All language subtitles for Barbarians_2021_720p_BrRip_YIFY

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu Download
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

NightMile زمانبندي مجدد از

[گِیتوی]

سلام دوستان، حالتون چطوره؟

اسم من لوکاس هانت هستش

و می‌خوام براتون داستانی رو تعریف کنم

هزاران سال هستش که...‏

گئتا استون از هر گوشهٔ دنیا

نظر مردم رو به خودش جلب کرده

با سحر و جادوی خودش...‏

و قدرتی که داره

مردم برای جشن گرفتن انقلابین...‏

به عنوان نشانه‌گذاری تغییر فصل

از یکی به دیگری، به این مکان سفر می‌کنن

گئتا در زبان گیلیک به معنای دروازه‌ست

خانوادهٔ ویکز سالیانِ سال هستش که این زمین رو اشغال کرده

و اونجا نسل به نسل محل زندگی‌شون بوده

با زحمتی که توی شراکت با خانوادهٔ ویکز کشیدم

زمینی ارزشمند در تاریخ،‏

با توجه به پیشینهٔ خودش به‌دست آوردم،‏

تا چیزی واقعاً خاص بسازم

اسمش رو «گِیتوی وان» گذاشتم

طراحی امروزی،‏

که با مصالح بومی همراه شده

محیط طبیعی باصفا،‏

با دسترسی آسون به شهر

محلی مناسب برای تشکیل خانواده

مرکز گیتوی...‏

ساخت یه مجسمهٔ انحصاری توسط یکی از مشهورترین هنرمندهای جهان،‏

ایوا ولاسکز، سفارش داده شده!‏

که بازتابی از گذشتهٔ گیتوی...‏

و آیندهٔ پیش رو هستش

ولی گیتوی می‌تونه تکهٔ مخصوص خودتون از بهشت باشه

حالا هروقت که دوست داشتین با من تماس بگیرین

و من شخصاً گیتوی رو بهتون نشون میدم

خونهٔ تازه‌ساختِ ما

چون این یه فرصت عالیه

و همین الان وقتش رسیده

خونهٔ موردعلاقه‌تون رو ثبت کنین

تا فرصت این رو داشته باشین که جزئی از تاریخ باشین

بیاین به ما سر بزنین

توی گیتوی

«آدام و ایوا»

بیدار شدی؟

اوهوم

♪ تولدت مبارک ♪

♪ تولدت مبارک ♪

♪ تولدت مبارک، آدام ♪

♪ تولدت مبارک ♪

تولدت مبارک، رفیق

امیدوارم تمام آرزوها و رویاهات به واقعیت تبدیل بشن

و حداقل یه سانتی‌متر بزرگ شی

امیدمون به همینه

و قدت اندازه یه مرد زندگیِ واقعی بشه

دوست دارم. دلم برای اینکه امشب ببینمت یه ذره شده

بریم یکم خوش بگذرونیم

فعلاً، رفیق

تولدت مبارک، امشب می‌بینمت

فکرش رو بکن...‏

بعد از امشب، این مال خودمون می‌شه

« ترجمه از محمدعلی و امیر فرحناک » :.: @ManBun & @mmli_sm :.:

یکم زیادی سفارش ندادی این هفته؟

امشب تولد آدامه

اگه دوست داشتی می‌تونی بیای یه پیک مشروب بخوری

فکر نکنم روز تولدش بخواد بفهمه که...‏

بدجور عاشق منی

آخ...‏ - ساعت ۷:۳۰ اگه دوست داشتی!‏ -

باید موزیک...‏

(چی شدش؟)

این دیگه چیه؟

هی

خدای من

این روباه توی آشپزخونه‌مون چه غلطی می‌کنه، آدام؟

نمی‌دونم

چه بلایی سرش اومده؟

خبر ندارم

آدام - چیه؟ -

یه کاری بکن

برو حیوون

برو حیوون

می‌گم برو حیوون

برو بیرون، برو - دن!‏ -

قراره چیکار کنیم؟

خب... انتظار این کار رو نداشتم

ام...‏

احتمالاً باید همین‌کار رو می‌کردیم - آره...‏ -

می‌شد بهش رحم هم کرد - اوه... خیلی بد شد -

کار درستی کردیم

من می‌برمش

هی...‏

نوشیدنی چیزی میل داری؟

نه، کلی کار دارم

آره، البته...‏

خیلی‌خب...‏

ممنون که کمک کردی

کاری نکردم قابلت رو نداشت، ای

خوشحالم تونستم کمک کنم

اوم...‏

حالت خوبه، آدام؟ - چیزیم نیست -

بذار کمکت کنم - چیزیم نیست -

روباه...‏

توی لندن روباه زیاده، آدام

ولی نه زخمی توی آشپزخونهٔ من

آروم باش - می‌دونی چیه؟ -

اصلاً دوست ندارم که اون هی میاد و میره

فقط داشت کمک می‌کرد - داشت لاس میزد -

چی؟

«اوه... قابلت رو نداشت، ای»

اگه اون نبود چیکار می‌کردیم؟

انقدر بهش می‌گفتیم «برو حیوون» تا بمیره؟

می‌دونی چیه؟

کلی کار سرم ریخته

[سرپرست: لوکاس هانت] [مالک انحصاری: گیتوی وان]

[مستأجر] [ایوا ولاسکز و آدام دِیویس]

[آدام دیویس کارگردان]

آدام

یه لحظه وقت داری؟

چرا که نه

لوکاس امشب میاد اینجا

آره

یعنی اینجا قراره خونه‌مون شه

آره

ببین...‏

می‌دونم اینجا جایی نیست که فکر می‌کردم بهش برسیم

ولی من عاشق این وضعیتم

می‌خوام که با تو تشکیل خانواده بدم

یعنی... می‌خوام با تو اینجا تشکیل خانواده بدم

ولی اگه تو دلت نمی‌خواد...‏

فقط رُک و راست بهم بگو

نه، معذرت می‌خوام

من...‏

دارم عوضی‌بازی درمیارم

مگه نه؟

اون روباه...‏

نمی‌دونم، فقط...‏

روز تولدمه!‏ نمی‌دونم واقعاً...‏

این برای ما قدم جدیده

آره

من و تو مقابل دنیا - آره -

و اگه کسی سد راهمون شه...‏

انقدر بهش می‌گم «برو حیوون» تا بمیره

باشه؟ - باشه، حتماً -

[لوکاس و کلوئی]

خب. بچه‌ها، حالتون چطوره؟

چیکار می‌کنی؟

داری چیکار می‌کنی؟ - ازت فیلم می‌گیرم -

آره، می‌بینم داری فیلم می‌گیری چرا قیافه‌ام رو اینجوری کردی؟

به عنوان یه خیابونی جذاب شدی

پشمام، از دماغم اومد بیرون

خب، می‌خوام یکم تمرین کنم

می‌خوام این حرفی که...‏

می‌خوام بزنم رو تمرین کنم سلام، بچه‌ها. چه‌خبر؟

خب... ما بالاخره رسیدیم به گئتا استون

اینجا پر از انرژیه این جشنواره کاملاً...‏

برو اون‌طرف دیگه - اوه...‏ -

سلام، بچه‌ها...‏ - نه...‏ -

سلام، بچه‌ها. چه‌خبر؟

خب، بالاخره اومدیم... آخ

اوه، وایسا ببینم

سلام، بچه‌ها. چه‌خبر؟ بالاخره رسیدیم

بالاخره رسیدیم به گئتا استون

اینجا انرژی هیجان‌انگیزه. پُرشوره

می‌تونین تاریخ رو حس کنین، خدای من

شگفت‌انگیزه. فضا پرشوره...‏

جادوییه، جادویی!‏ جادویی کلمهٔ خوبیه،‏

چون انگار با داستان دروئیدها جور درمیاد (از اقوام سلت در بریتانیا)

اینجا انرژی جادوییه

از اینجا به بعد می‌خوام دربارهٔ مرگ آلن صحبت کنم

ولی نمی‌خوام زیادی فیلم‌هندیش کنم

شاید بهتره ناراحت باشم، می‌دونی...‏

به‌نظرم باید راجع‌بهش حرف بزنی ولی زیادی غمگین نباش

غمگین حوصله‌سربره

سلام، بچه‌ها. چه‌خبر؟ خب...‏

بعد از یه رانندگی طولانی اینجا...‏

رسیدیم به گئتا استون

و بذارین یه چیزی رو بهتون بگم

اینجا انرژی...‏

فوق‌العاده‌ست

اوه...‏

واقعاً معذرت می‌خوام

قبل از اینکه حرفم رو ادامه بدم،‏

همون‌طور که بعضی‌هاتون خبر دارین...‏

آلن ویکز که...‏ - هی، رفیق...‏ -

هی، چه رویی داری که اینجا پیدات شده

هی - گوشیم رو پس بده -

به گوشی لعنتیم دست نزن

سلام، بچه‌ها. چه‌خبر؟ خب...‏

بالاخره رسیدیم به گئتا استون

و اگه تا اونجا برین بهش می‌رسین

آره، اینجا واقعاً حس فوق‌العاده‌ای میده

با این‌همه مردم بی‌نظیر

اینجا انرژی...‏

اوم...‏

واقعاً معذرت می‌خوام...‏

هو...‏

ام...‏

قبل از اینکه ادامه بدم،‏ همون‌طور که خیلی‌هاتون می‌دونین،‏

آلن ویکز شریک سابق من...‏

توی گیتوی بود، اون...‏

متأسفانه ابتدای این ماه جونش رو از دست داد

و... باعث افتخار من بود که با اون توی این پروژه همکار باشم

ولی بالاتر از اون،‏

آلن به من خیلی نزدیک و برای من رفیقی بزرگ بود

پس مهم نیست که دیگه توی شبکه‌های اجتماعی چی می‌گن

می‌شه خواهش کنم لطفاً...‏

به این آتیش دامن نزنین؟

همهٔ ما اشتباه می‌کنیم، مگه نه؟

پس، الان...‏

توی این شرایط سخت، یاد و خاطرم...‏

به پسرهای بی‌نظیر آلن ویکز هستش

[هانت در مقابل ویکز]

‫[ماجراهای دادگاه با حمله ‫قلبیِ مرگبار به پایان رسید]

[حالا همگی یکجا]

آدام - وایسا -

آدام

وایسا. نه، نه

اوم - درست شد؟ -

آره - خیلی‌خب -

خیلی‌خب

سلام - ایوی...‏ -

ایوی. ایوی... ای

بیا، بده بغل رو ببینم - پادشاه شبکه‌های اجتماعی -

باورم نمی‌شه اینجاست

و تو باید کلوئی باشی از آشنایی باهات خوشبختم

ممنون و مرسی که دعوتم کردین

البته - رفیق، تولدت مبارک -

بده بغل رو بیاد - مرسی، رفیق -

بنجامین باتنِ لعنتی جدی می‌گم، یه لباس مدرسه تنش کن

اصلاً فرقش رو حس نمی‌کنی - آره، آره. خیلی بامزه بود -

مجدداً از دیدنت خوشحالم

آره، منم همین‌طور

بفرما داخل

خب، بیا. میریم این اتاق

نه، نه. من می‌برم‌شون - مشکلی نیست، رفیق -

می‌دونم دارم کجا میرم - نه، رفیق. خواهش می‌کنم -

آروم باش، رفیق هنوز که خونه‌ت نشده، مگه نه؟

ای، قبل از اینکه یادم بره کلوئی خجالت می‌کشه بگه

ولی یکی از طرفدارهای بزرگته!‏

خیلی خری

این همون لوکاسیه که می‌شناسیم و دوستش داریم

پایان‌نامه‌م توی دانشگاه هنر راجع‌به کار تو بود

اوه! پس هنرمندی؟

دارم بهش علاقمند می‌شم

خب، همه‌مون باید از یه‌جایی شروع کنیم دیگه؟

ام...‏

دوست داری یه نگاهی به استودیوی من بندازی؟

حتماً

چرا که نه برمی‌گردیم

عالیه

همه‌گیر شد، رفیق - واقعاً؟ -

کل دنیا دیدن - عالیه -

انتظار اینقدر توجه رو نداشتم

عالیه، رفیق - نامزدیم عجیب و غریب بود -

عالیه - و می‌دونی...‏ -

کی فکرش رو می‌کرد بتونم...‏

با عشق زندگیم آشنا بشم

تو باعثش بودی

ممنونم ازت، جدی می‌گم

دستت درد نکنه

کارت حرف نداشت

دست خودت درد نکنه

من آدم رُکی‌ام

فکر نمی‌کردم بیشتر از...‏

سکسی نشون دادن شامپو، کاری از دستت بر بیاد (اشاره به شغلش: کارگردانی تبلیغات)

ولی خب، وقتی توی صحنه دیدمت

حالت خوب بود، داشتی کارت رو انجام می‌دادی، انگار...‏

آره. واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم

آره

فکر کنم یه داستانی رو روایت می‌کنه، درسته؟

آره - بگذریم. از خودت چه‌خبر، رفیق؟ -

می‌خوای یه زندگی روستایی رو شروع کنی؟

عاشق زندگی روستایی‌ام، عاشقشم

و بالاخره دست از کارهای مسخره‌ت برداشتی

و داری شاهکارت رو می‌سازی؟

می‌دونی، زندگی توی اینجا، داخل طبیعت

و این خونهٔ فوق‌العاده...‏

می‌دونی، انگار...‏

خیلی...‏

بی‌نظیر بوده آره. منظورم این بود که...‏

فقط، خب...‏

بی‌نظیر بود - باعث افتخاره، رفیق -

باعث افتخاره هرجا افتخاری باشه قبول می‌کنم

اوه، آره...‏

ممنون

من...‏

حرف‌های که دربارهٔ ویکز زدی رو شنیدم

لعنتی - آره -

سکته کرد، کاری نمی‌شد کرد

هیچوقت نتونستین...‏

مشکلات رو حل کنین یا...‏؟

هیچوقت نباید توی اون دادگاه شرکت می‌کردم. خیلی مسخره‌ست

ولی...‏

خوبی که از حد بگذره نادون خیال بد می‌کنه، مگه نه؟

هیچوقت اعتبار کسی رو زیر سؤال نبر، رفیق

تا این حد می‌تونم بهت بگم. هیچوقت!‏

ولی، آره حیف شد واقعاً حیف شد

لعنت بهش، مرد. واقعاً حیف شد خیلی بده...‏

زندگی توی اینجا مسیر شغلیم رو به یه سمتی برد

یعنی...‏

قاعدتاً نمی‌تونم توضیح بدم

و تلاشی هم برای فهمیدنش نمی‌کنم

فقط از لوکاس واقعاً ممنونم که ما رو اینجا آورد

خدایا، یکم خجالت‌آورده

حس می‌کنم یه دختر بچه‌ام

فقط...‏

لوکاس شوخی نمی‌کرد، من...‏

کارت برام خیلی باارزش بود

ممنون، کلوئی

می‌دونی، قبل از اومدن مضطرب بودم

ولی خیلی خوشحالم که لوکاس منو قانع کرد

خب، هرچی نباشه، متقاعدکننده‌ست

البته پنجاه درصدش مثل آدم‌های غارنشینه، ولی...‏

ولی من دوستش دارم

خواستیم راحتش کنیم - قطعاً -

احتمالاً اتفاقی اومد اینجا دنبال یه جایی برای مُردن بود

یا یه همچین چیزی

توی این‌جور موارد باید آستین بالا بزنی

پشمام، رفیق

پشمام واقعاً

عجب آدمی هستی

عجب آدم...‏

ناقلایی هستی

کار درستی کردیم

پسر...‏

اوه...‏

ای از ماجرا خبر نداره

چیزی بهش نگو، خب؟

زیادی نگرانی، رفیق

دوای دردت دست منه

تولدت مبارک

واقعاً آوردیش!‏

خب، من زیر حرفم نمی‌زنم

ولی امشب نه، چون...‏

این چیزها رو نمی‌شه با الکل مصرف کرد

ولی فردا...‏

فردا قراره اولین روز از مابقی عمرت باشه

می‌گن مثل این هستش که...‏

درمانِ ده سال رو توی یه شب انجام بدی

خدایا، امیدوارم

نقابی که روی صورت‌مون هست رو برمی‌داره

قدیمی‌ترین نقاط ذهنمون...‏

که هرگز به سمتش نرفتیم رو به ما نشون میده

اوم...‏

یه حال دلنشین...‏

و آسیب‌پذیری رو توی لوکاس به وجود آورده

دارم توش حرفه‌ای می‌شم، می‌دونی دارم خوب پیش میرم

چون می‌دونی... توی مودشم

و بعدش می‌دونی، یهو حالت الیسیومی...‏ (سرزمین مردگان جاوید)

بهم دست میده و بعدش...‏

انگار چندتا نور لیزری رنگی...‏

از کیرم داره شلیک می‌شه

و بعد شروع می‌کنم به...‏

کشیدن شکل روی دیوار

و بعدش می‌بینم «لوکاس» نوشتم

دل تو دلم نیست

بیاین اینجا، بچه‌ها

آره. بیاین اینجا، بچه‌ها

اوه، کیر توش به اندازهٔ کافی بزرگ هستش، ای؟

هیس، رعایت کن

خیلی‌خب، بجنب ببینم نشون بده چیکار کردی

من آماده‌ام

سلام بچه‌ها، چه‌خبره؟ - لوکاس -

حتماً باید اینکار رو می‌کردی؟

خب باید چیزی که مردم می‌خوان رو بهشون می‌دادم

بعداً این کار رو بکن این برای خودمونه

پس باید دوباره از اول شروع کنیم

باید...‏ می‌خوای برات...‏

شمارش معکوس بریم؟

آره، بیاین معکوس بشماریم

باشه، خیلی‌خب...‏

سه...‏ - سه...‏ -

دو، یک...‏

کاملاً ارزشش رو داشت

[شام]

برای این اون صدا رو از خودشون درمیارن...‏

چون آلت تناسلی نر خاردار و دردناکه

برای همین وقتی سکس می‌کنن این صدا رو درمیارن

خیلی رمانتیکه

راستش دوست دارم یه روز شکار برم

اوه، دیگه نمی‌تونی

چرا؟ - غیرقانونیه -

خب، منظورم اینه که...‏

وقتی می‌گم غیرقانونیه یعنی...‏

اون‌ها می‌تونن روباه شکار کنن

فقط به شما... به سگ‌ها اجازه نمیدن

اجازهٔ کشتن ندارن

ولی... خب، می‌تونیم...‏

خب، می‌تونن آدم‌وار براش تله بذارن

فکر کنم

در خدمت آقای متخصص هستیم

داستان چیه؟

خب، همسرت که اینجاست...‏

با دست خالی روباهی که...‏

زخمی شده بود رو...‏

از بدبختی خلاص کرد

واقعاً؟ تو این کار رو کردی؟

از دستش ناراحت نشو

روباه داشت عذاب می‌کشید زخمی بود

کار درست رو کرد

آدام همچین آدمیه

همیشه می‌دونه چه کاری درسته

صورت یه متجاوز رو داره

ببخشید. همه می‌دونستن چه خبر شده

مگه نه؟ مخصوصاً دخترها

تازه داشتن ازش سود هم می‌کردن

راست میگه. قدرت می‌تونه فریبت بده

ما هم همین‌جوری آشنا شدیم، مگه نه؟ - اوه، گم‌شو -

من نمی‌تونم واحد پولی که...‏

توسط کشور پشتیبانی نمی‌شه رو قبول کنم

آره، همه‌ش افسانه‌ست ولی ملیت‌ها هم افسانه‌ان

بلاک‌چین - خب مگه همه‌چی افسانه نیست؟ -

خدایا، تو هم با اون افسانه‌هات

بلاک‌چین، پسر

فکر نکنم برای شروع زندگی با کسی،‏

به حلقه و یه سند نیاز داشته باشی

ما همه‌چی رو نصف نصف بین خودمون تقسیم می‌کنیم

آره، منم بعد از ازدواج اسمم رو عوض نمی‌کنم

چون ایوا ولاسکز اسمش هم پول میاره

باور کن، من بهتر می‌دونم

حقیقت؟ چرا باید حقیقت براش مهم باشه؟

چطور دلت میاد این حرف رو بزنی؟

چی از حقیقت مهم‌تره؟

خب، این به خود طرف بستگی داره، مگه نه؟

اوه، چقدر جذاب

و این ماجرای پیشگیری از بارداری هم خیلی حال بهم زنه

اون نژادپرسته

اون کُرهٔ شمالی و چین رو...‏

سر و سامان داد، مگه نه؟ - با حمله بهشون؟ -

حملهٔ یه ملت، دفاع از یه ملت دیگه‌ست

این جزئی از ذهنیت مردم آمریکائه

عشق به اسلحه و خشونت

هی، هی، هی. نه

ببین، منم از بچگی با تیر و تفنگ بزرگ شدم

و اگه بهش فکر کنی،‏ توی این دنیای خشونت‌آمیز...‏

استفاده ازاسلحه تنها حالت واقع‌بینانه از دفاع هستش

پس این اولین فیلم بلندت هستش؟

آره - خیلی دوست دارم بخونمش -

اوه، به خودت زحمت نده به هیچکس اجازه نمیده

تو اولین نفر خواهی بود، قول میدم

می‌تونی بگی راجع‌به چیه؟

واقعاً می‌خوای بدونی؟

آره. لطفاً بگو

راستش موضوع خیلی خوبیه

خب... راستش...‏

در اصل راجع‌به...‏

راجع‌به یه مرد ماقبل تاریخی هستش

که توی دنیای امروزی زندگی می‌کنه

چی؟

چی؟ پسر...‏

این که خودش یه...‏

خودش یه فیلمه که، جدی میگی؟

اون مرده توش بازی می‌کنه...‏

تو می‌دونی کی رو می‌گم

کدوم؟ - اون بازیگره دیگه...‏ -

توی فیلم «مومیایی» بازی می‌کنه

نه - من عاشق اون فیلم‌ام -

نه، نه...‏ - کدوم؟ بیلی زین؟ -

نه، نه، نه، نه اون یارو اصلیه، اصلیه

اون...‏ - نه، بیلی زین نیست -

واقعاً؟ من مطمئنم خودش بود

اون نیست - نه، شبیه بیلی زین بود -

ولی خودش نبود

خب، اصلاً ربطی...‏ - اون بازیگره دیگه، بیخیال...‏ -

اسم کوفتیش چیه؟ - اوه، آرنولد وسلو -

واو. واقعاً شبیه بیلی زین هستش

نه، اصلاً...‏ - بهت که گفته بودم -

برندن فریژر!‏ برندن فریژر!‏

و اسم فیلمش هم...‏

‫مرد کالیفرنیایی بود.

‫- مرد کالیفرنیایی؟ ‫- مرد کالیفرنیایی!

‫خب، تو آمریکا بهش می‌گفتن انسینو من

‫خودتون بگیرین دیگه

‫انسینو من

‫بهش می‌گفتن انسینو من

‫- این دیگه چه اسمیه؟ ‫- چمیدونم

‫ساختن انسینو من ۲ چه حالی داره؟

‫تکامل طبیعی هنرهای رزمیه

‫همون ورزش قدیمی با قانونای محترمانه

‫و این حرفا که نیست

‫جدی میگم، فکر کنم تنها سیستم مبارزش

‫این باشه که می‌تونی همزمان حمله و دفاع بکنی

‫الان بهتون می‌گم چطوریه

‫آدام، من رو بزن

‫جونم؟

‫- بزن ‫- چرا خب؟

‫خب...

‫به گمونم بهترین حالت دفاع ‫بی‌خایه بودنه

‫آدام، چه مرگته؟

‫آدام

‫معذرت‌خواهی کن

‫- شرمنده که زدمت ‫- اشکال نداره جناب بی‌خایه

‫اصلا... غذا رو شروع کنیم

‫باشه؟

‫خوشمزس، نه؟

‫بی‌نمکه

‫استیکات خیلی خوشمزس رفیق

‫اعتراف می‌کنم

‫- ممنون ‫- بی‌تعارف گفتم

‫من دیگه بسمه

‫بیخیال. جشنه‌ها

‫نه. ممنون

‫تو که...

‫من چی؟

‫آره؟

‫لوکاس!

‫چیه؟ من که چیزی نگفتم

‫گفته بود نباید به کسی بگم

‫- لوکاس! ‫- باورم نمیشه! چه خوب!

‫- قضیه چیه؟ ‫- چند وقتته؟

‫- ده هفته ‫- بارداری

‫آره دیگه...

‫بالاخره باید یه روزی بزرگ شم دیگه

‫و...

‫خوشحال و سرحالیم

‫و عاشق همدیگه‌ایم

‫همونطور که گوروی کبیر گفته،

‫«زندگی، چیزیه که وقتی سرگرم ‫ کارای دیگه‌ای، اتفاق میفته»

‫واقعاً خوشحال شدم

‫به‌سلامتی!

‫به سلامتی

‫به سلامتی پدرمادر شدن غیرمنتظره

‫خب حالا بچه چیه؟

‫دختره یا پسر؟

‫- هنوز معلوم نیس ‫- آره دیگه

‫نه، گل پسره

‫- نمی‌دونیم ‫- صددرصد یه پسر گردن کلفته

‫باشه بابا، اسمش رو چی می‌ذارین؟

‫- هنوز تصمیم نگرفتیم ‫- خب، من نظرم لوکاسه

‫- ولی... ‫- هنوز تصمیم نگرفتیم

‫خیلی خودشیفته‌ای

‫جدی؟ باشه ایوا

‫اسمش رو بذاریم ایو؟

‫یا آدام؟ اسحاق چطوره؟ عیسی مسیح؟

‫زئوس؟ ثور؟ ثور خیلی خوبه

‫به‌نظرم پدر درجه یکی میشی، لوکاس

‫ممنون عزیزم

‫آره، می‌خوام به ثور کوچولو

‫رسم روزگار رو یاد بدم

‫عه؟ پس مراقب روزگار باش

‫ببخشید، گفتی دستشویی کجاس؟

‫اونجاس عزیزم

‫- ممنون ‫- قربونت

‫فعلاً

‫لوکاس

‫می‌دونم، می‌دونم

‫دردسر بزرگیه

‫ولی...

‫عاشقشم

‫کاملاً مطمئنم

‫کاملِ کامل

‫- دختر خوبیه ‫- فوق‌العادس، مگه نه؟

‫ایشالا بچه به اون میره

‫- دقیقاً ‫- مغزش هم همینطور

‫- هی! ‫- سیگار لازم شدم

‫- هنوز سیگار می‌کشه؟ ‫- آره، اضطراب داره

‫- الان میام ‫- منم

‫یعنی چی؟

‫یعنی چی آخه؟

‫‌می‌فهمم

‫یه مدتی پیش هم بودیم

‫و داری به این فکر می‌کنی...

‫که مردم چی می‌گن؟

‫ولی آدام...

‫اگه هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده باشه چی؟

‫پس جای نگرانی نیست

‫- چی؟ ‫- هیچ اتفاقی نیفتاده

‫چیه؟ نکنه می‌خوای بری بیرون و...

‫به ایوا بگی؟

‫هیچ اتفاقی نیفتاده

‫با زبون خودت بگو

‫هیچ اتفاقی نیفتاده

‫آفرین پسر خوب

‫عجب خونواده‌این. ازشون خوشم میاد

‫واقعاً ازش خوشم میومد

‫و من هیچ‌‌وقت... هیچ‌وقت مجبورش نکردم

‫که کاری که نمی‌خواد رو بکنه

‫و از همه‌جا بی‌خبر یه حمله قلبی اتفاق میفته

‫مگه تقصیر منه؟ بیخیال بابا

‫مزخرفه. فقط میشه گفت مزخرفه

‫تو که من رو می‌شناسی، مگه نه ایوا؟

‫من... من آدم خوبیم...

‫هیچ کار اشتباهی نکردم. ‫قاضی این رو گفته

‫یه حقیقته

‫آخه... اون که بچه نبود

‫خودش می‌دونسته که داره درگیر چی میشه

‫فندک

‫هی!

‫واقعاً... حس بدی دارم

‫حس خیلی خوبی ندارم

‫ولی تقصیر من نیست. ‫می‌فهمی دیگه؟

‫مگه نه،‌ ایوا؟

‫آدم هرچی بکاره، همون رو برداشت می‌کنه

گه توش

‫- لعنتی ‫- لوکاس

‫همینه دیگه

‫- وا بده! ‫- لوکاس، داری چه کار می‌کنی؟

‫- وا بده، برادر ‫- لوکاس بس کن!

‫چیه مگه؟

‫بیخیال بابا، باید تلافی می‌کردم

‫لوکاس

‫نمی‌خواد کاری بکنی

‫بچس

‫باورم نمیشه

‫بشین

‫پس من میرم دسر رو بیارم، خوبه؟

‫آره، برو دسر بیار، بی خایه!

‫چیه خب؟

‫بچه که نیست. خودش می‌تونه از پسش بربیاد

‫بزرگ شدی، مگه نه؟

‫چیزیش نمیشه

‫بیخیال بابا. جنسش از کوهه

‫آره، هیچکس هدف اصلیش رو نمی‌دونه

‫جشن؟ حیات مجدد؟ سن بلوغ؟

‫هر هدفی داشته، یه آستانه بوده

‫یه نقطه مرکزی که یه موجودی می‌میره

‫و یه موجود دیگه متولد میشه

‫واسه همینه که بهش میگن گئتا استون

‫یا گیت‌وی استون

‫می‌دونم که عاشقشی، ایوا

‫همین خیابون بالاییتونه

‫واقعاً حس می‌کنم به اینجا تعلق دارم

‫حس می‌کنیم اینجا خونه‌مونه

‫ام...

‫آره، آدام، ایوا... راستش باید ‫درموردش حرف بزنیم

‫می‌دونم که الان وقت خیلی مناسبی نیست، ولی...

‫چرا کاری که امروز میشه کرد رو بسپاریم به فردا؟

‫حقیقت اینه که...

‫مشارکت تو توی این پروژه...

‫بیشتر از اونچه که پیش‌بینی می‌کردم، موثر بوده

‫و واقعاً هم دمت گرم، ایوا

‫واسه همین می‌خوام برم سر اصل مطلب

‫ام...

‫یه مشتری اومده

‫با یه پیشنهاد ناخواسته برای اینجا

از رقم توافقی‌مون خیلی بالاتره

‫به طور قابل توجهی بیشتره

‫و منم بین بد و بدتر گیر کردم

‫چون حقیقت اینه که

‫ واقعاً به پول فروشش نیاز دارم

‫می‌دونم که این خیلی مطلوب نیست

‫ولی...

‫به قول معروف، قطاریه که داره میره

‫و واسه همین باید امشب ‫تکلیفش رو معلوم کنم

‫حالا هرطوری که شده

‫واسه همین احتمالاً...

‫پیشنهاد خودتون چیه؟

‫یعنی چی آخه

‫- خیلی آشغالی ‫ - بیخیال بابا

‫- چرا اینقدر آشغالی؟ ‫- خب خودت رو بذار جای من

‫اگه جا من بودی چه کار می‌کردی؟

‫خب یه پیشنهاد بدین

‫نه

‫راستش حق با توئه لوکاس

‫خیلی سخته برامون که بریم

‫راستش خیلی حیف میشه

‫ولی من و آدام و سنگم،

‫مجبوریم یه جای دیگه واسه زندگی پیدا کنیم

‫خب، نه، نه، گوش کن... ‫ما یه قرارداد داریم

‫که میگه تا وقتی که دستمزدم کامل ‫پرداخت نشده باشه، کار واسه خودمه

‫- یه لحظه گوش کن... ‫- یا می‌تونیم بمونیم

‫نصف پولی که توافق کرده بودیم رو میدیم

و تو هم کارم رو نگه می‌داری

‫مجبور نیستی که واسه هیچی، ‫حتی یه ریال به من بدی

‫ای

‫خب، خیلی جالبه

‫پس قبوله یا نه؟

‫خب، نمی‌دونم که تراز میشه یا نه

‫ولی...

‫شمایین دیگه...

‫منم عاشق شما و علاقتونم

‫و عاشق اینم که این پروژه

‫چقدر براتون ارزش داره، پس...

‫آره، قبوله

‫صددرصد قبوله

‫خیلی خب

‫آره! از شانس خوبتون

‫یه نسخه اصلی از قرارداد دارم

‫بهش میگم شانس، ولی شانس فقط

‫وقتی پیش میاد که آمادگی، با فرصت همراه بشه

‫خدایا، چقدر خوشحالم. ‫کاری که می‌کنیم...

‫واقعاً مطمئن نیستم. باید بهش فکر کنم

‫به چی می‌خوای فکر کنی؟

‫ما این خونه رو می‌خوایم. ‫پس عملیش می‌کنیم

‫- این حماقته ‫- چرا؟

‫گوش کن

‫اینطوری بخش پول تو پرداخت میشه

‫نمی‌خوام نگران باشی

‫- ایوا... ‫- آدام

‫من سفارش نمی‌گیرم که ‫واسه خودم نگهش دارم

‫می‌سازمش تا زندگی‌ای که ‫می‌خوام رو بتونیم داشته باشیم

‫بچه‌ها، این خیلی خوبه

‫می‌خواستم که شما هم...

‫مشارکت کنین، درمورد مرحله‌ی ‫ بعدی بهم پیشنهاد بدین

‫که چی خوبه، چی بده

‫خب، یه نگاهی بکنیم

‫سلام بچه‌ها. چه خبر؟

‫همین الان یه غذای فوق‌العاده خوردیم

‫که استاد آدامی که توی تصویر می‌بینین، پخته بود

‫خیلی خوشمزه بود

‫پیشبندت رو نبند داداش

‫این لحظه مهمی توی زندگی‌هامونه

‫داریم تاریخ‌سازی می‌کنیم

‫رویاها رو به واقعیت تبدیل می‌کنیم

‫اولین بخش از بهشت اهدا شد

‫اولین ساکنین، گیت‌وی رو معرفی می‌کنم

‫عه...

‫لایوه یا...

‫آره داداش. همه‌چی ردیفه

‫خیلی دوست ندارم...

‫خیلی اهل جلوی دوربین رفتن نیستم

‫وای، چه خجالتی

‫هی، به دوربین نگاه نکن

‫آروم باش

‫خیلی بهش فکر نکن

‫واسش طبل بزنین بچه‌ها

‫بهش انگیزه بدیم

‫شروع...

‫بس کن!

‫بس کن

‫نمی‌تونم امضاش کنم

‫چی داری میگی؟

‫ببخشید

‫آماده نیستم

‫داداش، هر کاری که میگه رو بکن. مثل همیشه

‫خیلی بچه‌ای

‫آدام، می‌شکنه. ولش کن

‫- تو ولش کن ‫- نه، تو ولش کن

‫- تو ولش کن! ‫- تو ولش کن

‫آدام، ولش کن!

‫هرکاری که خانم میگه بکن

‫گل پسر

‫لوکاس بس کن!

‫چه غلطی دارین می‌کنین!؟

‫بابایی کیه؟

‫بابایی کیه؟ هان؟

‫شاید من باشم

‫مگه نه، کلویی؟

‫نمی‌دونم چی داره می‌گه

‫ای...

‫از خونه گمشو بیرون

‫[هجوم]

‫خدایا

‫شما دیگه کی هستین؟

‫چه خبره؟

‫از خونه گمشین بیرون!

‫خیلی خب، خیلی خب

‫ایوا. حالت خوبه؟

‫چیشده؟

‫چرا دارین این کار رو می‌کنین؟

‫لعنتی

‫ولم کن!

‫نه!

‫نمی‌خونمش

‫خیلی خب

‫خیلی خب

‫سلام بچه‌ها. چه خبر؟

‫باید یه اعترافی بکنم

‫من آب‌زیرکاهم

‫به حرفایی که می‌زنم اعتماد نکنین

‫چون دروغگو

‫و خائنم

‫پس همین الان پیشنهاداتتون ‫ رو برای گیت‌وی بفرستین

‫واسه صاحب شدن بخشی از بهشت

‫از شما هم مثل من، ‫اینجا استقبال میشه

‫چون فرصتش عالیه و الان وقتشه

‫پس از فرصت‌تون برای تبدیل شدن

‫به بخشی از تاریخ، استفاده کنین

‫همین الان بیاین و به گیت‌وی ملحق شین

‫[تغییر وضعیت]

‫سلام بچه‌ها. چه خبر؟

‫باید یه اعترافی بکنم

‫من آب‌زیرکاهم

‫به حرفایی که می‌زنم اعتماد نکنین

‫چون دروغگو و خائنم

‫پس همین الان پیشنهاداتتون ‫ رو برای گیت‌وی بفرستین

‫واسه صاحب شدن بخشی از بهشت

‫اینجا هم مثل من، ازتون استقبال میشه

‫چون فرصتش عالیه و الان وقتشه

‫پس از فرصت‌تون برای تبدیل شدن ‫به بخشی از تاریخ، استفاده کنین

‫اینجا هم مثل من، ازتون استقبال میشه

‫سلام بچه‌ها.

‫چه خبر؟

‫باید یه اعترافی بکنم

‫من آب‌زیرکاهم

‫به حرفایی که می‌زنم اعتماد نکنین

‫چون دروغگو و خائنم

‫لوکاس!

‫لوکاس، تفنگ!

‫هی! مادرجنده!

‫لعنتی! سرجات وایسا، وگرنه ‫صورتت رو می‌چسبونم به دیوار

‫صورتت کیریت رو می‌چسبونم به دیوار

‫سرجات وایسا! بهت شلیک می‌کنم!

‫لوکاس. فرار کن!

‫تیر نداره، آره؟

‫آدام، بدو!

‫کیف رو ببین!

‫تکون نخور!

‫- دن؟ ‫- می‌شناسیش؟

‫- آره ‫- یکی از پسرای الن ویکزه

‫باید به لوکاس کمک کنیم

‫- همین حالا ‫- آره

‫- واسه اون یکی تیر نبود ‫- نمی‌دونم

‫عجب... اوضاع تخمی‌ای شد

‫آدام. اون رو ببین

‫چه کارش کردی؟

‫داشت دیوونه بازی در میورد

‫- هیچی نداره ‫- آدام، چرا اینطوری بود؟

‫نمی‌دونم

‫آدام

‫تو مشروبش مواد ریختی؟

‫- ببخشید ‫- چه مرگته آدام؟

‫از کجا باید می‌دونستم این اتفاق میفته؟

‫کلیدای ماشین رو بیار و برو دنبال کمک. ‫من میرم دنبال لوکاس

‫- نه، تو کمک بیار، من میرم ‫- آدام!

‫تقصیر منه

‫من باید برم بهش کمک کنم

‫ایوا...

‫ببخشید بابت...

‫می‌دونی؟

‫چی...

‫تو کی هستی؟

‫نِیل؟

‫- من بابات رو دوست داشتم ‫- خونه‌مون رو دزدیدی

‫براش سنگین بود

‫باعث شد بمیره

‫هیچ‌کس قرار نبود صدمه ببینه

‫فقط می‌خواستیم بترسونیمت

‫تحقیرت کنیم

‫همونطور که تو بابامون رو تحقیر کردی!

‫تو کی هستی؟

‫چیزی زدی؟

‫هی، ببین

‫خیلی‌خب، ببین

‫بیا... برگردیم

‫برگردیم تو

‫بیا برگردیم تو

‫چیزی نیست

‫چیزی نیست

‫بس کن، لوکاس!

‫بس کن!

‫لوکاس!

‫لوکاس!

‫ولش کن!

‫لوکاس؟

‫لوکاس!

‫لوکاس!

‫سرجات وایسا

‫الان دیگه پره

‫دارم بهت هشدار میدم

‫سرجات وایسا

‫برادرت پیش ماس

[بخش پایانی]

‫برو تو!

‫برو تو!

‫بس کن!

‫آزادش کن!

‫خوبی؟

‫آره

‫خوبم

‫تفنگ

‫چاقو!

‫کلیدا

‫برو تو

‫حالش خوبه؟

‫آدام

‫چه بلایی سر لوکاس اومد؟

‫نمی‌دونم

‫آدام

‫چی شده؟

‫خیلی دیر رسیدم

‫تو جنگل بودم و...

‫نمی‌دونم...

‫تلاشم رو کردم

‫تلاشت رو کردی؟

‫دقیقاً چه تلاشی کردی؟

‫جواب بده!

‫هان؟

‫ایوا...

‫شاید تو باید می‌رفتی

‫من داشتم... تلاشم رو می‌کردم

‫ببخشید

‫آفرین

‫چه کار باید بکنیم؟

‫هیچ کاری نمیشه کرد

‫دیگه چاره‌ای نداریم

‫دن هیچوقت بهت آسیب نمی‌زد

‫اون یکی رو میارم تو

‫تو تفنگ رو بردار و فرار کن

‫یه بار این کار رو کردی، باز هم می‌تونی

‫- ولی آدام... من... ‫- دوستت دارم

‫بیرون!

‫بیرون!

‫گوش کن نیل. نیل بودی دیگه، آره؟

‫من هیچوقت پدرت رو نمی‌شناختم

‫ولی فقط تعریف ازش شنیده بودم. ‫مرد خوبی بوده

‫رفتار لوکاس خیلی بد بود

‫درک می‌کنم، حتماً سخته که ببینی

‫ما اینجا زنده‌ایم

‫یه فکری دارم

‫من تو رو می‌برم داخل

‫اینجا رو می‌زنیم به نامت، ‫بدون هیچ شرطی

‫مال تو میشه

‫همین امشب. و این کار هم می‌کنیم

‫بعدش تو ولمون می‌کنی

‫خوبه؟

‫- برگرد تو خونه ‫- آره، فقط خودم و خودت نیل

‫- بریم... ‫- همگی

‫خیلی خب

‫- کجاس؟ ‫- طبقه بالا

‫- کجاس؟ ‫- رو میزمه

‫- بیا بریم. بهت نشونش میدم ‫- تو نه. اون

‫- نه، نه، جدی میگم ‫- گفتم اون

‫یالا. تکون بخور

‫ببرشون تو

‫همینجاس

‫وایسا!

‫آدام

‫آدام

« ترجمه از محمدعلی و امیر فرحناک » :.: @ManBun & @mmli_sm :.:

NightMile زمانبندي مجدد از

[وحشی‌ها]

ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.