All language subtitles for A.Love.Story.of.Oiled.Paper.Umbrella.EP13

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سیزدهم =

[داستان عاشقانه چتر کاغذی]

[قسمت سیزدهم]

مرده

سیتو هان شان مرده

دو فنگ لی

دو فنگ لی

دو فنگ لی

دو فنگ لی

دو فنگ لی

دو فنگ لی

پیرمرد

لیان ار

دو فنگ لی

دو فنگ لی نمردی

لیان ار

دو فنگ لی

دو فنگ لی

دو فنگ لی

هنوز زنده ای

دختر احمق

فکر میکنی هنوز به اندازه کافی نمردم؟

دوباره چترم خراب شده

میشه قبل از رفتنت

درستش کنی؟

دختر جون

بدنم مرده

اگاهیم

به زودی ناپدید میشه

نمیخوام بمیری

همین الانشم مردم

ولی

ولی اینکه دیدم سیتو هان شان رو کشتی

بهت افتخار میکنم

فقط حیف شد

نمیتونم

کنارت باش تا ببینم ازدواج کردی

در مورد چی حرف میزنی؟

وقتی نیستی

باید به کی تعظیم کنم؟

دختر جون

قبل از رفتنم

میشه پدر صدام کنی؟

نه

اگه بگم

برای همیشه میری

ترجیح میدم اینجوری همیشه کنارم باشی

دختر احمق

مادرت منتظرمه

پیرمرد

بالاخره یاد مادرم افتادی

هیچ وقت مادرتو فراموش نکردم

سرزنشت نمیکنم

دیگه نه

پس خوبه

...تو

چه خبره؟

چرا تار شدی؟

درد داره؟

دختر جون

درد ندارم

بدنم

داره سبک تر میشه

دخترم

باید برم

پدر

پدر

پدر

پدر

پدر

پدر

پیرمرد

بازم تنهام گذاشتی

چیکار کنم؟

عرض ادب اعلیحضرت

استاد گو

چرا انقدر

عجله داشتی؟

اعلیحضرت

تایید کردم که

جناب نان

در واقع فرزند بای زه گونگه

با اهریمن منگ شی جو توطئه کرد

با تبانی با سیتو هان شان

کنترل کشور رو بدست گرفتن

مزخرفه

نان فنگ یی

فرزند بای زه گونگه

مدرکی داری؟

ماه ها مخفیانه

در حال تحقیق بودم

متوجه شدم که نان فنگ یی

بچه واقعی نان سی شو نیست

تقریبا زمانی که خاندان بای زه اعدام شدن

اونو پیش خودش اورده

بای زه گونگ یه پسر داشت

بعد از اعدام کسی جسدش رو

پیدا نکرد

با این حال

نمیتونی مطمئن باشی که

اون بچه نان فنگ یی ئه

درسته

اره

اعلیحضرت لطفا نگاهی بندازین

این

قلم فی بای ئه

فقط همینه

بای زه گونگ همیشه کنارش اینو داشت

و الان

این سلاح جادویی نان فنگ یی ئه

متعلق به خاندان بای زه ست

اگه

هیچ ربطی به بای زه گونگ نداره

چه طور این سلاح جادویی رو داره؟

دقیقا

اره

و اینکه

شواهد مستقیم دارم

یه نامه مخفیه

نان سی شو

در واقع برادر کوچیکتر همسر بای زه گونگه

نامه ای که قبل از

مرگ براش نوشته تا پسرش رو نگه داره

پدر نبوده؟

خاندان بای زه بودن که

طومار کوه ها و دریاها رو گم کردن

کل خاندان بای زه

اعدام شدن

درسته

نان فنگ یی

چرا هیچی نمیگی؟

توضیحت چیه؟

پدر

نمیرم

دایی کجا میریم؟

حرف نزن

فقط پیشم بمون

ا لیانگ

چیشده؟

التماستون میکنم

ارباب جوان رو ول کنین

باهامون بیاین

بای زه یی

به بای زه گونگ قول دادم

نجاتت بدم تا یه‌روزی

بتونی طومار

کوه ها و دریاها که پدرت گم کرده رو

پیدا و جبران کنی

ناامیدم نکن

طومار کوه ها و دریاها چیه؟

چیزی نپرس

از اعلیحضرت تشکر کن

تعظیم کن زود باش

ممنونم اعلیحضرت

دیگه تو این دنیا

بای زه یی نمیتونه وجود داشته باشه

باید اسم فامیل تورو بگیره

از این به بعد

اسمت نان فنگ یی ئه

دیگه نمیتونی بای زه یی باشی

فهمیدی؟

من نان فنگ یی نیستم

بای زه یی هستم

مادر و پدرم کجان؟

میخوام برم خونه

عوضی

خفه شو

اعلیحضرت ببخشینش

کوچیکه نمیفهمه

در اینده بهش

یاد میدم

تعظیم کن

نان فنگ یی

میفهمم که

چون بچه ای

اینجوری رفتار میکنی

ولی باید واضح بگم

اگه یه روز

هویت واقعیت کشف شد

ازت محافظت نمیکنم

بالاخره پدرت

طومار کوه ها و دریاها رو از دست داده

تا زمانی که نمیری

بقیه اروم نمیشن

اعلیحضرت نگران نباشین

من نان سی شو

...حتما بای

نان فنگ یی رو اموزش میدم

اجازه میدم که

طلسم بی دو یوان رو تمرین کنه

طومار رو پیدا کنه

و با جونش ازش محافظت کنه

اعلیحضرت

نگران نباشین

از نعمت های بهشت

فرمان سلطنتی

بای زه گونگ

از وظیفه خودش

به عنوان یه شکارچی اهریمن غافل شد

با ارزش ترین ابزار سرکوب اهریمن طومار کوه ها و دریاها رو از دست داد

و همه رو در معرض خطر قرار داده

به زودی اعدام میشه

برای جلوگیری از ظهور دوباره اهریمنان

عمارت اسمان برای

اطمینان دادن به مردم برپا میشه

تمام

بچه بیچاره

برای اخرین بار

پدرو مادرتو ببین

یادت بمونه

باید حتما یادت بمونه

باید به طلسم

بی دو یوان مسلط بشی

از طرف پدرو مادرت

جبرانش کنی

پدر،مادر

من

در واقع

از خاندان بای زه

و خدمتکار

بای زه یی

نان فنگ یی هستم

...تو

نان فنگ یی

تمام شواهد رو دارم

چطور جرات میکنی انکارش کنی؟

قلم فی بای رو پیدا کردم

و طلسم

و از روی کتاب یاد گرفتم

چیه؟

نمیشه؟

...تو

اعلیحضرت

استاد دو و استاد منگ

میخوان شمارو ببینن

بیان داخل

بیان داخل

استاد دو و استاد منگ

اجازه ورود دارن

دو یوئه لیان

منگ شی جو

عرض ادب اعلیحضرت

اعلیحضرت

اعلیحضرت

منگ شی جو یه اهریمنه

یه اهریمنه

اعلیحضرت

بشکن

بشکن

بشکن

شی می کمکم کن

...این

گو جی- بشکن-

لازم نیست سروصدا به پا کنی

...این

...این

چرا طلسم اشکار ساز

روش کار نمیکنه؟

...من

بشکن

بشکن

اعلیحضرت

منگ شی جو اهریمن نیست

میتونم تضمینش کنم

شی می

داری اشتباه میکنی

جناب دو کجاست؟

جناب دو میتونه ثابت کنه

منگ شی جو یه اهریمنه

این بار

به خاطر همین اینجاییم

پدرم

مرده

خوب بود که

چه اتفاقی افتاده؟

...استاد

...استاد

استاد مرده؟

چی؟

دو فنگ لی مرده؟

اعلیحضرت

ماها تو بدن دو فنگ لی

حشره اصلی مادر که سیتو هان شان باشه پیدا کردیم

داخل بدنش مخفی شده بود

کی؟

سیتو هان شان؟

درسته

سیتو هان شان

تو مراسم بزرگسالی ولیعهد

مخفیانه از حشره اصلی مادر استفاده کرد

بدنشون رو جایگزین کرد

کسی که به لینگ شان وی رفت

در واقع سیتوهان شان

در بدن دو فنگ لی بود که اهریمن هارو کشت

مزخرفه

نمیتونسته سیتو هان شان باشه

اعلیحضرت

اگه اینطوره

بدنش کجاست؟

مدرکی ندارین

چه طور باور کنیم؟

منگ شی جو

درباره چیزایی که گفتی

شواهدی داری؟

اعلیحضرت نگاه کنین

اعلیحضرت

این سیتو هان شان

و بدن حشره مادره

واقعا مردن

هیچ فرصتی برای زنده مونده نداره

سیتو هان شان

بیشتر از مرگ

حقشه

منگ شی جو

سریع جمعش کن

بیچاره

جناب دو

گو جی

گفتی

جناب دو میتونه ثابت کنه من یه اهریمن هستم

ولی معلوم شد که خودش یه روح عروسکی بوده

چه طور توضیحش میدی؟

...من

اعلیحضرت

شواهدی دارم که میگه

گو جی از قدرت خودش سوء استفاده کرده

بارها به طور مخفیانه سازند اهریمن گیر رو نابود کرده

خواهش میکنم نگاهی بندازین

شی می

دربارم تحقیق کردی

ارشدتم

از اولین باری که سازند اهریمن گیر خراب شد

بهت شک داشتم

گو جی

با سیتو هان شان تبانی کردی

تا سازند اهریمن گیر شهر چانگ له رو خراب کنی؟

اعلیحضرت

تازه متوجه جناب دو

با سیتو هان شان جایگزین شده

درست مثل بقیه

...این

در مورد سازند اهریمن گیر

جناب دو مخفیانه ازم خواست که این کارو انجام بدم

...تا

تا هویت جناب نان فاش بشه

کافیه

شواهد نشون میده

دیگه متهمش نکن

هیچ مدرک دیگه ای ندارم

ولی شاهد دارم

اون

بیرونه

حالا که شاهد داری

چرا قبلا نگفتی؟

بیارینش داخل

عرض ادب اعلیحضرت

التماستون میکنم

لطفا ارباب جواب رو ول کنین

عمو لیانگ

گو جی

این کرد کیه؟

این مرد

ارابه چی ثبت شده در خاندان بای زه ست

شب قبل از اعدام همه خاندان

بای زه یی و

نان سی شو ازعمارت فراری داد

تو راه با دزدها برخورد کردن

کافیه

خیلی حرف زدی

بذار خودش بگه

اون شب

دزدها

ارباب جوان بای زه و نان سی شو رو بردن

می ترسیدم اتفاق بدی بیفته

برای همین دنبالشون رفتم

درست بعد از وارد شدن به عمارت

ناپدید شدن

یکم بعد

متوجه شدم ارباب جوان بای زه یی

اسمش رو به

نان فنگ یی تغییر داده

و داییش

چتر فروشی باز کرده

اعلیحضرت

باید یه مرد قدرتمند پشت نان فنگ یی باشه تا ازش محافظت کنه

از کسی بخواین که به عمارت بره و بررسی کنه

ببینیم که به کجا منتهی میشه

تا ببینیم کی

با اعلیحضرت مخالفت کرده

از نان فنگ یی محافظت کرده

ممکنه

گو جی درباره

اعلیحضرت و گذرگاه مخفی بدونه؟

از کجا فهمیده؟

نیازی نیست

خب

چطور ممکنه همچین مکانی تو

تو شهر سلطنتی وجود داشته باشه؟

جرم نیست؟

اگه معلوم بشه که گذرگاه مخفی

به اتاق پشتی تالار مطالعه سلطنتی میرسه

عواقبش غیر قابل تصور میشه

مزخرفه

تا جایی که من میدونم

بای زه یی بر اثر یه بیماری جدی

تو سن 8 سالگی مرده

بای زه گونگ

از همه طبیب های معروف پایتخت کمک خواست

ولی نتونست نجاتش بده

تمام عطاری های شهر میتونن شهادت بدن

نه فرار کرده

نه اسیر شده

درسته

بای زه یی به شدت بیمار بوده

بعدش تمام خاندان بای زه اعدام شدن

همه فکر می کردن بای زه یی در اثر بیماری مرده

ولی نمرده

بعد از اعدام همه به طور

معجزه اسایی خوب شده

فردی که به پرونده رسیدگی کرده

راز نگهش داشته

مزخرفه

مرحوم معاون وزیر به این پرونده رسیدگی کرده

مردی درستکار بود

داری حرف بیخودی میزنی

اعلیحضرت

حقیقت رو میگم

دایی من

اون زمان یه پا خرده پا تو دیوان دادگستری بود

تو پرونده حضور داشته

یه نامه مخفی هست

که ثابت میکنه مرحوم معاون وزیر

دستور داده شده

تا از بای زه یی محافظت کنه

اعلیحضرت، اگه به من اعتماد ندارین

این نامه تاییدش میکنه

این چیه؟

دقیقا مثل دستخط منه

چه جراتی داری

توضیح بده

نان فنگ یی

گستاخ

چطور جرات میکنی شواهد رو از بین ببری؟

اعتراف می کنم

من پسر بای زه گونگ، بای زه یی هستم

اعتراف کرد

اعتراف کرد

اون بای زه یی ئه

پس اون بای زه یی ئه؟

واقعا؟

هیچ‌کسی ازم محافظت نکرده

این نامه محرمانه

فقط التماس پدرم از مرحوم معاون وزیر بوده

هویتم فاش شده

حاضرم هر مجازاتی رو قبول کنم

پس اون بای زه یی ئه

ببین خاندانت چیکار کردن

طومار کوه ها و دریاها گم شده

خاندان بای زه همشون دروغگو ان

لیاقت نداری رئیس دیوان باشی

درست نیست

زمانی که وزیر راست هنوز زنده بود

بهتون نشون دادم

که روح عروسکی وجود داره

ولی بازم گرفتینش

و اسیرمون کردین

ولی نمیدونین که

به خاطر حفاظت از مردم

شهر چانگ له

چند نفر از افراد دیوان و عمارت اسمان

مردن

نگاه کنین

پشت جناب نان

اثاری از درد ها و زخماتش

برای دفاع از مردم شهر چانگ له هست

اون و افرادش

اهریمن هارو ازبین بردن

الانم مقامات دربار

عروسک های سیتو هان شان هستن

اعلیحضرت

در مورد پرونده روح عروسکی

جناب نان از مرگ نترسید

و خودشو وقف مردم کرد

فکر می کنم

شایستگی هایی داره

میتونین بهش فرصتی بدین

خیلی خب

خاندان بای زه

اون موقع اعدام شدن چون

پدرش بای زه گونگ

طومار کوه ها و دریاها رو گم کرد

اون موقع

نان فنگ یی فقط یه بچه هفت یا هشت ساله بوده

چیکار میتونه بکنه؟

از اونجایی چه به هویتش اعتراف کرده

و کمک های بزرگی در پرونده روح عروسکی کرده

فکر می کنم

میشه اشتباهش رو جبران کرد

اعلیحضرت خیلی دلرحمن

اعلیحضرت

ولی نان فنگ یی جرمش فریب دادن اعلیحضرته

اگه مجازاتش نکنیم

چه طور با مردم روبه رو بشیم؟

...گو

من

از سمت ریاست دیوان قضایی و تجدید نظر استعفا میدم

همین

این بهترین راهه

اعلیحضرت

ارباب عمارت اسمان مرده

انتخابی جدیدی دارین؟

دوفنگ لی

دو فنگ لی، استاد عمارت اسمان

برای کشور ارزش قائل بود

اهریمن هارو نابود کرد

هزار تیل نقره

برای تالار اجدادیش فرستاده بشه

بهش عنوان

وفاداری اعطا بشه

دخترش

دو یوئه لیان

به عنوان استاد عمارت اسمان برگزیده میشه

اعلیحضرت دانا هستین

صبر کن

ازت کینه ای ندارم

چرا میخوای بکشیم؟

هر کسی خواسته های خودشو داره

تونستی برای طومار کوه ها و دریاها

بیست سال صبر کنی

منم چیزی هست که میخوامش

هنوز برای مراسم خاکسپاری پدرم کارهایی برای انجام دادن دارم

باید برم

تسلیت میگم

دو یوئه لیان

هر چند

دیگه نمیتونم تو عمارت اسمان بمونم

ولی در اینده

اگه کمک خواستی

یادت باشه روی منم حساب کنی

مراقب باش

باشه

مراقب شیائو جیو هستم

چیشده؟

چرا اخم کردی؟

نمیفهمم

ماها و دو یوئه لیان

باهم سیتو هان شان گرفتیم

و کمک های زیادی به دربار کردیم

ولی اخرش

به چیزی که نمیدونم

از کجا اومده باختم

حتما اون

خیلی وقته پیش اماده شده بوده

اگه اعتراف نمیکردیم

تموم شده بود

کل داستان رو نمیدونی

اگه با دربار روبه رو میشدم

میترسم به پایان رسیدنش سخت میشد

...پس

استاد واقعا میخوای

همین جوری کنار بکشی؟

باید زودتر به طلسم بی دو یوان مسلط بشم

و طومار کوه هاو دریاهارو پیدا کنم

خواستم تو زندگی اینه

چیزهای دیگه برای من

مهم نیست

پس خودت تمرین کن

باهام تمرین نمیکنی؟

استاد الان داری یه طلسم

پیشرفته شکارچی اهریمن رو تمرین میکنی

و چیزی که من تمرین میکنم

فن فرار از شکارچی اهریمنه

به نظرت می تونیم با هم تمرین کنیم؟

بیا جداگانه تمرین کنیم

خوشمزه ست؟

خیلی خوشمزه ست

دنیا ناعادلانه ست

عشقمو گرفت

سیتو هان شان هستم

عرض ادب علیاحضرت

خدمتکار جدید قصر گفته

از زادگاه توئه

از این به بعد

به تو خدمت میکنه

چرا این کارو کردی؟

خیلی ازاهریمن هارو

تونستم نجات بدم

تو شهر چانگ له مخفیشون کردم

هنوزم

اخرین خواسته ای دارم

اونم اینکه بهت کمک کنم

قبیله اهریمن احیا بشه

به هرقیمتی شده

هرکاری میکنم

وقتی ملکه اهریمن شدم

می تونیم برای همیشه با هم باشیم

برای همیشه خودمون میشیم

نگران نباش

عاشق های این دنیا سرانجام با هم دشمن میشن

پایان خوبی ندارن

اگه نتونم عشقم رو بدست بیارم

هیچ کسی دیگه ای نمیتونه

پدر، مادر

باید

دوباره پیش هم باشین

شی می

نگاه کن

بادبادک هوا کردم

به پدر و مادرت نزدیک تر میشی

گو جی

نمی فهمی؟

ازعمارت اسمان اخراج شدی

دیگه نمیخوام ببینمت

...تو

...من

...ممکنه

...ممکنه

احساسات من نسبت به تو

در مقایسه با

منگ شی جو

...و نان فنگ یی

درسته

تمام این سال ها

میدونستی که

سخت تلاش کردم

ترفیع بگیرم

همه چیز برای تو بوده

برای من؟

به نظرم

برای جایگاه

ریاست عمارت اسمان بوده

ولی بذار بهت بگم

تا زمانی که من اینجا هستم

هرگز به چیزی که میخوای نمیرسی

...من

مهم نیست چیکار میکنم

یا چه کاری انجام بدم

ازم خوشت نمیاد

درسته

یکی مثل تو

نفرت انگیز

از ته قلبم ازت متنفرم

شاید روزی که بمیری

خوش حال بشم

شی می

شی می

چه مرد دوست داشتنی ای

حیف شد

نه تنها تحت تاثیر قرار نگرفت

حتی بیرونتم کرد

دوباره تویی

دوباره تویی

عمارت اسمان نمیخوادت

حاضری به دیوان قضایی و تجدید نظر بری؟

بدون پیشنه

چه طور باید به اون دیوان برم؟

از اونجایی که گفتمش پس راهشم دارم

تا زمانی که حاضر باشی بهم گوش کنی

کی هستی؟

مهم نیست من کی هستم

ولی از اونجایی که راهی برای کنترل نان فنگ یی دارم

باید راهی برای ورودت به دیوان داشته باشم

به رویات برس

گو جی

با استعداد نیستی

و پیشینه ای نداری

سخت کار نکردی که

حمایت کننده ای داشته باشی؟

الان

من حمایت کنندت هستم

نمیخوای با شی می باشی؟

شی می

رویام قبلا

تبدیل شدن به یه شکارچی اهریمن بود

کسی فکرشو نمیکرد

رویای الانم

این باشه چه چه طوری

از دست شکارچی اهریمن زند بمونم

چتر پیشرفت کرده

پس مهارت هامم باید زیاد شده باشه

استاد

استاد

چیشده؟

چیزی نیست

فکر می کنم

یهویی طومار کوه ها و دریاهارو احساس کردم

طومار کوه هاو دریاها؟

کجاست؟

مطمئن نیستم

ولی باید

نزدیک شهر چانگ له باشه

استاد طومار کوه ها و دریاهارو حس کرده

یعنی واقعا ظاهر شده؟

شیائو جیو

خوبی؟

...من

قدرتم پیشرفت کرده

نگاه کن

چتر کوچولو دوباره پیشرفت کرده

چتر کوچولوت

روز به روز با قدرت تر میشه

ولی

دیگه نمیتونم با خودم داشته باشمش

تا اهریمن شکار کنم

استاد

چیزیم نیست

واقعا؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سیزدهم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.