Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«امپایر بست تیوی با افتخار تقدیم میکند» ..:::EmpireBestTV.Com:::.
سیاستمدار پوپولیست منفرد فست...
توسط یک تکتیرانداز در مونیخ هدف گرفته شد.
فست به دیدن پسرش الایاس فست...
در بیمارستان سنت الیزابت رفته بود.
آخ!
این به حدس و گمانهایی...
در رابطه با وجود داشتن ارتباطی بین این حوادث منتهی شده.
وقتی یه تکتیرانداز سلاحی رو پیدا میکنه،
که بهش توانایی این رو میده که از چنین فاصلهای شلیک کنه،
اون سلاح ارزشمندیه،
یه اسلحهساز بوده که میخواسته این کار رو بکنه.
اسمش نورمن استوکه.
من یه نیرو توی بلفاست دارم. اسم رمزش اسپاروئه.
اگه لری میدونست داشتم با کی حرف میزدم، من رو میکُشت.
یه دختر به اسم اما داره.
میدونم میتونم پیداش کنم.
هدف کیه؟
اوله داگ چارلز.
ریور یه فناوری تحولآوره.
میتونی بهش دسترسی پیدا کنی؟
هزینهبره.
[3.75میلیون دلار مونیخ هنوز واریز نشده.]
[کون لقت]
با دانشآموزتون به یه مشکل جدی برخوردیم.
سکته کرده.
♪ ترانه This Is Who I Am اثر Celeste ♪
«امپایر بست تیوی در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
«امپایر بست تیوی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» .::: EBTV.App :::.
«روز شغال» «قسمت دوم»
مـــتـــرجـــم .:: رضــا فتــحی ::.
در آلمان حامیان منفرد فست...
همچنان اصرار دارن انتخابات فدرال پیش رو به تعویق بیفته.
رقبای سیاسیش انکار میکنن که اصرارشون بر نپذیرفتن این مسئله،
توهین به فست و خانوادهاش محسوب میشه.
پسر منفرد فست، الایاس هم...
اسپارو کیه؟
بدهاش، بدهاش، بدهاش. بدهاش، بدهاش، بدهاش، بدهاش.
- الیسون، فقط یه لحظه صبر کن. - صبح بخیر.
تو یه جندهی دوهزاریای، میدونستی؟
الیسون، چه خبر شده؟
بهم نگو که این مسئله تصادفیه.
تو یه دفعه همینطوری پیدات میشه و بعدش اما دستگیر میشه.
اونا نمیذارن باهاش حرف بزنن.
و میدونم که داری این کار رو میکنی که ازم انتقام بگیری.
من هیچ ارتباطی با این مسئله ندارم.
تو یه دروغگویی.
واسه چی بهم زنگ زدی الیسون؟
دقیقاً میدونی واسه چی زنگ زدم.
میدونم تو میتونی بیاریش بیرون.
تو من رو آوردی بیرون.
آره، اون موقع یه چیزی واسه ارائه داشتی.
فقط شمارهی نورمن رو برام گیر بیار، من بقیهاش رو حل میکنم.
همین امروز هم میخوامش.
توی گزارش اولیه نوشته که اما از قبل یه مشکل قلبی داشته.
ممکنه هرجایی مُرده باشه.
ولی توی یه سلول پلیس مُرد، تو هم انداختیش اونجا.
اون مَردی که منفرد فست رو کشته،
دوباره هم آدم میکشه، مگه این که جلوش رو بگیریم.
پس خسارت جانبی بوده؟
من اینطوری توصیفش نکردم.
چطوری توصیفش میکنی؟
یه دختری مُرده که نباید میمُرد.
ایشون آقای کارور هستن. اون گندگاریهای ما رو جمع میکنه.
تو هم خیلی خوششانسی که اومده گندکاری تو رو جمع کنه.
پلیس یه دختر رو دستگیر کرده بود.
این پلیس رو از نظر قانونی مسئول میکنه،
ولی کار من اینه که اطمینان حاصل کنم،
که صد درصد...
امآی6 به هیچ شکلی با این مسئله ارتباط پیدا نمیکنه.
خب، کی میدونست تو توی پاسگاه بودی؟
همه چیز با گیلسپی هماهنگ شد.
- همون پلیسه؟ - آره.
اون تنها کسیه که اصلاً اسم من رو میدونه.
من با گیلسپی یه صحبتی میکنم،
مطمئن بشم هیچکس دیگهای نمیتونه شناساییش کنه.
- کس دیگهای هست؟ - نه.
- مطمئنی؟ - آره.
بیا امیدوار باشیم میشه به گیلسپی اعتماد کرد.
باید همین الان این عملیات رو تعطیل کنیم.
امروز صبح با اسپارو صحبت کردم. توی مشتمونه.
بهش گفتی که دخترش مُرده؟
بهش نگفتم.
افتادی توی تله بعد میخوای هنوز بکنی؟
یه چهرهی سیاسی برجسته ترور شده،
و احتمال زیادی وجود داره که اون اسلحه...
توسط یه اسلحهساز انگلیسی ساخته شده باشه و من ازش یه سرنخ دارم!
منظورتون اینه بهتره همینطوری بکشیم کنار؟
این دنبال نخودسیاه رفتنه و به اعتبار تشکیلاتمون کمکی نمیکنه.
باید مسئولیت این قضیه رو بندازیم روی دوش دفتر اروپای مرکزی.
من به آلمانیها قول دادم کمک میکنیم.
قضیهی اما... ناراحت کنندهست،
ولی بحث اهداف و عواقبشونه.
الان هم اهدافمون مهمترن.
الیسون نباید قضیهی اما رو بفهمه.
همین که خبرش پخش بشه، از دستش میدم.
میتونم یه مقدار برات وقت بخرم.
چقدر؟
شاید بیست و چهار ساعت.
بهتره مشغول شی.
زود باش.
بله؟
خبرهای خوبی دارم،
با رئیسهام صحبت کردم و میتونم اما رو بیارم بیرون.
- عالیه، درسته؟ - آره.
ولی باید شمارهی نورمن رو برام پیدا کنی همین امروز هم لازمش دارم.
نگران نباش، اما به زودی میاد خونه.
[او یک تاجر موفق، کارآفرین فناوری، طراح محصول و سرمایهگذاری خلاق است]
[گفته میشود که پروژهی جدید او ریور عصر جدیدی از شفافیت و عدالت اقتصادی جهانی را رقم میزند]
[مخالفین میگویند جهان را وارد هرجومرج غیرقابل تصوری میکند]
[3.75 میلیون دلار مونیخ هنوز واریز نشده. کون لقت]
[کون لقت]
[چهارده روز پیش مبلغ 3.75میلیون یورو به حسابم واریز شده. لطفاً واریزی رو تایید کنید.]
صبح بخیر عشقم.
صبح بخیر.
هوم. میفهمم وقتی که...
ذهنت درگیره.
وقتی وارد اون حالتت میشی. وقتی داری راجع به کار فکر میکنی.
من همینجام.
فقط نصفت.
به نصفهی دیگهات هم بگو بیاد.
دلم براش تنگ شده.
یه نفر هست که باهاش کار میکردم که...
خب، در مورد تعهداتشون نسبت به من دچار سوءتفاهم شدن.
مسئله پوله؟
آره.
خیلی؟
آره.
عجب مادرجندهای.
میخوای چیکار کنی؟
مسئله فقط پول نیست.
مسئله اینه که اگه خبرش پخش بشه که یه نفر...
از این که پولم رو بده قسر در رفته، به برندم ضربه میزنه.
این مشکلسازه.
میدونم.
اگر هم از تو دزدی کرده باشه،
یعنی از خانوادهات دزدی کرده،
که یعنی من و کارلیتو.
پس بهم بگو خونهاش کجاست، منم میرم بدهیت رو ازش میگیرم.
چیه؟
- این کار رو میکنم، بهم اعتماد کن. - آره، اصلاً شک ندارم.
اصلاً شک ندارم.
ولی نگران نباش، حلش میکنم.
یه کار دیگه هم رسیده.
کار بزرگیه؟
خب، معنیش اینه که میتونم خیلی بیشتر با شما دوتا وقت بگذرونم.
آدمهایی که براشون کار میکنی فکر میکنن،
چون بهت کلی پول میدن، اونا...
مالک روحتن.
این نگاه یعنی چی؟
چیه؟
- بعضی وقتها بهم نگاه میکنی و... - چی؟
نمیدونم.
نه، منظورت چیه؟ منظورت چیه بعضی وقتها یه جوری بهم نگاه میکنی؟
- منظورت چیه؟ - نمیدونم.
بعضی وقتها که بهت نگاه میکنم چی؟
چی میبینی؟
- یه مادرجنده رو میبینم. - کون لقت.
[نیویورک - آمریکا]
امروز صبح که داشتم ریشم رو میتراشیدم،
این به ذهنم رسید.
اقتصاددانها اشتباه میکنن.
ما به سادگی میتونیم نصف جمعیت زمین رو از دست بدیم،
و هیچ جنبهی منفیای هم نداره.
البته باید نیمهی درستیش حذف بشه.
حالا سوال اینه که ما میتونیم به مردی که منفرد فست رو کشته اعتماد کنیم؟
لئونورا ازم خواسته که براتون بهترین رو پیدا کنم. من هم همین کار رو کردم.
مشخصاً توانامنده.
ولی صد میلیون پول زیادی برای پرداخته.
خب، فقط اگه کار رو تموم کنه پولش رو میدیم.
اگر هم کار رو تموم کنه ارزشش رو داره.
ممنونم. خوشحالم میبینمتون. ممنون تشریف آوردید.
اوله داگ چارلز، شما قراره محصولی به نام ریور رو عرضه کنید.
که وعده دادی که باعث عدالت اقتصادی جهانی میشه.
واسه چی پولدارترین مرد زمین انقدر به عدالت اقتصادی علاقمنده؟
خب، همهمون باید به عدالت اقتصادی علاقمند باشیم.
به همین سادگی. درسته؟
پدر و مادرت چپهای تندرویی بودن.
بعضیها میگن داری سعی میکنی پدر و مادرت رو راضی کنی.
اوه بیخیال.
ببین، پول مثل آب جاری...
وارد جیب پولدارها میشه،
و همونجا میمونه.
در حالی که باید برای نسلهای آینده اندوخته بشه.
تنها راه انجام این کار هم...
شفافیت مالی کامله.
درسته؟
افراد پولداری مثل شما؟
بله.
دلت میخواد همه بتونن حساب بانکیت رو ببینن؟
خب، من چیزی رو واسه قایم کردن ندارم.
ولی آدمهایی هستن که خیلی چیزها رو مخفی میکنن.
ریور هم قراره...
ما خیلی وقتمون محدوده.
این مسئله باید قبل از این که این ریور رو منتشر کنه تموم بشه.
حرفم واضح بود؟
♪ تولدت مبارک ♪
♪ تولدت مبارک ♪
♪ تولدت مبارک ♪
♪ کارلیتو! ♪
♪ تولدت مبارک! ♪
- این کار رو بکنیم؟ بیا امتحانش کنیم. - شمعها رو فوت کن کارلیتو.
زود باش کارلیتو!
آفرین!
پدر و مادر!
پدر و مادر! پدر و مادر! پدر و مادر!
کارلیتو، کل این هدیهها مال توئن!
- میخوای این رو بدی بهش؟ - من راستش... یه چیزی برات درست کردم کوچولو.
- واقعاً؟ - آره، توی نیویورک.
- واسه این کارها وقت داری؟ - آره.
ببین، ببین، ببین!
یه نگاه بندازیم؟
این چیه؟
نگاهش کن کارلیتو.
ببین!
این...
کوچولو، این یه هواپیمای آمریکاییه.
بابا، نه، نکن...
هی.
بچهها، هیچی رو پست نکنید، میدونید دیگه.
مامان؟
باشه، باشه.
میدونن.
- قول میدم، میدونن. - ببخشید، میدونم میدونید.
- میدونی دیگه. - میدونم.
- چیه؟ - تولدت مبارک.
حالت خوبه عشقم؟
خیلی برای ام ناراحتم که خودش تنهایی توی یه سلوله.
آره...
توی لندن هم هست.
حداقل اگه اینجا نگهش میداشتن، پیش آشناهاش میبود.
عشقم...
هردومون تجربهاش رو داریم.
اولین باری که دستگیر شده بودم، کاری کرده بودن وحشت کنم.
ولی دووم آوردی.
اون مثل ما نیست لری. اونجا بهمون نیاز داره.
من میخوام برم اونجا.
پولش رو از کجا بیاریم؟
- میتونی از نورمن بخوای؟ - نورمن؟
خب، نورمن کلی پول داره.
باهاش در ارتباط هستی، مگه نه؟
- میدونی کجاست؟ - نمیتونم هرباری که به مشکل میخوریم،
برم پیش داداش کوچیکهام.
مسئله جدیه. میگن با بطری یه پلیس رو زخمی کرده.
اون اونجا بهمون نیاز داره!
چارلز.
سلام.
حالت چطوره پسر؟
درد ندارم.
- کلی بچه هست، ها؟ - تا ابد. بچهها تا ابد.
تو اینطوری نیستی، نه؟ تو...
- تکبچهای؟ - آره.
- ببخشید. ببخشید... - نه.
میدونی چارلی، من... انگلیسیم خیلی بده.
همیشه این حرف رو میزنی آلوارو، ولی خیلی خوب انگلیسی حرف میزنی.
- نه. - نه، آخه...
- اسپانیایی برای من خیلی سخته، پس خوبه... - نه، اسپانیایی تو بهتره.
- واقعاً؟ - اوهوم.
میدونی، تا حالا بهت نگفتم.
همیشه وقتی میری،
به همه میگم،
نگران نباشید، من اینجام.
مراقبم همه چیز عالی باشه، همه چیز خوب باشه.
- پس... اگه چیزی لازم داشتی... - آره.
- من میتونم انجام بدم. - خیلی لطف داری آلوارو،
خیلی هم ممنونم. صادقانه میگم.
ببین چارلی. یه مسئلهای.
- من یه دوستی دارم، باشه؟ - باشه.
دوستم هم... یه بار داره.
و پیشنهاد کرد که...
چطور میگید؟ که بفروشه...
نصف... نصف بار رو.
باشه.
پس اگه دلت بخواد،
میتونم ببرمت پیش دوستم،
بعد ما سهتا میتونیم با هم صحبت کنیم، ببینیم خوبه یا نه.
فکر میکنم این... به نظرم باید این کار رو بکنیم.
ولی فکر میکنم شاید وقتی که...
وقتی برگشتم.
- اینجا؟ - آره.
میدونی چیه؟ یه لحظه وایسا.
خانواده!
[بانک بزرگ کیمن: شما یک پیام محرمانهی جدید دارید. لطفاً وارد حساب خود شوید.]
من باید یه تماس فوری بگیرم.
- الان؟ - آره، باید... زود تموم میشه.
- محض رضای خدا. - یه دقیقه دیگه میام.
- زود بیا! - باشه.
چارلز همیشه داره کار میکنه.
معلومه.
ولی ببین با اینطوری کار کردنش چه دستاوردهایی داشته.
نوری، واقعاً شانس آوردی این پسره رو پیدا کردی.
بیخیال، خفه شو. بشین غذا بخور.
زود باش، میگو داره سرد میشه.
[قادر به شناسایی مشخصات پرداخت کننده نبودیم. مبلغ از شماره حساب... در مونیخ واریز شده]
[مونیخ]
- نه. دوباره نه لطفاً. - خیلی عذر میخوام.
- اوه بیخیال. - میدونم.
میدونن تولدشه. این آدما اصلاً همدلی ندارن.
- خیلی عذر میخوام. - همین دیروز رسیدی.
میدونم، میدونم همینطوره.
بچهها، خیلی عذر میخوام، من مجبورم برم.
خداحافظ، خداحافظ کوچولو. خداحافظ.
تولدت مبارک.
دوستت دارم. زود میبینمت. زود میبینمت.
- خداحافظ. - باشه، من میرسونمت.
- نه، تاکسی گرفتم. - تاکسیای در کار نیست!
- نمیتونی این مهمونی رو ول کنی. - نه، میرسونمت.
چارلی.
هی، من اینجام، باشه؟
آره، ممنون آلوارو.
خداحافظ بچهها.
- خداحافظ، خدانگهدار! - خداحافظ!
- خداحافظ. - بگو خداحافظ بابا!
«زیرنویس پارسی اختصاصی وبـسـایـت امـپـایـربـسـتتـیوی»
بیاندی گفته که نگهبان معتقد بوده که واقعاً داشته با رالف صحبت میکرده.
صداش، لهجهاش، شوخطبعیش.
گویا، همه چیز بینقص بوده.
پس این آدم تقلیدکار خوبیه.
اگر هم تقلیدکار خوبیه، زبانش خوبه،
پس لزوماً آلمانی نیست.
تصویر رو برام بزرگ میکنی؟
کتان مرغوب.
معلومه که لیبل سازندهاش رو کنده.
کیفیت این رو ببر بالا که بفهمم کجاست.
آره. از اون چندتا اسکرین شات بگیر.
تموم شد. رد بشم؟
آره.
پس راست دسته...
اوه، وای، همونجا وایسا.
بزرگش کن.
ادامه بده.
وای، وایسا، وایسا، وایسا.
برونینگ هایپاور مارک سه.
واسه چی بری سراغ یه اسلحه نه میلیمتری...
وقتی میتونی چیزی رو داشته باشی که قدرت خیلی بیشتری رو داره؟
واسه چی این کار رو کردی؟
[سویل - اسپانیا]
همین؟
دوباره اونطوری شدی.
- خدایا. - من همینجام.
همینجام.
دوسم داری؟
آره.
اسپانیایی بهم بگو.
تحقیرم نکن.
پس انگلیسی بهم بگو.
دوستت دارم.
منم دوستت دارم.
- سلام. - حالتون چطوره؟
خیابان آندالوکیا، نبش خیابان آنزا، ممنونم.
باشه.
♪ ترانهی the smoke اثر Smile ♪
[سانتا خوستا]
سلام، چارلز هستم.
لطفاً پیغام بذارید بعداً باهاتون تماس میگیرم.
چی شده؟
تو چت شده؟
من این قیافه رو خوب میشناسم...
هیچی نشده مامان.
بهم میگی یا نه؟
هیچی نشده مامان، روی اعصابم راه نرو.
بهم بگو.
فقط این که...
چارلز رو رسوندم فرودگاه،
بعد دیدم تاکسی گرفت واسه یه گلفروشی.
واقعاً؟
سعی کردم باهاش تماس بگیرم ولی گوشیش خاموشه.
چیه؟
بهت گفته بودم زیادی اعتماد میکنی.
بهت نگفته بودم؟
بهش اجازه میدی مدت زیادی رو نباشه!
اون سفرها...
هیچوقت نمیفهمی کجا بوده یا داشته چیکار میکرده.
چارلز واقعاً آدم خوبیه.
دوستم داره و میبینی با کارلیتو هم چطوریه.
چه خبر شده؟
چارلز بالشتش دوتا شده.
چی؟
مامان، محض رضای خدا! من همچین حرفی نزدم!
نوری...
اگه اون خارجی داره بهت خیانت میکنه، پاهات رو میشکونم!
آروم باش.
به خدا قسم میکشمش!
آروم باش!
من فقط میخوام این مشکل رو حل کنم.
داری شوخی میکنی؟
لعنت بهش.
بفرمایید عشقم.
لری، خواهش میکنم. با نورمن تماس بگیر.
باهاش تماس گرفتم.
دوبار.
اگه به زودی تماس نگرفت، دوباره باهاش تماس میگیرم، باشه؟
لیبل سازندهاش یه جورهایی شبیه یه رشته کوهه.
اون...
سلام، آره. دارم دنبال یه کولهپشتی خیلی خاص میگردم.
خاکستری زغالی، کتان مرغوب.
لیبل سازندهاش رشته کوهه.
ایزابل میخواد ببیندت.
اون تکتیرانداز انگلیسیه.
حتی شوخیش رو هم نکن.
- احتمالاً هم قبلاً توی ارتش انگلیس بوده. - بعد این رو از کجا میدونی؟
برای شلیکی با نصف اون فاصله هم باید آموزش نظامی دیده باشی.
لزوماً معناش این نیست که از اعضای خودمونه.
اون از یه برونینگ هایپاور مارک سه استفاده کرد که محافظ الایاس رو بکشه،
و الایاس رو زخمی کنه.
هایپاور اسلحهی معمول ارتش انگلیس تا سال 2013 بوده.
خیلی نیروهای مسلح از هایپاور استفاده میکنن.
اون یه کولهپشتی ساخت یه استارتآپ انگلیسی کوچیک...
به نام «پرفکت پک» رو داشته.
اون کوله پشتی هشت ماه پیش تخفیف خورده.
و دوتا پخشکننده داره، هردوشون توی لیدزن،
هیچکدومش هم فروش بینالمللی نداره.
این یعنی همینجا توی انگلیس بوده.
یا این که یکی از همدستهاش براش تحویلش گرفته.
نه. این آدم تنها کار میکنه.
تکتیراندازها با یه دیدهبان کار میکنن.
این یکی نه. وقتی به الایاس شلیک کرد تنها بود،
وقتی هم از آپارتمان خارج شد تنها بود.
پس فکر میکنیم تکتیرانداز انگلیسیه و اسلحهساز هم انگلیسیه.
- از اسپارو خبری شنیدی؟ - اون میدونه باید چیکار کنه.
تا فردا صبح میفهمه که دخترش مُرده،
و اهرم فشارت از دست میره.
- بیشتر وقت میخوام. - نه.
خیلی نزدیک شدم.
بیانکا... همین الان هم تحت فشاریم.
پیشنهاد میکنم اسپارو رو تشویق کنی که چیزی که میخوای رو بهت بده.
تا فردا.
سلام عشقم.
ساعت چند میای خونه؟
مطمئن نیستم. امیدوارم خیلی دیر نشه.
باشه. باشه. برادرهام ساعت هشت میان.
دارم موساکا درست میکنم.
ولی خیلی پیچیدهست. بهتره دوستش داشته باشن.
دوستش دارن. باشه، پس میبینمت.
- باشه، دیر نکنی. - آره. بسیار خب.
- دوستت دارم. - خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ.
باشه.
اگ تکتیراندازمون قبلاً نظامی بوده،
باید آموزش تکتیراندازیش رو...
توی پیربرایت گذرونده باشه اگه چترباز یا توی لشگر داخلی» بوده باشه.
اگه توی واحد دیگهای بوده باید به...
دانشکدهی افسری برکون رفته باشه.
باید سوابقشون رو بررسی کنن.
بعد دنبال چی میگردیم؟
یه شاگرد استثنایی.
راست دست. قد بلند. سفیدپوست.
بعد تا چند وقت قبل رو باید بگردن؟
با توجه به این که این فرد زیر پنجاه سالشه...
به نظرم حدود سی سال.
[بایرن - آلمان]
شما؟
توی سوئد همدیگه رو دیدیم.
چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
با همکارانم صحبت کردم و حس میکنیم میتونیم توافق کنیم.
ولی باید حضوراً همدیگه رو ببینیم که در مورد جزئیاتش صحبت کنیم.
ما دوباره همدیگه رو نمیبینیم.
برای همچین قرارداد بزرگی، فکر میکنیم یه قرار ملاقات ضروریه.
باید حضوراً انجام بشه و باید توی 48 ساعت آینده باشه.
آره، خب، متاسفانه این اتفاق نمیفته.
ما تا الان یه میلیون دلار برای نشون دادن نیت خیرمون هزینه کردیم.
اگه نتونیم تا 48 ساعت آینده همدیگه رو ببینیم، باید بیخیال قضیه بشیم.
الو؟
الو؟
شما باید بیاید پیش من. جزئیات قرار رو براتون میفرستم.
منتظر میمونم.
[لندن - انگلیس]
سلام!
- سلام. - سلام، تقریباً به موقع اومدم.
به نظرم فوقالعادهست.
اوه وای. باشه، باشه، باشه، باشه.
هوم، تمپرانیو، واسه موساکا عالیه.
- گرناش سفید. عالیه. - آره، ببین، به حرفت گوش میکنم.
یا این که توی مشروبفروشی بهش گفتن.
اوه وای. هیچوقت واسه دیدن من انقدر هیجان نداره.
- سلام. - سلام.
- خوبی؟ - مطمئن نیستم کدومش بود.
- واقعاً خوبه. - بابا.
واقعاً خوبم. زود باش، بیا اینجا. ایناهاش.
- خوبی؟ مامان سلام رسوند. - خوشحالم میبینمت پسر.
- من خوبم پسر، تو خوبی؟ - سلام.
- خوشحالم میبینمت. - خوشتیپ شدی، خوشتیپ شدی.
- حالت خوبه؟ - سلام!
- جالت خوبه؟ آره. - من خوبم، تو خوبی؟
من باکاردی و نوشابه خواستم.
- خودت گفتی جین. - من گفتم باکاردی.
حالا که داری میری یه چیپس هم بگیر.
باشه.
ایشالا سری دوم درسته.
ودکا و نوشابه.
جین و نوشابه؟
بامزه نیستی لری.
دوست دارید؟
خدایان روی کوه اُلَمپوس رو دیدی، آره؟
اونا یه چیزی رو میخوردن به نام آمبروزیا.
ولی بعدش یاسمین براشون یه مقدار از موساکای معروفش رو میفرسته.
- میدونی چی گفتن؟ - نه.
نمیدونی چی گفتن؟
گفتن آمبروزیا بره به درک.
- از الان به بعد موساکای یاسمین هست. - خدایا، چی داره میگه؟
- یه تعریف خردمندانه بود. - میبینم که آثار کلاسیک...
- یه جایی به کارت اومدن آدام. - بیخیال.
یه لحظه.
پرشون کنیم؟
[کنترل مرکزی]
لطفاً اعداد دوم، سوم و ششم تلفنتون رو بگید.
صفر، یک، نه.
چطور میتونم کمکتون کنم؟
میخوام موقعیت یه تلفن رو بفهمم.
- به عنوان یه کسی که نوجوون بوده میگم... - خیلی وقت پیش.
اوهوم، کارمون همینه. گند میزنیم. درسته.
- واقعیت همینه. - واقعیت همینه.
- جداً؟ - عذر میخوام.
عذر میخوام.
عذر میخوام یاس.
زود میبینمتون پسرها.
وقتی رسیدی باهامون تماس بگیر، باشه؟
سعیام رو میکنم.
[مونیخ - آلمان]
خانم جانسون؟ این رو براتون فرستادن.
ممنونم.
[باغ انگلیسی، ساعت ده گوشیت رو باهات نیار]
نورمن هنوز همونجا توی بلاروسه.
من نهتا تماس از دست رفته از طرف اسپارو دارم.
اون قضیهی اما رو میدونه؟
هنوز نه.
ولی بالاخره باید به زودی بهش گفته بشه.
اگه اسپارو بفهمه، به لری میگه، اون هم به داداشش میگه.
ببینم چیکار میتونم بکنم.
اسپنسر توی سالن انتظار منتظره. اون از مرز ردت میکنه.
فقط حتماً نورمن رو پیدا کن.
- روت حساب کردیم. - باشه.
- اسپنسر؟ - بله.
از این طرف.
لتونیاییها میدونن عملیاتمون توی خاک اوناست.
اونا رفتارشون دوستانهست، ولی بلاروس خیلی غیردوستانهست.
باید هرچه زودتر به هدف برسیم.
مسیر اسمارهون شش ساعته. توبی رانندهمونه.
کالین برای دستگیری همراهمونه.
بریم.
[به ریگا خوش اومدید]
میتونی رو به روت رو نگاه کنی.
موبایلت رو گذاشتی هتل؟
معلومه.
خوبه.
موکلین من باید بدونن که به نظرت ممکنه...
حرفهای با هم صحبت کنین؟
خب، یودیسی فکر میکنه یه خداست، ولی اینطوری نیست که جاودان باشه.
هنوز روی مبلغ با هم اختلاف داریم.
شاید بتونیم روی وسطش توافق کنیم؟
ما تروریست نیستیم، میدونی دیگه.
ما وطنپرستیم. داریم از سبک زندگیمون دفاع میکنیم.
من اصلاً برام مهم نیست واسه چی میخواید بمیره.
صد میلیون درخواست زیادیه.
شما دارید واسه کشتنش بهم پول میدید،
من هم دارم واسه قسر در رفتنتون ازتون پول میگیرم.
بعد هم به عنوان یه حرفهای میگم،
قسر در رفتن مسئلهی مهمیه.
نصفش رو از قبل میگیرم، نصفش رو بعد از کار.
نه. پیشپرداخت نصفش ممکن نیست، ولی...
اجازه دارم که یه مبلغ بیست میلیون دلاری رو...
از قبل بهتون پرداخت کنم.
میتونم همین امروز انجامش بدم.
این قابل قبوله؟
آره.
کار باید تا 28ام تموم بشه.
من به این که عجله کنم عادت ندارم.
یودیسی ریور رو 28ام منتشر میکنه. جای بحث نداره.
میتونی انجامش بدی؟
همین که این مبلغ وارد حسابم بشه، کار رو شروع میکنم.
واسه چی هنوز توی مونیخی؟
تقریباً یه هفته از وقتی که منفرد فست رو کشتی میگذره.
کارهای نیمه تموم داری؟
نمیخوایم کاری بکنی که جلب توجه کنه یا...
خطراتی رو متوجه تو بکنه که به خاطر این کار نیست.
کار نیمه تمومی نمونده.
خوبه.
پس توافق کردیم.
توافق کردیم.
همچنان رو به رو رو نگاه کن.
توی مکالمات بعدیمون...
از اسم رمز رودن واسه هدف استفاده میکنیم.
رودن.
بسیار خوب.
واسه تو هم یه اسم رمز لازم داریم.
چطوره شغال باشه؟
چرا که نه؟
بله، آقای ثرسک الان اینجان.
خوبه.
مبلغ زیادی دو هفته پیش به حساب آقای ثرسک واریز شده.
انتظار این واریزی رو نداشتن.
توسط بانک ما انجام شده.
این شماره حسابشونه:
دی، ای...
هشت، نه...
سه، هفت، دو...
چهارصد...
44...
25...
سیصد و بیست...
هفده هزار.
بله.
بله. آقای ثرسک میخوان تاییدش کنن.
درسته.
که اینطور.
بسیار خب، ممنونم.
آقا، خیلی از صبوریتون ممنونم.
آقای ثرسک، خب این مبلغ از طرف حساب یه شرکت پرداخت شده.
- هللین. - هللین، خب...
چی میتونید از هللین بهم بگید؟
متاسفانه اجازه نداریم این اطلاعات رو در اختیارتون بذاریم،
ولی مشخصات ثبت ملی شرکت به طور آنلاین وجود داره.
کمک دیگهای میتونم بهتون بکنم؟
نه، ممنونم.
[شرکت مسئولیت محدود هللین]
بیست دقیقه تا مرز مونده.
نورمن تکون نخورده.
[اسمارهون - بلاروس]
چهل متر فاصله دارم. حرکت میکنم.
حرکت میکنم.
بیست و پنج متر فاصله دارم. حرکت میکنم.
حرکت میکنم.
دارم به در جلویی نزدیک میشم. حرکت میکنم.
حرکت میکنم.
ده متر فاصله دارم. حرکت میکنم.
همه توی موقعیتن؟
شمارهی دو توی موقعیت هستم.
نورمن! این خونه محاسره شده!
اسلحهات رو بنداز و بیا بیرون.
با شمارش من.
سه، دو، یک... وارد بشید!
یه نفر زخمی شده!
لعنت بهش.
دو نفر زخمی داریم. هدف داره پیاده فرار میکنه.
دارم تعقیبش میکنم.
کیر توش!
از براوو به تانگو. برامون تله گذاشته بودن. اون میدونسته داریم میایم.
دو نفر تیر خوردن. بلافاصله همین الان از ایکسری تخلیهمون کنید.
سی ثانیه دیگه میرسن.
مـــتـــرجـــم .:: رضــا فتــحی ::.
♪ ترانهی Rid Of Me اثر Nilüfer Yanya ♪
کون لقت.
«امپایر بست تیوی کهکشانی از فیلم و سریال» .:::EmpireBestTV.Com:::. «در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
7 ثانیه ته فیلم و سریالاتون: «امپایر بست تیوی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» .::: EBTV.App :::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.