All language subtitles for A.Love.Story.of.Oiled.Paper.Umbrella.EP22

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و دوم =

[داستان عاشقانه چتر کاغذی]

[قسمت بیست و دوم]

الهه

خداحافظ

منگ شی جو

باید صدام کنی

ملکه اهریمن

الهه

سریع از اینجا برو

میائو یون

کارهای بد زیادی تو این سال ها

مرتکب شدی

امروز

میکشمت

تا زمانی که هاله اژدها رو با خود دارم

حتی نمیتونی بهم اسیب برسونی

به علاوه

یه سلاح مخفی دارم

منظورت چیه؟

نان فنگ یی

چرا؟

چرا شیگو روت

کار نمیکنه؟

میائو یون

فکر می کنی تو تنها کسی

هستی که از فن توهم استفاده میکنه؟

بیا اینجا بچه گربه

تو

اول اومدی طرفم

ولی حالا داری منو متهم می کنی؟

اگه میخوای گریه کن

هیچ کسی اشک هاتو نمیبینه

هم انسان

خوب وجود داره

و هم اهریمن خوب

وجود داره

فرقی نمی کنه انسان باشی یا اهریمن

تو شاگرد من هستی شیائو جیو

شیائو جیو

تو توسط

میائو یون کنترل میشی

نان فنگ یی

الان قدرت تو کمتر از قدرت منه

خیلی دیر نیست که

تسلیم من بشی

چیکار میکنی؟

بدن من

توسط میائو یون با شیگو کنترل میشه

تا طومار کوه ها و دریاها فعال بشه

اخرین اگاهیمه

که برای کنترل کردنم وجود داره

زود باش

نمیخوای منو بکشی؟

الان منو بکش

زود باش

...تو

چرا منو نمیکشی؟

میائو یون هاله اژدهای امپراتور رو داره

تو تنها کسی هستی که

میتونه بهم کمک کنه طومار کوه ها و دریاهارو باز کنم

اینجوری میتونم بگیرمش

برای همین شیگو رو از بدنت حفظ کردم

نصف النهارهای من همراه با شیگو نابود شدن

قدرت درونی الانم

برای باز کردن طومار کوه ها و دریاها کافی نیست

با کمک ملکه اهریمن

نگران چی هستی

بای زه یی

چطور جرات کردی بهم خیانت کنی

شاهدخت

شاهدخت

جای یوئه

هرگز فکر نمی کردم شاهدخت پری دریایی

وقتی شاهد مرگ عزیزانش باشه

همچین دردی بکشه

تاحالا به

عمو وو

و افراد بی شماری

که تو شهر چانگ له کشته شدن فکر کردی

توسط خانوادشون رها شدن

اخرش تو بدبختی مردن

لیاقتشون همین بود

چیشده؟

زخمی شدم

کمکم کن

نجاتم دادی؟

خواهش میکنم

متاسفم

برای چی؟

اهریمن

نمیتونی فرار کنی

از لطفم سو استفاده کردی

چاره ای نداریم

یه اهریمنی

کافیه

اجدادت تو چشم تو

چیزی نیستن

ولی از نظر ماها شرورهای بی رحمی هستن

دلیلش همینه

چرا یه انتقام بی پایان

از انسان هارو شروع کردی؟

درسته

میخوام که اونا مزه

نابود شدن رو بچشن

این چرخه انتقام کی به پایان میرسه؟

هان شان

نتونستم

انتقام تو و قبیله اهریمن رو بگیرم

نتونستم انتقام تو و قبیله اهریمن رو بگیرم

ملکه اهریمن

میکشمت

کافیه

کورین؟

این ملکه اهریمنی بود که بهمون کمک کرد تا

میائو یون ملکه بدجنس رو شکست بدیم

ولی بالاخره اون ملکه اهریمنه

کسی چه میدونه ازمون انتقام بگیره یا نه

اگه می خواست بهمون صدمه بزنه

همین الانشم مرده بودیم

دو یوئه لیان

طومار کوه ها و دریاها رو بهم بده

نمیتونم

اونو بهت بدم

فقط اجازه میدی که

من مردمتو نجات بدم

ولی نمیذاری که

مردم خودمو نجات بدم

به نظرت مسخره نیست؟

شیائو جیو

مواضعمون متفاوته

و مسئولیت هامون هم همینطوره

کجا میبریش؟

میبرمش به تپه

دیگه ازش متنفر نیستی؟

تنفر

چه فایده ای داره؟

تا زمانی که بتونه طومار کوه ها و دریاها رو باز کنه

باید نجاتش بدم

به دنبال سرنوشت و روزگار

بدینوسیله اعلام می کنم که

ولیعهد بی گونگ شو

که نیکوکار و تواناست

و اولین وارث خاندان سلطنتیه

اراده بهشت رو پیروز کرده

به طور جدی به فرمان اولیه پایبند

و از قوانین سنتی پیروی کن

و مطابق با خواست مردم باش

با احترام به اسمان و زمین اطاعت کن

معابد اجدادی

و قربانگاه های زمین و غلات

که به موفقیت به تاج و تخت میرسی قدردان باش

کشور رو اداره کن

تمام

تعظیم کنین

عرض ادب

اعلیحضرت

میتونین بلند شین

بلند شین

ممنونم اعلیحضرت

انسان خوب و بد وجود داره

و اهریمن خوب و بد هم وجود داره

هرچند منگ شی جو ملکه اهریمنیه

با هم نوع خودش جنگیده

میائو یون و سیتو هان شان رو از بین برده

مردم داجو رو نجات داده

اون خدمت بزرگی به بشریت کرده

پس

تو داجو

منگ شی جو اجازه داره که

به عنوان یه فرستاده به دربار بیاد و بره

لباس رسمی میگیره

مقامی به عهده دار میشه

بله

الهه

چیزی که بهت قول دادم

رو براورده میکنم

در سال بیست و سوم مینگ ده

امپراتور مینگ زونگ داجو درگذشتن

ولیعهد بی گونگ شو به تاج و تخت نشستن

از لحاظ تاریخی به عنوان

امپراتور روی زونگ نامیده میشن

[چتر فروشی نان]

طومار کوه ها و دریاها هنوز باز نشده

نمیتونی بمیری

عجیبه

مهم نیست چقدر قدرت بهش میدم

هیچی وارد بدنش نمیشه

نفسش

ضعیف تر و ضعیف تر میشه

باید زنده نگهت دارم

شیائو جیو

بیا پیشم

راهی دارم

رن گوانگ

نه

باید اشی صدات کنم

میتونی نجاتش بدی؟

البته

هنوزم

رویاته

چیه؟

خوشت نمیاد؟

میاد

به نظر میاد

نان فنگی رو

فقط به این دلیل که طومار کوه ها و دریاها هنوز باز نشده بخشیدی

الان نمیتونه بمیره

خیلی خب

هنوزم باهوشی

نمیتونم نجاتش بدم

نگفتی که

راهی داری؟

چیه؟

چقدر حاضری

براش کاری انجام بدی؟

منظورت چیه؟

با قلب معیوبی به دنیا اومده

و با کمک هسته اهریمنی بزرگ شده

هسته اهریمنی رو بیرون کشیدی

و ارتباطش قطع شده

دچار جراحات شدیدی شده

تقریبا غیرممکنه

که زنده بمونه

ولی بهم کمک کرد که

میائو یون رو بکشم

تو نبرد با میائو یون

از اخرین نیروی اگاهیش برای حفظش استفاده کرد

الانم ارزوش براورده شده

دیگه اگاهی برای زندگی نداره

منظورت اینه

میخواد بمیره؟

بهش فکر کن

نمیدونه که ازش متنفری؟

توسط کسی که دوستش داره سرزنش شده

و نسبت به افراد بی شماری احساس گناه میکنه

فکر میکنی

هنوز میخواد زنده بمونه؟

پس برای بیدار کردن ارادش

چیکار میتونم بکنم؟

انسان دارای سه تیکه روحه

اگه میخوای زنده بمونه

کسی باید

بهش یه رشته روح جویای زندگی بده

اونی که بهش روح داده

از اون به بعد

دیگه از مرگ نمیترسه درسته؟

کسی که روح زندگی طلب خودشو رها کنه

دیگه هیچ تمایلاتی نداره

قلبش مثل یه زمین بایر میشه

تنها چیزی که باقی میمونه وسواسه

هیچ تمایلاتی نداره

قلبش مثل یه زمین بایر میشه

تنها چیزی که باقی میمونه وسواسه

انجامش میدم

مطمئنی؟

طومار کوه ها و دریاها هنوز باز نشده

الان نمیتونه بمیره

تصمیمم رو‌گرفتم

واقعا این کارو

فقط برای طومار کوه ها و دریاها میکنی؟

اره

باشه

سازند قفل کننده روح

شروع

منگ شی جو

منگ شی جو باید بگی که

روح جویای زندگی خودتو با کمال میل به نان فنگ یی میدی

وگرنه این روح

بدنت رو ترک نمیکنه

...من

با کمال میل روح جویای زندگیم رو رها میکنم

پس

منتظر لحظه مناسب میمونم

تا کاملا کنترلت کنم

منگ شی جو

تو

خیلی بهتر شدی

دارو تلخه

برات نبات اوردم

خوردنش تا زمانی که گرمه خوبه

داروی به این تلخی رو

یهویی خوردی؟

برای پول هر کاری میکردم

از یه داروی تلخ بترسم؟

فقط می ترسم وقتم برای پول دراوردن تلف بشه

اگه یه روز دیگه مریض بمونم

استاد

تو بهم دروغ گفتی

تو بهم دروغ گفتی

مگه نگفتی

از داروی تلخ نمی ترسی؟

...من

شاید به این دلیله که الان روزها خیلی شیرینی دارم

کم کم دارم شروع میکنم

از تلخی بترسم

عوض شدی

استاد تو هم تغییر کردی

خیلی شیرینه

شیائو یی

تویی

شیائو یی؟

استاد بای

چرا اینجایی؟

ملکه اهریمن

تو مصیبت بزرگی برای این دنیایی

هرچند اعلیحضرت و استاد دو ازت محافظت می کنن

اگه زنده بمونی

بازم فاجعه ای برای دنیا هستی

پس امروز اومدی اینجا

بعد از استفاده بهم خیانت کن؟

ملکه اهریمن اینجاست

اون ملکه اهریمنه

انسان ها و اهریمن ها مسیرهای متفاوتی دارن

هرچند تو بهمون کمک کردی که ملکه بدجنس رو شکست بدیم

تو خون

ملکه اهریمنی رو داری

نمیتونیم اجازه بدیم زنده بمونی

کینه عمیق مردم بی گناه داجو

روش زیاده

درسته

منگ شی جو

بعد از چندین نبرد بزرگ

قدرت معنویت تموم شده

چرا مطیعانه تسلیم نمیشی؟

چی؟

حتی مبارزه شروع نشده

از همین الان ترسیدی؟

سرسختی

دوستان

حالا که استاد دو نیست

بیاین مستقیما دستگیرش کنیم

بکشینش

بکشینش

بکشینش

بکشینش

بکشینش

بکشینش

بکشینش

بکشینش

بکشینش

ملکه اهریمن می خواد مردم رو بکشه

بالاخره رنگ واقعی خودشو نشون داد

ملکه اهریمنی واقعا شیطانه

شنیدم که اون حتی توسط انسان ها بزرگ شده

جاه طلب و بی رحمه

بکشینش

بکشینش

مجبورم نکنین

کافیه

شیائو جیو

الهه

اعلیحضرت

بیا اینجا

بذار ببینم

صدمه ای دیدی

زخمی شدی؟

همتون رو نجات داده

اینطوری باهاش ​​رفتار میکنین؟

نمیتونی بفهمی؟

میتونه شکستتون بده

ولی نمیخواد بهتون اسیب بزنه

اعلیحضرت لطفا تجدید نظر کنین

منگ شی جو

بالاخره یه اهریمنه

فرمان سلطنتی رو

نشنیدین؟

منگ شی جو

ناجی داجوئه

از این روز به بعد

هر کسی جرات کنه اذیتش کنه

با من مخالفت میکنه

ببینیم کی جرات این کارو داره

الهه

بریم

باهام به قصر بیا

نمیتونم برم

برمیگردم چتر فروشی نان

نان فنگ یی هنوز بهوش نیومده

باهاش برو

تو این دنیا

اعلیحضرت تنها کسیه که

میتونه ازت محافظت کنه

نان فنگ یی

برای من زندگی کن

فقط به این دلیل که می تونم بهت کمک کنم طومار کوه ها و دریاها رو باز کنی؟

اره

فقط به این دلیل

که میتونی بهم کمک کنی طومار کوه ها و دریاها رو باز کنم

هر وقت بهم دستور بدی

بازش میکنم

اعلیحضرت

بریم

چرا گریه می کنی؟

نمیکنم

اشغال رفت تو چشمم

الهه

ببین کیو اوردم اینجا

خواهر جیو

دان چیان

چیان

بذار خوب ببینمت

وقتی نبودم

مراقب خودت بودی؟

اسیب دیدی؟

کسی اذیتت کرد؟

خوبم

روزی که پدرم تبدیل به اهریمن شد

مخفی شدم

خوشحالم که حالت خوبه

خوبه

پس

چه طور نجات پیدا کردی؟

...من

اعلیحضرت منو نجات دادن

درسته

تو...

توهمون...

خونه

خونه- خیابون-

بله

منظورم این بود

تو خیابان نزدیک خونش

با اعلیحضرت نجاتش دادیم

درسته

که اینطور

ممنونم اعلیحضرت

الهه

وضعیت خاصی داری

برای تو و دان چیان بهتره که

تو قصر بمونین

امن تره

نگران نباش

کم کم تعصب مردم رو

نسبت بهت برمیدارم

کمک میکنم تا اسم تو بقیه

اهریمن ها پاک بشه

باشه

ممنونم اعلیحضرت

این بلاها بازم هست

اره

باید چیکار کنیم؟

مقامات

جنوب از خشکسالی طولانی رنج میبره

در حالی که شمال توسط سیل ویرانگر ویران شده

میلیون ها نفر از مردممون تحت تاثیر قرار گرفتن

این بلایا

مثل شمشیر تیزی روی قلبمه

منگ شی جو، ملکه اهریمن

ابراز تمایل کرده که به انسان ها تو کاهش این بلایا کمک کنه

امروز

فرمانی میدم

که منگ شی جو به عنوان

نماینده امداد تو بلایای طبیعی باشه

که به مناطق خشکسالی و سیل زده سفر کنه

مردم رو نجات بده

بله

چه طور می تونیم اجازه بدیم قبیله اهریمن تو امور انسانی دخالت کنه؟

الهه

اگه می خوای مردم من تو و قبیله اهریمن رو قبول کنن

باید کاری برای قبیله انسانی انجام بدی

از بهشت میخوام

رعد و بارون رو

به زمین هدیه کنه

زمین ها حاصلخیز بشن

از بهشت میخوام

رعد و بارون رو بهمون هدیه بده

ملکه اهریمنه

ملکه اهریمنه

وحشت نکنین

ملکه اهریمن اینجاست تا برامون بارون بیاره

نه

نادیده گرفتن بهشت برای اوردن بارون

منجر به واکنش متقابل میشه

روی اوردن بارون تمرکز کن

ازت محافظت میکنم

خودشه

بارونه

بارونه

واقعا بارونه

بارونه

بارونه

ممنونیم ملکه اهریمن

ممنونیم ملکه اهریمن

نان فنگ یی

نمیتونی خودتو مجبور به استفاده از قدرتت بکنی

مخفیانه بهش کمک کنی

اگه ادامه پیدا کنه

حتی سه ماه هم زنده نمیمونی

باید خیلی وقت پیش میمردم

راستش دو یوئه لیان

تنها باوری که الان منو زنده نگه میداره

اینه که بهش کمک کنم طومار کوه ها و دریاها رو باز کنه

و برای مدتی بیشتری همراهیش کنم

ولی به عنوان یه نواده خاندان شکارچی اهریمن

واقعا بهش فکر کردی که

طومار کوه ها و دریاها رو براش باز کنی؟

نه فقط برای اون

قبلا همیشه

روی انسان ها و اهریمن ها وسواس داشتم

ولی اگه همه موجودات دنیا برای خوبی تلاش کنن

به دنبال مکانی برای زنده موندن باشن

واقعا مهمه که

انسان هستن یا اهریمن؟

دیدن اینکه انسان ها و اهریمن ها کنار هم زندگی میکنن

خوبه

درسته؟

نه

نمیتونم تصورش کنم

چرا نمیتونی تصورش کنی؟

اگه بهشون ازادی داده بشه

مطمئنا

از طومار بیرون میان

زندگی بی دغدغه دارن

ولی بینشون اهریمن بدهم هست مثل سیتو هان شان

و میائو یون

نمیخوان به خوبی با ماها زندگی کنن

سیتو هان شان و میائو یون

در اصل یه زوج بودن

اگه پدرم نبود که

که اصرار کنه هم نوعاشون بمیرن

فاجعه امروز شاید اتفاق نمیفتاد

تو این دنیا

هرگز عشق یا نفرت بی دلیل وجود نداشته

ولی عشق

و نفرت چرا

چه طور میشه حلش کرد؟

فقط وقتی کسانی که دوست دارن و متنفرن

شادی رو بدست بیارن

این دنیا واقعا به صلح دست پیدا میکنه؟

پس

اینو برای طولانی مدت در نظر داشتی

این اخرین و

و تنها کاری که می تونم برای اون و خودم انجام بدم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و دوم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.