All language subtitles for miyalal

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫[برخی از صحنه‌ها شامل تصاویری با نور چشمک‌زن یا پیوسته‌اند ‫که ممکن است برای بینندگان حساس به نور آزاردهنده باشد.]

‫آنچه گذشت...

‫برده‌ها رو می‌شه خرید

‫و با همون خریدن میشه پسشون گرفت

‫می‌خوای بری آوردگاه، نه؟

‫- بیا ‫- می‌خوایم اسب‌های اندلسی‌مون رو بفروشیم

‫بعد از مسابقه با فیمبریا حرف می‌زنم

‫برادرت برخلاف تو امروز عملکرد خوبی داشت

‫به خاطر اون ملکه یهودی

‫که توی تختت می‌خوابه ‫وظایفت رو نادیده می‌گیری

‫- سهام زنته؟ ‫- این چیه؟

‫ثروت، مقام، قدرت

‫۵۰۰ سهام تیم آبی

‫ارابه‌ی کیرکو چرا از هم پاشید؟

‫ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L ‫HosseinTLsub@yahoo.com

‫می‌تونید برید

‫خدایان رحم کنن

‫چی کار می‌کنی؟

‫چی می‌خوای؟

‫- این چیه؟ ‫- یه اشپیل که تا وسط بریده شده

‫هم‌تیمی من مرده

‫و منم می‌مردم اگه تجهیزات رو عوض نمی‌کردم

‫اینم از حقه‌های توئه؟

‫اسکورپوس می‌بازه، ‫تو پول خوبی به جیب می‌زنی

‫منم چند تا استخون یا گردنم می‌شکنه ‫که واقعی جلوه کنه

‫نه، معلومه که نیست

‫بهت گفتم، من برنامه‌های خیلی بزرگ‌تری

‫از چند تا مسابقه دست‌کاری شده ‫برامون دارم

‫پس ببین کی تجهیزات من رو خراب کرده

‫و بکشش

‫اوه...

‫ایول

‫درست شبیه اسب منه، اینچیتاتوس

‫برو. پول امروزت رو هم بردار

‫قدر من رو بدون

‫می‌دونم

‫بله. پسر خوب

‫اندلُسی‌ها رو از کجا می‌شناسی؟

‫می‌روندمشون می‌گرفتم. مدتها پیش

‫تو مسابقه می‌دادی؟

‫خب، اینجا اسبی نیست ‫که با اندلسی‌های ما رقابت کنه

‫چطورن؟

‫سورنا و سیستا مخروبه‌ها پاشون رو بریده

‫باید یه هفته بهشون استراحت بدیم

‫اندلسی‌ها پس؟

‫- بله ‫- ها

‫گاوروس آندلسی‌ها رو خیلی خوب می‌دونه. ‫بنظر من که خوکن

‫از کهرهای تو سریع‌تر، تنومندتر ‫و چالاک‌ترن

‫اگه اینا خوکن، ‫کهرهای تو چی‌ان پس؟

‫ببین چی میگه پسره. ‫یاد کی میندازدت؟

‫تو فکرم بود که خودم، ولی الان...

‫بنظرم تو

‫فردا بعدظهر

‫یه نگاهی به اندلسی‌هات میندازم

‫گراوروس!

‫برادرت خوب چرب‌زبونی می‌کنه

‫فردا بعدظهر اسبت برای اسکورپوس میدوه

‫آفرین داداش کوچولو

‫فکر کن اسبمون برای آبی‌های روم بدوه

‫کجا ساکنین؟

‫یه جایی بلدم. دنبالم بیاین

‫[ سوبورا ] ‫[ تپه کوئیرینال ]

‫مال تناکس‌ـه

‫این یکی کمتر از بقیه موش داره

‫تناکس کیه؟

‫به زودی می‌فهمین

‫ممنون گاوروس

‫نه سسترشوس در ماه

‫هر نفر

‫من فقط دو تا دارم

‫خرج چی کردیش؟

‫تو همینجوری هم خیلی رو تخت خوابیدی فونسوآ

‫حالا تو رو زمین بخواب

‫چی شده؟

‫- بابا! ‫- نه، نه، خواهش می‌کنم!

‫کی بهت گفت این کارو بکنی؟

‫کار من نیست. ‫تناکس، لطفا. باور کن

‫پس از اونی که این کارو کرده ‫بیشتر از من می‌ترسی

‫نه، خواهش می‌کنم. ‫من هیچی دربارش نمی‌دونم

‫باور کن، لطفا...

‫ناامیدم کردی

‫- نه! نه، نه! ‫- من می‌دونم کار کیه!

‫موهاش قرمز بود و تو مغازه بود

‫گفت می‌خواد تو رو سوپرایز کنه بابا

‫گفت یه رازه

‫چه خوش‌شانسی

‫بله!

‫امروز روز توئه، نه؟

‫تو تازه اومدی روم، درسته؟

‫تو کی هستی؟

‫من تناکس‌ام

‫یه پرس‌وجو بکن

‫مردم بهت توصیه می‌کنن ‫باهام مودب باشی

‫چی می‌خوای؟

‫اینجا روال کارها اینه که

‫قبل از اینکه دست ببری تو ارابه‌ها

‫از من مودبانه می‌پرسی

‫و اگه بخوای جوری دست ببری

‫که ارزشمندترین ارابه‌ران روم ‫رو به کشتن بده

‫که از قضا دوست منم هست

‫بهت میگم نه

‫و تخمات رو می‌بُرم

‫اسمت چی بود؟

‫تناکس

‫اسم تو رو شنیدم

‫تو دنیای کوچیک خودت خیلی قدرتمندی

‫کسی که من رو اجیر کرده

‫مال یه دنیای خیلی خیلی بزرگتره

‫شاید اون بتونه ازت محافظت کنه

‫خواهیم دید

‫بیا لوسیوس

‫حتی بلند هم نشد

‫باید می‌کشتینش

‫می‌کشم

‫قبلش باید با کسی که اجیرش کرده ‫سروکله بزنم

‫چجوری بفهمیم کار کی بوده؟

‫خودش الان گفت

‫تو رو نمی‌فرستم بری

‫ولی مجبوری

‫من به زودی امپراتور میشم

‫هیچکس من رو به چالش نمی‌کشه

‫اگه برادرت به کرسی کورولی برسه، ‫من و مردمم چی میشیم؟

‫هیچی بیشتر از این خوشحالش نمی‌کنه

‫که آوردگاهش رو با خون ما پر کنه

‫آوردگاه مال اون نیست

‫مال رومه

‫مال منه

‫اینجا بمون

‫در روم

‫[ منزل اسکورپوس ] ‫[ تپه اسکی‌لین ]

‫شما دو تا بیرون

‫اون آشغالی که می‌خواست ‫من رو بکشه رو کشتی؟

‫نه دقیقا

‫دومیتیان دستور خرابکاری ‫توی ارابه‌ت رو داده

‫دومیتیان؟

‫اون چرا باید مرگ من رو بخواد؟

‫فقط یکم پول می‌خواسته ‫برای همین...

‫احتمال بردش رو یکم بیشتر کرده

‫دومیتیان چرا باید پول بخواد؟

‫خانواده‌ش به دنیا حکومت می‌کنن

‫هم بله هم نه

‫پدرش افسارش رو محکم بسته

‫یادت باشه، بین دو تا پسر ‫اون بی‌ارزش‌تره‌ست

‫بخاطر پدرش باید خیلی مراقب رفتارش باشه

‫به قمارخونه‌های سراسر روم ‫میلیون‌ها بدهی داره

‫همین نشون میده چقدر درمونده شده

‫خبر خوبیه اتفاقا

‫این قطعه‌ی آخر پازله که نیاز داریم

‫تا تیم خودمون رو بدست بیاریم

‫چی؟ چجوری؟

‫خب...

‫تو که بهترین ارابه‌ران تاریخی

‫- موافقم ‫- و وقتی سهام‌های تیم آبی رو بفروشم

‫بودجه کافی برای درست کردن ‫تیم خودمون رو پیدا می‌کنیم

‫بعد فقط نیاز داریم به...

‫اجازه‌ی ادیل لودی

‫سرپرست بازی‌ها، که از قضا کیه؟

‫آقای نجیب‌زاده ولی بی‌پول

‫دومیتیان، پسر امپراتور

‫آره!

‫[ جاده اُستینس ]

‫برده‌ها این بلا سرشون میاد

‫وقتی تقدیرشون رو قبول نمی‌کنن

‫بگیرینشون

‫- نه! ‫- کوامه

‫منو ببین. قوی باش

‫قوی باش

‫- قوی باش ‫- کمک!

‫اورا، مراقبش باش!

‫کوامه! نه! نه!

‫نه!

‫بَه، فرید

‫چی برام آوردی؟

‫ضیافتی برای چشم‌هات

‫خدایان

‫تعریف چنین جونورهایی رو شنیده بودم، ‫اما فکر می‌کردم خیالی‌ان

‫خیلی هم واقعیه، ‫و قرار پول واقعی بابتش بدی

‫موقع گرفتنش دو نفر رو کشت

‫و یکی دیگه رو هم توی راه تیکه پاره کرد

‫ای جانم

‫به همین زودی ازش خوشم اومده

‫این کیه؟

‫کوامه، اسیرکننده‌ش

‫می‌ترسه اهریمن‌ها محافظ این جونور باشن

‫من از چنگ و دندون می‌ترسم

‫نه جادو

‫باید از جفتش بترسی

‫چقدر برای سه تا مروارید مشرقی میدی؟

‫اگه مروارید واقعی باشه...

‫دونه‌ای سیصد

‫چهارصد

‫پونصد

‫یه لحظه

‫یه نومیدیایی داره مروارید می‌فروشه

‫برده‌های تازه خریداری شده رو کجا می‌برن؟

‫نزدیک فروم

‫ممنون

‫ممنون

‫سلام

‫چند تا مروارید داری؟

‫و پولی که بابت فروش یکی‌شون گرفتی

‫دیگه چی ممکنه داشته باشه؟

‫نمی‌بینی؟

‫پیس‌پیس! برو!

‫[ لودوس مگنوس ]

‫اونوقت برادرم می‌خواست ‫از صخره تارپیا بندازتش پایین

‫چقدر حیف میشد

‫- فلاما ‫- فلاویس دومیتیانوس

‫هنوز خوب بهت غذا میدن؟

‫بله

‫- زن‌ها چی؟ ‫- به انتخاب خودم

‫روز اول و پونزدهم هر ماه

‫خوبه

‫ورودی جدید داریم

‫خوبه

‫خوبه

‫لاغره. حتی برای رتیاریوس

‫من جنگیدنش رو دیدم

‫فرزه

‫میگن یه شیر رو با دست خالی کشته

‫با دست خالی؟

‫می‌خوام ببینم چی ازت برمیاد

‫بذارینش تو میدون با این یکی

‫ویگو

‫افسار متوسط

‫اجازه نداره این کارو بکنه

‫یه گلادیوس بدین

‫وایسا!

‫وایسا

‫من رو ببخشید فلاویوس دومیتیانوس

‫ویگو طرفدار زیاد داره

‫بهتر نیست بذاریم فلاما ‫جلوی جمعیت بکشدش؟

‫بسیارخب

‫یه شیر. بدون سلاح

‫البته که دروغه. ‫ولی دروغ جسورانه‌ایه

‫آفریقای شمالی، پر از موش‌ها و سگ‌های کثیف

‫که پدر بزرگوار من آرامش رو درش برقرار کرده

‫اما خدایان رو شکر که ‫زیادی هم آرامش نداره

‫خب بگو ببینم

‫با دست خالی چی می‌تونی بکشی؟

‫بگیرینش!

‫بخرش. نمایش خوبی از مرگش درست می‌کنیم

‫بیا با من

‫کجاست؟

‫نگران نباش. میاد

‫اومد

‫به نسبت اندلسی بودنشون کوچیکن

‫اسب‌ها رو اندازه‌شون سریع نمی‌کنه

‫شلاق هم نزنین. ‫بدون شلاق بهتر می‌دون

‫برو، برو، برو!

‫سریعن

‫- آره، بیا، تو... ‫- هی!

‫به پیشنهادم فکر کردی؟

‫بله، کردم

‫بیست هزار سسترشوس ‫برای ده‌تاشون

‫ولی شما سه تا بعنوان کارگر اصطبل می‌مونین

‫تا بیشترین بازدهی رو ازشون بگیریم

‫- قبول می‌کنیم ‫- هر دو پیشنهاد رو

‫چرت نگین بابا. ‫قرارمون این بود که برگردیم

‫الیا، دور و برت رو ببین

‫- واقعا می‌خوای برگردی؟ ‫- بله

‫ما در سیرک ماکسیموس هستیم ‫و این اسکورپوس‌ـه

‫می‌خواد اسب‌هات رو بخره ‫و ما رو استخدام کنه

‫دقیقا. می‌خواد ما رو تو ‫این شهر گند گیر بندازه

‫بیست هزار سسترشوس

‫پول رو قبول می‌کنم

‫ولی قرارمون این بود که ‫اسب‌ها رو بفروشیم و برگردیم

‫اینجا می‌تونیم کسی باشیم برای خودمون

‫یه اسمی برای خودمون دست و پا کنیم

‫هر چند تا که بخوای اسب هست

‫من هر چی اسب بخوام تو بایتیکا دارم

‫پسرها

‫اسکورپوس منتظره

‫بله

‫ر‌أی می‌گیریم

‫من هستم

‫بله

‫من رأی نمیدم. میرم

‫الیا!

‫سر عقل میاد

‫قبول می‌کنیم

‫اون گوساله هم می‌مونه دیگه، درسته؟

‫بله

‫الان سریع‌ترین اسب‌هایی که ‫به عمرم دیدم رو روندم

‫مطمئنی؟

‫روی بال‌های پگاسوس پرواز می‌کنن

‫منم خریدمشون

‫البته با پول تو

‫- پس پایه‌ای؟ ‫- معلومه که پایه‌ام

‫همیشه بودم

‫چی می‌خوای؟

‫اینکه اسکورپوس اسب بخره عادی نیست؟

‫با پول شما، بله

‫این یکی با پول خودش بوده

‫بنظرت اسکورپوس داره ‫ولمون می‌کنه که بره یه تیم دیگه؟

‫یه فکری تو سرش هست

‫کنسول، یه آقای اومده می‌خواد ‫شما رو ببینه

‫تناکس، یک «پلبی» ‫(اهل غیربومی روم)

‫نه، معلومه که نمیشه

‫بفرستش پیش یکی از پیشکار‌هام

‫خیلی اصرار می‌کنه

‫میگه یه چیزی مربوط به تیم آبی براتون آورده

‫پونصد سهم از تیم آبی

‫اینا رو چجوری بدست آوردی؟

‫بدهی قماره

‫چرا اومدی به من بفروشی؟

‫چون این سهم‌ها شما رو دوباره ‫مالک اصلی تیم آبی می‌کنه

‫یعنی بیشتر از هر کسی ‫بابتش پول میدین

‫- شاید ‫- قطعا

‫تیم آبی زمانی که شما ‫مالک اصلیش بودین موفق بود

‫بر همه آشکاره که کالتونیا با لینیوس پیر ازدواج کرد

‫که سهامشون روی هم بیشتر بشه

‫بعد هم که اون مرد ‫و اون مالک اصلی موند

‫و اینم مشخصه که شما ‫دوباره اون مقام رو می‌خواید

‫هفتصدهزار سسترشوس

‫- مسخره‌ست ‫- هشتصدهزار سسترشوس

‫این روش معامله توهین‌آمیزیه

‫هر طور مایلید

‫فکر می‌کنم کالتونیا بخواد ‫مقامش بعنوان مالک اصلی رو...

‫بطور دائم مستحکم کنه

‫وایسا

‫پونصدهزار

‫نهصد

‫باشه

‫نهصدهزار

‫ولی به همه میگیم پونصد بوده

‫هر طور مایلید

‫از انتقامت لذت ببر کنسول

‫چه پست‌فطرتی

‫چرا به ما فروخت، نه اون؟

‫چون شناخت درستی از نفرت من از کالتونیا

‫و تمایلم به مالک اصلی شدن داشت

‫وقتی بفهمه قیافه‌ش دیدنیه

‫زیباست، مگه نه؟

‫فراتر از اون

‫اگه یهودیه‌ای‌ها با همین ساختمانی ‫که الان مجبورن بسازن اعلان جنگ می‌کردن

‫هیچوقت شکستشون نمی‌دادیم

‫فلاویوس دومیتیانوس

‫ممنون که من رو به حضور پذیرفتین

‫باید از اسکورپوس تشکر کنی

‫لطفا بگو که نیومدی ‫طلبت رو ازم بخوای

‫نه

‫نه، مدتهاست که فهمیدم

‫شرط‌بندی با خانواده امپراتوری

‫فقط شکلی از مالیات‌گیریه

‫خوبه

‫حرف بزن

‫این مکالمه باید تحت نظر چهار چشم انجام بشه

‫برو

‫ببینین، طلبی که دارم برام مهم نیست

‫برام مهم نیست که دیروز سعی کردین

‫مسابقه رو دستکاری کنین

‫فقط یه چیز رو ازش می‌فهمم

‫پول نیاز دارین

‫پول خیلی زیاد

‫بازی خطرناکی داری می‌کنی

‫شما هم همینطور

‫موجودی غلات

‫شورش سر غذا. جاه‌طلبی

‫همه خطرناکن

‫نمی‌دونم باید حرفت رو گوش کنم

‫یا بدم سرت رو بزنن

‫جفتش رو می‌تونین

‫چطوره اول به حرفم گوش کنین؟

‫- بسیارخب ‫- مثل شما، منم مرد جاه‌طلبی هستم

‫من و همکارم، ارابه‌ران بزرگ، اسکورپوس

‫می‌خوایم یه تیم مسابقه‌ی جدید تشکیل بدیم

‫حاضره از آبی‌ها جدا بشه؟

‫بعد از این همه کاری که براش کردن؟

‫جاه‌طلبه

‫مثل من، مثل شما

‫دارم لذت می‌برم. ادامه بده

‫من و اسکورپوس پول کافی ‫رو برای راه‌اندازی یه تیم جدید داریم

‫و اخیرا اسب‌هایی هم خریدیم، ‫اسب‌های خیره‌کننده

‫که پیروزی رو تضمین می‌کنن

‫و الان فقط به جواز امپراتوری

‫از سمت شما بعنوان ادیل لودی نیاز داریم ‫تا در سیرک ماکسیموس حضور پیدا کنیم

‫اونوقت این چه نفعی برای من داره؟

‫یه رود پر از پول

‫مالکیت مخفیانه نصف تیم ‫و تمام مزایاش

‫جوایز پیروزی، درصد دروازه

‫هزینه تماشا، هزینه تولید اسب، ‫عایدات شرط‌بندی

‫به همراه ارزش خود سهم‌ها

‫این «اسب‌های خیره‌کننده»؟

‫اندلسی هستن. ‫به قول اسکورپوس

‫«بال‌های پگاسوس» رو دارن

‫اگر اسکورپوس اونا رو برونه ‫هیچوقت نمی‌بازیم

‫البته مگر اینکه

‫شرایط جوری باشه ‫که باختن سودمندتر باشه

‫و یه چیز دیگه

‫می‌خوام رسما پیشکار شما بشم

‫تا بهتر در راستای منافع شما کار کنم

‫پیشکار من؟

‫قدم بزرگیه

‫مسئولیتش دوطرفه‌ست

‫به طرف بالا و پایین

‫بهش فکر می‌کنم

‫به اون یکی پیشنهادت هم همینطور

‫دیگه برو

‫برادرها!

‫برم بشاشم بیام

‫ببینیم بعدش می‌خواین برین یا نه

‫مروارید‌هام رو بده، وگرنه می‌برمش

‫فقط یه دونه برام مونده. قسم می‌خورم

‫با بقیه‌ش بدهی‌هام رو دادم

‫فقط همین مونده

‫بخواب زمین

‫الیا، چند بار بهت بگم؟

‫تا ابد اینجا نمی‌مونیم. ‫به زودی همه با هم برمی‌گردیم

‫دقیقا کِی؟

‫وقتی به جای کارگر اصطبل، ‫شدین متصدی اصطبل؟

‫وقتی شروع کردین به ارابه‌رانی؟

‫یه امتحان بکن. ‫دو هفته وایسا بعد تصمیم بگیر

‫نه

‫بهم دروغ گفتین. جفتتون

‫هیچوقت نمی‌خواستین برین خونه، مگه نه؟

‫از فراکس خوب مراقبت کنین. ‫بارلی هم تو تابستون،

‫یادتون هم نره ببرینش چراگاه

‫برس فقط با آب، روغن هیچوقت

‫هویج برای دندون‌هاش

‫الیا. بیا

‫زودباش، بیا!

‫فراکس

‫بیاید نزدیک‌تر

‫بله، وقتش رسیده

‫از زمان سزار آگوستوس، ‫هیچ امپراتوری

‫جانشینش پسر حقیقیش نبوده

‫جانشین همه یا پسرخونده‌هاشون بودن

‫یا غاصب‌ها. تا حالا، تا زمان من

‫هه

‫نگاه کنید خودتون رو

‫هر دو کاملا لایق گرفتن تخت من هستید

‫تیتوس، یه سرباز مثل خودم

‫با کلی فتح و پیروزی

‫و دومیتیان، سیاستمدار تیزبین و زیرک ما

‫ماهرانه سنا رو در غیاب ما کنترل می‌کنه

‫و کمکم می‌کنه تا کرسی کورولی رو محفوظ کنم

‫انتخاب دشواریه

‫اما هیچ‌چیز، هیچ‌چیز مهم‌تر نیست

‫از محافظت روم عزیزمون

‫دشمنان خارجی‌مون خطرناکن

‫و دشمنانمون در داخل روم هم خطرناکن

‫حاضرن این شهر رو در راستای ‫جاه‌طلبی‌شون فدا کنن

‫اما از بین این دو

‫دشمنان خارجی‌مون

‫اشکانیان، گال‌ها، ‫بریتون‌ها، هون‌ها

‫اونها خطر اصلی هستن

‫بنابراین

‫یه سرباز باید روی کرسی کورولی جلوس کنه

‫تیتوس، تو امپراتور خواهی شد

‫دومیتیان؟

‫به هر طریقی که بتونم ‫به برادرم خدمت خواهم کرد

‫خوبه

‫در!

‫الان اقدام می‌کنید؟

‫علیه لژیون‌های تیتوس؟

‫ثروتش و وفاداری گارد پرتورین؟

‫نه. بذار تیتوس فکر کنه برنده شده

‫با سلاح‌هایی که بهم داده شده ‫باهاش می‌جنگم

‫نه، نه، نه. باید شبیهِ...

‫اسکندر بزرگ بشم، ‫نه یه جنده خیابونی

‫یه چیز خیلی دراماتیک‌تر ‫برای ورود بزرگم می‌خوام

‫اسکورپوس بزرگ

‫ارابه‌ران تیم خودش. بله؟

‫بیرون!

‫هوم؟

‫قرار نشد محرمانه جلو بریم؟

‫وقتی تأیید دومیتیان رو بگیریم، ‫خبرش پخش میشه

‫اگه تأییدش رو بگیریم

‫بیا، قراره بیاد اصطبل

‫که اندلسی‌ها رو ببینه

‫- گوه توش! ‫- گاوروس رفت دکتر بیاره

‫- سرورم ‫- سرورم

‫چرا کسی بهم نگفت؟

‫دومیتیان رسید. بیرونه

‫همونطور که گفتم، گوه توش!

‫خیلی‌خب، من حواسش رو پرت می‌کنم

‫پرده‌ها رو بکشید. ‫یالا، بکشیدشون

‫یالا

‫بیا، کمکم کن

‫بیا

‫فلاویوس دومیتیانوس

‫این اسب‌ها که بال پگاسوس دارن کجان؟

‫اول چطوره بریم یکم غذا یا شراب میل کنیم؟

‫نه

‫دختر چی؟ شایدم پسر؟

‫تو فکرم بود که اصطبل ‫حق مطلب رو ادا نمی‌کنه

‫باید توی میدون ببینین‌شون

‫- در حال دویدن، شاید فردا؟ ‫- تناکس!

‫من برای این کارا وقت ندارم. کجان؟

‫اسب‌ها رو اونقدر می‌شناسم ‫که توی اصطبل هم بفهمم خوبن یا نه

‫سرورم

‫فلاویوس دومیتیانوس، ‫افتخار دادید

‫اسکورپوس

‫هوشیارم هستی. همین خودش ‫تحسین‌برانگیزه. این یکی از اوناست؟

‫بله، بله، فراکس. اسب اصلی

‫چرا بستینش؟

‫یه تکنیک اسپانیاییه عالیجناب

‫بعد از دوندگی طولانی در سربالایی ‫یه روز آویزونشون می‌کنیم

‫باعث میشه در زمین تخت سریع‌تر باشن

‫بله. بله، این تکنیک به گوشم خورده

‫بقیه کجان؟

‫چراگاه

‫بیرون

‫چیزی نیست

‫سیرک ماکسیموس حالا پنج تا تیم داره

‫شما هر کدوم مالک یک چهارمش هستید

‫اینکه من مالک نصف دیگه هستم ‫پنهان باقی می‌مونه

‫- هر طور مایلید ‫- هر طور دستور میدم

‫ناامیدم نکن

‫عالیجناب

‫یه چیز دیگه

‫تصمیم گرفتم تو رو بکنم یکی از پیشکارهام

‫بهم افتخار میدید

‫تا زمان مرگم برای منافع شما خدمت می‌کنم

‫و منم اگر برام مناسب باشه ‫از منافع تو حفاظت می‌کنم

‫با من

‫اوجندوس، بهترین طبیب

‫زمانی دامپزشک سبزها بود

‫حق با تو بود گاوروس. ‫قطعا سم تاجریزی‌ـه

‫چیکار می‌تونی براشون بکنی؟

‫دفنشون کنم

‫الان حوصله شوخی ندارم

‫کار خاصی نمیشه کرد

‫یه مگنوس ممکنه بگه ‫سه شب تو آخورشون کلاغ بذار

‫و با استفاده از ناقوس ‫ارواح اورک‌ها رو از کبدشون بیرون کن

‫با این کار سر جونم قمار نمی‌کنم. ‫هر کاری می‌تونی بکن

‫هیچکس این ماجرا رو ندیده

‫اگر به یک نفر بگید

‫مرگ‌هایی براتون رقم می‌زنم که ‫به فکرتونم نمی‌رسه. فهمیدین؟

‫بله

‫یادتون باشه، تنها کسی که باید

‫بیشتر از دومیتیان ازش بترسین منم

‫فهمیدیم قربان. ‫ما اینجا هیچی ندیدیم

‫شما دو تا

‫آندریا، الیا، بیاین

‫خیلی‌خب، داداش کوچولو

‫تو بردی. دیگه داره خطرناک میشه

‫من میگم تا تاریکی هوا کاری نکنیم

‫بعد یواشکی از شهر بریم

‫- بریم کجا؟ ‫- هر جا جز اینجا

‫- خونه ‫- من اسب‌هامون رو ول نمی‌کنم بمیرن

‫حالا می‌خواد بمونه

‫ما این اسب‌ها رو از وقتی کره بودن ‫تربیت کردیم

‫دوستشون دارم، و تنهاشون نمی‌ذارم

‫پسر امپراتور ما رو دیده

‫اگه فرار کنیم چقدر طول می‌کشه ‫تا پیدامون کنن؟

‫هیچ چاره‌ای نداریم

‫با اسکورپوس و تناکس می‌مونیم

‫نگهبان بیار. ‫بیشتر می‌فرستم

‫کار کیه؟

‫منم می‌خواستم همین رو ازت بپرسم

‫من به کسی نگفتم

‫جز اون خیاط لعنتی و معلوم نیست دیگه کی. ‫آنتونیا مثلا؟

‫دومیتیان کلی برده و ملازم داره. ‫اونا هم حرف می‌زنن

‫دیگه خیلی دیره

‫اولین سال حضورم تو مسابقات

‫اسب اصلی قرمزها با تاجریزی مسموم شد

‫طبیب کالدوس با خاکستر زرد مداواش کرد

‫خاکستر زرد سمه. ‫قبل از درمان می‌کشدش

‫برای کالدوس جواب داد

‫می‌تونی بیاریش؟ کجاست؟

‫پمپئی. خودم میرم

‫تو باهاش برو. در امان نگهش دار

‫سعی کن دیده نشی

‫بریم چند تا اسب جدید بیاریم

‫اسکورپوس! اسکورپوس!

‫- نگهبان‌ها ‫- بله قربان

‫تناکس. پول افرادت رو که دادم

‫- دو هفته پیش ‫- نیومدم پول بگیرم

‫اومدم بخرم. تاجریزی

‫من سم نمی‌فروشم

‫دیگه

‫هر چی داشتم فروختم

‫به کی؟

‫می‌دونم تو اسب‌هام رو مسموم کردی. ‫کی اجیرت کرد؟

‫تو که بهرحال منو می‌کشی

‫چرا باید بهت بگم؟

‫انقدر مطمئن نباش که می‌کشمت

‫شاید زنده بیشتر به دردم بخوری

‫فقط این سالتو که افتاده می‌دونست

‫تو یه کجاوه با یکی حرف زد

‫- وقتی من اون سمت میدون بودم ‫- کجاوه رو توصیف کن

‫باکلاس. با رنگ طلایی و سبز، ‫با دسته‌های چوبی

‫این رحم من یادت بمونه

‫ببینین صاحب اون کجاوه کیه

‫- چند تاشون مردن؟ ‫- این اولیه

‫بقیه رو تا اینجا نجات دادم

‫گاوروس

‫اسب‌های دیگه برای خریدن پیدا کن

‫تمام اسب‌های خوب مال تیم‌ها هستن

‫هر چی پیدا کنین به این خوبی نیستن

‫ولی زنده‌ان

‫دیگه بسه

‫جمع می‌کنیم و آماده میشیم

‫که به محض برگشتن آندریا راه بیفتیم

‫بهت گفتم. من نمیام

‫تو بچه‌ای. ‫همیشه بچه بودی

‫من و آندریا از همون لحظه‌ای که مادرمون ‫موقع زایمان تو مُرد تو رو لوس کردیم

‫باشه. برو

‫مادر، حالت خوبه؟

‫- می‌خواین کمکتون کنم؟ ‫- بله لطفا

‫- باید چی بگیم؟ ‫- ممنون

‫[ فروم روم ]

‫وولا. وولا، پاشو

‫همونه

‫پاشو، بریم ببینیم کجا میریم

‫راه رو باز کنید

‫راه رو باز کنید

‫رنگ طلایی و سبز. ‫قطعا همین کجاوه‌ست

‫برو تناکس رو صدا کن

‫بله، البته. برای شما عجله می‌کنم

‫می‌تونم تا کمتر از یه ماه آماده‌شون کنم

‫من یه ماه وقت ندارم، ‫شاید دو روز هم وقت نداشته باشم

‫اینا چطور؟

‫اوه. اینا بهترین اثرم هستن

‫- می‌تونم یه جفت عین همینا براتون درست کنم ‫- همینا رو می‌برم

‫نه، اینا برای لتو هستن. ‫برای زنون سفارش داده

‫دیگه مال منن. رنگشون بزن

‫نمی‌...

‫کجاوه رو پیدا کردیم!

‫رنگشون بزن

‫چه رنگی؟

‫جمع شید، جمع شید

‫حراج داره شروع میشه

‫راه رو باز کنید!

‫خیلی‌خب

‫اولین پیشکشمون

‫این بریتون رو ببینید. ‫نه‌تنها زیباست

‫بلکه همه غذاهای محشری

‫که بریتون‌ها بهشون معروفن رو بلده بپزه

‫کی صد تا سسترشوس میده واسش؟

‫بیخیال. هشتاد تا پس

‫عالی. این یکی مال شماست

‫بیا بالا برش دار ببر

‫بعدی، این دختر خرکار

‫مناسب برای همه‌جور شخم زدن

‫کی پنجاه تا میده بهم؟

‫من پنجاه تا میدم

‫پنجاه تا اینجا. ‫بیا کلیدش رو بگیر

‫و حالا جاذبه‌ی اصلی‌مون

‫یه جفت خواهر نومیدیایی

‫دوتایی یا جدا جدا فروش میرن. ‫کسی پیشنهادی داره؟

‫صدتا

‫صد و هشتاد

‫دویست‌تا

‫شنیدم این یکی باکره‌ست

‫دست آدم یا حیوون بهش نخورده

‫کی 250 تا بهم میده؟

‫پیشنهادی نیست؟ چهارصدتا؟

‫پونصد

‫- شیشصد ‫- هفتصد

‫هشتصد

‫سه هزار سسترشوس

‫فروخته شد. به قیمت سه هزار سسترشوس

‫خدایا

‫بیا جنست رو ببر

‫مادر!

‫یکم رحم داشته باش

‫- لطفا ‫- ببخشید

‫مادر! مادر!

‫بعدی، خواهرش

‫مادر!

‫شاید باکره نباشه، ‫ولی قوی‌ و خوش‌هیکله

‫پونصد

‫من هشتصدتا میدم

‫فروخته شد به تناکس به قیمت پونصد

‫نه، نه. من هشتصدتا گفتم

‫شرمنده، نشنیدم

‫بیا، بیا، هزار تا

‫دیگه فروخته شده

‫نه. نه

‫هزار تا. دوبرابر قیمتت رو میدم

‫شرمنده، معامله انجام شده

‫تالیا، تنهامون بذار

‫بشین

‫گفتم بشین

‫بعد از اینکه باهام خوابیدی

‫دیر یا زود خوابت می‌بره

‫و وقتی خوابت ببره، ‫گلوت رو می‌برم

‫تو می‌خوای گلوی من رو ببری؟

‫من صاحب توام. تو برده‌ی منی

‫هر کاری بخوام باهات می‌کنم

‫بیخیال‌بشو نیستی

‫من مادرشم

‫دخترم

‫اورا، من پیشتم

‫بهت که گفتم. فروشی نیست

‫همه‌چی با قیمت خودش فروشیه

‫اون نه

‫چرا خریدیش؟

‫باید یه چیزایی درباره کسی که اون یکی ‫دخترت رو خرید بفهمم

‫که اینطور

‫می‌خوای از این دختر بعنوان واسطه استفاده کنی

‫که اون یکی دخترم برات جاسوسیِ ‫دشمنت رو بکنه

‫یه گزینه دیگه سراغ دارم

‫گوش میدم

‫واسطه‌ت خودم میشم

‫ولی به این دست نمی‌زنی

‫و هر وقت این داستان تموم شد، ‫هر چی که بود

‫می‌ذاری بخرمش

‫به قیمت خودت

‫نه

‫وقتی تموم شد

‫فروختنش بهت رو با قیمت خودم ‫در نظر می‌گیرم

‫جای موندن می‌خوام

‫اون پشت یه اتاق دارم

‫می‌تونی دو شب با دخترت بمونی

‫اسم من کالاست

‫حالت خوبه؟

‫هی، هیس!

‫آبه، نه سم

‫جلوم خوب مبارزه کردی

‫- چی می‌خوای؟ ‫- معامله

‫اون گلادیاتور گندهه رو دیدی ‫که نگامون می‌کرد؟

‫اون غوله که روی گردنش علامت داشت

‫- آره ‫- اون فلاماست

‫قراره من رو بکشه

‫بد به حال تو

‫آره. بد به حال من

‫می‌دونی، من از وقتی بچه بودم

‫همیشه گنده‌ترین، قوی‌ترین و سریع‌ترین بودم

‫جنگجو هم که شدم ‫همیشه به راحتی بقیه رو کشتم

‫پس شاید بتونی این فلاما رو غافلگیر کنی

‫نه

‫خیلی راحت من رو می‌کشه

‫از من گنده‌تره، ‫فرزتره و قوی‌تره

‫و کلی حقه تو آستینش داره

‫که با هر کدومش می‌تونه ‫یه شمشیر بکاره تو شکمم

‫چه ربطی به من داره؟

‫اون تاجر، فرید

‫گفت یه شیر رو بدون سلاح کشتی

‫این دروغیه که به رومی‌ها میگم

‫که برای شکار من رو استخدام کنن

‫یه بار یه پلنگ رو بدون سلاح کشتم

‫تقریبا کامل بزرگ شده بود

‫و بعضی وقتا پلنگ می‌تونه ‫شیر رو بکشه

‫پس تقریبا مثل کشتن شیره

‫تقریبا

‫شاید بازم چیزی بلد باشی

‫که بتونم جلوی فلاما استفاده‌ش کنم

‫با اطلاعاتی که خودت داری، ‫که عملا هیچی نیست

‫یک روز هم تو آوردگاه دووم نمیاری

‫ولی اگه به من بگی که چی می‌دونی

‫از مبارزه با حیوون‌های ‫بزرگ‌تر و قوی‌تر از خودت

‫من می‌تونم کار با سلاح‌هامون رو یادت بدم

‫فرصت زنده موندن بهت بدم

‫و رویای شمشیر چوبی رو

‫شمشیر چوبی؟

‫آزادی

‫اگه یه گلادیاتور جمعیت رو به قدر کافی سرگرم کنه

‫جمعیت می‌تونه درخواست کنه ‫که بهش شمشیر چوبی بدن

‫که باهاش از اینجا آزاد میشه

‫- گلادیاتورهای شایسته ‫- هدف تو چیه؟

‫آزاد کردن خواهرهام و کشتن رومی‌ها

‫حیف که نمی‌تونیم همه‌شون رو بکشیم

‫اونی که داشت تماشامون می‌کرد چی؟

‫اونی که چشماش مثل چشم کفتار بود

‫هوم. دومیتیان

‫اون پسر امپراتور وسپاسیانوس‌ـه

‫پس همون خوبه

‫چیه؟

‫می‌خوای با کشتن دومیتیان شروع کنی؟

‫پس همین کارو می‌کنیم

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L ‫HosseinTLsub@yahoo.com

‫دانلود فیلم‌وسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین ‫.:: FilmKio.Com ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.