Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت پونزدهم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت پونزدهم]
می تونیم کالبد شکافی انجام بدیم
ولی
باید از طبیب کالبد شکاف دوری کنیم
برادر هو
اینجا چیکار میکنی؟
بعد از ظهر برگشتم
اهریمن تو بازار
شرقی رو گرفتی؟
گرفتیم
افراد عمارت اسمان بردنش
باشه
بازم اهریمن هست
اینجا تو سردخونه هیچ اتفاقی نیفتاده
برین سمت شرق گشت بزنین
بله
برادر نان
برادر
نگران نباش
همشون رفتن
طبیب کالبد شکاف ظهر دو ساعت استراحت داره
باید سریع عمل کنیم
طبق گزارش طبیب کالبد شکاف
یه زخم روی گردن بانو وانگ وجود داره
اشک و خراش روی بدنش دیده میشه
برای همین
قبل از مرگ مبارزه کرد و جنگیده
چرا با چشم های باز می خنده؟
نترس
به خاطر اینکه
ماهیچه های صورتش بعد از مرگ منقبض شدن
ولی به نظر نمیاد
کار یه انسان باشه
به نظر میاد که توسط یه حیوون صدمه دیده
توسط یه حیوون؟
واقعا که رئیس سابق دیوان قضایی و تجدید نظر هستی
تو لحظه مشکل رو فهمیدی
پی رونگ
پس تو
طبیب کالبد شکاف جدید دیوان هستی
البته
بیوه یه طبیب کالبد شکاف
اغلب تو محل کارش مورد تحقیر قرار میگیره
بهش میگن بدیمنه
ولی باید از خانوادم حمایت کنم
دیگه چیکار میتونم بکنم؟
مگه دیوان قضایی و تجدیدنظر
هر ماه برات پولی نمیفرسته؟
برادر نان
بعد از اومدن جناب گو
پولی که میگرفته قطع شده
گفته
خلاف قوانینه
هرگز فکر نمیکردم استعفام
بهت اسیب بزنه
خوشبختانه چیزهای زیادی از
شوهرم یاد گرفتم
وقتی زنده بود
قضاوتت
شبیه مال منه
زخم روی گردن مقتول
باید توسط یه جانور ایجاد شده باشه
چرا به جناب گو درباره
همچین موضوع مهمی نگفتی؟
چون بعدش
وقتی به صحنه جرم برگشتم
خون زیادی روی
زمین پیدا نکردم
یا روی بدنش چیزی نبود
پس
نتونستم ثابت کنم
که توسط جانور ایجاد شده
مرده
اگه خون زیادی وجود نداشته
یعنی
قبل از اینکه جانوره بیاد
مرده
راستی
هر چند لبخند میزنه
یه ترس وصف ناپذیری
توی چشماشه
قلبش کوچیک شده
و لکه های خون تو سراسر قلبش وجود داره
واقعا تا حد مرگ ترسیده
...اون
چشماش بسته شد
...شاید
حق با ماها بوده
در موردش نمیدونم
ولی چشماش
به خاطر این
بسته شده که شمع رو
به صورتش نزدیک کردی
با افزایش دما
باعث انقباض ماهیچه های سفت چشمش شده
اینجوری شده
پس این بوده
دقیقا
قبل از مرگش چی دیده؟
نمیدونم ولی انقدر
ترسناک بوده که از ترس مرده
دیشب بارون باریده
پس کوچه لویی خیلی گل الود بوده
افرادمون همه جارو گشتن
ولی هیچ اثری از رفتن انگ سان لانگ پیدا نشده
فقط رد پای ادمی با گام های ناهموار وجود داره
پی رونگ
از کمکت ممنونم
وظیفم بوده
اگه شوهرم اینجا بود
همین کارو میکرد
بگیرش
برای بچه ها غذا بخر
از این به بعد
هر ماه برات پول می فرستم
بچه هوی فانک
بچه منم هست
ممنونم
ای متخلف
چطور جرات داری وارد سردخونه
دیوان قضایی و تجدید نظر بشی؟
گو جی
نان سی شو جرم خودشو
برای کشتن بانو وانگ و جانگ سان لانگ پذیرفته
چه طور میتونی از حالت دیوونگی عمو نان
برای شهادت استفاده کنی؟
جناب گو
تازه متوجه علت
مرگ بانو وانگ شدم
شوک از ترس بوده
میترسم این پرونده
پیچیده تر از این حرفا باشه
پیچیده؟
فقط یه جنایت از روی اشتیاقه
پرونده بسته میشه
اگه این کارو نمیخوای
میتونی وسایلت رو جمع کنی و فردا بری
این موضوع
ربطی به طبیب کالبد شکاف پی
و هو شیائو نداره
همش تقصیر منه
اصرار کردم بیام اینجا
خوبه که خودت میدونی
بای زه یی
نان سی شو داییته
اگه بخوام میتونم
توروهم وارد پرونده کنم
فهمیدی؟
از این به بعد
هر کسی تو پرونده نان سی شو دخالت کنه
داره از فرمان من سرپیچی میکنه
میتونه وسایلشو جمع کنه و بره
برادر
متاسفم
چاره ای نداریم
اشکالی نداره
از این به بعد
بهتره دیگه همدیگه رو نبینیم
هو تینگ
منظورت چیه؟
الان داری
بیخیال برادریت میشی؟
شیائو جیو
اشتباه نکن
منظورش اینکه این پرونده
به عمو نان و برادر نان مربوطه
پس باید شک ها برطرف بشه
منم قصدم همینه
تصمیم گرفتم در اینده دیگه نبینمتون
از زمانی که هویتم فاش شد
تصمیم بهش داشتم
فقط اینکه
داییم تو زندانه
امیدوارم
از طرفم مراقبش باشین
[چتر فروشی نان]
زمانی که تو دیوان قضایی و تجدیدنظر کار می کردی
خیلی باهاشون مهربون و وفادار بودی
ولی الان
دوتاشون
میخوان ازت فاصله بگیرن
دنیای سردیه
واقعا ناراحتم
مادر هو شیائو و هو تینگ
به شدت بیمار و در بستره
هر روز به پول درمانش نیاز دارن
سختی های خودشون رو دارن
من میتونم کار بمونم
ولی اونا نه
پی رونگ هم همینطور
ولی
نمیتونیم بشینیم و ببینیم که
به عمو نان ظلم میشه
باید راهی برای ادامه تحقیقات پیدا کنیم
اره البته
دارم فکر میکنم
از اونجایی که بانو وانگ تا حد مرگ ترسیده بوده
ممکنه دایی هم
همینو دیده باشه
و دیوونه شده باشه؟
منطقیه
عمو نان
باید اونجا بوده باشه
برای همین ترسیده
و افتاده
مهم نیست چی دیدن
باید چیز خیلی ترسناکی باشه
پس اول باید راهی پیدا کنیم
تا عمو نان درمان بشه
طبیب های دیوان قضایی و تجدید نظر
از بهترین های چانگ له هستن
اگه اونا نتونستن حالشو بهتر کنن
چه کاری از دستمون بر میاد؟
درسته
باید یه چیزی پیدا کنیم
شیائو جیو
چیشده؟
شیائو جیو
جناب رن گوانگ
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم اینجا
چون میتونستم حس کنم که کمک میخوای
چیشده؟
میخوای بدونی
نان سی شو چه طور درمان میشه؟
میدونی چه طور سیزده سوزن روح انجام میشه؟
سیزده سوزن روح
یه درمان طب سوزنی بوده که در اون زمان توسط خاندان بیان ساخته شد
میتونه بیماری های عصبی رو درمان کنه
سیزده سوزن به سیزده نقطه مهم طب سوزنی تو بدن انسان اشاره میکنه
ولی درمان خیلی خطرناکیه
هر سوزن
درست در نقطه
معامله ایه که با روح
و هوش انجام میشه
معامله؟
منظورت چیه؟
یعنی
که اگه با هر سوزنی مشکلی پیش بیاد
بیمار فورا میمیره
فردی که طب سوزنی رو انجام میده
از خستگی میمیره
به نظر میاد
باید در حال حرکت یاد بگیرم
ولی جناب رن گوانگ
هرگز طبابت نخوندم
و از نقاط طب سوزنی روی بدن انسان چیزی نمیدونم
اگه مشکلی پیش بیاد
می ترسم حتی نتونم خودمو نجات بدم
...این
خیلی خطرناکه
راهی برای خطر نکردن وجود داره
دوست داری امتحانش کنی؟
چه راهیه؟
بگو میشنوم
بدنت رو به
من قرض بده
و من درمان طب سوزنی نان سی شو رو انجام میدم
میترسی که بدنت رو بهم قرض بدی
و من پسش ندم؟
نه
از زمانی که کوچیک بودم
همیشه تو اگاهیم
بهم یاد دادی و راهنماییم کردی
تو ذهنم
یه دوست خیلی خوبی
از اون جور ادم ها نیستی
خودت تصمیم بگیر
شیائو جیو
شیائو جیو
شیائو جیو
شیائو جیو
شیائو جیو
چشمات چیشده؟
خوبم
شاید خیلی خسته شدم
فقط یه استراحت خوب لازم دارم
برویکم استراحت کن
باشه
پس زودتر استراحت کن
[دیوان قضایی و تجدیدنظر]
کی هستی؟
یکی ازم خواسته
بهت کمک کنم
سوزن اول نقطه گوی گونگ
سوزن دوم نقطه گوی شین
سوزن سوم نقطه گوی لی
سوزن چهارم نقطه گوی شین
سوزن پنجم نقطه گوی لو
چه اتفاقی افتاده؟
هیچی
برو دوباره به اطراف نگاه کن
باشه
دیوونه شدی؟
چرا وقتی دیدیشون مخفی نشدی؟
جناب رن گوانگ
یهویی نتونستم حرکت کنم
کجا هستم؟
فراموش کردی
بدنت رو موقتا بهم قرض دادی
درسته
اینا همش توهمن
هیچ کدومشون
واقعی نیست
عمو نان کجاست؟
درمان سیزده سوزن روح رو انجام دادی؟
چرا هولم میدی؟
کار تموم شده
بدنت و
باید پس بدم
احساس تسخیر شدن
واقعا عجیبه
هیچی یادم نمیاد
ولی
گفت که عمو نان رو درمان کرده
احتمالا انجامش داده
الان باید به استاد بگم
استاد کجاست؟
استاد
...من
اینجا چیکار میکنی؟
مگه نگفتی
هرگز نباید دوباره همدیگه رو ببینیم؟
...برادر نان
برادر نان رو افراد دیوان قضایی و تجدید نظر بردن
چرا؟
چه اتفاقی افتاده؟
به این دلیل اینکه شما دو نفر دیروز به سردخونه رفتین
جناب گو امروز شماهارو
مظنون پرونده کرده
چرا میری اونجا؟
اگه بری تو تله میفتی
...من
خب
گو جی تو رو فرستاد تا منو دستگیر کنی؟
اره
ولی به برادر نان قول دادم
وقتی جناب گورو دیدم
گزارش میدم فرار کردی
مهم نیست
یه نفر هست که حقیقت پرونده رو بگه
کی؟
بای زه یی
چرا جلوم
زانو نمیزنی؟
جناب گو
چه جرمی مرتکب شدم؟
چرا باهام مثل یه
قاتل رفتار میکنی؟
مظنون باشی یا نه
وقتی منو میبینی
باید جلوم زانو بزنی
هنوز فکر میکنی که ازافراد دیوان هستی؟
الان تو شهر چانگ له فقط یه مجرمی
پدرش طومار کوه ها و دریاها رو گم کرده
ربطی به جناب نان نداره
چرا باید زانو بزنه؟
زانو بزن
بای زه یی
بانو وانگ، صاحب مکتب هنرهای رزمی مرده
نان سی شو به جرمش اعتراف کرده
ولی نان سی شو
پیرمرد ضعیفیه
چه طور میتونسته هم
جانگ سان لانگ که مردی قوی، و هم بانو وانگ رو که
صاحب یه مکتب هنرهای رزمی تنهایی بکشه؟
به نظرم
باید همدست داشته باشه
و تو
وارد بدون مجوز سردخونه دیوان قضایی و جدید نظر شدی
بعد از اینکه نان سی شو دیروز دستگیر شد
قصد داشتی برخی شواهد رو از بین ببری؟
جناب گو
من از نان فنگ یی خواستم
تا برای معاینه به سردخونه بره
تا حقیقت کشف بشه
شواهد رو دستکاری نکرده
هو شیائو
ازش دفاع میکنی
ممکنه شریک جرمش باشی؟
جناب گو
شواهد فعلی ثابت کرده
که بانو وانگ تا حد مرگ ترسیده بوده
زنده ها میتونن دروغ بگن
ولی مرده ها نه
گستاخ
جناب گو
این پدر جانگ سان لانگه اینطور نیست؟
جناب گو
لطفا برای پسرم، سان لانگ، عدالت رو برقرار کنین
پسرم تا حد مرگ ترسیده بود
اون و داییش تا سر حد مرگ ترسوندنش
نان سی شو
هیچوقت با پسرم کنار نیومد
همیشه
هدفش سان لانگ بود
درست نیست
منم با جانگ سان لانگ دعوام شد
چرا نگفتی من کشتمش؟
درست نیست
چیزی که میگی بی اساسه
دیوان قضاوت و تجدید نظر
قبلا جزئیاتی رو که فکر میکنین رو بررسی کرده
تو صحنه جرم
اصلا حضور نداشتم
مزخرفه
هرچند دیگه رئیس دیوان قضاوت و تجدیدنظر نیستی
میتونی به زیردست های سابقت رشوه بدی
تا مدارک دروغی درست کنن
احتمالش هست
ممکنه نان فنگ یی کشته باشتش
فکر نمی کنم این کارو کرده باشه
بای زه یی
به نظر میاد بدون شکنجه
اعتراف نمیکنی
افراد
بای زه یی رو
بیست بار شلاق بزنین
گو جی
به عنوان رئیس دیوان قضایی و تجدید نظر اینجوری کار میکنی؟
بهم دست نزن
خودم میتونم
مسخره ست
اینجوری پروند رو حل میکنی؟
درست میگم؟
درسته
یه جنایتکار، از نوادگان بای زه گونگه
بالاخره امروز به مجازاتت میرسی
درسته
دیدی؟
بای زه یی
من رئیس دیوان قضایی و تجدید نظرم که مردم بهش احترام میذارن
و تو یه ادم پستی
برادر نان برای محافظت از
مردم شهر چانگ له تمام تلاششو کرده
هرگز کسیو اذیت نکرده
دقیقا
درسته
جناب گو
لطفا عجولانه تصمیم نگیر و شکنجش نکن
هو شیائو
...تو
از سر رام برو کنار
اگه نری
توهم شکنجه میشی
افراد
گو شیائو رو بیست ضربه شلاق بزنین
چون از مظنون محافظت کرده
جناب گو
هو شیائو هیچ ربطی به این موضوع نداره
لطفا فقط منو مجازات کن
برادر نان
عالیه
برادری شماها واقعا ادمو تحت تاثیر میذاره
از اونجایی که دوست داری از برادرت محافظت کنی
میذارم مجازاتش رو به جاش انجام بدی
چهل ضربه شلاق میخوری
بیاین ببینیم کی از کی محافظت میکنه؟
برادر نان
متاسفم
صبر کنین
جناب گو
منگ شی جو اینجاست
خوبه
چه زمانی خوبی
بیاین با هم ازشون بازجویی کنیم
شیائو جیو
استاد
خوبی؟
هوتینگ نذاشت بری؟
اینجا چیکار میکنی؟
استاد نگران نباش
یه فکری دارم
جناب گو
چیزی برای گفتن بهت دارم
چیه؟
شنیدم که
نان سی شو به به جرم قتل
جانگ سان لانگ و بانو وانگ متهم کردی
چیزی که گفته
بر اساس اینکه بیماری عصبی داره
خودش به جرم خودش اعتراف کرده
اعتراضی به این پروند داری؟
...اگه
اگه الان انکار کنه
پرونده دوباره باز میشه؟
غیر ممکنه
بیماری عصبی نان سی شو
قابل درمان نیست
ولی
من شنیدم
نان سی شو نه تنها از بیماریش
بهبود پیدا کرده
بلکه میخواد بگه که
اون شب دقیقا چه اتفاقی افتاده
جناب گو
نمیخوای بشنوی؟
این چه جور مزخرفیه
نگران نباش
ارباب
نان سی شو اینجاست
نان سی شو
مگه بیمار نیست؟
به نظر میاد که به طور ناگهانی خوب شده
گفت که فقط حضوری
در مورد پرونده سان لانگ حرف میزنه
جناب گو
چون حرفی برای گفتن داره
بهش اجازه بدین که
وارد دادگاه بشه
به همه بگه
بذارین بیاد
بله
جناب گو
شخص مربوطه
به اینجا میاد تا چیزی که اتفاق افتاده رو روشن کنه
پس نیازی نیست
برای اعتراف دیگه شکنجش کنین؟
برو
اونه
عمو نان
اون قاتله
قاتل
بله
دایی
واقعا خوب شدی؟
اره خوبم
تمام اتفاقات
اون شب یادمه
جناب گو
باید پرونده پسرم رو
بررسی کنین
قاتل رو پیدا کنین
جناب گو
جناب گو
من
نان سی شو
مدیر غرفه چتر نان
تو بازار شرقی هستم
عرض ادب
جناب گو
جنایتکار نان سی شو
زمانی که حافظه خودتو بدست اوردی
باید به جرم خودت تو قتل
بانو وانگ و جانگ سان لانگ همین الان اعتراف کنی
ارباب
من بانو وانگ رو
نکشتم
یه هیولا بود
هیولا
هیولا
هیولا
هیولا
همین الان
برای اثبات بی گناهیم
همه چیز رو
میگم
میخوام که
رابطمون جلو بره
من برای تو و شیائو یی اشپزی میکنم
چون ماها همسایه های خوبی هستیم
اشتباه برداشت نکن
به خاطر اون
جانگ سان لانگ، قصابه؟
جوان ترو
قوی تر از منه
درسته؟
به غرفت
دیگه نمیام
حتما عجله داری
قلب ببر سیاه
بال های درنای سفید
زبان مار سفید
خروس طلایی
قدرت شوئه لینگ
بانو وانگ
ارباب
همه چیزهایی که گفتم
درسته
خواهش می کنم به طور کامل تحقیق کنین ارباب
جانگ سان لانگ یه شبه تبدیل به یه هیولا شد
چه داستان خوبی
برای فریب دادن من به ذهنت رسیده
پسرم رو خودم بزرگ کردم
چه طور میتونم ندونم؟
غیرممکنه که سان لانگ یه هیولا باشه
تهمته
احتمالا اینو
برای پاک کردن اسمت ساختی
فکر می کنم
عمارت اسمان حرف اخر رو میزنه که هیولا هست یا نه
دست تو نیست که بگی
درسته
وگرنه
به خاطرش شوکه نمیشدم
فعلا مهمترین چیز
پیدا کردن هیولاست
تازه یادم افتاد
دیشب یه هیولا تو بازار شرقی ظاهر شد
و تا حد مرگ توسط عمارت اسمان مورد شکنجه قرار گرفته
درسته
هیولا نبود
یه اهریمنه
شی می
اومدی
واقعا اهریمن بوده
این چه بوییه؟
پس اهریمن ها هستن
اون هیولایی که میگی
همین اهریمن دریاییه؟
...خب
اره همین طوره
با چشم های خودم دیدم
جانگ سان لانگ یه مرد زنده
...تبدیل به
هیولا شد
و بانو وانگ رو تا حد مرگ ترسوند
...این
چطور پسرم
این چیز زشت باشه؟
اون پسرم نیست
این پسر من نیست
...این
این پسر من نیست
این نمیتونه پسر من باشه
عجیبه
چرا هاله اهریمنی وجود نداره؟
ارباب
ردپای
این اهریمن کاملا با
رد پای حیوان دیگه از صحنه جرم
اون روز کاملا مطابقه
کاملا مزخرفه
انسان ها و اهریمن ها
بدن های متفاوتی دارن
چه طور ممکنه؟
قبلا
سیتو هان شان
از فن حشره عروسکی تو منطقه شرقی
برای جایگزینی انسان با ارواح عروسکی استفاده کرد
اگه این مورد به اهریمن ها مرتبط باشه
باید از نوعی جادوی اهریمنی استفاده شده باشه
...پس
اینجوریه
شی می
مدرکی داری
که این اهریمن
همون جانگ سان لانگه؟
دو یوئه لیان
اینو گرفتی؟
دیشب
جناب گو
لطفا طبیب کالبد شکاف
برای بررسی بدن بفرستین
هویتش ثابت میشه
چه جراتی داری
چرا باید بهت گوش کنم؟
الان این پرونده
ربطی به اهریمن ها داره
عمارت اسمان
باید جوابی بگیره
توهم رئیس دیوان قضایی و تجدید نظری
چطور جرات میکنی بامن
که ارباب عمارت اسمانم مخالفت میکنی؟
همین الان انجامش بده
باشه
شی می
ناراحت نباش
افراد
این جسد رو
به سردخونه ببرین
دو یوئه لیان
فکر میکنی
واقعا یه اهریمنه؟
به قضاوتم اعتماد نداری؟
من مهارت شناسایی اهریمن رو دارم
قبلا میتونستم
به محض دیدن چیزی
هاله اهریمنیش رو تشخیص بدم
ولی نمیدونم چرا
هاله اون اهریمن امروز رو
تشخیص ندادم
...شاید
شاید چون یک شبه که مرده
هاله اهریمنی ناپدید شده
ممکنه مهارت شناسایی اهریمن من باشه که
دیگه چیزیو تشخیص نمیده؟
ارباب
نتایج کالبد شکافی اومده
ارباب
بعد از مقایسه من
باقی مانده های مواد غذایی
تو شکم اهریمن
با اونایی که تو شکم بانو وانگ هستن
و بقایای پیدا شده
تو اتاق جانگ سان لانگ مطابقت داره
پس این اهریمن
در واقع از جانگ سان لانگ دگرگون شده
دیگه میرم
ما ها
برای سال های زیادی همسایه بودیم انتظار نداشتم
یه اهریمن باشه
حتی براش قرار گذاشتم
الان که بهش فکر میکنم واقعا میترسم
پسرته؟
توهم اهریمن هستی؟
اهریمن نیست
پسرم نیست
پسرم اهریمن نیست
نیست؟
پسر من نیست
درواقع پسرته
درسته
بله عمو
حتی اگه اهریمن باشه
هنوزم پسرته
من همچین پسری ندارم
ارباب
من...من اهریمن نیستم
اهریمن نیستم
ارباب من اهریمن نیستم
اهریمن نیستم
جناب گو
از اونجایی که شواهد ثابت کرده
که بانو وانگ توسط یه اهریمن تا حد مرگ ترسیده بوده
جانگ سان لانگ رو
توسط عمارت اسمان دستگیر شد
پس میتونم داییمو ازاد کنم؟
خب میتونم
نان سی شو رو ازاد کنم
ولی بازم مجازاتت میکنم
چه جرمی مرتکب شدم؟
همین طور که همه میدونیم
مدت زیادیه که هیچ اهریمنی تو شهر چانگ له وجود نداشته
یهویی یه اهریمن
تو خیابون ظاهر شده اونم دقیقا بعد از حل شدن پرونده روح عروسکی
دلیلی برای شک دارم
که تو، بای زه یی
طومار کوه ها و دریاها رو مخفیانه پنهان کردی
و اهریمن هارو ازاد کردی
که باعث هرج و مرج تو دنیا باشه
خودشه
اگه اهریمن ها با جناب نان در ارتباط باشن
این هرج و مرج خیلی وقت پیش اتفاق میفتاد
اینی که گفتی منطقی نیست
همش تقصیر اوناست
جناب گو کدوم جمله ای
که گفتی
بر اساس حقایق بوده؟
حقایق اینکه
بای زه یی
از نوادگان بای زه گونگه
هر چیزی که
داشته به خاطر
فاش شدن هویتش از دست داده
به خاطرش
ازمون متنفر نیستی؟
که بخوای مخفیش کنی؟
طومار کوه ها و دریاها ابزاری برای سرکوب
اهریمن ها بوده که نسل ها بین خاندان بای زه چرخیده
چیزی به اسم پنهان کردنش وجود نداره
بیشتر از هر کسی میخوام که
هرگز گم نشده بود
تو تمام این سال ها
کلی تلاش کردم
تا از مردم چانگ له محافظت کنم
اگه واقعا می خواستم به مردم اسیب برسونم
الان تو این وضعیت نبودم
کسی چه میدونه این کارو برای مردم انجام دادی یا
برای پنهان کردن هویت خودت بوده
ظالمانه ست
فراموش کردی
جناب نان چه طور ازمون محافظت کرده؟
از نوادگان بای زه هستی
حتی اگه بمیری
خشم مردم چانگ له از بین نمیره
دستگیرش نکن
بگیرینش
بگیرینش
بگیرینش
دستگیرش نکنین
بگیرینش
بگیرینش
بگیرینش
چون طومار کوه ها و دریاها رو گم کردم
گناه اصلیمه
اینطور نیست؟
شایعات حاکی از اینکه
زمانی که شهر چانگ له شدیدترین بارون صد سال اخیر رو تحربه میکنه
پادشاه اهریمن با یه چتر برمیگرده
باید پادشاه اهریمن باشه
برای گرفتن طومار کوهها و دریاها برمیگرده
اگه جناب نان رو بگیری
کی از شهر چانگ له محافظت میکنه؟
دقیقا
اگه این کارو انجام بدی چه طور میتونی به مردم اطمینان بدی؟
درسته
بگیرینش
دستگیرش نکنین
دستگیرش نکنین
بگیرینش
ساکت باشین
از اونجایی که
همه چیز به اینجا رسیده
باید کاریو انجام بدم که مردم میخوان
و بای زه یی رو که طومار کوه ها و دریاهارو
مخفی کرده دستگیر کن
وقتی به اعلیحضرت گزارش دادم
تصمیم میگیریم
این قاضی محلی ماست
مرد خوبیه
یه مرد خوب
نمیتونی دستگیرش کنی
شماها درست رو از غلط تشخیص نمیدین
عالیه
نمیذاریم بدون هیچی
بگیریش
منتظر چی هستی؟
هنوزم این شغل رو تو دیوان قضایی و تجدیدنظر میخوای؟
گو جی
حرکت نکن
بهش دست نزن
شیائو جیو
به خاطرم تو جنگ های بیهوده شرکت نکن
اگه بخوان منو محکوم کنن
هر چیزی بخوان میگن
مواظب خودت باش
اروم
شیائو یی
دو یوئه لیان
چیکار کنیم؟
اگه میخوایم نان فنگ یی رو نجات بدیم
باید طومار کوه ها و دریاها رو پیدا کنیم
سرنخی داری؟
[عمارت اسمان]
نگاه کن
[کتاب اهریمن کشی]
کتاب اهریمن کشی
پس
شمشیر چی و طومار کوه ها و دریاها
هر دو توسط خون و استخون
پادشاه اهریمنی باستانی ساخته شدن
به نظر میاد
خیلی بی رحمانه ست
این همون شکایتیه که مردممون
در برابر اهریمن ها دو نسل پیش داشتن
شمشیر چی پدرم
توسط جدش منتقل شده
پس میگی
که این شمشیر چی
میتونه طومار کوه ها و دریاها رو حس کنه؟
درسته
همین طور
تازگیا
این شمشیر چی شروع به حس کردن چیزی میکنه
...جای تعجبی نیست
جای تعجبی نیست؟
جای تعجبی نیست که چی؟
چند روز پیش
وقتی نان فنگ یی
طلسم بی دو یوان روتمرین میکرد
اشاره کرد که طومار رو هم حس کرده
واقعا؟
ممکنه که
طومار کوه ها و دریاها
تو شهر چانگ له باشه؟
اگه باز بشه
کارهممون تمومه
چرا؟
شایعات میگن
که وقتی شهر چانگ له شدیدترین بارون صد سال اخیر رو تجربه کنه
پادشاه اهریمن با یه چتر برمیگرده
روزی که طومار کوه و دریا
باز بشه
پادشاه اهریمن ظاهر میشه
عزیزم
تویی؟
بیاین داخل
خبر بد ارباب
خیلی از اهریمن ها تو خارج از شهر چانگ له ظاهر شدن
چی؟
چرا؟
این سازند اهریمن گیر اصلا کار نمی کنه
عجیبه
درستش کردم
اهریمن
اهریمن
چه خبره؟
چرا این همه اهریمن وجود داره؟
عجله کنین
از کسی بخواه برای کمک به عمارت اسمان بره
از قبل اومدن
بهمون کمک کنین
چرا صدای انسان ها
بهمون کمک کنین
تو فریاد اهریمن ها میشنوم
دو یوئه لیان، صبر کن
چیکار میکنی؟
همشون انسانن
نه اهریمن
چی؟
منگ شی جو
نمیتونی این دروغ مسخره رو
برای نجاتشون بسازی
دروغ نمیگم
ولم کن
نه
چرا؟
اینا انسانن
اونا به طور کامل به اهریمن تبدیل نشدن
میشه نجاتشون داد
دو یوئه لیان
فقط یکمی بهم زمان بده
در خطر اهریمن ها هستیم
اگه جرات کنی دوباره جلومو بگیری
از اینکه دستگیرت میکنم سرزنشم نکن
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت پونزدهم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.