Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت نوزدهم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت نوزدهم]
[چتر فروشی نان]
انتظار نداشتم چتری که میسازی
انقدر خوشگل باشه
وقتی ازدواج کردی
برای ازدواجمون
چتر درست میکنم
استاد انقدر اعتماد به نفس داری که
باهات ازدواج میکنم؟
انگار رفتارم خوب نیست
بیشتر تلاش میکنم
شیائو جیو
منم
پسر جون
فقط به اون زن فکر میکنی
همیشه تو سرته
یه مرد واقعا وقتی به سن بلوغ برسه عاشق یه زن میشه
چیشده؟
به نظر میاد حالت خوب نیست
شیائو جیو رو به ولیعهد دادی
پشیمونی؟
تو این دنیا
فقط ولیعهد میتونه ازش محافظت کنه
چرا باید پشیمون بشم؟
تو
اسم خاندان بای زه رو پاک کردی
و تبدیل به قهرمان شدی
ولی
تو قلب اون دختر
خب
فرق داره
من
نمیفهمم
چرا تو
به علیاحضرت خدمت میکنی
بالاخره اعلیحضرت هنوز زنده ست
علیاحضرت اهریمنه
پس چرا برای خلاص شدن از شرش وقت نمیذاری؟
اگه بمونه یه تهدیده
قدرت علیاحضرت غیر قابل درکه
میترسم خیلی
از سیتو هان شان بهتر باشه
مشکوکم
اون مغز متفکر پشت سیتو هان شان باشه
روی قدرت خودم
و قدرت شکارچی اهریمن بخوام قضاوت کنم
نمیتونیم پایین بکشیمش
پس باید چیکار کنیم؟
فقط همین جوری نگهش داریم؟
باید اجازه بدیم که همچین
اهریمنی تو قصر بمونه؟
البته که نه
تا زمانی که طومار کوه ها و دریاها رو پیدا کنیم
میتونم از بین ببرمش
هم من هم دوئه لیان
از اعلیحضرت محافظت میکنیم
مگه طومار کوه ها و دریاها
دست اون نیست؟
جعلیه
به طلسم بی دو یوان مسلط نشدم
ولی شیائو جیو
تونست طومار رو باز کنه
نکته عجیب اینکه
طومار بازم تونست اهریمن هارو بگیره
بعد از ولیعهد خواستم عوضش کنه
تا به کسی اسیب نرسه
اون روز علیاحضرت
باید میدونسته که
تقلبیه
شیائو یی
قبلا امیدوار بودم
بتونی به طلسم بی دو یوان مسلط بشی
و طومار کوه ها و دریاها رو پس بگیری
ولی الان
نظرم عوض شده
نفرت بین انسان ها و اهریمن ها
نمیتونه بهمون غلبه کنه
بیا از جستجوی طومار کوه ها و دریاها دست برداریم
بیا همه چیز پشت سر بذاریم
به خاطر من
داییت
باشه
این پیرمرد
بیا دیگه درگیرش نشیم
باشه؟
خیلی دیر شده
باید
در امان
وزنده بمونی
میشه بهم قول بدی؟
چون چیزی نگفتی
من
اینو به عنوان
یه عهد میگیرم
اون بچه قورباغه مدام دنبالش میگشت
مدام دنبالش میگشت
پس
مادرش روپیدا کرده؟
چرا یه پیرمرد بیشتر از 200 ساله
مثل یه بچه داستان گوش میده؟
میخوای داستان رو برام تعریف کنی یا نه؟
اگه نه
فن توهم روبهت یاد نمیدم
...تو
البته
قورباغه مادرش رو پیدا کرد
باشه گریه نکن
پیرمرد بیشتر از 200 سالته
اگه
به گریه ادامه بدی
خجالت نمیکشی؟
خیلی خب
معما
حل شده
الهه
الهه
چه طوری؟
صدمه دیدی؟
تیان لائو
معمارو حل کردم
ملکه اهریمنی
همسر لی شی یی بوده
بعد از اینکه دختری به دنیا اورد
شکل اصلی کون پنگ رو نشون داد
اخرش
توسط لی شی یی به اشتباه کشته شد
...اون
دختر بچه تو نیستی؟
تو دختر لی شی یی و ملکه اهریمنی هستی؟
اره
من دختر اونام
بالاخره اسمون بهم رحم کردو از نقاشی اومدم بیرون
دختر لی شی یی
فرستاده کنارم
چرت و پرت کافیه
از اونجایی که نجاتمون دادی
باید راهی پیدا کنی
داییمو نجات بدی
چه عجله ایه؟
من یه چیزی دارم
ازت بپرسم
نقاشی تو دستت
بر اساس اشک های پری دریایی
شاگرد زیبام ترسیم شده
به اون دادمش
ولی چرا اونو داری؟
اشک های پری دریایی؟
چه نقاشی؟
شاگرد زیبات؟
این همون
طومار کوه ها و دریاها نیست؟
پیرمرد، بازش نکن
این طومار کوه ها و دریاهاست
کدوم طومار کوه ها و دریاها؟
چطور ممکنه این کار احمقانه
با طومار کوه ها و دریاها مقایسه بشه؟
طومار کوه ها و دریاها با گوشت و خون ملکه اهریمنی ساخته شده
و این نقاشی
فقط تقلبیه
با اشک های پری دریایی نقاشی کردم
جعلی؟
خودم کشیدمش
البته میدونم
پس اون
شاگرد زیبات که
گفتی کیه؟
اسم مستعارش میائو یونه
الان ملکه داجوئه
میائو یون؟
میائو یون اهریمن پری دریاییه؟
هممون رو با نقاشی
ساختگی فریب داده
اهریمن پری دریایی؟
چرا نتونستم با مهارت شناسایی اهریمنم تشخیصش بدم؟
تیان لائو
درباره
سرخاب چیزی میدونی
البته
این موم شمع معروف سلطنتیه
تو شی جوئه
حتی ازش برای
برای توسعه یه فن توهمامیز استفاده کردم
فن توهم؟
چه نوع فن توهم امیزی؟
این موم شمع
اسم دیگه ای
به اسم بوسه مرگ داره
اگه زنی که اینو زده ببوستت
تو یکی دو روز بدون
اینکه حالت تهاجمی داشته باشه
به اهریمن تبدیل میشی
ولی
این ترفند
فقط هفت روز میتونه ماثر باشه
بعد از هفت روز
وقتی فن توهم از بین بره
به ظاهر اصلیشون برمیگردن
کسایی که از گروه نمایش شی جو هستن
همیشه ازم می خواستن که براشون درستش کنم
بوسه مرگ
پس یعنی
اهریمن های دریا واقعا انسان بودن؟
اگه اینطوره
از ظهور اولین اهریمن دریایی
به اقدام کشتار اهریمن تو عمارت اسمان
فقط یه روز مونده بود
تا اونا به شکل خودشون برگردن
فقط یه روز
فقط با انتظار برای یه روز دیگه
میتونستم عمو وو رو از دست نان فنگ یی نجات بدم
من نقاشان زیادی رو برای مقایسه پیدا کردم
این طومار کوه ها و دریاها
اثبات شده که توسط علیاحضرت نقاشی شده
پس
چه فایده ای داره که
دهنمونو بسته نگه داریم؟
ولیعهد طومار کوه ها و دریاها رو دزدیده
کجا رفته؟
به شی جو رفته
تا داییش رو پیدا کنه
چی؟
برو
ولیعهد و طومار رو برگردون
فورا انجامش میدم
صبر کن
اروم باشین علیاحضرت
دایی ولیعهد قدرت نظامی داره
از اونجایی که ولیعهد برای پیدا کردنش رفته
اگه حرکتی انجام بدیم
بهشون هشدار میدیم
بای زه یی
ولیعهد با طومار کوه ها و دریاها رفته
یعنی ازش خبر نداشتی؟
البته که خبر نداشتم
داییت رو نجات میدی یا نه؟
...من
البته
البته
برو
یادت باشه
هویتت رو فاش نکن
هان شان، جای یوئه گم شده
شاهدخت من برگشتم
چه طور یه زن شدم؟
چه اتفاقی افتاده؟
جای یوئه
فرار کن
جای یوئه؟
یون ار
تو اول برو
الان تو بدن دایه جای یوئه هستم
بیا با هم بریم
یون ار
جای یوئه رو ببر
نه
نمیخوام ازت جدا بشم
تو شاهدخت هستی
نمیتونم بذارم هیچ اتفاقی برات بیفته، همین الان برو
نمیخوام بدون تو برم
...شما دوتا
نمیتونم بدون تو باشم
کافیه
چه صدای زیبایی
برو بررسی کن
کی داشته اواز میخونده
کی داشت یکم پیش اواز میخوند؟
...فا
اعلیحضرت
درسته
من الان دایه جای یوئه هستم
من داشتم اواز میخوندم
اسمم میائو یون ئه
چند روزیه که از برادرم جدا شدم
بی خانمان هستم
تو این جنگل گم شدم
یکم پیش تو ساحل
گقتی سیتو هان شان رو ول نمیکنی
الان شد برادرت
برای همین برای بیرون ریختن احساسات اواز میخوندم
نمیدونستم اعلیحضرت از این مکان بازدید میکنن
عذر میخوام که براتون مزاحمت ایجاد کردم
اعلیحضرت
یکم پیش بخشی ازش روخوندم
قسمت میانی
لا لا لا
من خوندم
اسمم
جای یوئه ست
خوبه
لا لا لا
لا لا لا
کافیه
تو
سرت رو بلند کن
عالیه
دختر بیچاره
چه دختر بیچاره ای
تمام امیدم اینکه
بتونین منو به قصر ببرین
حاضرم هر کاری انجام بدم
اعلیحضرت
اگه اونو با خودتون میبرین
منم ببرین
منو هم ببرین
...این
خلاف قوانین قصره اینطور نیست؟
[ملکه چینگ یوان، مادر واقعی ولیعهد]
علیاحضرت
اون مادرمه
واقعی و زنده ست
علیاحضرت
گستاخ
چطور جرات میکنی یه علیاحضرت توهین کنی
علیاحضرت منو ببخشین
میگن که
علیاحضرت
شبیه
گوانین
الهه رحمت هستن
امروز میبینمتون
ثابت میکنه چیزی که میگن درسته
منو ببخشین علیاحضرت
این دختر
بی ادب به نظر میاد
ولی خیلی خوش زبونه
...اگه دوستش داری
این اینو نمیخوام
[ بی گونگ شو کوچک]
بدبو
این من نیستم؟
بیشعور
چطور میتونی خودتو تحقیر کنی؟
فراموشش کن من الان دایه جای یوئه هستم
اولین چیز اینه که یاد بگیرم با هویت جدیدم سازگار بشم
علیاحضرت
من
ممکنه الان یکمی نامرتب به نظر بیام
ولی بعد از مرتب شدن اراسته میشم
به علاوه
تو نقاشی
و خوندن داستانه های عامیانه عالی هستم
می تونم روزها و شب ها برات قصه بگم
بدون اینکه چیزی بخورم
میخوای داستان بشنوی؟
میتونی داستان بگی؟
دوستش دارم
میخوامش
کوچولو
معامله کردن باهات اسونه
نمیخوام از خواهرم جدا بشم
خب
خواهر
مگه اون...
تنها زمانی که کوه ها قله هاشون رو از دست بدن و اسمان ها و زمین متحد میشن
نباید ازم جدا بشی
بهم وابستن
هر دوشون دخترهای بیچاره ای هستن
...چطوره
چه طوره
هردوشون رو ببریم؟
میتونه کنارم بهم خدمت کنه
نظرتون چیه اعلیحضرت؟
باید خوب باشه
پس
اونا میبریم
ممنونم اعلیحضرت
بیا
بیا با هم بازی کنیم
بذار یه داستان برات تعریف کنم، باشه؟
قبلا
یه دسته بچه قورباغه بودن
بلند شو
دنبال مادرشون میگشتن
این دختر
خیلی باهوشه
میخوای برات داستان تعریف کنه؟
شو ار
میخوای یکی بشنوی؟
داستان رو ادامه بده
باشه
شو ار پسر خوب
اخرش
بچه قورباغه ها
بالاخره مادرشون رو پیدا کردن
بعدش؟
بعدش قورباغه ها
تبدیل
ولیعهد شدن
[تالار جائوچینگ]
نان فنگ یی اینجاست
حرکت نکن
بچرخ
بیا اینجا
علیاحضرت
با دقت تماشا کن
حرکت نکن
عجله کن
یه چیز جدید رو امتحان کن
در صورتی که علیاحضرت هیچ صدایی رو نشنوه
بله
عجله کن
بیا اینجا
برو
برو
علیاحضرت رحم کنین
علیاحضرت
اگه فکر می کنین کافی نیست
افراد بیشتری رو پیدا میکنم
تا خواجه بشن
خوش حال بشین
بذار ازت بپرسم
برای همیشه کنارم میمونی
و هرگز بهم خیانت نمیکنی؟
البته
یکی دیگه برام بیار
البته
البته
همیشه بهتون وفادار میمونم
...پس
برام میمیری؟
البته
البته
البته
این زندگی
زندگی بعدی
و تمام عمرم
مال شماست
...تا زمانی که
تا زمانی که مایل به حمایت ازم باشین
نمیذارم بمیری
...ولی
میترسم بهم خیانت بشه
پس
چیزی ازت میخوام
اینجوری
برای همیشه بهت اعتماد میکنم
...من
زندگیم مال شماست
علیاحضرت چی میخواین؟
تو هم باید بری داخل
برام فریاد بزن
نه
نه، علیاحضرت
ببرینش داخل
نه
علیاحضرت نه
التماس میکنم علیاحضرت
رحم کنین علیاحضرت
نه
علیاحضرت
علیاحضرت نباید این کارو بکنین
علیاحضرت
برو
علیاحضرت
ولم کن
علیاحضرت
رحم کنین
بیا بالا
بهم دست نزن
علیاحضرت
علیاحضرت رحم کنین
عاشق دو یوئه لیان نشدی؟
نه
ولم کن
با این حال بازم برام چاپلوسی میکنی
بهم دست نزن
علیاحضرت
فقط میخوای ترفیع بگیری و ثروتمند بشی
زندگی خوبی داشته باشی درسته؟
از اونجایی که نمیتونم عشقی رو که می خوام بدست بیارم
هیچ دختری تو این دنیا
نمیتونه بدستش بیاره
نان فنگ یی
چیزی ازت میخوام
اگه بتونی امروز
بهم بدیش
کمکت میکنم ک به طلسم بی دو یوان مسلط بشی
نظرت چیه؟
از قبل میدونستی که یه اهریمنم درسته؟
میدونی برای
تسلط به طلسم بی دو یوان چی نیاز داری؟
هاله کشتار
دستات تمیزه
پس چه طور میتونی به طلسم بی دو یوان مسلط بشی؟
همون طور که گفتین
اون روز ازم خواستین که اهریمن دریا رو بکشم
برای افزایش هاله کشتار بود؟
فکر میکنی
میتونی به طلسم بی دو یوان
اگه بی گناه باشی مسلط بشی؟
خیلی ساده لوح هستی
اون موقع برای تسلط به اخرین سطح
طلسم بی دو یوان پدرت
اهریمن های بی شماری از قبیلم رو کشت
این چیزیه که پدرم اون موقع بهتون گفته؟
به چشم خودم دیدم
پدرت و لی شی یی اهریمن هارو میکشتن
و قدرت درونیشون روز زیاد میکردن
...پس
علیاحضرت میخواین چیکار کنم؟
میدونی برای چی این همه سال
وقتی با اعلیحضرت بودم
کسی متوجه نشد که اهریمن پری دریایی هستم؟
هسته اهریمنی ندارین
خیلی وقته ندارمش
به همین دلیله که
منگ شی جو متوجه هاله اهریمنی تو من نشد
به همین دلیله
میتونم به اندازه کافی هاله کشتار جمع کنم
و هاله کشتار
چیزیه که تو نیاز داری
تا به طلسم بی دو یوان مسلط بشی
علیاحضرت چیکاری
میخواین انجام بدم؟
هاله کشتار رو از
شی گو
به استخون ها و بعدش به خونت منتقل میکنم
اخرش
تو کل بدنت پخش میشه
اینجوری
به طلسم بی دو یوان مسلط میشی
برده واقعی من میشی
البته
میتونی ردش کنی
حاضرم این کار رو انجام بدم
بهش مسلط میشم
از اونجایی که به طلسم بی دو یوان مسلط شدی
تو
باید چیزی که درونته بهم بدی
چی؟
حتی نمیدونی
داخل بدنت چیه؟
چه خبره؟
با شی گو کنترلش کردم
چرا نمیتونیم هسته ای که داخلشه در بیارم؟
علیاحضرت
فکر میکنم
هسته ای که داخل بدن بای زه یی ئه
خیلی ساده نیست
چرا؟
اون موقع من و شما هسته اهریمنیمون رو نابود کردیم تا وارد قصر بشیم
الانم با تشکر از
هسته های اولیه ست که تونستیم زنده بمونیم
که جناب سیتو مخفیانه برامون میفرستاد
هسته داخل بدن بای زه یی
به نظر نمیاد که از یه انسان باشه
به نظر میاد مال یه اهریمنه
داخل بدنش هسته اهریمنی داره؟
ولی یه انسانه
...مگه اینکه
هسته اهریمنی میزبان دیگه ای داشته باشه
به علاوه
به نظرم
تواناییش تو جمع اوری قدرت اهریمنی
ممکنه بالاتر از شما باشه
[تالار جائوچینگ]
میائو یون طوری قدر صداش رو میدونه که انگار زندگیشه
ولی به صداش اسیب زدی
اونم به خاطر حسادت
اعلیحضرت
بیشتر از ده ساله
که ازدواج کردیم
فقط یک طرف داستان رو شنیدین
باور نمیکنین؟
هنوزم اشتباهت رو قبول نمیکنی
با فرمان من
به عنوان ملکه
سون یوان ار
باید نیکوکار و خیرخواه باشه
و نمونه ای برای بقیه صیغه ها تو حرمسرای سلطنتی باشه
ولی الان
باعث رنجش شده
به بقیه تو حرامسرا اسیب رسونده
بدین وسیله اعلام می کنم
از عنوانش محروم میشه
فقط یه بانوی عادیه
به قصر لنگ سوی فرستاده میشه
اعلیحضرت
به جونم قسم میخورم
که علیاحضرت بی گناهن
شو ار
شو ار
شو ار
از اونجایی که شو ار هنوز کوچیکه
نمیتونه از پیشم بره
لطفا منو ببخش
چه طور میتونم اجازه بدم
ولیعهد کنارت بمونه؟
از این به بعد
ولیعهد توسط میائو یون بزرگ میشه
اعلیحضرت
شو ار
بریم
جای یوئه
باید از ولیعهد به خوبی مراقبت کنی
جای یوئه
علیاحضرت
باید به خاطر من ازش مراقبت کنی
بلاخره فهمیدم
که میائو یون تو رو
مجبور کرد این داستان رو بکشی
فقط بخشی از نقاشی هستم
هرچند نمیتونم سرنوشت رو تغییر بدم
باید بفهمم
کی تورو کشته
دلت برای مادرت تنگ شده؟
اره
مریضه
وقتی بهتر شد
برمیگرده
ولیعهد
از این به بعد من مادرتم
برات خیلی غذاهای خوشمزه درست میکنم
چیزهای جالبی بهت میدم
همین طور میتونم بهت نقاشی یاد بدم
میشه از فکر
بهش دست بداری؟
دایه
ولیعهد ببر بیرون تا بازی کنه
اعلیحضرت اینجان
اعلیحضرت
همسر محبوبم
اینقدر مودب نباش
گلوت چطوره؟ بهتره؟
خیلی بهتره
امروز اینجام
تا هدیه ویژه ای بهت بدم
هدیه؟
بیا داخل
سیتو هان شان هستم
علیاحضرت
برای نزدیک شدن به میائو یون
...سیتو هان شان در واقع
...اون
[قصر لنگ سوی]
علیا...
جای یوئه
علیاحضرت
جای یوئه
ممنون که به دیدنم اومدی
مدتی بهم خدمت کردی
الان
اون مسئول حرمسرای سلطنتیه
بعدا
لطفا
مراقب شو ار باش
دوباره به قصر
لنگ سوی نیا
چیزی نیست
بیا
...تو
هنوز تولدمو یادته؟
البته
شو ار
شو ار چطوره؟
قدش بلندتر شده
نقاشی کردن دوست داره
رفتار خوبی داره
دقیقا مثل شماست
به شو ار بگو
برای همیشه دوستش دارم
نگران نباشین
همیشه بهتون فکر میکنه
علیاحضرت
چیشده؟
علیاحضرت
علیاحضرت
علیاحضرت
علیاحضرت
علیاحضرت
...رشته
رشته مسموم بوده
جای یوئه
خسته نباشی
که برای اخرین بار اومدی دیدنم
میائو یون
میکشمت
علیاحضرت
علیاحضرت
...دایی
...اون
...من
[سون جو، ژنرال کشور]
میدونی
مادرت چطور مرده؟
میدونی خواهرم چطور مرد؟
ولیعهد
شوار
شوار
بهم بگو
مادرت چطور مرد؟
مادرم توسط میائو یون متهم شد
به قصر لنگ سوی فرستاده شد
رنج زیادی کشید
تو روز تولدش
میائو یون رشته طول عمرش رو مسموم کرد
کشتش
بعد از این همه سال
جلوی مادرم خجالت زدم
چه طور ممکنه تقصیر تو باشه؟
خواهر بیچاره من
اگه وارد نقاشی نمیشدیم
کی میدونست که
این ملکه انقدر شروره؟
به نظر میاد که ملکه میائو یون
از همون اولش خوب نبوده
اولش از طومار جعلی کوه ها و دریاها برای به دست اوردن قلب مردم استفاده کرد
و بعدش از موم شمع سلطنتی استفاده کرد
تا کسایی رو که عاشق هستن علیه همدیگه کنه
چی میخواد؟
البته که انتقام میخواد
میائو یون و سیتو هان شان
وقتی کوچیک بودن با هم بزرگ شدن
برای اینکه با اون بمونه
سیتو هان شان خودشو خواجه کرد
تا تو قصر بمونه
اخرش هم
مرگ غم انگیزی داشت
میائو یون کسی رو که دوست داشت از دست داده
برای همین از موم شمع سلطنتی استفاده کرد
تا کسایی که همدیگه رودوست دارن
از هم فاصله بگیرن
چرخه انتقام
تموم میشه؟
که اینطور
مجبوریم
به شهر چانگ له برگردیم
هویتش رواشکار کنیم
شوار
قصد داشتم ارتش سون رو
دور از شهر چانگ له
برای محافظت از مرز شی جو نگه دارم
تا اعلیحضرت وحشت نکنه
که ممکنه به موقعیتت به عنوان ولیعهد اسیب بزنه
ولی الان این زن شرور
باعث هرج و مرج دربار سلطنتی میشه
چه طور میتونیم روی خطر بزرگی که روی داجوئه چشم ببندیم؟
میرم تا
ارتش سون رو سازماندهی کنم
بعدش
باهات برمیگردم
مادر
انتقامت رومیگیرم
مادر
پدر
من برگشتم
متاسفانه
کسی که قول داده
باهام برگرده
نمیتونه بیاد
ولی
ارزش این بار برگشتن رو داره
با مادرم اشنا شدم
بالاخره میدونم
چه جور ادمی بودی
مادر بگو
یه انسانم
یا اهریمن؟
از نظر انسان ها
اهریمن بودن
گناه بزرگیه
تیان لائو
حرفامو گوش میدادی
به نظرم
بهتره تو شی جو بمونی
بذار یه رازی بهت بگم
خیلی از اهریمن های خوب
اینجا
مخفی شدن
اهریمن ها تو
شی جو جاشون امنه؟
ماها اهریمنیم
هر جا میریم امن نیست
تا زمانی که انسان ها شکل واقعیم رو ببینن
کشته میشیم
نه همشون
بعضی ها هستن که
همون طور که ولیعهد و ژنرال سون هستن رفتار میکنن
درسته
ارزوی مادرم هم هست
...ولی
افسانه ای هست
زمانی که طومار کوه ها و دریاها باز میشه
ده هزار اهریمن مردم رو سلاخی میکنن
شهر رو سلاخی میکنن؟
اگه بتونیم زندگی ارومی داشته باشیم
هیچ کسی
جنگیدن روانتخاب نمیکنه
تیان لائو
همیشه میخواستم بدونم
پدرم چه طوری بعد از پنج سال
از فوت مادرم مرد
پدرم
منو
بعدش به خونه های جن زده فرستاد
بعد از سال ها
همیشه دوست داشتم ازش بپرسم
چرا ولم کرد
کی اونو کشته؟
پس
پدرت تو خونه مرد؟
اره
سه ماه بعد جسدش پیدا شد
پدرت
خیلی رقت انگیز بود
پدر
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت نوزدهم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.