All language subtitles for Three.Women.S01E10.720p.WEB-DL[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

یکی از داستان‌هایی که قرار است گفته شود ] بر اساس ادعا و شهادت «مگی ویلکن» است

،که اظهار داشته با معلم زبان انگلیسی دوران دبیرستانش [ یعنی «آرون کنودل» رابطه‌ی غیراخلاقی داشته

آقای «کنودل» هرگونه رابطه‌ی غیراخلاقی ] با خانم «ویلکن» را انکار می‌کند

.آقای «کنودل» در سه مورد از پنج اتهام، تبرئه شد ،برای دو مورد دیگر، تعلیق دادرسی اعلام [ و پرونده مختومه اعلام شد

.هر داستانی روایت‌های مختلفی دارد ] [ این روایتِ «مگی» است

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

،درست قبل از اینکه دفترش رو ترک کنه

،درست قبل از اینکه با ماشین تصادف کنه

تصادفی که پلیس ایالت نیوجرسی تا حالا چیزی شبیهش ندیده بود

پدرم بهم زنگ زد

توی یه کارآموزی بودم که فکر می‌کردم مهمه

،دیدم که گوشی داره زنگ می‌خوره شماره‌اش رو روی گوشی دیدم

«بابایی داره زنگ می‌زنه»

بابایی همیشه زنگ می‌زد

و اون همیشه نیمه‌شب‌‌ها با بنزین

،و گوشت پروشوتو میومد پیشم

و چون خیلی بهم عشق ورزیده میشد دیگه تا ابد خیلی داغونم

گوشی رو جواب ندادم

موندم تا یه پیغام برام بذاره

پیغام طولانی‌ای نذاشت

،سلام، عزیزم. منم بابا» «فقط زنگ زدم بگم دوستت دارم

سال‌ها طول کشید تا بهش گوش بدم، سال‌ها صبر کردم

چون خیلی نگران بودم که شاید چیزی درمورد مرگ گفته باشه

من دارم می‌میرم، دختر کوچولو»

فقط زنگ زدم تا برای «آخرین بار بگم دوستت دارم

،و اگه گوشی رو جواب می‌دادم

اگه فقط روی چیزی که ...مهم بود تمرکز کرده بودم

اما هیچوقت نمیشه فهمید

یه روزی توی یه رویا می‌فهمم؟

می‌خواستم یه کتاب بنویسم تا به پدرم ثابت کنم

که من هم مجبور نبودم دکتر بشم

مجبور نبودم مردم رو مثل اون نجات بدم

ولی اصلاً روش من چی بود؟

تا حالا دوتا زن رو دیده بودم که اونا منو نجات داده بودن

اولش نمی‌تونستم تشخیص بدم که من هم دارم اونا رو نجات میدم یا نه

من هنوز کسی رو ندیده بودم که واقعاً بهم نیاز داشته باشه

و قسمت‌های شکسته ،و آسیب‌دیده‌ی من

همون قطعاتی بودن که می‌تونستم

ازشون برای کمک بهش استفاده کنم

اسمش رو به همه‌ی دنیا بگم

!بی‌گناه! بی‌گناه

« سـه زن »

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

حدس می‌زنم خودت می‌دونی

می‌دونم دوست داری توی روزنامه ...درموردش بخونی، پس

بی‌گناهه

دوباره به عنوان بهترین معلم سال برگزیده شد

حقوق معوقه‌ش رو هم بهش

نمی‌تونستم مرگ پدرم رو قبول کنم

نمی‌تونستم دمپایی‌های جدیدش رو پرت بدم

توی اوج بدبختی به فالگیر پول می‌دادم

تا بهم بگه که بازم می‌بینمش

احساس می‌کردم تنها دلیل زندگی کردنم این بود

که از دیگران حمایت کنم

اونایی که آدم مهم زندگیشون رو از دست داده بودن

هوات رو دارم

دوستت دارم، مگز

تو هم باید منو بغل کنی، خنگولک

چرا تو باید می‌مردی؟ هوم؟

می‌دونی چندتا آدم عوضی هنوز زنده‌ان؟

چرا تو باید می‌مردی؟

مگی؟

حالت خوبه؟

آره. چیه؟

...هیچی. من فقط

...درمانگرت گفت

نباید تنهات بذاریم

تنها نیستم

بابا از کلاغ‌ها متنفر بود

نمی‌تونی دهنشون رو ببندی

همیشه سروصدا می‌کنن

چیه؟

ازم می‌خوان که دهنم رو ببندم و بمیرم

.آروم باش، دختر ...ما که توی

پدرخونده نیستیم - هوم -

یه خبرنگاری بهم زنگ زد - یکی دیگه؟ -

خب، این یکی اهل این‌طرف‌ها نبود

اهل نیویورکه - بهتر -

آره - آره -

چی می‌خواست؟ - داستانم رو. هوم -

خب، کون لقش

...خب، آره، اما - اما چی؟ -

گفتنِ داستانم چه مشکلی داره؟

...مگز

یادته بابا چطور به موضوع‌های مختلف واکنش نشون می‌داد؟

براش خوب نبود

ما باید بهتر باشیم

شاید خیلی هم بد نباشه

،که آروم زندگیمون رو بکنیم

و بذاریم این ماجرا تموم بشه

و چی؟

اجازه بدیم اون عوضی آدم خوبه باشه؟

!بهترین معلم کوفتی سال لعنتی

...اسمش

همه‌جا روی تابلوها باشه. نه

کجا میری؟

!مثل کلاغ‌ها سروصدا کنم

درد داری؟

همیشه دارم

خوبه

دکتر دیووِر باهام تماس گرفت

نوبت دکتر نگرفتی

،باید باهات صادق باشم، دختر کوچولوم

نمی‌دونم حس مادر بودن توی وجودت هست یا نه

تو مثل منی

،درست قبل از مرگ مامام

ازم خواست بهش کمک کنم تا دوست پسر قدیمیش رو توی اینترنت پیدا کنه

دوست پسرش چاق بود؟

عاشق اینم که دوست پسرهای قدیمیم رو توی اینترنت پیدا کنم

و ببینم الان چقدر چاق شدن

پولدار بود

با اون می‌تونست زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشه

اما چاق بود؟

نمی‌دونم

بهش کمک نکردم

هنوز برای اسکن نوبت نگرفتی

درسته؟

هنوز آماده نیستم

که مطمئن بشم دارم می‌میرم یا نه

قراره بفهمی که چطور باید اون چیزی که داری رو درمان کنی

فقط باید اول یه چیزی رو تموم کنم

خب، سریع تمومش کن

الان دیگه مادر شدی

بمون - چیه؟ -

اون جکه. چیکار کنم؟

امیدوارم برای کشتنت به اینجا نیومده باشه

این... شوخی می‌کنی؟ - خودت پرسیدی -

قبل از اینکه من رو بُکُشه خودش رو می‌کشه

،اوه. خب، در این صورت دیگه مشکلی برامون پیش نمیاد

نه، نه، صبر کن. صبر کن - چیه؟ -

شاید باید برگردیم بیمارستان

جیا... بس کن - اِسلون -

این چه وضعشه، جیا؟

باشه، آروم باش

دوست جدیدشی؟

اوهوم - خب، باید مراقب باشی -

چون خیلی زود از دوستاش دل می‌کنه

اوه، من خیلی زودتر دل می‌کنم

جیا، امروز موعد زایمانته - چند روز زودتر اومد -

عمل سزارین اورژانسی داشتم

خب، حالش خوبه؟ - آره -

ببخشید که بهت زنگ نزدم

چرا بهم زنگ بزنی؟

چون بچه‌ام داشت به دنیا می‌اومد؟ این که اصلاً ضروری نبود، درسته؟

خیلی سختی کشیده

!فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

می‌خوای حرف بزنی

یا می‌خوای دخترت رو بترسونی؟

سلام، عزیزم

اسمش چیه؟

فعلاً اسم نداره

زیباترین موجود جهانه

آره. می‌دونم

می‌تونیم... می‌تونیم اسم مادرت رو روش بذاریم

،من با اسم‌های پیا و جیا بزرگ شدم و واقعاً امیدوار بودم

که این آسیب‌های دوران کودکی رو بهش منتقل نکنم

خب، اگه وسطش «جک» رو اضافه کنی، دیگه ضایع بودنش کم‌تر میشه

می‌خوای بگیریش بغلت؟

اوهوم

واقعا مراقب سرش باش

آره

اوه

...داشتم فکر می‌کردم

فاکس (روباه)

می‌دونی، چون یه جونور وحشیه

عاشقشم

واقعاً؟ - آره -

فاکس کوچولو - آره. آره -

،هی، مامان خرسه

می‌خوای فاکس کوچولوت رو بترسونی؟

مگه کار من همین نیست؟

بیخیال

،نمی‌تونی بهم بگی که این رو نمی‌خوای

اینکه یه خانواده نمی‌خوای

نمی‌خوام یه خانواده رو از دست بدم

،جیا، قسم می‌خورم

من نمی‌میرم

اوه - خودت هم نمی‌میری -

...حداقل تا زمانی که اون

می‌دونی، ۱۸۷ سالش بشه

قسم می‌خوری؟

به جون خودم قسم می‌خورم

به جون خودت قسم می‌خورم

.با یه آشپز ازدواج کردی این مسخره‌ست

خب؟ - خب؟ -

کِی می‌خوای این مزخرفات رو تموم کنی؟

،این برای سوفی خوب نیست اینکه توی خونه‌های جداگونه زندگی می‌کنید

توی طویله‌ام، مامان - مثل یه اسب -

ببخشید؟ مثل چی؟

،هر اتفاقی بین تو و ریچارد افتاده باید درستش کنی

می‌خوای من مسئولیت بپذیرم؟

معلومه

همه چیز به هم ربط داره، می‌دونی

ببخشید؟ - ...من فقط -

یه روزه اینجوری نشدم، مامان

تو منو اینجوری بزرگ کردی

طوری که خودم می‌خوام توی دنیا به عنوان یه زن دیده بشم

دنیا اصلاً اهمیتی نمیده

که تو می‌خوای سیاه‌پوست بودنت رو چطور ببینن

می‌خوای بدونی چرا اون همه سال

دو بار سیفون توالت رو می‌کشیدم؟

به‌خاطر تو

بیخیال

و می‌خوای بدونی با ازدواجم چیکار کردم؟

،مطمئن نیستم چی شنیدی، مامان

اما اینطور نیست که قبلاً با دیگران خوابیده باشیم

مدام اون کار رو می‌کنیم

،همون شبی که با هم بحثمون شد

،من سوار پرورش‌دهنده‌ی صدف بودم

و اون دختره‌ی سفیدپوست روی صورت زیبای شوهرم نشسته بود

من مثل اسب توی طویله‌ام

چون به شوهرم دروغ گفتم و چون بیش‌تر می‌خواستم

حتی بیش‌تر از چیزی که اون بهم میده

و همه‌اش به‌خاطر توئه - کافیه -

ببخشید، مامان

...فقط اومدم آرایش کنم، پس

کیک خوبی درست کردی

شبیه کله‌ی اسبه

،اوه، شاید شبیه کله‌ی اسب باشه

اما مزه‌ی گه اسب میده

واقعاً؟

اوه، ریچارد، دلم خیلی برات تنگ شده

میشه فقط...؟

لطفاً؟

خواهش می‌کنم

التماست می‌کنم - نکن، نکن -

اون کار رو نکن - لطفاً -

!نکن دیگه - لطفاً، دلم برات تنگ شده -

.خیلی دلم برات تنگ شده دلم برای همه چیزت تنگ شده

میشه لطفاً اجازه بدی بیام خونه؟

لطفاً، لطفاً

،می‌دونی که طی زندگی مشترکمون

:بعضی‌وقت‌ها باید به خودم بگم صبر کن ببینم»

«همسرم یه هرزه‌ست؟

!زن من یه جنده‌ست؟

،می‌دونی، بعضی شب‌ها

احساس پیری می‌کردم

و تو رو در آغوش ...این جوون‌ها می‌دیدم، و

شرمنده

اولش فکر می‌کردن که ،یه دایناسور برونتوسور معمولیه

،اما بعدش دانشمندها ...دانشمندهای آرژانتینی

مامان؟

داریم کجا می‌ریم؟

!مامان؟ - بله، عزیزم؟ -

میخوایم بریم پارک؟ - ها؟ آره. نه -

باید بریم خونه - بهم قول دادی که می‌ریم پارک -

بهت هیچ قولی ندادم

ببین - !چرا، قول دادی -

،گفتم اگه وقت بود ولی وقت نمیشه

!چرا، دادی

قول دادی که داریم می‌ریم پارک - ...من -

فقط یادت نمیاد چون به گوشیت نگاه می‌کنی

و به حرف‌های من گوش نمیدی

توی همیشه و در هر حالی !فقط به گوشی مسخره‌ت نگاه می‌کنی

خیلی‌خب. هی - !مامان بدی هستی -

.دیگه ساکت شو باشه، می‌ریم پارک

می‌دونی که هزینه‌ی نگه داشتن الیوت توی مهدکودک

برای دو ساعت دیگه ۱۹ دلار ...اضافه‌تره؟ پس

پول پنج‌تا اسباب‌بازی دنیل تایگره

دنیل تایگر برای بچه‌هاست

خب، تو هم بچه‌ی منی

حالا هر چی

باشه

باشه

دارم یه چیزی رو نگاه می‌کنم

مامان؟ - بله؟ -

میشه به گوشیت نگاه نکنی؟

البته، عزیزم

میشه لطفاً بذاری توی ماشین بمونه؟

اوه

ممنون

نظرتون چیه؟ - عالیه. ممنون -

پول نقد میشه بدم؟

صد در صد. ممنون

هی، خانم، بقیه‌ی پولتون؟

.نیازی به بقیه‌ی پول نداره خیلی پول داره

!هی

.مجبورم نکن تعقیبت کنم من حامله‌ام

من وقتی که حامله بودم روزی ده کیلومتر می‌دویدم

چی می‌خوای؟

شوخی می‌کنی؟

دارم به همه‌ی مردم میگم

،اولش خجالت می‌کشیدم «و بعدش با خودم گفتم: «کون لق خجالت

من کسی نیستم که باید خجالت بکشم

تو یه جنده‌ی کثیفی

می‌خوای چیکار کنی

وقتی سوفی ازت درمورد این موضوع سوال می‌پرسه؟

وقتی می‌پرسه چرا نمی‌تونه

بره خونه‌ی دوست‌هاش؟

وقتی دخترم ازم بپرسه

،چرا نمی‌تونه بره خونه‌ی کسی

چرا یه زن بالغ دلخوریش رو ،سر یه دختر کوچولو خالی می‌کنه

حتماً بهش میگم

به این دلیله که اون زن یه عوضی احمقه

و می‌تونی به جای تنفر از دوست پسرت از من متنفر باشی

اشکالی نداره. اما یه چیزی رو بهت بگم

احتمالاً دیگه نباید به همدیگه جنده بگیم

نمی‌خوای این مزخرفات نتیجه‌ی معکوس بدن

مامان؟ - اوهوم؟ -

باشه، آماده‌ای؟ ببین چیکار می‌کنم

صبر کن، برای چی آماده‌ام، عزیزم ؟- صبر کن. نگاه کن -

صبر کن. چی رو نگاه کنم؟

!وای

خیلی باحال بود

کِی یاد گرفتی چطور !اون کار رو انجام بدی؟

نمی‌دونم - هی -

هی، مامان؟ - بله؟ -

باید برم پی‌پی کنم - اوه -

اوه. وای، خدا

اشکال نداره، عزیزم

فقط یه توالته - !خدایا. اوه -

میشه لطفاً اینقدر اسم خدا رو بیهوده به زبون نیاری؟

باشه - باشه. نگاه کن. خدایا -

هیچوقت فکر نمی‌کردم دلم برای پوشک تنگ بشه

چی؟

...خیلی‌خب. آم

مامان تمیزش می‌کنه

باشه

می‌دونی چیه، رایان؟

من می‌مونم بیرون - صبر کن. نه -

لطفاً، مامان، پیشم بمون - رایان -

خواهش می‌کنم - اشکالی نداره. رایان، فقط پی‌پی کن -

چیزی نیست

من همین‌جا می‌مونم

وای، خدا

تموم کردی؟

.اوه، تقریباً دو دقیقه‌ی دیگه

دو دقیقه؟

[ پیام جدید ]

شوخی می‌کنی؟

اوه، بیخیال

اوه، یالا

موفق شدیم

!مامانی

سلام

!اوه

آه

برای شروع این جشن هیجان‌زده‌ای؟

آره؟

چیه؟ چی شده؟

بابا بهم گفت که لیانا و بیلی نمی‌تونن بیان

یهویی اومدنشون کنسل شده

بهت گفت چرا؟

خب، خودشون ضرر می‌کنن

می‌فهمی چی میگم؟

!یالا

[ بچه‌‌جونِ من کجاست؟ ]

!مامان، کمکم کن

رایان؟

رایان؟

!رایان؟

رایان؟

ببخشد. یه پسر کوچولو ندیدید؟

نه

الان توی دستشویی بود

حتماً همین نزدیکی‌هاست

رایان؟ - !مامانی -

اونجاست

رایان؟ - !مامان -

!کمک

.وای، خدا! چیزی نیست اشکالی نداره

.چیزی نیست، عزیزم من پیشتم

هوات رو دارم. من رو محکم بگیر

اشکالی نداره. چیزی نیست

مشکلی نیست

کمک - چیزی نیست -

.وای، خدا! خیلی متاسفم واقعاً ببخشید

خدایا! خیلی متاسفم

خدایا شکرت، به‌خاطر پسرم

[ چند نفر دیگه باید قربانی بشن؟ ]

!از کنودل حمایت نکنید - !حمایت نکنید -

!از کنودل حمایت نکنید

از کنودل حمایت نکنید - تموم شد. تو شکست خوردی -

برو خونه، جنده‌ی زشت - !هی، کیرم دهنت، ترسو -

!کون لقتون - !دیوید -

اگه مردی ماشین رو نگه دار - دیوید -

دیوید، دیوید، دیوید، بمون - !کیرم دهنتون -

بس کن - چیه؟ چیزی نیست -

نه - آدم عوضی‌ایه، مگی -

اون تابلوها رو بیارید پایین

!قبل از اینکه دهنتون سرویس بشه - گورت رو گم کن -

فقط رانندگی کن - !برای کسی مهم نیست، احمق -

به اندازه‌ی کافی زندگی آقای کنودل رو خراب نکردی؟

اصلاً نمی‌دونی قضیه چیه

خب، می‌دونیم که یه چاقالوی دروغگویی

اوهوم. باشه - مگی -

نه، باشه. می‌خوای چیکار کنی؟

به پلیس زنگ بزنی؟ - آره، در واقع دارم زنگ می‌زنم -

!لبخند بزن، جنده‌ی احمق

هی، هی، هی، هی، هی، هی - ،نه، اونا احمقن -

دیوید. این کار احمقانه‌ست - نیست -

احمقانه‌ست. بیا بریم - مگی -

باید بریم سر کار - نباید به حرف این احمق‌ها گوش بدی -

اون دخترا احمق و پستن

هیچکس حرفم رو باور نمی‌کنه

یعنی همه احمقن؟

دیوید؟

متوجه نیستی، نه؟

هیچکس حرفم رو باور نمی‌کنه

حتی یه نفر هم باور نمی‌کنه

حتی تو هم فکر نمی‌کنی که آرون کار خیلی اشتباهی انجام داده باشه، نه؟

چی؟

به نظرت کارش اشتباه بوده؟

من اینجا کنارتم - آره، اینجا کنارمی -

اما می‌دونی منظورم چیه، دیوید. می‌دونی

،باشه، اگه دزدکی میومد توی خونه‌ام

یه چاقو می‌ذاشت زیر گلوم و بهم تجاوز می‌کرد چی، ها؟

اونوقت چیکار می‌کردی؟

فقط این تابلوهای لعنتی رو !اینجا بالا نگه می‌داشتی؟

!نمی‌دونم

هیچ کاری نمی‌کنی

اگه یکی به خواهر کوچولوت تجاوز کرده باشه؟

.باشه. دهنش رو سرویس می‌کنم می‌زنم می‌کشمش

دوست داری همین رو بگم؟

!پس الان چه فرقی داره، ها؟

!ولی اون کارها رو نکرده

همینه. دقیقاً

تو هم فکر می‌کنی اون هیچ کاری نکرده

هی

من فکر می‌کنم اون بهت صدمه زده - هوم -

باور دارم که تو صدمه دیدی، باشه؟

.دیوید، من یه بچه بودم اون معلم من بود

معلم‌ها باید از بچه‌ها محافظت کنن

...من نمی

نمی‌دونی

نمی‌دونم چی بگم، مگی

،ابتدا در اخبار محلی، آرون کنودل

معلم سال ایالت داکوتای شمالی، تبرئه شد

اون متهم شده بود به داشتن رابطه‌ی جنسی

با یه دانش‌آموز دختر زیر سن قانونی در سال ۲۰۰۹

آقای کنودل از سه مورد

از پنج اتهام علیه خودش تبرئه شده

...دو مورد از اتهامات

شوخی می‌کنی؟

پس از تصمیم دادستان‌ها برای... عدم برگزاری دادگاه، کنار گذاشته شدن

هیئت مدیره‌ی مدرسه به اتفاق آرا رای داد

تا به آقای کنودل حقوق عقب‌افتاده‌ش رو پرداخت کنه

خیلی‌خب، برگردید سر کار

.نه، نه، لطفاً بذار ادامه‌ش رو هم ببینیم

فقط آروم باش، باشه؟ بیا اون پشت

عقلش می‌رسیده که داره چیکار می‌کنه

حرف نزن، رفیق

اینجا رو دوست نداری؟ - ،من دوست ندارم شغل داشته باشم -

.و خودت هم دوست نداری همه طوری باهام رفتار می‌کنن

.انگار یه آدم احمقم !یا یه جنده‌ام

...اوه

!آره؟ - مگی، ساکت. لطفاً -

اگه نمی‌تونی زندگی خصوصیت رو ،توی خونه‌تون نگه داری

پس نمی‌تونی اینجا کار کنی

زندگی خصوصیم؟ هوم؟

توی همه‌ی شبکه‌های تلویزیون پخش میشه !و تو گذاشته بودیش که همه ببیننش

بقیه روز رو برو مرخصی تا یه‌کم آروم بشی، ها؟

کون لقت

!خداحافظ، پرکینز

هی، رفیق، مامان می‌خواد یه لحظه با دوستش حرف بزنه

می‌خوای با گوشیم بازی کنی؟

باشه

...پسرت رو

...آره. اما

فقط می‌خواستم خیلی سریع باهات حرف بزنم

سلام

بسته‌ی جدیدیه؟

همه‌اش رو ببر برای خودت

چی؟

فقط اینا رو میارم برات

تا با اشتیاق از پیشم بری و دوست داشته باشی بازم بیایی

بچه‌جون، یه جورایی بوی گه میدی

می‌دونی من فکر می‌کردم یه فرمول جادویی وجود داره؟

...که می‌تونستم

،با خودم می‌گفتم: «باشه

شاید اگه ۱۴ دقیقه

با کله‌ام روی زمین بمونم ،و دعای پدر آسمانی رو بخونم

«...اونوقت این مرد جوابم رو میده و

ببین

بچه‌جون، تو می‌دونی که من مرد آزادی نیستم

مزخرفه، اِیدن

وقتی داشتی آبت رو می‌ریختی توی کُسم خیلی آزاد بودی

اما تقصیر تو نیست

...و به هر حال، من اون رابطه‌ها برای من هم خوب بودن

برام باحال بودن

،هوم، یعنی باحال ناراحت‌کننده بودن

اما باحال بودن. درسته؟

و توی زندگیم به تفریح ​​نیاز داشتم

آره

و تو باحال‌ترینی، بچه‌جون

متاسفم

لطفاً متاسف نباش

ازت می‌خوام این رو بدونی

کنترل رابطه دست من بود

...فقط چیزی رو می‌خواستم

که تو نمی‌تونی بهم بدی

خدایا، هنوز هم می‌خوامش

خب، من هم هنوز می‌خوامش

این رابطه دیگه تمومه

...می‌دونی

بچه‌جون، می‌دونی که برام مهمی

بهت اهمیت میدم

نه، نمیدی

باید برم

پسرم همراهمه

باید برم سراغ اون یکی پسرم

...من باید

شام درست کنم

و بوی گه میدم

چون سر تا پام گهیه

...هی. میشه فقط

میشه این پول رو برای بسته‌ی سیگار ببری؟

بچه‌جون، یالا. میشه این رو بگیری؟

بچه‌جون، بیخیال

مامان؟

!اوه! گندش بزنن

!این دیگه چه کوفتی بود؟

!لعنتی

یه جنده‌ی دیوونه‌ای

و دیگه خسته شدم

!از اینکه کنار شوهرم نمی‌خوابم

هیچوقت نباید به همسرت بگی جنده

می‌شنوی؟

...من... یه

جنده نیستم - اوهوم -

هیچکس جنده نیست

اونجور کلمات مطلقاً هیچ معنایی ندارن

،و من شاید خیلی به هم ریخته باشم اما فوق‌العاده‌ام

و تو لیاقت من رو نداری

اوهوم - هیچکس لیاقت من رو نداره -

اوهوم

اومم

هوم

اوه! گندش بزنن

نظرت چیه که برای مدتی فقط خودم و خودت باشیم؟

خیلی متاسفم

نه، نیستی

اما من متاسفم

!بزنید بریم

هی، مگز؟

فکر کنم اشتباه می‌کردم، بچه‌جون

بابا؟

بعضی‌وقت‌ها به چیزی فرا‌تر از یه کمک کوچیک از خدا نیاز داری

تو قدرت داری، مگز

از قبل اون قدرت توی وجودته

،می‌دونم که آسون نیست

اما ازت می‌خوام !حال اون عوضی‌ها رو بگیری

دوستت دارم، مگز

!بی‌گناه! بی‌گناه

!بی‌گناه

!بی‌گناه

:چرا اینقدر آسون میشه گفت «دوست دارم کیرت داخلم باشه»

اما گفتن «دوستت دارم» اینقدر سخته؟

لینا این رو ازم پرسید

چرا دوست داشتن کسی» «که دوستت نداره تحقیرآمیزه؟

چون وقتی نقابمون رو برمی‌داریم محکوم می‌شیم

وقتی از فیلمنامه خارج می‌شیم محکوم می‌شیم

فیلمنامه‌ای که هیچکدوم از ما اون رو ننوشتیم

باید اسمت رو بگیم

باید اسمت رو به تمام دنیا بگیم

مگی - مگی -

مگی - مگی -

لینا می‌دونست

مگی

اِسلون می‌دانست - مگی -

اونا متوجه شدن وقتش رسیده که دست بردارن

از تظاهر به اینکه چیزی که می‌خواستن مهم نبوده

در صورتی که خیلی مهم بوده

مگی

مگی - مگی -

مگی - مگی -

مگی - مگی -

مگی - مگی -

!مگی

مگی

مگی

مگی

مگی

سلام

من باید برم

با کشتی بعدی میرم

صبر کن، چی؟ چه خبره؟

فقط می‌خواستم بیام خداحافظی کنم

می‌خوای آروم باشی و یه لحظه بیای داخل؟

نه، وقت ندارم - وقت داری -

...اِسلون، ندارم - جیا، من از ساعت حرکت کشتی‌ها باخبرم -

خوابه - حواسم بهش هست -

کجا میری و جک کجاست؟

اوه، جک توی نیویورکه و داره وسایلش رو جمع می‌کنه

پس داره برمی‌گرده؟ - اوهوم -

و این اتفاق خوبیه، آره؟

من دارم می‌میرم، اِسلون

اصلاً نمی‌دونی که مرگ ،چقدر آسون می‌تونه بیاد سراغت

،و تا وقتی تجربه‌ش نکنی نگرانش نیستی

اگه همین‌الان رابطه رو تموم کنم دردش خیلی کم‌تر میشه

و تو این تصمیم رو برای اون می‌گیری؟

.و برای خودم و برای همه

،اگه اینطوری پاشی بری در اصل آدم‌رباییه

...می‌دونی، چیزی که من

واقعاً درموردت دوست دارم اینه که معمولاً سرت توی کار خودته

اون کیه که همه‌جا سرک می‌کشه و از همه می‌پرسه

،که خوردن کیر و کس چه حسی داری

و تظاهر می‌کنه که یه خبرنگاره؟

داشتم داستان تو رو می‌گفتم

آه - اون تویی -

...این کار

از خودگذشتگی محضه

ببین، اگه دیگه نمی‌خوای باهام حرف بزنی، مجبور نیستی

،اولین کسی نیستی که پشیمون میشی و من کاملاً درک می‌کنم

باشه، دختر

فقط اومدم خداحافظی کنم

پس خداحافظ

ممنون - اوهوم -

،اگه یه زنی

بدترین چیزهایی که می‌تونن درموردت بگن رو پیدا می‌کنن

وقتی زن‌های دیگه اون حرف‌ها رو می‌زنن خیلی بی‌رحمانه‌تره

بعداً می‌بینمت

مراقب خودت باش

،بهت میگن چاق بهت میگن فاحشه

بهت میگن مامان بدی هستی

هی

این حرف‌ها رو می‌زنن

چون این حرف‌ها رو بهشون زدن

با جیا تماس گرفتی. پیغام بذار

خداحافظ

وقتی توی قایق بودم ...یه حسی داشتم

وقتی توی مسیر این جزیره‌ی ،آشغال اشرافی بودم

اینکه تو ناپدید میشی

و اینکه من هیچوقت این کار رو با تو نمی‌کنم

،و بعدش، یه فکر دیگه به سرم زد

اینکه «نه، نه، نه

«هیچکس اینقدر کلیشه‌ای نیست

هیچ آدم باهوشی اینقدر اسیر»

«مزخرفات روانشناسی نیست

می‌دونی، و تراژدی اینه که

فکر می‌کنی این جالبه

اینکه یه روانی بی‌ثبات بودن

یه‌جورایی باعث میشه جالب باشی

اینکه این کار روزنامه‌نگاری آماتور مسخره

!خیلی جالبه

،همه‌ی چیزی که هستی ،همه‌ی چیزی که همیشه خواهی بود

یه... مادر بده

و می‌دونی دیگه چی هست؟

دندون‌های لعنتیت برای !سنی که داری مناسب نیستن

!پس کیرم... دهنت

!جنده

!خدایا! آه

فکر می‌کنم همه‌ی ما همیشه تمام تلاشمون رو می‌کنیم

و فکر می‌کنم هر کسی که چیزی برای گفتن داره

می‌تونه بره درش رو بذاره

تلفنی دارید که بتونم ازش استفاده کنم؟

باید با پلیس تماس بگیرم

تا یه کودک‌ربایی رو گزارش کنم

ها؟

یه کودکی ربوده شده

ممنون

اوه، باید...؟

،یه شماره‌ی محلی هست یا باید ۹۱۱ رو بگیرم؟

نمی‌دونم - ...لعنتی -

از زن‌ها چیزهای زیادی یاد گرفتم

چیزهایی که از مادرم یاد نگرفته بودم رو از اونا یاد گرفتم

،اما کارم تموم نشده بود

و کتاب نمی‌تونست تموم بشه تا زمانی که داستان اون تموم بشه

داستان مگی

اون کسی بود که میراثی از خودش به جا گذاشت

این رو توی داستان اون ،توی روزنامه خوندم

،بین خطوط صدای فریادش رو می‌شنیدم

و می‌تونستم احساس کنم که همه‌ی آدم‌های معمولی‌ای که اونجان

دست‌هاشون رو دراز می‌کردن تا اون رو ساکت کنن

♪ Notion - Kings Of Leon ♪

اما الان وقت سکوت نبود

جیا؟

سلام. وای، خدا

داشتی از اینجا رد می‌شدی؟ - آره، دقیقاً -

اون کیه؟

اوه، منم می‌خواستم همین سوال رو از تو بپرسم

.نمی‌دونم الان همین‌جا پیداش کردم

اوه... نمی‌دونی چه کسی ممکنه...؟

می‌خوای بشینی؟

شرمنده که یهویی اینجا پیدام شد

واقعاً نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم

فقط می‌خواستم ببینمت

اصلاً عجیب نیست

آره، می‌دونم. شرمنده

«می‌تونی اینقدر نگی «شرمنده

فکر کنم فقط می‌خواستم بهت بگم

،صرف نظر از اتفاقی که افتاده

،حتی اگه دیگه با هم حرف نزنیم

من به تو باور دارم، مگی

معتقدم همه‌ی حرف‌هات حقیقت دارن

و اون بلایی که اون مرد سرت آورده واقعاً خیلی اشتباه بوده

اون معلمت بوده

مثلاً کارش اینه که به اتفاقی که برات افتاده اهمیت بده

اما نه. فقط به خودش اهمیت می‌داده

واقعاً باور می‌کنی؟

واقعاً باور می‌کنم

من هیچوقت نمی‌تونم اون کار تو رو انجام بدم

و توی دادگاه بمونم و حالم خوب باشه

،وقتی پدرم فوت کرد

به مدت پنج سال از خونه بیرون نرفتم

پس شاید بهتر باشه بمونی

می‌تونیم کنار هم شجاع باشیم

واقعاً؟

اومم

مگی، می‌خوام داستانت رو برای تمام مردم دنیا تعریف کنم

چون توی جهان آدم‌هایی هستن که حرف‌هات رو باور می‌کنن

فکر می‌کنم خیلی آدم‌ها باور می‌کنن

وقتی بهت گفتم یه جایی رو ،انتخاب کن، با خودم گفتم

،اگه دونات هات رو انتخاب کنه» «پس حتماً میرم به دیدنش

واقعاً؟ - آره -

مکان مورد علاقه‌ی بابام بود

هوم

پس می‌مونی؟

آره

می‌تونم بغلت کنم؟

آره

باور می‌کنم

خیلی ممنون

چیز دیگه‌ای که مردم همیشه دوست داشتن بدونن

«علاوه بر اینکه، «چرا این سه زن

«این بود: «چی یاد گرفتی؟

اینکه چندین ساعت با این زن‌ها و صدها زن دیگه صحبت می‌کردی

و توی شهرهاشون زندگی می‌کردی

و باهاشون دکتر می‌رفتی

و به دیدن عشق‌های زندگیشون می‌رفتی باعث شد چه چیزی یاد بگیری؟

چیزی که یاد گرفتم تا حدودی همون جواب

به سوال «چرا این سه زن؟»ـه

چون اونا مثل ما هستن

چون همه‌مون توی این ماجرا کنار همیم

و همه دقیقاً به یه اندازه اهمیت داریم

حتی جنده‌ها و هرزه‌ها

دوست نداریم بشنویم

که زن‌های دیگه ،به‌خاطر وزنشون ناراحتن

،به‌خاطر قیافه‌شون

،به‌خاطر سن به‌خاطر موقعیت اجتماعی

می‌خوایم وانمود کنیم که اصلاً این ناراحتی‌ها وجود ندارن

اینکه دنبال قسمت‌های گم شده یا شکسته‌ی خودمون

توی شکل افراد دیگه نمی‌گردیم

چرا لینا؟

چرا این زن خونه‌دار بدبخت؟

چرا اِسلون با اون میل سرکشش؟

و مگی؟

چرا اصلاً اسمی رو میل اون بذاریم؟

و میل اون در واقع فقط نتیجه‌ی یه اتفاق بد نبود؟

اما مردم به ظرافت حمله می‌کنن

،به انحراف حمله می‌کنن

در حالی که از کمبود نماینده برای این گروه یا اون گروه شکایت می‌کنن

به دنبال عشق می‌گردی؟ ] [ به آدم‌های سینگل برای مطالعات جنسی نیازمندیم

:چیزی که یاد گرفتم اینه

نمی‌خوایم بشنویم که یه زن دیگه چی می‌خواد

،اگه یه موضوع متاهلی باشه

،اگه خشن باشه

اگه چیزی باشه ،که ما هم می‌خواستیمش

ولی به دستش نیاوردیم

نمی‌خوایم بشنویم که یه زن جوان احساس می‌کنه

،با نگاه یه مرد کامل میشه

حتی اگه شنیدن این موضوع

و دیدن پیامدهاش

همون چیزی باشه که به زن دیگه‌ای کمک می‌کنه

تا مرتکب اشتباهات مشابه نشه

چیزی که یاد گرفتم اینه که همه‌مون می‌خوایم بهمون عشق ورزیده بشه

همه‌مون می‌خوایم دیده بشیم و دوست داشته بشیم

به‌خاطر همون انسانی که واقعاً هستیم

اما حتی گفتن این موضوع

می‌تونه ترسناک‌ترین چیز توی جهان باشه

می‌دونید چی یاد گرفتم؟

صرف نظر از اینکه اون خانم چی می‌خواد

فقط کاری باهاش نداشته باشید و بذارید برای رسیدن بهش تلاش کنه

چون لیاقتش رو داره

این چیزیه که یاد گرفتم

♪ Fire - Springsteen ♪

...صبر کن. اول باید

اوه

ببخشید

ممنون

شما برای تعطیلات به نیویورک می‌رید؟

اوه، آره، یه جورایی

اون قراره توی تلویزیون باشه - مامان -

چی؟ - «برنامه‌ی «تودِی شو -

واقعاً؟ - وای، خدا -

اسمش توی یه کتاب هم هست

آره - اوهوم -

پشمام

تا حالا از نزدیک کسی رو ندیده بودم که توی تلویزیون بوده باشه

خیلی باحاله

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.