Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سینما تقدیم میکند www.30nama.com
♪ Ain't Nobody - Chaka Khan and Rufus ♪
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
اسلون
کافیه
چیه؟
دخترهای مهم رقصنده نمیشن
« سن: ۱۳ » « قد: ۱.۵۷ » « وزن: ۵۵ »
« سن: ۴۰ » « قد: ۱.۷۰ » « وزن: ۵۲ »
« سـه زن »
هنوزم حرف نداری
یه نکتهی جالب، میخوام تابوتم
دقیقاً همین رنگی باشه، لطفاً
خاکستری رو دوست دارم
تمام عمرم منتظر بودم تا یه خانم مسن رو بکنم
شرط میبندم که همینطوره
خیلیخب، حالا کاری نکن که به کلاسم نرسم
خب، میتونی برای یکبار توی زندگیت دیر بری
نه - اشکال نداره -
امروز باید حتماً ورزش کنم
،من صد تریلیون تماس دارم
بعدشم باید با قاضی ناهار بخورم
نمیدونستم مادرت امروز توی تاکستانه
من هم تا سه ساعت پیش نمیدونستم
،دایان رو میشناسی دوست داره شبیخون بزنه
چیه؟ - «دایان» -
برم صبحونه آماده کنم
دوستت دارم - دوستت دارم -
،اینکه با افراد دیگه رابطهی جنسی داشت
...اینکه شوهرش دوست داشت تماشا کنه
این دلیل نبود
،اولین باری که دیدمش
فهمیدم چرا ازش متنفرن
اسلون به چیزی که میخواست رسید
و ما دوست نداریم که ببینیم یه زن به خواستههاش میرسه
تو عادلانه بازی نمیکنی
مثل اینه که ما میخوایم مادرمون بخواد ما رو بکنه
میدونی منظورم چیه؟
من میدونم
جیا
اون روز توی اتلانتیک همدیگه رو دیدیم
درسته. سلام - سلام -
،و ایشون هم اسلونـه
همون دوستی که درموردش بهت گفتم
اوه، درسته، همونی که داستانهای خوبی داره
...آه
واقعاً از آشنایی باهات خوشحالم
آره
همونی که داستانهای خوبی داره»؟»
اون روی یه پروژهی تحقیقاتی کار میکنه
اوه، یه پروژهی تحقیقاتی
از طریق نیلی باهاش آشنا شدم
دقیقاً کدوم یکی از داستانهای من رو
با خانمهای سفیدپوست عجیب و غریب که در حال تحقیقن به اشتراک میذاشتی، هل؟
اصلاً میدونی اون کدوم خریه؟
وای، خدا
کی اهمیت میده؟
،میدونی چیه
خوشحالم که قراره برای ناهار مادرت رو ببینی
حقته - باشه -
اوهوم - دوستت دارم -
دوستت دارم
!سلام
سلام
برای قایقرانی کمی سرد نیست؟
هست، آره
دارم میبرمش به اسکویبی برای یه مشتری
مشتری»؟»
آره، من ساختمش
ببخشید؟
قایق میسازی؟
آره
بعداً میبینمت
خیلیخب، روز خوبی داشته باشی، باشه؟
تو هم همینطور - آره -
ممنون - اوهوم -
بالاخره اومد
گفتیم ساعت ۱۲:۳۰
حالا دیگه مهم نیست
اومدی
سوفی کجاست؟
توافق کردیم که اون رو نیارم
نه. توافق کردیم که بیاریش
حتماً اشتباه متوجه شدم
خوشگل شدی، عزیزم
جدی؟ - آره -
اون کت و شلوار
ممنون، مامانی
چیز دیگهای برای نوشیدن نمیخواید، خانم؟
ریزلینگ، لطفاً
اصلاً نگفتی چرا اومدی اینجا
برای جشن بازنشستگیِ اوپال
شام دیشب تجملی بود
اوه
برنامهریزیش با کی بود؟
...اونا یه چیزی میخواستن
که یهکم متفاوتتر از کار تو باشه
اونا از یکی از بوستون کمک گرفتن
ما کار سنتی هم انجام میدیم
البته، عزیزم
ولی میگم خیلی قشنگ بود
اومم
ممنون
پس، اوپال داره بازنشسته میشه
این باعث میشه تو آخرین نفر باشی؟
آره، اوهوم
بهش فکر میکنی؟
بازنشستگی؟
نه
من به ۵۰۰ پروندهای که توی فهرست دارم
و سخنرانی اصلی که ناهار هفتهی آینده توی کانون وکلا ارائه میدم فکر میکنم
اگه نری چی میشه؟
...هیچکدوم رو انجام ندی. فقط
یه بلیط به مقصد سنت لوشا بگیری
اون سفری که موقع ۹ ساگی من رفتیم رو یادته، همونی که...؟
من برای رسیدن به اینجا
سختتر از چیزی که تصور کنی کار کردم
وقتی اوضاعم خوب بود و آماده بودم، میرم
فقط منظورم این بود که خوب میشه اگه فرصت داشته باشی بیشتر سفر کنی
استراحت کنی
ممنون بابت ناهار
خیلی ناراحت شدم که سوفی رو ندیدم
،اگه توی «سگ» زندکی میکردی
مجبور نبودیم این ملاقاتهای مسخره رو انجام بدیم
میدونم - ارتباطات خانوادگی داشتیم -
رفت و آمدت به شهر آسون میبود
ایجاد کسب و کار رو خیلی آسونتر میکرد
کسب و کار در واقع داره رونق پیدا میکنه
...میدونم. ریچارد گفت
و پرسیدم که میخوای دخترم رو بیارم؟
...اما تو گفتی که رستوران مکان مناسبی
،نه. من فقط گفتم توی یه رستوران ...انرژی اضافیِ اون
اضافه نیست، مامان
فقط انرژیه
من منتقد نیستم، اسلون
فقط نگرانم
اون رو دوست دارم
و بچههایی مثل اون که ...مشکلات تمرکز دارن
!اون مشکلی نداره
اون مشکل نداره
اون دختر توئه
بهت اعتماد دارم که میدونی داری چیکار میکنی
ممنون که بهم ایمان داری
باید برم
کشتی ساعت سه حرکت میده
.سلام به ریچارد برسون سوفی رو هم ببوس
...لعنتی
حالت خوبه؟
میتونم کمکتون کنم؟ - !اوه -
!نه، نه، نه، نه! تام فورد
وای، نه، تام فورد نه
ببخشید؟
آقا، میشه لطفاً در باز کن شرابتون رو قرض بگیرم؟
ممنون
بفرمایید - ممنون -
باشه، تو شگفتانگیزی
من سالی یکبار مامانم رو میبینم و همون یکبار هم زیاده
اوهوم
من یه کتاب روانشناسی توی دانشگاه خوندم
که نشون میداد خیلی از مادرها به دختراشون حسادت میکنن
آره؟ - این حس من از وضعیت شماست -
چون، ببخشید اگه ،مثل یه شی توصیفت میکنم
تو به طرز عجیبی زیبایی
خیلی لطف کردی
خواهش میکنم
بچه کجاست؟
پیش مامانت
.الان با مامانت رفت فکر کردم میدونی
رفت بستنی بخوره
...چی؟ نه. اون گفت
اون گفت که سوار کشتی بعدی میشه
اون همیشه سوار کشتیهای بعدی میشده
...لعنتی
کاش باهام تماس میگرفتی
لطفاً عصبانیت رو روی من خالی نکن
حق با توئه. معذرت میخوام
سلام - سلام -
مامانم کِی دختر رو میاره؟
،قراره توی اسکله ببینمش
یک ساعت دیگه
من میرم
هی
شاید بخوای یهکم استراحت کنی
ممنون
چیزیت نمیشه؟
تحمل میکنم
آره، میکنی
دوستت دارم، عزیزدلم
دوستت دارم، مامانبزرگ
بچهی خوبی باش - سعی میکنم -
...اوه، سعی نکن
انجامش بدم - انجامش بده، ممنون -
خیلیخب. صبر کن
دفعهی بعد، اول اجازه بگیر
رفتار بدون برنامهی من رو ببخش
خداحافظ، عشقم
چطور بود؟
مادربزرگ بهت اجازه داد بستنی مورد علاقهت رو بگیری؟
نه. بستنی مورد علاقهی اون رو گرفتیم
اومم - کره پیکان(گردو) -
و مامان، شگفت انگیزه
«همچنین «پیکان» درسته، نه «پیکَن
میدونستی تمام عمرت اشتباه میگفتی؟
نه. نمیدونستم
ویل؟
سلام
سلام
این ممکنه یهکم اتفاقی باشه
،اما حالا که میدونم قایق میسازی
...داشتم فکر میکردم
آره؟
فکر میکنی بتونی این رو درست کنی؟
نمیدونم. بده ببینمش
گرفتمت - باشه -
گرفتمش
،یعنی، میتونم تلاشم رو بکنم
اما نباید ببریش پیش کسی که
متخصص درست کردن اینجور چیزاست؟
از تو میخوام
هرچقدر که فکر کنی منصفانهست بهت پول میدم
برات مهمه؟
آخه نمیخوام خرابش کنم
خرابش نمیکنی
.تو قایقهای بزرگ میسازی ...این فقط
یه کوچولوئه
...آره، این
احتمالاً به اندازه قایق بزرگم گرونه
«احتمالا «گرونتره
میدونی چیه؟
اینجور چالشها رو دوست دارم
خب، باشه
خیلیخب
هی، اسلون؟
...آم
از فروشندهی گلت راضی هستی؟
چرا؟
من یه آدم حرفهای میشناسم
و فکر میکنم اون در مقایسه با گل فروش الانتون
بیشتر با کاری که شما انجام میدین مطابقت داشته باشه
الان نظر هم میدی؟
فقط میگم که بدونی
اگه میخوای برای فصل بعد تغییراتی انجام بدی
فکر میکنی نیازه؟
که تغییراتی انجام بدیم؟
فکر میکنم میتونی بیشتر لذت ببری
اگه سوالی داشتی تماس بگیر
باشه
و ممنون
خواهش میکنم
!وای
گفتم برای دخترام صبحونه درست کنم
خب، بوی شگفتانگیزی داره
میدونستم اشتها داری
میشه امشب فیلم ببینیم؟
حتماً، عزیزم
...پس من، آم
یکی رو پیدا کردم که قایق کوچولو رو درست کنه
هوم
ویل
همون صدف فروش؟
نجار هم هست
از کجا میدونی؟
دیدم که داره قایقی که خودش ساخته رو جابهجا میکنه
که خودش ساخته؟ - با کی داری حرف میزنی؟ -
چرا نبردیش پیش یه متخصص؟
گفت میتونه انجامش بده
،و اگه خرابش کنه ما ناراحت میشیم
اوه، تو میخواستی دور بندازیش
مشکل کجاست؟
مشکلی نیست
!بیایید بخوریم. سوفی
صبحونه بخور، عزیزم
در واقع، من باید راه بیُفتم
میخوام از یه فروشندهی گل جدید تست بگیرم
!عجب
چه جالب. تویی
سلام. آره - سلام -
تویی. عجیبه
...آم، آه
ویل آتاکویین تو رو معرفی کرد
.بیا داخل، بیا تو، لطفاً بیا بریم اون پشت
چای میخوای؟
اوه، صد در صد استخدامی - واقعاً؟ -
واقعاً
ویل گفت زیاد امیدوار نباشم
چون گل فروشی داری ...که سالهاست ازش استفاده میکنی، پس
وقتشه از گلهای جدید استفاده کنیم
خیلیخب، بیا جشن بگیریم
...آم
چی؟ خیلی زوده؟ - برای کوکتل؟ -
نه
...شبیه ساتیواست
اگه بعدش کاری باید انجام بدی
چیز خوبیه
توی اون گلخونه رشد کرده
هوم. خوبه
اومم
این یه گونه از بیوهی سفیده
که از هیپیِ پرورشدهندهی پیر آخر همین خیابون گرفتمش
بیوهی سفید، ها؟ - چیه؟ -
قبلاً اسم بیوهی سفید رو نشنیده بودی؟
نه، قبلاً چیزی درمورد بیوهی سفید نشنیده بودم
بچه داری؟ - اومم، نه -
چرا، «اومم، نه»؟
شبیه یکی از اون زنایی
،که بزرگ شدن تا مامان بشن اونم یه مامان عالی
اصلاً امکان داره؟ یه مامان عالی وجود داره؟
یکی؟ یه جایی؟ شاید؟ نمیدونم
مامانم، خیلی دوستش دارم
،اون یه آدم شگفتانگیزه اما یه مادر وحشتناکه
یعنی هیچوقت از مادر بودن لذت نبرد
،وقتی ۱۶ سالم بود
،و سومین و آخرین بچه بودم
...میتونستم تشخیص بدم که
،دیگه طاقت مادر بودن رو نداره، میدونی
،پس، برای تولد ۴۰ سالگیش
پیشنهاد دادم که خودم رو آزاد کنم ،و از خونه برم
و میدونی اون چیکار کرد؟ - چی؟ -
ازم تشکر کرد
چقدر بیرحم
و واقعی. من روراست بودن رو دوست دارم
فکر میکنم به همین دلیل من اینقدر پریشون و پرشورم
عالی نیست وقتی که مادرهامون ما رو به آدمهای بهتری تبدیل میکنن
فقط با این کار که باعث میشن دقیقاً مخالف اونا رفتار کنیم؟
مامانت تحسینبرانگیز به نظر میرسید
و خودت هم همینطور
هوم
خب، مامانم تحسینبرانگیزه
نشونهش چیه؟ - اوه، عقرب -
!لعنتی - اوهوم -
مامانت یه عقربه؟
آره، ولی صبر کن
یه عقرب ققنوس
اون چیه؟
فردی که زنده میمونه
مامانبزرگم وقتی مامانم ۱۷ ساله بود
توی یه تصادف فوت کرد و مامانم هم توی ماشین همراهش بود
لعنتی - اوهوم -
ولی با این حال اون هنوزم موفق به ساختن این زندگی شگفتانگیز شد
یه حرفهی باورنکردنی و خانوادهای زیبا داره
برای نجات دادن جنگلهای استوایی و این مزخرفات پول جمع میکنه
من احساس میکنم که افراد ثروتمند
همهچیز رو برای خودشون نجات میدن
اونا حداقل نجاتشون میدن - ها -
اونا»؟» - چیه؟ -
من به جنگلهای استوایی اهمیتی نمیدم
مطمئنم که نمیدی
من در واقع داغونترین عضو خانوادهام
خفه شو
...تو مثل نسخهی سالگرد باربی هستی
خب، من تلاش زیادی ،برای حفظ کردن ظاهر انجام میدم
و افراطی کار میکنم تا خلافش رو ثابت کنم
همهش برای مامانی؟
میخوام بدونه که کارم خوبه
و هنوز جواب نداده؟ - هنوز نه -
خب، من فکر میکنم تو یه داف باحالی
ممنون
نه، ممنون از تو
من خیلی هیجانزدهام که میخوایم با هم کار کنیم
فقط همیشه خیلی ضایعست
وقتی شریک زندگیت برای ...یه کاری تو رو پیشنهاد میکنه، پس
تو و ویل؟
اون هم اینجا زندگی میکنه؟
آره، فقط زمانی که توی قایقش خیلی سرد میشه
،اون خیلی ویل رو میخواست
اما این زن بهش وابسته بود
که اسلون نمیخواست ،اصلاً بهش اهمیتی بده
اما از همین الان، یه جورایی، اهمیت میداد
!لعنتی
میتونی یهکم بیشتر برداری
باشه، بعدی رو بزرگتر برمیدارم
مامان - جلسهی طولانیای بود -
همه چیز خوبه؟
همه چیز خوبه
اومم؟
پس، گلها رو دوست داشتی؟
اوه، البته. چطور میشه دوستشون نداشت؟
مامانی، کمکمون کن - یک دقیقه صبر کن، عزیزم -
میدونی، اینا یهکم آب نیاز دارن
باشه
داستانهای زیادی دربارهی مردایی وجود داره که رابطههای جنسی زیادی دارن؟
،اینجا یه زن با اون مشکل وجود داره
و من فکر کردم همه باید بشنونش
خیلی خوشگل درستش کردی
همینطوره، نه؟
آره
این مدت همهش استرس داشتم
خفه شو. واقعاً؟
معمولاً استرس ندارم
این بار آمادهش کردم
خوشحال بودم که انجامش دادم
خوش گذشت
نه، لطفاً
.اصرار میکنم وقتت ارزشمنده
نه، واقعاً
پس، کار لیلی قراره عالی باشه
خوبه. آره. خوبه
ممنون که اون رو پیشنهاد دادی
به نظر میاد که شریک خوبیه
آره. هست
هوم
میدونی چیه؟ فکر میکنم دیگه باید برم
باشه
،ببین، تو توی یه رابطهای و منم تو یه رابطهام
و الان همه داریم ...با هم کار میکنیم، پس
فهمیدم
...ولی
تا دم در باهات میام
باشه، پس، ما آلبای سفید، سریلانکا
و برنج وحشی قرمز داریم
در واقع، اجازه بده بعداً بهت زنگ بزنم
سلام به تو
به تو سلام
،همینالان دیدمت
از پشت پنجره... با اون
قایق رو آورد، و کارش هم خوب بوده
نه، میخوام بگم که اشتباه کردم
معلومه که بهت علاقه داره. ببخشید
همینطوره، و همین بیرونه
اگه بدوئم، مطمئنم میتونم بهش برسم
...نه، نه، من نمیگم اون کار رو بکنی
اگه نمیخوای مجبور نیستی تماشا کنی
نه. اینا قوانینن
که ما ساختیم و میتونیم تغییرشون بدیم
عزیزم، عزیزم، من این رو میخوام
و اگه نمیخوای اتفاق افتادنش رو ...ببینی، مجبور نیستی
نه. نه. اصلاً راه نداره
چرا؟ اونم فقط یه پسره
واقعاً؟ تو استخدامش کردی تا برامون کار کنه
همینالان اون تو بود
کار میکرد - هوم -
مشکل چیه؟
...عزیزم، گوش کن، فقط
.نمیخوام اون دخیل باشه راحت نیستم
باشه؟
میشه این لطف رو بهم بکنی؟
من خیلی بهت لطف میکنم
اما من واقعاً میخوام بهش بدم
فقط یکبار. همین
گوش کن چی میگی
فقط سرش، فقط برای یک ثانیه
فقط یه ساک
یه ساک کاملاً اجرا شده
منم فقط همین رو میگم
تو طرف ریچاردی
من طرف واقعیتم
و با دوستدخترش کار میکنی؟
.این شرایط خیلی پیچیدهست، اسلون بیخیالش شو
بهم قول بده که توی این زمستون ،باهاش نمیخوابی
وقتی همهی شما مردم محلی معلوم نیست دارید چیکار میکنید
،الان ۴۸ ساعته که توی این جزیرهای
و به من میگی باید چیکار کنم؟
قول بده
قول میدم
دروغگو
حداقل نزدیک دوستدختر سفیدپوست ویل نشو
ازش خوشم میاد
میدونی که دیر یا زود دیوونگیش رو نشون میده
اون آدم خوبیه - اوه، آدم خوبیه؟ -
آدم خوبیه
عقلت رو از دست دادی
همه چیز خوبه
اوهوم. خب، من یه مبل توی بِرگر کینگ دارم
که وقتی همه چیز نابود میشد میتونی بری روش زندگی کنی
اومم
نه، نه، گفت
سوفی یکبار این رو بهم گفت
«تو مادر اشتباهی برای من هستی»
وای، خدا
بعضیوقتها میتونن یه عوضی تمام عیار باشن
بعضیوقتها؟ - اومم -
اینا رو مهمون ما هستید
!چی؟
اوه، لعنتی
فکر کنم منظورش «اوه، ممنون» بود
میدونه که منظورم همین بود
فقط باید برای تماس فردا آماده بشم
نه، بمون پیش من. بپیچونش
و از انتظارات همه فراتر عمل نکنم؟
من شنیدم که میتونی خیلی داغون باشی
وقتی که خودت میخوای
از یه منبع خیلی معتبر شنیدم
به سلامتی
لغزندهست - اوهوم -
ویل فقط بهم اجازه میده روی صدفهاش آبلیمو بریزم
دلم برای سس کوکتل کوفتی تنگ شده
باید هروقت که دلت میخواد سس کوکتل بخوری
آره، همینطور نیست؟ و تو باید هرچیزی که میخوای داشته باشی
میدونم
من و ویل همیشه درمورد همین حرف میزنیم
،یعنی چرا داریم اینقدر زیاد کار میکنیم
اگه برای این نیست که هرکاری که میخوایم رو انجام بدیم؟
هروقت که میخوایم
آره - ضرری نداره، درسته؟ -
اومم
...خب، من
...باید بذارم برگردی پیش ویل
اصلاً نمیدونم الان کجاست
،اون توی قایقش قایم شده
،که بعضیوقتها همینکار رو میکنه
اما اخیراً واقعاً عجیب رفتار میکنه
هوم. چه خبره؟
،سالگرد دوممون نزدیکه
این یعنی دوسال گذشته
،و میدونم که اون یه آدم مستقل و آزاده
...اما من بیشتر از اینا میخوام، پس
بهش مهلت زمانی دادی؟
.یه مهلت زمانی ضربالاجل نه ...فقط دوست دارم
اگه بعد از دو سال نمیخواد «بگه «تو کسی هستی که میخوامش
پس من احتمالاً باید برم سراغ زندگیم
با این وجود که خیلی ناراحت میشم
،و این هفته سالگردمونه
پس فکر میکنم داره ازم دوری میکنه
تو متاهلی. درک میکنی
آره
همچنین تمایل نداشتن به ازدواج رو هم درک میکنم
پشیمونی؟
من پشیمون نمیشم
عجب
میدونی، من بچه میخوام
،همونطور که گفتی من بزرگ شدم که یه مامان بشم
دقیقاً
ببین. مهلت زمانی رو فراموش کن
فقط همینالان برو اونجا
و توی قایق کوچیکِ سردش بهش بده
در واقع، دوبار بهش بده
من اگه جات بودم همینکار رو میکردم
واقعاً؟ - ممنون -
پول من رو هم حساب میکنه
سلام
اینا برای چیه؟
میدونم توی اون موضوع ناامید شدی
خب؟
گفتم میتونیم امشب یهکم خوش بگذرونیم
سوفی رفته خونهی دوستش
دیگه کی قراره بیاد؟
کیرا و آیزاک
،ببخشید. برای شام دعوتشون کردی
یا به عنوان مهمون دعوتشون کردی؟
وقتی بودن بهمون خوش گذشت
قانون اینه که اول خودمون توافق کنیم
خب، از قوانین خسته نشدی؟
بس کن
فکر کردم خوشحال میشی
اخه عزیزم، دفعهی قبل لذتی که تو با کیرا بردی، من نبردم
...بازم
میخوای بگم نیان؟
همینالان بهشون زنگ میزنم
نه - اومم -
خوش میگذره، آره؟
...اومم
الکسا، لیست اهنگهای مخصوص رقصِ ریچارد» رو پخش کن»
«درحال پخش لیست «مخصوص رقصِ ریچارد
میدونی، فراموش میکنی که رقصیدن چقدر میتونه باحال باشه
وقتی توی یه کلاب هی دیدت نمیزنن
دختر، از دست تو و این کلابهات
این کلاب اصلیه
کاملاً درست میگی
♪ Nah Let Go - Gyptian ♪
وای، آره. داداش
لعنتی
این چهره رو از کجا آوردی؟
خیلی خیس شدی. اجازه هست؟
آها
اوه
!چه غلطا؟
!گندش بزنن - چیه؟ چی شده؟ -
!از کاندوم کوفتی استفاده نمیکنه
چی؟
.ما این کار رو فقط با شما انجام میدیم فکر کردم اشکالی نداره
نداره؟ چرا؟ چرا باید مشکل نداشته باشه؟
!قوانینی وجود داره
...میتونم - فقط برید. برید -
...میتونم الان یکی استفاده
...ریچارد، من
!برید
!گه توش، گه توش، گه توش
باید به حرف دلم گوش میدادم
اصلاً نمیخواستم امشب انجامش بدم
منو سرزنش میکنی؟
نه، نمیکنم
اما چرا حتی انجام کاری که من میخواستم رو در نظر نمیگیری؟
...باورم نمیشه که
چون اونجا مثلاً سازش کردیم
کردیم
و فکر میکنی من سازش نمیکنم؟
وقتی میبینم که یه مرد دیگه ،داره کونت رو میخوره
و من باید چشمهای کوفتیم رو ببندم
...و به خودم یادآوری کنم که من توی یه ازدواج عاشقانه هستم
شوخی میکنی؟
محض رضای خدا، میخوام خوشحالت کنم
فقط همیشه خیلی آسون نیست
دلیلش اینه که بهم اعتماد نداری
چون وقتی بهت میگم
تو مهمتر از همهای اصلاً باور نمیکنی
...بعضیوقتها احساس میکنم
که یک ذره با از دست دادنت فاصله دارم
...این یعنی
خیلی ضعیفی
...من، آه
دلم برات تنگ شده بود
آره
منظرهش حتی از استخر شما هم بهتره
یهکم بهتره
این موقع از سال یه حسی داره
همیشه بهم حس بودن توی یه عروسی رو میده
که به یه تشییع جنازه ختم میشه
خیلی تلخه؟
نه
چیزی به اسم خیلی تلخ وجود نداره
چطوره بیایی و این رو به خانوادهم بگی
،توی روز شکر... حدود یک هفتهی دیگه
وقتی غوغا برمیگرده
سعی میکنی کلمه «شکر» رو جلوی من نگی؟
شاید
.حق با توئه من شرکت نمیکنم
،لیلی برای دیدن والدینش میره خونهشون
روز شکرگزاری توی خانوادهی من تعطیلات حساب نمیشه
من توی قایقم پای خرچنگ میخورم
خیلی عالیه
،فقط دارم میگم
،اسلون توی کل زندگیش یه دختر عیاش بود
و بعدش یه راهی برای پول درآوردن ازش پیدا کرد
درسته
.اینطوری نگاه نکن، آبجی میدونی که حقیقت داره
جز اینکه حقیقت نداره. بابایی؟
اوه، منو واردش نکنید
دعواهای خواهر و برادر بزرگسال
خارج از صلاحیت منن
اسلون فقط به این نکته اشاره میکرد
که سختکوشی میتونه بر شرایط غلبه کنه
.دقیقاً دقیقاً همون کاری که تو انجام دادی، ریچارد
،پیشینهی چالشبرانگیز داشتی ،ارثیه نداشتی
،وامهای دانشجویی زیادی گرفته بودی
و با این شرایط راهی برای پیشرفت پیدا کردی
خیلی افتخار میکنم که میتونم تو رو دامادم صدا کنم
ممنون، دایان
اینکه تو این حرفها رو میزنی خیلی برام مهمه
اما مامان، تو داری حرف «وی» رو ثابت میکنی
،اسلون همهی مزایا رو داشت
اما زمان آشنا شدن با ریچارد موفق شد خودش رو جمعوجور کنه
حقیقت نداره
.من یه زندگی کاملاً ایتالیایی داشتم ...یادمون رفته که
اوه، ایتالیا
حتی چهار سال هم نشد، عزیزم
،و بعدش ریچارد رو پیدا کردی
و اون ستارهی شمالیِ کشتی سرگردان تو توی دریا بود
.کشتی سرگردان خوشم اومد، بابا
اوه، بیخیال
بیخیال، بیایید خیلی به اسلون سخت نگیریم
گیب، با خواهرت مهربون باش، اون حساسه
هی، اسلون، عصبانیای؟ گندش بزنن، شوخی میکردم
اون پایین شلوغی که نمیکنید؟
نه، اما میشه فیلم ببینیم؟
من میرم
نه، من میرم
میخوام مطمئن بشم که برای سن دوقلوها مناسب باشه
ببخشید
اون باید یاد بگیره که جنبه داشته باشه
اسلون، بیشتر داشتن اذیتت میکردن
الان داری شوخی میکنی؟
...باشه، چی، چی
...میشه، آه میشه یه دقیقه بهم فرصت بدی؟
باید یه دقیقه تنها باشم
خوبم - خیلیخب -
دیشب به سوفی قول نوشیدنی اگناگ دادم
الان هیچی نداریم
ریچارد؟
.آره، آره، باشه سریع برگرد
امیدوارم عجیب نباشه که زنگ زدم
خوشحالم که زنگ زدی
داشتم بهت فکر میکردم
انگار نمیتونم بهت فکر نکنم
...سعی کردم، اما
این همون بیوهی سفیدیه که همهی پسرها دوستش دارن؟
اوه، لعنتی
باشه
...خب
بهش رسیدگی کن
جدی میگی؟
خودت چی؟
منظورت اینجوریه؟
آره، در واقع
فعلاً نه
الان
♪ Ain't Nobody - Chaka Khan and Rufus ♪
چی، توی مغازهی روستایی گم شدی؟
رفتم یه دوری بزنم
هوم
میتونم هر چیزی رو تحمل کنم به جز زمانی که تو بهم دروغ میگی
دروغ نمیگم
باشه
ویل رو دیدم
...هیچ اتفاقی نیُفتاد و
...و من
نمیدونم چرا همین رو نگفتم
توالت همه چیز رو تا آخر پایین نبرد، عزیزم
چند وقته؟
فقط امروز
اولین بار بعد از مدتها
به خاطر خانوادهم، میدونی. درسته؟
من خوبم
یکبار بود و تموم شد. قول میدم
باشه
باشه
مشکلی پیش نمیاد
تا زمانی که صادق باشیم
♪ Miracle - Archie Thompson ♪
«ترجمه از «امــیــررضــا @ARZ_110_SUB
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.