All language subtitles for A.Love.Story.of.Oiled.Paper.Umbrella.EP14

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت چهاردهم =

[داستان عاشقانه چتر کاغذی]

[قسمت چهاردهم]

بهش فکر کن

کاری بوده که همیشه انجام میدادی

حالا که داری میری

حتما نمیتونی ازش بگذری

استاد

چطور

دوباره از گذرگاه مخفی

بری پیش اعلیحضرت و خواهش کنی؟

اگه بتونیم طومار کوه ها و دریاها رو پیدا کنیم

میتونیم اشتباهاتمون رو جبران کنیم

هویتم رو فاش کردن

اعلیحضرت ورودیه

تمام گذرگاه های مخفی رو بستن

میترسم

دیگه نخوان منو ببینن

تمام گذرگاه های مخفی مسدود شده

چرا بهش فکر نکرده بودم؟

تو دربار

خودت بودی که پیشینه رو جلو همه فاش کردی

حتی نامه محرمانه رو خوردی

معلوم شد اونی که نجاتت داده امپراتور بوده

الان که هویتم فاش شده

این گذرگاه مخفی

فقط اعلیحضرت رو درگیر میکنه

بی فایده ست

اعلیحضرت

خیلی بی عاطفه ست

بریم

برادر نان

همیشه برادر بزرگ ترمون هستی

نمیتونیم تحمل کنیم که بری

حتی اگه نتونینم

باید بره

گو جی

...اون

چرا لباس رسمی پوشیده؟

متاسفم

فراموش کردم هویت جدیدم رو بهتون بگم

من رئیس دیوان قضایب و تجدیدنظر منصوب از طرف اعلیحضرت هستم

جناب گو هستم

اعلیحضرت

تو رو به سمت ریاست دیوان قضایی و تجدیدنظر منصوب کرده؟

اگه به خاطر شواهد احمقانت نبود

نان فنگ یی استعفا نمی داد

...من

منظورت از شواهد احمقانه چیه؟

هر کاری که انجام دادم وجدانم راحته

به همین خاطره که اعلیحضرت بهم اعتماد کردن ریاست دیوان رو به من دادن

...در مورد نان فنگ یی

نه

الان باید بای زه یی صدات کنم

فرد دروغ گویی هستی که مردم روگو زدی

اعلیحضرت تورو به خاطر فریب دادنش تنبیه نکرد

بهت ازادی عمل داد

معلوم شد که فکر خود اعلیحضرته

دیوان قضایی و تجدید نظر بهتون خوش امد نمیگه

گمشین

گم شیم؟

جوری رفتار میکنی که انگار میخوایم اینجا باشیم

کاری که الان داری میکنی

بهش میگن

فقط سگ ها چشمشون به دست بقیه ست

...تو

...چی گفتی

...دختره

به کی میگی سگ؟

...تو

...من

حرف انداختم صاحبش برداشت

خودتو ببین

گو جی

واقعا

یه ادم شروری که به قدرت رسیده

میفهمی؟

مثل سگی که چشمش به دست بقیه ست

گم شین

شیائو جیو

وایستین

امروز

اگه کسی جرات کنه دیوان قضایی و تجدیدنظر رو ترک کنه

دیگه فکر برگشتن نکنه

برش گردونین

...تو

استاد

لباس رسمی تنش بود ولی کلاهش نه

ببین گو جی چقدر مغروره

...اگه به خاطر این

برای شام چی میخوای؟

اصلا عصبانی نیستی؟

اینارو گفت تا عصبانیم کنه

اگه میخوای بقیه رو درک کنی

فقط باعث میشه خودت بیشتر رنج بکشی

استاد

احساس ظلم و ناراحتی نمیکنی؟

قبلا محافظت امپراتور رو داشتی

الان چی

گوجی رو جای تو ترفیع داده

به علاوه

داشتن افرادی که

باهات زندگی و مرگ تجربه کنن سخته

اخرش موقع رفتن

حتی جرات خداحافظی باهات رو نداشتن

بهم گوش می کنی؟

اره

رئیس

برنج چنده؟

هر کتی شش یکه مسی

یه کتی میخوام

باشه

تو نان فنگ یی هستی

رئیس دیوان قضایی و تجدید نظر که برکنار شده درسته؟

بله

از نوادگان خاندان بای زه

که طومار کوه ها و دریاها رو گم کرده

پولتو بردار و برو

برنجمو

به تو خائن نمیفروشم

به کی حرف میزنی؟

به کی میگی خائن؟

شیائو جیو

برین

بریم

جلوی کارمو نگیرین

چه بداقبالی

این نان فنگ یی

در واقع بای زه یی ئه

به نظر ابرومند میاد

نمیدونستم همچین ادمیه

به کی اشاره نمیکنی؟

پدرش یه شورشیه

اونم هست

چطور جرات کرده بیاد بیرون؟

خائن

خائن

خائن

گمشین

زیاده روی نکنین

مدام بهش میگین خائن

ولی تاحالا بهش فکر کردین؟

وقتی خاندان بای زه اون موقع اون اتفاق براش افتاد

هنوز بچه بوده

به علاوه

اون طومار کوه ها و دریاها رو گم نکرده

خائن

به عنوان یکی از نوادگان خاندان بای زه

انتخابی داشته؟

درسته؟

رئیس

بیا

...این برنج

این برنج رو

نمیخوایمش

پولمو پس بده

پول کثیفتو بردار

البته که برمیدارم

بیا بریم استاد

گمشین

خائن

برین

گمشین

و اینکه

اگه نان فنگ یی جونشو به خطر نمینداخت

که پروند روح عروسکی رو حل کنه

همتون

با روح عروسکی جایگزین میشدین

حتی ممکن بود زنده زنده خورده شده باشین

باهاس بد حرف میزنین

وجدان ندارین؟

انقدر بلوف نکن

اهریمن های تو شهر چانگ له

حتما از

طومار کوه هاو دریاها

بیرون اومدن

دقیقا

اره از اونجا اومدن

هنوز قبول نمیکنی؟

درسته

طومار کوه ها و دریاها حاوی ده ها هزار اهریمنه

اگه ازاد شده بودن

همین الانشم شهر چانگ له تغییر کرده بود

نگاه کن

خیلی بد یمنی

واقعا بد یمنی

خب که چی؟

خونه های بدنام میفروشم

بدترم شد

میدونی پدرم کیه؟

چیه؟

دهنتو ببند

چه ادم بد یمنیه

چانگ له بهتون خوش امد نمیگه

خیلی بد یمنن

گم شین

اب و هوا در حال تغییره

بیا زودتر بریم خونه

استاد

متاسفم

همش تقصیر منه

دهنم خیلی بد یمنه

تقصیر تو نیست

الان فقط تورو دارم

بریم

بیا بریم خونه

امشب جشنواره زمستونه

تو خیابون جو چیو

باید چیزای سرگرم کننده ای باشه

چطوره

الان که عمو نان نیست بریم بیرون؟

دیگه وقتی میرم بیرون باهام نیا

استاد

حرف هایی که اونا زدن

ناراحتت کرده؟

میدونستم

گفتی برات مهم نیست

ولی تو قلبت

هنوزم بهش اهمیت میدی

قبلا بارها اینجور چیزا رو با خودم تمرین کردم

ولی خودتو ببین

به وضوح احساس گناه میکنی

برای تو احساس گناه میکنم

در اینده

نمیتونم با شکوه باهات ازدواج کنم

تا زمانی که تو باشی

همین کافیه

شیائو جیو چیشده؟

شیائو جیو

چیشده؟

چشمام درد میکنه

بذار ببینم

استاد

...من

نمیتونم ببینم

چشمات و اروم باز کن

میتونم ببینم

میتونم ببینم

شاید

خیلی با سیتو هان شان مبارزه کردم

قدرتم کم شده

نگران نباش استاد

الان میتونم ببینم

مدام میگی چشمات درد میکنه

بذار ببرمت پیش طبیب

من برگشتم

دایی

عمو نان- شیائویی-

شیائو یی

دایی

برگشتی

عمو نان بالاخره برگشتی

پسر جون

فقط مدت کوتاهی نبودم

با این حال رازی که این همه مدت نگه داشتیمو لو دادی

متاسفم

نتونستم رازمون رو نگه دارم

دایی

عمو نان سرزنشس نکن

...اعلیحضرت بود که

خوشحالم

تمام این سال ها

همیشه نگران بودم این راز

سر من و شیائو یی رو به باد بده

دایی

یائونیانگ

تمام این سال ها

مجرد بودم

بالاخره میتونم

روبه روت

با بی گناهی

و هویت واقعیم باشم

...شما دوتا

امشب کاری

برای انجام دادن ندارین؟

نه

داریم

مگه امشب نگفتیم که

باهم به جشنواره زمستونی میریم؟

میریم؟

عمو نان

کی میخوای برگردیم؟

به هرحال خیلی

زود برنگردین

بریم

تمام تلاشتو بکن

نگاه کن

افراد زیادی از شی جو اومدن

امشب جشنواره زمستونه ست

چرا احساس می کنم

تعداد مردم نسبت به سال نو بیشتره؟

البته

قبل از اینکه پرونده روح عروسکی حل بشه

مردم شهر چانگ له

مدت زیادی رو تو خونه موندن

امشب

بالاخره همه میتونن جشنواره رو جشن بگیرن

برای همین

چه کسایی که همراه دارن یا ندارن

همه برای سرگرمی اومدن بیرون

راستی

میگن که

امپراتور، ملکه

و ولیعهد

تو برج لی جنگ با مردم

جشن میگیرن

به نظرم

نیازی به استفاده از ماسک نداریم

شهر چانگ له خیلی بزرگه

همه که نمیشناسنت

قبلا اینجا کار میکردم

همه تجار اینجا منو میشناسن

بهتره محتاط باشیم

برای سرگرمی اومدیم

چرا هنوز ناراحتی؟

خیلی خوش حالم

فقط زیر ماسک نمیتونی ببینیش

فکر نکن به خاطر ماسک نمیتونم ببینم

صورت و چشمات

روی کلش نوشتن

ناراحتی

خوش حال باش

سرخاب معروف شی جو

همون سرخابی که تو گروه نمایش تیان جی ازش استفاده میشه

اگه دوستش دارین

ماها بهتون این

سرخاب رو میفروشیم

شنیدم گروه نمایش تیان جی که از شی جو اومدن

بهترین گروه نمایش کل دنیا هستن

سرخابی که اونا استفاده کنن

باید زیباترین باشه

خودشه

واقعا خودشه

از شی جو اومده

بهترین رنگ سرخابه

میخرمش

یکی بهم بده

منم یکی میخوام

استاد

بهش سرخاب سیاه میگن

منم میخوامش

مگه تازه سرخاب نگرفتی؟

نمیدونی

ما دخترا

همیشه به جدیدترین رنگش نیاز داریم

فقط یکی

اگه دوستش داری

بهش از این سرخاب بده

نگاه کن

شنیدی چی گفت

اگه نخریش

یعنی دوستم نداری

...دوستم نداری

برات میخرم

بانو

یکی میخرم

ممنون

ممنون استاد

خوب به نظر میاد

متاسفم

عمو نان

برام بزنش

چطوره؟

خوشگله

توهم خوش قیافه ای استاد

هرکسی که از این سرخاب استفاده کنه

اجازه داره که

نمایش گروه تیان جی رو ببینه

به نظر میاد اون طرف اجرا دارن

هر کسی که از این سرخاب استفاده کنه

میخوام ببینمش

اجازه داره که نمایش

گروه تیان جی رو ببینه

...تو

تو بگو

ولیعهد

علیاحضرت شخصی رو فرستاد تا شمارو دعوت کنن

میخوان که به برج له جنگ برین و با اعلیحضرت اجرای گروه نمایش تیان جی رو ببینین

این شی جو

با اون شی جو متفاوته

نمیرم

خوب نیست

...تنهایی

به نظرم

اگه نمیخواین نرین

ولیعهدمون تنها میمونه خوب نیست

میخوام به نقاشی ادامه بدم

شادی خودمو دارم

میتونین برین

بله

الهه

تو و نان فنگ یی باهمین

باید خوشحال باشین

تو هم باید خوشحال باشی

من؟

نگران من نباش

من ولیعهدم

البته که میتونم خوشبختی زندگی رو پیدا کنم

هر کسی که از این سرخاب استفاده کنه

اجازه داره نمایش گروه

تیان جی رو ببینه

اگه نداشته باشیمش

نمیتونیم ببینیمش؟

تاثیرش خیلی کم میشه

فن توهم شی جو

دقیقا چیه؟

اینو میدونم

این فقط یکمی حیله و حقه ست

استاد

وقتی هفت ساله بودم

عمو وو منو به چانگ له اورد

از اون موقع دیگه نمایشی ندیدم

چطوره

منو ببری تا ببینیم؟

باشه

ولی افراد زیادی هستن

میتونیم بریم؟

...پس

تو صف وایستادم تا برات سرخاب بگیرم

ببین دوستش داری؟

این سرخاب سیاه شی جو ئه که تو شهر چانگ له خیلی معروفه

نگاه کن

من

زن ندارن

توهم شوهر نداری

رابطمون

میشه یکم جلو بره؟

برام سرخاب برن

باشه

چی؟

انگار بازم مثل قدیم

همیشه افراد زیادی

تو زمان جشنواره میان

درسته

برای همین

باید نزدیکم بمونی

وگرنه گم میشی

این سرخاب واقعا قشنگه

برام بزنش

نمایش خوبیه

استاد

خیلی ازم بلند تری

باید قشنگ بتونی

اجرا رو ببینی درسته؟

اره میتونم ببینم

ولی

درکش نمیکنم

یا واضح نمیفهممش

انگار سرخابت هدر رفته

نمیتونی صحنه رو ببینی

چه برسه به فن توهم

پس فقط میتونم

ازت بخوام راهی پیدا کنی

بیا

بارون گرفته

چه چتر بزرگی

چه چتر بزرگی استاد

عالیه

عالیه

خیلی قشنگه

خیلی قشنگه

نگاه کن

خیلی قشنگه

این چتر با فن توهم بوده

نگاه کن

بازم همونه

این ابر

دود حاصل از فن توهمه

اجرای یکم پیش

به رنگ های مختلفی تبدیل شد

و به زودی از بین میره

انگاری

مشکلی داره

چیشده؟

چشمام

خیلی درد داره

به نظر میاد

باید خوب استراحت کنی

فقط یه دندون شیریه

نگه داشتنش چه فایده ای داره؟

شمشیر چی

توسط استخوان های پادشاه اهریمنی باستانی ساخته شده

و طومار کوه ها و دریاها

از گوشت و خون اون دگرگون شده

پس شمشیر چی پدرم

و طومار کوه ها و دریاها

هر دو توسط بدن پادشاه اهریمن باستانی ساخته شده

...ممکنه که

لرزش شمشیر چی

نشون دهنده ظهور طومار کوه ها و دریاها باشه؟

خونه عالی

قیمت نصف

خونه عالی

رویای زندگی تو چانگ ان

توسط ماها ارائه میشه

عمارت جیالونگ

طول یازده قدم از شرق به غرب

و نه قدم از شمال به جنوب

با چهار اتاق در داخل

قیمت چهار صد هزار سکه

نمیخوام

نگاهی بندازین

ممنون

قیمتش چهارصدهزار سکه ست

پدر

نصف شبی

کی خونه میخره؟

به نظرم

بهتره بریم بخوابیم

چرا یهویی

دیگه نمیتونیم طلسم مجاز

دیوان قضایی و تجدید نظر رو بفروشیم؟

اسونه

نان فنگ یی که خواهر جیو دوستش داره

استعفا داده

رئیس جدید دیوان قضایی و تجدیدنظر

ماهارو نمیشناسه

کی فکرشو میکرد که

یکی ازنواده های بای زه باشه

پدر

میخوای نذاری که با

خواهر جیو باشه؟

...اون

الان شهرت بدی داره

نگرانم که

اگه شیائو جیو باهاش باشه رنج بکشه

نمیشه مطمئن بود

ولی تنها مردیه که

خواهر جیو دوستش داره

ردش نمیکنه

...تو

درست میگی

شیائو جیو دخترمه

باید به احساساتش اهمیت بدیم

پول و شهرت دارایی دنیویه

تو زندگی

تجربیات شاد مهمترین چیزه

بیا پول بیشتری به دست بیاریم

بذاریم نان فنگ یی با خانوادمون وصلت کنه

اینجوری صاحب پسر میشی

این معامله

ضرری نداره

اینو از کدوم کتاب خوندی؟

قانعم کردی

بریم

برگردیم خونه

اهریمن

فرار کنین

اهریمن

اهریمن

فرار کنین

اهریمن کجاست؟

هیولا کجاست؟

فرار کنین

برادر

اهریمن کجاست؟

عجیبه

چه طور اهریمنیه؟

قبلا همچین اهریمنی ندیدم؟

استاد دو

گفتی این موجود عجیب اهریمنه

دختر کوچولو

چرا اصلا نمی ترسی؟

انگار نمی خواست بهم صدمه بزنه

داشته فرار میکرده

به چشماش نگاه کن

پر از ترسه

در مورد همه چیز کنجکاوی

تازگیا

همیشه گفتی چشمات درد میکنه

برای همین به طرز خاصی برات داروی گیاهی گرفتم

از کتب طبابت کهن ساخته شده

میخوای امتحانش کنی؟

ولی هنوز صبحانه نخوردم

طبق کتاب طبابت کهن

وقتی با شکم خالی بخوریش

ماثر تره

خیلی بو میده

نمیخوامش

فقط بوی بد میده

طعمش خوبه

واقعا؟

البته

خودم میخورم ببین

چطوره؟

خیلی خوشمزه ست

این طعم بهتری از شراب داره

مزش بهتر از شرابه؟

البته

استاد

بهم دروغ گفتی

بهم دروغ گفتی

مگه نگفتی

از داروی تلخ نمی ترسی؟

...من

شاید به خاطر اینکه این روزا خیلی شیرینه

کم کم دارم از

مزه تلخی میترسم

عوض شدی

استاد توهم عوض شدی

برادر

برادر اتفاقی افتاده

درست شنیدم؟

شب گذشته بانو وانگ تو خونه جانگ سان لانگ مرده

جانگ سان لانگ ناپدید شده

ولی دیوان قضایی و تجدیدنظر

عمو نان رو دستگیر کرده؟

برای چی؟

رد پای مشکوک عمو نان تو صحنه پیدا شده

عمو نان رو هم

سرگردون نزدیک کوچه پیدا کردیم

عمو نان

به بانو وانگ نزدیک بوده

و جانگ سان لانگ و بانو وانگ با هم رابطه داشتن

می ترسم عمو نان اتفاقی

شب گذشته وارد رابطه اونا شده باشه

خیلی ازار دهنده ای

نان سی شو

برادر نان- چیکار میکنی؟-

چرا اینجایی؟- کی گفت بیای داخل؟-

نان سی شو

ولش کن

ولش کن

مرده

باید تو عصبانیت کشته باشتش

جسد جانگ سان لانگ رو از بین برده

و از ترس از اونجا فرار کرده

دایی نسبت به بانو وانگ احساسی داشت

ولی نه اونقدر که از روی حسادت کسیو بکشه

خیلی ترسوئه

حتی جرات کشتن ماهی هم نداره

به علاوه

بانو وانگ مکتب هنرهای رزمی داره

توسط یه ادم ضعیفی مثل

عمو نان کشته نمیشه

راستش

منم باور نمیکنم

...با این حال

دایی

دایی

عمو نان

دایی

عمو نان

جانگ سان لانگ

یائونیانگ رو بهم پس بده

دایی

یائونیانگ رو بهم پس بده

عمو نان

اون جانگ سان لانگ نیست

نان فنگ یی ئه

نان فنگ یی

شیائو یی

یائونیانگ

یائونیانگ

دایی

خوبی؟

یائونیانگ

چرا با جانگ سان لانگ هستی؟

بهم بگو

چیش از من بهتره؟

میخوای منو بکشی

عمو نان

منم شیائو جیو

منو میشناسی؟

میکشمت

دایی

میکشمت

دایی

میکشمت

میکشمت

میکشمت

میکشمت

میکشمت

میکشمت

میکشمت

میکشمت

چه طور این اتفاق افتاده؟

وقتی امروز صبح زود عمو نان رو دیدیم

از قبلش دیوونه شده بود

انگار از چیزی شوکه شده بود و وحشت زده بود

حرف های بی معنی میزد

طبیب دیدتش؟

خیلی از طبیب های معروف اومدن

همه گفتند عمو نان روحش رو از دست داده

...مگه اینکه

کسی بدونه از سیزده سوزن روح استفاده کنه

...وگرنه بیماری عمو نان

قابل درمان نیست

سیزده سوزن روح؟

اون چیه؟

این جادوییه که برای صدها سال گم شده

درمان برای اعصابه

صدها سال؟

پس تو این دنیا

هیچ کسی نمیتونه عمو نان رو درمان کنه؟

این فوری ترین موضوع نیست

رئیس جدید دیوان قضایی و تجدیدنظر

قراره عمو نان رو محکوم کنه

گفتم بیاین

به امید اینکه بتونیم قبل از محکومیت راهی پیدا کنیم

داییم الان حتی نمیتونه کسیو بشناسه

چه طور شهادتش به عنوان مدرک باشه؟

دقیقا

دقیقا

میگه میخواد کسیو بکشه

ولی با کشتن واقعی فرق داره

یائونیانگ

ممکنه

که جانگ سان لانگ خودش این کارو کرده

به رابطه بین بانو وانگ و عمو نان حسادت می کرده

بعدش

بانو وانگ رو فریب داده تا به محلش بره بکشتش

اخرش

برای اینکه مجازات نشه فرار کرده

امکانش هست

فرار از مجازات؟

اینجوری باید حداقل پول برای سفر برداره درسته؟

جانگ سان لانگ عادت داره هر روز حساب‌هاش رو حفظ کنه

حتی نوشته بود چقدر پول

بعد از خرید شام دیشب مونده

و با مقدار نقره ای که

تو خونش بوده مطابقت داره

و لباس و کفش و کلاه تو کمدش

همشون هستن

انگار نه انگار داشته فرار می کرده

مهمترین نکته اینکه

دیروز خانواده و همسایه هاش

لباس هایی که پوشیده بود رو دیدن

تکه های پارچه با

چیزایی چه تو خونش بوده تطابق داشته

اگه برای فرار از مجازات فرار کرده

نمیتونه برهنه بره

رد پاها چطور؟

رد پاهای مشکوکی که گفتی

فقط رد پا نیستن درسته؟

شهر چانگ له خیلی بزرگه

افراد زیادی هستن

که اندازه پاشون با دایی من یکی باشه

دیشب بارون باریده

کوچه لویی خیلی گلیه

افرادمون با دقت بررسی کردن

هیچ اثری از ترک کردن جانگ سان لانگ نبوده

فقط رد پای فردی با گام های ناهموار پیدا شده

به پاهای عمو نان نگاه کن

حتما دیشب مجروح شده

و این

برادر

قسمت اسیب دیده شلوار عمو نان و این تیکه

از نظر مواد سازگار هستن

رد پاها

و پارچه

همه ثابتش می کنن

یعنی اینکه

عمو

دیشب تو خونه جانگ سان لانگ ظاهر شده

به علاوه

زخمی هم شده

الان دیوان قوه قضایی و تجدیدنظر باور داره که

عمو نان بانو وانگ و جانگ سان لانگ رو کشته

و بعدش جسد جانگ سان لانگ رو از بین برده

فقط بر اساس اینا؟

سلاح رو پیدا کردین؟

جسد جانگ سان لانگ رو پیدا کردین؟

نه

ولی جراحاتی روی بدن بانو وانگ وجود داشته

...پس

برادر نان

باید چیکار کنیم؟

کالبد شکافی

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت چهاردهم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.