Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یکی از داستانهایی که قرار است گفته شود ] بر اساس ادعا و شهادت «مگی ویلکن» است
،که اظهار داشته با معلم زبان انگلیسی دوران دبیرستانش [ یعنی «آرون کنودل» رابطهی غیراخلاقی داشته
آقای «کنودل» هرگونه رابطهی غیراخلاقی ] با خانم «ویلکن» را انکار میکند
.آقای «کنودل» در سه مورد از پنج اتهام، تبرئه شد ،دو مورد دیگر، محاکمهی غلط اعلام شدند [ و پرونده مختومه اعلام شد
.هر داستانی روایتهای مختلفی دارد ] [ این روایتِ «مگی» است
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
« سـه زن »
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مگز، آمادهای؟
آره
تو خوبی؟
...آه
من خوبم
همه چی درست میشه. قول میدم
مامان؟
هنوز کفشهات رو نپوشیدی؟
نه
.خب، عزیزم، زودباش میخوایم بریم خونهی مادربزرگ
اوه. میتونی انجامش بدی
،آمادهای. آمادهای آمادهای، آمادهای
آه. اوه
آره، آره، آره
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
روز مهمیه
آره
آمادهای که بریم؟
اول باید یه کاری بکنم
اونجا میبینمت
آره. آره، آره
اون کجاست؟
سلام - سلام -
ممنون که اومدی - آره -
من نمایندهی همهی خواهرها و برادرها هستم
اوهوم
اما کاش میتونستم ملیا یا مگان باشم، میدونی؟
هوم؟ - بهخاطر تو -
...اما اما باید مراقب بچههاشون باشن
پس گیر من افتادی
به هر حال من تو رو بیشتر دوست دارم
میدونم
باید بریم
آره؟ - آره -
مطمئنی ما نمیتونیم بیایم؟
شما نمیتونید با ما توی اتاق باشید
در صورتی که برای محاکمه احضارتون کنن
میتونیم توی ماشین منتظرت بمونیم
نه. چند ساعت طول میکشه، بابا
کاش میتونستیم اونجا کنارت باشیم
خب، هستید، مامان. همیشه هستید
زنگ زدم، به همین سادگی
چرا؟ عجیبه
شیش ساعت توی بخش درجه دو. میمیری
من همیشه توی بخش درجه دو هستم
اوه، حالا این عجیبه. همیشه؟
حیف که ویل نمیتونه باهات بیاد
نه، حیف نیست
،اگه اون همراهم میبود اونوقت مراسمت خراب میشد
درسته
اگرچه احتمالاً به نفع همهست
ما اخیراً خیلی دعوا میکردیم
هنوزم؟
اینکه از هم دور باشیم خوبه
،خب، در این صورت
بهتره توی این عروسی بهت خوش بگذره
واقعاً بهتره توی این عروسی بهم خوش بگذره
بهتره تو این عروسی بهت خوش بگذره
من میتونم
آره - آره، ممنون -
سلام، عوضی
سلام. سلام. گردن کلفت
بایرز داره اتاق رو بررسی میکنه
الان میاد اینجا
هی، بازم ممنونم که درمورد همهی اینا بهمون توضیح دادید، جناب
«اوه، «جناب» نه. هیچوقت نگو «جناب
عقدهی قهرمان بودن مایک از قبل خیلی زیاده
تو بدترش نکن
لطفاً بهم بگو که تو هم مثل خواهرت یه آدم عقلکل نیستی
کی نیست؟
،اگه چیزی نیاز داشتی من همینجام
،اما دارم بهت میگم عالی انجامش میدی
ممنون
آمادهای؟
چیزی نیست که بخوای بهم بگی؟
چیزی نیست که نیاز باشه براش آماده باشم؟
وکیل متهم ازت سوال میپرسه
.تو جوابشون رو میدی خیلی سادهست
شاید بهتر باشه چندتای دیگه بذاریم اونجا؟
آره، شاید - آره -
اوه
پشمام
حق با تو بود
هوم. اصلاً نباید بهت شک میکردم
اوه. بالاخره فهمیدی
خودت رو ببین، مثل بچهها کیف میکنی
اینجا رو نگاه کن. چطور تو کیف نمیکنی؟
خب، کار ویل تحسینبرانگیزه
...سمت راست - هوم -
داشتم درموردش فکر میکردم
و...؟
و نمیخوام احساس کنی
که انگار دارم جلوی تو رو میگیرم تا به چیزی که میخوای نرسی
باشه
من بهت اعتماد دارم
پس، اگه بهم بگی ...که شرایط پیچیده نمیشه
،و میخوای یه شب باهاش بخوابی
میتونم تحملش کنم
مطمئنی؟ آخرین شانسته
میخوام که تو شاد باشی
پس، آره، مطمئنم
لینا؟
لین؟
یک... یک ثانیه
اوه. چیکار میکنی؟
توی وان آب گرم بودم
چون درد مفاصلم رو کمتر میکنه
پس بچهها کجان؟
خونهی مامانم
اونجا رو کامل خیس کردی
آره، درسته
واقعاً باید بشینی
این کارها برای چیه؟ لینا؟
...باشه. اِد
...من
من میخوام جدا بشم
چی؟
میخوام قانونی جدا بشم
...خب
خب، نه
.خب، درخواست نمیکنم، اِد دارم بهت میگم
اوه، جدی؟
...رفتن پیش یه وکیل، و
چیکار کردی؟ - من نیازی به اجازهی تو ندارم -
این... قراره اتفاق بیُفته
لین، بیخیال. بیا درموردش صحبت کنیم
چیز دیگهای برای گفتن نمونده
پس، امشب میرم بیرون
چی؟ کجا؟ - میتونی بری دنبال بچهها -
...یا میتونی
یا میتونی با مامانم حرف بزنی تا بچهها اونجا بمونن
.خب، خودت باهاش حرف بزن اون مامان توئه
اون بچههای توئن
کِی میای خونه؟
این سوال دیگه به تو ربطی نداره
درست میگم؟
خیلیخب، همهچی آمادهست
ممنون
طراحیت عالیه
خوبه، خوبه
احساس غرور میکنی؟ امیدوارم به خودت افتخار کنی
آره. آره، ممنون
من میرم لباس بپوشم
...لیلی
سالم رسید؟
آره. لطف کردی که اون رو رسوندی
واقعاً؟ یا فقط سعی میکردم اون رو از سر راه بردارم؟
الان میخوایم درموردش حرف بزنیم؟
میدونی، چون از زمانی که توی قایق من اومدی درموردش حرف نزدیم
نه. تو توی قایقت آبت اومد
آره
من با افراد دیگه خوابیدم
باشه
اما ریچارد باید باشه
،با ما نه، اما حضور داشته باشه
پس اتفاقی که توی قایقت افتاد خیلی درست نیست
آره
و من فکر نمیکردم که تو به وضعیت ما علاقهمند باشی
اشتباه میکنم؟
...آم
لیلی چطور؟
...حدس میزنم چیزی که اون نمیدونه
نه
نه، نه، نه
همیشه در نهایت میفهمن
این مشکل منه. مشکل تو نیست
لازم نیست مشکل کسی باشه
.تو رابطهی خوبی داری چرا ریسک کنی و خرابش کنی؟
برای داشتن تو
کارت خوب بود، مرد - ممنون، مرد -
برمیگردم
گفتم شاید یه چیزی بخوای
میخوام
،خانم ویلکن، من رابرت هوی هستم
وکیل مدافع آقای کنودل
این یه جلسه استشهادیهست ،که من ازتون سوال میپرسم
و شما باید صادقانه پاسخ بدید
مگر اینکه وکیلتون به طور واضح و مستقیم بهتون بگه که پاسخ ندید
،اگرچه اینجا قاضی نداریم
،اما این یه روند قانونی و رسمیه
،و درست مثل شهادت توی دادگاه
،قانوناً موظف هستید که حقیقت رو بگید
و فقط باید حقیقت رو بگید
،اگه یکی از سوالات من رو متوجه نشدید
،حتماً بهم اطلاع بدید و من اون رو یه جور دیگه بیان میکنم
،قبل از استفاده از استشهادنامه در دادگاه
شما این فرصت رو دارید که اون رو بخونید
و هر گونه اشتباه رو اصلاح کنید
این رو میفهمید؟
بله
اجازه بدید چیزی که به عنوان مدرک شمارهی نه علامتگذاری شده رو بهتون نشون بدم
اون رو میشناسید؟
دوباره میگم، لطفاً محض اطلاع پاسخ خودتون رو اعلام کنید
بله
،در طول تحقیقات
آیا مامور ویژه مایک نس ازتون خواست
که این تصویر رو بکشید؟
بله
که از چیزهایی که خونهی کنودلـه به یاد داشتید نقاشی کشیدید؟
بله
به چه مناسبتی به خونهی کنودل رفتید؟
همسرش خارج از شهر بود
پس چرا شما اونجا بودید؟
آرون من رو دعوت کرد
در اون زمان به کسی از دوستاتون گفتید
که به اونجا میرید؟
بیلی دانتون، هدر اشمیت، اسنوکا؟
اسنوکلا
«درسته. «اسنوکل
،و محض اطلاع اسم خانوادگیش چیه؟
سالیمن
نه
هوم؟
اشتباهه
فکر میکنید اسم خانوادگیش سالیمنـه؟
ظاهراً نیست - نمیفهمم -
خب، فقط میگم ...موکل شما گفت که
...اسم خانوادگیش این نیست، پس
لازم نیست وارد این بحثها بشید
فقط به سوالم پاسخ بدید - پس نمیدونم -
اسم خانوادگیش. نمیدونم
باشه - باشه -
به کسی از دوستاتون گفتید که به اونجا میرید؟
نه
به کسی گفتید که اونجا بودید؟
نه
بیایید یک لحظه درمورد اتهام شمارهی سه صحبت کنیم
ادعا میشه که اتهام شمارهی سه
در محل سکونت کنودل اتفاق افتاده
میشه بهم بگید چطور اتفاق افتاد
...اینکه برخورد
جنسی رخ داد؟...
...من حدوداً ساعت
هشت به اونجا رسیدم
و ماشینم رو توی گاراژ پارک کردم
همونطور که اون بهم گفت
و بعد به سمت در ورودی رفتم
سلام، مگی
سلام
بیا داخل، قبل از اینکه تمام گرما از خونه خارج بشه
...آم
آره، پس، باشه
اوه - هوم؟ -
میخوای خونه رو نشونت بدم؟
بچههام خوابن
اوه، نه. نه، نه، ممنون
مطمئنی؟ - آره -
نمیخوای ببینی؟
یهکوچولو میخوای ببینی؟
باشه
خب، خانم، بشینید - اوهوم -
پالتوت رو بده بهم
اوه
باشه
لطفاً
چیزی نمیخوای؟
میخوای برات آب یا چیز دیگهای بیارم؟
...اینجا
اینجا واقعاً سرده
این... شرمنده
آره. نه، الان یه پتو میارم
ببخشید
بهتر شد؟
بهتره. ممنون
...پس
هوم؟
دلت میخواد چیکار کنیم؟
میخوای فیلم ببینیم؟
البته
آره
...شاید بتونیم اول یهکم صحبت کنیم
خب، من همه چیز رو جدا کردم
این یکی رو دیدی؟
من رو یاد تو میندازه
اینکه چه حسی به تو دارم
واقعاً؟
...و مثلاً
اینکه چقدر دلم میخواد با تو باشم...
آره - آره -
پس بیا ببینیمش، باشه؟
باشه
♪ Ritual Union - Little Dragon ♪
اینجا نیمه برهنه موندی
با اون همه پالتوهایی که توی خونه داری
تو فقط میخوای پالتوی من باشی - اومم -
این جشن بهتر میتونست باشه؟
نه
اِسلون
یه جشن سرسره بازی روی برف توی سالی که برف نبارید
...و با این حال
ما انجامش دادیم
فراتر از ناباورانهترین رویاهای منه
فعلاً بهترین سال بوده
.خوبه. خوشحالم که اینطور فکر میکنی من هم همینطور فکر میکنم
ممنون، اِسلون - ممنون از خودت -
میدونی که جشن تو همیشه جشن مورد علاقهی ما توی اون ساله
و ایشون ویل آتاکویینـه
از دیدنت خوشحالم - سلام -
الان داشتم به اِسلون میگفتم
که امشب فراموشنشدنی بود
کی اصلاً میتونست تصور کنه که این امکانپذیره؟
اِسلون - اِسلون -
!سیمون - اوه، ببخشید -
خداحافظ
ویل، باید بریم امتحانش بکنیم، درسته؟
!هورا! خیلی خفن بود
یک دقیقه صبر کنید
یه کوچولو ناراحت شدم
بهخاطر تعجب توی صدات
همیشه اینقدر مغروره؟
همیشه مغرورتر از اینه
باید جشن بگیریم
ویل، برای نوشیدنی همراهمون میایی؟
آره. دوست دارم بیام
خوبه. ما هم دوست داریم
من میرم خرابی رو بررسی کنم
بله، بازه
سلام، بچهجون
سلام به خودت
حالت چطوره؟
خوبم. خودت چطوری؟
خوبم
تولد رایان چطور بود؟
تولد رایان واقعاً خوب بود
...آم
ما... آره
ممنون که پرسیدی
خواهش میکنم
حالت چطوره؟
خوبم
واقعاً؟
اوه، آره - اومم -
...من
احساس آزادی میکنم
خوبه
غذا سفارش دادم - واقعاً؟ -
آره
سفارش دادم - اوه -
نمیدونستم قرارمون شامل شام هم میشه. ممنون
...من... داشتم یه برنامه رو میدیدم
درمورد آدمهای توی یه جزیرهای
...اونا سعی میکنن یه خونهای بخرن
...توی اسپانیا یا
داشتی اون رو میدیدی؟
چیه؟ - ...اومم -
...اون - ...خب -
...یه مرد نمیتونه
...شبکهی دکوراسیون منزل رو نگاه کنه یا
...میدونی، من ...من خونه میسازم. منظورم اینه که
نه، میدونم. میدونم
من فقط... علاقهمندم به این که
...مردم حاضرن چقدر پول بدن برای
چیزی که شبیه یه ساختمون مزخرفه
اوه. پس بهخاطر کارت داشتی نگاهش میکردی؟
عاشق شبکهی دکوراسیون خونه نبودی
آره - به عنوان یه مسئلهی کاری -
آره. برای کار - باشه -
برای کار. تو ازم متنفر نیستی چون کارم رو دوست دارم
باشه. ببخشید
هی
،یه آدمهایی هستن
و توی اون جزیره خونههای مختلف رو میبینن
اوهوم
...و
...و داشتم فکر میکردم
چی؟ - ...من فقط -
،وای، خدا، میدونی چیه
اونجا توی یک هفته چقدر میتونم با لینا خوش بگذرونم
آره؟ - آره -
اتاق خوابی داره که وقتی درش رو باز میکنی وارد یه ساحل خصوصی میشی
و تمام مدت اونجا لخت کنارمی
بهنظرم بهتر از این چیزی نیست
آره - آره -
چیه؟ - هیچی، هیچی -
چیه؟
...هیچی. انگار
چی؟ - ...یه چیزی بود -
بهم بگو
فقط، ما معمولاً زیاد صحبت نمیکنیم
اما بدترینش اون یارو بود
که نزدیک بود لیوان شیشهای رو با خودش به پایین تپه ببره
برای یه لحظه خیلی خطرناک شد
:داشت یه فیلم ترسناک میشد «خون در برف»
پایان حرفهی ما
چطور جلوش رو گرفتی؟
بهش گفتم که براش ساک میزنم
آره
♪ A Sunday Kind of Love - Etta James ♪
میتونم... میتونم ببوسمت؟
خیلی دوست دارم
منو ببوس
،همونطور که گفتی دلت میخواد وقتی بهم پیام دادی
صورت من رو با لبهات حفظ کن
هی
سلام
سلام
دوستت دارم
من هم دوستت دارم
دوستت دارم
من هم دوستت دارم
دوستت دارم
خوبه؟ - آره. آها -
پاشو
خوبی؟ - اوهوم -
نه، نه، نه، نه، نه - ها؟ ها؟ چیه؟ -
میخوام صبر کنم تا ۱۸ سالت بشه
میخوام صبر کنم
داری منو اغوا میکنی
میخوام تو رو بلیسم
وای، خدا
اوه، آرون
باشه. بیا اینجا
اوه، لینا
اوه، آره
تا حالا از این بهتر نداشتی؟
اوه، همونجا - آره؟ -
همونجا - خوبی؟ -
درست همونجا خوبه
دوستت دارم
اوه، من عاشق این کُسم
آه، دوستت دارم
آره؟ - دوستت دارم، لینا -
اوه، عاشق کستم
وای، خدا
میخوای آبم رو بریزم داخلت یا کجا؟
آره، برام مهم نیست - اوه، آره -
فقط دلم میخواد تو رو ارضا کنم
آره. اوه
وای، خدا - اوه، لعنتی -
از مزهت خوشم میاد
مزهی همهشون مثل هم نیست؟
نه
...من
الان برمیگردم
پس، اون نیاز رو برطرف کردی؟
آره، برطرف شد
خوبه
،اگه میخوای پرستار بچه رو مرخص کنی
من میتونم اون رو بفرستم بره
هوم
فردا جبران میکنیم
خیلیخب
فکر میکنی باید نگران رانندگی کردنش باشیم؟
...اوه، آم
اشکالی نداره امشب اینجا بمونه؟
اما من براش صبحونه درست نمیکنم
.من صبحونه درست میکنم برای یکبار هم که شده تو بخواب
خیلیخب
یک ثانیه دیگه میام بالا - خیلیخب -
من الان کاملاً آرومم
گندش بزنن
کیه؟
غذا آوردن
یک ثانیه
سلام. چطوری، رفیق؟
بقیهی پول رو نگه دار برای خودت. ممنون
دوستت دارم
من هم دوستت دارم
میدونی چرا دوستت دارم؟
هی
هی
ببخشید
من هم دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
...من... من
...من
...من
من باید برم
همینالانش هم از ساعت خاموشی گذشته
میدونم. میدونم
فکر میکنم باید بمونی
مطمئنی که مشکلی نیست؟
،اگه تصمیمش با من بود تو هیچوقت نمیرفتی
[ لیلی - هنوز بیداری؟ ]
هی - ها؟ -
...وای - هوم؟ -
...آم
یه چیزی برات گرفتم
.اوه... همینجا بمون ...سریع برمیگردم
صبر کن
به این دلیل میخواستم خونه رو بهت نشون بدم
...همهچی رو برنامهریزی کرده بودم
...به هر حال، آم
بگیر دیگه
میتونی اون رو نگه داری؟
یادته؟
البته
اون درمورد خودمونه
دوستت دارم
منم دوستت دارم
یادتون هست که اون روز چه لباسهایی پوشیده بودید؟
چه لباسهایی پوشیده بودم؟
شلوار جین. تیشرت
یه ژاکت زرد
لباس زیر پوشیده بودید؟
بله
...اتفاق دیگهای افتاد
در رابطه با ادعای برخورد جنسی
علاوه بر چیزهایی که تا الان گفتید؟
توی خونهش نه
،نمیخواست زیاد سر و صدا کنه تا بچههاش بیدار نشن
اما وقتی من رسیدم خونه تلفنی درموردش صحبت کردیم
مامان
مامان. من اومدم خونه
ساعت خاموشی که گذشته
آره، من... ببخشید
این یعنی تنبیه میشی
میدونم
برو بخواب. صبح سرت داد میزنم
اوه
شب بخیر، عزیز دلم
شب بخیر، مامان
مامان؟
مامان؟
آره، شب بخیر
شب بخیر - شب بخیر -
سالم به خونه رسیدی؟
[ سالم به خونه رسیدی؟ ]
آره
خوبه. در امانی
برگشتم توی اتاق مهمون
...خوشبختانه
.فقط لحاف رو خونی کردی انداختمش توی ماشین لباسشویی
واقعاً؟
من پریود نیستم
شرمنده
،اگه دکمههای شلوارم رو باز کرده بودی
اون اتفاق میافتاد
میخوام تا ۱۸ سالگیت ...صبر کنم، اما اگه فقط
قبل از خوابیدن، غزلوارهی هفدهم رو بخون
حتماً
...آم
،میشه یکی داوطلب بشه
تا این یکی رو بخونه؟
کسی نیست؟
من. باشه، من
مگی
ممنون
غزلوارهی عاشقانهی هفدهم» اثر پابلو نرودا»
باید استراحت کنم. باید استراحت کنم
ده دقیقه
من تو را دوست دارم همانطور که» ...چیزهای تاریک بهخصوص را باید دوست داشت
در خفا، میان سایه و روح
دوستت دارم بی آن که بدانم چگونه، یا چه وقت، یا از کجا
دوستت دارم ...چون روشی دیگر بلد نیستم
...جایی که من یا تویی وجود ندارد
سلام
سلام، مامان
سلام
سلام
سلام، رفیق
آنقدر به هم نزدیک میشویم که دست تو ...روی سینهام، دست خودم است
آنقدر نزدیک که چشمان تو بسته میشوند...
«وقتی که من به خواب میروم
سلام
چرا ازم نپرسیدن که چه حسی داشتم؟
بعد از اینکه کاری کرد من سالها باهاش درد و دل کنم
باعث شد بهش اعتماد کنم
بهش وابسته بشم
...بعدش اون - میدونم -
میپرسن که چی پوشیده بودم؟
چه وضعشه، مایک؟
،وقتی فقط درمورد حقایق صحبت میشه ...بعضیوقتها احساس میشه
اینکه اون چی پوشیده بود چی پس؟
...اینکه حتی به خودش زحمت نمیداد
خیلی شلخته به نظر میرسید
اینکه من اهمیت میدادم و اون اهمیتی نمیداد
میتونم این شرایط رو تحمل کنم؟
فقط خودت میتونی جواب اون سوال رو بدی
سلام
...سلام، جیا. آم
من میخوام... خیلی شرمنده ...که این موقع زنگ زدم، اما
برام مهم نیست. چی شده؟
اِیدن بهم گفت که دوستم داره
واقعاً؟
«آره. اون گفت: «دوستت دارم
یعنی این رو هم گفت ...که عاشق کسمه، پس
«اما گفت: «دوستت دارم
عالیه. خوشحالی؟
خیلی خوشحالم
...پس
الان چی میشه؟
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
الان چی میشه؟
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.