Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و چهارم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت بیست و چهارم]
ترجیح میدین تو قلمرو توهم بمیرین
تا اینکه به واقعیت بیاین؟
پسش بده
پسش بده
چه انسان باشه
چه اهریمن
شادی
...یا غم
لحظه های زیبای منو پس بده
اینا همه بخشی از سفر زندگیمون هستن
حتی اگه واقعیت گاهی اوقات بی رحمانه باشه
تا زمانی که زنده ایم
همیشه امید وجود داره
بهمون پسش بده
کی بهت گفت این کارو بکنی؟
دیدی؟
حتی با دونستن اینکه جعلیه
از بیدار شدن دوری میکنن
چه برسه به تشکر
در عوض، وسواس اونا عمیق تر میشه
چه طور ممکنه این اتفاق بیفته؟
...قبلا
از رویاهای ارمانیتون بیدار بشین
چه طور میتونه این باشه؟
چه طور ممکنه این اتفاق بیفته؟
منگ شی جو نگاه کن
رحمت نمیتونه در نهایت نسل بشر رو نجات بده
انسان ها وابستگی هایی دارن
و با این دلبستگی ها وسواس به وجود میاد
و این وسواس ها
در نهایت ماهارو قوی تر میکنه
بذار کابوس تاریک من
تمومشون کنه
...همه انسان ها
تو کابوس های
من بمیرین
نه
اهریمن
تسلیم شو
فقط با شما چند نفر
ببینم میتونی منو بکشی یا نه
ماها از قبیله سگ ها هستیم
یه دسته از شکارچی اهریمن بی فایده
یه گروه اهریمن خائن
عجله دارن بمیرن
چقدر مغرور
شیائو جیو
نان فنگ یی
فقط با همین قدرت جادویی کوچیک
فکر میکنی میتونی منو بکشی؟
فراموش نکن
هرچند قدرت جادویی من ضعیفه
تو این دنیا تنها کسی هستم که
میتونه طومار کوه ها و دریاها رو باز کنه
نان فنگ یی
دیوونه شدی؟
...منم
منگ شی جو
شیائو جیو
شیائو جیو
نان فنگ یی
عجله کن
طلسم بی دو یوان فعال کن و منو بکش
فقط اینطوری
رن گوانگ میمیره و با من ناپدید میشه
شیائو جیو
عجله کن
قبلا با ذهنم مهارش کردم
ولی به زودی
بیدار میشه
دیگه زمانی باقی نمونده
عجله کن
اگه بمیرم
اونم میمیره
پس جهان صلح امیز واقعی
هم برای انسان ها و هم برای شیاطین
بالاخره میاد
زود باش زمان داره تموم میشه
عجله کن
عجله کن
عجله کن
عجله کن
نان فنگ یی
نان فنگ یی
به من نگاه کن
واقعا میتونی خودت
برای کشتن کسی که بیشتر از همه دوستش داری اماده کنی؟
به حرفش گوش نده
قدرتت رو جمع کن
و اونو تو مرکز ابروم متمرکز کن
منو بکش
نان فنگ یی
بالاخره اون منگ شی جوئه
واقعا میتونی خودتو مجبور به انجام این کار بکنی؟
نان فنگ یی
باور دارم
میتونی انجامش بدی
عجله کن
نان فنگ یی
شیائو جیو
شیائو جیو
به جای اینکه مردم با وسواس ها و رنج هاشون زندگی کنن
بهتره بذاریم تو این توهم بمونن
و با انجام این کار میشه
تمام تعصبات علیه اهریمن ها تو این دنیا رو از بین برد
اینم نوعی رحمت نیست؟
نمیتونم قبولش کنم
نمیتونم قبولش کنم
نمیتونم قبولش کنم
استاد
...من
بالاخره به فرم اولیم برگشتم
دیگه ملکه اهریمن نیستم
استاد
یادته
اولین باری که منو دیدی چه طور به نظر می رسیدم؟
البته که یادمه
درست مثل الان که هستی
شیائوجیو
...بیا یه
خداحافظ درست داشته باشیم
شیائو جیو
راه های زیادی دارم
من مطمئنا میتونم تو رواز اینجا بیرون بیارم
استاد
به نظر میاد
باید تو رو ببخشم
وگرنه
حتی اگه بمیرم
با حسرت میرم
همیشه بهت فکر میکنم استاد
شیائو جیو
نباید منو ببخشی
باید برای همیشه ازم متنفر باشی
استاد
عشق به تو، تو قلبم حک شده
در حالی که نفرت از تو، تو استخون هام فرو رفته
خیلی سخته
شیائو جیو
متاسفم
پس این همون چیزیه که داخل
طومار کوه ها و دریاهاست
تا حدودی شبیه
شی جوئه
حدس میزنم
یه جوری اومدم خونه
استاد
مواظب خودت باش
برای بقیه عمرت
اروم اروم
منو فراموش کن
شیائو جیو
شیائو جیو
شیائو جیو
شیائو جیو
شیائو جیو
ترکم نکن
شیائو جیو
ترکم نکن
شیائو جیو
میبرمت خونه
نان فنگ یی
الهه کجاست؟
نان فنگ یی جوابمو بده
الهه کجاست؟
الهه کجاست؟
الهه
الهه کجایی؟
الهه
کجایی؟
نان فنگ یی
[چتر فروشی نان]
شیائو جیو
فقط بعد از از دست دادن تو فهمیدم
این دنیا با تو
حتی اگه واقعی نباشه
چیزیه که هرگز نمی خوام ازش بیدار بشم
کیه؟
شیائو یی
بیدار شدی
عالیه
استاد دو
شیائو یی بیدار شده
شیائو یی بیدار شده
عالیه نان فنگ یی
بالاخره بیدار شدی
اعلیحضرت مرا فرستاده تا مراقبت باشم
...شیائو یی
از امپراطور برای مهربونیش تشکر می کنم
نان فنگ یی
این چیه؟
این تکه ای از روح شیائو جیوئه
قبل از اینکه بره نگهش داشتم
...شیائو جیو
...دختر عزیزم
دو یوئه لیان
...یه چیزی هست
کنجکاوم که میتونی بهم
کمک کنی یا نه؟
چیه؟
دو یوئه لیان
در واقع اون روز تو عمارت اسمان
تمام اهریمن های دریایی رو جای خودم برده بودم
که داخل قلم فی بای ئه
حاضرم از تمام قدرت جادوییم استفاده کنم
تا شکل انسانیش رو احیا کنه
نان فنگ یی
باید به این موضوع فکر کنی
اگه این کارو بکنی
حتما میمیری
باید خیلی وقت پیش میمردم
حفظ این زندگی
به معنی گناه خاندان بای زه ست
الان که هم انسان ها و هم اهریمن ها به راه راست برگشتن
وقتشه که این بدهی ها پرداخت بشن
عزیزم
عزیزم
عزیزم
بالاخره برگشتی
عزیزم
برگشتم- بالاخره برگشتی-
پسرم برگشته
پسرم بذار نگاهی بهت بندازم
عمو وو
عمو وو
متاسفم
پسرجون
تقصیر تو نیست
پسر جون
...زندگی و مرگ
فقط یه رویاست
رویا همیشه به پایان میرسه
و مردم همیشه از هم جدا میشن
...این
...این
دخترم؟
تمام قدرت روحم رو استفاده کردم
ولی کار نمیکنه
دخترم
دختر عزیزم
بیدار شو
بیدار شو
...من
...من
برات اهنگی از
زادگاهمون شی جو رو میزنم
میتونی اروم بیدار بشی
با این حال نمیتونیم همدیگه رو ببینیم
...دخترم
شیائو جیو
برو
برو
انسان ها به عملکرد زمین الگو میدن
زمین به عملکرد بهشت الگو میده
بهشت الگوهای خودشو تو دائو نشون میده
دائو خودشو به چیزی که طبیعته الگو میده
پرنده خسته هنگام غروب به جنگل باز میگرده
وقتی نهنگ سقوط می کنه موجودات بی شماری شکوفا میشه
ناپایداری
زندگی اینجوریه
[ده سال بعد]
[دان چیان جوان]
عمو نان
این رنگ خوب نیست
نوشته های روی این سنگ قبرها
همشون از بین رفتن
دفعه بعد بیا از یکی بخوایم درستش کنه
بیا بهشون یکی یکی ادای احترام کنیم
بذار یه نگاهی بندازم
هیچکسی جا نمونه
وگرنه
وقتی شب ها میخوابم
همشون به رویاهام میان
...اونی که پشتته
...اون
...پی شون
قبر جناب پی
اینا
هوی فانگ
و پی رونگ
...دو طرف سمت راستت
هو شیائو و هو تینگ
دوتا برادر
عمو نان
به خوندن ادامه بده
نفر بعدی کیه؟
[قبر نان فنگ یی]
شیائو یی
دایی
دلتنگته
دایی دلش برات تنگ شده
عمو نان
عرض ادب اعلیحضرت
میتونین بلند شین
اعلیحضرت
چند روز دیگه دهمین سال
به تخت نشستنتونه
با تشکر از اعلیحضرت
حکمرانی سخت کوش
تو این ده سال
ملت از صلح و رفاه برخوردار بودن
تو این مناسبت فرخنده
باید تو چانگ له جشن درستی بگیریم
مقامات
پیشنهاد خوبی دارین؟
امپراتور انسان ها
فکر می کنم
شهر چانگ له میتونه منع رفت و امد رو به مدت سه روز لغو کنه
و جشن ده هزار اهریمن رو اعلام کنین
اجازه برگزاری غرفه های تجاری هم برای انسان ها و هم برای اهریمن ها هست
و گروه های اواز و رقص
همه میتونن تو خیابان اجرا کنن
اجازه داده میشه
من در کنار
مردم شهر چانگ له
با هم در کنار
اهریمن ها جشن میگیریم
بله
[شهر چنگ له]
ده سال تو یه چشم به هم زدن گذشت
الان انسان ها و اهریمن ها به طور هماهنگ با هم زندگی می کنن
امیدوارم ناامیدش نکرده باشم
البته که نه
این چیزیه که
نان فنگ و اونو
خیلی خوش حال میکنه
فکر میکنی
میتونه الهه باشه؟
نمیدونم
...ولی
من
امیدوارم که باشه
واقعا می خوام ببینمش
راهی دارم اعلیحضرت
واقعا به فن توهم تیان لائو تسلط داری؟
تیان لائو بهم یاد داده
روش فن
بیشتری رو تمرین کردم
باید داخل نقاشی ببرمتون اعلیحضرت
الهه
واقعا دوباره میبینمت الهه
شیائو جیو
برای دیدنت اومدیم
چی؟
شیرینی کنجدی؟
بیاین و به چترهای کاغذی رو ببینین
جدیدترین طرح ها
بیاین ببینین
خیلی خب استاد دو
شدم شیرینی فروش
سریع بریم
این شیرینی ها بوی خوبی دارن
جناب
من سی تا شیرینی کنجدی میخوام
چرا بهش خیره میشی؟ فقط شیرینی های کنجدی تو درست کن
سی تا شیرینی، درسته؟
داریم
ولی سی تا شیرینی
خیلی زیاده
جناب نان منم نمیتونم انقدر بخورم
برای افرادم تو دیوان قضایی و تجدید نظر میخوام
سخت کار میکنن
فقط مرد باش
به منگ شی جو بگو
دوستش داری
چرا انقدر طفره میری؟
این مزخرفات چیه؟
اسمش رو از کجا میدونی؟
کسی تو شهر چانگ له هست که
ندونه بانو منگ شی جو چقدر خوشگله؟
خواستگارهاش
میتونن از اینجا تا شی جو صف بکشن
حتی منم به عنوان یه زن
...خیلی
خیلی
تحت تاثیر استعدادش قرار گرفتم
به عنوان رئیس دیوان قضایی وتجدید نظر
خرید چند تا شیرینی کنجدی چه مشکلی داره؟
نگاه کن
صاحب های این شیرینی فروشی
خیلی منطقین
...با این حال
بانو
چیزی میبینی؟
لازم نیست اینطوری ازم تعریف کنی
نان فنگ یی
اگه قدرش روندونی
حتی امپراتور داجو
برای اون باهات میجنگه
بی پروا حرف نزن
اشکالی نداره
فقط یه شیرینی کنجدیه
خودم میتونم بخرم
این شیرینی برای توئه
همین الانشم عاشقتم
اگه دوست داری
همه شیرینی هارو
از غرفه برات میخرم
جناب نان
...راستش
...منم
...من
فقط نگرانم
...فقط نگرانم
اگه در عوض علاقه خودتو بهم از دست بدی چی؟
نگران این و اونی
خودم دست به کار میشم
منگ شی جو
دوستت دارم
نان فنگ یی
چیو منو دوست داری؟
...من
نمیدونم
...ولی
ولی من فقط تو رو دوست دارم
می خوام برای همیشه باتو باشم
باشه
پس بیا
برای همیشه با هم باشیم
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و چهارم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.