All language subtitles for Blossom.2024.S01E12

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

دو ژائو

خوشحالم که برگشتی

حالا خیالم راحت شد

(مناظر زیبا)

بانو، واقعا کارتونو خوب انجام دادین

به عنوان بانوی عمارت

البته که من به مسئله ازدواج دختر بزرگ خاندان

رسیدگی میکنم

مطمئن میشم که این لطفتون رو جبران کنم

شو گو

ژانگ رو- بلاخره برگشتی-

...کار اون بود

مشکلی نیست ژانگ رو

بیا اول بریم به مادربزرگ سر بزنیم

من چند بسته داروهای گیاهی برای بیماری های معمول مادربزرگ اماده کردم

وقتی اینجا نیستم

فقط طبق نیاز اونارو اماده کن

باشه

هوا سرده

مطمئن شو که پتوهای مادربزرگ گرم بمونه

سوزاندن ماگورت هم برای بالابردن گردش خون خیلی خوبه

در طول روز به طور مداوم انجامش بده

انجام میدم

راستی عموی هفتم

یه داروی گیاهی خاص از پایتخت اورده

و گفته میشه برای سردرد خیلی خوبه

پدر واقعا بافکره

مادربزرگ

مادربزرگ

مادربزرگ بیدار شدی؟

شوگو؟

من برگشتم

خوشحالم اومدی خونه

متاسفم

که نگرانت کردم

خوشبختانه موضوع جدی نیست

وگرنه خودمو نمیبخشیدم

اروم

خودتو مقصر ندون

اون زن حقه باز میدونست من

عصبانی میشم و تو همه چیز زیاده روی کرد

سردردها من رو از پا دراوردن

و همزمان نگران بودم که تو فوتینگ اتفاقی برات بیافته

اون زنیکه وانگ یینگ شوئه

مخفیانه وقتی دو ژائو

تو فوتینگ بوده قرارداد ازدواج رو امضا کرده

خاندان وی؟

اون موش های کثیف

میرم اون دوتا رو پیدا میکنم و این نامزدی رو بهم میزنم

مادربزرگ

من الان بزرگ شدم

بذار خودم

به این موضوع رسیدگی کنم

فردا برای رسیدگی به این موضوع میرم پایتخت

تو تازه برگشتی و الان باز میخوای بری؟

از اونجایی که نمیشه ازاین موضوع دوری کرد

پس ترجیح میدم که باهاش رو به رو بشم

بعد برگشتن به پایتخت نه تنها میتونم این موضوع رو حل کنم

بلکه میتونم

همونطور که میخواستین

ذهنیتم رو گسترش بدم

دیدگاهمو اونجا گسترده تر میکنم

شوگو

به خاطر مشکلات سلامتیمه

که نتونستم ازت مراقبت کنم

مادربزرگ اینو نگو

همونطور که همیشه بهم یاد دادی

ما همیشه نمیتونیم تحت حفاظت بقیه زندگی کنیم

این بار

بذار من ازت مراقبت کنم

با هوشی که داری

مطمئنم تو پایتخت میتونی همه چیز رو کنترل کنی

ولی یادت باشه

که مراقب محدودیت هات هم باشی

بانوی بزرگ

نگاه کنین

مادربزرگ

یادته وقتی که شوگو و من

وقتی بچه بودیم

میخواستیم برات کوفته نیلوفر ابی درست کنیم؟

لحظه ای که اونا رو

تو ظرف گذاشتین کلا وا رفت

این بار

دوباره براتون درستش کردیم

لطفا مزه کنینش

مزه اش چطوره؟

امتحانش کن

یکی هم به من بده

این بار که بهم نزدن درسته؟

خوبه؟

اره هست

بانوی جوان چهارم

این لباس هایی هستش که بانوان اشرافی پایتخت ترجیح میدن

ارباب پنجم اصرار کردن که اینا رو بپوشین

من میرم

اون نمیخواد که با لباس های ساده بری

و تو پایتخت خجالت زده اش کنی

تولدت نزدیکه

سال های گذشته

همیشه به شکوفه های هلو در رودخانه گه گوش میکردیم

ولی به نظر میرسه امسال نمیتونیم این کارو بکنیم

این صدای موسیقی چیه؟

شاید یه موسیقیدانه که

برای لذت خودش داره مینوازه

بذارین این موسیقی

جشن ما برای جشن تولد تو باشه

این موسیقی به یاد ما میاره که نباید جوونیمون رو هدر بدیم

گفتی که

کل زندگیت اینجا حبس شدی

و نتونستی دنیای بیرون رو ببینی

وقتی که به موضوعات پایتخت رسیدگی کردم

مطمئن میشیم که ارزوت به حقیقت تبدیل بشه

یه قایق انتخاب می کنیم گل برداریم و در دریاها سفر میکنیم

منم ببر

نمیتونی منو ول کنی

بیا

مادربزرگ ژانگ رو

قول بدین

که منتظر برگشتنم میمونین

قول- قول-

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی اثر ژی ژی)

=قسمت 12=

(افق های ارام)

نمیخوای خودتو نشون بدی؟

یه مرد نصفه شبی وارد حیاط شده

چرا نترسیدی؟

نترسیدم چون میدونستم خودتی

برای موسیقی که نواختی ممنونم

و محافظتی که در طول مسیردر نظر گرفتی

فقط میخواستم

یه جا مخفی بمونم که مزاحمت نشم

کم پیش میاد که بهم گوش کنی

برای همینم خیلی غیرمنتظره بود

خیلی کم پیش میاد که

زنی رو ببینی که موقعیت رو به خوبی تو درک کنه

تو باهوش ترین

زنی هستی که باهاش اشنا شدم

به اندازه ای که فکرش میکنی باهوش نیستم

مشکلات خونه روی دوشم سنگینی میکنه

ولی شهامت رویارویی باهاشون رو ندارم

حداقل کسی ام که

میتونه به بقیه جز خودش کمک کنه

به خاطر همین

تصمیم گرفتم از قاطعیتت یاد بگیرم

و به جای این که بذارم بقیه کنترلم کنن

برای رسیدگی به مسائل خانوادگی به پایتخت برگردم

من باید قدم اول رو بردارم

خوبه

پس ارزو میکنم تو مشکلات سرراهت موفق باشی

ممنون

حتما

که تمام این مسیر رو

برای صحبت نیومدی؟

برای خداحافظی اومدم

امشب از لیائو دونگ میرم

و برای مدتی برنمیگردم خونه

قبل ازاین که برم

میخواستم اینو بهت برگردونم

اگه کمکی خواستی

یه نفر رو بفرست دنبالم

من از کمکت ممنونم

ولی میخوام خودم به این موضوع رسیدگی کنم

این گل چیه؟

به نظر خیلی دوستش داری

بهش میگن گل توری

یه نوع گل وحشیه

نیازی نیست نگران باشی

این گل ها میتونن سختی های زیادی رو تحمل کنن

و قوی تر از همیشه رشد کنن

به نظر منم میتونن

ولی فکرمیکنم

که یکم کمک باعث میشه قوی تر بشن

(عمارت ارباب یینگ)

پس بازی شطرنج اینطوریه؟

برای این درس ازتون ممنونم

این رو نگاه کن- ...پس این حرکت-

چرا یک دفعه ای

انقدر خدمتکار ناشناس اطراف پرشده؟

این روزا کارهای زیادی برای انجام دادن هست

برای همین هم خدمتکارهای جدید استخدام کردن

لو ژنگ کجاست؟

به نظر میرسه ارباب بهش یه وظیفه جدید داده

مدتی هست که ندیدمش

اینارو بذار کنار

بذارش کنار- بله-

بانو شدیدا مریضن و هیچ اشتهایی ندارن

چرا این غذاهای روغنی رو اوردی که باعث بشه خون بالا بیارن؟

میخوای ایشون رو بکشی؟

من امروز وظیفه رسیدگی به اتاق بانو رو دارم

ولی درباره ی محدودیت های غذاییشون نمیدونستم

الان چطورن؟

بانو از داروی تلخ جدیدشون راضی نیستن

مطبخ داره میوه های پخته مورد علاقه اشون رو درست میکنه

این دختر حاضره که به اشتباهش اعتراف کنه و به پایتخت برگرده

مطمئنم که نقشه های زیادی داره

بانو باید دقت کنین

چرا بهم اطلاع ندادین

که دارین برمیگردین؟

میتونستیم بیشتر اماده باشیم

فکرمیکردم تو مادرت این رو برنامه ریزی کردین

مراسم ازدواج نزدیکه

برای همین هم باید برای اماده سازی برمیگشتم

هرچی نباشه

شما بودین که همچین همسری برام پیدا کردین

این ارزوی عموی پنجم هم هست

ما خانواده ایم

باید مدت ها پیش برمیگشتی

خوشحالم که بااین موضوع کنار اومدی

درسته

هرچی نباشه خانواده ایم

خیلی وقته که از خونه دور بودی

ممکنه طول بکشه عادت کنی

بهش عادت میکنه

مهم نیست

اونجا واینستا

عجله کن برو تو

گو شنگ- بله ارباب-

بهشون بگو برای شام اماده بشن

بله ارباب

وسایل رو جابه جا کنین

خیلی مهربون و ارومی

اگه منو

به عنوان یه مزاحم میبینین

واقعا هیچ راهی براش ندارم

الان که برگشتی

باید از قوانین خونه پیروی کنی

باید این رفتارهای پرخاشگرانه ات رو

کنترل کنی

قبلا خیلی شیطون بودم

ولی الان متوجه اشتباهاتم شدم

از الان به بعد تا زمانی که تو پایتختم از دستوراتتون پیروی میکنم

حالا که اینطوره

میتونی با نوشتن از روی دستورالعمل های خاندان شروع کنی

وانگ یینگ شوئه واقعا زن حقه بازیه

شما تازه برگشتین

ولی هرروز بایددستور العمل ها رو بنویسین

و ده بار تکرارشون کنین

تو عمارت ژن دینگ زندگی بهتری داشتیم

چرا برای زجر کشیدن اومدیم پایتخت؟

بانوی جوان چهارم چیزی نمیگن

ولی تو بدون توقف داری غر میزنی

حالا که دوست داری تو عمارت بمونی

من میفرستمت اونجا

که به بانوی بزرگ خدمت کنی

خواهش میکنم منو نفرستین

دست از شکایت برمیدارم

کیه؟

بانوی جوان چهارم رئیس ژائو ازمغازه خطاطی

ازم خواستن که این کاغذهای شوان و جا جوهری رو براتون بیارم

و گفتن که

بعضی از وسایل نیاز به توجه شما رو دارن

(همسر ارباب یینگ شدیدا مریضه)

(و خدمتکارهاشون عوض شدن) از ارباب چن اومده

(خدمه نزدیک وارث ناپدید شدن)

(بیشتر خدمتکارها برای قرن ها به این خاندان خدمت کردن)

(چرا باید زمانی که بانوی عمارت مریضه)

(بیشترشون رو عوض کنن؟)

(سونگ مو ،ستاره بداقبال) (ضربه ای که بهشت رو به زانو در میاره)

(بعد ازاین که هدفش رو انجام میده از بین میره)

(خون ها ریخته میشه و چیزی که باقی میمونه نفرته)

(بی عدالتی و نفرت پراکنده میشه و سخت میشه اونارو ازبین برد)

(سونگ مو برادر و پدرش رو امسال میکشه)

(اغتشاشی که در عمارت یینگ اتفاق افتاده غیر عادیه)

(امکانش هست که دلیل دیگه ای )

(جز بی عدالتی که در حق ارباب دینگ شده وجود داشته باشه؟)

(باید به ارباب چن بگم به این موضوع رسیدگی کنه)

کی اونجاست؟

خواهر ژائو منم

این ماهی خاردار بخار پز شده ست

و اینم سوپ بامبو و گوشته

دیدم که داشتی تو شام خانوادگی کمک میکردی

برای همین فکرکردم ممکنه خوشت بیاد

اینا رو خودم درست کردم

سوپ خوش مزه ست

بیا باهم بخوریم

مادرت منو با رونویسی از دستورالعمل خانوادگی مجازات کرده

و اجازه هیچ ملاقاتی نمیده

نمیترسی به خاطر اینجا اومدن مجازات بشی؟

تقصیر منه که تو هیچی خوب نیستم وباعث شدم که نسبت به همه چیز عصبانی باشه

به خاطر همینم خیلی حواسش به تو هست

و میترسه که پدر اخلاقش باتو نسبت به من فرق داشته باشه

من از روی درس هایی برای بانوان رونویسی کردم

و چندتا کتاب هم برات اوردم

(مجموعه اشعار دو فو) کتاب داستان و بازی هم هست

که کمی زمان بگذرونی

تازه به پایتخت اومدی

من تمام مغازه های

سرخاب فروشی و پارچه فروشی معروف

و مغازه های خطاطی رو میشناسم

حتی میتونیم یه قایق اجاره کنیم

که تو دریا دور بزنیم

و به موسیقی گوش بدیم

این موضوع برای قبل از تولدمه

ولی وقتی بزرگتر ها درباره ش حرف میزدن شنیدم

چطور همه اینا رو میدونم؟

بعد ازاین که دیگه تنبیه نبودی

باهات میام

به دور زدن تو دریا و گوش کردن به موسیقی علاقه ای نداری؟

اینطوری نیست

فقط این که

نسبت به گذشته خیلی فرق کردی

نسبت به گذشته؟

یه نفر داره میاد

عجله کن

بیا برای امروز رونویسی رو کنار بذاریم

من خسته ام و میخوام استراحت کنم

رفته

رفته

پس منم میرم

دیگه مزاحم نمیشم

عجیبه

چطور میدونستن که باید از روی دستورالعمل ها رونویسی کنین؟

این یکی از مینگ ار عه

به نظر میرسه اونم مثل بقیه فکرمیکنه

واقعا که با ملاحظه ست

دست خط مینگ ار خیلی مرتبه

وانگ یینگ شوئه قطعا متوجه میشه

نباید اونو درگیر کنیم

ولی از کمکش ممنونم

این یکی دست خط ارباب وو عه

میتونیم از این استفاده کنیم؟

(درس هایی برای زنان)

(به وظایف خود در جامعه و در خانواده عمل کنید)

دست خط ظریفی داره

ضربات معکوس هم به زیبایی کشیده شدن

ولی شبیه دست خط یه مرده نیست؟

شما میتونین بگین

ولی وانگ یینگ شوئه متوجه نمیشه

کی انقدر دقیق نگاه میکنه؟

چرا دست خط جناب جی

انقدر بهم ریخته ست؟

(درس هایی برای زنان)

(به وظایف خود در جامعه و در خانواده عمل کنید)

جیان مینگ میدونه که موقع نوشتن تیزی کلمات رو پنهان میکنم

نامه هامو

به جای دست راست با دست چپم نوشتم

تقریبا سعی کرده که دست خطم رو تقلید کنه

به این معنیه که میتونیم ازش استفاده کنیم؟

ارباب سونگ هم فرستاده

اینم خیلی بهم ریخته ست

(من دانش خودمو به مادرم و استادم مدیونم)

صبرکن اشتباه نوشته

به سالانه بهار و پاییز نگاه کنین

کلمه پاییز یه ضربه کم داره

(پاییز)

بانوی جوان

چیزی شده؟

این دقیقا شبیه موقعیه که من با دست چپم مینویسم

ضربه های کوچک کلمه پاییز رو جا میذارم

که از اسم مادر مرحومم استفاده نکنم

(پاییز) ژنرال واقعا ذهن خوان خوبیه

فکرمیکنین بتونیم از دوتاش استفاده کنیم؟

بعد این همه تفکر هنوز نتیجه ای گرفته نشده

به نظر من باید هردوش رو نگه داریم

(شکوفایی همیشگی)

(لیائو دونگ)

خاندان جیانگ واقعا شجاع و تاثیر برانگیزن

من همیشه بهشون احترام میذاشتم

ولی فرمان سلطنتی تازه اعلام شده

اگه الان بهشون لطف کنیم ممکنه سرزنش بشیم

(ژو یوتینگ،ارباب چینگ)

چی فکرمیکنی جناب جی؟

ارباب سونگ مرد شجاع و توانمندیه

و عالیجناب هم برای توانایی ارزش زیادی قائل هستین

اگه بتونین بهشون کمک کنین

برای هر دو طرف برد در نظرگرفته میشه

اینطور فکرنمیکنین؟

لی ژن داره دردسر درست میکنه

عالیجناب سرشون برای امادگی جنگ شلوغه

ژنرال سونگ و سابقه اشون به عنوان ژنرال جوان

کمک زیادی به تمرینات میکنه

مردم لی ژن همشون روی اسب بزرگ شدن

پس بدون شک این یه جنگ سواره نظام خواهد بود

اونا مثل

هدف های بی جون نیستن

فاصله بیست ژانگ

فوق العاده ست

اسمون با ابرهای خوش یمن پر شدن

این نشونه خوبیه

یعنی ستاره ها مراقبمونن

و از امنیت مرز مطمئن میشن

واقعا که لیاقت

اعتبارتون رو دارین

شی چوان

بله

کسی رو برای تعمیر عمارت های خاندان جیانگ بفرست

یه طبیب هم با خودت ببر

بله

یان تانگ چرا اینجا نمی مونی

و به من برای تمرین ارتش کمک نمیکنی؟

اینطوری رسیدگی به خاندان جیانگ هم راحت تره

میتونم از پدر تقاضای اجازه کنم

برای مهربونیتون ممنونم عالیجناب

ولی یه خبر از پایتخت گرفتم

که حال مادرم بدتر شده

...میترسم که

گزارش

عالیجناب

لی ژن دوباره حمله کرده

نیروهاشون ده برابر حالت عادیه

این فقط یه حمله ساده نیست

به همه بخش ها اعلام کن که نیروهاشون رو

برای جنگ اماده کنن

گزارش ارتش رو فورا به دربار بفرست

بله

من دارم به پایتخت برمیگردم

من میتونم به گزارش رسیدگی کنم

فقط امیدوارم

زمانی که این موضوع تموم شد یه صحبت درست باهم داشته باشیم

فکرکنم یه لطف بهم بدهکار شدین

جناب جی از من برای راضی کردن عالیجناب استفاده کردین

الان کی به کی بدهکاره؟

فکرنمیکنم که 20 ژانگی که گفتی درست باشه

بانوی جوان

وضعیت تو عمارت یینگ خیلی بهم ریخته

چطور میتونین روی رونویسی تمرکز کنین؟

عجله کردن کمکی نمیکنه

چیزی که بیشتر از همه بهش نیاز داریم ذهن ارومه

رئیس زائو خبر رسونده

که ژنرال سونگ بعد دادن گزارش ارتش از قصر خارج شده

....ولی

اگه مدیر ژائو نتونه جلوشون رو بگیره چی؟

(اگه ژائو لی نتونه جلوی سونگ مو رو بگیره)

(چاره ای نداریم جز این که باتمام قوا وارد بشیم)

بکشین

ژنرال صبرکنین

تو از افراد بانوی جوانی؟

درسته بهم گفتن هرطوری شده جلوتون رو بگیرم

و بهم گفتن اگه الان به عمارت

برگردین نتیجه خوبی نخواهد داشت

مادر من مریضه

به عنوان یه پسر

باید برگردم

برو کنار

ژنرال

از جانب من ازش تشکر کن

ژنرال

(مراسم ترحیم،عمارت یینگ)

ارباب جوان

بلاخره برگشتین

بانو شب قبل از دنیا رفتن

ما تازه امادگی های مراسم ترحیم رو تموم کردیم

...ارباب

برادر

بلاخره برگشتی؟

(لوح یادبود همسر درستکار بانو جیانگ)

مادر قبل این که ازدنیا بره

داروهایی که بهش میدادم رو نمیخورد

و مدام اسم تو رو صدا میزد

تقصیر منه

دیر برگشتم

(مادر)

(من برگشتم)

(پسر بدی بودم)

به عنوان یه پسر ناامیدت کردم

ارباب جوان

ارباب جوان این چند روزه گذشته خیلی حالشون بده

و میخوان شمارو ببینن

مادر

برمیگردم

(لوح یادبود همسر درستکار بانو جیانگ)

ارباب

پدر

هربار که این شونه رو میبینم

انگار که هوی سون هنوز زنده ست

و انگار فقط برای دیدن گل ها رفته

و به زودی برمیگرده

پدر

به عنوان یه پسر ناامیدتون کردم

نتونستم تو لحظه های اخر مادر کنارش باشم

اینو نگاه کن

میشناسیش؟

بله

این یشم چربی گوسفنده که پدربزرگ قبل ازمرگش داشته

یکی برای من بود

و یکی دیگه هم برای برادر هان

برای من پیشم نیست

برای همین ازاخرین باری که دیدمش زمان زیادی میگذره

خوشحالم که شناختیش

این یشم

کنار می روی بوده

می روی؟

اندازه عرض شونه یک فیت و نیم

خدمتکاری که به مادر خدمت میکرد؟

از کجا پیداش کرده؟

از کجا پیدا کرده؟

چرا خودت ازش نمیپرسی؟

افراد بیارینش

چطور این اتفاق افتاده؟

ارباب جوان فقط اعتراف کنین

مردم شمارو دیدن که با می روی سر وسری دارین

این یشم

حتما نشان عشق شما به ایشون بوده

پدر

من این کارو نکردم

بعد مرگ بانو

اون بانو جون خودشو گرفت

فکرمیکردیم به خاطر وفاداریشه

ولی طبیب گفت

که اون سه ماهه باردار بوده

موقع مرگش

این یشم رو تو دستش داشته

سه ماه قبل به پایتخت برگشتی

و هرشب ناپدید میشدی

فکرمیکردم

سرت به کارهای داییت شلوغه

هیچ وقت فکرنمیکردم همچین کار بی شرمانه ای بکنی

پدر

من این کارو نکردم

لو ژنگ تمام مدت کنار من بوده

میتونه شهادت بده

و این که

خدمتکارها و پرستارهای مادر

...من حاضرم- بدرد نخور-

وقتی مادرت مریض بود

حاضر شدی همچین کاری کنی؟

چطور میتونی خودتو توضیح بدی؟

لو ژنگ ده ساله تمومه که کنارته

البته که برات لاپوشونی میکنه

چه برسه به اون خدمتکارها

اگه مادرت اون دنیا متوجه این موضوع بشه

چطور ممکنه قلبش نشکنه؟

پدر

باید باورم کنین

من این کارو نکردم

این درست نیست

باید به خاطر اون

یه درسی بهت بدم

پدر

اینو بگیر

ارباب صبرکنین

ارباب جوان

ارباب به خاطر این که بهتون اهمیت میدن عصبانی ان (م:اهمیت میدی اینطوری باهاش صحبت میکنی)

دست از دعوا کردن بردارین

بذارین اول خودشون رو خالی کنن

بعدش توضیح بدین

حرف زدن بسه

افراد این بچه حرف گوش نکن رو ببرید و طبق قوانین خاندان مجازاتش کنین

چطور پیش رفت؟- نتونسته جلوش رو بگیره-

...نتونسته

دروازه عمارت یینگ بسته شده؟

بله

اگه قراره مراسم ترحیم برگذار کنن چرا بسته ان؟

یه چیزی شده

شما هنوزم تنبیه هستین

اگه این درست باشه

هنوزم باید خودمون رو درگیر کنیم؟

ما همین الانم

وظیفه امون رو با هشدار دادن بهش انجام دادیم

نه

میخوام نجاتش بدم

به ارباب چن خبر بدین

که حرکت اخر رو انجام بده

(خواهش میکنم)

(بذارین که مجازات رو جای پدرم قبول کنم)

(هیچ کدوم از قوانین ارتش رو زیر سوال نمیبره)

(و به وظایف فرزند سالاریم وفادار میمونم)

کل دربار میدونن که

من باید

به پسرم تکیه کنم

همش به لطف جیانگ می سون بوده

(اعلیحضرت حتی تشویقت کرد)

(و گفت که تو هم مثل جیانگ می سون اشراف زاده و جوانمردی)

تو دقیقا پسر کی هستی؟

(روح صالح و تسلیم ناپذیر)

شما به من زندگی دادین

اگه میخواین بگیرینش بگیرینش

اگه نمیخواین منو ببینین

هیچ وقت به پایتخت

یا به خونه برنمیگردم

ولی حداقل بهم بگین

چرا اینطوری باهام رفتار میکنین؟

چرا؟

چرا؟

زندانیش کنین

اعمال بی شرمانه سونگ مو

قابل تحمل نیست

فردا برادر اول و سوم رو به اینجا دعوت کن

میخوام اونو از شجره نامه خاندان حذف کنم

و بعدش به اعلیحضرت میگم که

لقب وارث سونگ مو رو ازش بگیره

(اگه خانواده ات هنوز زنده ان)

(چرا یه تلاشی نمیکنی)

(مثلا کاری کن که خوشحال بشن)

الان فهمیدم

الان کاملا متوجه شدم

مادر

برو

ژنرال

بیدار شدی؟

ژنرال بیدار شد

الان که بیدار شده همه چیز درست میشه

من میرم به بقیه چیزا رسیدگی کنم

ژنرال

بانوی جوان چهارم

اینجا کجاست؟

کتابفروشی ژائو ون

خوبه که سری قبل ارباب چن رو زندانی کردین

وگرنه خودم نمیتونستم نجاتتون بدم

اربابت همین الانشم نصف جونه

فردا خاندان اونو از شجره نامه کنار میذارن

اگه هنوزم نمیتونی متوجه وضعیت بشی

من اعترافتو برات مینویسم

و بعدش فقط باید امضاش کنی

احمق جون

اصلا نوشتن بلدی؟

(یه حواس پرتی درست کن و موقع شلوغی نجاتش بده)

(دروازه کناری برای رفتن به جای امن میبینمت)

یا میخواای بکشمت؟

بس کنین بس کنین

ارباب میخواد مارو بکشه؟

پس تورو هم باخودم میبرم

عجله کنین

ازاین سمت عجله کنین

بیاین عجله کنین

ارباب جوان فرار کردن

ازاین سمت

بگیرینشون

برید

لو مینگ عجله کن- برید-

ازاینجا برید

برادر

برید

لو مینگ برو

برادر

از ژنرال محافظت کن

برادر

باید بریم

(حواس پرتی درست کن و تو شلوغی فرار کنین)

(تو دروازه کناری میام پیشت)

پدر پسری که کنار همن ولی همو درک نمیکنن

غریبه هایی که زندگیشون رو برای من به خطر انداختن

نصفه شب برای دیدن یه مرد اومدین بیرون

اگه نامادری و عموی پنجمت

متوجه این وضعیت بشن متوجه عاقبتش هستی؟

وضعیت اضطراری بود

حالا که نجاتت دادم

راه های خودمو برای رسیدگی به این موضوع دارم

در ضمن تو قبلا منو نجات دادی

نجاتت دادم؟

منظورم اینه

تو فوتینگ منو نجات دادی

الان که ارباب چن برگشته

دیگه بهم دیگه مدیون نیستیم

دست خطتت مثل همیشه نیست

به طرز عجیبی برام اشنا ست

(حواس پرتی درست کن و تو شلوغی فرار کنین)

(بذارین شجاع باشم و بگم تو ذهنتون چی میگذره)

از نگاهم دوری میکنی

هنوزم

اون نمایش زندگی لو شان

تو برج گوانگ هه تو جشنواره تیان سانگ یادته؟

منو با کس دیگه اشتباه گرفتی

من نمایش نگاه نمیکنم

خیلی بد زخمی شدی

انقدر فکرنکن

برات دارو میزنم

(موی خاکسری)

(خودشه)

(همیشه خودش بوده)

(زندگیش رو برای نجات من به خطر میندازه ولی قبول نمیکنه)

(چرا ازاین که بگه منو میشناسه دوری میکنه؟)

(چه رازی رو داره مخفی میکنه؟)

این لکه های خونی دارن به بنفش تغییر رنگ میدن

هدفشون این بود که منو بکشن

این جراحت اندام های داخلی رو تحت تاثیر قرار میده

برای همین لکه های خون تیره تر شدن

الان چه ساعتیه؟

ساعت زی

شش ساعته بیهوشم

فکرش رومیکردم که بیهوش بمونی

...باید برگردم

با همچین جراحتی چطور میخوای برگردی؟

اگر خاندان بخواد

من رو از شجره نامه حذف کنه

و اعلیحضرت هم لقب وارث رو از من بگیرن

بعدش تووضعیت بدی قرار میگیرم

بهتره به جای تردید

با عزم بیشتری جلو برم

با همچین جراحتی

حداقل یک ماه برای بهبودی زمان نیاز دارین

نمیتونم دیگه صبرکنم

جون این نگهبان به تار مویی بنده

و مادرمم تازه از دنیا رفته

چیزی که میخوام

خوب شدن نیست

بلکه اینه که بتونم اشمشیرم رو دست بگیرم

(عمارت ارباب یینگ)

بانوی جوان چهارم به خاطر این که

نیمه شب به دیدن یه مرد رفتن توسط ارباب پنجم تنبیه شدن

من بودم

ژنرال- ژنرال-

بانوی جوان چهارم

این موضوع به خاطر

رفتار بی ادبانه من بوده

بانوی جوان چهارم ارتباطی به این موضوع ندارن

پس وزیر دو

خواهش میکنم به جاش منو تنبیه کنین

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.