Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این سریال حاوی الفاظ نامناسب و صحنههای خشونتآمیز است.
«امپایر بست تیوی با افتخار تقدیم میکند» ..:::EmpireBestTV.Com:::.
«امپایر بست تیوی در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
«امپایر بست تیوی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» .::: EBTV.App :::.
بعضیامون یه کاری داریم که باید انجام بدیم.
بعضیامون یه کاری داریم که باید انجام بدیم.
بعضیامون یه کاری داریم که باید انجام بدیم.
بعضیامون یه کاری داریم که باید انجام بدیم.
یه کار همیشگی.
واقعاً مسخره است. اونا هیچوقت توی اونجا حرفی نمیزنن.
هیچوقت نمیگن چی ازت میخوان، ولی بابت اینکه کاری نکردی سرزنشت میکنن، چقدر مسخره!
من تاحالا بهت گفتم چجوری کارت رو انجام بدی؟
♪ همهچیز همونطوریه که باید باشه ♪
نام آهنگ: Everything in Its Right Place نام خواننده: Radiohead
[آلمان - مونیخ]
«زیرنویس پارسی اختصاصی وبـسـایـت امـپـایـربـسـتتـیوی»
مریم صرافها :مترجم @maryamsarafhaa
♪ همهچیز...♪
♪ همهچیز...♪
شبت بخیر، رالف. دوباره دیر کردی، آره؟
♪ همونطوریه که باید باشه ♪
اوه رفیق! اینقدر سیگار کشیدن، کمکی بهت نمیکنهها!
به تخمت.
کیفت جدیده، رالف؟
♪ همونطوریه که باید باشه ♪
همهچیز مرتبه؟
شب بخیر، رالف.
امروز کی هستش؟
فقط آقای فست و جنیفر.
از کدوم قسمت کارم رو شروع کنم؟ کسی نگفته؟
به من چیزی نگفتن.
مثل همیشه!
جارو رو همینطور روشن گذاشتی.
اون اسلحه داره. برید بیرون!
تو رو خدا شلیک نکن. لطفاً، بهم شلیک نکن!
تو رو خدا! تو رو خدا!
تو رو خدا!
«روز شغال» «قسمت اول»
منفرد فست، صدراعظم احتمالیِ آیندۀ آلمان
قراره امروز صبح پیش پسرشون، الایاس توی بیمارستان برن.
شب گذشته، الایاس مورد سوء قصد قرار گرفته.
مفسران این اتفاق رو، به رویکرد ضدمهاجرتی منفرد...
اون رو خفه کن.
اطاعت.
اولین تماسشون خیلی مثبت بود، ولی امروز صبح...
باید دوباره پاش رو عمل کنن.
الان گریه کردن چه فاییده داره؟ نخیر، دارم ازت سوال میپرسم.
الان داریم میریم بیمارستان که قبل عمل ببینیمش.
با این وضعیتت چجوری میخوای به الایاس کمک کنی؟
- تو رو خدا، یکم به خودت بیا. - باشه، خداحافظ.
مامانش همینطور داره مثل بچهها گریه میکنه.
اصلاً نمیتونه جلوی خودش رو بگیره.
به دفترمون بگم براش گل یا کارت پستال بفرستن؟
بگو روش یه متن محبتآمیز بنویسن.
نه، محبتآمیز نباشه!
نمیخوام سوء تفاهم بشه. بگو یه...
متن مثبت روش بنویسن.
تقریباً سه دقیقه مونده تا برسیم.
دریافت شد.
معذرت میخوام. از طرف دفتر پیام دادن.
میخواید به ماجرای «اوله داگز چارلز» واکنشی بدید؟
میتونم بهشون بگم نمیخواید. برای یکی از رسانههای بریتانیاییه.
رسانۀ بریتانیایی؟ خب...
این یارو، اوله داگز چارلز، اسم واقعیش سلیمانه،
ترجیح میده از اسم اصلیش استفاده نکنه البته درکش میکنم.
چون یه کلاهبرداریه که دنبال جلب توجهه.
هربار که یه نرمافزار جدید برای فروش داره،
الکی وعده میده که قراره دنیا رو نجات بده.
ولی خودش فقط دنبال نابودی جهانه.
اوله داگ چارلز یه خائن به غرب و ارزشهای غربیـه.
عجب لاشخورایین!
انسانیت سرشون نمیشه؟
تو یه فاشیستی، فست!
چقدر اوباشه.
لطفاً داخل ماشین بمونین قربان.
شما هم همینطور خانم!
باید سریع انجامش بدیم.
وقتی جناب نامزد از ماشین پیاده شد، میخوام توی ده ثانیه از اون در رد شده باشه.
مفهومه؟
تک تیرانداز!
اون ساختمون 30 طبقهای که توی جنوب شرقیمون هست رو کامل بررسی کنین.
طرف احتمالاً توی طبقۀ 16 یا 17 امش باشه.
نام آهنگ: Tessellate نام خواننده: alt-J
اینجا بمب هست!
[انگلیس - لندن]
[مرکز فرماندهی اِمآی6]
همین الان رسید. میدونستم دلت میخواد ببینیش.
مدل امجی 2000ئه روسیه.
از اون اسلحههایی نیست که هرجایی پیدا بشه.
شماره سریالش پاک شده.
خب، تروریستها اینقدرام احمق نیستن.
این اسلحه اصله؟
آره، اینطور به نظر میاد.
هرچند این روزها، اسلحههای تقلبیِ برزیلی و مصری هم...
به همین اندازه خوبه.
اسلحۀ خیلی خوبیه.
خیلیخب، بذار ببینم از اسلحهفروشای بلژیکیمون خریداری شده یا نه.
باید یه دونه دیگه همینجاها باشه.
اونا هم اینقدر احمق نیست.
ولی اینقدرا هم که فکر میکنی باهوش نیستن.
بفرما!
این رو میبینی؟
اونجا کجاست؟
آلمان.
[آلمان - نورنبرگ]
اون به شدت...
خوشگله.
میتونستم برات ارسالشون کنم یا...
دیگه نیاز نبود این همه راه سفر کنی.
و از دیدن اینا محروم میشدم؟ نه قربونت.
خدای من، پازل باله چه چیز خفنیه!
آره، همینطوره.
متاسفانه فروشی نیست.
ولی خب یه ست کیلارنی خوشگل دارم که...
بتونی متقاعدم کنی ازش دل بکنم.
- یالا نشونم بده. - از این طرف بیا.
وای خدا جون.
آقای کرازنر با تمام احترام باید بگم...
- اوهوم؟ - من باید بزنم به چاک...
تا ورشکست نشدم.
کارآفرینِ حوزۀ فناوری، اوله داگ چارلز
- با اسم خلاصۀ اودیسی... - سلام.
سلام.
- حالت چطوره؟ - خوبم، تو چطوری؟
خب منم...
- آره خوبم. - یه لیوان مشروب میخوای؟
نه نمیخورم مرسی.
اسمش رو گذاشته ریور. اوله داگ چارلز، این چیه...
این نرمافزار مرموزِ ریور چیه؟
ریور یه انقلابی توی تکنولوژیه.
مقالهات در چه حاله؟
راستش یه عنوان جدید براش به ذهنم رسیده.
- جداً؟ - آره
چی هست؟
اسمش رو گذاشتم «خشونتهای مشکلساز و خود نویسندگی»
تلههای موعودگرایانه و غمانگیز.
ممنونم.
اینی که گفتی دقیقاً یعنی چی؟
بیخیال بابا، تو که تمام اسلحههای گرم رو بلدی باید بدونی یعنی چی!
یاسمین کجاست؟ مشق داره؟
- آره مشق داره. - چرا یه مردی که خودش یکی از بنیانگذارهای...
باشگاه میلیاردرهاست، علیه میلیاردرهای دیگه میشه؟
میشه بزنی جایی که اخبار ترور فست رو پوشش بده؟
بیخیال، اودیسیهها تو شخصاً باید این برنامه رو دنبال کنی.
یارو 240 میلیون فالور داره.
- بعضیا فکر میکنن طرف خودِ خداست. - از جمله خود مجری
- نگاهش کن! - هیچوقت نمیشه این یارو رو درست فهمید.
آخه اگه این نرمافزارش واقعاً کاری که میگه رو بکنه...
اونوقت مشخص میشه اون پولهای هنگفت از کجا میاد!
و اینکه چی میشن! مثلاً اگه اینکار رو بکنه...
واقعاً جالب میشه.
ولی خب الان که جالب نیست. یه نفر این وسط ترور شده.
- برای من جالبه. - میشه لطفاً...
نه، ببین! نمیشه یهو بیای و...
- بدهاش به من. - وقتی رسیدی خونه...باشه، باشه!
بگیرش بابا، اصلاً برای شوهرت احترام قائل نیستیا.نه؟
ممنونم.
طبق گزارشات پلیس، فست با اصابت یه گلوله...
توسط یک تکتیرانداز از فاصلۀ دور کُشته شده.
هنوز تایید نشده که مقامات تونستن...
مظنون رو شناسایی کنن یا خیر.
- شب بخیر مامان. - سلام، چطوری؟
- مدرسهات چطور بود؟ - خوب بود.
خوبه، خوبه.
یادته که فردا شب چه خبره؟
آره.
جلسۀ اولیا و مربیانه.
آره، میام.
- خوبه. - خوبه؟
- خب دیگه... - برای ملاقات پسرشون...
الایاس فست، که توی بیمارستان سنت الیزابت بستریه،
روز قبلش مجروح شده بود.
من پیشنهادم رو دادم. ولی گفت فقط خودت رو میخواد.
یک ارتباطی بین این دو حادثه است...
که یک تئوری بزرگتری رو علیه خانواده فست مطرح میکنه.
- گذرنامهتون! - بله.
اولین باره که دارن پاسپورتم رو...
تو مرز آلمان و فرانسه، چک میکنن.
- از کجا دارین میاین؟ - نورنبرگ.
اونجا زندگی میکنین؟
- نه، من پاریس زندگی میکنم. - پس توی نورنبرگ چیکار میکردید؟
یه قرار کاری داشتم.
- ماشین برای خودتونه؟ - نه، اجارهاش کردم.
صندوق رو باز کنین.
لطفاً بازش کنین.
این کارها برای چیه؟
نیاز نیست نگران باشین.
چی توی جعبه است؟
اوه، این...
چیزی که بخاطرش نورنبرگ بودم.
این...
یه ست جیکزه.
عاجی که توش استفاده شده قبل از ممنوعیت خریداری شده.
و این...به شدت کمیابه.
چیزهای اینجوری رو کلکسیون میکنم.
همینجا منتظر بمونین.
- میتونین تشریف ببرید. - خیلی خیلی ممنونم.
شب خوبی داشته باشین.
ممنونم.
نام آهنگ: Blame نام خواننده: Gabriels
آخرین خبرهای مربوط به ترور فست چیه؟
گزارشش همین الان رسیده.
الان میاد روی سیستمت.
یه تک تیر به سرش شلیک شده. و کلی خون ازش اومده.
شلیکی که بهش شده به شدت دقیق بوده.
- نه، همچین چیزی درست نیست. - چی؟
طرف 3815 متر فاصله داشته.
همچین چیزی غیرممکنه.
خب، این حرف آلمانیهاست.
و میدونیم که آلمانیها چقدر دقیقن.
- چی شده؟ - دربارۀ این اتفاق جلسه دارن.
اوسی، اوسی.
منم باید تو جلسۀ فست باشم.
- بعد جلسه گزارشش رو بهت میدیم. - نه، نه، نه، نه.
من گزارشش رو نمیخوام. تکتیراندازی، تخصص اصلیمه.
- من مشخص نکردم کی تو جلسه باشه بیانکا. - وایسا، وایسا، وایسا.
- پس کی مشخص کرده؟ ایزابل؟ - فکر کنم آره.
خب نگاه کن، جردن اونجاست...
جردن! آخه جردن چی از تکتیراندازی سرش میشه؟
من باید توی اون جلسه باشم.
حالا اون یارو کیه؟
ورنر لکنر، یه جاسوس آلمانی.
دیشب توی مسجدهای هامبورگ،
برلین و درسدن آتیشسوزی شده.
و توی نقاط مختلف کشور هم شورش شده.
مشخصه اوضاع خیلی نگران کننده است ورنر.
و همونطور که میدونین، وزیر امور خارجه
از دوستان نزدیک و خانوادگی فست بود. ایشون به شدت شوکه شدن.
همونطور که هممون شوکه شدیم. ازمون میخواید چیکار کنیم؟
ما هیچ فرضیهای...
دربارۀ ملیت تکتیرانداز نداریم.
برای همین با تمام...
همکاران بینالمللیمون، برای کمک در ارتباط خواهیم بود.
در مورد این تیراندازه حدس و گمان زیادی وجود داره.
فاصلۀ دقیقش رو میتونین به قطع بگید؟
بله. در واقع...
از آپارتمانی که شلیک از اونجا صورت گرفته...
تا در بیمارستان، جایی ک فست تیر خورد...
فاصلهاش 3,815 متره.
از این بابت مطمئنین؟
چون رکورد جهانیِ شلیک و قتل توسط تک تیرانداز
در فاصلۀ 3,540 متری بوده.
توی اوکراین، سال 2023 این اتفاق افتاده.
- اسلحه پیش شماست؟ - نه.
صحیح، پس تکتیرانداز اون رو با خودش برده.
این تصویر مظنون موقع خروج از ساختمونه.
دو دقیقه و 52 ثانیه پس از شلیک!
ببخشیدا ولی اسلحه کجاست؟
اینطور که مشخصه قطعاتش رو جدا کرده و گذاشته توی کیفش.
میشه ابعاد اسلحه رو به دست بیاری لطفاً؟
ارتفاع کیف کمتر از 60 سانتیمتره.
- که چی؟ - یعنی لولۀ اسلحهاش، 737.50 میلیمتره.
و این جزو کوتاهترین لولۀ تفنگ توی این مدل اسلحهها است.
لولۀ تفنگ مدل دنل، یک متره.
پس اون تفنگ، توی کیف نیست.
چون اگه توی کیف بود، لولۀ تفنگ از کیف میزد بیرون.
یعنی تفنگش رو جا گذاشته.
نه، کارشناس پزشکی قانونی هیچ اثری از تفنگ توی صحنه پیدا نکرد.
وقتی یک تکتیرانداز، یک سلاحی رو پیدا میکنه
که بهش اجازه میده از اون فاصله شلیک کنه،
اون اسلحه رو از دست نمیده.
امکان نداره جاش گذاشته باشه.
و این یعنی سلاح رو با خودش برده.
اگه با خودش برده باشتش، پس باید توی کیف باشه!
منظورت رو نمیفهمم، بیانکا.
مگه نمیگی کیفش به اندازه کافی بزرگ نیست؟
خب این یعنی اسلحهاش سفارشیه.
لولۀ سلاح به دو قسمت تقسیم میشه!
اینکه لولۀ سلاح به دو تیکه تقسیم بشه، آرزوی محالِ تمام اسلحهسازهاست.
اگه کوچیکترین شکافی توی لولۀ سلاح بمونه
کل شلیک رو خراب میکنه، پس همچین چیزی غیرممکنه.
یه اسلحهساز هست که سالهاست سعی داشته همچین سلاحی رو بسازه.
اسمش نورمن استوکه.
جناب استوک بریتانیایی هستن؟
- اهل ایرلند شمالیه. - خب...
ولی به گمونم فعلاً اهل بریتانیا به حساب میان.
میدونی این آقای استوک کجاست؟
میشه به بخش ویژه دستور بدیم دستگیرش کنن؟
بعد از ترور استکهلم توی سال 2018 تا الان فراریه.
- چقدر بد. - ولی من یه ویژگی دارم...
میدونم که میتونم پیداش کنم.
این کارت چه نفعی برامون داره؟
خب، اسلحهساز سلاحش رو میسازه.
و بعد اون تفنگ رو به قاتل میفروشه.
- همه حرفات از روی حدس و گمانه. - ولی خب خودش یه سرنخه.
و حقیقتش رو بخوایم زیاد سرنخ نداریم.
[فرانسه - پاریس]
- روز خوش. - روز خوش.
ایستگاه قطار نورد لطفاً.
بیانکا، یه لحظه وقت داری لطفاً؟
همیشه وقتی آلمانیها ازمون کمک میخوان،
خیلی خوشحال کننده است.
هرچند یه مقدار خجالتآوره،
اگه بفهمیم اون اسلحهساز، بریتانیاییه.
این نورمن استوک دقیقاً کیه؟
استوک توی دهۀ 80، توی بلفاست شرقی...
شروع به ساخت مسلسل برای شبه نظامیانِ وفادار به دولت کرد.
نورمن و برادرش لری، بیشتر از 12 تا...
افراد غیرنظامی بیگناه و کاتولیک رو به قتل رسوندن.
ولی در نهایت لری دستگیر شد و افتاد زندان.
ولی تحت قرارداد صلح، آزاد شد.
الان یکی از کلهگندههای باندهای فروش مواد مخدره.
ولی وسط همین اتفاقا نورمن، تو کارش ماهرتر شد.
و کاری کرد از سلاحش توی ترور استکهلم استفاده بشه.
نورمن استوک رو از کجا میخوای پیدا کنی؟
توی بلفاست، یه سری آدم دارم.
اسم رمزش هم اسپاروئه.
چیزای خوبی دربارهات شنیده بودم بیانکا.
پس ناامیدم نکن.
چشم.
[صورت حساب، برای مونیخ.]
[با مشتری هماهنگ میشم. منتظرم باش.]
[منتظرم.]
- سلام. - سلام.
[ایرلند شمالی - بلفاست]
به نظر میاد توی فرودگاهی.
- آره، شرمندهام. - پس جلسۀ اولیت و مربیانِ امشب چی میشه؟
انگار قصد نداری بیای!
یه کارِ لحظه آخری پیش اومد.
راستش، اون این ترم بدجوری تلاش کرده بود.
میدونم، خودمم حس بدی دارم. ولی نمیشه کاریش کرد.
پس میشه خودت بهش خبر بدی؟
پاول، نمیتونم، نمیشه. باید برم بلفاست.
همین الانش هم برای جلسهام دیرم شده.
- خیلیخب، باشه. - میشه تو بهش بگی لطفاً؟
- خیلیخب. - ببین، تمام تلاشم رو میکنم،
- که به آخرین پرواز برسم، باشه؟ - باشه.
- متاسفم. - باشه، خداحافظ.
خیلیخب. خداحافظ.
[چقدر دیگه طول میکشه؟]
[ 24 ساعت دیگه،] [حسابت رو چک کن.]
[یک پروژه داریم که فکر میکنیم ازش خودت بیاد.]
[پول خوبی توشه.]
[چجوری میتونم بهتون کمک کنم؟]
[نمیتونم اینجا دربارهاش حرف بزنم. میشه هم رو ببینیم؟]
[من با کسی قرار ملاقات نمیذارم.]
[شروع قیمتم 10 میلیونه پاداش هم میدم، هم رو ببینیم؟]
[دیدار حضوری یک میلیون دلار بیشتر هزینه داره.]
[نصفش رو الان پرداخت میکنی. نصفش رو بعد از قرار.]
[حق فسخ قرارداد هم داری، ولی یک میلیون دلار پس داده نمیشه.]
[کی و کجا؟]
[هروقت رسید پول رو فرستادی بهت میگم.]
وقتی شمارت رو دیدم، داشتم سکته میکردم.
فکر میکردم دیگه قرار نیست ببینمت.
خیلی وقته هم رو ندیدیم.
حالت چطوره؟
- چی میخوای نیدین؟ - خانوادت چطورن؟
پای خانوادم رو نکش وسط.
اگه لری بفهمه با کی حرف زدم من رو میکشه.
بفرمایید. خیلی ازتون ممنونم.
بازم بهمون سر بزنین.
روز خوبی داشته باشید.
مراقبی؟
- پروتکلها رو که یادته؟ - آره.
خوبه.
پس نیاز نیست نگران چیزی باشی.
لری آخرین بار کی با نورمن حرف زد؟
از زمانی که غیبش زده باهاش حرف نزده.
داری راستشو میگی دیگه آلیسون؟
میدونم این دو تا داداش چقدر صمیمین. و باید همین الان نورمن رو پیدا کنم.
مشکل من نیست.
اتفاقاً خیلی هم مشکل توئه.
چون اگه کمکم نکنی که نورمن رو پیدا کنم،
برمیگردی زندان.
ازدواج کردی؟
- نه. - بچه داری؟
- نه. - از اون زنایی که همهاش سرکارن.
وضعیتت از سر و روت داد میزنه.
اگه شوهر داشتی میدونستی که مردها برای خودشون یه رازهایی دارن.
خب من دلم میخواد از این رازِ کوچولو سر در بیارم.
باید همین امروز بفهمی نورمن کجاست.
نمیتونم همینطوری از لری بپرسم.
مشکوک میشه. باید مقدمهچینی کنم.
شمارهام رو داری.
امشب منتظر خبرت هستم.
میشه دیگه برم؟
اینجا یه کشور آزاده.
[منتظر باشید]
[مبلغ ملاقات واریز شد]
الیسون هستم. پیغام بذارید.
الیسون، نادین هستم.
ازت خبری نگرفتم و خیلی ناامید شدم. باهام تماس بگیر.
نادین؟
اوه، یه شوخی توی ادارهست.
ببین، عزیزم، خیلی عذر میخوام.
میدونی، به خاطر اون شب مامان و بابا. واقعاً عذر میخوام.
[سوئد - دریاچه ملارن]
برنگرد.
تنها اومدی؟
آره، طبق چیزهایی که توی نامه گفته بودی عمل کردم.
هدف کیه؟
اوله داگ چارلز. یودیسی.
میتونی گیرش بیاری؟
یکم هزینهبره.
برآورد قیمتی که کردم ده میلیون دلار بود.
ضرب در دهش کن اونوقت شاید بتونیم یه صحبتی بکنیم.
خیلی صحبت گرونقیمتی میشه.
نصفش رو پیش میگیرم، نصفش هم بعد از کار.
همهی هزینههای معقول هم باید پرداخت بشن.
خب، من باید با همکارانم در این رابطه مشورت کنم.
الو؟
الیسون، نادین هستم. قرار بود دیشب باهام تماس بگیری.
یه خبری بهم بده.
هرچی از اما، دختر الیسون، داریم رو برام بیارید.
- باشه؟ - آره، باشه. الان انجامش میدم.
بیاندی معتقده که...
بیاندی معتقده که تکتیراندازمون فکر میکرده میتونه شب قبلش...
منفرد رو توی «شرکت فست و فست» پیدا کنه.
ولی منفرد اونجا نبوده واسه همین به پسرش الایاس شلیک کرده.
منفرد همیشه هدف اصلی بوده.
الایاس یه طعمه بوده که برای کشوندن منفرد به بیمارستان ازش استفاده شده.
این کلی برنامهریزی از پیش میخواد.
خب، همهی برنامهریزیها از پیش انجام میشن.
بلفاست چطور پیش رفت؟
نیروم همکاری نمیکنه.
فکر میکنم توی این مسئله باید خلاقانه عمل کنیم.
اون یه دختر داره، اما.
توی لندن دانشجوئه.
عضو یه گروه تندروئه چپگراست.
فکر میکنم متوجه هستید منظورم چیه.
باید توی انجام همچین عملیاتی...
خیلی مراقب باشیم.
یودیسی! یودیسی! یودیسی!
- ما چی میخوایم؟ - واقعیت پولمون رو!
- کی میخوایمش؟ - همین الان!
یودیسی! یودیسی!
ریور اینجاست که شفافش کنه!
اینجا نمیتونید پولشویی کنید!
یودیسی! یودیسی! یودیسی! یودیسی!
آره، همونه که شال صورتی داره.
منتظر بمونم تا یه اقدامی بکنه؟
نه. فقط برو دستگیرش کن.
من حرفی ندارم.
خانم، شما توی یه بزرگراه عمومی سد معبر کردید.
اگه همین الان بلند نشید و حرکت نکنید میتونم دستگیرتون کنم.
چطوره بری یه کار مفید بکنی،
مثلاً دستگیر کردن اون کله گندههایی که...
اینجا نمیتونید پولشویی کنید!
- من تهدیدتون نکردم خانم. - خب، باشه، خب میتونی سعی کنی...
جای من باشی،
اونوقت این یه تهدیده. برای من یه تهدیده.
من دارم منطقی صحبت میکنم. صدام رو هم...
مثل شما نبردم بالا.
قانون شما برام مهم نیست، برام مهم نیست!
درسته، کافیه. بلندش کنید. ممنونم.
دستت رو ازم بکش زیردست!
- این خیابونها مال کیان؟ - مال ما!
- این خیابونها مال کیان؟! - مال ما!
- این خیابونها مال کیان؟ - مال ما!
حسابی توی دردسر افتادی اما.
توی دردسر بزرگی افتادی.
ما چهارتا شاهد داریم که میگن دیدن
یه بطری سمت یه افسر پلیس پرت کردی.
ما چهارتا شاهد داریم،
که دیدن یه بطری رو سمت یه افسر پلیس پرت کردی.
کدوم بطری؟
راجع به چی دارید حرف میزنید؟ هیچکس هیچی رو پرت نکرده.
حتی پیگیر حال اون افسرت هم نشدی.
- به شدت صدمه دیده. - من هیچ بطریای رو پرت نکردم.
اون افسر چشم راستش رو از دست میده.
اون داره چشم راستش رو از دست میده، چون نپرسیدی میگم.
اون فقط یه زن جوونه،
که داشته کارش رو میکرده.
این باعث میشه چه حالی داشته باشی اما؟
دارید این قضیه رو از خودتون درمیارید.
پس برید به درک.
بعد هم من یه وکیل میخوام.
من حق دارم وکیل بخوام.
میتونی با مادرت تماس بگیری.
میتونی با مادرت تماس بگیری.
از این طرف لطفاً.
- دستت رو بکش! - برو اون تو.
وکیل من کجاست؟
وکیل من کجاست؟ این کار غیرقانونیه!
[کادیس، اسپانیا]
اینجا چیکار میکنی؟
خدایا!
انتظار نداشتم تا هفتهی بعد بیای.
که چی تولد کارلیتو رو نباشم؟ امکان نداره.
- عشق منی دیگه. - عشق منی.
- بگو ببینم. - وقتی پیداش کردم همینطوری بود.
هنوز زندهست. با اورژانس تماس گرفتم.
لطفاً با صدای بوق پیغام بذارید.
بیانکا،
با دانشجوت به یه مشکل جدی برخوردیم.
- چه خبر شده؟ - از حال رفت.
فکر میکنن یه مشکل قلبی باشه. الان شرایطش رو پایدار کردن.
فکر میکنن زنده بمونه.
من افسر همراهشم.
اما. تحمل کن، باشه؟
حالت خوب میشه.
نام آهنگ Underneath It All نام خواننده: SCALA & KOLACNY BROTHERS
چه اتفاقی داره میفته؟
سکتهی قلبی کرده.
- الان بهش شوک میدم. - بذار کمک کنم.
در حال شارژ...
فاصله بگیر! شوک میدم.
«امپایر بست تیوی کهکشانی از فیلم و سریال» .:::EmpireBestTV.Com:::. «در شبکههای اجتماعی» @EmpireBestTV
[3.75دلار مونیخ هنوز واریز نشده]
مریم صرافها :مترجم @maryamsarafhaa
«امپایر بست تیوی، حرفه ای ترین اپلیکیشن دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال» .::: EBTV.App :::.
[کون... لقت]
[کون لقت]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.