ و میش دربهار)
به نظر خوبه
(منظره زیبا)
برش های کاغذ عالیه
نه؟
(خوشحالی مضاعف)
استینش رو باید نیم اینچ کوتاه کنیم
دامنشم یه اینچ بلندتر
برای تاج هم
ما میتونیم یه ققنوس درحال پرواز رو با گلدوزی گل صدتومنی
و چندتا جواهر ابی و قرمز اضافه کنیم
کافیه سوسو
انقدر گیر نده
تمام این راهو اومدی
و هنوز باهم صحبت نکردیم
مدام داری پارچه انتخاب میکنی
اندازه میگیری و طرح انتخاب میکنی
انگشت هاتو ببین
ولی داره بهم خوش میگذره
جرات نداری بگی بد شده
حتی اگه یه ققنوس کچل هم گلدوزی کنی سرم میکنم
راستی من به افرادم دستور دادم که
پولی که پیش من گذاشته بودی
و سود تجارت سیب زمینی رو بیارن اینجا
الان تو راهه
مطمئنی که میشه
به سونگ مو اعتماد کرد؟
شوگو سوسو
این 28 امین گلی عه
که برای شیرینی عروسی امتحان کردم
سو شین سو لان از جانب شوگو امتحان کنین
من معده ام خرابه
باید برم
منم باید برم به سوسو کمک کنم لباس رو درست کنه
...شماها
سوسو
خواهر رو
انقدر به خودت سختی نده
چطور کسی میتونه
هفت هشت تا شیرینی ازدواج رو در یک روز هضم کنه؟
ولی میخوام
بهترین شیرینی رو برای شوگو درست کنم
همین الانشم بهترینه
اگه اینو برای همه بفرستی
نصف بیشتر خوراکی فروشی های پایتخت
باید درشون رو تخته کنن
واقعا؟
شنیدی؟
بانوی جوان چهارم
بانوی جوان چهارم- مادربزرگ-
مادربزرگ
بانوی بزرگ نمیذارن کسی به این جعبه دست بزنه
اصرار کردن خودشون بیارنش
من این جواهرات
و این ملک ها رو برای تو کنار گذاشتم
این که جهیزیه بیشتری داشته باشی هیچ وقت بد نیست
هرچقدر جات امن تر باشه
منم راحت ترم
این اویز نشون خاندان سوی عه
در اینده
مقاماتی که از مکتب سوی فارغ التحصیل شدن
به عنوان همسر ژنرال حمایتت میکنن
من گفتم
میبرمت سفر
ولی اول ازدواج کردم
مادربزرگ
....من
عجله ای نیست
چیزای خوب زیاد دور اطراف ادمای دردسر ساز باقی نمی مونه
تا وقتی سونگ مو ارزشتو بدونه
تو هرگوشه این دنیا زیبایی پیدا میکنی
ازدواج تنها مسیر برای زن ها نیست
حالا که داری ازدواج میکنی
مطمئن شو ازدواجی باشه که برات شادی میاره
اگه کسی باهات بدرفتاری کرد
در سکوت زجر نکش
اینجا همیشه خونه تو عه
راستی کل روز سرمون شلوغ بود
عمو کجاست؟
پسر من ممکنه که با کلمات خوب نباشه
و یکم اروم باشه
ولی حداقل برای وفاداری ارزش قائله و سر قولش میمونه
شوگو
دستبندی که مادرت برات گذاشت یدونه نبود و
دو تا بود
دوتا؟
شی یینگ باید اون یکی رو مینداخت
وقتی به دنیا اومدی توافق شد
که این دستبند رو به تو
و همسرت بدن
(دو یشم عالی.یه زوج کامل)
(عشقشون مثل این یشم بدون نقصه)
(اولین سالگرد مرگ گوچیو)
(شی یینگ اون دستبندها رو)
(با یه جام شراب)
(زیر یه درخت بزرگ تو حیاط خاک کرد)
(سال ها بعد)
(اون درخت به خاطر ارتش قطع شد)
(...بعدشم سیل های زیاد)
شوگو داره ازدواج میکنه
بدون اون دستبند
گو چیو چطور میتونه اروم بگیره؟
پدر
لطفا منو ببخش
شوگو
بیا پیداش کنیم
چرا به جای این که برین اونجا
از دور وایستادین دارین نگاه میکنین؟
میگن دیدار قبل از مراسم بدشانسی میاره
فقط یه دستبنده ارزششو داره؟
این دستبند خاطراتی که مادرم برام گذاشته رو داره
یه ادم بی احساسی مثل تو اینارو درک نمیکنه
نسبت به این ازدواج شک داری
برای همینم به همچین چیزی چنگ زدی
چرا به جاش یه چیزی که به دردت بخوره بهت ندم؟
این یه اسب سریع و نایابه
که من خودم از بازار اسب لیائو دونگ انتخابش کردم
اگه خسته شدی یا پشیمون شدی
یا یه روز باهات بدرفتاری کردن
میتونی بااین بیای منو پیدا کنی
تضمین میکنم سونگ مو بهت نمیرسه
دوباره جی یونگ
شیائو بای
شیائو بای
شیائو بای بیااینجا
مادر کل زندگیش امیدوار بود
که یه زوج عالی با یه ارتباط عاطفی قوی باشه
ولی هنوزم نمیتونم اون یکی دستبند رو پیدا کنم
این یعنی ازم ناامید شده؟
شوگو
چرا چشماتو پوشوندی؟
پدرت گفت دیدن عروس قبل مراسم
بدشانسی میاره
کمکت میکنم پیداش کنی
نیازی نیست
ما خیلی وقته داریم میگردیم
احتمالا گم شده
کارهای زیادی هست که برای عروسی باید انجام بشه
تو باید بری بهشون رسیدگی کنی
نگران نباش
فردا روز بزرگیه
زمان راه افتادن عروس رو دوباره باهاتون چک میکنم
جهیزیه شامل صد تیل طلا صد تیل نقره
پنج صندوق لباس گلدوزی شده
ولم کنین من گوش نمیکردم
ولم کنین
برین کنار- ولم کنین-
ژنرال دارن ازدواج میکنن و جرات کردی گوش وایسی؟
موش بی ادب- حرف بزن-
کی تو رو فرستاده؟
دایی؟
شو گو؟- دایی؟-
ولم کن
جناب ژائو نمیدونستم شمایین
ببخشید که توهین کردم
با چنگ و دندون تلاش کردم مرخصی بگیرم
اومدم اینجا تبریک بگم
و دراخر با دزد اشتباهم گرفتن
بگو ببینم مگه من شبیه دزدم
بااین همه نگهبان مسلح
این یه مراسم ازدواجه یا یه زندان؟
ارباب
ژنرال
نگهبان ها رو اینجا گذاشتن که جلوی حادثه ای مثل عوض شدن عروس هارو بگیرن
...کفش های گلیتون و این که دم دیوار میپلکیدین
بیاتو- به خاطر همین اشتباه کردم-
دوباره خراب کردی
(عمارت سوی)
دیدی نه؟
فقط بادیدن افراد سونگ مو
میشه گفت که اون ادم بی رحم و خشنیه
واقعا میخوای
با مرد بی رحمی مثل اون ازدواج کنی؟
دایی
مردم میگن من ادم خودخواه
سرسخت و حریصی ام
و چهره زیرکی دارم
غریبه ها میتونن متعصب باشن
و نظرشون مهم نیست
سونگ مو اینطوری نیست
وقتی تو فوتینگ بود تمام تلاشش رو برای مردم کرد
و نیروهاشو برای نابودی راهزنا رهبری کرد
اون واقعا برای محافظت از کسایی که دوست داره همه کاری میکنه
چطور میتونه بی رحم باشه؟
نذار احساساتت قضاوتت رو خدشه دار کنن
یااین که گول ظاهرش رو بخوری
شایعاتی شنیدم که
ااون نگهبانان
عمارتش رو بدون دلیل کشته
فکر کردی همچین ادمی میتونه خوب باشه؟
متوجه نمیشی
عمارت ارباب یینگ مثل غار شیر میمونه؟
یه خاندان اشرافی مثل عمارت یه خاندان مقامات رسمی نیست
به خود ارباب نگاه کن
خاندان ارباب یینگ خاندان خوبی نیست که باهاشون ازدواج کنی
میدونم نگران اینده منین
ولی باور دارم که
به من اهمیت میده و ازم مراقبت میکنه
و من حاضرم باهاش ازدواج کنم
حالا که تصمیمت رو گرفتی
ازت حمایت میکنم
مادرت یه بار بهم گفت
که هیچ درست و غلطی تو انتخاب وجود نداره
تا وقتی تصمیم قلبت باشه
و پشیمون نباشی
اونم ازت حمایت میکنه
هیچ وقت از ازدواج با پدرت پشیمون نبود
اگه روح گوچیو میدونست که
که یه همسر عالی پیدا کردی
از منم خوشحال تر میشد
(وانگ یینگ شوئه) اون نامه رو رسوندی؟
میخوام ببینم چطور بااون خاندان ازدواج میکنه
سری پیش جایگزین شد
و این بارم دارن نامزدی رو بهم میزنن
دو ژائو
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.