Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و سوم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت بیست و سوم]
دنبال سرنوشت و روزگار
فرمان امپراتور رو بشنوین
ملکه اهریمن، منگ شی جو به جنوب سفر کرده تا به افراد فقیر کمک کنه
به شایستگی های برجسته دست پیدا کرده
بدینوسیله حکم می کنم که اون
مشاور امپراتوری داجو میشه
تمام
ممنونم اعلیحضرت
اعلیحضرت
حتی اگه منگ شی جو
نیت خوبی داشته باشه
اون
هنوزم یه اهرمینه
برای انتصابش به عنوان مشاور سلطنتی
من مخالفم
درسته
قدرت ملکه اهریمن بی حد و حصره
با این حال مایله که
اونو به نسل بشریت بده
نمیتونین
صداقتش رو ببینین؟
ممکنه به این دلیل باشه
میخواد طومار کوه ها و دریاها رو بدست بیاره
تا اهریمن هارو نجات بده؟
چه اشکالی داره که طومار کوه ها و دریاها رو باز کنیم؟
انسان ها بینشون خوب و بد هست
اهریمن ها هم بینشون خوب و بد هست
مردمش
باید تحت حاکمیت اون باشن
نباید این اتفاق بیفته
اعلیحضرت نباید این اتفاق بیفته
اعلیحضرت نباید این اتفاق بیفته
دقیقا باید برای از
بین بردن نفرت شماها
از اهریمن ها چیکار کنم؟
نگفتم که ارزوی من رسیدن به برابری
بین انسان ها و اهریمن هاست؟
وقتی هیچ کدوم
ازم حمایت نمیکنین چرا بهتون نیاز داشته باشم؟
...مگه اینکه
ملکه اهریمن حاضر باشه با اعلیحضرت ازدواج کنه
فقط اینطوری
نیتش معلوم میشه
که کاری با داجو نداره
غیر قابل قبوله
ازدواج اون
طبیعتا تصمیم خودشه
اگه تو روز عروسی
اعلیحضرت
حاضر باشه طومار کوه ها و دریاها روبرام باز کنه
حاضرم باهات ازدواج کنم
الهه
تو از احساسات من خبر داری
نیازی نیست احساس فشار کنی
من امپراتور داجو هستم
حتی اگه به خاطر احساسات خودم نباشه
چه به صورت رسمی و چه شخصی
همیشه باهات خوب رفتار میکنم
منگ شی جو
روحت رو از دست دادی
قلبت الان یه سرزمین بایره
فقط وسواس باقی مونده
این تنها فرصتت
برای باز کردن طومار کوه ها و دریاهاست
دوباره از دستش نده
اعلیحضرت فقط بهم بگین
حاضرین یا نه
فرمان منو ابلاغ کنین
روز خوبی برای
ازدواجم با منگ شی جو انتخاب کن
تا ملکه داجو بشه
به امپراطور و مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراطور و مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراطور و مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراطور و مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراطور و مشاور سلطنتی تبریک میگم
نان فنگ یی
نان فنگ یی
به امپراتور تبریک میگم
به مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراتور تبریک میگم
به مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراتور تبریک میگم
به مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراتور تبریک میگم
به مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراتور تبریک میگم
به مشاور سلطنتی تبریک میگم
به امپراتور تبریک میگم
به مشاور سلطنتی تبریک میگم
جناب نان
...تبریک
ازت میخوام که تو روز عروسیم
طومار کوه ها و دریاهارو باز کنی
این بنده
از فرمانتون اطاعت میکنم
دویست کتی طلا
اینجا
ده هزار تیل نقره
شصت اسب خوب
بذارشون اینجا
صد قوطی چای طلا و نقره
مراقب باش
دو لگن نقره ای
اینجا
هزار پیچ پارچه ابریشمی
بیست مجموعه زره
بیا این طرف بذار
بیست تکه یشم
عمو نان
دان چیان
چرا با
عموم نان اینجایی؟
شیائو جیو
دیگه نمیخوام ازت مخفیش کنم
در واقع، روزی که پدر تبدیل به یه اهریمن شد
عمو نان بود که منو به غرفه چتر فروشی برد
نه امپراتور
عمو نان
چرا تو؟
به خاطر شیائو یی
اون روز تو بتکده قفل اهریمن
جونشو به خطر انداخت تا نجاتت بده
من توسط امپراطور نجات پیدا نکردم؟
شیائو یی به امپراتور التماس کرد
نگو بهت گفتم
میدونم
ازش متنفری
راستش
پدر خوندت رو کشته
یک جفت شانه یشم سفید گلدار
یک جفت پرده آبنوس حکاکی شده و گلدوزی شده
خواهر جیو
مسئولیت های ملکه اهریمن در واقع مهمه
ولی خوشبختی اعلیحضرت
نان فنگ یی و تو
هم مهمه
امیدوارم با دقت در نظرش بگیری
...اگه
متاسفانه
هیچ اگه ای وجود نداره
مطمئن شو که همه چیز سر جای خودشه
درسته
تو این دنیا
هیچ اگه ای وجود نداره
چرا احساس می کنم
درونم درد شدیدی داره
با این حال نمی تونم اشک بریزم؟
شیائو جیو
ا شی
روحت رو به نان فنگ یی دادی
به تدریج
شادیت
خشمت
غم و اندوه
و شادی
همه از طرف تو به اون سپرده میشه
الان نمیتونی گریه کنی
چون تو این لحظه
اشک های تو
تو چشم های اونه
اشک های من
تو چشم های اونه؟
دروازه ها باز میشن
به روشنی یشم سفید
پرده بالا میره اسمان بلند میشه
و اب دریا در پهنه ای سرسبز میچرخه
استاد
نگفتی
که وقتی ازدواج کردم
برام چتر درست میکنی؟
پس من
الان به وعدم عمل میکنم
چتر خوشگلیه
با این حال
معنی نقاشی
روش چیه؟
دریا رویای وسیع و بی پایان میبینه
غم تو اینه ناراحتی منه
باد جنوب خواسته قلبم رو میدونه
و رویاها رو برای من
به شی جو میبره
دریا رویای وسیع و بی پایان میبینه
غم تو اینه ناراحتی منه
باد جنوب ارزوی منو میدونه
و رویاها رو تا
شی جو میبره
من
متواضعانه از اعلیحضرت و ملکه استقبال میکنم
چیان
من میرم
عمو نان
روت حساب میکنم
حرکت میکنیم
سدان رو بلند کنین
خواهر جیو
خواهر جیو
خواهر جیو
[دروازه تای جی]
اعلیحضرت
من
علیاحضرت رو تا قصر همراهی کردم
ممنون نان چینگ
همتون بلند شین
علیا حضرت
من
شما رو تا قصر تای جی همراهی میکنم
بهت قول دادم
امروز
طومار کوه ها و دریاها رو بهت برگردونم
ممنونم اعلیحضرت
نان چینگ
اینجام
طومار کوه ها و دریاها کجاست؟
به علیاحضرت کمک کن
تا ده هزار اهریمن رو رها کنم
نگران بودم
ممکنه کسی نیت بدی نسبت به طومار کوه ها و دریاها داشته باشه
برای همین داخل چتر
مخفیش کردم
در واقع یه حرکت هوشمندانه بوده
بذار ببینمش
موقع ازدواجت
وقتی با من ازدواج کردی
برات چتری درست میکنم
استاد انقدر اعتماد به نفس داری که باهات ازدواج میکنم؟
به نظر میادکه به اندازه کافی خوب رفتار نمی کنم
اینده بیشتر تلاش میکنم
هنوزم میخوای طلسم یاد بگیری؟
البته
پس شاگرد من باش
واقعا؟
من
واقعا میتونم شاگردت باشم؟
من
طومار رو برای علیاحضرت باز میکنم
فن دو بی یوان، بشکن
نگاه کن
نگاه کنین
برین
پدر
مادر
من انجامش دادم
همه اهریمن ها به فرمان من توجه کنین
امپراتور نسل بشری
ابرهای لاجوردی رو به نژاد اهریمنمون اعطا کردن
به استثنای هر سرزمین تحت سلطه
کوه ها و رودخونه ها به عنوان مرز بین سرزمین های درونی و بیرونی عمل می کنه
تو این منطقه
قوانین و حکومت با قوانین داجو متفاوته
الهه
الهه
الهه
زود باشین امپراتور رو بدرقه کنین
الهه
اعلیحضرت
عجله کنین اعلیحضرت
الهه
فرار کن
عجله کن
الهه
فرار کن
سریع تر
الهه
کمک کنین
شیائو جیو
شیائو جیو
چه بلایی سرت اومده؟
من شیائو جیو نیستم
اسم من
رن
گوانگه
...تو
چطور از رویا بیرون اومدی؟
ا شی
چیکار میکنی؟
از قلمرو سعادت
برای تبادل وسواس با نوع بشر استفاده کردم
به بدن فیزیکیمون کمک میکنه
قدرت زیادی بدست بیاریم
چرا به قدرت قوی تری نیاز داریم؟
فقط با همین قدرت کم
چه طور می تونیم تمام بشریت رو از بین ببریم؟
شیائو جیو
من با تو فرق دارم
میائو یون
یا سیتو هان شان
خواسته من
تو این دنیا اینکه
فقط نژاد اهریمن ماها وجود داشته باشه
یه نفرم
نمیتونه زنده بمونه
دیوونه شدی؟
مادرت
خیلی دلرحم بود
ذهنش پر از عشق های کوچیک بوده
اخرش هم اون
توسط کسی که بیشتر دوستش داشت کشته شد
فکر کنم خیلی عمیق دوستش دارم
کاملا مسخره ست
کاملا مسخره ست
از زمان مرگ مادرت
قسم خوردم که
تورو به
قویترین اهریمن تبدیل کنم
تا انتقام بگیری
و تمام تهدیدات اینده رو از بین ببری
پس
از زمانی که کوچیک بودم
تو مدام
تو رویاهام بهم یاد میدادی
فقط برای اینکه یه روز
بتونی ازم استفاده کنی
شیائو جیو
یکی هستیم، نه؟
کنار تو بودن
حالمو بهم میزنه
بهم میزنه؟
فکر نمیکنی این
بزرگترین نعمتی که من به نسل بشر میدم؟
برای معاوضه
ارزوها و مشکلاتی که اونارو عذاب میده
تا ابد تو غم
و ترس هاشون فرو برن
گوش کنین
به این خنده ها گوش کنین
تونستم
تونستم
ازم تشکر میکنن
اگه میدونستن
که این شادی واهی
به زودی
به قیمت جونشون تموم میشه
باور ندارم که اونا تمایل داشته باشن
تا این مبادله رو با تو انجام بدن شیطان
شیائو جیو
هنوزم اینقدر ساده لوحی؟
مهم نیست
به هر حال
بدنت همین الانشم
مال منه
ا شی
ا شی
چیکار کنم؟
چیکار کنم؟
اشی
نه
مادرت بی فایده بود
توقع نداشتم توهم ناامیدم کنی
پس من جاتو میگیرم
و تمام بشریت رو از بین میبرم
همین الان تمومش کن
بیا
این همه پول
شراب خوبیه
دیگه بهم راحت نگیر
باشه
بانو
بیدار شو
هرچی میبینی ساختگیه
بانو
بانو
بانو
بیدار شو- پدر-
پدر
پیرمرد
دو فنگ لی
دست از فریب دادن بردار
بیا بیرون
دیگه باهات دعوا نمیکنم
پدر
پدر
پدر
پدر
[کوان یان هه ، رهبر قبیله سگ]
گو جی
مگه نمردی؟
...من
اگه اون چاقو رو پایین نیاری
واقعا میمیرم
تو چی هستی؟
من رهبر قبیله سگ هستم
تازه از طومار کوه ها و دریاها بیرون اومدم
اگه که
تو رو از توهم بیرون نمیاوردم
اونجا میمردی
پس تو یه اهریمن سگ هستی
چه خبره؟
...اونا
به نظر میرسه تحت یه طلسم قرار گرفته باشه
وارد توهم شدن
بهشون نگاه کنین- توهم-
چرا بی تاثیرن؟
یه اهریمنم
این طلسم
به نظر میاد یه فن توهم که فقط قبیله انسانی شما رو هدف قرار میگیره
فقط تو رو نجات دادم
و تو حتی نگفتی ممنونی
شما انسان ها خیلی بی ادبین
ممنون
سگ کوچولو
همشون رو سریع بیدار کن
چه سگ کوچولویی؟
اسمم یوان یان هه ست
یا اینکه
میتونی منو ارباب یان هه صدا کنی
وقت تلف نکن
میخوای کمک کنی یا نه؟
قدرت جادویی من ضعیفه
وقتی زودتر نجاتت دادم
قبلا از همه اونا استفاده کردم
تو یکی از رهبران قبیله سگی
همچین قدرت جادویی پایینی داری؟
نه
باید برم از امپراطور محافظت کنم
کجا میری؟
استاد
استاد
استاد
شیائو جیو
...استادتو
شوهرم
چرا هنوز بهم نمیگی عزیزم؟
عزیزم
...به طلسم بی دو یوان
مسلط شدی؟
اره شدم
شوهرم
کمکم کن سنجاق سرمو در بیارم
از این به بعد
همسرت هستم
سنجاق سرم
فقط برای تو استفاده میشه
حاضرم
تمام زندگیم برات سنجاق سرت رو بذارم
نان فنگ یی
به خودت بیا
اینا توهمته
زود باش
بیدار شو
نان فنگ یی
زود باش
بیدار شو
نان فنگ یی
نمیخوام
نان فنگ یی
رویا نیست
خیلی دیر میشه
همشونو میخوام
نان فنگ یی
به خودت بیا
همشون توهمته
شیائو جیو
زود باش داره دیر میشه
نان فنگ یی- شیائو جیو-
بیدار شو- عزیزم-
به خودت بیا
عزیزم- همه توهمته-
نان فنگ یی
عزیزم
بیدار شو
سریع بیدار شو
نه
رویا نیست
اینارو میخوام
همه اینارو میخوام
همه اینارو میخوام
همه چیزهایی رو که به تازگی دیدی فراموش کردی؟
همه
گرفتار توهم شدن
تمایلی به بیدار شدن ندارن
این قلمرو سعادتیه که رن گوانگ ایجاد کرده
میخواد وسواس همه انسان ها رو به دست بیاره و
همه رو بکشه
بیدار شو، نان فنگ یی
پس چرا صدات رو میشنوم؟
بعد از نبرد اون روز با میائو یون
برای نجاتت
روحم رو به تو منتقل کردم
در حالی که بدنم
توسط روح باقیمونده رن گوانگ تسخیر شده
که باعث فاجعه امروز شد
خیلی دیر شده
الان فقط اگه سه تیکه روحم دوباره به هم برگردن
میتونم تمام توهمات رو بشکنم
و همه رو بیدار کنم
نان فنگ یی
سریع بیدار شو
پس
روح جویای زندگی تو داخل بدن منه؟
اره
لطفا سریع بیدار شو
دیگه زمانی باقی نمونده
عجله کن
شیائو جیو
نان فنگ یی
گو جی
اون گو جی نیست
یه اهریمن سگه
میدونی چی شده
انسان ها
تو قلمرو سعادت گرفتار شدن
چه خبره؟
داستانش طولانیه
شیائو جیو توسط یه شیطان تسخیر شده
که این قلمرو خیال رو درست کرده
پس با مصرف وسواس انسان
در نهایت انسان ها رو نابود میکنه
الان راهی برای شکستن این موضوع وجود داره؟
من
رشته ای از روح شیائو جیو رو دارم
تنها زمانی که این سه تیکه روح دوباره با هم متحد بشن
شیائو جیو میتونه قلمرو رو بشکنه
همه رو بیدار کنه
میدونم چه طور انجامش بدم
نان فنگ یی
واقعا بهش فکر کردی؟
وقتی که سازند قفل کننده روحت رو خارج کنه
خیلی ضعیف میشی
به هر حال زندگی من رو به پایانه
همین طور ممکنه اخرین استفاده باشه
خب
من شروع میکنم
تو نگهبانی بده
نان فنگ یی
نگران من نباش
سریع برو شیائو جیو رو پیدا کن
چه خبره؟
...این
روح من به جایگاه واقعی خودش برگشته
از این به بعد
دیگه نمی تونی بدن منو کنترل کنی
...وقتشه که
به همه اینا پایان بدیم
بذار یه بار دیگه بغلت کنم
یائونیانگ
...این
یائونیانگه
یائونیانگ
...یائونیانگ
نمیخوام بری
برگرد
هوی فانگ
هوی فانگ
هوی فانگ
هوی فانگ نرو،هوی فانگ
نمیتونه ساختگی باشه
منم
توهمات رو برای همه از بین بردم
این نقشه اهریمن سایه، رن گوانگ بود
تا انسان هارو از بین ببره
کی ازت خواسته که توهم منو بشکنی؟
لعنت بهت ملکه اهریمن
کی بهت گفت تو کارام دخالت کنی؟
بهم برشگردون
بهم پسش بده
از اینجا برو
ملکه اهریمن بدجنس
کی گفته دخالت کنی؟
با چه حقی؟
گستاخ
بهم پسش بده
بهمون پس بده
میخوام برگردم
ترجیح میدادین تو توهم بمیرین
تا اینکه به حقیقت برگردین؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و سوم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.