Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت دوم =
[داستان عاشقانه چتر کاغذی]
[قسمت دوم]
[ سردخانه ]
[ سردخانه ]
دیوان قضایی و تجدیدنظر اتیش گرفته
اگه سردخونه هم اتیش گرفته باشه
جسد جناب پی هم میسوزه
حشره پیدا نمیشه
اینجوری نمیتونم بی گناهیم رو ثابت کنم
مهم نیست چی میشه
باید جسد جناب پی رو پیدا کنم
اهریمن
ممکنه طومار کوه ها و دریاها تو دنیا ظاهر شده باشه؟
خوش اقبال بودم
نمیشه
نمیتونم همچین طلسم پیشرفته ای رو باز کنم
کی هستی؟
دیوان قضایی و تجدید نظر رو اتیش زدی؟
جناب پی بهت سلاح پرتاب کرده؟
درسته
این زخم ها برای همون سلاحه
می خواست منو بکشه
چاره ای جز این نداشتم که با تمام قدرت مبارزه کنم
سلاح مخفی یخی
وقتی به زمین میخوره تبدیل به اب میشه
مامور منگ دروغ نمی گفت
برادر هوی فانگ
اگه مردم
لطفا برام شهادت بده
اینجوری میتونم با یه اسم پاک بمیرم
و عمو وو و دان چیان رو درگیر نمی کنم
التماس میکنم
منگ شی جو
چطوری فرار کردی؟
هیچ دری تو این دنیا نیست
که نتونم بازش کنم
...من
بریم عجله کن
در قفل شده
زود باش بریم
برای چی دست دست میکنی؟
نمیتونم حرکت کنم
نیازی نیست
جناب نان
اول جناب پی رو ببر
بدون جسد جناب پی
هرگز نمی تونم اسممو پاک کنم
هرگز یه فرد بی گناه رو به اشتباه متهم نمی کنم
ولی همه چیز به شواهد نیاز داره درسته؟
جناب نان
اول نجاتش بده
اگه اول نبریش بیرون
منم نمیرم
اینجا منتظرم باش
[عمارت اسمان]
فقط چند ساله که تو انزوام
ولی سازند اهریمن گیر تو شهر چانگ له
به شدت اسیب دیده
تو عمارت اسمان به این بزرگی
کسیو برای تعمیرش نفرستادن
شهر چانگ له
سال هاست که از مشکلات اهریمن خلاص شده
برای تعمیر این سازند نیازی به عجله نیست
ارشد
منظورت همین بود که گفتی
شهر چانگ له سال هاست که از مشکلات اهریمن خلاص شده ؟
خب
شی می
کجا میری؟
چه طور همچین قدرت زیادی داری؟
چه خبره؟
نیروی درونیم یکم پیش یهویی زیاد شد
چیزی که یکم پیش دیدی
یه کلمه هم نباید دربارش بگی
وگرنه میکشمت
شنیدی یا نه؟
نگران نباش
به کسی نمیگم
بریم
بریم
نمیتونم راه برم
کولت میکنم
ارباب
یه نیروی اهریمنی قدرتمند از ناکجااباد اومد
اتیش دیوان قضایی و تجدیدنظر رو خاموش کرد
جسد پی شون چی؟
از بین رفته؟
احمق بی مصرف
میدونی یا نه
نقشه بزرگمون رو خراب کردی؟
اهریمن گستاخ
تسلیم شو
فقط تویی؟ دنبال مرگتی
باورم نمیشه که تو شهر چانگ له
همچین اهریمن قدرتمندی باشه
باید خوب شده باشه
بلند شو و راه برو
واقعا؟
...من
سعی میکنم
واقعا خوبم
یه طبیب معجزه گری
انقدر تکون نخور
ممکنه دوباره در بره
برادر
حتی میتونی طلسم بی حرکتی رو خنثی کنی؟
بذار بهت بگم
...جناب نان خیلی درباره
اون موقع چه اتفاقی افتاد؟
برادر
حق با مامور منگ بود
...جسد برادر پی
مشکلی داره
دیدی جناب نان
دروغ نگفتم، نه؟
ادامه بده
جسد برادر پی به طور غیرعادی سفت بود
چاقوهای معمولی نمیتونست بازش کنه
تمام شب تلاش کردم ولی نشد
اخرش
یه مرد سیاه پوش یهویی تو سردخونه ظاهر شد
طلسم رو روم گذاشت بی حرکت شدم
بعدش اتیش سوزی شد
اگه مامور منگ نجاتم نداده بود
حدس میزدم
همراه برادر پی
مثل ذغال سوخته بودم
بدنش رو نمیشه باز کرد؟
اره
اگه کسی با حشره تسخیر بشه
گوشت بدنش مثل فولاد سفت میشه
چاقوهای معمولی به سختی میتونن ببرنش
باید از بافت پوست پیروی کنی
نقطه ضعفش رو پیدا کنی
میتونی انجامش بدی؟
میتونم
منگ شی جو
جرات ندارم
برادر هوی فانگ خودت برو
بهت کمک میکنم جای حشره رو پیدا کنی
...من
درسته
باشه
دوباره باز شدن
درست اینجاست
واقعا حشره ست
واقعا
واقعا حشره ست
خیلی ریزه
گول اندازه کوچیکش رو نخور
وقتی وارد بدن انسان بشه
به سرعت میزبان رو میکشه
شاخک های بی شماری تو سراسر بدن رشد می کنه
بدن قابل کنترل میشه
با این حال، رفتار میزبان
از یه فرد عادی قابل تشخیص نیست
خیلی وحشتناکه
...مامور منگ تو
واقعا میتونی اهریمن هارو بگیری؟
...من
...من
مامور منگ، واقعا یه حرفه ای هستی
مهارتت رو مخفی نگه داشتی
درسته
...من
یکمی
یکی دوتا چیز
انگار امشب
این افراد
واقعا اومدن که شواهد رو از بین ببرن
[عمارت اسمان]
لیان ار
چطوره؟
تو دیوان قضایی و تجدید نظر اهریمنی هست؟
جای تعجب نیست که با اون بی مصرف ها کار میکنی
تا اهریمن هارو بگیرن
پس میدونستی تو چانگ له اهریمن هست
اون اهریمن های کپچیک
زیاد نیستن
همینم کافیه
به علاوه
کار بدی در قبال
ما انسان ها انجام ندادن
نیازی به نابودی کاملشون نیست
کافیه؟
نیازی نیست؟
فقط عنوان
رئیس عمارت اسمانی رو داری؟
لیان ار
دو فنگ له
واقعا نمیدونم
چطور اینجوری شدی
جناب نان
از اونجایی که همین الانشم بی گناهی خودمو ثابت کردم
میتونم برگردم خونه؟
پدر و خواهرم تو خونه منتظرمن
درگیر یه پرونده قتل هستی
کسیو فرستادم تا به خانوادت خبر بدن
نگران نباش
پس
نمیتونی اینجا نگهم داری درسته؟
هنوزم شکی دارم
نیاز به تایید داره
چه شکی؟
...این
درست بود
هر بار که ده متر باهات فاصله دارم
به محض اینکه از طلسم استفاده میکنم
به سمتت کشیده میشم
اره
درسته
یکم پیش تو محل اتیش سوزی
یهویی ظاهر شدی
و اون شبی که جناب پی مرد
و
وقتی برای اولین بار همدیگه رو
تو خونه دیدیم
...تو همیشه
پس
اینطوری بوده که
به سمتم کشیده شدی
ولی
دلیلش چیه؟
دستتو بده من
...خب
همه دارن تماشا میکنن
مناسب نیست
خب
چیزی هست
باید بگمش
خب
فکر میکنم خیلی عالی هستی
...و
جذابی
با این حال
یکم مشکل دارم
در طول سال ها
تعدادی بودن که دنبالم بودن
ولی به محض اینکه اونا
هر احساسی نسبت بهم نشون دادن
علاقم رو از دست دادم
حتی احساس انزجار داشتم
جیو
واقعا دوستت دارم
خداحافظ
دیگه جلوم ظاهر نشو
جیو
جیو
جیو
جیو
زمان زیادی گذشته
همیشه دوست داشتم بهت بگم
واقعا دوستت دارم
جانگ
تو زندگیم چیزی ندارم
میخوام سریع پولدار بشم
در اینده
دیگه نیا دنبالم
جیو
پس
اگه میخوای منو به عنوان دوست حفظ کنی
در مورد اعترافت باید
خیلی محتاط باشی
علاقه ای به دونستن درباره کارات ندارم
نبضت رو می گیرم
پس وانمود کن
چیزی نشنیدی
بچرخ
خب
راستش خوبم
چیشده؟
هسته چی بدنت
نقص ذاتی داره
جای تعجب نیست مهم نیست چقدر تمرین کردم
هیچ وقت نتونستم درستش کنم
ولی هر بار که نزدیکت هستم
نیروت بهبود پیدا میکنه
و میتونی مهارت شناسایی اهریمنت رو فعال کنی
درسته
همین طوریه
خب
دلیلش چیه؟
دلیلش رو مطمئن نیستم
ولی تا زمانی که بهت نزدیکم
میتونم نقض هسته چی بدنت رو از بین ببرم
عالیه
بعد از سال ها تمرین
الان
بالاخره درمانش رو پیدا کردم
از این به بعد هرگز جدا نمیشیم
...تو
منظور دیگه ای ندارم
فقط میخواستم ازت بپرسم
منو به شاگردی بگیری
سال ها ارزوی شکارچی اهریمن شدنم
بالاخره امیدی داره
خب
...تو
فقط یکی دوتا طلسم یادم بده کافیه
میتونم هزینه درس هارو بدم
شنیدنش هم مضحکه
دارم بهت میگم
اگه جرات کنی درباره انجام طلسمم به کسی بگی
باور کنی یا نه سرتو میزنم
تو
میخوای رازتو نگه دارم؟
تهدیدم میکنی؟
جرات ندارم
فقط
میخوام دنبالت باشم یکم
طلسم و سازند و ترفند یاد بگیرم
اینکه چه طور یاد بدی به خودت بستگی داره
دیگه خونه های بدنام نمیفروشی؟
به نظرم
با کمک تو میتونم ازمون عمارت اسمان رو بدم
خیلی راحت میشه
به علاوه
تو ذهنم
حاضرم این زندگی رو بذارمو و برای حکومت کار کنم
پس اگه بهم کمک کنی
رازت رو حفظ میکنم
چه طوره؟
چطور جرات کردی با من چونه بزنی
میدونی
با اینکه ثابت کردی
داخل بدن جناب پی یه حشره بوده
هنوزم مظنون پرونده هستی
فقط برای فرار از زندان از ترس مجازات
طبق قوانین کیفری باید به تبعید مجازات بشی
تبعید؟
جناب نان
سوء تفاهمه
دلیلش این بود که دیوان قضایی تجدیدنظر اتیش گرفته بود
اومدم بیرون
چون می خواستم اتیش رو خاموش کنم
دیگه میرم
وایستا
بهم کمک کردی تا پرونده حشره رو حل کنم
منم بی گناهی و ازادیت رو بهت میدم
...بی گناهی
اگه بی گناهب میخوام
ولی درباره ازادی
نمیخوامش
میخوام ازت یاد بگیرم
برو کنار
انقدر چرت و پرت نگو
...من
چه طور میتونم کمکت کنم؟
الان وظیفه اصلی
بررسی ارتباط بین حشره و اهریمن گربه
و سیتو هان شانه
[جائو چینگ بای، معاون وزیر دیوان عدالت]
ارباب
این حشره نمیتونه با اب و هوای داجو سازگار بشه
میترسم نتونن امشب زنده بمونن
به نظر میاد
حشره هام میتونن امشب رو زنده بمونن
ارباب
پیداش کردیم
اون دختر
در واقع از عمارت اسمانه
تازه از انزوا اومده
دو یوئه لیان، یه شکارچی اهریمن رتبه سومه
پس یعنی عمارت اسمان متوجهمون شده؟
به نظر نشدن
...منظورت اینکه
تو عمارت اسمان جاسوس دارم
سازند اهریمن گیر سال هاست اسیب دیده
وزیر راست
ماها سال هاست که تو شهر چانگ له هستیم
افراد عمارت اسمان
سرنخی پیدا نکردن
سازند اهریمن گیر یهویی واکنش نشون داده
باید به دلیل قدرت اهریمنی خیلی قوی باشه که
که اتیش سوزی دیوان رو خاموش کرده
ممکنه همون فردی باشه که اون شب باهام مبارزه کرد
نان فنگ یی؟
نان فنگ یی هم از ماهاست؟
یه نفر دیگه هم هست
که مشکوکه
کی؟
مظنون پرونده پی شون
یه شبه
شاهد این پرونده شده
ادعا کرده
میتونه اهریمن هارو شناسایی و بکشه
قطعا یه ادم معمولی نیست
به نظر میاد
معلوم نیست این دو تا دوستن یا دشمن
به نظر میاد قبل از کار امشب
باید ساکتشون کنیم
اگه اون قدرت وحشتناک از اونا باشه
نباید دست کم بگیریمشون
دستگیری اجباریشون ممکنه خطرناک باشه
نقشه ای دارم
[دیوان قضایی و تجدیدنظر]
جناب نان دستوراتی داده
چی دوست داری بخوری؟
فردا قبل از اعدامت بهم خبر بده
شنیدم
تو قاتل پشت قتل عام خیابان جو چوئه هستی
که همه رو کشتی
یه خانواده کامل رو با دست خالی کشتی
داستانت
باید عالی باشه
راستی
خانوادتون
یه گربه سیاه بزرگ داره؟
اون گربه سیاه بزرگ حیف شد
با ا هوا چیکار کردی؟
کاری باهاش نکردم
فقط اتفاقی
تو عمارت دیدمش
رفتی عمارتم؟
اره
یه مامور فروشم
فروش این نوع خونه ها مهارتمه
عمارتمو فروختی؟
فقط پولمو گرفتم
بیشتر پول
به شهر میرسه
عمارت رفته
ا هوا قراره کجا زندگی کنه؟
ا هوا کجا زندگی میکنه؟
...اون
اطراف پرسه میزنه
از خانواده های دیگه غذا میگیره
نگاه کن
این مال توئه؟
دیدم که ا هوا
همیشه اطراف عمارت پرسه میزنه
اون
منتظرته که بیای خونه؟
متاسفم
دیگه نمیتونم برگردم
توهم
با دست خودت پدر و مادرت رو کشتی
باید با جونت بهاش رو بدی
چی میدونی
ولی اونا خانوادت بودن
اصلا پشیمون نیستی؟
خانواده؟
اون جونورها
لیاقت خانواده من بودن رو نداشتن
جونور؟
سی کونگ پی و اون زن بدبخت
که در اصل خدمتکار خانواده بوده
اونا با هم رابطه داشتن و مادرمو مسموم کردن
بعد جعل هویت مادرم
به شهر چانگ له اومدن
بهشت میبینه
نتونستم بچه دار بشن
منم بچه بودم
تظاهر کردم که نمیفهمم
اینطوری تونستم تو تمام این سال ها زنده بمونم
پس اینطوری بوده
زندگیت خیلی تلخه
بهش فکر کردی که
یه خونه خوب برای ا هوا پیدا کنی؟
اینکه تو یه خونه خالی بمونه
خیلی ناراحت کننده ست
اینو بهش نشون بده
باهات میاد
با من بیاد؟
نمیتونم این کارو بکنم
به سختی می تونم از خودم مراقبت کنم
یه خونه دیگه
تو بازار غرب دارم
اگه به خوبی ازش مراقبت کنی
خونه رو بهت میدم
یه خونه دیگه تو بازار غربی داری؟
مدرکی داری؟
اره- منگ شی جو-
چیکار میکنی؟
سی کونگ شی
از گفتن داستانت به بقیه دست بردار
پدر و مادرت واقعا رقت بار بودن
ولی خدمتکارهات چه طور؟
چه گناهی کردن؟
در برابر شر
بی تفاوت موندن
بریم- این جرم نیست؟-
التماست میکنم
التماس می کنم که مراقب ا هوا باش
بی گناهه
عروسک عمارت سیتو
حتی نتونسته ادم احمقی
مثل تورو بکشه
چه بد اقبالی
روح عروسکی عمارت سیتو؟
...تو
جناب پی رو دیدی؟
درسته
این گربه اون شب تو صحنه بوده
ا هوا
...تو
چی صدام زدی؟
اربابت سی کونگ شی، فردا اعدام میشه
ازم خواست
اینو برات بیارم
از اونجایی که یه اهریمنی
باید
درباره حادثه روح عروسکی عمارت سیتو بدونی
اگه میخوای سی کونگ شی رو برای اخرین بار ببینی
هرچیزی که میدونی بگو
پس ازش برای معامله با من استفاده میکنین
نه
صمیمانه اومدم
تا پیام سی کونگ شی رو بهت برسونم
...جناب نان
این کارو برای دوستش انجام میده
میدونی
اون روح عروسکی که مرده
بهترین دوستش بوده
چه ربطی به من داره؟
اگه اهریمن ها به این دنیا حکومت می کردن بهتر میشد
تا اینکه شما انسان های به اصحلاح نجیب ادارش کنین
برای زندگی اسفبارتون با شرم زندگی کنین
هم انسان ها و هم اهریمن ها موجودات زنده ای هستن
فکر نمی کنم اهریمن ها از انسان ها پایین تر باشن
به علاوه از نظر سی کونگ شی
یه گربه معمولی نیستی
تو این دنیا
تنها خانوادشی
گفتن این همه چیز چه فایده داره؟
اون سیتو در حال نقشه ریزی
برای جایگزینی مقامات با روح عروسکیه
چند روز پیش
تقریبا صدتا حشره که از
دونگ جو به عمارتش اورده
چی گفت؟
تسلیم شو
همتاش نیستی
گفت سیتو صد تا حشره اماده کرده
قصد دارد صد مقام رو جایگزین کنه
سیتو هان شان چند نفر رو جایگزین کرده؟
هرگز خائن به نژاد اهریمن نمیشم
ازت نمیخواد خائن باشی
اگه ذره ای وفاداری انسانی نداشتی
خیلی وقت پیش به خدمتت رسیده بودم
جناب نان شکنجش نکن
بیا با حرف حلش کنیم
بیا حرف بزنیم
علاوه بر روح عروسکی جایگزین شده
چند تا اهریمن دیگه مثل تو اونجا هستن؟
حتی بهش فکرم نکن که این اطلاعات رو بهت بدم
تو
سیتو هان شان
با طومار گمشده کوه ها و دریاها
چه ارتباطی دارین؟
طومار کوه ها و دریاها؟
طومار کوه ها و دریاها دقیقا کجاست؟
دنبال طومار کوه ها و دریاها میگرده؟
یا اینکه همین الان میکشمت
اهوا
طومار کوه ها و دریاها
میدونی طومار کوه ها و دریاها کجاست؟
تو خواب ببینی
بهش بگو
حتی اگه بمیرم هم نمیگم
چی گفت؟
...گفت
ا هوا
بیا حرف بزنیم
نمیخوای سی کونگ شی رو ببینی؟
اون جناب نانه
از افراد دیوان قضایی و تجدید نظره
اربابم با نامه ای از خون خداحافظی کرده
بعد از مرگش
برای انسان ها هیچ رحمی نشون نمیدم
...نه
انسان های احمق
...به جای تنها زندگی کردن
ا هوا
ترجیح میدم با اربابم
به اون دنیا برم
همراهیش کنم
کشتیش
اهریمن، اهریمنه
صحبت از خوبی و نیک اندیشی باهاش چه فایده ای داره؟
به خاطر اینکه
خوب باهاش حرف نزدی
خب که چی؟
اگه نمیکشتمش
تورو میکشت
انتظار داری که
بعد از مرگ سی کونگ شی
مثل یه گربه عادی رفتار کنه؟
محل اختفای طومار کوه ها و دریاها رو فاش نکرد
ولی مهم نیست
به هر حال همین الانشم
سرنخ های بیشتر در مورد روح عروسکی بدست اوردیم
دیگه میرم
داری چیکار میکنی؟
مگه توافق نکردیم
تا زمانی که بهت کمک کنم اهریمن گربه رو پیدا کنی
سرنخ بگیری
بهم کمک می کنی تو پرونده روح عروسکی شاهد باشم درسته؟
ازادیت رو بهت میدم
چرا نمیری؟
با عمارت اسمانی قراری داشتم
تا زمانی که یه اهریمن بگیرم
میتونم وارد اونجا بشم
واقعا میخوای
یه شکارچی اهریمن باشی؟
همیشه می خواستم
فقط اینکه
استعداد ندارم
پس عالیه
اگه این اهریمن گربه رو ببری
بالافاصله وارد عمارت اسمان نمیشی؟
این اهریمن
رو من نکشتم
دوم
نظرم عوض شده
نمیخوام ا هوا وفادار
تبدیل به پله من برای ورود به عمارت اسمان بشه
به نظرت متناقض نیست؟
میخوای یه شکارچی اهریمن بشی
با این حال با هریمن ها همدردی می کنی
خب تبدیل شدنت
به شکارچی اهریمن چه معنی داره؟
چون من دختر لی شی یی هستم
می خوام کسی مثل پدرم بشم
پس اینجاست
این چیه؟
توافق من با سی کونگ شی ست
این همون مدرک خونه بازار غربی
که سی کونگ شی گفته؟
سی کونگ شی خونه دیگه ای داره؟
...من
این چیزیه که ماها سرش توافق کردیم
اگه بهش درباره ا هوا کمک کنم
این خونه رو بهم میده
ا هوا مرده
هنوزم خونه رو میخوای؟
تو کسی هستی که باعث مرگش شدی
به علاوه
چرا باید بدمش به تو؟
...چی میشه اگه
متهم اختلاس بشی؟
منگ شی جو
به عنوان یه مامور حرفه ای
باید بدونی که
هدیه شفاهی خونه یا ملک
بدون مدرک درست
بی اساسه
حتی اگه میخواستم بگیرشم هم نمیتونستم
بدش من
نه
یعنی حتی
اساسی ترین احساس که اعتماده بهم نداری؟
نه
اگه اینجوری مخفیش کنی
منم کارمو میکنم
...من
چیکار میکنی؟
خیلی بی شرم حیایی
شرم نداری؟
خونه رو میخوام
امروز
میذارم بری
اماده احضار دیوان قضایی و تجدیدنظر باش
برگرد خونت
ا هوا
اروم بخواب
تو زندگی بعدیت
فقط یه گربه معمولی باش
مگه اون موقع این اهریمن ها توسط پدرمو
بای زه گونگ تو طومار کوه ها و دریاها مهرموم نشدن؟
ممکنه طومار کوه ها و دریاها
واقعا ظاهر شده باشه؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت دوم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.