Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و یکم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت بیست و یکم]
چی؟
منگ شی جو فرار کرده
و بای زه یی رو گروگان گرفته؟
مطمئن نیستیم
بای زه یی
عمدا این کارو کرده
تلاش کرده فرار کنه
واقعا میتونی از چنگ من فرار کنی؟
شیگو تو بدن
بای زه یی ئه
تا اخر دنیا هم رفته
باشی پیدات میکنم
[دروازه لی جنگ]
ولیعهد
بالاخره اومدین
ملکه اهریمن ظاهر شده
ازتون میخوام که
خیلی سریع برین
ژنرال سون
همه سربازها به فرمان من توجه کنین
قسم میخوریم
به هر قیمتی شده از این شهر دفاع کنیم
بله
ولیعهد
چه بلایی سرتون اومده؟
اون ملکه اهریمنه
با وجود اینکه اون ملکه اهریمنه
اون برای من
فقط منگ شی جوئه
نان فنگ یی
وقتشه که
حساب هامون رو تسویه کنیم
این هسته اهریمنی رو
بیست سال پیش بهت قرض دادم
وقتش رسیده که بهم برشگردونی
جای تعجب نیست که تو دختر لی شی یی هستی
تنها چیزی که بهش اهمیت میدی احساساته
حتی نمیدونی چه طور هسته اهریمنی روخارج کنی
اجازه نداری درباره پدرم حرف بزنی
چرا اجازه ندارم؟
به عنوان یه شکارچی اهریمن لی شی یی
در واقع عاشق یه اهریمن شد
و حتی ازش یه دختر داره
واقعا مایه شرمساری برای دنیای شکارچی های اهریمنه
خیلی منزجر کننده ست
هنوز راه درازی برای بیرون کشیدن این هسته اهریمنی داری
هنوزم انجامش میدی
خیلی مسخره ست
نان فنگ یی
بر خلاف تو
بی عاطفه نیستم
عشق بی معنیو رها کن
و مسئولیت خودتو به عنوان ملکه اهریمن به عهده بگیر
هسته اهریمنی که
مال توئه پس بگیر
اگه زودتر میدونستم
تو و عمو وو رو باهم میکشتم
شیائو جیو
چیزی که خاندان بای زه بهت مدیونه رو
الان دارم جبران میکنم
کافیه
جناب گو
بذار بره
نان فنگ یی
هسته اهریمنت کجاست؟
با کمال میل بهش دادی؟
مال اونه
بهش پس دادم
ولی این باعث میشه
به ملکه اهریمن تبدیل بشه
...چطور تونستی
میخوام زندگی کنه
...تو
وقتی چانگ له شدید ترین بارون رو تجربه کنه
ملکه اهریمن با یه چتر برمیگرده
این بار
هر چیزی که متعلق بهمونه پس میگیرم
شیائو جیو
همین الانشم هسته اهریمن رو داری
حالا که هسته اهریمن رو بهت پس داده
چرا نمیتونی زندگیش رو ببخشی؟
این هسته اهریمنی از شروع مال من بوده
چرا باید این کارو بکنم
از جونش بگذرم؟
وقتی عمو وو رو کشت
هرگز به نجات جونش فکر کرد؟
امروز
میخوام نان فنگ یی بمیره
نکن
هسته اهریمن همین الانشم به میزبانش پیوند خورده
مگه اینکه خودش مایل باشه
وگرنه نمیتونی درش بیاری
اگه چیزی گفته که ناراحتت کرده
قطعا منظورش این نبوده
جای تعجبی نیست که تو دختر لی شی یی هستی
تنها چیزی که بهش اهمیت میدی احساساته
حتی نمیدونی چه طوری هسته اهریمنی رو بیرون بیاری
به عنوان یه شکارچی اهریمن
لی شی یی در واقع عاشق یه اهریمن شد
و حتی یه دختر دارن
واقعا مایه شرمساری برای دنیای شکارچی های اهریمنه
منزجر کننده ست
[عمارت اسمان]
نمیفهمم
چرا برای به دست اوردن این چتر جونتو به خطر انداختی؟
به کسی
در مورد چترنگو
فهمیدی؟
اره
نان فنگ یی چطوره؟
تو اتاق مطالعه ست
ولی
بعد از خارج شدن هسته اهریمنی به شدت اسیب دیده
می ترسم زمان زیادی براش باقی نمونده باشه
ملکه اهریمن ظاهر شده
باید از هر امکاناتی که داریم
تو شهر چانگ له استفاده کنیم
تا سازند اهریمن گیر راه اندازی کنیم
از همه مردم شهر محافظت کنیم
بله
فهمیدم
میائو یون
منگ شی جو
یه شکارچی اهریمن
یهویی تبدیل به ملکه اهریمن شده
به نظرت طعنه امیز نیست؟
حالا که همه چیز به اینجا رسیده
قطعا مسئولیت ملکه اهریمنی رو به عهده میگیرم
و از میلیون ها نفر از مردمم محافظت کنم
باهم در کنار
انسان ها با صلح زندگی میکنیم
زندگی با صلح؟
اگه قرار بود ملکه اهریمن باشم
انسان هارو مجبور میکردم
تحقیری که به قبیله اهریمن ها دادن رو
بهشون برمیگردوندم
بیا ببینم توانایی داری یا نه
مگه اینکه خودم بخوام
هرگز نمیتونی هسته اهریمنی رو ازم بیرون بکشی
رویاتو برای تبدیل شدن به ملکه اهریمنی ول کن
میبینیم
پدر
شیائو جیو الان به ملکه اهریمن تبدیل شده
قطعا طومار کوه ها و دریاها رو از بین میبره
و میلیون ها اهریمن ازاد میشن
اون اهریمن پری دریایی، میائو یون
کنترل کامل قصر رو به دست گرفته
مهم نیست کی
طومار کوه ها و دریاها میگیره
ناگزیر به بشریت اسیب میزنه
چاره ای جز مخالفت با اکثریت ندارم
به خاکستر تبدیلش میکنم
شی می
چرا هرگز متوجه وضعیت نمیشی؟
گو جی
اینجا چیکار میکنی
طومار کوه ها و دریاها
از خون و استخون ملکه اهریمنی باستانی ساخته شده
چطور میتونی حتی یه ذره ازش رو نابود کنی
اونم با قدرت کمی که داری؟
خب که چی؟
به تو ربطی نداره
شی می
این گنج رو بدش من
جلو علیاحضرت ازت خوب میگم
امنیتت تضمین میشه
گو جی
توهم انسان هستی
ولی چرا به اهریمن ها کمک میکنی؟
میدونی که
وقتی این طومار باز بشه
عواقبش غیر قابل تصوره
دقیقا به خاطر
عواقب ترسناکش
که باید پیداش کنیم
اهریمن قدرتمندی مثل علیاحضرت
از زمانی که ماها کوچیک بودیم
همیشه با هرکاری که گفتی
وکردی همراه بودم
ولی لطفا
این بار نصیحت منو قبول کن
و طومار کوه ها و دریاها رو بهم بده
وگرنه
علیاحضرت ولت نمیکنه
تو خواب ببینی
دو یوئه لیان
علیاحضرت
طومار اینجاست
اذیتش نکن
شی می
شی می
شی می
هان شان
هدف بزرگمون
در شرف تحققه
وضعیت نان فنگ یی چه طوره؟
هسته اهریمنیش رفته
جراحاتش شدیده
برای همین ممکنه که
نتونه طلسم بی دو یوان رو
تو کوتاه مدت فعلا کنه
به نظر میاد
که باید راهی پیدا کنیم
تا قدرهاش برگرده
شی می
به قصر سلطنتی ببرینش
تو اتاق مخفی حبسش کنین
چرا تو اتاق مخفی حبسش میکنین؟
بعد از اینکه تو اتاق مخفی محبوس شد
میتونی انتخاب کنی که یکی
عمارت اسمان باشی
یا تو دیوان قضایی و تجدید نظر باشی
این چه طوره
تا زمانی که علیاحضرت بهش اسیبی نزنه
هر کاری بخوای انجام میدم
نگران نباش گو جی
میفهمم
قصدت چیه
شیائو یی
پدر
با دیدنت که انقدر بزرگ شدی
بهت افتخار میکنم
شیائو یی
خیلی وقته گذشته
دیگه منو یادت نمیاد؟
یادمه
البته که تورو یادمه
تو کسی هستی که
طومار کوه ها و دریاها رو با لی شی یی عوض کردی
با دست های خودت دوستت رو کشتی
دستات به هاله کشتار الوده ست
نزدیک نشو
ازت متنفرم
ازم متنفری؟
البته که ازت متنفرم
خاندان بای زه رسوا شدن
همه به خاطر خودخواهی توئه
و من کسی هستم که باید تحملش کنم
اونم تنهایی
همه تو دنیا
سرزنشم میکنن
ازم متنفرن
ولی تو نه
چرا نه؟
من بای زه گونگ
کل دنیا رو شکست دادم
ولی نا امیدت نکردم
اگه از طومار کوه ها و دریاها
برای معاوضه با هسته اهریمنی استفاده نمیکردم
خیلی وقت پیش مرده بودی
میتونی منو سرزنش کنی
و ازم متنفر باشی
ولی نمیتونی کارمو
به عنوان پدر انکار کنی
همه چیز از جمله زندگی خودمو رو
برای امنیتت دادم
ولی زندگی من با
با فداکاری تمام خاندان بای زه همراه بوده
حتی طلسم بی دو یوان که مقدس میدونیش
بدون هاله کشتار فعال نمیشه
زندگی کردن
برام چه معنی داره؟
پسرم
پسرم
زندگی کن
زندگی خوبی داشتن
بزرگترین هدف وجودت نیست؟
هسته اهریمن رو به صاحبش برگردوندم
از این به بعد
مسئول تمام کارهام هستم
تو هسته اهریمن
روبهش پس دادی؟
چرا اینقدر احمقی؟
چرا اینقدر احمقی
انسان ها در حال شورش هستن
تنها با قدرتم به سختی می تونم با قدرت اونا برابری کنم
از شماها موجودات دریایی میخوام که
هسته اهریمنیتون رو به من بدین
تا با کمکش قبیله اهریمن رو نجات بدم
هممون اهریمن هستیم
حاضریم که نیرومون رو بدیم
ماهام همین کارو میکنیم
ماهاهم انجامش میدیم
[عمارت اسمان]
چیکار میکنی؟
بهت نیرویی میدم که طول عمرت رو زیاد میکنه
نمیخوامش
بای زه یی
از این به بعد
تو عروسک واقعی من میشی
واقعا برای دیدنش هیجان زدم
که چه طور میتونیم برای کشتن منگ شی جو به نیروها ملحق بشی
مطمئنا هیجان انگیزه
شیائوجیو
بای زه یی
از این به بعد
عمارت اسمان و دیوان قضایی و تجدید نظر
تحت فرمان تو هستن
ولی من تمام تصمیمات نهایی رو خواهم گرفت
میتونی این کار روانجام بدی؟
بله علیاحضرت
ازش لذت ببر
هسته اهریمنی که از جوهر همه موجودات زنده ساخته شده
وقتی نیروت بازیابی بشه
قادر میشی که
تبدیل به کلید باز شدن طومار کوه ها و دریاها بشی
اون وقت مفیدی
میائو یون
تو منو مجبور به این کار کردی
میائو یون
اینجا چیکار میکنی؟
استاد دو
میدونی چه طور ظاهر جوان خودمو حفظ میکنم
با وجود اینکه بیشتر از صد سال سن دارم؟
اومدی تا نیروی زندگی منو تخلیه کنی
جای تعجبی نیست که استاد عمارت اسمان هستی
نگران نباش
نیروی زندگیت رو کم کم تخلیه می کنم
امروز
فقط باید
چندتا از چروک روی دستم رو از بین ببرم
میائو یون
خیلی حقیر و بی شرمی
حقیر؟
اصلا یعنی چی؟
دو یوئه لیان
خیلی ساده لوحی
واقعا پدرتو میشناسی؟
میدونی وقتی جوون بوده چندتا اهریمن روکشته؟
چه گناهایی مرتکب شده؟
با چشمای خودت شاهدشون بودی؟
مهم نیست
از این به بعد
نیروی زندگیت رو ذره ذره تخلیه می کنم
و تو
با مرگی اهسته
زیر شکنجه من میمیری
کافیه
کافیه
علیاحضرت
علیاحضرت
گو جی
چطور جرات میکنی بهم خیانت کنی
خیانت کنم؟
علیاحضرت بهم قول دادی
مقام عمارت اسمانی یا وزیر دیوان رو بهم میدی
ولی به هیچ کدوم عمل نکردی
بهم خیانت کردی علیاحضرت
گستاخ
گو جی
نان فنگ یی میتونه بهم کمک کنه تا طومار کوه ها و دریاهارو باز کنم
خواجه ای مثل تو چه پیشنهادی میتونه بهم بده؟
چرا باید همچین موقعیت مهمی بهت بدم؟
میائو یون
میائو یون
تو بارها و بارها به قولی که بهم دادی رو زیر پا گذاشتی
به هر قیمتی ازم استفاده کردی
فک کنم سرنوشتم
بهتر از اون
موجودات دریایی نمیشه
شاید لیاقت نداشته باشم
ولی
به اندازه کافی خوب هستم
تا چین و چروک دستت رو از بین ببرم
نیروی زندگی میخوای
مال منو بگیر
بیا
گو جی دیوونه شدی؟
گوجی
واقعا برات متاسفم
میخوای نشون بدی که عشقت چقدر عمیقه
ولی باید بدونی که شی می ات قدرشو میدونه یا نه
مهم نیست
فقط یه قربانی دیگه برای من هستی
برای من ضرری نیست
پس تو رنج میکشی
گو جی
گو جی، چیکار می کنی؟
شی می
هیچ وقت هیچ استعداد و هیچ پیشینه ای نداشتم
از وقتی که بچه بودم
از لحظه ای که تو رو دیدم قسم خوردم
که در طول این زندگی
قطعا مردی میشم که شایستت باشه
...ولی
مهم نیست چیکار میکنم
چقدر تلاش میکنم
یا چقدر سعی میکنم
من
نمیتونم مجبورت کنم که منو ادم خوبی ببینی
شی می
یه بار گفتی
که اگه بمیرم
ممکنه نگاهی بهم بندازی
...الان
میتونم
کاری کنم که منو ببینی
...من
خیلی خوشحالم
شی می
چطور میتونی اینقدر احمق باشی
در اینده
هیچ کسی نیست که
برات بادبادک پرواز بده
ارشد
شی می
به این نگاه کن
این چیه؟
خیلی زشته
زشت نیست
این تویی
متوجه نشدی؟
من ارشدم هفت روز طول کشیدتا
این بادبادک روبسازم
که شبیه تو باشه
چه طوره از این به بعد هر روز برات بادبادک هوا کنم؟
شی می
گو جی
گو جی
گو جی
گو جی
ارشد
ارشد چیکار میکنی؟
شنیدم
که اگه بادبادک رو به اندازه کافی بلند کنی
میتونی به عزیزانت که مردن نزدیک تر بشی
اگه درست باشه
مادرت
قادره از بهشت
ببینتت
فضیلت شکوفا میشه و برکات نازل میشن
همون طور که از جنوب شرقی استقبال می کنیم و تعظیم میکنیم
لباس های زمستانی در باد خش خش می کنن
همون طور که ما عودهای معطر ارائه میدیم
با اخلاص و تقوای خالصانه
اهنگ هایی مینوازیم
منتظر تجلی زندگی و
و نزول صد رحمت هستیم
امپراتور هنوز به طور کامل بهبود پیدا نکرده
با این حال، مراسم جشن لباس زمستانی باید برگزار بشه
این رداهای ابریشمی
از طرف من از طرف امپراتور اعطا شدن
بپوشینش
به من و امپراتور
برای تقدیم قربانی به اسمان و زمین ملحق شو
ممنونم علیاحضرت
ممنونم علیاحضرت
میائو یون قصد داره هاله اژدها رو در طول جشنواره لباس زمستانی از بین ببره
پس امپراتور در خطره
گو جی به میائو یون خیانت کرده
نامه ای محرمانه برام فرستاد
دو یوئه لیان تو یه اتاق مخفی حبس شده
زندگیش تو خطره
ولی
میتونیم به گفته های گو جی اعتماد کنیم؟
گوجی برای نجات
جون دویوئه لیان مرده
پس
هاله اژدهای امپراتور
قوی ترین دفاع در برابر منه
ولی الان طومار کوه ها و دریاها
و نان فنگ یی هر دو تو دستای من هستن
وقتی طورمار کوه ها و دریاها باز بشه
تو خطر میفتی
پس باید از قبلش
میائو یون رومتوقف کنیم
که هاله اژدهارو از این ببره
خیلی بهتر شدم
میائو یون
واقعا از اسمون اومدی که نجاتم بدی
واقعا فکر کردم
هرگز بهتر نمیشم
سی لانگ اینارو نگو
ملکه
بیا بریم بیرون قدم بزنیم
من
به این فکر میکردم
وقتی که نژاد اهریمن جایگزین همه انسان ها بشن
از طومار کوه ها و دریاها برای دوختن ردای ابریشمی استفاده میکنیم
و هاله اژدها رو از امپراتور دور میکنیم
ردا به عنوان زرهمون عمل میکنه
اون موقع
حتی اگه ملکه اهریمن هم بیاد
باماها قابل مقایسه نیست
وقتی این بار مریض شدم
فکر کردم
قراره بمیرم
الان
بالاخره فهمیدم
چی تو این دنیا
با ارزش ترینه
این تواناییو داره که
یه شب عاشقانه رو
با کسی که دوستش داری بگذرونی
باهم
ستاره ها
ماه رو تماشا کنیم
درباره شعرها حرف بزنیم
تا اخر عمرمون رویا ببینیم
سی لانگ نگاه کن
خورشید
داره میدرخشه
خورشید و ماه با هم میدرخشن
خوش یمنه
واقعا
فرخنده ست
برای مدت طولانی
منتظر این لحظه بودم
برای چی؟
سی لانگ، دوست داری بدونی
رویای من برای باقی عمرم چیه؟
بله البته
بگو
امیدوارم
بتونی بهم کمک کنی که
به ملکه اهریمنی تبدیل بشم
قبل از اینکه بمیری
چی؟
...تو
این لباس با استفاده از طومار کوه ها و دریاها دوخته شده
وقتی خورشید و ماه با هم بدرخشن
ردا میتونه هاله اژدها رو از بدنت جذب کنه
وقتی که هاله اژدها وارد بدنم بشه هیچ اهریمنی نمیتونه به من آسیب برسونه
در اینده
حتی ملکه اهریمنی هم برای من قابل مقایسه نیست
اهریمن هارو رهبری میکنم تا
قوانین دنیا برگردونده بشه
اهریمن ها ارباب میشن
انسان ها برده
نظرت چیه سی لانگ؟
چرا این
کارو میکنی؟
چرا؟
احساس می کنی در حقت ظلم شده؟
تعجب کردی که
چرا هنوز بهت خیانت می کنم
با وجود این همه لطفی که بهم کردی؟
به خاطر اینکه من یه اهریمنم
سال ها پیش دستور نابودی کل نژادمون رو دادی
ماهارو تو طومار کوه ها و دریاها اسیر کردی
ماها در معرض عذاب بی پایان قرار گرفتیم
منو مجبور کردی از عشقم سیتو هان شان جدا بشم
اخرش به دست مردم تو
از عمارت اسمان مرد
چطور میتونستم ازت متنفر نباشم
چی؟
سیتو
هان شان؟
...تو
...تو
تو منو فریب دادی
البته که باید فریبت می دادم
اگه موقع بهت گفته بودم که اهریمن هستم
ازم میگذشتی؟
ولیعهد اینجاست
کی جرات کرده جلومو بگیره؟
منو ببخش اعلیحضرت
بدون دستور اعلیحضرت
هیچکدوم از ماها جرات اجازه ورود رو نداریم
اعلیحضرت گروگان ملکه بدجنسه
اومدم اینجا
تا اعلیحضرت رو نجات بدم
لی چن
اگه جلومو بگیری
توهم به اندازه ملکه اهریمنی مقصری
از اعلیحضرت محافظت کنین
ملکه بدجنس رو بکشین
ملکه بدجنس روبکشین، از اعلیحضرت محافظت کنین
ملکه بدجنس رو بکشین، از اعلیحضرت محافظت کنین
ملکه بدجنس رو بکشین از اعلیحضرت محافظت کنین
بدون دستور اعلیحضرت
میترسم نتونم اطاعت کنم
بگیرینشون
بکشین
ملکه اهریمنی
ملکه اهریمنی واقعی اینجاست
دایی
از دروازه قصر محافظت کن
میرم پیش الهه
باشه
ای موجود پست
تسلیم شو
نان فنگ یی
این تمام چیزیه که داری؟
احمق
اومدم نجاتتون بدم
میائو یون اهریمنیه که باید دنبالش باشی
عمارت اسمانی
سازند رو تشکیل داده
بله
نان فنگ یی
واقعا فکر میکنی میتونی منو بکشی؟
امروز برای
کشتن میائو یون و
گرفتن طومار کوه ها و دریاها اومدم
و اینکه تورو بکشم
استاد دو
استاد دو
استاد دو
ولیعهد منو فرستاد تا تو رو نجات بدم
با من بیا
ممنون
استاد دو
پدر
پدر
بریم
پدر
شو ار
نیازی بهش نیست
من
مادرت رو نا امید کردم
من
خیلی احمق بودم
قلمرو داجو رو
به تو
میدم
پدر
میائو یون
تو مادرم و
پدرمو کشتی
تا سر حد مرگ باهات میجنگم
هاله اژدها رو دارم
چطور میتونی منو بکشی؟
هاله اژدها؟
من اژدهای واقعی هستم
چرا هاله اژدهات رو
بهم نمیدی؟
الهه
خداحافظ
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و یکم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.