All language subtitles for Blossom.2024.S01E06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

نظر خوبیه

ولی راه و روش همیشگی تو این نیست

کدوم استادی اینو بهت یاد داده؟

بهم بگو

یه

استاد خانم

استاد خانم؟

کی؟

کی؟

چرا جواب نمیدی؟

خیلی مارموز شدی

نکنه عشق زندگیته؟

از این حدسا نزن

بهم بگو از کدوم خاندانه

من تمام تلاشمو میکنم

تا شما رو بهم برسونم

دست از شوخی کردن بردار

مادرم هنوز مریضه

پس جلوی اون مزخرفات نگو

ولی اگه ازم بپرسی

به نظرت

خیلی به این پرونده گیر ندادی؟

مادرت مریض شده

عمه،ملکه و عمو و امپراتور همشون

طبیب سلطنتی فرستادن که معاینه اش کنه

مثل همیشه نگرانن

ما جناب وو رو داریم که داره تلاش میکنه اوضاع رو اروم کنه

راستش فکرمیکنم درنهایت اعلیحضرت فقط یکم سرزنشش کنه

ارباب دینگ به دردسر نمیافته

امیدوارم

=فصل شکوفایی= (برگرفته از رمان فصل شکوفایی اثر ژی ژی)

=قسمت ششم=

جناب وو خواهش میکنم صبرکنین

یکم قبل من نمیخواستم جلوی امپراتور شما رو مورد هدف قرار بدم

فقط این که امپراتور پرسیدن

و من باید حقیقت رو میگفتم

حقیقت ها؟

اگه این برای ثبات دربار بوده

پس مشکلی نیست

ولی این جریان درباره ی یه سری مسائل حیاتی جنوب شرقیه

به نظر میرسه که این جریان به وزارت تشریفات ربطی نداره درسته؟

جشنواره قایق اژدها نزدیکه

چرا نمیرین خونه و استراحت نمیکنین؟

از اونجایی که شما همچین چیزی ازم خواستین

پس باید اطاعت کنم

ارباب وو

ایشون افسر دو از خاندان دو غربیه؟

بله

اعلیحضرت تمام مقامات رو برعلیه ارباب دینگ خبر کردن

و بعدش درباره ی سلامتی می سون پرسیدن

این یعنی نگرانن درسته؟

ولی دو شی شو گفت

که دستگیری ارباب دینگ

میتونه ثبات رو به جنوب شرقی برگردونه

مثل این نمیمونه که می سون

رو برای درست کردن ارتش و شروع کودتا متهم کرده باشن؟

دو شی شو علیه دایی کینه ای داره؟

دو شی شو همیشه ادم مراقبی بوده

مخصوصا از قبل وارد شدنش به وزارت تشریفات

هیچ وقت زیاده روی نکرده

مشخص شد که فقط داره جاه طلبی هاشو پنهان میکنه

و به جایگاه منشی ارشد چشم داره

اگه دایی به عنوان یه مقام خائن شناخته بشه

بعدش دو شی شو که دستور

کنار گذاریشو داده اعتبارشو به دست میاره

خوب از مادرت مراقبت کن

وقتی می سون به پایتخت بیاد

منشی ارشد راهی برای رسیدگی به این موضوع داره

ممنون ارباب وو

کوفته های برنجی خاندان دو رو امتحان کردی؟

کوفته برنجی؟

باید امتحانش کنی

اگه اینطوریه

پس حتما بانوی چهارم دو بوده

که به داییش خبر داده

اون زن حقه باز

قبلا برای باهوش بودن

وفاداری و مهربونیش تشویقش میکردی

من توقضاوت مردم خیلی بدم

اگه واقعا داره ارباب دینگ رو هدف قرار میده

نگهبانان سایه باید عمارت تان رو نابود میکردن

ولی اونجا همه چیز مرتبه

و از اون بچه هم خوب رسیدگی میشه

ژنرال ین هم حواسش به اوضاع هست

این فقط اوضاع روعجیب تر میکنه

بانوی جوان چهارم دو همیشه در انزوا زندگی کردن

از کجا درباره ی مسائل دربار خبر دارن؟

یه احتمال دیگه هست

فقط دو شی شو نه

بلکه کل خاندان دو مهره های اونن

ممکنه با گول زدن مردم داره نقشه چیزی رو میکشه

و ارباب جوان هم تبدیل به اهرم فشار اون

برای کنترل ما شدن

اگه این درست باشه

باورش خیلی سخت میشه که

بانوی زیبایی مثل بانو دو

انقدربی رحم باشه

دایی هنوز نرسیده

و ما همین الانشم دوبار با خاندان دو مواجه شدیم

در اینده درگیری های بیشتری اتفاق میافته

باید متوجه بشیم که

اونا دنبال چی هستن

شینگ یی تو گذشته زجر زیادی کشید

و دچار رماتیسم شده

برای همین هم براش روغن دارویی ماگورت فرستادم

چیز ارزشمندی نبود

ولی برش گردوند

ما خانواده ایم

تو یه دربار باهم خدمت میکنیم

ولی راه و روشی که هرگونه کمکی رو رد میکنه

باعث میشه فکرکنم که واقعا باهم غریبه ایم

پدر فقط نمیخوان که کسی بهانه ای

پیدا کنه و مارو به دردسر بندازه

وزارت تشریفات سرتون رو شلوغ کرده

به سختی میاین خونه

ولی بازم نگران سلامتی پدر من هستین

واقعا ممنونم برادر پنجم

نیازی به تشکر نیست

ما خانواده ایم

در طول زمان مرخصی ام برگشتم

به خاطر این که باید

درباره ی مسئله ای با تو و شی یینگ صحبت کنم

بشین

شو گو امسال 23 ساله میشه

مینگ ار هم 16 سالشه

بله

اگه پسر بود

الان باید برای ازمون سلطنتی اماده میشد

این که نتونستم برای خاندان دو پسر بیارم

و شما رو برای اینده خاندان دو نگران کردم

یکی از بزرگترین شکست های من به عنوان همسر برادرتون هستش

این عمارت به خاطر تو عه که سرپاست

چطور ممکنه تقصیر تو باشه؟

اگه تقصیر کسی باشه در اصل تقصیر شی یینگه

ممکنه یه مقام دولتی باشه

ولی همش به یک سری قوانین چنگ زده

و اصلا درباره ی شرایط دربار خبری نداره

اگه خاندان دو بخواد جا پای خودش رو محکم کنه

نمی تونیم تنهایی این کارو کنیم

اگه ازدواج مینگ ار و ارباب وانگ جور بشه

دو خاندان باهم متحد میشن

و همدیگه رو حمایت میکنن

راستش رابطه خوبی دارن

فقط یکم خجالت زده ان

حالا که اینطوره

ده ژن رو برای جشنواره قایق اژدها دعوت کن

به عنوان بزرگترها باید کمکشون کنیم

باشه من فورا براشون دعوتنامه میفرستم

مرزبان جیننینگ هم در

یه دوره عزاداری سه ساله بود و الان تقریبا تموم شده

وقتش رسیده که اونو شو گو

هم نامزد کنن

براشون دعوتنامه بفرست

درباره ی این جریان با شی یینگ صحبت میکنم

چشم

ازدواج بانوی پنجم و ارباب شن خیلی خوبه

ولی خیلی وقته که از

نامزدی دوران بچگی دو ژائو میگذره

چرا به نظر میرسه که

ارباب پنجم دوباره به این موضوع علاقمند شده؟

اون الان تو مرخصی نیست

پدر خبر داد

برادر پنجم تو دربار اشتباهی کرده

و برخلاف افسر وو عمل کرده

و مجبورش کردن بره

الان

به ازدواج برادرزاده هاش نیاز داره

یکی از هدفاش یه خاندان قدرتمنده

و اون یکی یه خاندان اشراف زاده

ارتباطات خاندان وانگ

کافی نیست؟

پدر من ادم صادق و عدالت طلبیه

همیشه کاری که درسته رو انجام میده و برای خانواده کاری نمیکنه

الانم که یه پست تو دبیرخونه میخواد

پدر اصلا نمیخواد که خودشو درگیر این موضوع کنه

اگه دو ژائو با مرزبان جینینگ ازدواج کنه

مقامش ازشما بالاتر نمیشه؟

وی تینگ یو به خاطر سبک زندگی ازادانه اش و ولخرجی هاش معروفه

درسته که خاندانش این لقب رو چندین نسله که نگه داشتن

ولی تمام ثروتشون رو

بابت هزینه های مراسم ترحیم تو سال های گذشته خرج کردن

خواهرش وی تینگ ژن

به عنوان همسر دوم با ارباب جینگ ازدواج کرد

کل این خاندان با حرص و طمع کور شدن

ممکنه متحدهای خوبی باشن

مراقب باشین بانو

این پروانه عاشق درخت های ابریمشه

وقتی پودر فلسشون به پوست بخوره

خارشش غیرقابل تحمل میشه

به خدمتکارها میگم خیلی زود

به این پروانه ها رسیدگی کنن

ولی خیلی زیبان

گرفتنشون باعث تاسف نیست؟

عالیجناب یکم نوشیدنی بخورین

نقاشی زیباییه

خیلی زیباست

خوشحالم کردین

عالیجناب خیلی خوب نقاشی میکشین

بانوی من

اومدنتون به اینجا مایه افتخاره

مرزبان کجان؟

...ایشون

بانوی من صبرکنین

ببخشید خواهران عزیز

بانوی من اروم

مراقب قدم هاتون باشین

چرا اجازه نمیدین

که اول به مرزبان خبر بدم؟

بانوی من خواهش میکنم رحم کنین

اگه اینطوری برید تو

مرزبان منو تا سرحد مرگ کتک میزنه

پس من همین الان تا سرحد مرگ کتکت میزنم

بانوی من

عالیه

خوب کشیده شده

پی جین

خواهر؟

بانوی جوان چهارم؟

چرا دوباره اون؟

خبر مطمئنی شنیدم

(وی تینگ ژن،بانوی خاندان جینگ) الان

ثروت زیادی داره تو فوتینگ به دست میاره

ولی این چیزا فقط مادیاته

مگه ارباب هفتم قبلا نامه نداده بود

که مسئله ازدواج باید به سرنوشت سپرده بشه؟

مگه این به این معنی نیست که همه چیز تموم شده

البته که نه

الان که خاندان دو داره پیشقدم میشه

و مارو برای جشن قایق اژدها دعوت کرده

چندسال گذشته همه جا درگیری بوده

و تمامی برداشت ها نصف شده

ولی هزینه های عمارت کمتر نشده

و کسی هم بهمون کمکی نکرده

میدونی اداره یه عمارت

چقدر هزینه داره؟

...من

فقط هرکاری میگم بکن

وقتی دوران عزاداری پدر تموم بشه

باید این ازدواج رو نهایی کنیم

...ولی خواهر

خاندان دو الان مشکلات زیادی داره

اونم خارج پایتخت بزرگ شده

یکی از اربابان جوانی که به ضیافت خاندانشون رفته بود گفت که

اون اصلا به تفاوت های بین زن و مرد اهمیت نمیده

بی ادبانه صحبت میکنه و با بزرگترها دعوا میکنه

خیلی بی ادبه

میخواستم بگم که

دو ژائو برای زیباییش معروفه

واقعا زن زیباییه

شاید بتونه نظرتو جلب کنه

ولی الان که انقدر ازش بیزاری

دیگه خودمو نگران ازدواجت نمیکنم

سه

دو

خواهر

در نهایت من مرزبانم

و باید تفکر بازتری داشته باشم

از اونجایی که دعوتنامه رو قبول کردیم

بی ادبیه اگه نریم

این چطوره؟

میتونی خودت به این موضوع رسیدگی کنی

راستش باعث تاسفه

یه قلموی اشتباه

همچین ابرو ریزی رو برای این نقاشی شکوفه الو زمستانی درست کرد

نه اصلا

این یه نقاشی زیبا از شکوفه الو زمستانیه

اصلا هم مایه شرم نیست

همگی نگاه کنین

کی فکرش رو میکرد که برف زمستان دیر بیاد

و شکوفه الو زمستانی از دیوار شکوفا بشه؟

فوق العاده ست

واقعا

طلسم ببر چیزیه که میتونی بخریش

وانگ یینگ شوئه میخواد که تو و دو مینگ

گلدوزی کنین که انگشتات عذاب بکشه

دقیقا

به خاطر همینم

مطمئن میشم که گلدوزی بهم ریخته ای بشه

تو همه چیز

باید از دو مینگ بدتر به نظر بیام

میخوای خودتو بد نشون بدی؟

نه کاملا

مشکل اصلی اینه که وانگ یینگ شوئه ازت خواسته مراسم رو برگذار کنی

بانوی ارشد و ارباب هفتم بلاخره

یکم صلح کردن

الان داره یه گروه ادم رو راضی میکنه که به این مراسم بیان

میترسم که سوتفاهم درست کنه

فکرنمیکنم که وانگ یینگ شوئه

اصلا به مراسم اهمیتی بده

فقط میخواد تو و دومینگ ازدواج کنین

بانوی جوان

از کتاب فروشی ژائو ون جواب گرفتیم

وو شن به عنوان دستیار رئیس

از دیوان نذورات سلطنتی

من مشکلی با اومدن ووشن ندارم

ولی بعد شش سال

وی تینگ یو متوجه پیام نشده؟

چرا بازم میخواد بیاد؟

چقدر بی شرمه

دقیقا

طبیب گفت

که روزای کمی از زندگیش مونده

وقتی که بره

من باهات ازدواج میکنم

سونگ مو از حد خودش رد شده

و همسر مرزبان جینینگ دو ژائو رو دزدیده

و طبق قوانین خاندان

باید بعد دستگیری اعدام بشن

این موضوع باید حل بشه

اگه جرات کنه بیاد

یه خوش امد گویی خوب براش ترتیب میدم

از این سمت

منظره اینجا خیلی زیباست

و همونطور که از خاندان سوی از جین آن انتظار میرفت

تعمیرات به خوبی انجام شده

حتی یه عمارت روستایی هم میتونه همچین ظرافتی داشته باشه

مادر همسر من شلوغی شهر رو دوست نداره

برای همین اینجا استراحت میکنه

تمام این سال ها دو ژائو همراهیش کرده

و تو کارهای عمارت بهش کمک کرده

شرط میبندم الان سرش شلوغه

تا به ایشون برای خواب ظهرگاهیش کمک کنه

امیدوارم که مشکلی براتون نباشه

برای همین نتونست شخصا به استقبالتون بیاد

دو ژائو خیلی مهربون و باهوشه

و خیلی خوب عمارت رو کنترل میکنه

هرکسی که باهاش اشنا میشه

فقط میتونه که تشویقش کنه

حتی خواهراش هم

همه مهربون

و باهوشن

اه سلام عمو

ژانگ رو

چی کار میکنی؟

چندتا دیگه میگیرم

که برای امشب غذای بیشتری درست کنیم

بیاین

...من

معذرت میخوام

رو ار

از پدرش مراقبت میکنه

و یکم سرزنده ست

از این سمت بیاین

ازاین سمت لطفا

ارباب ازاین سمت

به جز رو ار

که یکم خیلی سرزنده ست

بقیه بانوهای اینجا همه ارومن

من بردم

دوباره باختی

عجله کن پولمو بده

شکستت رو قبول کن

اون دختر کدوم خونه ست؟

خیلی رفتارش بده

بفرستینش بیرون

عموی پنجم

بیا یه دور دیگه بازی کنیم

منم آن سو

آن سو؟

خواهر ژائو این بازی رو بهم یاد داده

خیلی خوش میگذره

میخوای باهم بازی کنیم؟

بانو سو خیلی تو مصاحبات ذهنی خوبه

تعجبی نداره که این بازی رو دوست داره

بیاین حیاط پشتی رو نگاه کنیم

با من بیاین

بیا نوبت توعه

سریع

این حیاط

حیاط مورد علاقه

مادر همسرمه

به این گل و گیاه ها نگاه کنین

هرروز با دقت بهشون رسیدگی میشه

این حیاط همیشه سرسبزه

و پرنده ها هرروز اینجا اواز میخونن

واقعا دوستش داشتنیه

اونجا بازم هست

بیاین بریم نگاه کنیم

باشه

مینگ ار

دو ژائو خیلی دختر ارومیه

بیشتر اوقات فقط کتاب میخونه و مینویسه

واقعا که دختر بافضیلت و با فرهنگیه

بیاین

شو گو؟

این خیلی بی ادبیه

میخواستم بااین تجهیزات تیراندازی به مهمون ها خوش امد بگم

ولی توانایی هام خیلی خوب نیست

و درنهایت به مهمون هامون صدمه زدم

خوبه که ارباب پنجم و هفتم

بدون حضور اون دومحقق

تو اتاق مطالعه درحال صحبت درباره ی مسائل دولتی ان

اینطوری بچه ها بیشتر احساس راحتی میکنن

شنیدم که شما

و بانوی جوان دو

هردو تو پول دراوردن مهارت دارید

بانو وانگ

شما به مقامات زیادی برای

ثروتمند شدنشون کمک کردین

ارباب هفتم به خوبی ازدواج کردن

و کارشونم به خوبی پیش میره

من لیاقت همچین تعریفی رو ندارم

فقط سود کوچیکی به دست میارم

که ازاین عمارت حمایت کنم

دو ژائو هستش که لیاقت تعریف رو داره

اون ثروت زیادی داره

و تو اداره عمارت مهارت بالایی داره

یکی از ثروتمندای این منطقه ست

باعث تاسفه که به عنوان بانوی عمارت به من اعتماد نداره

اگه با من سرمایه گذاری میکرد

میتونستم ظرف شش ماه بهش سی درصد سود بدم

اگه این ازدواج برگذار بشه

...با کمال خوشحالی چهل درصد

نه پنجاه درصد از جهیزیه اش رو

برای مدیریتش به شما میدم

خیلی دست و دلبازید

اگه باهم خانواده شدیم

نیازی نیست که درباره ی کمک کردن یا نکردن صحبتی کنین

ما که غریبه نیستیم

یکم چایی بخورین

حتما

تبراندازی به بید چه لذتی داره؟

(میدونم تیراندازی بلد نیستی)

(خیلی هم به ابروت مینازی)

(اگه کاری کنم که فکر کنی علایق مشترک نداریم)

(و عصبانیت کنم)

(شاید نامزدی و خراب کنی و این بخش خوب داستانه)

اونا چیه؟

یه هدیه کوچیک از خواهر بزرگم

بادباک

نماد ثروته

"به دور دست ها نگاه کن

و قد علم کن

بانو وی واقعا بانوی متفکری ان

اینا برای ارباب پنجم و هفتمه؟

بانو وانگ نگاه کنین

یه شروع تازه

باعث شکوفایی میشه

چه جمله عالی

جمله فوق العاده ای هستش

از پی جین خواستم که شخصا بنویستش

براش ارزوی اینده ای درخشان

زندگی شاد و پیشرفت

در کنار بانوی چهارم رو دارم

چطور این مسابقه تیراندازی تبدیل به تیراندازی به اسمون شد؟

بانوی چهارم میخوای به بیدها تیربزنی

یا به بادبادک ها؟

تیراندازی من عالی نیست

و امروز باد قوی میاد

به خاطر همینم هدفمو ازدست دادم

(نمیخوام با تو پیشرفت کنم)

(بیشتر ترجیح میدم بزنم بکشمت)

بانوی من

دو ژائو معمولا تمرین تیراندازی نمیکنه

نمیدونم امروز چش شده

مینگ ار

مردا دارن خوش گذرونی میکنن

چرا میخوای توجه ها رو به خودت جلب کنی؟

زن ها حتی نباید تیراندازی بلد باشن

بانو

چرا برنگردیم داخل عمارت

و کمی چای و میوه بخوریم و استراحت کنیم؟

نظر خوبیه

...تو

باد قوی میاد

بانوی چهارم

به دردسر افتادم؟

اون فقط یه بادبادکه

مرزبان اهمیتی نمیدن

درست میگم؟

خواهر

میشه بهم تیراندازی یاد بدی؟

شنیدم که مرزبان جینینگ به خاطر

مهارت های تیراندازیشون تو پایتخت معروف ان

...من

عالیجناب

روی خودم اسم استاد نمیذارم

ولی این تیراندازی به بید

برای من خیلی راحته

بانوی پنجم

برای یه شلیک درست

تیر باید دقیقا سه برابراندازه نوکش باشه

و باید کاملا متقارن باشه

تا بتونی درست هدف بگیری

تا حتی

باد قوی هم

نتونه شلیک رو منحرف کنه

عالیجناب واقعا که اطلاعاتتون زیاده

واقعا همینطوره

ولی اگه به زودی یه پرتاب انجام ندین

گل ها هم پژمرده میشن

بانوی پنجم خوب نگاه کنین

دستتون باید محکم بگیرین و ذهنتونم باید اروم باشه

و به سمت گرد ترین بخشش نشونه بگیرین

و بعدش رهاش کنین

...این

واقعا باد زیادی میاد

اره درسته

میخواین یه بار دیگه امتحان کنین؟

باد

الان خیلی زیاد بود

یه بار دیگه امتحان میکنم

به گردترین بخشش نشونه گیری کنین

و بعدش تیررو رها کنین

این تیر قطعا از پرعقاب ساخته نشده

و درست شلیک نمیکنه

دستمون رو محکم بگیریم و ذهنمون اروم باشه

و به گردترین بخشش نشونه گیری کنیم

زد

واقعا که تواناهایی هاتون خیلی خوبه

باتلاش اول یاد گرفتم و به هدف زدم

اونم فقط بادستورات شما

واقعا زود یاد میگیرین

ولی کی اخه انقدر زود تیراندازی یاد میگیره؟

تو تیراندازی خوبی نه؟

(این زن واقعا زیباست)

(ولی زبون تندی داره)

(چرا انقدر با من مشکل داره؟)

(اینطوری نمیشه)

(چطوره که نامزدی رو بهم بزنم؟)

(چطور برای خواهر توضیح بدم؟)

(چه دردسری)

حرفای بانو وانگ واقعا تنگ نظرانه ست

تو گذشته بانو فوهائو کشور گشایی میکرد

و مولان جای پدرش رو تو ارتش گرفت

امروزه هم بانو وا شی جلوی شورشی ها رو گرفت

و وظایف وزارت خونه رو به عهده گرفت

دیگه تو دوره ای که

زن ها نتونن

کار مرد ها رو انجام بدن تیستیم

چیزای زیاده میگه که درست نیستن

هیچ کدوم رو به دل نمیگیرم

مادر دوباره به خاطر بی مصرف بودنم ملامتم میکنه

همیشه میشنیدم که بانوان پایتخت

بانوی پنجم رو برای مهارت هاش

و گلدوزی هاش ستایشش میکنن

ولی امروز که دیدمتون متوجه شدم بیشتر از چیزی که فکرش میکردم ارومین

زن ها همیشه به خاطر اروم بودن و مطیع بودنشون ستایش شدن

بانوی پنجم چرا خودتون رو دست کم میگیرید؟

برای مادر

اگه خواهرم بتونه کاری انجام بده و من نتونم

به این معنیه که من بی مصرفم

این خیلی کوته فکریه

مثل این شاخه و این تیر میمونه

کدوم مصرف داره

و کدوم بی مصرفه؟

از تیر میشه تو جنگ استفاده کرد

ولی فایده این چوب؟

اگه این شاخه روی درخت باشه

میتونه مردم رو از باد و بارون حفظ کنه

و ازش برای ساخت کاغذ هم استفاده میشه

هردوشون استفاده های متفاوتی دارن

هیچ کدوم مهم تر یا بی اهمیت تر نیستن

برای مردم هم

دقیقا مثل این برگه

پوشیدن طلسم ببر تو جشن قایق اژدها

میتونه از ادم دربرابر شیطان محافظت کنه و خوش شانسی بیاره

این دو بانو شخصا این طلسم ها رو

برای شما اربابان گلدوزی کردن

که براتون خوش شانسی بیارن

این گلدوزی

واقعا عالیه

مینگ ار این یکی رو گلدوزی کرده

سوزن دوزیش خیلی خوبیه

این یکی هم کار دو ژائو عه

...گلدوزی دو ژائو

خب

هنوزم یه طلسم ببره

خیلی خوبه

خواهش میکنم قبولشون کنین اربابان جوان

ممنون بانو

ممنون

(گلدوزی بانوی چهارم خیلی بهم ریخته ست)

(ولی بازم تلاش کرده)

(و اینو برای من درست کرده)

(این نشون میده خیلی به من اهمیت میده)

(باعث تاسفه شخصیت هامون بهم نمیاد)

(مجبورم ناامیدش کنم)

(...گلدوزی بانوی پنجم)

(بانوی چهارم)

(ذهنیت خاصی داره)

(و خیلی صادقه)

(همچین صفاتی کم دیده میشه)

مزرعه چای ما در پشت تپه منظره قشنگی داره

از اونجایی که اولین باره به عمارت ما اومدین

ترتیب دادم که یکی از خدمتکارها

برای گشت و گذار شمارو به اونجا ببره

ممنون بانوی من

از اونجایی که ما از گرما بدمون میاد و سکوت رو ترجیح میدیم

فقط به عمارت میریم

وقتی دو ژائو و مینگ ار ضیافت رو اماده کردن

مستقیم به ضیافت میریم و نوشیدنی میخوریم

لطفا با من بیاین

باشه

از این سمت

ترتیب همه چیز داده شده

ولی اونا زبون انسان حالیشون نمیشه

چطور میتونیم کاری کنیم که فقط سراغ مرزبان برن؟

اگه اشتباها برن سراغ ارباب وو چی؟

اشتباه نمیکنن

اونا قطعا سراغ وی تینگ یو میرن

من همه رو بردم

نمیتونیم اجازه بدیم دو ژائو اشتباهی کنه

بعد از یک ساعت

بانو وی رو به اینجا میارم

بله

واقعا منظره زیباییه

به نظرمن بد نیست

ارباب وی صبرکنین

ممنون

واقعا عالیه

بانوی پنجم واقعا بانوی متفکریه

تمام این گلدوزی

با تفکر عمیقی انجام شده

بانوی چهارم هم تفکر زیادی روش کرده

ولی تفکرش

خیلی خاصه

"درنا در مرداب صدا میکند و ماهی ها در اعماق پنهان شده اند"

اگه اینا برعکس میشدن

درنا دیگه درنا نبود

و ماهی هم دیگه ماهی نبود

اگه باهم عوض کنیم

خوب نمیشه؟

این چیزیه که بانوان جوان درستشون کردن

و بزرگترها به ما دادنش

این که درخفا عوضشون کنیم

خیلی بی ادبیه

ارباب وو باید مخالفت کنم

هدایای جشنواره چیز مهمی نیستن

در ضمن چیزی که بزرگترها

برامون اجبار کرده باشن میتونه مارو خوشحال کنه؟

خیلی بده

ارباب وی

این درست نیست

ارباب وی

ترکیب نور و این غذاها

قابل قبوله

ولی غذاهای سرد نباید تو کاسه اورده بشه

با بشقاب عوض کنین

بله

قبل از اوردن سوپ اردک و جو

گوشت اردک رو کاملا ریش ریش کن

بله

شیرینی های برفی بیشتری اماده کن

اگه کسی غذای سرد نخورد

براشون سوپ ماشی که به دمای اتاق رسیده بیار

سرگرم کردن مهمانان توضیافت

کار زیادی داره

خواهر واقعا خیلی نکته سنجی

از ظرف هایی که برای میوه انتخاب کردم راضی هستی؟

خوبن؟

بانوی جوان چهارم؟

من واقعا متاسفم

چرا انقدر بی دقتی؟

خوشبختانه چیز داغی نبود

با من بیا

بذارین من بانوی چهارم رو به اتاق کناری ببرم

تا لباس عوض کنن

مشکلی نیست

بذارین اول همه چیز رو برای ضیافت اماده کنم

امروز مهمانان زیادی داریم

و لباستون لک شده اگه

کسی اینطوری ببینه

ابروتون میره

بهتره اول لباس عوض کنید

خواهر

به اماده کردن ادامه بده

من میرم ببینم چی شده؟

لباستون خیس شده

اگه سرما بخورین چی؟

سریع انجامش میدم

همین جاست با من بیاین

(دای جیان،فرماندار شنگ تیان)

فقط یه هدیه کوچیکه

امیدوارم قبولش کنین

این هدیه سخاوتمندانه ایه

یوان جی واقعا که ادم سخاوتمندی هستی

و منم باید قبولشون کنم

اینا رو به ارابه فرماندار ببر

بله

بشین

توهم بشین

تقریبا رسیدیم

دایه ژو چرا انقدر عجله داری؟

ضیافت به زودی شروع میشه

نمیتونیم به تاخیر بندازیمش

من خواهرو همرااهی میکنم

میتونم یکم جاش بمونم

نیازی نیست

منظورم اینه که

میتونم کمکش کنم لباس عوض کنه

وقتی میخوام کمکش کنم نمیخواد بازوم رو بچرخونی

ما میتونیم نیازهای بانوی چهارم رو براورده کنیم

دایه ژو میخوای چی کار کنی؟

کاری نمیکنم که

میخوام کمکش کنم

به دو مینگ اجازه نمیدی دنبالم کنه

میخوام ببینم

تو اتاق چی منتظرمه

ارباب وو؟

چرا ارباب وو اینجاست؟

وقتی ارباب وو داشتن تو تپه میگشتن

یک دفعه پروانه های دم پرستویی بهشون

حمله کردن

بعد ازاین که افتادن از هوش رفتن

پروانه های دم پرستویی؟

سریع طبیب رو بیارین

و به بزرگترها هم خبر بدین

الان کل بدنشون رو پودر فلس گرفته

و با قرمزی بیرون میریزه

نیازی نیست به ارباب ها خبر بدیم

(رودخانه می لو پر از نفرت های پایداره)

(مردی که به اشتباه کشته شد) (رودخونه می لو پر ازنفرت های پایداره)

(مردی که اشتباه کشته شد)

(بچه ای که تو کوهستان جنوبی دفن شد)

(زندگی چویان تو رودخونه می لو گرفته شد)

(وو شن) (امروز جشن قایق اژدهاست)

(این شعر معنی مرگ زودهنگام داره)

هنوزم حقیقت رو مخفی میکنین؟

میخواستین کاری کنین که مادونفر

در یک اتاق بسته قرار بگیریم که مجبورم کنین ازدواج کنم

ولی انتظار نداشتین

که وی تینگ یو طلسم ببرش رو با ارباب وو عوض کنه

برای بقیه پودر فلس فقط باعث خارش میشه

ولی ارباب وو مشکل تنفسی داره

این میتونه باعث مرگش بشه

ارباب وو به عنوان مهمون به عمارت اومدن

اگه اتفاق بدی براشون بیافته

چطور میخوایم به خاندان وو توضیح بدیم؟

فقط کاری که خواهر میگه بکنین

بله بانوی جوان

تنفسش داره بدتر میشه

پرده های زیادی تو این اتاق هست

هوا درست گردش نداره

سو شین

برو یه نفر رو بیار که ببریمش حیاط

مطمئن شو که اروم تکونش بدن

و بعدش جعبه طب سوزنی منو هم بیار

بله

ارباب تو عمارت مهمون دارن

کسی اجازه مزاحمت نداره

من سونگ مو وارث ارباب دینگ

اومدم تا کادوی خودمو برای جشن قایق اژدها بدم

الان منشی ارشد وو حرف اخر رو تو دربار میزنه

کسی نمیتونه باهاش بحث کنه

من موقعیت پایینی دارم و قدرتی ندارم

واقعا قدرتی برای برطرف کردن نگرانی های اعلیحضرت ندارم

جنوب شرقی با طوفان از بین رفته و باعث ضررهای زیادی شده

وقتی که بقیه میخوان ازش دوری کنن

خاندان دو میخواد که ازاین وضعیت

به نفع خودش استفاده کنه ووارد طوفان بشه

چه شهامتی

ارباب پنجم

نتونستم جلوشون رو بگیرم

خاندان دو ارتباطی با ارباب دینگ نداره

بدون دعوت

برای چی اومدین؟

برای مقامات دربار کوفته برنجی فرستادین

درباره این که داخلش چیه کنجکاو شدم

از جناب وو خواستم که یکمش رو بهم بده

مشخص شد که با طلا پر شدن

به نظر میرسه جناب وو خیلی از من بدش میاد

این فقط یه هدیه ساده ست

می تونه ردش کنه

ولی گذاشت که شخصا بهم برش گردونین

جناب سونگ باید سلاحتون رو بذارین کنار

از دید من به عنوان فرماندار شنگ تیان

به نظر میرسه که دارین

یکی از مقامات دربار رو تهدید میکنین

من همچین جراتی ندارم که

...ارباب

جناب دو اومدم شخصا بهتون اطلاع بدم

اگه هنوزم میخوای

ارباب دینگ رو متهم کنی

خودم شخصا

این کوفته برنجی ها رو به اعلیحضرت میدم

اون موقع حتی فرماندار شنگ تیان هم

نمیتونه ازتون محافظت کنه

تو

ارباب

جناب وو شان از هوش رفتن

بانوی چهارم دستور دادن یه نفر ایشون رو به حیاط بیاره

ساکت

بدون اجازه صحبت نکن

عالیه

جرات کردین به نوه جناب وو صدمه بزنین

مسخره ست

خیلی مسخره ست

این خیانت توعه

اگه بذارم همینطوری راه بره

چی از ابروم باقی میمونه

نگهبانان

نمیتونی

ارباب دای نکنین

نگرانین که این ازدواج به زودی برگذار نشه

به نظر من

وقتی سرنوشت تصمیمش رو بگیره

کسی نمیتونه جلوش رو بگیره

درست میگین

خواهر

چرا اینجایی؟

خواهر

...جناب وو

سونگ مو؟

سو شین سو لان

بانوی جوان چهارم

چی کار میکنین؟

میخواین با ده ژن چی کار کنین؟

اون سل و مشکل ریوی داره

تنفسش داره ضعیف میشه

حتما ریه هاش با پودر فلس پر شده

الان تو مرض مرگه

باید روی نقطه دا ژوی و شوان جی

طب سوزنی انجام بدم تا نجاتشون بدم

دو ژائو

چطور جرات میکنی

تو روز روشن

تو و جناب وو اینطوری دارین

لباس های هم رو درمیارین

میخوای چی کار کنی؟بلند شو

مریضی ارباب وو به طرز مشکوکی برگشته

خواهر میخواد براشون طب سوزنی انجام بده

اگه باید طب سوزنی انجام بشه باید طبیب انجامش بده

بین زن و مرد قوانینی هست

رفتار نادرستی از خودت نشون دادی

اگه این موضوع بیرون بره

ابروی خاندان چی میشه؟

افراد

سریع جناب وو رو بلند کنین

درست میگین

مادر نجات دادنشون مهم تره

ساکت

از اونجایی که مشکل تنفسیه

فورا باید پیش طبیب بره

افراد ببرینش

ما همین الانشم نفر فرستادیم دنبال طبیب

ولی نزدیک ترین شفاخونه تااینجا

ده لی فاصله داره

وقتی طبیب برسه

ارباب وو میمیره

شما تو میدون جنگ بزرگ شدین

باید بدونین که برای بعضی جراحت ها

نباید تاخیری داشت

خواهش میکنم تو چشمام نگاه کنین

از اونجایی که تو خوندن فکر انسان ها مهارت دارین

حتما می دونین که من دروغ نمیگم

میتونم نجاتش بدم

میتونی ولم کنی

ده ژن رو نگه دار

لو ژنگ

تمام پرده های تاشو رو بیار

و اطراف رو باهاش بپوشون

بله

همگی برگردین

اگه کسی نگاه کنه

چشماش رو ازدست میده

بانوی جوان چهارم

طب سوزنی رو انجام بده

ارباب

خیلی راحت برای یه مقام دربار شمشیر کشیدی

میخوای شورش کنی؟

هرکسی که امروز جلوی راهم بیاد

جونشو ازدست میده

چندین و چندبار تلاش کردی که نذاری من نجاتش بدم

قصدت چیه؟

چرا باور داری که

این دختر میتونه نجاتش بده؟

من به قضاوتم ایمان دارم

...تو

ارباب سونگ

تو عمارت من دردسر درست کردی

میخوای وادارم کنی

که این موضوع رو به امپراتور بگم؟

مطمئنم خوب میدونین که

بیماره ده ژن چطور دوباره عود کرده

اگه میخواین اینو به امپراتور بگین

پس اماده این که ابروی خودتون

و این بانو بره هستین؟

مادر

مادر

دو ژائو

میخوای کل این خاندان رو بکشی؟

چه نقشه هوشمندانه ای ارباب سونگ

اگه اتفاقی برای ارباب وو بیافته

امپراتور فکرمیکنه که خاندان دو

به قدرت چشم دارن

و به خاطر مسائل سیاسی به بقیه صدمه میزنن

نگران نباش یوان جی

به عنوان فرماندار شنگ تیان

شهادت میدم

که سونگ مو وارد عمارتت شده

و یه مقام دربار رو با شمشیرش تهدید کرده

و مانع از نجات زندگی کسی شده

اگه این موضوع به امپراتور برسه

حقیقت تغییری نمیکنه

این گلدوزی خیلی قشنگه

خوشبختانه سونگ مو از یه خاندان ارشی میاد

و حقه های عمارت رو بلد نیست

وگرنه امروز خیلی برای خاندان بد میشد

پیشنهاد میکنم مراقب حرفات باشی

برخلاف قضاوت ها داره تلاش میکنه که نجاتت بده

میخوای بگی که

بانوی چهارم به منم علاقه داره؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم:Skye

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.