All language subtitles for nomerta

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫[برخی از صحنه‌ها شامل تصاویری با نور چشمک‌زن یا پیوسته‌اند ‫که ممکن است برای بینندگان حساس به نور آزاردهنده باشد.]

آنچه در «آنان که در شرف مرگ‌اند» گذشت

،اگه مرد صورت‌ زخمی گنده اومد یکی‌تون تعقیبش می‌کنه

و اون‌یکی میاد منو پیدا کنه

برادر و خواهرت دارن برای زندگی‌شون می‌جنگن

و تو طوری صحبت می‌کنی که انگار این یه ماجراجویی بزرگه

باکره‌های وستال

محافظان شعله‌ی ابدی

می‌تونی کمکم کنی؟

کاش مادرم مثل تو برای دخترش اشک می‌ریخت

و برای خانواده‌مون

کل امپراتوری رو به آتش می‌کشیم

پناه بگیرید

ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

در رو ببند

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

کنف رو بیار! زود باش

گاوروس

اسکورپوس، برگرد

اسمت چیه؟

زینا

وزوویوس فوران کرده

بادها ابرهای خاکستر رو

تا ۸۹ فرسنگ اونورتر در سراسر روم و حتی فراتر از اون پخش کردن

پمپئی و هرکولانیوم از بین رفتن

کسی هم زنده مونده؟

حدود ۱۵ تا ۱۸هزار نفر که عازم روم هستن

تعدادی اندکی از کشتی‌ها تونستن قبل از فاجعه به راه بیفتن

و با چند صد مسافری که جون سالم به در بردن به اوستیا خواهند رسید

یک دسته از پرتورین‌ها رو می‌فرستیم

تا جلوی کسانی که در مسیر جاده آپیا هستن برن

غذا، طبیب و لباس براشون ببرن

خبرهای دیگه‌ای هم رسیده

خبری شوم‌

شعله‌ی وستال خاموش شده

عقوبتی خموش از سراسر روم

...کسی ازش محافظت نمی‌کرده

دوباره روشنش کردن و کاهنه‌ اعظم

تازیانه خورده و جسدش رو به کفاره گناهی که مرتکب شده آویزون کردن

خیمه‌ برپا کنید و آذوقه جمع‌آوری کنید

جارچی‌ها رو بفرستید تا به همه اعلام کنند که رُم درهاش رو به روی نیازمندان باز می‌کنه

الساعه

« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::

چه مشکلی پیش اومده؟

اون گلادیاتوره، نومیدیاییه

وقتی داشتم جایزه‌ش رو بهش می‌دادم

داشت به سمت نگهبانانم حرکت می‌کرد تا گلادیوس یکی‌شون رو بگیره

قصد داشت من رو بکشه

می‌تونی تصور کنی؟

مردی با قدرت و کاریزمای من

به دست یک موش کثیف کشته بشه

خب پس روش پا بذار

فکر می‌کنم فلاما این کار رو خواهد کرد

آماده‌ی انتقامه

...این سرگرم‌کننده‌ترین روشِ

خرد کردن موجودات پست و حقیره

هی

هی - چه خبر شده؟ -

جلو نیاین

مگه چی کار کرده؟

عناد دومیتیان رو برانگیخته

معرکه‌ی مجددی برای فلاما برگزار خواهد شد که برای کوامه

مرگی ویژه به ارمغان خواهد آورد

ببریدش - حرومزاده -

فقط آب بهش بدین. غذایی در کار نباشه

این‌طوری بنیه‌ش ضعیف می‌شه و نمی‌تونه خوب مبارزه کنه

شراب

به تازگی از گال رسیده

نگاه کن

پسرمونه

مثل پدرش خوش‌سیماست

هزاران هزار پناهنده دارن از پمپئی به رُم سرازیر می‌شن

و خیل عظیم دیگه‌ای هم در راهه

تیتوس بهشون وعده‌ی سرپناه و غذا داده

همون فرصتیه که منتظرش بودیم

برو بیرون

با تیلیا و سارو

و چند تن دیگه از محافظه‌کاران سنا صحبت کردم

مرددن

خب انتظار زیادی ازشون داریم

خانواده و دارایی‌شون در سال چهار امپراتور

متحمل صدمات زیادی شده

حساب باز کردن روی مرگ یک امپراتور

و جانشینیش توسط تو قمار بزرگیه

این‌که سنا متوجهه تیتوس داره خزانه‌ رو خالی می‌کنه هم کمک شایانی به هدف‌مون می‌کنه

فردا شب جلسه‌ی محرمانه‌ای تشکیل می‌دن

تا به صحبت‌های من گوش بدن

اینجا نیست

فوریه

گوش کن خواهر

تناکس مجبورت کرده اینجا کار کنی؟

آره. ولی حالا دیگه آزادم

جولا. فرصتی نصیبم شد تا آزادیش رو بخرم

قول می‌دم برای تو هم همین کار رو بکنم

خیلی برات خوشحالم

کاش تو جای من آزاد شده بودی

چیزی برام آوردی؟

همه‌شون؟ - آره -

آفرین. برو

خیلی وقته ازت دور بودیم

حق با اونه. باید قبل از این‌که ارباب بانوم متوجه بشه برگردم

برو. مراقب خودت باش

فکر کنم از این طرف بود

ببخشید

ما راه‌مون رو گم کردیم

زیاد پیش میاد

خوشحال می‌شم بتونم کمک‌تون کنم

باید به اسکی‌لین برم

می‌تونم راه رو نشون‌تون بدم. دنبالم بیاید

این راه خروجیه. سمت چپ

ممنونم

خیابون‌ها در شب خطرناکن

اجازه بدید همراهی‌تون کنم

ممنون می‌شم

بریم

مطمئن می‌شم به سلامت به خونه برسه

ازش سوءاستفاده نکن

از این طرف

...پس برده شدی

در سرای کنسول مارسوس

و اجازه داری تنها از خونه خارج شی؟

بله اما باید احتیاط کنم

از بردارهات برام بگو

به‌نظر خیلی شیطون میان

حالا تصور کن باهاشون هم‌اتاقی باشی

حداقل تو خونه فضای مختص به خودمون داشتیم

تپه‌های مواج، علف‌هایی اونقدر بلند که می‌شد تو عمق‌شون شنا کرد

حتما اسب‌هاتون عاشقش بودن

این اواخر یه حسی بهم دست داده

حس می‌کنم دیگه هرگز نمی‌تونم به زادگاهم برگردم

این حس رو تجربه کردم

ممنون که من رو تا خونه همراهی کردی الیا

می‌تونم باز هم ببینمت؟

شاید

تیتوس فلاویوس دومیتیانوس مردی با استعدادهای فراوان

که کوچک‌ترین نمونه اون برافروختن خشم برادرش بود

یا می‌خوای بگی غارت اورشلیم ایده‌ی پاسوس بوده؟

بهش افتخار می‌کنم

درضمن من رو با اسم کثیف برادرم صدام نزن

دومیتیان این کار رو می‌کنه

می‌دونم چطور می‌تونی اعتماد برادرت رو جلب کنی

تا تیم‌مون رو دوباره راه بندازیم

گوش می‌کنم

مارسوس ترتیبی داده که یک جلسه‌ی سنا تشکیل بشه

به صورت مخفیانه

،پس من یواشکی میام تو همه‌شون رو دستگیر می‌کنم

و امپراتور رو نجات می‌دم

فقط کافیه اونجا حضور پیدا کنی

همه چیز رو از نزدیک مشاهده کن و اجازه بده خودشون با حرف‌هاشون طناب دار رو به گردن‌شون بیاویزن

یه گروه دیگه از پناه‌جویان در راهن

خیمه‌گاهی در دشت‌های کمپوس مارتیوس مهیا کن

آذوقه، هیزم و نگهبانان شهری براشون فراهم کن

.کارت رو بگو و برو سرم شلوغه

اگر کمی بیش‌تر از زیردستان یا پیشکارانت بهم احترام می‌ذاشتی

می‌تونستم بهتر از این‌ها بهت خدمت کنم

از روی عادته

به سبب مدت زیادیه که فرماندهی می‌کنم

بیرون

خطر بزرگی تهدیدت می‌کنه و همین‌طور من رو

برای این‌که بتونم از هردومون محافظت کنم

ازت می‌خوام حکم حصرم رو تعلیق کنی

برادر

این مردیه که درموردش صحبت می‌کردم

پیشکارم، تناکس

از این طرف سزار

شما دوتا همراه من بیاید

من از شجاعت و صلابت شما در عبور از این دوران سخت و ناآرام قدردانی می‌کنم

برای قرن‌های متمادی، خانواده‌های ما

موظف به محافظت از شهر و امپراتوری محبوب ما

در برابر کسانی بودند که خدایان را خشمگین می‌سازند

اما اکنون، قضاوت هولناک اون‌ها از بالا بر ما نازل می‌شه

همه ما می‌دونیم که با خاموش گردیدن شعله‌ی وستال

وستا و دیگر خدایان دیگه از ما محافظتی به عمل نمیارن

و این می‌تونه به واقع پایان رو رقم بزنه

پس از خودم پرسیدم که چه چیزی

نسبت به ایام خوب گذشته تغییر کرده برادران؟

...و جواب این سوال چیزی نیست جز

امپراتور جدید

مراقب حرف‌هات باش کنسول

همه ما امروز با احتیاط به جلو گام برمی‌داریم سناتور

بر روی خاکستر

تصور کنید که امپراتوری بر تخت نشسته

که مصلحت کشور رو به رُم ترجیح می‌ده

و با یه ملکه‌ی مرتد یهودی هم‌بستر می‌شه

تعجبی نداره که خدایان ازمون رو گردوندن

اما اون ملکه‌ی یهودیش رو رها کرده

و زنی رومی اختیار کرده

این نکته فقط بر جنایاتش دامن می‌زنه

چون هنوز بسترش رو

با اون افعی یهودی شریک می‌شه

و اون هم با زمزمه‌هاش افکارش رو مسموم می‌کنه

خدای عبری با شور و شعف از به زانو دراومدن رُم استقبال می‌کنه

پس مردم رُم چه می‌شن؟

مردمان ما؟

پیشکاران‌مون؟

و وظیفه‌ی مقدسی که به دوش‌مونه؟

شهروندان ما در فاضلاب‌ها می‌خوابن

و اون‌وقت تیتوس دروازه‌ها رو

به روی هزاران هزار پناهنده باز کرده

اون غریبه‌ها رو تغذیه می‌کنه

و هرچه باقی موند رو صرف ساخت و آراستن مجسمه‌هایی از خودش

و خانواده‌ش می‌کنه

درحالی که مردم دارن از گرسنگی به هلاکت می‌رسن

شرم‌آوره

هیچ‌کس در این‌‌که نیاز به تغییر دیده می‌شه تردیدی نداره

تنها سوالی که مطرحه اینه که آیا این تغییر می‌تونه موفقیت‌آمیز باشه؟

می‌تونه و باید باشه

بهتون اطمینان می‌دم که لژیون‌های استان‌ها

،نگهبانان و محافظین شخصی مردم

و خود خدایان نیز این تغییر رو تحسین خواهند کرد

پایانی همچون سرنوشت نرون - پایانی همچون سرنوشت نرون -

کنسول مارسوس

و سناتورها تورل و سپولسیوس، خائنن

همه‌‌شون رو دستگیر کنید

ارباب

خدایان در انتظار اقدام ما هستند

و زمان اون فرا رسیده

کنسول مارسوس و سناتورها تورل و سپولسیوس

به جرم خیانت بازداشت می‌شید

ببریدش

و ایشون رو

ببریدشون

دنبالم بیاین

واسه آبی‌ها و سفید‌ها می‌روندی؟

جزء یازده نفر اول شدم

عجب

پس چطور شد؟

شراب... و مخارج بالای زندگی

اسکورپوس تو این کاره. هنوز ارابه‌ می‌رونه

به این سادگی‌ها نیست

متقاعد کردن یه مرد برای نشستن پشت ارابه خیلی زمان‌ می‌بره

و این‌که بخوای مجابش کنی که دیگه باید دست بکشه حتی از اونم سخت‌تره

پس چرا گذاشتیش کنار؟

به‌خاطر اسب‌ها پا به میدون مسابقه گذاشتم

مثل تو

می‌تونم حس‌شون کنم

ولی مسابقه فرق داره

مسابقه دادن با ارابه‌ی چهاراسبه عملا خودکشیه

اما با این وجود یه جوری جون سالم به در می‌بری

تعداد زیادی از دوست‌هام رو تو میدون مسابقه از دست دادم

خودم به زور زنده موندم

بارها تا دم مرگ رفتم

تا این‌که یه روز پام رو از میدون بیرون گذاشتم و دیگه گفتم کافیه

وقتی به فکر مرگ میفتی

دیگه کارت تمومه

برادرهام هردوشون دوست دارن مسابقه بدن

نگران‌شونی

زندگی به ندرت مطابق انتظار آدم پیش می‌ره

این واسه توئه

زیاد طول نکشه

برادر

می‌ترسیدم با شکم خالی بمیرم

به‌نظر میاد برادر امپراتور

مشتاقه مرگت رو به چشم ببینه

کاملا متقابله

اما فکر می‌کنم اون قبل از من به آرزوش برسه

مردم دوست دارن یه مسابقه مجدد برگزار شه

شور و شوق انتقام رو به میدون مبارزه می‌کشن

تا حالا چند بار پیش اومده در آستانه‌ی نبرد

با مرگ کنار اومده باشی؟

اینقدر زیاده که حسابش از دستم در رفته

با این وجود هربار از دستش قسر در رفتی

مردم من در مبارزات به فریادهاشون در هنگام یورش

شناخته می‌شن فریادهایی که دشمن رو به وحشت می‌ندازه

قبل از این‌که به سمت شمشیر و سپرهاشون بدویم

آروم لابه‌ی مرگ سر می‌دیم

اگر خواستی مرا همراهت ببر ای مرگ

اما بهتر نیست که اجازه دهی زنده بمانم

و با گرفتن جان دیگران به تو خدمت کنم؟

جسورانه بود

این‌که به خود(مذکر) مرگ معامله‌ای پیشنهاد کنی

خود اون زن

مرگ زنه

و تا اینجا به حرفم گوش کرده

شاید به تو هم گوش کنه

فکر می‌کنم اونقدری عاشق فلاما هست که دیگه گوشش به من بدهکار نباشه

کِی می‌میرم؟

پنج روز دیگه

و دوستم برام شراب میاره

هنوز هم می‌تونم این چند روز باقی‌مونده رو به خوبی سپری کنم

بهت مدیونم برادر

من فقط نگران امنیت جانیت هستم درست مثل وقتی نگران پدر بودم

به‌نظرت سنا چه واکنشی نشون می‌ده؟

نظاره می‌کنن

و منتظر واکنش مردم می‌مون

پیشنهادت چیه؟

سهمیه غلات رو افزایش بده

پورتو؟ بگو

اونقدری ذخایر داریم که بتونیم دوبرابرش کنیم

پس همین کار رو بکنید

دیگه چی؟

مدت زمان بازی‌های افتتاحیه رو از پنجاه به صد روز افزایش بده

و قهرمان محبوب مردم رو برگردون

اجازه بده اسکورپوس دوباره در تیم طلایی مسابقه بده

خیلی هوشمندانه‌ست

صاحبان تیم از من روی برگردوندن

من هم باید از این به بعد توجهم رو معطوف مردم عادی کنم

تیم طلایی مجددا به مسابقات بازمی‌گرده

بهت قول می‌دم

برادرم فرصت دیگه‌ای برای خدمت

دراختیارم قرار داده

قراره مقدمات مسابقات افتتاحیه طولانی‌ رو

در آمفی‌تئاتر فلاویان فراهم کنم

مطمئنا تحت‌تاثیر مبالغ و تعدد شرط‌بندی‌ها قرار خواهید گرفت

تردیدی ندارم

اما کی قراره مسابقات رو هدایت کنه؟

پاسوس؟ - تجربه‌ش رو داره -

اما از طریق تیم‌ها به موقعیت فعلیش رسیده و مدیون‌شونه

کس دیگه‌ای رو زیرنظر داری؟

من چی؟

چه جاه‌طلب

چیزی نبوده که ازتون پنهانش کنم

استعدادهای خاص خودت رو داری

اما آیا هنر سرگرمی هم جزء اون‌هاست؟

...اعلی‌حضرت با کمال احترام باید بگم

به حسب موقعیت‌تون فاصله‌ی زیادی از عوام دارید

و به همین خاطر به علایق‌شون اشراف ندارید

این رو می‌دونم، چون خودم هم جزئی از همین مردمم

گرسنگی‌شون رو با وجودم حس کردم

و در همون کثافتی که زندگی می‌کنن بزرگ شدم

به ترس‌ها و امیال‌شون آگاهم

و سرگرمی‌ای رو فراهم می‌کنم که بتونه ولع‌شون رو سیر کنه

ساده‌تر از تصورات‌تون هستن

بسیارخب. امتحان می‌کنیم

ببینیم با اعدام خائنین چه می‌کنی

و در همین حین

اسکورپوس رو به تیم طلایی برگردون

فــیــ ـلمکیو: سرویس آنلاین تماشا و دانلود فیلم و سریال

از پسش برمیای! یالا

اسکورپوس

اسکورپوسه - خانم‌ها -

شما بازداشتید

نه

،من اسکورپوسم ارابه‌ران پیشگام یکی از تیم‌ها

دست‌هاتون رو بکشین

هوی! گوش کنید من اسکورپوس کبیرم

حیوون نیستم که بستینم این گوشه

امپراتور قطعا از این موضوع مطلع می‌شن

تو این بلا رو سرم آوردی

خوک کثیف

خنده‌هات رو کردی دیگه

حالا بیارم بیرون

به جرم شرط‌بندی غیرقانونی دستگیر شدی

شرط‌بندی غیرقانونی؟

.بامزه بود دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه

واسه من آره خنده‌داره دوست عزیز

اما واسه تو، نه

اما به‌خاطر رفاقتی که باهم داشتیم هم که شده

می‌تونم این ماجرا رو فیصله بدم

به شرط این‌که برای تیم طلایی مسابقه بدی

خدایا از دستت اسکورپوس

مالک ۲۵درصد از سهام تیم طلایی هستی

همین ده برابر... نه صد برابرِ

۶۰۰هزارتاییه که اون لتو بهت می‌ده می‌ارزه

برو درت رو بذار

وایسا

برای طلایی‌ها می‌رونم

ولی دیگه هرگز بهم نگو رفیق

انتخاب خوبی بود

رفیق

هی

بذار بیام بیرون کثافت

دعایی به درگاه وستا

الهه‌ی آتشدان ابدی

دعایت مستجاب خواهد شد

کورنلیا. نگاهش کن

باکره‌ی وستال برتر

رئیس وستال‌ها

من و پدرت از پیشرفتت بسیار خرسندیم

یه زن بیچاره رو به قدری با گزر و تازیانه کتک زدن تا جون باخت

همه‌ش به‌خاطر این‌که شعله‌ی وستال خاموش شده بود

به همچین چیزی افتخار می‌کنید؟

برای چی اومدی ملاقاتم؟

...نمی‌دونم خبرش به گوشت رسیده یا نه - وستال‌ها از همه چیز خبر دارن -

تو به عنوان کاهنه اعظم نماینده‌ی خدایانی

اگر باهم در پیشگاه امپراتور حاضر بشیم

...و تقاضا کنیم تا از جون پدرت بگذره - نه -

پدرت بهت احتیاج داره کورنلیا

وقتی من رو قریب به سی سال

در این قفس طلایی تبعید کرد بهم نیاز نداشت

بهت این فرصت رو دادیم که با خدایان ارتباط بگیری

.هرگز صداشون رو نشنیدم حتی یک بار

شما من رو در این زندان حبس کردین

فرستادینم اینجا، اون هم نه به‌خاطر خودم

بلکه برای این‌که بتونین به واسطه‌ش فخر بفروشید

وظیفه‌ داشتم از تو دست بکشم

و حالا، تو هم وظیفه داری

که کمک کنی پدرت رو نجات بدیم

نذاریم از بالای صخره‌ی تارپیا به پایین پرتابش کنن

اگه می‌تونستم خودم کمک‌شون می‌کردم

چنین حرفی رو به زبون نیار

تو دخترشی

من یه باکره‌ی وستالم

دیگه نه دختر اونم

و نه تو

کورنلیا

التماست می‌کنم

نامه‌م به دستت رسید؟

متوجهم چقدر اسب‌های اسپانیاییت رو

...دوست داری

ولی لطفا بگو که قبل از اومدن حمام کردی

همیشه - همیشه. عجب -

آره. حمام کردی

با حرف‌هات حقیقت رو پنهان می‌کنی

می‌دونم چقدر بوی اصطبل‌ها رو دوست داری

به هیچ وجه

دلم می‌خواد بدزدمت و از اینجا ببرمت

اون‌وقت مصلوبم می‌کنن

مارسوس بازداشت شده

دیگه نمی‌تونه آسیبی بهت بزنه

ارباب‌بانوم چی؟

آزادیت رو می‌خریم

با کدوم پول؟

دستمزدم هست و یه سهم کوچیکی از پرورش اسب هم بهم می‌دن

بعد از این‌که چندتا مسابقه ببره ارزشش بیش‌تر می‌شه

به سه هزار سسترشوس می‌رسه؟

بابت من اینقدر هزینه کردن

...مطمئنم

اگه پولش رو داشتی نجاتم می‌دادی

وایسا جولا

اگه ادامه بدی من دیگه نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم

اگه خودم بخوام چی؟

...می‌ترسیدم

اولین بارم

...با

می‌خوام اولین تجربه‌م با تو باشه

حداقل این‌طوری می‌دونم چه حسی باید داشته باشه

من هم نمی‌دونم باید چه حسی بهمون بده

...پس

بیا باهم سردربیاریم

مطمئنی؟

آره

به‌نظر من که یکی‌ ان

آره. این‌طور به‌نظر می‌رسه

ولی خیلی سبک‌تر شدن

روندن‌شون سخت‌تر شده ولی باعث می‌شه سرعت‌شون بالا بره

دستمزدم رو به چه صورت پرداخت می‌کنین؟

بعدا درموردش صحبت می‌کنیم

این چیه؟

با این چه کار کنم؟

تایید می‌شه

تایید می‌شه

همه چی روبراهه؟ - بله -

اسکورپوس

تندتر

اسکورپوس باز داره فاصله می‌گیره

می‌تونه سومین پیروزی این هفته‌ش باشه

اسکورپوس

حق با تو بود دومیتیان

مردم راضی‌ان

و سنا احساس ترس می‌کنه

به سلامتی موفقیت سلسله‌مون - تا سقوط روم -

برو

وای

کجا می‌ری؟

مسابقه هنوز تموم نشده

.ارابه‌ران‌هام همه از دور خارج شدن چرا باید بمونم؟

کم کم دارم می‌فهمم مردم چرا اینقدر به اسکورپوس علاقه دارن

آره

اسکورپوس

صاحب تیم پیروز پیداش شد

یه سوال دارم

شرط‌بندی‌ها همیشه قبل از شروع مسابقه به اتمام می‌رسه، درسته؟

البته - چرا؟ -

چون همیشه به این صورت انجام می‌شده

قانونش همینه

همیشه از قانون تبعیت می‌کنی؟

کلی پول می‌تونی به جیب بزنی

که داری ازشون می‌گذری

توی نومیدیا، شرط‌بندی روی مسابقات ارابه‌رانی خروس جنگی و کشتی

تا آخرین لحظات ادامه داره

اگه مچ‌تون رو بگیرن چی؟

مهم‌ترین قانونِ قانون‌شکنی همین گیرنیفتادنه

فقط کافیه روال شرط‌بندی رو عوض کنیم

چطور باید این کار رو بکنیم و شرط‌های جدید رو ثبت‌ کنیم؟

افرادت رو توی جایگاه‌ها پخش می‌کنیم

تبریک می‌گم

تیم طلاییت را پس گرفتی

پول‌هایی که برنده شدی

یا افرادت خواهند مُرد

و رازهات برملا می‌شن

و این چرخه هرگز پایان نخواهد پذیرفت

مگر این‌که خودت آن را تمام کنی

یکی اینجاست که می‌خواد باهات صحبت کنه تناکس

می‌خواد تنها باهات صحبت کنه

بهش بگو فردا اول صبح می‌پذیرمش

منتظرته

الان می‌خواد ببینتت

تناکس اومده

عذر می‌خوام برادر. یکی از پیشکارهامه

برو بیرون

گفتم حضوری بیام پولم رو بگیرم

به دست‌تون می‌رسن

شرط‌های بزرگ رو به صورت اعتباری می‌بندن

باید منتظر بمونیم پاتریسی‌ها بدهی‌هاشون رو پرداخت کنن

طلبم رو تا فردا برام جور می‌کنی

متوجه شدی؟

تو! ارابه‌رانم رو دزدیدی

در این مورد باید با خود اسکورپوس صحبت کنی

باهم یه قراری گذاشته بودیم

الان دیگه متعلق به سفیدهاست

خودش که این‌طور فکر نمی‌کنه

اگه انتظار وفاداری از افرادت داری باید دستمزد بالاتری بهشون بدی

تازه به دوران‌رسیده‌ی عوضی

پسش بده

تو... با همه‌تونم

خیال کردین خدایان شماها رو به رهبری منصوب کردن؟

اشتباه می‌کنین

جایگاه‌تون به اندازه مردانی که برای رسیدن بهش

به قتل رسوندین متزلزله. حالا برید کنار

یا لازمه نگهبانان رو خبر کنم؟

من مرد پرمشغله‌ایم

متشکرم سناتور

تناکس! بدون این‌که سهم امروزم رو بدی

می‌خوای بذاری و بری؟

عجله دارم

چت شده؟

مستی؟ - آره -

.پولم رو هم احتیاج دارم باید هزینه‌ی میگساری و عیاشی پیروزیم رو بدم

با اعتبارت پرداختش کن

من بردم

تیم‌مون برد

یالا دیگه. پول اسکورپوس رو بده

هروقت به دستم رسید می‌دم

چی تو اون ارابه‌ست؟

تا وقتی پولم رو ندادی

سراغم نیا

پولم رو می‌خوام

پولم رو می‌خوام

خبری نشد؟ - نه هنوز -

همون‌طور که خواسته بودی پانزدهم ماه برگشتم

حالا کمکم می‌کنی؟

یه مردی هست

به اسم تناکس

جنایتکاره

می‌شناسیش؟

بله

دختر بزرگم برده‌ش بود

آزادیش رو خریدم

و الان هردومون براش کار می‌کنیم

در بوی تعفن جنایاتش غرق شده

تو هم دستت به این تعفن آلوده شده

فقط به‌خاطر بچه‌هام این کار رو می‌کنم

با این حال قصد داری فریبم بدی

و از طریق من دخترت رو آزاد کنی

...نه - فرض رو بر این گذاشتی -

که از خانواده‌م کینه به دل دارم

و می‌تونی به این واسطه

دخترت رو از دست‌شون آزاد کنی

آره

هنوز کلی چیز درباره روم

و وستا‌ل‌ها هست که باید یاد بگیری

من به این شهر تعلق دارم نه پدرم

توطئه‌ای چید تا نظام الهی رو برهم بزنه و به همین خاطر سزاوار مرگه

تو مستحق شفاعت من نیستی

نه. خواهش می‌کنم. دخترم بی‌گناهه

اون شایستگی حمایت شما رو داره

تنها روم سزاوار دریافت محافظت و حمایت منه

چی شده؟

روز سختی داشتم

موافقم

فعلا این‌طوره

چرا چهره‌ت درهمه؟

دارم درباره همکاری‌مون تجدیدنظر می‌کنم

بیدار شو نیکا

همین‌جا بمون

تناکس

یه مرد گنده‌ اومده. روی صورتش زخم داره

در رو قفل کن

داچیا کجاست؟ - نمی‌دونم -

بجنب

همین‌جا بمون

چاقوت رو بنداز

باید دستمزد بیش‌تری به افرادت بدی

دوست داری زنده بمونی؟

...چاقوت

آروم جابه‌جاش کن

.و بذارش تو دست ضعیف‌ترت و از زیر بدش بهم

اگه می‌خوای کاری تمام و کمال انجام بشه خودت باید انجامش بدی

حالا که همه چیزت رو گرفتم

می‌کشمت

.کمال هم‌نشین‌های راهزن و قاتلت درت اثر کرده خوب می‌جنگی

اما من مبارزه رو رو از جنگیدن در بزرگ‌ترین ارتش دنیا یاد گرفتم

کوئینتوس

تو صرفا یه جونور ضعیف و پست و غرغرویی

حالا همون‌طور که رهام کردی، ترکت می‌کنم

قبل از این‌که استادمون رو بکشیم

تاریک‌ترین رازش رو بهم گفت

چون زنش مزرعه زادمایه داشت [ برای پرورش اسب ]

تو رو به عنوان برده‌ش درست جلوی چشمش مخفی کرده بود

یادت باشه تو جهنم

خوب به این فکر کنی

اون پدرت بود

درسته. خون پاتریسی تو رگ‌هات جریان داره

خدانگهدار کوئینتوس کوچولو

« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::

دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.