All language subtitles for Three.Women.S01E09.720p.WEB-DL[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

عزیزم، اون رو بذار کنار

بهش دست نزن. لبخند بزن

[ ایندیانا ]

باشه، عکس رو بگیرم، خانم؟ - آره -

خوب مونده

باشه، حالا اینجا رو نگاه کن، رفیق

این رو نگاه کن، باشه؟

...حالا یه لبخند تخمی

هی

ببخشید، شرمنده

اوه، فقط یه لبخند بزرگ و معمولی، رفیق

...اینجا رو ببین، فقط

همینه، عزیزم - فقط لبخند بزن -

حتی لبخند هم نمی‌زنه، می‌دونی

عزیزم، به من نگاه کن

لبخند بزن

همینه. باشه

...هیس. اوه

شوخی می‌کنی؟

هی، لینا؟ سلام - !وای -

اوه، جک. سلام

نزدیک بود سکته کنم - ...هی، اوه -

اینجا کار می‌کنی؟

آره، من اینجا کار می‌کنم

اوه، خبری از اون نشنیدی؟

آم... اوه - یا می‌تونی...؟ -

،می‌دونم، می‌دونم که نمی‌تونی

...اوه، نباید چیزی بگی، اما

میشه لطفاً بهم بگی کجاست؟

حالش چطوره؟

،اگه می‌دونستم کجاست، بهت می‌گفتم

،و فکر کنم جیا این رو می‌دونه

به همین دلیل واقعاً نمی‌دونم

...آره. نه، درک می‌کنم. من

...لینا، من فقط

دارم دیوونه میشم، می‌دونی؟

...این

اغراق نمی‌کنم - آره -

...اوه - می‌دونم -

...من فقط - آره، آره -

...نمی‌دونم چیکار کنم

اوه، تو مرد خیلی خوبی هستی

فقط کمی خودم رو گم کردم

آره

می‌دونی، من مجردم و بلافاصله جواب پیام رو میدم

...ببین، آم

،اگه خبری ازش شنیدم اولین کاری که می‌کنم

اینه که به تو اشاره کنم

و اینکه چقدر چهره‌ی نازنین و بانمکی داری

...و

بعدش بهت زنگ می‌زنم و میگم باهاش صحبت کردم

واقعاً؟ - آره -

باشه - !عکاس -

!عکاس - باشه؟ آره -

...آره، فقط - طاقت بیار، باشه؟ -

...چه آدم خوبی

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

آخه جیا، مجبور شدم توی چهره‌ی نازنینش نگاه کنم

و درمورد در ارتباط بودن با تو دروغ بگم

چی میشه اگه همین‌الان بهش زنگ بزنی؟

نه، دو ماه به تولد بچه مونده

چیزیش نمیشه - ،برای کسی که داره زجر می‌کشه -

دو ماه واقعاً زمان زیادیه [ جزیره‌ی مارثاز وین‌یارد ]

واقعاً نیست - ،می‌دونی -

خوش‌شانسی که این مرد دلش برات تنگ میشه

اِیدن هنوز تماس نگرفته؟

...نه، اما ما همیشه

نه

از زمانی که اون ماجرای دبیرستان رو مطرح کردم

یه‌جورایی حس می‌کنم که همه چیز تغییر کرده

...و

برای اون تغییر کرده یا برای تو تغییر کرده؟

نمی‌دونم

به هر حال، کتاب در چه حاله؟

باید همه چیز رو برام بگی

آره، خوبه

واقعاً خوبه

لینا، ممنون که رازم رو نگه داشتی

بعداً بهت زنگ می‌زنم

بهم زنگ بزنیاا

گندش بزنن، تف توی این شانس

.سلام، با اِسلون تماس گرفتی پیغام بذار

اِسلون، منم

لطفاً بهم زنگ بزن

من خیلی درمونده‌ام

...من - !هی -

به معنای واقعی کلمه این قدرت رو داری

که جونم رو نجات بدی - !اومدم -

« سـه زن »

نگاهش کنید - اوه، می‌ریم اونجا -

این یکی؟ اوه - آره -

آره، فکر نمی‌کردم واقعاً بیایی

دیگه جواب تماس‌هام رو نمی‌دادی

نه. نه، اشتباه می‌کنی

درست فکر می‌کنم

...با این حال

خدایا، فکر می‌کردم ...داری شوخی می‌کنی درمورد

...می‌دونی

«باید بگی «باردار

آره، این... عجب

آره، این یه کار عادیه که مردم انجام میدن

آره، اما برای تو نه - اوه، چرا من نه؟ -

می‌دونی، چون من همیشه ...فکر می‌کردم شغلت

می‌دونی، برات مهمه - جدی میگی؟ -

فقط میگم خوبه که کتابت تقریباً تمومه

وای، خدا - چون باعث حواس‌پرتی میشه -

و عالیه

...اگه من مَرد بودم - باردار نمی‌شدی -

...اما تو

تفریباً تمومش کردی، درسته؟

نه، نه. هنوز چند ماه دیگه مونده

نه، بچه رو نمیگم

به بچه اهمیت نمیدم

یعنی به بچه اهمیت میدم

،البته که من... می‌دونی ...اهمیت میدم به

حالا هر چی، اما دارم درمورد کتاب حرف می‌زنم

واقعاً دیگه آخراشه؟

آره. آره

شخصیت جذاب رو راضی کردی؟

آره، راضی شده

کاملاً پایه‌ست

پایه‌ست؟ - آره -

...عالیه. عالیه، چون بدون اون

اسمش اِسلونه - ،بدون اون -

کتاب یه‌کمی افسرده‌کننده‌ست

...چون اون یکی

لینا

...داستان اون - آها -

یه‌کم... می‌دونی، تجاوز

و بعدش رابطه‌اش با اون کارگر ساختمونی

،خیلی زیباست، اشتباه برداشت نکنی

،اما... می‌دونی، جیا مردم دوست ندارن افسرده باشن

،و اگه می‌خوای افسرده‌شون کنی [ اِسلون، هنوزم منتظر تماستم ]

می‌دونی، به هر قیمتی ،که شده اون کار رو بکن

اما بعدش باید روحیه‌شون رو بالا ببری، می‌دونی؟

باید سرحالشون کنی، می‌دونی؟

اوهوم - مثل یه ترن هواییه -

آره. درسته - ...می‌دونی، باید -

باید سوارش بشی

آره - ...باید -

باید بری بالا و پایین

اوهوم - و تو مسیر پایین رو داری -

،بدون شخصیت جذاب

کتاب به درد نمی‌خوره

و دیگه امکان تمدید وجود نداره

.مشکلی نیست منم نیازی ندارم

،آره، قبلاً هم این رو گفتی ولی بعدش نیاز داری

پس، دیگه نمی‌تونی بیایی

و زمان یا پول بیش‌تری بخوای

نمیام - دیگه تمومه، جیا -

.مشکلی نیست می‌تونی آروم باشی

قول میدم، همه چیز تحت کنترله

واقعاً؟ - آره -

خدایا - این شیرینی‌ها واقعاً خوشمزه‌ان -

جاهایی رو دوست دارم که از استفاده‌ی گلوتن ترسی ندارن، می‌دونی

اوف

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

اوه، فکر می‌کنی کجا داری میری؟

چطور اینجا زندگی می‌کنی؟ دارم یخ می‌زنم

من خیلی سرسختم

هوم

آره، هستی. بیا اینجا

سردته؟ - می‌خوای منو گرم کنی؟ -

یه‌کمی

مواظب باش

باشه، جدی، باید برم

این موضوع آزارت میده

تعجب کردی؟

.خب، آره تو بدجنس منی

نیستم

بهت گفتم دیگه اونطوری صدام نکن. من بدجنس نیستم

عزیزم، می‌دونم

باشه؟

.چیزی که دلم بخواد رو می‌خوام ولی به این معنی نیست که حس بدی نسبت بهش ندارم

و می‌دونم که تو حس بدی داری

...خب

شاید باید یه تصمیمی بگیریم، می‌دونی؟

به نظرت باید تمومش کنیم؟

اوه، فکر نمی‌کنم بتونم

...خب، من

شرمنده

.سلام، عشقم چه خبر؟

چی؟

چی شده؟ حالش خوبه؟

...اوه، نه. من... من پشت فرمونم

همین الان میام اونجا

.دارم میام سوفی. باید برم

حالش خوبه؟ - نمی‌دونم -

...خب

اِسلون، بهم زنگ بزن و بهم خبر بده. باشه؟

سوفی فورد، لطفاً - ...اوه، اتاق -

سلام - سلام -

باشه، بیا بریم - بگو حالش خوبه -

آره. پاش خوب میشه

پاش رو الان آتل گرفتن - باشه -

،وقتی ورمش بخوابه ...اونوقت احتمالاً

مامان؟

.اِسلون، خیلی متاسفم لطفاً منو ببخش

ببخشمت؟ چی...؟ اصلاً چطور تو اینجایی؟

سوفی برای تولدت یه جشن غافلگیرکننده ترتیب داده بود

خب؟

...و پدر و مادرت دیشب اومدن، و دایان

ریچارد گفت می‌تونم سوفی رو ببرم سر تمرین سوارکاریش

از روی اسب افتاده - و داشت با من حرف میزد -

داشت... می‌چرخید سمت من

دایان، اشکالی نداره. چیزی نیست

یه اتفاق بوده - پس پاش شکسته؟ -

،ترک برداشته ،اما باید گچش بگیرن

اما خیلی هم بد نیست

تلفنی گفتی شاید ضربه مغزی شده باشه؟

،فکر نمی‌کنن ضربه مغزی شده باشه

اما منتظریم تا دکتر معاینه‌ی دقیق‌تری انجام بده

بیا یه دقیقه تنهاشون بذاریم، باشه؟

بریم قهوه بگیریم. یالا - ...من -

بجنب

از وقتی من اومدم همین‌شکلی بوده

[ جیا ]

سلام، عزیزم. مامان اینجاست

حالت خوب میشه، خرس کوچولو

بازم مثل قبل میشی، باشه؟

حالش خوب میشه

آره

ببخشید

ببخشید. ممکنه دچار ضربه‌ی مغزی شده باشه

اشکالی نداره که خوابیده؟

،صحبت می‌کرد مردمک چشم هم گشاد نیست

خواب براش خوبه

هوم

اما دکتر هنوز باید برای ارزیابی سرش بیاد

...می‌دونی کِی ممکنه

گفتن دکتر تا یه ساعت دیگه میاد

من برم ببینم می‌تونم جلوتر بندازمش یا نه

ممنون - ممنون -

،شاید باید با مادرت حرف بزنی

مطمئن بشی که حالش خوبه

واقعاً می‌خوای لذت دیدن احساس گناه دایان رو ازم بگیری؟

باشه. من میرم کمکشون قهوه بگیرم

نه، نه. درست میگی

حق با توئه. من میرم

لحظه‌ای که دکتر اومد، بهم خبر بده

حتماً - همون لحظه -

چشم

درسته

بیا، عزیزم

منو تعقیب می‌کنی؟

الان کارم دقیقاً برعکس تعقیب کردنه

یه نوبتی دارم - ‏۱۵ بار بهم زنگ زدی -

چون درمورد اینکه حاضری توی ،کتابم باشی یا نه جوابی بهم نمیدی

و به معنای واقعی کلمه منو پیچوندی

اینجا چیکار می‌کنی؟

دخترم صدمه دیده

حالش خوبه؟ - خوب میشه -

حالش خوب میشه - وای، خدا -

و سرم شلوغ بوده

.نه، می‌دونی چیه؟ نکن اون کار رو نکن

برای یه آدم زرنگ، زرنگ‌بازی درنیار. باشه؟

هر دومون می‌دونیم که سرت شلوغه چون داری به ویل میدی

چه غلطا؟ - آره -

احتمالاً داری از من به عنوان یه پوشش

برای گول زدن شوهرت استفاده می‌کنی، هوم؟

خوب گفتی، اما اینجا نمی‌تونم در اون مورد باهات حرف بزنم

خب، من به یه جواب نیاز دارم

...ببین، من فقط به یه‌کم زمان بیش‌تر نیاز دارم

من وقت ندارم

...من خیلی... من چندین ماهه منو سر کار گذاشتی

!و دیگه خسته شدم

پایه‌ای یا نه؟

نمی‌تونی اینجوری منو سرکار بذاری

باشه. باشه. چیزی نیست

اوه... اشکالی نداره

بیا. یالا

مشکلت چیه؟

نمی‌خوای بدونی - در واقع می‌خوام -

بهم بگو

،معلومه که نیاز داری با یکی حرف بزنی و کدوم آدم دیگه‌ای حاضره گوش بده؟

واقعاً می‌خوای بدونی؟

...فکر کنم، آم

سرطان ریه دارم

فکر می‌کنن الان توی مرحله‌ی لاعلاجه

اما تا وقتی که یه اِم‌آرآی با کنتراست انجام ندم، نمی‌تونن مطمئن بشن

و تا زمانی که بچه به دنیا نیاد نمی‌تونم اِم‌آرآی با کنتراست رو انجام بدم

،و پدرش، که اصلاً باهاش حرف نمی‌زنم

،مدام برام پیغام‌هایی می‌ذاره ،که ازش می‌خوام نذاره

:و حرف‌هایی می‌زنه مثل

«به معجزه ایمان داشته باش، جیا»

«به نیکی ایمان داشته باش»

،به اینکه یه اتفاق خوب برام می‌افته

که میشه اولین بار

اومدی متخصص سرطان رو ببینی؟

نه. قرار بود سونوگرافی انجام بدم، ولی نمیرم

جیا - نمی‌تونم، چون دوستش دارم -

،همین الانش هم خیلی دوستش دارم

،و نمی‌تونم ببینمش چون نمی‌تونم تحمل کنم

نمی‌تونم برم

بیا بریم

یالا - نه -

بیا دیگه، اما اگه درمورد مُردن دروغ گفته باشی

،تا کتابت رو تموم کنی ...به خدا قسم

!آدم دیوونه‌ای نیستم

،دروغ نمیگم و امکان نداره بیام

جنسیتش رو می‌دونی؟

دختره

آره

دلم یه دختر می‌خواست

من هم همینطور

سوفی این شانس رو بهم داد تا از دایان مادر بهتری باشم

یه لحظه بهتون فرصت میدم

ممنون - ،و با غرور فکر می‌کردم -

«معلومه که از پسش برمیام»

لعنتی

احتمالاً بهتره که اینجور شده، می‌دونی؟

وگرنه آخر بچه رو دیوونه می‌کردم

عاشقت میشه

و ازت متنفر میشه

،بعضی‌وقت‌ها خیلی ازت بدش میاد اما بیش‌‌تر وقت‌ها دوستت داره

سوفی

سلام، عشقم

ممنون. دارم میام. باشه

باشه، ممنون

♪ Between The Bars - Madeleine Peyroux ♪

خیلی‌خب، رسیدیم. آماده‌ای؟

سلام. دختر خوشگلم

گلبرگ‌ها رو دنبال کن

چیکار می‌کنی؟

!هورا

خیلی خفن و باحاله، بابا

.نه، لیلی خانم زحمتش رو کشیده تمام شب داشته کار می‌کرده

،خب، بابات هم کمک کرد

و الان که ذوق کردنت رو دیدم به نظرم ارزش داشته

عالیه، درسته، سوف؟

خیلی ممنون، لیلی خانم

وای، خدا. خواهش می‌کنم

صد در صد یه فرشته‌ای

و امشب مهمون خودم می‌برمت بیرون

به عنوان تشکر - امشب نمی‌تونم -

ویل منو می‌کشه، اما به زودی

هی

خیلی ممنون

!اوه، هورا

...مامان، اینا

عجب

ممنون - ممنون از خودت -

خوبی؟ - اوهوم -

باشه، پس بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه

تو حسودی می‌کنی یا عصبانی هستی یا یه چیزی

چون لیلی تمام شب بیدار بوده

و داشته یه سرزمین افسانه‌ای جادویی برای دخترت درست می‌کرده؟

با شوهر من

و با این حال انتظار داری هر دوتاشون خوشحال باشن

که تو با دوست پسرش رابطه داری؟

من هیچوقت حسودی نمی‌کنم

وای، خدا

آره، می‌دونی چیه؟ به نظر می‌رسه تو فراتر از این حرف‌هایی

اما آره، آره

خیلی خوب میشه ،اگه همه‌ی آدم‌ها خونسرد باشن

می‌دونی، چسبنده یا همچین چیزی نباشن

اوه، ویل؟

من اعتیادآورم - وای، خدا -

تا کِی قراره ادامه داشته باشه؟

نمی‌دونم. هوم

اما خیانت به ریچارد و لیلی حس بدی داره

آره، اما احتمالاً از طرفی

حس خیلی خوبی هم داره، نه؟

درسته

یعنی حدس می‌زنم همیشه می‌تونی

جلوی چشم‌هاشون اون کار رو بکنی

یعنی هر دوتاشون رو دعوت کنم؟

رفیق، دارم شوخی می‌کنم

آره - شوخی کردم -

نه، درسته

نه، درسته، آره، نه

وای، خدا

،وضعیتِ خیلی داغونیه

...می‌دونم، ولی

اوضاع من از تو خراب‌تره

اوضاع تو از بقیه‌ی آدم‌ها بدتر نیست

من خودخواهم - کی نیست؟ -

نه، من اونقدر خودخواهم که بدون هیچ دلیلی

مردی که دوستم داره رو ترک کردم و فرزند آینده‌اش رو با خودم آوردم

اولین نفر نیستی

روز آخر عمر مامانم توی بیمارستان ماسک اکسیژنش رو درآوردم

تا زودتر بمیره

به نظر می‌رسه اون کار رو کردی تا کم‌تر زجر بکشه

یا... اون کار رو کردم تا خودم کم‌تر زجر بکشم

هوم

توی اونطور موقعیت‌هایی راحت می‌تونی به خودت دروغ بگی

هوم. توی رابطه با مامانت مشکل داری

همه‌مون با مامان‌هامون مشکل داریم

گوش کن، داستان خودم رو برات میگم

،اگه بذاری داستان تو رو بنویسم یه مبادله‌ی متقابله

برای اون کار محافظ دندون نیاز دارم؟

،فقط بذار داستانت رو بنویسم اینکه کی هستی

واقعاً فکر می‌کنی می‌دونی؟

!آره. آره

،دوست داری آزاد باشی دوست نداری محدود بشی

دوست داری از جهات مختلف خواسته بشی

...اما یه جورایی

...خب

دوست دارم لیلی دوستم داشته باشه

و همچنین ویل، فکر کنم

آره، دوست داری دوست داشته بشی

که فرق داره با اینکه مالکت باشن

می‌دونی، خیلی بدم میاد

!می‌دونم - ،بچه که بودم -

،مادرم می‌خواست هر جنبه‌ای

هر ذره‌ای از وجودم رو کنترل کنه

.باشه، پس تو هم با مامانت مشکل داری و مشکلات عشقی هم داری

بذار اینا و تمام جزئیاتشون رو توی کتابم بنویسم

می‌نویسی که همه چیز خوب تموم میشه؟

اینکه همه‌ی چیزهایی که می‌خوام رو به دست میارم؟

خسته شدم از داستان‌هایی که زن‌ها برنده نمیشن

من هم همینطور

آماده‌ای که برگردیم؟

نه، فکر می‌کنم می‌خوام یه مدتی اینجا بمونم

مطمئنی؟ - آره. تو برو سراغ کارهات -

خیلی‌خب

هنوز جوابی بهم ندادی

راستی، تحت نظر من نمی‌میری

.من یه جادوگرم می‌شنوی چی میگم؟

♪ Neon Light - by Often ♪

بفرمایید، خانم‌ها

خیلی ممنون - ممنون -

تقریباً تولدت مبارک

آه

،نه، کار سوفی خیلی قشنگه

اما اصلاً برای جشن فردا در کنار دایان هیجان ندارم

،پس بعدش دوباره یه جشن تولد می‌گیریم یه جشن باحال و مناسب

جشن‌های باحال هیچوقت مناسب نیستن - باشه -

،پس یه جشن باحال و نامناسب

نه یه مهمونی اسلون فوردی

بدون شراب و غذای گرون‌قیمت بارولو و فوا گراس

با سوسیس و شراب ارزون‌قیمت

اومم - ،اومم. واقعاً خوشمزه به نظر می‌رسه -

اما نمی‌خوام توی زحمتت بندازمت

تازه، توی مهمونی‌ها حس می‌کنم سر کارم

باشه، پس خیلی خودمونی می‌گیریمش

من و تو و ریچارد و ویل

واقعاً دوست دارم شماها

همدیگه رو بهتر بشناسید

وقتی سر کار نیست خیلی آدم باحال‌تریه

خیلی عالی به نظر می‌رسه

البته بیش‌تر وقت‌ها

و ریچارد عالیه

آره. هست

باشه، پس اون جشن رو ...توی خونه‌ی من می‌گیریم، و

هیچی

بیخیال. اون کار رو نکن

اون کار رو نکن. چی؟

باشه، خب، هیچی

فقط قارچ‌های خفنی از کالیفرنیا گرفتم

قارچ؟

آم... باید از ریچارد بپرسم

می‌دونی، به‌خاطر سوفی

درسته. درسته، البته

تا حالا قارچ روانگردان نخوردم

.وای، خدا، پس حتماً باید بخوریم می‌تونم راهنماییت کنم

می‌بینیم، می‌بینیم

اما باید مراقب ریچارد باشی

چی؟ چرا؟

.ناخواسته لو داد داشت می‌گفت چقدر خوش گذشته

وقتی اون شب داشته ...اتاق سوفی رو کنار تو درست می‌کرده، و

فکر می‌کنه تو خیلی خیلی جذابی...

مشکلی نیست

می‌دونی که ما توی این جریان‌ها خیلی سخت نمی‌گیریم، آره؟

آره - ،اما باعث شد فکر کنم -

،نمی‌دونم، مثلاً «بشین بابا، لیلی مال منه»

...خب ویل فکر می‌کنه تو جذابی

خیلی جذابی - واقعاً؟ -

آره. اون هم چشم داره، اما من هم فکر می‌کنم که تو خیلی خفنی

،یعنی وقتی همدیگه رو دیدیم با نگاه اول عاشق هم شدیم

...خب، شما بچه‌ها، واقعاً

با افراد دیگه؟ - اون چیه؟ -

...این چیه؟ چیه؟ آخه

.هیچوقت نمی‌تونم اون کار رو بکنم دوست دارم شوهرم مال خودم باشه

،اگه نظرت عوض شد

ما درخواست‌ها رو می‌پذیریم

اومم

بیپ

تولدت مبارک، مامانی

هوم. ممنون، خرس کوچولو

بیا بغل مامان

وقت دایره‌ی تولد مامان رسیده

اوه - اوه. بجنبید -

.دوستت دارم، خرس کوچولو ممنون بابت این جشن

باشه. میشه تاج رو بذارید روی سر ملکه؟

کی، من؟ صد در صد

این یه ملکه‌ی شکلاتیه

آره. وای، خدای بزرگ

.یه ثانیه صبر کنید بذارید عکسی برای یادگاری بگیرم

،خب، قوانین رو بخونم

همه باید یه چیز خوب ،درمورد مامان بگن

ویژگی‌ای ازش که دوست دارن یا تحسینش می‌کنن

باشه

اول یه ایمیل

از طرف عمه هلی داریم

اعتماد به نفس راسخ»

و گاهی بی‌پایه و اساس تو واقعاً تحسین‌برانگیزه

،من همه چیز تو رو دوست دارم

«کلمه‌ی آخرش با جنـ شروع میشه

چرا اون رو فرستاده؟

نوبت توئه، پدربزرگ

...تو، دختر عزیز زیبای من

مثل رویایی هستی که به حقیقت پیوسته

،یه متفکر باهوش

یه زن کارآفرین

نمی‌تونم بیش‌تر از این به خودم افتخار کنم که می‌خوام بگم تو بهترین دخترم هستی

من تنها دخترتم

...با این حال

نوبت توئه، مادربزرگ

تعهد تمام و کمال

نسبت به خودت رو

،کاملاً تحسین می‌کنم

و همچنین استقبالت از تجربیات جدید

و همه‌ی چیزهایی که زندگی پیش رومون می‌ذاره

و... حتی با اینکه نگرانم

،که خیلی بلندپروازی می‌کنی

اما افتخار می‌کنم که اوج گرفتنت رو می‌بینم

فقط لطفاً چتر نجاتت همراهت باشه

ممنون، مامان

اِسلون

...من عاشقِ

عاشق حس شوخ طبعی مرموزتم

عاشق استقامتتم

عاشقم اینم که چیزی جز بهترین رو قبول نمی‌کنی

اینکه چه مادر مهربونی برای دخترمون هستی

...آه

اینکه چطور چندین ماه فقط به یه آلبوم گوش میدی

و اصلاً برات مهم نیست

که شاید بقیه ازش خسته شده باشن

اینکه چطور فصل آخر کتاب‌ها رو می‌خونی قبل از اینکه صفحه‌ی اول رو بخونی

...بابا - تموم نشده -

اینکه صبح‌ها چه شکلی هستی

وقتی تازه چشم‌هات رو باز کردی

و چشم‌هات کمی خسته‌ان

و فکر می‌کنی خیلی قیافه‌ت داغونه

...اما، در واقع

از همیشه زیباتری

دوستت دارم، عزیزم

تو جادویی هستی

تولدت مبارک، عزیزم

ممنون، بابایی

دوستت دارم - دوستت دارم -

مراقب باش، باشه؟ - باشه -

اوه

دارم میام، دارم میام

الان برمی‌گردم

،مامان

قضیه چی بود؟

منظورت چیه؟

خیلی بلندپروازی می‌کنی»؟»

فکر می‌کنم تو زیادی ریسک می‌کنی، اِسلون

با آدم‌هایی دوست میشی

که لیاقت اعتمادت رو ندارن

کی رو میگی؟

سوفی درمورد لیلی خانم بهم گفت

و یه دوست نگران از تاکستان زنگ زد و گفت

که تو خیلی از وقتت رو

با یه خبرنگار گذروندی؟

خب؟ - اِسلون -

زن‌های سفیدپوست الهام‌بخش آشوب و نادانی‌ان

و اینا چه سودی دارن؟

تو اونا رو نمی‌شناسی - تو هم نمی‌شناسیشون -

همیشه با زن‌های سفیدپوست یه لحظه‌ای هست که فکر می‌کنی

اونا می‌خوان جایگاه رو ،بدن به تو، و بعدش

،همین که داری بهشون اعتماد می‌کنی

،اون رو از زیر پات می‌کشن

و باعث میشن با کله بخوری زمین

مامان، میشه لطفاً برای یک بار هم که شده مستقیم حرف بزنی؟

اونا رو از شوهرت دور نگه دار

آدم کمیابیه

می‌دونم

پس مثل کسی که می‌دونه رفتار کن

تولدت مبارک

[ ویل ]

به‌خاطر قارچ نمیگم

...در واقع

هوم

من در واقع به قارچ علاقه دارم

چی؟ نه. واقعاً؟

آره

خوشم میاد که هنوز می‌تونم شگفت‌زده‌ات کنم

اما قراره با اونا به کجا برسه؟

نمی‌دونم

ولی لیلی گفت

تو به شدت براش جذابی

و یه‌کمی بهت علاقه داره

...خوبه، ولی یه‌کمی

اِسلون، تو گفتی

که یه بار باهاش کافیه، با ویل

کافی بود

،و نمیگم قراره اتفاقی بیُفته

...اما اگه افتاد تو از لیلی خوشت میاد

مشخصه

و لیلی هم پایه‌ست؟

...خیلی صریح نگفت، اما

،ببین، اگه علاقه‌ای نداری می‌تونیم بخیالش بشیم

ناامید شدی

نه. نه. فقط فکر کردم شاید هیجان‌انگیز باشه

حتی شاید آموزنده هم باشه - آره -

اما، می‌دونی، می‌دونم دوست نداری

کاری که خارج از محدوده‌ی راحتیت ...باشه رو انجام بدی، پس

.خب، هی، هی، من مشکلی ندارم هیچ مشکلی ندارم

...و امروز تولدته، پس - آره -

...اگه می‌خوای اونطور جشن بگیری

واقعاً؟ - آره -

ممنون - اومم -

من با پرستار بچه هماهنگ می‌کنم

سلام

سلام

،خوش اومدید از این طرف بیایید

چه خبر، ویل؟ - سلام، مرد -

واقعاً باید بهم زنگ می‌زدی

ویل، اوضاع کمی آشفته بوده

.خب، اِسلون، این خیلی عجیبه چی توی سرت می‌گذره؟

در اصل این فکر لیلی بود

همه چی خوبه. آروم باش - نیست -

هر کاری می‌تونستم کردم تا این دورهمی رو بپیچونم

،خب، معلومه هر کاری می‌تونستی نکردی چون الان اینجاییم

عالی میشه. بهم اعتماد کن

آره، چون خیلی قابل اعتمادی

باشه

،خب، همونطور که گفتم

،می‌خوام همه یه نیت رو در نظر بگیرن

هدف نه، نیت

شاید با «نشونم بدید» شروع کنید

«یا «بهم یاد بدید» یا «بهم کمک کنید

چیزی که براتون مهمه

اینکه شاید یه چیزی جلوی شادی‌تون رو گرفته

یا بهتون کمک می‌کنه پیداش کنید

،هر چی که هست تا زمانی که مهم باشه

،و شما بهش اهمیت بدین

کار درستیه

احساس می‌کنم تکلیف مدرسه‌ست

خب، در واقع باعث میشه دورهمی ،سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز باشه

بهتون یه نقطه تمرکز ،برای برگشت میده

تجربه‌هاتون رو متمرکز می‌کنه

باشه

...پس چشم‌هاتون رو ببندید

و نیتتون رو به خودتون بگید

ویل، عزیزم، تو هم ببند

باشه

ریچارد، فقط یه‌کم می‌خوای؟ - اوهوم -

اوه، خب، این بده

خب، می‌دونی، شاید یه وضعیت اضطراری برای سوفی پیش بیاد

اوه، آره، البته

در واقع، عشقم، چیزی که واقعاً منو توی روز تولدم خوشحال می‌کنه

اینه که ببینم تو بیخیالی

و بهت خوش می‌گذره

واقعاً؟ - آره -

تو همیشه نگران بقیه‌ای

...و

می‌دونم چقدر بابت امشب هیجان‌زده‌ای

بیا جامون رو عوض کنیم - باشه -

باشه - باشه -

پایه‌ام

خیلی‌خب، پس تو یه‌کم می‌خوری

اوه. بزرگه

آره

ممنون

باشه

همه‌اش رو بخوریم؟

به سلامتی

اومم

اومم

هر چی بیش‌تر بجوییش، بهتره

اومم

و حالا؟ - منتظر می‌مونیم -

تا وقتی که صورت‌هامون شروع کنن به آب شدن

...آم

اوه، گندش بزننن

دارم یه چیزی رو حس می‌کنم

نمی‌دونم پدر و مادرم تا حالا قارچ خوردن یا نه

خب، پدر و مادر من قطعاً خوردن

قطعاً

مادر من بدون اینکه دوبار برچسب رو بخونه مسکن هم نمی‌خورد

اومم

دایان اونقدر مشغول فتح جهان بوده که فکر نکنم خورده باشه

اومم

چه آرزویی کردی؟

نیت، نه آرزو

اوهوم. آره

نیت

اول تو

آزادی

چیِ آزادی؟

اینکه چرا اینقدر می‌ترسم از دستش بدم؟

اومم

نمی‌دونم سوفی چه فکری می‌کنه

اگه می‌فهمید الان داریم چیکار می‌کنیم

اینکه پدر و مادرش خیلی باحالن

آره - اوهوم -

وقتی بچه‌دار بشیم - اوهوم؟ -

فکر می‌کنن ما خیلی باحالیم

اوهوم - همین فکر رو می‌کنن -

برم یه فندک بیارم - اومم -

باشه. خیلی‌خب

دوستت دارم - می‌دونم -

خیلی دوستت دارم

می‌خوام باهات یه خانواده تشکیل بدم

می‌خوام پیر بشیم و توی ۹۹ سالگی هنوزم قارچ بخوریم

عزیزم؟

شما بچه‌ها...؟

تا حالا توجه کردید

که رنگ سبز واقعاً خیلی سبزه

چیه؟

وای، مرد

اوه، اوه، گرمه

آره، خیلی جذابی

خیلی سنگینه

چی؟

این پیرهن. چرا این پیرهن سنگینه؟

واقعاً هست؟

اوه. آره

ریچارد

اوه، حالت خوبه؟

عزیزم - عجب -

هی. هی - باشه. مواظب باش -

مراقب باش - چیزی نیست -

فقط انتظار اتفاقات غیرمنتظره رو داشته باش. قارچ الان اثر کرده

باید این رو امتحان کنی

این زندگی رو ارزشمند می‌کنه

خوشگله، درست مثل تو

هوم

...تو

تنها زنی هستی که می‌تونم بهش حسادت کنم

.من؟ وای، خدا، نه ...من

خیلی به تو حسودیم میشه - بیخیال -

خودم رو با تو مقایسه می‌کنم

،هر چیزی که تو داری

من بیش‌تر ازش می‌خوام

و چی رو میگی؟

همه‌ی انسان‌ها خودشون رو با دیگران مقایسه می‌کنن

ولی نمی‌خوام خودم رو با تو مقایسه کنم

می‌خوام با تو روراست باشم

!وای، خدا. این آهنگ مورد علاقه‌ی منه !من عاشق این آهنگم

چه خبره؟

♪ Les filles désir - Vendredi sur Me ♪

به درک

♪ Cavaliers - Mansfield.TYA ♪

♪ La fin des temps - Mansfield.TYA ♪

من درون توئم

هی

...اوه! اوه

...باید از روی من پاشی - باشه، باشه، باشه -

.شرمنده، سعی کردم بکشم بیرون جدی میگم

سعی کردم جلوش رو بگیرم - چی؟ چی؟ چی شده؟ -

عزیزم، کاندوم استفاده نکردم

چی؟

شما استفاده کردید؟

آره

چی؟ نه

...نه، نه، این

...این واقعیه؟ این

وای، خدا. خدایا

فقط نفس بکش، نفس بکش - وای، خدا -

تو... نه - هی، هی، حالت خوبه -

خوبی

هی، هی، فقط توهمه، باشه؟

نه. نه، نیست

عزیزم، شرمنده

هی، هی، توهم باعث میشه

ماجرا خیلی بدتر به نظر برسه

!بهم دست نزن

اوه. قوانین چی شدن، ریچارد؟

فقط آروم باش - !آروم... باشم؟ -

!این مادرجنده الان گفت...؟

هیس. بیا اینجا

فقط نفس بکش

باشه

عزیزم، فقط نفس بکش - اوهوم -

باشه؟ - اوهوم -

باشه - اومم -

ممنون، عزیزم

عزیزم»؟»

چرا بهش گفتی «عزیزم»؟

چه وضعشه؟

شما همه قبلاً این کار رو کردید؟

چی؟ - ویل؟ -

نه، نه - بهم دروغ نگو -

!جداً؟

و تو؟ - شرمنده -

با اون ​​حرف بزن - وای، خدا -

میشه سعی کنی یه‌کم روشن‌فکر باشی، لیلی؟

خفه شو

شما با دوست‌پسرم رابطه داشتید - هی -

و بعدش تو اومدی اینجا و منو کردی

مثلاً دوست منی؟

مثلاً آدم خوبی هستی؟

خیلی‌خب، کافیه دیگه

اون واقعاً آدم خوبیه

آدم خوبیه که فقط می‌خواست همسرش رو خوشحال کنه

.جنده، بیخیال همه چیز به تو برمی‌گرده

جنده؟ - مگه من چیکارت کردم -

جز اینکه دوستت داشتم و بهت اعتماد داشتم و کنارت بودم؟

همین الان داشتی به شوهرم می‌دادی

اما اینکه مشکلی نداشت

اما اون کار رو کردی

!اونم بدون کاندوم

الان این اتفاق افتاده

اما می‌دونید چیه؟ ...می‌دونید، این

اصلاً مهم نیست

می‌دونید چرا؟

چون همه‌مون این رو می‌خواستیم

ها؟

من تنها آدمی هستم که اونقدر بزرگ شدم که به این موضوع اعتراف کنم؟

تا غرورم رو توی این ماجرا کناز بذارم؟

کسی مجبورتون نکرده

هیچکس به زور قارچ به خورد کسی نداده

و لیلی، بیخیال شو

،این اتفاق بین من و ویل الان اتفاق افتاد

همین‌الان

و تو هم اصلاً مشکلی نداشتی

لیلی؟

به اِسلون گفتی که به من علاقه داری؟

چی؟

به همسرم گفتی که فکر می‌کنی

من جذابم و بهم علاقه داری؟

...آم

نه

اِسلون این رو بهت گفته؟

آره. آره، گفته

و حدس می‌زنم به طور اتفاقی اشاره کرده

که منم از این حرف‌ها درمورد تو زدم

بیخیال

این نتیجه‌ی خواسته‌ی مشترک همه‌مونه

چطور از دست من عصبانی هستید

به‌خاطر اینکه همه‌مون رو به چیزی که می‌خواستیم رسوندم؟

نه... این رو طوری جلوه نده

که انگار اتفاق مهمی نیُفتاده

،وانمود نکن که نتیجه‌ی خوب روش بد رو توجیه می‌کنه

چطور تونستی اینجوری بهم خیانت کنی؟

چطور تونستم بهت خیانت کنم؟

.تازه باهات آشنا شدم شریک زندگیت اونه

چه غلطی می‌کنی؟ تمومش کن

چند بار؟

چند بار؟

!چند بار؟ - ...من... نمی -

نمی‌دونم

شما...؟

بدون اینکه به من بگی باهاش رابطه داشتی؟

می‌دونی چیه؟ دیگه بسمه

همه‌تون دیوونه‌اید

گورم رو از اینجا گم می‌کنم

ببین، الان همه‌مون نشئه‌ایم، باشه؟

تو نشئه‌ای - ...فقط -

!میشه آروم باشی - خفه شو -

خیلی‌خب - !خفه شو -

آدم خودخواهِ بی‌ارزش

بیخیال، بمون - نکن -

لیلی، عزیزم

اه. وقتی داشت راه می‌رفت

صدای تکون خوردن اسپرم‌های تو رو می‌شنیدم

لعنتی

جوری رفتار می‌کنی انگار اون خیلی معصومه

...زنیکه‌ی

همه‌ی مردم بقیه رو بازی میدن، ریچارد

شاید اینطور باشه، اِسلون

اما تو من رو بازی دادی

من رو

سلام - هوم -

هوم. سلام

سلام. باید بری

اومم، چی؟

قبل از اینکه لیلی از خواب بیدار بشه

لطفاً. باید بری

اومم

میشه... میشه حرف بزنیم؟

خدایا، حالا می‌خوای حرف بزنی؟

عجب آدمی هستی

ویل. ویل؟

...هی، بس کن. ما

اون کار رو نمی‌کنیم

دیگه حق انتخابی نداری

،باشه؟ من... لعنتی

سعی می‌کردم آدم خوبی باشم

و سعی می‌کردم ،خودم رو جمع‌وجور کنم

...و

...تو اومدی و فقط...

همه چیز رو بدتر کردی...

،وقتی رسیدیم خونه وسایلت رو می‌بری توی کلبه

و اونوقت می‌فهمیم که به اندازه‌ی کافی ازم دور هستی یا نه

وقتی یکی رو ناامید می‌کنی» «این اتاق می‌افته

اِسلون بهم گفت

:بعضی‌وقت‌ها میگن

به شما عوضی‌ها همون» چیزی رو میدم که خوتون می‌خواید

می‌خواید آدم بدی باشم؟

می‌خواید دوستم نداشته باشید؟

بذارید بهتون نشون بدم «که چقدر حیله‌گر می‌تونم باشم

اوف، اما این درد رو تا مغز استخون‌هاش حس می‌کرد

اون فقط می‌خواست یه دختر کوچولو باشه

که دوستش دارن

ولی دیگه خیلی دیر شده بود

سلام

حالت خوبه؟ نزدیک بود سکته کنم

نه، معلومه که خوب نیستم - باشه -

ببین. یه سری وسایل بچگونه با ماشینم آوردم

چون می‌دونم خودت هیچی نداری

درسته - الان با هم این تخت رو سر هم می‌کنیم -

برای دختر کوچولوت

باشه - ،و در حین انجام اون کار -

همه چیز رو درمورد ،همه‌ی اتفاقات بهت میگم

چون می‌دونم این رو می‌خوای

و تو هم یادداشت می‌کنی

و تک‌تک کلمات رو منتشر می‌کنی

چون این جنده در این مرحله دیگه چیزی برای از دست دادن نداره

فقط یه لطفی بهم کن

باشه، هر چیزی که بخوای

طوری رفتار نکن که انگار داری این کار رو به‌خاطر من انجام میدی

،مثل ماسک اکسیژن مادرت

داری این کار رو برای خودت انجام میدی

باشه

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.