All language subtitles for naolim

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

« آنچه گذشت »

همه یهودیان از اینکه

ملکه‌شون هم‌خوابه بردارته خوشحال نیستن

فکر می‌کنم برادرتون دومیتیان مقصر تأخیر در ارسال غلات

و شورش برای کمبود غذاست

مدرکی برای این حرفت داری؟ - ناوبر یکی کشتی‌های حمل غلات -

همین الان داره به اینجا آورده می‌شه

زمانش فرا رسیده

ما برادرم رو می‌کشیم

کدوم یک از افراد گارد پرتورین رو می‌تونیم بخریم؟

ده میلیون سسترشوس طلا تا دو روز دیگه، همینجا

اسکورپوس، توی مسیر مسابقه باهاش روبه‌رو می‌شم

و شکستش می‌دم

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

باید صحبت کنیم

تنهامون بذارین

مانیلیوس ده میلیون سسترشوس می‌خواد

باشه، بعد از اینکه امپراتور شدم می‌تونم بهش پرداخت کنم

یا می‌کشمش

الان می‌خوادش، از پیش

غیرممکنه

بدون جایزه پیروزی‌مون، نمی‌تونیم

بدتر از اون، لتو با تیتوس ملاقات کرد

و کارهایی که کردم رو به‌طرز عجیبی با جزئیات دقیق براش تعریف کرد

تیتوس می‌دونه؟ - آره و نه -

نمی‌دونه حرف کی رو باور کنه من یا لتو

ده میلیون؟ - شاید یه راهی باشه -

یه شرط بندی

هرچیزی که داریم رو روی یه راند شرط بندی می‌کنیم

اسکورپوس توی دور هفتم از همه جلو میفته

مطمئن می‌شم عملی شه - بیا هرچی داریم رو صرف این راه نامطمئن نکنیم -

چاره‌ای جز این نداریم

اگه ببریم، پول کافی برای پرداخت به مانیلیوس

و هرچند نفر از گارد پرتورین که بخوایم رو داریم

آره، بیا انجام بدیم

« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.

،برادر

مشوش به‌نظر می‌رسی

نه، فقط فکرم درگیره

هرچند برای این‌‌ها هیجان دارم

ولی دو روز دیگه باید آمفی‌تئاترمون رو افتتاح کنیم

و اینجا بخشی قابل توجهی از جذابیتش رو از دست می‌ده

درسته

ولی همین‌طور که گفتی این باعث می‌شه نفوذ و تلسط

پاتریسی‌ها بر شهرمون کم بشه

گُل گفتی - حرفای خودته -

می‌دونم

الیا، بیا در این مورد صحبت کنیم

یه شرط بندی بزرگ روی یه راند بازی داریم

روی بقیه بنگاه‌های شرط بندی پخشش کن

ولی صداش رو در نیار تا نسبت شرط‌بندی‌مون پایین نیاد

گفتی "نسبت شرط‌بندی‌مون"؟ یعنی منم توش سهم دارم؟

عملی‌ش کن یک دهمش بهت می‌رسه

اسکورپوس دور هفتم جلو میفته

باید برم مطمئن شم این عملی می‌شه

و بقیه جواهرات و سند اموال رو بیارم

بستن کل پولت روی یه مسابقه خیلی ریسکیه

انتخاب دیگه‌ای نداریم

مرگ و زندگیه

یا همه‌چیز یا هیچی

اسکورپوسه

یه چیزی ازت می‌خوام

همه یه چیزی از اسکورپوس می‌خوان

هرچی دارم رو امروز می‌خوام روت شرط ببندم

همه چیزم رو

...البته، اسکورپوس می‌بره ولی

همه انتظارش رو دارن نسبت شرط‌بندی اونقدرها بالا نیست

مغرور عوضی

کجا بودی؟

نسبت بردت مثل قبل بالا نیست

کلش رو روی یه راند بستم - راند گاوبندی شده -

دم مسابقه؟ نه

نه، غیرممکنه

چیدنش خیلی سخته باید ارابه‌ران‌های زیادی رو دخیل کنیم تا واقعی به‌نظر برسه

برام مهم نیست

می‌خوام دور هفتم جلو بیفتی

بعدش اول بمونی و مسابقه رو ببری

سهم من چه‌قدره؟

زندگی‌ت

بدون این فاتحه دومیتیان خونده‌ست ماهم همین‌طور

فهمیدی؟

«آنان که در شرف مرگ‌اند»

برو به بقیه میخونه‌های شرطبندی و همه رو روش ببند

طلاها، سند اموالم، هرچی که دارم

سفته‌ها رو کجا قایم کردی؟

مطمئنی؟ - برو بیارشون -

،توی نومیدیا پلنگ‌ها شکارشون رو می‌کشونن بالای درخت

جاهای مرتفع واسه قایم چیزهای با ارزش بهترن

برو

کمک لازم دارم

روفس، بیا اینجا

این‌ها رو بردار و دنبالم بیا

جاهای مرتفع واسه قایم چیزهای با ارزش بهترن

زنون مُرد - آره، چه حادثه غم‌انگیزی -

پس با خودم گفتم " چرا تیم طلایی رو انتخاب نکنم؟ "

تصمیم خوبی بود

اوتو، اونجا

فونسوآ توی مسابقه اوله؟

آره

جذابیت رو می‌بینی، داداش کوچولو؟

بی‌خیال

حتما باید حسش کنی چی من و آندریا رو به این کار جذب کرده

شهروندان رم

این شما و این اولین مسابقه امروز

!ارابه‌رانان! آماده

!برو حیوون

!برو حیوون

هی، اوتو غذا می‌خوای؟ گرسنه‌ای؟

تکون بخورید! فرار کنین

راه بده، ایلای، تو رو خدا راه بده

برو کنار

!نه! فونسوآ

فونسوآ

اوتو، بیا

طبیب رو بیارین، سریع

پاهاش رو بلند کن

تسلیم نشو، لطفا

خوب می‌شی

لطفا تنهام نذار

الیا

وقتی پام رو شکستم رو یادت میاد؟

البته، اتفاق مسخره‌ای بود

تا خونه حملم کردی

پدر بزرگ رفته بود

تو گرفتی‌م وقتی آندریا استخون پام رو جا می‌نداخت

کل شب که گریه می‌کردم بغلم کردی

حتما خیلی درد داشته

نه این‌طوری

متأسفم

!نه

!نه

!نه

!نه

هی، اسکورپوس مُرده

!اسکورپوس مُرده

دستور دادم اسکورپوس همینجا توی آوردگاه دفن بشه

دستور می‌دادم ازش مجسمه‌ای بزرگ بسازن ولی

قبل از تموم شدنش، مُردم

اون دوستم بود

دستور می‌دم مجسمه‌ش رو بسازن

تو هم قبل از اتمام ساختش مُردی

شرط بندی کردیم و باختیم

به‌زودی می‌میریم

احتمالا نه به این زودی

شرط بندی کردیم و باختیم

ولی پول‌های بردمون رو پیدا کردم

و بیشتر از پولیه که باید مانیلیوس بدیم

چی؟

چه‌طور؟

مهمه؟

نه

و حالا سهم اسکورپوس رو هم داریم

همین‌طوره

اینجا منظره بهتری داره

کی فکرش رو می‌کردم چند قدم همچین تفاوتی رقم بزنه

الان که به‌عنوان شریکت اینجا وایستادم و نه پیشکارت نمای بی‌نظیری داره

عجبا

ما جاه‌طلبیم، مگه نه؟

درسته

و تو حتی پاتریسی‌ هم نیستی

زیاد ازش مطمئن نباش

اگه این‌طوره، برام بهتره تو رو به‌عنوام خدمت‌گزارم داشته باشم

ببخشید

باید با یه نفر خدافظی کنم

همه برین بیرون

حیف الان تموم خوشگذرونی‌ها رو از دست می‌دی

بدون تو دیگه چنگی به دل نمی‌زنه

شتابان از رود استیکس تا دشت غرق در شراب الیسیوس برو

ای حروم‌زاده مستِ همه‌چیز تموم

اگه به‌خاطر عصبانیت من نبود الان نیاز نبود براش قبر بکنیم

دست تقدیر رو مقصرش بدون

نه خودت رو

سلینا، باید می‌اومدم

چه فاجعه غم‌انگیزی

لطفا، بذار جبران مافات کنم

برو بخواب

بابت اتفاقی که رخ داد متأسفم

می‌تونیم دوباره شروع کنیم؟

حرفت رو بگو و برو

بدون هیچ التزام و تعهدی با ازت می‌خوام وکیلم رو ملاقات کنی

به‌نظرش شانس زیادی داری تا سهامت توی تیم آبی رو پس بگیری

ادامه بده

فکر کنم سه‌تا بچه داشتی

فقط اوتو زنده‌ست

...اون دوتا تو بچگی

پس قانون «حق سه فرزند» شاملت می‌شه

وقتی زنی سه‌تا بچه داشته باشه

از سرپرستی شوهر در میاد

یعنی چی؟ - هرچی داری مال خودته -

اون‌ سهام‌ها مال تو بودن نه شوهرت

اون ازت دزدیدت‌شون

و فروش‌شون به کنسول مارسوس غیر قانونی بوده

نمی‌شه اثباتش کرد

قبلا اثبات شده

فقط باید توی دادگاه مطرح بشه

پروسه گرون ولی شدنی‌ایه

کِی می‌تونیم با وکلات جلسه بذاریم؟

شرط احمقانه‌ای بستی و باختی

یه شرط رو باختم

یکی دیگه رو بردم

ما از دست رفته‌مون رو دفن می‌کنیم و به جلو ادامه می‌دیم

این رو برام بنویس

هر دو طومار باید یکی باشه

می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

آره و نه

ربطی به بچه‌هات نداره

خوبه، حالا بنویس

بشمارش - همه‌ چیز ردیفه؟ -

تیتوس توی خواب می‌میره

و پورتو؟ - خیلی زود بعدش -

همراه با گارد پرتورین وفادار بهش می‌میره

توی اوستیا آدم دارن روی ورود ناوبر نظارت دارن

هر کاری می‌کنی، سریع انجامش بده

،به‌عنوان بخشی از معامله

دوتا اعتراف نوشتم

اگه هر کدوم‌مون به اون یکی خیانت کنه جفت‌مون می‌میریم

و دومیتیان همراه‌مون

دوتا پوست‌نوشت ساده هر کدوم‌شون ممکنه باعث مرگ‌مون بشه

یا زنده نگه‌مون داره

بستگی داره دست کی باشه

انجام شد

و حالا تا وقتی که زنده‌ای

شمشیری سرت رو تهدید می‌کنه

مثل اون شخصیت یونانی افسانه‌ای - داموکلس؟ -

دنبالم بیا

زندگی همه‌مون دور از خطر نیست، کالا

فرقش اینه من می‌دونم چه خطریه

اینجا رو فشار بده

تو دیوانه‌ای

الان توهم پات گیره

پس جفت‌مون دیوونه‌ایم

لطفا، التماست رو می‌کنم

اطلاعات مهمی برای امپراتور دارم

وقتی حرف‌هام رو بشنوه

بیشتر از اون که فکرش رو بکنی بهت پول می‌ده

و دقیقا چی می‌خوای به برادرم بگی؟

بهت التماس می‌کنم، عشقم

شروع کن به التماس کردن دیگه

به تموم خدایان سوگند

از کاری که کردم پیشمونم و دیگه هیچ‌وقت تکرارش نمی‌کنم

و درموردش حرف نمی‌زنم

نه

درموردش حرف نمی‌زنی

همین الان هم خیلی می‌دونی

اجازه نمی‌دم رازهام رو پیش برادرم بر ملا کنی

نه، تو رو خدایان، این کار رو نکن

فیــلــ مــکیو رو ســرچ کـن

وایستین - بذار زمین -

خبر بدی دارم

دو میتیان داره افراد گارد پرتورین رو می‌خره

بخشی از تیم طلایی مال‌ اونه

پولش رو از اینجا تأمین می‌کنه

بگو مدرک داری

فقط همین چیزهاییه که شنیدم - پس کی به طور قطع می‌دونه؟ -

کالا حساب‌هاش رو مدیریت می‌کنه

فکر کنم دخترش کوچکش برده کنسول مارسوس باشه

آره

ببرین بالا

اومدم بانوت رو ببینم

علیاحضرت

یه دشمن مشترک داریم، آنتونیا

و اون کیه؟

خوب می‌دونی کیه

آنتونیا کورنلیا همسر کنسول مارسوس احضارت کرده

من رو؟

واسه چی؟

بانو آنتونیا مایلن باهات

درمورد دخترت جولا که درخونه‌شون بردگی می‌کنه صحبت کنه

یادت باشه، سریع انجامش نده

بذار جمعیت انتظار بکشه قبل از اینکه اون‌ها رو به خواسته‌شون برسونی

فکر کنم بلاخره حرفه مناسبت رو پیدا کردی

ورزشِ خون، مجری نمایش

کاملا مناسبته

این‌قدر روی سکوها بودم

که می‌دونم مردم چی می‌خوان

سروران گرام

می‌خواستین درمورد دخترم باهام حرف بزنین؟

امکانش هست بتونم آزادی‌ش رو بخرم؟

اشتباه متوجه شدی

!مادر! ولم کن! نه - ولش کن -

ساکت

دخترت جاسوسی من و شوهرم رو می‌کرده

همچین توهین مستوجب مرگه

و حق و قدرتش رو دارم

که به هرنحوی می‌خوام این مُهم رو عملی کنم

برای مردی به اسم تناکس کار می‌کنی

توی خونه‌ش سکونت داشتی

این مرد پیشکار فلاویوس دومیتیانوس

برادر امپراتوره

فکر کنم دخترت به اون گزارش می‌داده

از طریق تو

دومیتیان و تناکس مسئول دستگیری شوهرم، کنسول مارسوس هستن

می‌دونستی اون‌ها قصد کودتا

علیه امپراتور تیتوس رو داشتن؟

منم همین فکر رو می‌کردم

به مدرک واسه خیانت از پیش ترتیب داده ‌شده‌شون داریم

فقط با اون می‌تونی دخترت رو نجات بدی

توی سکوتش حرف‌های زیادی نهفته

اگه همچین مدرکی وجود داشته باشه

از کجا بدونم پای قول‌تون می‌مونین

و به دخترم آسیبی نمی‌زنین؟

خانواده من بیش از ۳۰۰ ساله که عهده‌دار منصب کنسول رم هستن

دروغ توی کارم نیست

ولی دلیل بی اعتمادی‌ت رو درک می‌کنم

نه، تو رو خدا نکن

می‌تونم مدرکی که می‌خوای رو جور کنم

ولی بهش آسیب نزن

الان دیگه به خودت بستگی داره

تا ظهر وقت داری

اگه موفق نشدی، دخترت می‌میره

حالا برو

گوش کنین

مردمان بزرگ‌ترین شهر دنیا

بیاین مسابقه رو شروع کنیم

خودت رو آماده کن، برادر

قراره ستایش کل رم رو برنده بشی

همیشه همین‌طوری تصورش می‌کردم

این‌قدر نزدیک

که بتونی همه‌چیز رو ببینی

پرندگان رو آماده کنین - پرندگان رو آماده کنین -

پرندگان رو آماده کنین - پرندگان رو آماده کنین -

آزادشون کنین - آزادشون کنین -

آزادشون کنین

گوی سبقت رو از خودت ربودی، برادر

این خیلی خاصه

اورا

اورا، این چیه؟

چه‌طور ممکنه؟ - لطفا من رو ببخش -

واسه چی ببخشمت؟ - واسه همه چیز -

به خاطر منه که توی این آوردگاهی

که جولا به بردگی گرفته شد و مادر توی رم ـه

من مسبب همه‌چیزم

داشتی از جولا محافظت می‌کردی - و ببین توی چه مصیبتی انداخت‌مون -

خودم رو به «لودوس» فروختم

فکر می‌کنی مرگت اوضاع رو برامون آسون‌تر می‌کنه؟

شاید برای تو آسون‌تر نشه

ولی برای من چرا

کوامه

بیا - اورا -

در رو ببند - خواهرت بود؟ -

و بکشین - بکشین -

!بکشید

نیکا، دخترم خوب گوش کن

سناتورها

تناکس، آزادمون کن به پولی فراتر از اون که بتونی تصور کنی می‌رسی

کنسول

این دیوانگیه، می‌دونی که تو رو هم می‌کشه

!همه‌مون می‌میریم

!خفو شو

تناکس

دروازه‌ها رو باز کنین

نمی‌تونی این کار رو بکنی

لطفا

تناکس

این پاتریسی‌های جنده رو ببینین

الان خیلی از تپه آونتین دورین؟

این شما و این سوبک خدای تمساح مصری

از آب‌های تاریک رود نیل

شیطان دنیای واپسین

اینجا بمون، منتظرم بمون

آوردیش؟ - دخترم رو بیار -

بهم تحویلش بده بعدش مدرکت رو می‌دم

برو بیارش

مادر - ساکت -

نیکا

همون مدرکیه که می‌خوایم

بالا ببرین

آزادی

وایستین

این جولاست، دختر برده سرای کنسول مارسوس؟

خواهر گلادیاتور کوامه؟

این کارها برای چیه؟

ببرینش، اون الان دارایی رم ـه - نه، دست نگه‌دارین -

لطفا، واسه چی این کار رو می‌کنین؟

!مادر - !کجا می‌برینش؟ تو رو خدا -

یالا

!حالا - !حالا -

!حالا

وقتی ست، برادرش ازیریس رو به‌قتل رسوند

ایزیس سوبک رو فرستاد تا از ست انتقام بگیره

یعنی سوبک به این خائن رحم می‌کنه؟

...یا

انتقام می‌گیره؟

از این مطمئنیم؟

بلاخره، اون کنسوله و بقیه‌شون سناتورن

به همین دلیل باید سزای خیانت‌شون رو در پیش دیده همگان بدیم

فکر کنم حق با توئه

تناکس یکی از افراد ت که بندر اوستیا رو تحت نظر داره

بهم گفته وزش مناسب باد یه ناوبر رو

زودتر از موعد انتظار به اوستیا آورده

انتظار می‌ره بعد از ظهر برسه

یالا

مراقب باش

اون ملازمت نبود؟

سلیقه‌ت توی سرگرمی همیشه شوکه‌م می‌کنه، برادر

راه رو برای بانو آنتونیا باز کنین

وایستا، هیچ زنی اجازه ورود نداره

از دروازه ۲۲ برین طبقه بالا

من آنتونیا سیویلیوس همسر کنسول مارسوس هستم، برو کنار

خودت برو کنار - بهم دست نزن -

برو

همین الان

برو تو هم همین طور

من برنیسم ملکه یهودیان و همسر امپراتور تیتوس

می‌خوام باهاش صحبت کنم

امروز چی شده؟

...من ملکه - ایناهاش -

فرصت دیگه‌ای برای کشتن این جنده پیدا نمی‌کنیم

گمش نکنین

باید یه چیز خیلی مهمی رو به امپراتور تیتوس بدم

می‌خوام باهاش صحبت کنم

صدات رو بیار پایین - ولم کن برم -

وگرنه گزارشت رو به امپراتور می‌دم

از این کارتون باخبر می‌شه

برای دادن این بهش جایزه می‌گیرین اما اگه این کار رو نکنین مجازات می‌شین

متوجه نیستین؟

باشه، بدش به من

بدش به من خودم می‌برم پیشش

نه باید خودم بهش بدم

یا این یا هیچی

پس، هیچی

و به‌خاطر گستاخی‌تون می‌میرین

رومی‌های خرفت - جنده وحشی -

طبقه بالایی برای زن‌ها کجاست؟

یه نوشیدنی براش بگیر

باید با اعلی‌حضرت دومیتیان صبحت کنم، فوریه

برگرد

برو عقب

تناکس می‌خواد باهاتون حرف بزنه

یه لحظه،‌ باید از حضورت مرخص بشم برادر

باشه

وقت‌مون تمومه

ناوبره امروز بعد از ظهر به بندر اوستیا می‌رسه

پس، تمومه

تیتوس برنده می‌شه و ما می‌میریم

نه

نه اگه برنامه‌مون رو جلو بندازیم

همین‌جا و همین الان بکشیمش

چی؟ دیوونه شدی؟

چه انتخاب دیگه‌ای داریم؟ - نمی‌شه اینجا بکشی‌ش -

در مقابل کل مردم رم

تیتوس رو از صندلی‌ش بلند کن و به اتاق انتظار ببرش

بقیه‌‌ش رو خودم ردیف می‌کنم

نگهبان‌هاش چی؟

وقتی بمیره، از تو فرمان می‌گیرن

امپراتور جدیدشون

هرچی سریع‌تر کنترل رو به دست بگیر و نذار بکشنم

اگه بد پیش رفت من روحمم از این ماجرا خبر نداشته

البته، برو

باید حرف بزنیم

تنهایی

باشه

امپراتور

...پورتو. من و برادرم می‌خواستیم

مسئله بسیار ضروری پیش اومده

باشه

یه لحظه صبرکن، برادر

ناوبر ناوگان غلات توی اوستیاست

اون دفتر روزانه ی کشتی رو به‌عنوان مدرک داره

مدرکی که نشون می‌ده برادرتون ارسال محموله غلات رو به تأخیر انداخته

بیارش پیش من

فکر کنم امن‌تر باشه اگه خودمون بریم اوستیا

به افرادت اعتماد نداری زنده بیارنش اینجا؟

در این لحظه به کسی اعتماد ندارم

پس کار به اینجا رسیده تیم محافظتی رو آماده کنین

اسب تازه نفس برای شخص امپراتور و من مهیا کنین

گارد شخصی امپراتور مجهز و سوار بر اسب بشه

تا این قضیه تموم نشه تنهات نمی‌ذارم

به معدود افرادی می‌تونم اعتماد کنم

سپاس‌گزارم که تو رو دارم، پورتو

ازتون محافظت می‌کم، سرورم

برو

برو

برادر، چی می‌خواستی بگی؟

فقط نگران امنیتت بودم

برادر

نگران بودم طرفداران کنسول مارسوس انتقام بگیرن

ولی الان فرمانده‌ت اینجاست

مطمئنم جات در امانه

بله

!تیتوس

« مترجم: سینا اعظمیان » .:: Sina_z ::.

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

!خائن

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.