All language subtitles for Blossom.2024.S01E14

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

نگهبانا

من میخوام دو شی شو رو ببینم

میخوام پدربزرگ رو ببینم

وزیر وو زندگی ابرو مندانه ای داشت

به خاطر تو ابروش رفت

خیلی خجالت میکشه که خودشو اینجا نشون بده

از اونجایی که این دستور ارباب پنجمه

ارباب هفتم خواهش میکنم سریع باشین

منو در تنگنا قرار ندین

باشه

ارباب هفتم

دو شی شو این بار چه دستوری بهت داده؟

ارباب جوان وو

منم

بانوی جوان چهارم؟

شماها میتونین صحبت کنین

من به نگهبان ها سوپ میدم

مراقب باش

دوباره همدیگه رو دیدیم

این بار ششمه

ارباب وو

میدونستین که این یه تله ست؟

این احتمال یک بار به ذهن خودمم اومد

ولی اگه یه تله نبود چی؟

حتی اگه شانس کمی هم باشه

برای نجات دادن زندگیت ازش استفاده میکنم

از این که نجاتت دادم پشیمون نیستم

فقط این که هیچ وقت پدربزرگ رو ناامید نکرده بودم

اگه من رو نمیدیدی

مثل قبل

یه زندگی اروم میداشتی

متاسفم

به خاطر من درگیر شدی

درست نیست

خیلی خوش شانسم که باهات رو به رو شدم

اگه باهات رو به رو نمیشدم

میترسم که یه زندگی کسالت بار رو دنبال میکردم

بانوی جوان چهارم نگران مجازات من نباش

توی این دنیا ذات انسان و نقشه کشیدن هاش

غیرقابل پیش بینی ترین چیز توی دنیاست

حتی اگه یه فرصت دوباره هم داشته باشم

میترسم که نتونم دست رو دست بذارم و کاری نکنم

(مهارت و شکوه طبیعی)

جناب وو

اگه یه شاهزاده مرتکب یه جرم بشه

مجازاتش مثل ادمای عادیه

بخشداری شنگ تیان به این موضوع رسیدگی میکنه

جناب وو ادم خوبیه

درسته

چه جرمی مرتکب شده؟

چرا ادمای خوب همش مجازات میشن؟

امیدوارم که عالیجناب به موقع برسن

نیومدم که برای نوه ام التماس کنم

اومدم تقاضای بخشش کنم

این نامه استعفا منه

من

الان دیگه پیر و از کار افتاده شدم

خیلی وقت پیش باید استعفا میدادم و به زادگاهم برمیگشتم

وقتی که سونگ مو

موضوع لیائو دونگ رو حل کرد به خودم اومدم

ما نباید یه جنگ رو شروع کنیم

وقتی که من نباشم

کی میخواد ازتون مراقبت کنه

کی میتونه از خاندان وو مراقبت کنه؟

پدر بزرگ من باید بیشتر تلاش کنم و

در کنار تو این چالش ها رو حل کنم

اعلیحضرت خواهش میکنم درخواستم رو انجام بدین

اینطوری منم بدون هیچ پشیمونی میمیرم

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی از ژی ژی)

=قسمت 14=

(اعدام)

زمانش رسیده

وو شان مجرم

حرفی برای گفتن داری؟

طبق قوانین خاندان وو

به حاکم خدمت کنید

و به زیر دستان خود خوبی کنید

از ابروریزی و بی احترامی دوری کنید

و اعتباری در شان خود به جا بگذارید

پدر تمام عمرش رو به فرمانروا وفادار بوده

بهشت و زمین میتونن شهادت بدن

ترجیح میدم که بمیرم

تا این شایعاتی که به خاطر تهمت زدن درست شده رو تایید کنم

حتی تو این لحظه هم

میخوای لجبازی کنی؟

افراد

مجازات رو انجام بدین

اعدامش کنید

(وفاداری)

(اعدام)

فرمان سلطنتی

(نشان امپراتوری)

وزیر وو لطفا به تالار بیاید

وزیر وو

خواهش میکنم

طبق دستور اعلیحضرت

ملاقات خصوصی هیچگونه قانون شکنی یا

خیانت محسوب نمیشه

جرم جدی نیست

وو شان به معاون وزیر کار تنزل مقام پیدا میکنه

و به جیانگ من فرستاده میشه

تا به بازسازی کاخ یوان یو برای سه سال نظارت کنه

(نشان امپراتور) پرونده بسته میشه

بله اعلیحضرت

ده ژن

ارابه رو متوقف کن

این بار هفتمیه که همدیگه رو میبینیم

جناب وو

براتون ارزوی زندگی شادی دارم

بانوی جوان چهارم

خیلی خوش شانسم که شمارو دیدم

مطمئنم توی این دنیا

یک نفر هست که تمام قلبش رو به شما داده

ازادی چیزیه که میشه براش جنگید

برین و کارهایی که دوست دارین رو انجام بدین

و کسی که میخواین رو دوست داشته باشین

تنزل مقام پیدا کرده و برای مجسمه سازی به قصر یوان یو فرستاده شده

حداقل ده ژن میتونه کار مورد علاقه اش کار چوب رو ادامه بده

دیگه پرنده ای نیست که تو قفس خانواده اش اسیر باشه

نیازی نیست ناامید باشی

فقط بابت وضعیت وو شان ناامید نیستم

فقط دارم فکرمیکنم زندگی کردن تو این دنیا چقدر سخته

همه ی ما پرنده هایی هستیم که تو قفس زندانی شدیم

و این دنیا یه زندان بزرگ برای همه ماست

که نمیتونیم ازش خلاص بشیم

وقتی که تو زندان بود و فکرمیکرد

دیگه نمیبینتت اینو برات نوشت

بهم گفت بسوزونمش

ولی فکرمیکنم باید ببینی

برای یه ارتباط احساسی

و سرنوشت یک عمر همراهی

صداقت فقط به کسانی که قلب پاکی داشته باشن ثابت میشه

باور داشتم نبردی که هزاران لی اون طرف تر بود رو میتونم برنده بشم

بااین که توی چادر بودم

ولی قدرتشون خیلی بیشتر بود

و اون موقع بود که متوجه شدم چقدر ادم ضعیفی ام

این دنیا به خاطر اصولی که داره بالا و پایین میره

هرچند ادمایی مثل عموی پنجم

کسایی هستن که این اصول رو تعیین میکنن

مردم میگن این یعنی به طور خودخواهانه ای روی خودت تمرکز کنی

ولی فقط دارن به خاطر هدف بالاتری مصالحه میکنن

یه چیز دیگه هم هست

دو شی شو به زودی به لی ژن میره

نیروهای لی ژن به گذرگاه ژن بی رسیدن

دو شی شو وزیر تشریفات خیلی داره برای صلح تلاش میکنه

تو زبان های خارجی مهارت داره و زود سازگار میشه

وزیر دو اعلیحضرت شما رو

به لیائو دونگ میفرستن تا با لی ژن صلح کنین؟

ژنرال احتمالا شما منو به اعلیحضرت پیشنهاد ندادین

ارباب دو توانایی های شما مدت زیادیه که ناشناخته باقی مونده

این فرصت عالی هستش

البته که باید شمارو پیشنهاد میدادم

ژنرال واقعا که تو هنر جنگ مهارت دارین

اول از همه برای حمله مجدد عقب کشیدین

بعدش هم از من به عنوان یه وسیله استفاده کردین

حرکت عالی بود

و من هم گولش رو خوردم

ارباب دو شما خیلی روی خاندان وو تمرکز کرده بودین

و زمان نداشتین که به من توجه کنین

(تالار یانگ شین)

ارباب دو ممنونم

باشه

وقتی برگشتم

قطعا بعدا ازتون یه فنجون شراب برای جشن گرفتن میخوام

اخرین فرستاده ای که سال ها پیش به لی ژن رفت

چند سال پیش مرد

تعجبی نداره که اصلا نمیتونست بخوابه

صبح خیلی زود عمارت رو ترک کرد

چه ازادی باشه چه عدالت

اونا چیزایی ان که باید براشون مبارزه کرد

کی گفته که پرنده ها باید زندانی بشن؟

کسایی که میگن زندگی هیچ ارزشی نداره

فقط از تنگه کوه بیرون نرفتن

و طلوع افتاب رو از بالای کوهستان ندیدن

میخوای همین جا تمومش کنی؟

یا میخوای ادامه بدی؟

به سفرم ادامه میدم

پس منم همراهیت میکنم

(سه ماه بعد،اردوگاه تمرینی)

(دونگ چی)

برو

تیراندازی عالی بود- تیراندازی عالی بود-

تیراندازی عالی بود

از کمان مزین شده

امپراتور مرحوم استفاده میکنه

جناب دونگ تمام تلاشش رو

برای بردن این نبرد داره میکنه

تمامی اشراف زاده ها

همیشه تلاششون رو میکنن

فقط میخوان تواناییشون رو به همه نشون بدن

درست نمیگم؟

های شانگ بو

برای شکار گروهی

(مو یو مینگ، های شانگ بو) فکرمیکنی

کی شانس بردنش بیشتره؟

واضح نیست؟

البته که دونگ چی

نگاه کن

اسبش اسب وو سون عه

شایعات میگن که میتونه روزانه هزاران لی سفرکنه

پدر سونگ مو این بار تنبیهش کرده

فکرنمیکنم این بار شرکت کنه

های شانگ بو

حتی اگه ژنرال اونقدرم حالش خوب نباشه

بازم میتونه تو یکی روشکست بده

اونا فقط یه مشت دلقک بدبختن

چرا منم یه کمان مزین شده بهت ندم؟

خاندان جیانگ به تازگی تنزل مقام گرفته

اگه من توانایی های خودم رو مقابل همه نشون بدم

میترسم که اعلیحضرت نتونن باارامش بخوابن یا چیزی بخورن

هرچند اگه این چالش رو انجام ندم

اعلیحضرت ممکنه فکرکنن من یه ترسو ام

انتخاب راه سخت

همیشه سخت ترین تصمیم برای رسیدن به هدف بوده

راستش رو بگو

اون استادت یه استراتژی دیگه بهت یاد داده؟

بانوی جوان چهارم روی کی شرط بسته؟

بانوی جوان چهارم روی کی شرط بسته؟

میتونی از خودش بپرسی

منظور از مسابقه اداب معاشرت بانوان

انتخاب بانوی نمونه ست

این مسابقه اشپزیه

رنگ غذای شما

و طعم و مزه اش مورد قضاوت قرار میگیره

قضات بهترین غذا رو انتخاب میکنن

بعد ازاین نوبت ازمون ظرافته

اویزان کردن نقاشی،مرتب کردن گل ها

سوزوندن عود و دم کردن چای به عنوان چهار ظرافت زنانه در نظر گرفته میشه

اونا برای تقویت دیگری وجود دارن

و همه باید بلد باشین

تبریک میگیم بانو وانگ- تبریک میگیم بانو وانگ-

بلاخره اومدین

شنیدم که خواجه وانگ برای اعلام فرمان سلطنتی

و دادن جوایز اومدن

ارباب پنجم دو این بار کارهای خوب زیادی کردن

اعلیحضرت حتی به خاندان دو صندلی برای تماشا مسابقه اعطا کرده

درسته

به لطف مهربونی اعلیحضرت

به اینجا اومدم

که حواسم به دو دخترم باشه

تا در مقابل خاندان سلطنتی بی ادبی نکنن

بانو شما خیلی متواضع هستین

بانو شما خیلی با بانو مینگ برای اشپزی کار کردین

و حتی به بانوی وی در خفا رشوه دادین

به نظر من که مسابقه رو میبریم

دو ژائو وقتی تو عمارت بود

هیچ وقت اشپزی یاد نگرفت

بانوی وی قاضی مسابقه اداب معاشرت بانوانه

و بااون رابطه خوبی نداره

شی شو الان طرفدارهای زیادی به دست اورده

شاید وی تینگ ژن حقه ای تو دستش داره

اون چیزی برای ناراحت شدن نداره

فقط این که مینگ ار و وو شان قبلا همدیگه رو دیده بودن

و ممکنه این موضوع به ابروی مینگ ار صدمه بزنه

اگه مینگ ار مسابقه رو ببره

میتونه یه همسر عالی انتخاب کنه

اولویت ما اینه کاری کنیم مینگ ار در مقابل همه فوق العاده باشه

شاهدخت بزرگ اینجان

شاهدخت بزرگ اینجا چی کار میکنن؟

(شاهدخت بزرگ شوده)

اون دوتا حتما خواهران دو هستن

اونا باعث شدن جناب وو تنزل مقام پیدا کنه

دقیقا

بدون این که خجالت بکشن

بعد کاری که کردن

تو این مسابقه شرکت کردن؟

تو

ببخشید

بانوی جوان پنجم دو رد شدند

همه دارن غذای گوشتی درست میکنن

چرا داری غذای گیاهی درست میکنی؟

چطور ممکنه که این قضات

همچین چیزی رو دوست داشته باشن؟

هوای امروز خشک و گرمه

خوردن گوشت خوب نیست

برای همین کیک سیب زمینی کوبیده شیرین درست کردم

کیک سیب زمینی کوبیده شیرین؟

این یه خوراکی عادیه

همه درباره اش شنیدن

این سیب زمینی

از تولیدات غربه

شماها دانشتون کمه

در اصل چیزی درباره ی این نمیدونین

تو

غذام

بانوی جوان ششم لیانگ از مسابقه کنار گذاشته شدن (م:اخ جیگرم خنک شد)

روی میز یک بطری،بشقاب یک خمره

کاسه سبد و لوله هست

شش ظرف مختلف هست

و هر ظرف توانایی های مختلفی میخواد

و نشون دهنده ایده های متفاوت هستن

بانوان جوان لطفا انتخاب کنین

اعلیحضرت با تیراول یک خرس سیاه رو شکار کردن

شرکت کنندگان برای شروغ شکار وارد بشید

بله اعلیحضرت

اسب جونم

اسب جونم

تینگ یو

تینگ یو

تو یه مرزبانی

نیازی نیست کنارشون مسابقه بدی

مرزبان موقع اسب سواری فوق العاده میشی

تو که میدونی تینگ یو تو تیراندازی روی اسب بده

چرا تحریکش کرده؟

من باور دارم که مرزبان توانایی های پنهانی دارن

و اینطوری ممکنه برای خودشون شهرتی دست و پا کنن

بانوی من شما اینطوری فکرنمیکنین؟

تو

بیا مسابقه رو شروع کنیم

اون بانوی جوان از کدوم خاندانه؟

بانوی جوان چهارم از خاندان غربی دو

اسمش دو ژائو عه

پس دو ژائو اونه

برادر

این فقط یه شکاره

چرا ناقوس رو به صدا دراوردن؟

این باعث نمیشه حیوانات پنهان بشن؟

اولین باریه که به زمین شکار اومدم

سربه سرم نذار

خاندان سلطنتی این کارو برای اعلامیه مسابقه انجام داد

از زمان های قدیم

کسایی که از فرمان سلطنتی نافرمانی میکردن و پنهان میشدن

ااعدام میشدن

ژنرال سونگ

شکار مدت زیادیه که شروع شده

چرا دست خالی اومدی

نگو که میخوای تسلیم بشی؟

اگه انقدر ضعیفی باید تو مسابقه بانوان شرکت کنی

نیازی نیست تظاهر کنی و اینجا بمونی

ارباب دونگ چی شما سالیان زیادی به برادر من باختین

و هنوز تسلیم نمیشین

دارم فکرمیکنم کی اینجا درحال تظاهر کردنه

برادرت به لطف ارباب یینگ به اینجا رسیده

الان که خاندان جیانگ به دردسر افتاده

چطور میتونه انقدر لجباز باشه؟

تو

برادر نیازی نیست باهاشون دعوا کنی

دقیقا

بیا مزاحم ژنرال سونگ نشیم

وگرنه نمیتونه حتی مگس هم شکار کنه

خواهیم دید امسال چطوری شکست میخوری

برادر من این اواخر تیراندازی بااسب رو تمرین کردم

این بار باعث افتخارت میشم

بانوی من

(مقام اول دو ژائو مقام دوم دو مینگ)

این نتیجه مسابقه بانوانه

مقام اول

بانوی جوان چهارم دو ژائو

بانوی من

خاندان سلطنتی یه شکار گروهی برگذار کرده

چطور جرات کردی شرط بندی کنی؟

بهت یادداده شده که از انسانیت

فرمانبرداری و احترام و دقت پیروی کنی

این کار اعتبارت رو زیر سوال میبره

و باعث بی ابرویی خاندان و همسر اینده ات شدی

ادمای زیادی در طول شکار سالانه شرط بندی میکنن

این فقط نشونی از شانس خوبه

چرا من نمیتونم توش شرکت کنم؟

فقط مردا میتونن شرط بندی کنن

تو یه بانوی اشراف زاده ای چطور تونستی این کارو بکنی؟

تو- اگه یه مرد بتونه انجام بده-

مطمئنم که یه زنم میتونه انجامش بده

باشه

خیلی خوبه

حالا که اصلا اهمیتی به کارهات نمیدی

منم مقام اول رو ازت میگیرم

کدوم یکی ازقوانین به صراحت میگه

که برنده نمیتونه تو شرط بندی دخالت کنه؟

تا زمانی که امتیازات بالایی داشته باشه باید تو مقام اول بمونه

این قانونیه که اعلیحضرت گذاشتن

شکایتی دارین بانو؟

همچین جراتی ندارم

مردان و زنان از زمان های قدیم با قوانینی از هم جدا شدن

مردا در تیراندازی روی اسب شرکت میکنن

و بانوان هم در مسابقه اداب معاشرت بانوان

فقط میخواستم با دقت رفتار کنم به خاطر این که دو ژائو مقام اول رو اورده بود

نمیخواستم مایه ابروریزی ما باشه

وقتی که هم سن دو ژائو بودم

میتونستم ده ها لی بااسب سفرکنم

و روی اسب یه گوزن رو باتیر و کمانم بزنم

این چطور تمایزی بین مردان و زنانه؟

منم تو شکارگروهی شرکت میکردم وشرط بندی میکردم

پس منم مایه ابروریزی ام؟

البته که نه شاهدخت اعظم

لطفا بهمون رحم کنین

اینطوری بهم خیره نشو

فکرنکن چون بامزه ای

نمیتونم بهت تیربزنم

خیلی بامزه ست

نمیتونم این کارو کنم

اره

برای این که بهش تیربزنین خیلی بانمکه

فکرمیکنم پاش زخمی شده

به خاطر مهارتهای تیراندازی ضعیفم

بهش تیرنزدم

فقط فکرمیکنم که خیلی بانمکه

خرگوش کوچولو

خرگوش کوچولو؟- خیلی بانمکه-

خیلی لجبازی

و من عاشق این اخلاقتم

من همیشه از اخلاقیات بانوان اشراف زاده بدم میاومد

هرچقدر که بیشتر بدونی

بیشتر بهت حسودی میکنن

شاهدخت بابت بی ابرویی پیش اومده معذرت میخوام

رفتار و گفتار برازنده

اشپزی گل ارایی

سوزوندن عود و دم کردن چای

همه اینا عالیه

هم ستایششون میکنم و هم نگرانم

مخصوصا نگرانم که

مردم ازاینا به عنوان تنها نقات ارزیابی ماها استفاده کنن

به نظر من

زن ها نباید به زندگی تک بعدی عادت کنن

باید بتونن انتخاب های متفاوتی داشته باشن

و خوب زندگی کنن

کلماتت خیلی خوب بود

خاندان دو واقعا که فرق دارن

شکار تمومه

تمامی خاندان ها به صندلی خودشون برگردن

حدس میزنی کی بهترین امتیاز رو اورده؟

دونگ چی

یادم میاد که

وقتی یان تانگ برای اولین بار تو شکار شرکت کرد

جوون ترین شرکت کننده بود

و بهترین نتیجه رو هم

بین اون اشراف زاده ها به دست اورد

ولی الان؟مایه تاسفه

شاهدخت

من فقط داشته ام رتبه ها رو حدس میزدم

کسی که بهترین نتیجه رو تو تو شکار داشته باشه لزوما برنده نیست

مطمئنم که ژنرال سونگ این رو میدونه

به خاطر همینم انرژییش رو ازدست نمیده

من از زمان جوونی یان تانگ رو زیر نظر دارم

و روحیه لجبازی داره

هیچ وقت فکرش رو نمیکردم کسی پیدا بشه که بتونه کنترلش کنه

فکرمیکنم هیچ کس اسیب پذیر نیست درسته؟

اعلیحضرت من ناامیدتون نکردم

موفق شدم که یه ببر سفید شکار کنم

و به رئیس باغ وحش تحویلش دادم

عالیه

چرا انقدر به خودش مینازه؟

سونگ مو میتونه

با مژه ببرهایی که شکار کرده لهت کنه

یان تانگ

چی شکار کردی؟

اعلیحضرت

من تونستم یه مار سفید سمی شکار کنم

پسره ی بد

فکرمیکردم که یه هیولای افسانه ای شکار میکنی

مار سمی؟شوخیت گرفته؟

چطور جرات میکنی بیانش کنی؟

یه مار سمی تو لیست نبود

چرا شکارش کردی؟

اعلیحضرت شما یه خرس سیاه شکار کردین

قدرتش با قدرت شیر و ببر برابری میکنه

و به عنوان پادشاه هیولاها شناخته میشه

و قلب مهربونی داره

و به سختی به مردم حمله میکنه

و نشونگر دربار ماست

درسته که خرس های سفید شدیدا قوی و مرگبارن

معمولا به خاطر مارهای سمی به دردسر میافتن

اعلیحضرت تنها ارزوی من اینه که همچین چیزی رو از کنار شما دور کنم

و حتی به بهای به خطر انداختن جونم

از میراث امپراتور محافظت کنم

اونجا رو نگاه کن

وقتی که سرزمین های ازدست رفته شمال رو به دست اوردیم

باهم میریم تا طلوع خورشید رو نگاه کنیم

جیانگ می سون

بله

میخوام بهت یه مقام ویژه بدم

میتونی با سلاحت وارد دربار بشی و نیازی نیست جلوی من تعظیم کنی

من و تو فقط حاکم و زیردست نیستیم

و نیازی نیست که به من احترامی بذاری

اعلیحضرت

اون با توانایی های تیراندازیش شمارو ناامید کرد

چطور جرات میکنی بهونه بیاری؟

سونگ یی چن

اعلیحضرت

سال های زیادی میگذره

ولی تو به وظیفه ات به عنوان

یه همسر و پدر عمل کردی؟

بیست سال پیش در طول شکار

من اجازه ازدواج تو رو

با خاندان جیانگ دادم

الان که همسرت از دنیا رفته

واقعا فکرکردی که

درباره ی کارهای کثیف خاندانت

خبر دار نمیشم؟

اینطوری لطفم رو جبران میکنی؟

بی ملاحظگی کردم

اعلیحضرت ناامیدتون کردم

یان تانگ تو تیراندازی روی اسب نظیر نداشت

هیچ کس درحد اون نبود

اگه اونقدر بد تو خونه مجازاتش نمیکردی

الان انقدر ضعیف نمیشد

اعلیحضرت ممنون که درک میکنین

الان دربار به تمامی افراد توانمند نیاز داره

یان تانگ

دیگه به دردهایی که کشیدی فکرنکن

چیزی که شکار کردی رو دوست دارم

و از همه جرام مبرات میکنم

و تو رو فرمانده گارد سلطنتی میکنم

ممنون اعلیحضرت

ارباب جوان دوم سونگ چی؟

یه اهو و یه پلنگ شکار کردم

بد نبود

تو هم پاداش دونگ چی رو دریافت میکنی

بهشون لقب افسرسواره نظام و یه کمربندی یشمی بدین

ممنون اعلیحضرت

ممنون اعلیحضرت

اعلیحضرت

...وزیر دو

برگشتن

و تو تالار کناری منتظرتونن

عالیجناب دارن ازشون

درباره ی باز کردن بازار اسب تو لیائو دونگ بازجویی میکنن

یان تانگ

بیا اینجا

بله

شو ده تو هم همینطور

خدانگهدار اعلیحضرت

خدانگهدار اعلیحضرت

دو ژائو دنبالمون بیا

لی ژن نیروهاش رو کنار کشیده

اگه تو گذرگاه بهشون حمله کنیم و مانع فرارشون بشیم

درنهایت بهمون حمله میکنن

فقط باید تو لیائو دونگ یه بازار باز کنیم

و بهشون اجازه بدیم که اسب هاشون رو برای چیزهایی مثل گندم معاوضه کنن

فقط اینطوری صلح برقرار میشه

اگه وقتی نیروهاش خوب استراحت کردن دوباره بهمون حمله کنن چی؟

مردم مرزنشین دوباره زجر میکشن

الان که تو مرز سرباز نداریم

اگه یه بازار اسب باز کنیم صلح باقی نمیمونه

الان که موضوع اصلی حل شده

باید یه سیاست دیگه رو پیش بگیریم

نیروهامون رو مخفیانه مستقر کنیم و برای جنگ اماده بشیم

وزیر وانگ فقط شما قصد شروع جنگ دارین

پس نادیده گرفتن مردم

راه شما برای رهبری نیروهاست؟

وزیر دو میخوای اینطوری شش وزارت خونه رو رهبری کنی؟

اعلیحضرت اینجان

دعوا کردنتون رو

از تو اردوگاه هم میشد بشنوم

شماها دارین زیاده روی میکنین

چه شروع کننده جنگ باشیم چه بازکننده بازار اسب

در هرصورت موضوع پوله درسته؟

اعضای وزارت درامد هم اینجا هستن

وزیر دو

خواهش میکنم محاسباتش رو برامون انجام بدین

امسال ما چندین بار کمک رسانی کردیم

پول کافی برای شروع جنگ تو لیائو دونگ دریم؟

شما وارثین

پس بهم بگین

باید به این تجارت ادامه بدیم؟

پدر من ادم بی توجهی ام

ولی اگه از جایی برامون پول نرسه نمیتونیم انجامش بدیم

وگرنه هیچ راهی

برای برقراری تعادل نداریم

شو ده

نظرتو بگو

امروز میخوام نظرتو بشنوم

نیازی نیست که خیلی رسمی باشی

من چیز زیادی درباره ی جنگ نمیدونم

ولی وقتی موضوع تجارت باشه

برنده مسابقات اداب معاشرت بانوان امسال

بانو جوان چهارم دو ژائو

یه نابغه تو تجارته که زیر لباس زنانه پنهان شده

دیدگاه عالی داره

الان

پول زیادی با شرط بستن

روی شکار گروهی به دست اورده

اعلیحضرت لطفا مارو عفو کنین

اعلیحضرت لطفا مارو عفو کنین

واقعا؟

احضارش کن

دو ژائو برنده مقام اول مسابقات اداب معاشرت بانوان رو احضار کنین

عرض ادب اعلیحضرت من دو ژائو ام

بگو ببینم

چطور شرط بندی رو بردی؟

اعلیحضرت خواهش میکنم به ما رحم کنین

من مردم رو تحریک کردم

و ژنرال سونگ رو هدف اصلی شرط بندیشون کردم

اربابان زیادی روی ژنرال سونگ شرط بستن

من تنها کسی بودم که روی ژنرال سونگ شرط بسته بود

برای همینم بردم

ساکت شو

اعلیحضرت

من نتونستم دخترمو تربیت کنم

به خاطر همینم داره بی ادبی میکنه

دو ژائو عجله کن از اعلیحضرت عذرخواهی کن

وزیر دو زیاد فکرمیکنی

اجدادان من تیراندازی روی اسب رو پایه گذاری کردن

عادیه که مردم روی

تیراندازی خاندان سلطنتی شرط بندی کنن

در ضمن

موارد مالی داخلی خاندان ها

همه به دست بانوان کنترل میشه

چطور ممکنه این درست نباشه؟

بله اعلیحضرت

کوته فکری کردم

مو چوان وزیر کار قبلا اسم شمارو اورده بود

تو همون کسی بودی که درباره ی پرونده فوتینگ کمک کردی

فکرمیکنم درباره ی شرایط

فعلی خبر داری

اگه نظری داری بهمون بگو

اعلیحضرت خواهش میکنم اجازه بدین که پیش کشی رو خدمتتون بدم

اجازه داده شد

با توجه به تجارت دریایی فوتینگ

من متوجه سیب زمینی خاصی که برای غرب بود شدم

بهش سیب زمینی میگن

ولی ساختارش مثل شیرینیه

دو یا سه تاشون کافیه

بدون توجه به زمین و

هوا هرجایی رشد میکنن

خاندان میائو تو فوتینگ بیشتراز 100 تا ازونا رو کاشته

و هزاران جین فروش داشتن

این یعنی

اگه سیل یا خشکسالی باشه

تو شمال یا جنوب هم میشه اونا رو کاشت؟

این محصول میتونه جایگزین نیمی از غذای کمک رسانی بشه

و نزدیک به 500 هزار تیل برامون ذخیره میکنه

قربانی های حادثه

میتونن نیمی از محصولات زمین خودشون رو بااین سیب زمینی عوض کنن

دوبار درسال برداشت میشه

و بهتره که تو اوریل یا می کاشته بشه

اگه تو پاییز کاشته بشه

میتونین سیصدهزار یوان مالیات دربهار به دست بیارین

میتونین هفتاد هزار دان سیب زمینی برداشت کنین

اگه بخواین تو لیائو دونگ بازاری رو راه بندازین

میتونیم اینو به مردم لی ژن بفروشیم

میتونیم بااسب معاوضه اشون کنیم ها؟

عالیه

این ایده تجارتیه که خود بهشت هم ازش حمایت میکنه

الان متوجه میشم که چرا برنده امسال شدی

دستورمو اعلام کنین

دیوان کشاورزی باید به این موضوع رسیدگی کنه

و وزارت درامد هم باید به حسابها رسیدگی کنه

به لیانگ جی فنگ بگین که سریعا شروع کنه- بله-

به دیوان تشریفات

دیوان اسب‌داری و دیوان اصطبل‌های سلطنتی دستور بدین

که به لیائو دونگ نفر بفرستن تا به یوتینگ کمک کنن

وقتی اسب بیشتر داشتیم نیروهای بیشتری رو به کار بگیرین

و اینطوری میتونیم

هرزمان که خواستیم جنگ روشروع کنیم

ولی- اعلیحضرت-

ولی چی؟

انجامش بدین

شماها هم بلند بشین

بله اعلیحضرت- بله اعلیحضرت-

دو ژائو حالا که برنده مسابقه ای

چطور میتونم بهت پاداش بدم؟

دو ژائو و سونگ مو هردوشون برنده شدن

برادر باید پاداش خوبی بهشون بدی

خیلی بهم میان

اعلیحضرت ممنون که به حرفام گوش کردین

من هم تو حساب کتاب کارم خوبه

و هم کاشت سیب زمینی رو بلدم

و حاضرم به ملت خدمت کنم

...اعلیحضرت

اعلیحضرت

خاندان دو خیلی کوچیکه

پسری نداریم

برادر کوچیکترم دو دختر فوق العاده داره

الان که دو ژائو با ارباب جینینگ نامزد شده

نمیتونیم ازشون انتظار داشته باشیم که به لیائو دونگ برن

وسیب زمینی بکارن

ارباب جینینگ؟

منظورت وی تینگ یو عه؟- بله-

کجاست؟گزارش امروز از میدون جنگ چطوره؟

ارباب جیننیگ هنوز برنگشتن

ارباب جینینگ از یه خاندان ارتشیه

ولی توانایی خاندانش رو نداره

وقتش رسیده که گارد سلطنتی کمی تمرین کنن

بله اعلیحضرت به یاد میسپارم

یان تانگ

وقتش رسیده ازدواج کنی

شاهدخت جینگ یو باتو بزرگ شده

و تو ازش ترسی نداری

و میدونی چطور باهاش رفتار کنی

شاهدخت جینگ یو اخلاق خاصی داره

برادر قبل گفتن این موضوع باید خوب فکرکنین

شاهدخت ممکنه باهاتون لج کنن

فکرکنم اون بچه رو لوس کردم

یان تانگ

حالا که بهت یه ارزو بدهکارم

هرموقع که

خواستی میتونی بیای پیشم

ممنون اعلیحضرت

بعد صحبت امروز

میتونم ببینم افکارت از مردا کمتر نیست

تبریک میگم ژنرال

فرمانده گارد سلطنتی شدین

دو شی شو داره ازت مثل یه مهره استفاده میکنه

چرا به جای برخورد منفعلانه ابتکارو به دست نمیگیری؟

کاری کن بترسه

ازدواج من به دست پدر مادرم و دلال ازدواج ترتیب داده شده

اونم خیلی وقت پیش

اگه نمیخوای باهاشون رو به رو بشی

من میتونم نامزدی رو لغو کنم

ژنرال

خودم میتونم انجامش بدم

اون علامت ارباب جینینگه

بانوی جوان

مینگ ار گم شده

بانو برای پیدا کردنشون ادم فرستادن

دو ساعت شده و هنوز پیداشون نکردیم

(وقتی انتخاب نشد رفت)

(و دیگه هم دیده نشده)

(ممکنه باهم باشن؟)

گارد سلطنتی این نزدیکیه

...افرادمو- ارباب-

ارباب جینینگ خیلی مغروره

این جریان رو خیلی شلوغ نکن

چرا منم باهات نیام؟

خواهر

من هیچ وقت نمیخواستم اغواش کنم

قسم میخورم

اگه میخوای باور کنم

این نقاشی رو بسوزون

اگه نمیخوای باهاشون رو به رو بشی

من میتونم از طرفت نامزدی رو لغو کنم

باید ازم دور بمونی

این باریه که روی دوش منه

به خاطر خودته

به خاطر خودمم هست

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.