All language subtitles for Three.Women.S01E08.720p.WEB-DL[Fa]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

یکی از داستان‌هایی که قرار است گفته شود ] بر اساس ادعا و شهادت «مگی ویلکن» است

،که اظهار داشته با معلم زبان انگلیسی دوران دبیرستانش [ یعنی «آرون کنودل» رابطه‌ی غیراخلاقی داشته

آقای «کنودل» هرگونه رابطه‌ی غیراخلاقی ] با خانم «ویلکن» را انکار می‌کند

.آقای «کنودل» در سه مورد از پنج اتهام، تبرئه شد ،برای دو مورد دیگر، تعلیق دادرسی اعلام [ و پرونده مختومه اعلام شد

.هر داستانی روایت‌های مختلفی دارد ] [ این روایتِ «مگی» است

سی‌نما تقدیم می‌کند www.30nama.com

دوست دارم وقتی خوابی نگاهت کنم

...این

یه‌جورایی برام جذابه

...آم

خب، فقط می‌خوام یه چیزی رو امتحان کنم

« سـه زن »

فقط تکون نخور

تکون نخور

خیلی بهتر از کتابش بود

[ داکوتای شمالی ] [ سال ۲۰۰۸ ]

و اون بوسه، اونطوری که نفس می‌کشید

آره. نظافتچی‌های اینجا

بعد از هر پخش حتماً باید صندلی‌ها رو بشورن

وای، خدا

...هی

اوه، خیلی دلم می‌خواد یکی اونطوری منو ببوسه

مدرک شماره‌ی هشت

[ ‏۷ سال بعد ]

آقای هوی، اعتراضی دارید؟ - اعتراضی به کتاب ندارم، عالی‌جناب -

مدرک پذیرفته شد

وقتی کتاب گرگ و میش رو ،به آرون قرض داد

یکی از جملات مورد علاقه‌اش رو بهش گفت

درمورد اینکه بلا نمی‌خواست ادوارد رو دوست داشته باشه

ما قصد داریم

مدارک جدیدی رو به دادگاه ارائه بدیم، عالی‌جناب

و تنها چیزی که می‌دونست

...این بود که دوست داشتن کسی

قدرت شکستن تو رو بهشون داد

[ عشق ]

اون برات آشناست؟

آره. این کتاب گرگ و میش منه

حالا، میشه برای هیئت داوران

خیلی کوتاه داستان رو توضیح بدی؟

گرگ و میش درمورد دو تا نوجوونه

.یکیشون خون‌آشامه اسمش ادوارده

و عاشق بلا میشه

و عشق بینشون ممنوعه‌ست

چون بین عشق به اون و هوس کشتن اون در عذابه

باشه، و اهمیت این کتاب

در رابطه با این پرونده چیه؟

برای خوندنش هیجان‌زده‌ام

واقعاً؟ - آره -

می‌خوام ببینم چه چیزهایی رو دوست داری

،بلا و ادوارد»

«عشقی که نمی‌توان آن را نادیده گرفت

آشنا به نظر می‌رسه

هوم

قلبم رو حس می‌کنی که چقدر تند می‌زنه؟

حس می‌کنی چقدر من رو تحریک می‌کنی؟

ها؟

باید بری ناهار بخوری

دوست‌هات رو ببینی

آره

...باشه. آم

حواست باشه که حتماً دوست‌هات ببیننت

هی - بله؟ -

باید بیش‌تر از اون شلوارها بپوشی

باشه

دسترسی راحت‌تر میشه

خداحافظ، بلا

درمورد درخواست‌های دانشگاهیت

با مشاور تحصیلی صحبت کردی؟

می‌خوام برای پذیرش زودهنگام دانشگاه شمال داکوتا درخواست بدم

فقط ببینم چه نتیجه‌ای داره

نقشه‌ی خوبیه، عزیز دلم - آره -

،شاید بتونیم با ماشین بریم ،هر دو تا دانشگاه رو ببینیم

بررسیشون کنیم؟ - آره -

هوم، هوم - اومم -

آره، اون کار رو بکنیم - آره -

من میرم بیرون - آره -

امشب قراره بیلی رو ببینم

اوه

قبل از ساعت مقرر خونه باشی - باشه -

میگی باشه، اما نمیایی

بابا، تا قبل از ساعت مقرر حتماً میام خونه، باشه؟

بهتره بیایی

خداحافظ، مامان - خوش بگذره، عزیز دلم -

و آروم رانندگی کن

مگز

!کرت

سلام. کرت، میشه منم یه‌کم بخورم؟

اوه، آره - ممنون -

پشمام - درسته -

چقدر خوبه. باید از این بخوری

باشه - باشه -

آهنگ مزخرفیه، نه؟

تو به چی گوش میدی؟ سبک متال؟

اوه، قدر چیزی که نمی‌فهمی رو نمی‌دونی

سبک دث متال مزخرفه، کرت

کلاً سلیقه‌ات خرابه

خب، سلیقه‌ام توی انتخاب دخترها خراب نیست

نظرت چیه، مگی؟

می‌خوای از اینجا بزنیم بیرون یا...؟

نه، کرت - اوه -

باید بریم

...کرت - اوه، ما دیگه داریم می‌ریم -

.خب، بازم هست برمی‌گردید

بعداً می‌بینمت، کرت

♪ Somebody Please - The Vanguards ♪

اومم

خب، چه خبرا؟

چی؟

این اواخر خیلی عجیب و غریب بودی

...تو

من... فقط سرم شلوغه

نه - آره -

...ذهنت

نمی‌دونم کدوم گوریه

فقط سرم شلوغه

حالا اونا رو بده بهم

چیه؟

کنودل چطوره؟

ها؟ کنودل؟

گفتی «کنودل»؟ - آره، چرا در حضور اون عجیب رفتار می‌کنی -

...آره. نمی‌کنم

در حضور کنودل عجیب رفتار نمی‌کنم

توی کلاسش ساکتی - چی؟ -

دیگه اونجا حرف نمی‌زنی

چرا، می‌زنم - نه، نمی‌زنی -

انگار دیگه هیچ نظری نداری

و اون قبلاً طوری رفتار می‌کرد ،که انگار تو دانش‌آموز مورد علاقه‌شی

و حالا طوری رفتار می‌کنه انگار مورد علاقه‌ش نیستی

واقعاً باعث تعجبم شده، مگز

دیوونه‌ای. دیوونه‌ای

پس واقعاً هیچ خبری

بین تو و اون عشوه‌گر نیست؟ - تو دیوونه‌ای. نه -

مگز، فقط بهم بگو - جدی میگی؟ نه -

...نمی‌دونم چی - مگز -

چی؟

گفتم نه

آره. اون... توی مقالات بهم کمک می‌کرده

و بعضی‌وقت‌ها بعد از بحث و گفتگو درموردش حرف می‌زنیم

واقعاً؟ - آره -

خودت می‌دونی. کسی رو ندارم که درمورد والدینم باهاش حرف بزنم

...پس من

درمورد اونا با کنودل درد و دل می‌کردم

می‌تونی با من حرف بزنی - می‌زنم -

ولی می‌تونی هرچیزی بخوای بهم بگی - اوه -

...هی

حرف می‌زنم

من کسی‌ام که بهت کمک می‌کنم جسد رو دفن کنی

من هم بهت کمک می‌کنم جسد رو دفن کنی

جنده

،پس اگه واقعاً خبری باشه

واقعاً بهم میگی؟ - واقعاً بهت میگم -

باشه

می‌خوای...؟ - هوم؟ -

می‌خوای...؟

چند ثانیه. بذار اینو بخورم

همین الان بیا به رستوران ] [ «خداروشکر امروز جمعه‌ست»

[ خداروشکر امروز جمعه‌ست ]

وای - ای جان -

جان

خیلی خوشحالم که می‌بینمت

وقتی کنارت نیستم دلم برات تنگ میشه

آره. من هم همینطور

دیگه نمی‌تونم با اون بمونم

با ماری

وقتی این رو دارم، نمی‌تونم

این رابطه با تو رو می‌خوام

آره

آره؟ - آره -

،فعلاً نمی‌تونم اون رو طلاق بدم اما... به زودی

به زودی چی؟

چقدر می‌تونی صبر کنی؟

بمونیم بعد از دانشگاه؟

دانشگاه؟ - آره -

پنج ساله

،بچه‌هام بزرگ‌تر میشن اونوقت طلاق آسون‌تره

پنج سال؟

می‌شنوی چی میگم؟

دوستت دارم

می‌خوام کنار تو باشم

منم می‌خوام

اما فقط با برنامه‌ی تو پیش می‌ریم

با قوانین تو

من نمی‌تونم اول بهت پیام بدم

،فقط زمانی حرف می‌زنیم که تو بتونی فقط زمانی تو رو می‌بینم که تو بتونی

نمی‌تونیم با هم برنامه بریزیم

...من فقط

فقط مثل گیسو کمند منتظرم

من توی زیرزمین می‌خوابم

اوه

می‌دونم - ...فقط نمی‌تونم -

آه، دست‌هام فقط تو رو می‌خوان

شاید زیرزمین اونقدرها هم بد نباشه

می‌تونم بدون مزاحمت بهت فکر کنم

...تو

می‌دونی داشتم به چی فکر می‌کردم؟

چی؟

اینکه من بزرگ‌ترم

آره؟

اوه، اما تو با افراد بیش‌تری خوابیدی

من تا الان فقط با دو نفر خوابیدم

دوست دختر دبیرستانم و دوست دختر دانشگاهم

...اما تو - ماری -

خنده‌دار نیست؟

...آم

تو تجربه‌ی بیش‌تری داری - ...اون -

...اون پسر توی هاوایی اولین تجربه‌ی من بود

می‌دونم

نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم

اما بقیه‌ی وقت‌ها؟

آره، اون... نه

...اون

یه پسری از مدرسه ،و یکی از محل کار

و هر دو کاملاً بی‌اهمیتن

برای من نیستن

نمی‌تونم به این فکر کنم که اونا کنار تو باشن

اوه

عشق من

گندش بزنن، من... باید... باید برم

من... نمی‌خوام دوباره تنبیه بشم

منو پیش ماشینم پیاده می‌کنی؟

نباید ببرمت خونه؟

زیادی مشروب خوردی

حواسم جمعه

باشه

این آهنگ مورد علاقه‌ی منه

همینه

داره من رو میگه

منم

خوش‌شانسم که عاشق بهترین دوستمم

،حالا، گفتی که دوستت داشته

،عاشقت بوده

می‌خواسته به‌خاطر تو همسرش رو طلاق بده

آره، اون زمان اونطور بود

نظرت چی بود؟

شگفت‌زده شده بودم

فکر می‌کردم آدم خاصی هستم

احساس می‌کردم خواستنی‌ام

می‌خواست به‌خاطر من

...همسرش رو ترک کنه، و من

فکر می‌کردم آدم مهمی‌ام

همچنین درمورد این حرف زدی که یه دختر کاتولیک معتقد هستی

آره - ،خب -

حتماً خیلی اذیت شدی

تصور اینکه اون همسرش رو طلاق میده؟

تصور اینکه اون پیوندهای ازدواج رو میشکنه

آره، اذیت می‌شدم

،می‌دونم ازدواج چقدر مقدسه

...و می‌دونستم

که رابطه‌ی ما مثل زدن یه سیلی به صورت همسرشه

اما بارها بهش گفتم

من کارهای زیادی با آرون انجام دادم

که کاملاً خلاف اخلاق من هستن

...و صادقانه

صادقانه بگم، عشق باعث میشه کارهای عجیبی انجام بدی

باشه، مگی، می‌خوام برگردم به عقب

...چون بعضی چیزها رو - ،عالی‌جناب -

میشه لطفاً یه سوال بپرسم؟ - مطمئن نیستم بتونم جوابش رو بدم -

آه، اگه احساس کنم یکی ...بهم زل زده، و

،باعث میشه احساس ناراحتی بکنم

اجازه داره اینجا باشه؟

آره - باشه -

مگی - اوهوم؟ -

وقتی توی کلاس ،برخوردهای جنسی اتفاق افتادن

کسی سعی کرد وارد اتاق بشه؟

آره، یه معلم

می‌تونی ماجرا رو تعریف کنی؟

سلام - سلام -

فکر کردم گفتی ناهار میاییم

اوه، نه

ببخشید، فکر کردم گفتی زمان خوندن روزنامه

اشکالی نداره. از دیدنت خوشحالم

یه چیزی برات گرفتم

چی، واقعاً؟ - آره -

صبر کن، نگاه نکنی

!آه

نگاه نکن

اوه - روز ولنتاین مبارک -

اوه، عاشق اینام

آره، می‌دونم- اوه، ممنون -

اوه، آره، یه چیز دیگه هم هست

اینا چی‌ان؟

لحظه‌هایی که دوست داشتم

چیزایی که منو یاد تو مینداختن. آره

...اینکه چطور عشق ما هم - اوهوم -

بدون قید و شرطه...

خدایا

باورم نمیشه اینقدر با دقت خوندیش

دوستت دارم

بوی تو رو میده - اوهوم -

یه نامه هم داخلشه

واقعاً؟ - آره -

یه‌جور... نامه‌ی عاشقانه؟

آره، یه نامه‌ی عاشقانه

اومم

اومم

آرون

دوستت دارم، مگی

اوه، دوستت دارم، آرون

.دوستت دارم دوستت دارم

اوه، گندش بزنن، آرون، آرون، نه

کنودل؟

اوه، آره، کلر، بیا داخل

قفله

اوه... آره

سلام، مرد

چه خبره؟

شرمنده

فکر می‌کردم می‌خوای بری کتابخونه

،نه، دیدمش که داشت رد میشد و کشیدمش داخل. تقصیر منه

بعضی اوقات وقتی دانش‌آموزها میگن می‌خوان برن کتابخونه، میرم یه سری می‌زنم

چند باری هست که گفتی و نرفتی

حالت خوبه؟

مگی، سر کلاس ادامه می‌دیم، باشه؟

آره. آره

کیفت رو جا نذاری - اوه، آره -

امشب می‌ریم شام می‌خوریم

و بعد توی ماشین بهش میدی؟

نیکول باکرگیش رو توی ماشینِ تاروس بابای ریک از دست نمیده

فقط به این دلیل که روز ولنتاینه

خب، درسته

،من می‌شناسمت، جنده‌ی پست تا جشن پرام می‌خوای بمونی

شاید

صبر کن. ازت درخواست کرده؟

به صورت رسمی نه

اما خب... ما توی رابطه‌ایم

باشه - تو چی، مگز؟ -

چی؟ - جشن پرام -

شرکت می‌کنی؟

اوه، نه - چی؟ -

اما تو عاشق پرامی - ببخشید. نه -

پرام مسخره‌ست. شرکت نمی‌کنم

اما تو عاشق اون جشنی

نه، شرکت نمی‌کنم. نه

داری دوباره گرگ و میش رو می‌خونی - کتابم رو پس بده -

ادوارد و بلا... توی جشن پرام - کتابم رو پس بده -

میشه کتابم رو پس بدی؟

توی اون آلاچیق نورانی

امکان نداره توی جشن پرام شرکت نکنی

تو عاشق پرامی

...تو همیشه - !کتابم رو پس بده -

!گندش بزنن، بیلی

بعضی‌وقت‌ها در انتظار تو بودن ] [ غیر قابل تحمل میشه

مگز، ببخشید

من خوبم

چیزی نیست

اشکال نداره. خوبم

رابطه‌ی بین تو و آرون کنودل

بالاخره چطور تموم شد؟

نزدیکای تولد ۳۰ سالگی اون بود

سلام. تقریباً تولدت مبارک

.آره، ببخشید من توی اسپیتفایرم

وقت زیادی ندارم

ماری یه جشن غافلگیرکننده برام گرفته که من نمی‌خوامش

...اون

...خدایا، همه‌ی دوستام از دوران

،دانشگاه، دبستان

دبیرستان، همه‌ی کسایی که می‌شناسم رو دعوت کرده

...خب، این

.تولد ۳۰ سالگیته خیلی مهمه

باید یه جشن خوب داشته باشی

آره، همه‌ی آدم‌های زندگیم اینجان

به جز کسی که دلم می‌خواد اینجا باشه

زنی که دوستش دارم

...ببخشید، من

روز خیلی بدیه

یه ثانیه صبر کن

...ببین، آم

بعضی از معلم‌ها متوجه شدن

که بعد از مدرسه زیاد می‌مونی

و الان طوری داشتن حرف می‌زدن ،که انگار نگرانت هستن

اما رفتار کلر خیلی مشکوکه

اوه... باشه

همه‌ی پیام‌ها رو حذف کردی، درسته؟

آره، آره، پاک کردم

و به کسی چیزی نگفتی، مگی؟

حتی به بیلی هم نگفتی؟

نه، نگفتم

فقط دلم نمی‌خواد تو رو از دست بدم

هر کاری که بخوای انجام میدم

دوستت دارم - دوستت دارم -

توی مدرسه می‌بینمت

و من یه چیز خاص برات آماده کردم

برای تولدت

من فقط تو رو می‌خوام

و بعد از اون تماس

چه اتفاقی افتاد؟

[ تولدت مبارک. فردا زودتر بیام؟ ]

سلام

تولدت مبارک

تمومه

ماری پیامت رو دید

تمومه

باید برم

بعد از اینکه رابطه‌تون رو تموم کرد

حالت عاطفیت چطور بود؟

داغون شدم

...من دچار

اضطراب و حملات عصبی می‌شدم

در نهایت دانشگاه رو رها کردم

...و

فقط احساس می‌کردم هیچ هدفی ندارم

...انگار من

یهویی دیگه مهم نبودم

مگی، الان برگشتی سراغ درس؟

،آره

توی انشگاه ایالتی مینه‌سوتا مددکاری اجتماعی می‌خونم

و چیزی درمورد برنامه‌ی کار اجتماعی تو وجود داره

که باعث شده تصمیم بگیری

درمورد این ماجرا صحبت کنی؟

آره

داشتم به مراجعه‌کننده‌های آینده‌ام فکر می‌کردم

...و اینکه چطور بهم میگن

تو... تو درک نمی‌کنی»

«که دفاع کردن از خودت چقدر سخته

...و الان می‌تونم بگم: «آره، آره، من

می‌دونم

درک می‌کنم

و می‌دونی چیه؟

«به هر حال می‌تونی انجامش بدی

سلام

سلام - عالی بودی -

می‌دونم. ممنون

هی، اون زن مو خاکستری کیه؟

اون بهم زل زده بود - آره -

اون مادر کنودله

...لعنتی. خدایا، من فقط

آره، اصلاً فکر نمی‌کردم که اون مادر داشته باشه

همه‌شون دارن

هی، می‌خوای مشاور قربانی‌ها

فردا بیاد پیشت؟

از کلمه‌ی «قربانی» متنفرم - باشه -

بازمانده؟ تلاشگر؟

راننده‌ی عالی؟

یا من می‌تونم کنارت باشم

نه

یا مامانت؟ یا بیلی؟

نه، می‌خوام همه‌تون اونجا باشید

همینه

داشتم فکر می‌کردم

شاید بهتره باشه کریسمس بعدی دوباره بریم کلرادو

همه‌مون با هم

آره - خیلی خوب میشه -

رفتن سخته، با شرایط کار

کدوم کار؟

بهشون نگفتی؟

چی رو؟

باباتون یه کار پیدا کرده

تبریک میگم، بابا - اوه، عالیه -

کار انبارداریه اما پاره وقت. باید آماده باشم

شب قبلش زنگ می‌زنن می‌گن نیازت دارن یا نه

هیچ تضمینی نیست

هی، بازم خوبه

آره، هوم، عالیه

آره. و تو هم امروز عالی بود، عزیز دلم

مگه نه؟

آره

،وکیلش سعی کرد تو رو زمین بزنه

و تو مقابلش ایستادی «و گفتی: «امروز نه

امروز نه

امروز نه، دیوید

گفتن اون حرف فکر کی بود؟

گفتن چی؟

هوم؟ - معتاد به الکل -

...که من و مادرت

بابا

می‌دونستی که بایرز اون موضوع رو مطرح می‌کنه

اما مادرت؟ هیس

اینکه اونطوری شرمنده‌اش کنی؟

.بابا، لطفاً من بهت گفتم

چون قبلاً در اون مورد ،با خودش حرف زده بودم

وکیل‌هاش اون رو مطرح می‌کردن

ما اول خودمون این موضوع رو گفتیم تا نشون بدیم که ازش خجالت نمی‌کشیم

اوهوم - آدم‌ها درگیر این موضوع میشن -

...آره، و الان توی این شرایطیم - آره -

بیش‌تر تلاش می‌کنیم... و بهتر شدیم

خداروشکر

حواست بهشون هست؟ هوم؟

سلام. خداحافظ

«حواست بهشون هست؟»

خفه شو، مگی

،فقط داشت مزه می‌ریخت می‌خواست سر صحبت رو باز کنه

آره

بیخیال

بدش بهم

اوه، حالت رو جا آوردم، بابا

سلام. آماده‌ای؟ وقت رفتنه

...اوه، لعنتی. من زمان از دستم در رفت

دو ثانیه - اوهوم -

همیشه از این ملودی خوشت میومد

هنوزم خوشم میاد

خوشگله - آره. خوب از آب درومد -

هوم، کجا می‌خوای آویزونش کنی؟

تصمیمش با توئه - چرا؟ -

چون برای توئه - نه -

آره - نه -

می‌دونی، تا همیشه خانواده‌ات در کنارت باشن

هوم

همه بایستید

یه کتاب گرگ و میش به عنوان مدرک ثبت شده

خانم ویلکن ادعا کرده که اون رو به شما قرض داده

تا بتونید بخونیدش و با تعداد زیادی یادداشت

اون رو بهش پس دادید

واقعاً چنین کتابی بهتون قرض داده؟

نه

...تا حالا شده

روی کاغذ یادداشت بنویسید ،و اونا رو توی یه کتاب بذارید

و کتاب رو بهش پس بدید؟

نه

پس شهادت شما اینه که این یادداشت‌ها رو ننوشتید؟

.هفده ساله» الان بزرگ‌تر شدی

«چند روز مونده؟ و یه چهره‌ی خندان هم کشیدید

اینا یادداشت‌های شما نیستن؟

درسته. من اونا رو ننوشتم

باشه، خب، این یکی چی؟

بعضی‌وقت‌ها در انتظار تو بودن» «غیر قابل تحمل میشه

این یکی رو نوشتید؟

نه - خانم ویلکن شهادت داد -

که وقتی توی زیرزمین خونه‌ی شما بوده، سیستم گرمایشی خاموش بوده

و اینجا نوشته شده: «من سیستم «گرمایشی رو خاموش کردم، یادته؟

و شما ربطی به این یادداشت نداشتید؟

نه - بی‌صبرانه منتظر روزی هستم» -

که وقتی بغل همدیگه هستیم «خوابمون ببره

این یادداشت رو نوشتید؟ - نه -

هیچکس نباید توی لباس راحتی» «اینقدر وسوسه‌انگیز باشه

این رو نوشتید؟

من... نه

باشه، این یکی چطور؟

اینکه توی یه حالت سرخوشی»

«کنار همدیگه خوابمون ببره خیلی خوبه

...خیلی خوبه». آه»

«.نمی‌تونم صبر کنم» شما این یادداشت رو نوشتید؟

نه، من ننوشتم

عالی‌جناب، من به این موضوع اعتراض دارم

فقط تکراره

شاهد شهادت داد

که هیچکدوم رو ننوشته

اعتراضتون رد شد

متشکرم، عالی‌جناب

تعجب‌آوره»

که چطور احساساتمون اینقدر شباهت دارن

،چه میل باشه، چه ترس

،یا استرس یا خنده

می‌دونم که زندگی ما از هر فیلمنامه‌ای بهتره

و بهترین بخشش اینه که ما تازه «در حال نوشتن فصل اول هستیم

شما هیچکدوم از این یادداشت‌ها رو ننوشتید؟

...نه. من هرگز

اصلاً این کتاب رو نخوندم

با توجه به سوابق تلفنی

،که ما به عنوان شواهد ثبت کردیم

توی اون دوره‌ی سه ماهه بین شما و خانم ویلکن

،‏۹۳ تماس وجود داشته ،که ۳۵ ساعت طول کشیدن

که در خیلی از موارد شما تماس گرفتید

،بعضی‌هاش بعد از نیمه شب بودن سه تاش دو ساعت طول کشیدن

یکیشون چهار ساعت طول کشیده

و شما شهادت دادید که موضوع اون گفت‌وگو

...فقط درمورد

خانواده‌ی خانم ویلکن

یا مشکلات شخصیش بوده؟

آره. فکر کنم ما درمورد

چیزی حرف می‌زدیم که مربوط به اون بوده، آره

شما شهادت دادید

که فقط درمورد همون موضوع حرف زدید؟

آره. نگرانی من برای اون، آره

نیت من خیر بود

...خیلی دلم می‌خواست

به اون کمک کنم...

آدم‌هایی هستن که میگن

هر اتفاقی که افتاده بر خلاف میل اون نبوده

اینکه اون ۱۷ سالش بوده

چند ماه دیگه حتی تجاوز جنسی قانونی هم حساب نمیشده

اما دختری رو تصور کنید

که یه داستان عاشقانه‌ی ایده‌آل رو ،توی ذهنش پرورش داده

:یادداشت‌ها رو می‌خونده که میگفتن

آره، آره، من خون‌آشامی‌ام» ،که عاشق تو هستم

و تو میوه‌ی ممنوعه منی

ما داستان عاشقانه‌ی مورد علاقه‌ی تو هستیم

،و تا آخر عمرت

«هیچ چیز مزه‌ی مشابهی نخواهد داشت

می‌تونید تصور کنید؟

،الان می‌تونید برید پایین

آقای کنودل

جلسه دادگاه تا صبح دوشنبه به تعویق افتاد

نمی‌دونستم هیچکدوم از پیام‌ها رو نگه نداشتی

یعنی حتی یه دونه هم محض اطمینان نگه نداشتی

می‌دونم که بدون داشتن پیام‌ها حرف‌هام چطور به نظر می‌رسن

...انگار دارم دروغ میگم و

فقط نمی‌خواستم اون توی دردسر بیُفته

خیلی بده - چطور؟ -

،خب، اینکه اون محکوم بشه چون خیلی معلم خوبیه

وای، خدا. جوردو، چی؟ - خودت بهم گفتی ماجرا رو مطرح کنم -

خودت گفتی درموردش حرف بزنم

می‌دونم - اینو گفتی. یادته؟ -

.می‌دونم، گفتم اما فکر کردم مجبورت کرده

یعنی چی؟

یعنی... یعنی هیچی

نه، بگو

فقط... باشه، دیشب توی اخبار پخش میشد

داره به خاک سیاه می‌شینه

همه‌ی زندگیش به‌گا رفته

به دلیل رابطه‌ای که اساساً توافقی بوده

کار به جاهای باریک کشیده شد - آره -

حتماً - آره -

،و شاید دیگه نباید معلم باشه

اما فقط برام سواله

سزاوار این هست که تمام زندگیش به‌گا بره

به‌خاطر اتفاقی که بین شما دوتا افتاد؟

،خب، اون زندگی من رو به‌گا داد

پس آره، سزاوارشه، جوردو

ارائه‌ی جمع‌بندی نهایی دوشنبه شروع میشه، نه؟

آره - خب، پس اون موقع می‌فهمیم -

من میرم بازم آبجو بیارم

سلام - سلام -

واقعاً خوابیدی، ها؟

آره

حالت خوبه؟

پدرت یادداشتی گذاشت و نوشته بود

که زود بیدار شده تا به دیدن پدر برت بره

اما دیشب اصلاً نیومد سر جاش بخوابه

به پدر برت زنگ زدی؟

پدرت نرفته بود اونجا

شاید باید با پلیس تماس بگیریم

بالاخره

نباید اینقدر طول بکشه تا بیان یه بیانیه بگیرن

اوه، لعنتی

این خونه‌ی خانواده ویلکنه؟

اوهوم

می‌خواستن یه ماشین پلیس بفرستن

که مامورهای پلیس بیان اظهارات ما رو یادداشت کنن

خانم ویلکن؟ - آره -

...آم

بفرمایید داخل

،من کارآگاه استوکس هستم ایشون کارآگاه هولت هستن

لطفاً هر دوتاتون بشینید

چه اتفاقی افتاده؟ چرا اینجایید؟

خب، خانم، گفتنش همیشه سخته

فقط بهمون بگو، لطفاً

...خب، خانم

می‌تونی بگی

خودش رو کشته، مگه نه؟

آره

بله

توی قبرستان کاتولیک مورهد بود

نه - خودش رو کشت -

نه، نه، نه - ،و بر اساس زمان -

حتماً تصمیم گرفته که خیلی زود بره اونجا

چطور جرات می‌کنید بگید !این چیزیه که اون تصمیم گرفته

مردی که من باهاش ازدواج کردم !این رو انتخاب نکرده

اوه، نه

اوه، مگز. مگز

میشه منم یه پُک بزنم؟ - آره -

حالت خوبه؟

مگز

...اوه، لعنتی، بیا بغلم

ممنون که اومدی

خیلی متاسفم - منم همینطور -

بابت همه چیز

اشکالی نداره

خیلی‌خب

میشه منم یه پُک بزنم؟ - آره -

باشه، دو ثانیه صبر کنید

سلام

خیلی‌خب، آره. سلام

سلام

.خیلی بهت افتخار می‌کرد تو قوی هستی

من قوی‌ام

آره، هستی

حالت خوب میشه

آره

باهاتون صحبت کرد؟ - آره -

...اون شب با شما صحبت کرد، مگه

من بعد از مراسم عشای ربانی روز جمعه با مارک صحبت کردم

...خیلی گرفته به نظر می‌رسید، اوه

ازم پرسید باید به بیمارستان بره یا نه

این رو پرسید؟

آره - شما چی گفتید؟ -

بهش گفتم به نظر من باید بره خونه و کمی استراحت کنه

...من

بهش گفتی بره خونه؟

اون دیگه به آخر خط رسیده بود

...مگی - نه، نه، نه -

،تو وظیفه‌ی مراقبت ازش رو داشتی ...اون به تو اعتماد کرد. تو

آره، ولی قول داد که حالش خوبه

،می‌تونستی نجاتش بدی

.اما در عوض اجازه دادی تنها بمیره !تو اون کار رو کردی

و باید تا آخر عمرت

با این ماجرا زندگی کنی

!باید با این موضوع کنار بیاد ...اون یه آدم

...ببخشید، آرلین، من خیلی

،روز صدور حکم

یکی از اعضای هیئت منصفه توی بیمارستان بستری شده بود

قاضی از ۱۱ نفر باقی مونده پرسید که تصمیمی گرفتن یا نه

،در سه مورد از پنج اتهام

اونا به اتفاق آرا، آرون کنودل رو بی‌گناه تشخیص دادن

قاضی در دو اتهام باقی‌مونده تعلیق دادرسی اعلام کرد

دادستان‌ها بعداً اونا رو رد کردن

...تو اینجا نیستی ] ...اما نگران من نباش [ ...من خودم رو سرپا نگه می‌دارم

کنودل آزاد بود که به کار تدریسش برگرده

برای غیبت‌هاش در طول ،تحقیقات و محاکمه

هیئت مدرسه بهش تمام حقوق عقب‌افتاده‌اش رو پرداخت کرد

برای همیشه بهترین معلم سال باقی می‌مونه

[ تقدیم به مگی ]

سلام

ممنون که موندی

مجبور بودم

تا کار احمقانه‌ات که به یه کشیش توهین کردی رو جشن بگیریم

.تو این رو نگاه نمی‌کنی چی داشت پخش میشد؟

...اوه، هیچی. فقط

یه چیز احمقانه که توی ضبط بود

یکی از فیلم‌های احمقانه‌ام رو میگی

آره - چی داشت پخش میشد؟ -

نه. بیخیال

چیکار...؟

نه، بیا یه چیز دیگه ببینیم

برقصیم؟

جدی میگی؟

چرا که نه؟

می‌بینی، داری می‌رقصی

توی جشن پرام

«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB

ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

باشه

بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.