Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت پنجم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت پنجم]
هنوزم میخوای طلسم و فن یاد بگیری؟
البته
پس منو به عنوان استادت انتخاب کن
واقعا؟
من؟
میتونم شاگردت باشم؟
البته
اگه شاگردم بشی
بهت فن های شکارچی اهریمن رو یاد میدم
ولی
باید بهم قول بدی منو پوشش بدی
نظرت چیه؟
پوششت بدم؟
فکر کردم از روی خلوص نیت
میخوای منو شاگردت کنی
انتظار نداشتم
فقط یه پسر طولانی مدت میخوای
اگه شاگردم بشی
دستمزدت کم نیست
و تمام مهارت هامو بهت یاد میدم
حاضری؟- حاضرم-
ازم پرسیدی
چرا می خواستم شکارچی اهریمن باشم
بعد از اتفاق هوی فانگ
و جناب پی
متوجه شدم
اولش وسواس زیادی داشتم که یه شکارچی اهریمن باشم
چون می خواستم نشون بدم
که من دختر لی شی یی هستم
ولی الان همه چیز فرق داره
میخوام یه شکارچی اهریمن باشم
چون
می خوام مثل تو یه قهرمان قبیله انسانی باشم
که قادر عدالت رو اجرا کنه
و از صلح دنیا
محافظت کنه
حتما تمام
اهریمن های دنیا رو از بین میبرم
که باعث شدن مردم خونه ها و
زندگیشون رو از دست بدن
پس شاگردت
روت حساب میکنه
منگ شی جو
وقتی خودمونیم
باید استاد صدام کنی
استاد
مهارت کنترل کاغذ
تو تنظیم تنفس نهفته ست
چی رو محدود کن
پنجروح روی
از کاغذ و خودت متمرکز کن
چرخیدن به جلو و عقب
بی وقفه
نگه داشتن
ارباب
بیا بریم بازی کنیم
درستش کردم
باشه
خب
توهم برو بازی کن
باشه
بد نیست
با استعدادی
استاد
میتونم در اینده مهارت بیشتری یاد بگیرم؟
عمارت تو بازار غربیه
باید خوب نگهش دارم
پس میخواست بهم ابنبات بده
واقعا شیرینه
[چتر فروشی نان]
شاهزاده ها و شاهدخت ها
و کسایی که بالاتر از سه مقام رسمی برجسته هستن
واجد شرایط حمل
چترهای بنفش هستن
امپراتور و ملکه و مقامات رده سوم و بالاتر میتونن
چتر مربعی سبز با ابی رو داشته باشن
چترهایی با حیوانات مسی چی تو چهار گوشه
در رنگ طلایی با ابی
برای افرادی اشراف زاده ای
مقام پایین تری از امپراتور دارن
دوستان
رتبه هاتون متفاوته
من
چندین مجموعه از طرح ها رو اماده کردم
که بر اساس شرایطتونه
باشه
از این به بعد دیوان قضایی و تجدیدنظر
شبانه روزی بازرسی های چرخشی انجام میده
مردم باید از کارمون حمایت کنن
مقررات منع رفت و امد رو دقیق انجام بدن
متخلفان به اشد مجازات میرسن
درست شنیدم؟
شهر چانگ له تحت مقررات منع رفت و امده؟
ببین
هنوز نمیدونی نه؟
دیشب
اعضای عمارت اسمان و دیوان قضایی و تجدیدنظر
به طور مشترک به عمارت وزیر راست یورش بردن
وزیر راست
یهویی به یه اهریمن تبدیل شد
تا الانم
هنوز اثری ازش نیست
پس تو شهر چانگ له
واقعا اهریمن هست
مردم شهر چانگ له
خیلی وقته گه اهریمن ندیده بودن
ممکنه
اینجوری نباشه؟
یعنی نمیدونستیم؟
دوستان
بهتره این روزها تو خونه بمونیم
داجو
ممکنه هرج و مرج بشه
من رفتم
هنوز معرفی چترهارو تموم نکردم
پیشکار وو
یه روز دیگه
یه روز دیگه برای معرفی میایم
بریم
باید طرح هارو بفرستم؟
دوستان
هنوز ودیعه ندادین
بهت پولی ندادن
چیو بفرستی
هنوز بیدار نشده؟
هنوز نه
وقتی بعدا دیدیش
میدونی باید چیکار کنی؟
البته
اون قدری که گفتی عالیه؟
قدرت درونیت رو
تحریک میکنه؟
تا جایی که تجربش رو داشتم
اینطوریه
پس چه طوره
بهش اجازه بدیم اینجا بمونه
تا بهت درباره
طلسمی که تمرین میکنی کمک کنه؟
اگه کنارم نگهش دارم
نگران این نیستی که باهاش رابطه داشته باشم؟
اگه بتونه نیروی درونیت رو تحریک کنه
زودتر به طلسم مسلط بشی
باید بذاری همیشه کنارت بمونه
و اینکه
برای باکرگیت
من مراقبشم
همچین شاگرد زنی کنارت باشه
میتونه کسایی که
دنبالتن دور کنه- صبح بخیر استاد-
شیائو یی
چه طوره
به طور رسمی معرفیش کنی؟
نیازی به معرفی نیست
فقط زنه بد اخلاقی هستم
که نان فنگ یی رو اغوا کرده
نه
سوء تفاهم بوده
سوء تفاهمه
سوء تفاهمه
نگاه کن
بینایی ضعیفی دارم
شنواییم خوب نیست
احمقم
اولین دیدارمون
خوب نبود
میخوام
ازت عذر خواهی کنم
نه عمو نان
...من
...فقط امیدوارم بتونی
البته
از اینکه پیش شیائو یی مهارت شکارچی اهریمنی یاد بگیری حمایت میکنم
دختر جون
دختر جون
چه طوره
از امشب کلا بیای اینجا؟
این چه طوره
میتونی سریع تر یاد بگیری
عمو
خیلی سریع تغییر کردی
به علاوه
نمیدونم دخترت موافقت میکنه یا نه
دخترم؟
دختر ندارم
جناب نان گفت خواهر داره
چه جراتی
دوباره بیرون
با یه دختر معاشرت کردی؟
البته که نه
دیدی؟
خب
شاید بد شنیده باشم
حتما اشتباه شنیدی
تو خانوادمون فقط دو نفریم
فقط ما دوتا
پدر
پدر
ببین
شیرینی دیگه سرد شده
گرمش کن
باشه
شماها حرف بزنین
راحت حرف بزنین
استاد
این
باکرگی چیه؟
حرف های پدرمو شنیدی؟
من
اتفاقی شنیدمش
خب چرا میپرسی؟
ببین
چرا یه مرد پر انرژی
باید باکرگیشو حفظ کنه؟
ممکنه یه سری
مشکلات غیرقابل توصیف وجود داشته باشه؟
یا رازی هست که
نمیشه فاش بشه؟
به خودم مربوطه
ممکنه به
قدرت درونی قویت مربوط باشه؟
به تو ربطی نداره
چرا عصبانی میشی؟
خب دیگه نمیپرسم
خیلی شیرینه
بقیشو نگه میدارم
بعدا میخورم
راستی
پدرت گفت
خواهر نداری
پس این کفش ها رو
برای من خریدی؟
خودتو دست بالا نگیر
فقط نمیدونست که
من و دختر همسایه
رابطه خوبی داریم
دختر همسایه؟
باشه
بعد از اینکه به اینجا اومدم
باهاش حرف میزنم
واقعا میای اینجا؟
البته
که نه
اگه به اینجا بیام
عمو وو خوشحال نمیشه
واقعا؟
شیرینی کنجدی اوردم
شیائو یی
اینو صبح زود
تو صف وایستاد تا برات بگیره
خیلی خب
بخورین
ممنون پدر
ممنون عمو نان
...ممنون جناب
ممنون استاد
زود تر بخور
بعد از خوردنش
باید به قصر بریم
دوباره قصر؟
این بار
خبرهای خوبیه درسته؟
شنیدم
بازپرسی از دیوان قضایی و تجدید نظر
موقع که به عمارت سیتو رفتین
فوت شده
نان چینگ
چرا دیوان قضایی و تجدید نظر
اجازه داده یه طبیب کالبد شکاف رسیدگی کنه؟
اعلیحضرت
این موضوع
تقصیر منه
قصدم سرزنش تو نیست
دیوان قضایی و تجدید نظر
بالاخره یه بخش حرفه ای برای شکار اهریمن نیست
به نظرم
این موضوع
باید به طور کامل به عمارت استاد اسمان تحویل داده بشه
اعلیحضرت
شکار اهریمن
در واقع مسئولیت عمارت اسمانه
با این حال پرونده سیتو هان شان
پر از تردید و توطئه ست
عمارت اسمان
ممکنه به تنهایی قادر به مقابله باهاش نباشه
ولی این پرونده مربوط به اهریمن ها هستن
روش هات موثر نیست
جناب دو
بهترین شکارچی اهریمن تو داجوئه
با اون که مسئول عمارت اسمانیه
مردم احساس راحت تری دارن
اعلیحضرت دانا هستین- اعلیحضرت دانا هستین-
بله
اعلیحضرت
میخوام چیزی بگم
بگو
این پرونده
بعد از کشته شدن جناب پی بوده
دیوان قضایی و تجدیدنظر بوده که وجود حشره های عروسکی رو کشف کرد
و روح عروسکی رو مقابلتون نشون داد
جناب نان
تو خطر مخالفت با همه مقامات بود
به زندان افتاد
تا بتونه پرونده
اهریمن هارو بررسی کنه
بتونه مخفیگاهشون رو پیدا کنه
به علاوه
تونست جلوی نقشه
سیتو هان شان رو دیشب بگیره
در صورت لزوم
میتونین از دیوان قضایی و تجدید نظر کمک بگیرین
اعلیحضرت
نمیدونم مورد تایید هست که
عمارت اسمان از مقامات بیشتری استفاده کنه یا نه
باشه
عمارت اسمان میتونه
از تمام شکارچی های اهریمن
با استعداد دنیا
نیرو بگیره
اعلیحضرت دانا هستین
حالا که اینطوره
من مهارت شناسایی اهریمن رو دارم
ممکنه که
به عمارت اسمان ملحق بشم؟
اعلیحضرت
شکارچیان اهریمن عمارت اسمان
همشون با دقت انتخاب میشن
حتی اگه مهارت شناسایی اهریمن باشه
برای ملحق شدن باید ازمون بده
اگه قرار باشه مستقیما منصوب بشه
باعث انتقاد میشه
باور دارم
بانو منگ با استعدادش
به راحتی ازمون رو قبول میشه
این بانو درست میگه
بانو منگ
باید تو ازمون شرکت کنی
بله
[دیوان قضایی و تجدیدنظر]
از این به بعد
دیوان قضایی و تجدید نظر کلیه پرونده های مربوط به روح عروسکی رو به
به عمارت اسمان تحویل میده
و دیگه به این پرونده رسیدگی نمیکنه
اعتراض دارم
پرونده ای که افرادمون براش مردن
چرا باید به کسی دیگه ای واگذارش کنیم؟
مزخرفه
حفاظت از جون مردم شهر چانگ له
وظيفه ديوان قضايی و تجديدنظره
اگه مشتاق اعتبار هستی
فقط از اینجا برو به عمارت اسمان ملحق شو
جناب پی و هوی فانگ چی؟
بیهوده مردن؟
البته که بیهوده نمردن
ناراضی هستین
ولی نارضایتی چه کمکی میکنه؟
عمارت اسمان
تو شکار اهریمن مهارت داره
فردا ازمون عمارت اسمان رو میدم
اگه قبول بشم
میتونیم قانونی
دنبال پرونده سیتو هان شان باشیم
ماها؟
تو
اعضای دیوان قضایی و تجدید نظر
و من
هنوز بیست و نه نفر دیگه هستن
حاضرم ازقوانین جناب پی
و هوی فانگ
برای محافظت از امنیت مردم چانگ له
با تمام توانم پیروی کنم
منم حاضرم
از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم
به هدفمون میرسیم
از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم
به هدفمون میرسیم
از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم
به هدفمون میرسیم
از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم
به هدفمون میرسیم
از امروز
به گروه های دو تا سه نفره تقسیم میشیم
تو هر بخش از شهر چانگ له مستقر میشم
ورودی ها و خروجی ها رو میبندیم
با عمارت اسمان همکاری لازم رو میکنیم
تا محل سیتو هان شان رو پیدا کنیم
بله
ارباب منو فرستادن تا
به جناب سیتو مروارید پری دریایی رو تحویل بدم
گرفتنش
بهتون کمک می کنه تا سریعتر بهبود پیدا کنین
اگه این بار نجات ارباب نبود
میمردم
سال هاست که باهم دوست هستین
چه طور ممکنه ارباب بهتون اهمیت نده
ولی الان
ملاقات براتون راحت نیست
میدونم
اوضاع بیرون چطوره؟
همه جای شهر جاسوس ها حضور دارن
فردا، عمارت اسمان ، شکارچیان اهریمن رو از سراسر جهان جذب میکنه
مصمم هستن که مکانتون رو پیدا کنن
تو خواب ببینن
امیدوارم اینطور باشه
مرحله بعدی چیه؟
حشره های عروسکی تو انبار شراب
همشون گرفتار شدن
چه طور بازم هست؟
همون طور که میدونین
ارباب هرگز همه چیز رو باهم رو نمیکنن
نقشه جدیدی دارن؟
نمیتونیم ازمقامات استفاده کنیم
شاید استفاده از فرد خاصی
میتونه کاری کنه سریع تر به هدفمون برسیم
با این حال
این بار خودتون باید اقدام کنین
برو و به ارباب بگو
اشتباهاتمو جبران میکنم
استاد بزرگ کی برمیگرده؟
[غرفه دان وو]
به زودی میاد
همه اروم باشین
خیلی توانمنده
اهریمنی که عمارت اسمان نتونست شناسایی کنه
با یه نگاه شناخت
صبر کنین
میشه استاد بزرگ بیاد خونه ماهارو بررسی کنه؟
غرفه منه؟- مشکلی نیست-
بریم
استاد برگشته
ببخشید
خواهر جیو
خواهر جیو
دان چیان
چه خبره؟
چرا استاد بزرگ شدم؟
خواهر جیو
خبر اینکه جلوی امپراتور اهریمن رو گرفتی
تو شهر چانگ له پخش شده
واقعا؟
میگن که تو شهر چانگ له اهریمن هست
همه میخوان که خونشون رو تمیز کنی
بالاخره برگشتی
زود باش
نوضوعات مهمی برای گفتگو داریم
باشه
اروم باشین
صف بکشین
صف بکشین
بگو امروز وقتی نمونده
اگه میخوان فردا بیان
امروز استاد بزرگ سرش شلوغه
لطفا فردا بیاین
جناب نان
جیو من
واقعا نمیتونه
کاریو درست انجام بده
از اونجایی که برای دیوان قضایی و تجدید نظر کار میکنه
با شکارچی اهریمن بودنو و حل پرونده
تونسته بدرخشه
به علاوه
ماها الان میتونیم
از طلسم های مجاز توسط دیوان قضایی و تجدید نظر استفاده کنیم
پس این بچه رو به شما میسپارم
عمو
الان من
یه استاد مشهور اهریمن گیر هستم
چرا به طلسم های اونا نیاز داشته باشم؟
خودت درباره
توانایی هات نمیدونی
یا اینکه من فقط میدونم؟
سال هاست داری شکار اهریمن یاد میگیری
چطور شد که امسال یهویی شکارچی اهریمن شدی؟
به خاطر کمک جناب نانه
منم که
روی شماها حساب میکنم
تا سیتو هان شان بکشین و
ارامش رو به
مردم چانگ له برگردونین
این چیه؟
همه وسایلاتو جمع کردم
لباس و کفش برات گذاشتم
من و پدر
میخوایم پیش جناب نان یاد بگیری
خواهرت رو اذیت نکن
جناب نان
موافقت کرده
به عنوان دستیار تو دیوان استخدام بشی
اینجوری
دستمزد داری
اگه عملکرد خوبی داشته باشی حتی پاداش پایان سال هم هست
خانوادمون
بالاخره کسیو داره که برای حکومت کار کنه
خدمت برای مرجعیت خیلی بهتر از کارگزار بودنه
بهش فکر کن
به علاوه
کسب و کار جن گیری خونه
به طور کامل توسط دیوان قضایی و تجدید نظر رسیدگی میشه
تو خانواده ما جایی برای تو نیست
عمو وو
واقعا میخوای بذاری
که برم؟
چه طوره دربارش حرف بزنین؟
دوست ندارم اونو مجبور به انجام کاری کنم
نه
نه اصلا
فرصت نادریه
برو دنبالش
خیلی از
ادم ها
هم با سابقه خاندانی و هم با نمرات ازمون میجنگن
تا فرصتی بدست بیارن
تو؟
اول اینکه پدرت فوت کرده
دوم
اشکالی نداره
نمیتونی تو ازمون قبول بشی
خب
اگه این فرصت رو از دست بدی
برای همیشه رفته
قصد داشتم
عمارت بازار غربی
برات غرفه کنم
انتظار نداشتم
اصلا بهش نیاز نداری
چی
عمارت بازار غربی؟
چه غرفه ای؟
به خوبی از شیائو جیو مراقبت میکنم
جناب نان
درباره چه غرفه بازار غربی حرف میزد؟
من رفتم عمو وو
باشه
لطفا مراقب کسب و کارمون باش
نگران نباش
جناب نان
خواهرمو دوست داری؟
البته که دوست ندارم
پس خوبه
جناب نان بد نیست
دختر جون
دوباره چی فهمیدی؟
مردی که حرفاش خشنه ولی قلب نرمی داره
برای خواهر جیو مناسبه
اینارو از کتاب یاد گرفتی؟
بد نیست؟
چیش بد نیست
عالیه
فکر کنم بهتره
جای دیگه ای بمونم
کجا میری؟
...من
میتونم تو عمارت بازار غربی بمونم
خونه ای که سی کونگ شی برات گذاشته
بزرگترین دستشویی تو بازار غربه
دستشویی؟
چی
منظورت چیه؟
خیلی جاداره
ولی می ترسم زندگی تو اونجا راحت نباشه
...درسته راحت نیستم
من
قبلا کارهای کثیف زیادی انجام دادم
اینکه جای خودم
زندگی کنم راحتم
انقدر دوست نداری تو خونه من بمونی؟
نه که نخوام
...فقط
پدرت شخصیت عجیب و غریبی داره
اگه تصمیم بگیره منو بیرون کنه چی؟
میکنه؟
نمیکنه؟
به خونه خوش اومدین
غذاهای زیادی اماده کردم
بیا بشین
بریم
همه این غذاهارو
عمو نان درست کرده؟
همسایه بغلی
بانو وانگ درست کرده
همسایه؟
باید همون
خواهری باشه که اون بار گفتی
باید بامزه باشه
کی درباره من حرف میزنه؟
یائو نیانگ
غذاها اومد
خیلی زیادن
بیا
مراقب باش
بیاین
قبلا نان شو خیلی باهات بی ادب بود
قبلا حسابشو رسیدم
این غذاها
روش غذرخواهی کردن اونه
اشکالی نداره
خوشحالم که سوءتفاهم برطرف شده
ممنون بانو وانگ
پس نوش جونتون
من رفتم
چرا باهامون غذا نمیخوری؟
غذای خانوادگی میخورین
مزاحم نمیشم
من رفتم
ماها خانواده؟- نه-
بانو وانگ که یه مکتب هنرهای رزمی داره
سال ها پیش بیوه شده
این سال ها رنج زیادی کشیده
شخصیتش اینجوریه
میاد و میره
بخورین
دختر جون
بعد از غذای خوش امد گویی
دیگه
یه خانواده میشیم
یه خانواده؟
به افتخار شماها مینوشم
خیلی وقت بود که همچین
غذای خانوادگی خوشمزه نخورده بودم
ممنونم
نیازی به تشکر ازش نیست
فقط دنبال بهونه میگرده
تا شراب بخوره
پسره بیشعور
چی میگی؟
حقیقت رو گفتم
عمو نان دوست داره شراب بخوره؟
عمو نان
منم عاشقشم
به سلامتی
دیدی؟
تو خانواده کسی هست که باهام بنوشه
استاد
تو
منو نمیشناسی
میتونم شراب رو تحمل کنم
فراموش کردی
که فردا ازمون عمارت اسمان رو داری؟
یادم نرفته
چیز مهمی نیست
عمو نان
به سلامتی
به سلامتی
عمو نان
خوردم
پدر
مراقب باش
خوبم
شراب خاندان نان
خیلی خوبه
مست نیستم
چه طور بود استاد؟
عالیم درسته؟
منو ببر اتاقم
ول کن
استاد میگی
عمو نان هرگز بهت اجازه نمیده
نزدیک زنی بشی
ولی بهت اجازه داده منو به عنوان شاگرد بگیری
و حتی اجازه داده اینجا بمونم
فکر میکنی اون
به خاطر اینکه احساس تنهایی میکنه؟
به چی فکر میکنی؟
اون عاشق بانو وانگه
تو چی استاد؟
میخوای چی بگی؟
اصلا یه زن نمیبینمت
چیکار میکنی؟
روی بدنت
بوی خفیف گیاه هست
حسش کردی؟
خب که چی؟
خب
من اولین زنی هستم
که بوی بدنت رو حس کرده
خب که چی؟
خب
بو میدی
یادت باشه بشوریش
منگ شی جو
تظاهر به مستی کردی
چه طور این شراب کم
میتونه مستم کنه؟
عصبانی شدی؟
فقط شوخی کردم
ولی
یکمی پیشرفت کردی
این بار خون دماغ نشدی
پس برای ازمون فردا عمارت اسمان
میای اونجا درسته؟
چرا باید اونجا باشم؟
چون وقتی استادم اونجا باشه
قدرتم زیاد میشه
تو مخزن قدرت منی
شرکت تو ازمون عمارت اسمان مربوط به خودته
چرا بقیه باید کمکت کنن؟
...من
قصد داشتم بهت
فن پنج عنصر رو یاد بدم
ولی با این رفتارت
خودت یاد بگیر
...نه استاد من
تمومه کارم تمومه
واقعا بهم اهمیت نمیده
اتیش باد رو محدود می کنه
باد، رعد رو محدود می کنه
...حرکت دست
نان فنگ یی
اسبمو ببین
چاق و قویه
پوست براقی داره
میتونه از چانگ له تا شی جو ببرتم
برادر
هنوز زنده ای؟
برادر پی
وقت رفتنه
باشه
هوی فانگ
برادر نان
لطفا
از خانوادم برام مراقبت کن
از این به بعد باید به خودت تکیه کنی
با این حال
در هر کاری که انجام میدی باید بیشتر مراقب باشی
منظورت چیه؟
برادر نان
تازه فهمیدم
مخفیانه طلسم اولیه رو تمرین میکنی
تا طومار کوه ها و دریاها پیدا کنی
اگه اینطوره
مراقب مامور منگ باش
ظاهر شدنش
ممکنه چیز خوبی برات نباشه
هوی فانگ منظورت چیه؟
وقتی کنارمه
تمرین طلسم
اروم پیشرفت میکنه
برادر نان
مراقب مامور منگ باش
ظاهر شدنش
ممکنه چیز خوبی برات نباشه
تا زمانی که بتونم روی طلسم اولیه مسلط بشم
چه اهمیتی داره که چقدر رنج بکشم؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت پنجم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.