Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یکی از داستانهایی که قرار است گفته شود ] بر اساس ادعا و شهادت «مگی ویلکن» است
،که اظهار داشته با معلم زبان انگلیسی دوران دبیرستانش [ یعنی «آرون کنودل» رابطهی غیراخلاقی داشته
آقای «کنودل» هرگونه رابطهی غیراخلاقی ] با خانم «ویلکن» را انکار میکند
.آقای «کنودل» در سه مورد از پنج اتهام، تبرئه شد ،دو مورد دیگر، محاکمهی غلط اعلام شدند [ و پرونده مختومه اعلام شد
.هر داستانی روایتهای مختلفی دارد ] [ این روایتِ «مگی» است
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
« سـه زن »
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
توی شهر فارگو زمستون بود
و برای مگی، همه چی مثل همیشه بود
،اون چند هفته پیش براش پیام فرستاده بود و ازش جواب خواسته بود
اما واقعاً چیزی که دلش میخواد بشنوه
،اینه که اون موقع دوستش داشته و هنوز هم دوستش داره
...عوضی آشغال. تو
اینکه اون قربانی نبود
اینکه همهش دروغ نبود
میتونست رشد کردن حسی که توی وجودش شکل میگرفت رو احساس کنه [ آرون کنودل، برترین معلم سال ]
،و پس، بیشتر از هر چیزی فقط میخواست که آرون جواب پیامش رو بده
و جلوی خراب شدن زندگی خودش رو بگیره
،باورم نمیشه که هنوز اینجام و منتظرم که باهام تماس بگیره
دلت میخواد چی بهت بگه، مگی؟
نمیدونم
اینکه... اینکه همهچی یادشه
اینکه اون اتفاق افتاد
و اینکه اون متاسفه چون میدونه که بهم صدمه زده
،چی میشه اگه جوابت رو نده اون حرفها رو بهت نزنه؟
...من نمی
دیشب داشتم روی تقاضانامهام برای برگشتن به مدرسه کار میکردم
عالیه
نتونستم تمومش کنم
چرا؟ - ...چون من -
مدام به این فکر میکنم که چطور میتونم مددکار اجتماعی باشم؟
چطور میتونم به مردم بگم که از خودشون دفاع کنن
وقتی من از خودم دفاع نمیکنم؟
حتی نمیتونم به پدر و مادرم بگم چه اتفاقی افتاده
نگفتی - چی؟ -
به پدر و مادرت نگفتی
گفتی نمیتونی - آره -
ناخنها؟ - اومم؟ -
خیلی هوشمندانهست
نه
تریکوتیلومانیا (اختلال موکنی)
.این اسمشه اینکه مژههات رو میکنی
اسم داره؟ یه مشکله؟
یه مشکله
اما همین الانش هم خیلی چیزهای بدی دارم
مثل بقیهی چیزها، بهتر میشی
تو داری بهتر میشی
آره، با اون همه دارو که دارم میخورم باید بهتر بشم
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
بپرس
فکر میکنی اسم منو توی گوگل جستجو میکنه؟
من علاقهای ندارم که وقتم رو صرف افکار اون بکنم
باشه، اما چطوری زندگیم رو ادامه بدم؟
اون بهترین معلم سال شده
،اگه کاری نکنم، اگه چیزی نگم
...اونوقت اون برای همیشه همین میمونه
یه انسان کامل
و من برای همیشه همون کاری که اون باهام کرد باقی میمونم
پس...؟
...پس
فکر میکنم دیگه انتظار کافیه
«...و اون گفت: «در واقع، گرا
کجا بودی؟
استیو ثورن برای تعمیر در گاراژش یه کمک نیاز داشت
یهکم طول کشید
آره، اما فکر میکردم درمورد استیو با هم حرف زدیم
چطوره تو دعای قبل غذا رو بگی، عزیزدلم؟
نه. نمیتونم دعا رو بگم
چون باید یه چیزی بهتون بگم
اوه، باشه
و لطفاً هزارتا سوال نپرسید
چون نمیدونم فعلاً آمادهی پاسخ دادن بهشون هستم یا نه. باشه؟
باشه؟
...آم
...وقتی سال آخری بودم
یه رابطهی غیراخلاقی با معلمم داشتم
با آقای کنودل
چی؟ یعنی چی؟
...یعنی ما یه رابطهی
جسمی داشتیم
ببخشید
...پس، آره، فکر میکنم من
...الان دارم بهتون میگم چون
حاضرم تا به پلیس همه چیز رو بگم
...پس، من... آره، ما میتونیم
...میتونیم صحبت کنیم
بیشتر، آه، بعداً
...عزیزم
...من برم
عزیزدلم؟ شام برات آوردم
تو... چیزی نخوردی
اونا وسایلیان که اون بهت داده؟
آره
فکر میکنی کِی میخوای بری پاسگاه؟
فردا
میخوای من و بابات بیایم؟
نه، نه، نه
...فکر میکنم این کاریه که باید
باید تنهایی انجامش بدم
من میرم به بابا شب بخیر بگم
باشه - آره -
هی، مگی
چیه؟ - متاسفم... متاسفم -
خیلی خیلی متاسفم - چیزی نیست -
و من واقعاً بهت افتخار میکنم
خوبی؟
...آره، آره، من فقط
روی این کار میکنم...
باید میدونستم
بابا
.فکر میکرد هدیهی خداست جوری که حرف میزد
توی جلسهی والدین و معلمان
اون خواسته بود که تو اونجا باشی
وقتی توی اون شرایط بودیم
...مستقیم توی چشمام نگاه کرد
...میشه این حرفها
!وقتی که تو دقیقاً همونجا بودی...
میشه تمومش کنی؟ - ...و -
نه
اون مردم رو فریب میده
بعضی از آدمها واقعاً توی فریب دادن دیگران مهارت دارن
اون منو فریب داد تا یه داستانی رو باور کنم
...و وقتی که وارد اون داستان شدم، من
نمیدونستم چطوری خارج بشم
متاسفم
وقتی بهمون نیاز داشتی
من و مادرت کنارت نبودیم
میدونم که من و تو درگیر بودیم
اون میدونست که اوضاع توی خونه سخته
تو چی بهش گفتی؟
اینکه ما پدر و مادر بدی بودیم؟
خب، اینطور نیست !که بهترین والدین باشید
میدونم
...نمیتونم - میدونم -
نمیتونم الان مراقبت باشم، بابا
باید مراقب خودم باشم
منم نیازی به مراقبتت ندارم
ازت نمیخوام
.از این به بعد بابای بهتری میشم، مگز جدی میگم
.نه، بابا، لطفاً بس کن بابا، بس کن. ببخشید
میخوام دوباره توی جلسات شرکت کنم
بابا، بابا. بابا؟ - دوباره هیکلم رو ردیف میکنم -
آزمون پله رو قبول میشم و شغل قبلیم رو پس میگیرم
قول میدم
بعداً بهم افتخار میکنی، مگز
[ پلیس فارگوی غربی ]
اومدم تا رابطهی جنسی با آدم زیر سن قانونی رو گزارش بدم
...باشه. آم
.این رو پر کن. هر دو طرفش رو بشین
یه نفر به زودی میاد پیشت
کنودل. ک-ن-و-د-ل
باشه
کنودل. د-ل - آره -
آره، چطور شروع شد؟
...آم
چقدر به عقب برم؟
یه خبر عالی دارم
پسر عموم گفت میتونه ما رو ببره توی کلینیک گلوری اسپرینگز
نه. امکان نداره - آره، داره -
قرار نیست همهی تابستون کون سالمندها رو پاک کنیم
باشه، بشینید. بشینید، بشینید - !مگز، ساعتی ۱۲ دلار میدن -
بشینید، بشینید
بشینید، بشینید، بشینید، بشینید
میدونم که امروز هیچکس حوصلهی درس خوندن نداره
،من هم ندارم. پس، بهجای درس
بیایید یهکم خوش بگذرونیم
چه چیزی از این تابستون رو دوست دارید؟
!مدرسه تعطیله
!آره - ناراحت نشی، کنودل -
اوه، نه، ناراحت نشدم
میدونم دلتون برام تنگ میشه
من یه چیزی میتونم بگم
مگی، آره. میخوای به همه بگی؟
...آره. آره. آم - بگو -
خواهرم رفته به هاوایی
،شوهر جدیدش عضو ارتشه پس من میخوام برم ملاقاتشون
خوبه
خب، یادداشت برداری کن
توجه کنید
،وقتی برگشتیم
همه در مورد بهترین لحظهی تابستون انشا مینویسیم
♪ Yes and No - Tambo Rays ♪
اوه، سلام
عزیزم، میتونی بگیریش؟
برای چند لحظه، لطفاً؟
اوه، آره، فقط بذار خشک بشم
من میتونم بگیرمش
بفرمایید. گرفتیش؟
گرفتمش - ...اوه -
اون واقعاً دوستت داره
خوبه. چون من واقعاً دوستش دارم
با چند تا از بچهها. مهمونی بزرگی نیست
زود برمیگردم خونه
مهمونی خوش میگذره
آره. تازه، این همه مدت که اینجا بودیم
خواهرت اصلاً بیرون نرفته - آره -
خب، من از وقتی امیلی به دنیا اومده بیرون نرفتم
لطفاً؟ فقط برای یه مدت کوتاه؟
باشه. برو
مهمونی با تم یونانیه؟
اصلاً نمیدونم
ما لباس توگا نیاوردیم - که چی؟ -
بهم نگفتی که مهمونی یونانیه
جلب توجه میکنیم - !هی -
!رفیق
متئو، ایشون مگیه
داداش، توی دعوتنامه نوشته شده بود که مهمونی یونانیه
،احتمالاً دعوتنامه به دستش رسیده ...اما خوندن بلد نیست، پس
.بیایید دنبالم یه چیزی براتون پیدا میکنم
اشتباه برداشت نکنید
من فقط از خونه مراقبت میکنم
بگیر، مگی
باور نمیکنی؟ - آره، باور نمیکنم -
خیلی عجیبه که خواهرم مامان شده
آره
آره، اینکه ازدواج کردن برام عجیبتره
چرا؟
باعث میشه پیر به نظر برسن
چیه؟
من ازدواج کردم
ازدواج کردی؟ - من ازدواج کردم -
اخیراً طلاق گرفتم
اما احساس پیری نمیکنم
نه، تو پیری - آره؟ -
خیلی پیری
خیلی به مردم مزخرف میگی، ها؟
فقط افرادی که لایقش هستن - اومم -
«فقط افرادی که لایقش هستن»
تا وقتی اینجایی دیگه چه چیزهایی رو میخوای ببینی؟
همه چيز رو. اما بیرون رفتن سخته
بهخاطر بچه - اومم -
گوشیت رو بده
اگه میخوای یه سفر یه روزه یا چیزی داشته باشی باهام تماس بگیر
حالا تو هم شمارهی من رو داری
سلام - سلام -
یادته که اون شب با هم حرف میزدیم؟
البته که یادمه ۱۲ ساعت پیش داشتیم حرف میزدیم
میخوای بعداً یه دوری بزنیم؟
آره، حتماً - باشه -
عالیه
نه، دیگه اون رو نمیبینی
لطفاً. چرا؟ - نه -
اما قبلاً گفتم میتونم برم. ملیا
چیه؟ - خیلی حوصلهام سر میره -
فقط میخواد این اطراف رو بهش نشون بده
مشکل چیه؟ - آره، مشکل چیه؟ -
،اگه کاری انجام داد که خوشت نیومد
سریع برگرد خونه، باشه؟ - باشه -
باشه؟ - اوه -
!خیلی خوشگله
وای، خدا
میتونم داخل رو نشونت بدم؟ آره؟ - اوهوم -
به خونه خوش اومدی
آبجو میخوای؟ - آره، حتما -
مطمئنی؟
مطمئنم
حالت خوبه؟ - آره -
باشه. صبر کن
باشه
هی - هی -
خوبی؟
اینجات چی شده؟
هیچی. توی جاده یه سنگ خورد بهم
خوبم
میرم یه چسبزخم بیارم
دلم نمیخواد برم
منم دلم نمیخواد بری
فکر کنم دوستت دارم
ببخشید. شرمنده
گندش بزنن، ببخشید
مگی. مگی - هوم؟ -
نه، شرمنده
...من فقط
بیا اینجا
هی، بهم نگاه کن
تو خیلی برام باارزشی
واقعاً میگم
...اما نمیتونم بگم الان نمیتونم بگم که دوستت دارم
باشه؟
باشه
بیا بغلم
بیا بغلم
چه غلطی میکنید؟
!تو! برو توی خونه
همین الان برو توی خونه
باشه
!برو توی خونهی کوفتی - باشه -
!چه مرگته؟ با خواهر زنم؟
نه، مرد
چه غلطا؟
بهت گفتم این عادی نیست
مردهای سی ساله !با دخترای ۱۶ ساله دوست نیستن
داری این رو میندازی گردن من؟
خودت هم اجازه دادی بره، باشه؟ ،و مگی
!مگی باید یه چیزی میگفت
بهش گفتی ۱۶ سالته، درسته؟
باشه، بهتره همه چیز رو بهم بگی
،و اگه بهم دروغ بگی دیگه هیچوقت باهات حرف نمیزنم
اون... اون... آدم خوبیه
.واقعاً آدم خوبیه خودم میخواستم انجامش بدم
باهاش رابطهی جنسی داشتی؟
شوخی میکنی، مگی؟ باهاش رابطهی جنسی داشتی؟
.آره، باهاش رابطهی جنسی داشتم تو هم قبل از ازدواج رابطهی جنسی داشتی
....بیخیال. شرایط یکی نیست
حداقل ما از کاندوم استفاده کردیم
توی دردسر بزرگی افتادی
باید زنگ بزنم به خونه
.نه نمیتونی... به مامان و بابا نگو
باید بهشون بگم
نمیخوام اون توی دردسر بیُفته
نگران اونی؟
ازش خوشم میاد و خودم میخواستم انجامش بدم
مشکلی... وای، خدا
!نه. مشکلی نیست
تو ۱۶ سالته
و با یه مرد مطلقهی ۳۱ ساله که اصلاً نمیشناسیش
!رابطهی جنسی قبل از ازدواج داشتی
،پس، آره، مگی !یه مشکل بزرگ وجود داره
وای، خدا
من میرم پیشش - نه، نه -
چی؟
نمیخوام تو نزدیکش بشی - چی؟ -
فقط نرو
متاسفم، خانم، اما سن رضایت توی هاوایی ۱۶ ساله
حتی اگه اهل جای دیگهای باشی
...شونزده، حتی توی ارتش، پس
،اگه اون زمان ۱۶ ساله بودی جرمی صورت نگرفته
نمیتونی اتهاماتی بزنی
...من... نه، آره، آم
ببخشید، من نیومدم که گزارش اون رو بدم
اومدی گزارش کی رو بدی؟ - همینالان بهت گفتم -
...معل - خب، کیه؟ -
...آم، من
آقای آرون کنودل
باشه، ببخشید. خیلیخب
،پس لطفاً بهم توضیح بده
که هاوایی چه ربطی به معلمت توی فارگو داره
همهش ربطه
به نفعته چیزی نگفته باشی
.من نگفتم هدر لعنتی گفت
مگز به هدر گفت؟
آره - لعنتی -
و بعدش هدر به دانیکا و ریس
و اون جندهی دهل لق، زویی گفت - زویی -
و الان اون داره به همه میگه
که مگی همهی تابستون داشته به یه مرد مکزیکی میداده
لعنتی
،اوضاع خیلی خراب میشه یعنی واقعاً خیلی خراب
هر کسی که الان نمیدونه
تا امروز بعدازظهر میفهمه
مگز بیچاره
مگز احمق بیچاره
هی، مگی. خوبی؟
آم...، نه. نه
اوه، نه
هی، درست میشه
اونجاست
باشه؟ - نه، نمیشه -
اون واقعاً ناراحته
اصلاً نمیدونی اوضاع چطوره
بگو بهم
.میتونی باهام حرف بزنی هر زمانی که بخوای، درمورد هر چیزی
[ ...به یاد موندنیترین لحظهی تابستون ]
[ توی هاوایی نبود... ]
[ زمانی بود که برگشتم ]
دیگه این احساس رو نداشتم» «که فرزند خداوندم
،پس، یادتون باشه، برای روز دوشنبه
یه انشای یک صفحهای بنویسید
زندگینامهی هرکسی که الهامبخش شماست
باشه؟
،میشه یکی توی زندگی واقعیتون باشه
یا هرکسی که امسال درموردش یاد گرفتیم
یک صفحه، یک خط فاصله بدید
نمیخوام از اون مزخرفات دو خط جا گذاشتن تحویلم بدین
خیلیخب. روز دوشنبه، باشه؟
توی کلاس علوم میبینمت
هی، کانر، فردا بترکون، باشه؟
میدونی که میترکونم، کنودل
سلام
سلام
تکلیفت رو خوندم
آره
هی
تو کار اشتباهی انجام ندادی
تو تنها کسی هستی که اینطور فکر میکنی
نه، خدا اینطور فکر میکنه - هوم -
اون هنوز هم تحت هر شرایطی دوستت داره
امیدوارم
خب، خودت چی فکر میکنی؟
میدونم که باید احساس وحشتناکی داشته باشم
و دارم. فقط بهخاطر اون نیست
والدینت چطورن؟
میدونم که گفتی بعضیوقتها زیادی مشروب میخورن
آره
آره، آره، اونا بدجنس یا عصبانی یا چیز دیگهای نمیشن
فقط یه جورایی توی دنیای خودشونن
خدایا، حتماً سخته - آره، هست -
من و بابام خیلی دعوا میکنیم
بهخاطر چی؟ - همه چیز -
خواهرها و برادرهام همدیگه رو داشتن
تو تنها کسی هستی که هنوز خونهای؟
آره
.پدر و مادرم واقعاً تلاش میکنن جدی میگم
فقط نمیتونم باهاشون صحبت کنم
خب، هر وقت که خواستی میتونی با من صحبت کنی
درمورد هر چیزی
خوشحالم که اومدی پیش من - ممنون -
...هی. قول میدم
هی
این لحظه زندگی تو رو توصیف نمیکنه
باشه، ببخشید. یکبار دیگه
جلوی دوربین اسمت رو بگو
اوه
آره، روشنه
مگی ویلکن
خیلیخب
واسه همین بهت میگن «مامور ویژه»؟
چون میدونی چطور از تجهیزات جاسوسی ویژه استفاده کنی؟
آره. اون پلیس قبلی؟
که اولش باهاش صحبت کردی؟ - اوهوم -
همهش قلم و کاغذ بود، درست میگم؟ - آره -
آره - ،میبینی -
،ما محققهای سطح بالا
به اون تکنولوژیهای زبالهی سطح پایین متکی نیستیم
مطمئنی که چیز دیگهای برای نوشیدن نمیخوای؟
یه چیز خوب؟
اونی که میخوری انگار شاشه
...آره. با این حال طعمش
هم مثل شاشه
باشه، گردن کلفت
خیلیخب
...حالا، قبل از اینکه استراحت کنیم - اوهوم -
داشتیم درمورد پیامهای خصوصی... بین تو و کنودل صحبت میکردیم
اوهوم. آره
حالا، میتونی بهم بگی که اون شروعش کرد؟ یا تو؟
کنودل شروعش کرد
اون شمارهی من رو از توی سربرگ پیام انجمن دانشآموزی پیدا کرد
،و وقتی فقط به من پیام داد
خیلی عجیب به نظر نمیرسید
چون از وقتی که سال اولی بودم درمورد زندگیم باهاش حرف میزدم
باشه
آره. و در طول فصل پاییز اون خیلی خوشرفتار بود
و ازم حمایت میکرد
تا زمانی که اوضاع تغییر کرد
چه زمانی؟
تعطیلات کریسمس
!بس کن! داره تقلب میکنه
!هی - داره تقلب میکنه -
...اینا رو بچین خیلی خیلی نزدیکیم
خلیخب، داغه، داغه، داغه
.داغه، راه رو باز کنید داغه، میخوام رد بشم
اوه، باشه، باشه
یالا. بجنب
نوبت توئه
[ کنودل: سلام، اوضاع چطوره؟ ]
[ خوبه. خودت چطوری؟ ]
،مگی! از زمین به مگز یالا، بجنب
بیا بازی رو تموم کنیم
خیلیخب. تو برو. برو دنبالش
هی، یالا
[ برای تعطیلات برنامهای داری؟ ]
[ با خانواده وقت میگذرونم ]
تو رو برگردوند به خونهی اصلی
آره، منو برگردوند به خونهی اولیه
[ دوست پسرت چی؟ ]
هی، نگاه کن
!خیلیخب
باشه. شام حاضره
[ واقعاً دوست پسرم نیست ]
!ایناهاش
...ببینید - بریم -
مشروب زیادی خوردم و میخوام ] [ چیزی رو بگم که نباید بگمش
[ ...من بهت علاقه دارم ]
،صورتی، بنفش
،یاسی، ارغوانی، بعدش نارنجی، بعدش قرمز
،و بعدش یه رنگ قرمز روشن
اما کاملاً صورتی نباشه
برای چی؟
برای اتاقم - باشه. باشه -
قرمز داغ؟ - قرمز روشن -
بشینید، بشینید، بشینید
دوباره خوش اومدین. میدونم که ورود مجدد سخته. برای من هم سخته
اما کارهای زیادی در پیش داریم
فن بیان، باید موضوعهایی برای مقالات پیدا کنیم
.تفسیر... صحنههای جدید ...مناظره
خب، این یه مکالمهی طولانیتر نیاز داره
اما امروز بهتون رحم میکنم
اونا رو میذاریم برای بعداً
با دیدن یه فیلم عالی وارد جو مدرسه میشیم
،اگه دوباره «سوپر سایز می» رو بذاره خودم رو میکشم
قسم میخورم
...نمیتونی اینطور
نیک، برق رو خاموش میکنی؟
آره
خیلیخب. برای امروز کافیه
.دفعهی بعد تمومش میکنیم ولی خوبه، نه؟
مطالعهی بیشرمانهی روز یکشنبه؟
هوم؟ - من و تو، توی خونهی مل؟ -
اوهوم
.باشه ریس، آهای عجیب و غریب
سلام، آقای کنودل
میخواستم بدونم ...میتونم ازتون درمورد
کی؟ کرت؟
اوه - اوه -
کرت آدم آشغالیه - آشغاله -
خب، زک هم همونقدر بده - بدتره -
تو چطور، مگز؟
چی؟
از کسی خوشت میاد - نه -
.یکی به کانال ۱۱ زنگ بزنه !خبر تازه داریم
کی؟ بگو ببینم - از کسی خوشم نمیاد -
نه، من باید برم
چی؟ نه، چرا؟ - !خداحافظ -
چرا؟ کجا؟
...امروز صبح مراسم کلیسا رو شرکت نکردم. پس
تو خیلی دختر خوبی هستی
!بهترینی
[ ...آ.ک: یه کتاب نیاز دارم ]
قبل از رفتنت حداقل یه کار رو انجام بدیم، مگز؟
آره. بیایید جاهطلب باشیم - آره -
یک کار
من باید برم
[ بیا به بارنز اند نوبل ]
♪ Bright Smile - Josh Ritter ♪
پیداش کردم
میخوای بریم یه دوری بزنیم؟
آره. آره
الان نزدیک خونهی ما هستیم
واقعاً؟ - اوهوم -
چطور باید بریم اونجا؟
چی؟ بریم پیش خونهی ما؟
آره. بگو ببینم. میخوام بدونم کجا زندگی میکنی
کجا میخوابی
...آره، همین
جادهی بعدی رو بپیچ به سمت راست
...الان
من نباید بدونم که خونهتون کجاست
باشه
...نه، من فقط
میترسم که نتونم جلوی خودم رو بگیرم
و مدام از اینجا رد بشم تا ببینم داری چیکار میکنی
،قرار نیست بوست کنم اگه منتظرش موندی
کلیسا چطور بود، عزیزدلم؟
دیر برگشتی
بعدش یه دوری زدم
واقعاً برای مراسم رفتی؟
آره - خب، خوبه -
بعضیوقتها ما فقط به یهکم کمک از جانب خدا نیاز داریم
اوه
چیه؟
باید با این یکی برقصیم
من میرم بخوابم
بیا باهام برقص - ...اوه -
سلام - سلام -
.ببخشید اگه عجیب رفتار کردم ،گازش رو گرفتم و رفتم
...و یه چیزهایی گفتم خیلی مضطرب بودم
آره، من هم همینطور
آره
کجایی؟
توی اتاقم
کاش میتونستم ببینمش
.خیلی سادهست یه تخت توشه
یه تخت؟
...آره. یه تخت
و میز و کمد توشه
دیوارها چه رنگیان؟
بنفش
اوه، مثل یه آبیِ بنفشی
آره - آبی... آبیِ بنفشی؟ -
آره، آبی مایل به بنفش
حتی نمیدونی دیوارها چه رنگیان
...بنفشه. هیس
مثل بنفشِ آبی
باشه. دیگه چی؟
یه پوستر از «گرگ و میش» دارم
گرگ و میش، ها؟
آها. آره
نمیدونم تا حالا دیدمش یا نه
چه چیزی ازش رو دوست داری؟
.همه چیزش رو دوست دارم ...درست مثل یه
،یه ماجرای عاشقانهی عالی رازآلود و ممنوعهست
اما امروزی و بهتر
نسخهی خودت رو بهم قرض بدی؟
میخوای گرگ و میش رو بخونی؟
میخوام چیزی که تو دوست داری رو بخونم
تا کی ادامه داشت؟
پیام دادن و تماس گرفتن
تا وقتی که تموم شد
الان هیچکدوم از اون پیامها رو نداری، مگی؟
نه، نه، ندارم
اون بهم گفت که همه چیز رو پاک کنم
بعد از چند هفته
من هم همین کار رو کردم
حتی اونایی که میخواستم نگهشون دارم
ممکنه بتونی تعداد تماسها رو تخمین بزنی؟
...خیلی زیاد حرف میزدیم. اون
آره، بعد از اینکه بچههاش میخوابیدن باهام تماس میگرفت
بعضیوقتها بعد از ساعت ۱۰. آره
برای همون تماسها زندگی میکردم
.هر چند همه چیز بر اساس قوانین اون بود اینکه چه زمانهایی میتونستم زنگ بزنم
اینکه چقدر میتونستیم حرف بزنیم
اما همیشه پذیرا بود؟
بعضیوقتها فاصله میگرفت
میگفت که یکی دو روزی نمیتونه باهام حرف بزنه
میگفت که بچههاش بهش نیاز دارن
انگار تقصیر من بود که بچههاش رو نادیده میگرفت
باشه - آره -
آره، و بعدش دیگه خیلی ازش خسته شدم، میدونی؟
...اینکه همه چیز رو کنترل میکرد
...پس زدن و پیش کشیدنها. و
آره، معلوم شد که حق با اون بوده
درمورد چه چیزی حق با اون بوده؟
اوه، شایعات و هاوایی و همهی اینا. حق با اون بود
همه فراموش کردن
اوه، اوضاع با پدر و مادرم بهتر شد
همه چی محو شد
...همه چیز، به جز اون، یه جورایی
احساس عادی و طبیعی داشت
،میدونی، صادقانه بگم، در اون مقطع
احساس میکنم اون بیشتر از من به طرف مقابل اهمیت میداد
!بیا
سلام
اون دقیقاً میدونست چیکار کنه
تا دوباره من رو اغوا کنه
!نه! نه! اسکی روی برف فکر کردی چی گفتم؟
!«فکر کردم گفتی «خیلی خستهکنندهست
میخواستم بگم قراره همراه من باشی، مگز
میتونم بهت قول بدم که خیلی خستهکننده» نمیشه»
خب، آره
...آه، آره. من من باید قطع کنم، باشه؟
[ فکر میکنم دارم عاشقت میشم ]
،چند شب بعد منو به خونهش دعوت کرد
آم... آره، و همسرش ...خارج از شهر بود. آه
اون موقع بود که رابطهی ما جسمی شد
سلام - سلام -
خوبی؟
آره
آره، اما این مرد کار رو خیلی آسون نکرد
خب، باید میاومدی و بهمون میگفتی
همه چیز رو به مامور «نس» گفتم
از جمله همهی چیزهای جسمی
و چه احساسی داری؟
،برای اولین بار بعد از مدتها ...در واقع احساس میکنم که
حالم خوبه - خوبه -
و فکر میکنم که عدالت ممکنه واقعاً اجرا بشه
عالیه
آره، میدونی دیگه چی عالیه؟
من تقاضانامهم برای برگشتن به مدرسه رو فرستادم
کار اجتماعی؟ - کار اجتماعی -
.همهی اینا عالیان، مگی خیلی بهت افتخار میکنم
اما ازت میخوام یه کاری بکنی، باشه؟
ازت میخوام که این احساس رو یادت بمونه
اینکه چقدر امروز احساس خوبی داری
و اینکه میدونی حق با توئه
چون اتفاقهای پیشرو قراره سخت باشن
میدونم
،اما کار، مگی
اینه که به کسی که هستی و چیزی که میدونی درسته بچسبی
،بدون توجه کردن به چیزی که بقیه میگن
اون ستارهی شمالی توئه
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
سلام، عوضی
سلام، گردن کفت. خبر منتشر شد
تمام دنیا بالاخره میفهمن
اگه میتونی امروز از گوشیت دوری کن، باشه
بیا اون عوضی رو بگیریم، مایک
چیکار میکنی؟
.خبر منتشر شد اتهامات جدی ثبت شدن
میدونم - اومم -
...بهم گفتن که
فهمیدم
آره
میری سر کار؟
نه. امروز رو مرخصی گرفتم
با من بیا - هوم؟ -
برای دویدن روی پلهها؟ نه، ممنون
.برو روی یخ، مگز چندتا حرکت قدیمی انجام بده
هیچکدومشون رو یادم نیست
شرط میبندم که غافلگیر میشی
بعدش میتونی منو تا یه جلسه برسونی، باشه؟
باشه
اوه، خانم اسکیتباز اومد
بیا، مگی
آروم آروم برو
«من خیلی چابک نیستم»
«من خیلی خوب حرکت نمیکنم»
اوناهاش! مگی ویلکن
از فارگو، داکوتای شمالی
برای ایالات متحدهی آمریکا در بازیهای المپیک در رشتهی اسکیت روی یخ شرکت میکته
،مدت زیادی روی یخ نبوده
اما هنوزم کارش حرف نداره
این دختر شکست نمیخوره
!شادی بعد از برد رو نشون بده
همینه
آره
همینه
حالت خوب میشه، مگی
کامل خوب میشی
♪ Everybody Wants to Rule the World - Lorde ♪
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.