Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(+هشدار: گروه سني 15)
*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Neginell - DoNyA" :مترجم
... هیچ وقت درست حسابی
خدافظی نکردم
بسلامت
... امیدوارم
موفق باشین
(! قسمت آخر: فعلا با اشتیاق عشق بورز)
(رئیس جانگ سون گیول)
لازم نیست استعفانامه بنویسی
اونی که باید بره منم
اگه می تونستی بمونی
واسه بقیه کارمندا بهتر میشد
درباره رئیس چا
چیزی هست که باید بهتون بگم
اول
برای اولین بار رئیس چا رو - ... ممکنه فکر کنید -
علاقه به تمیز بودن یه نوع شخصیته
تو کنفرانسی درباره اختلاس وسواس دیدم
ولی اگه وقتی نتونن دستاشون رو بشورن عصبی و مضطرب بشن
هر کسی ممکنه شک کنه و اینطور فکر کنه
"نکنه بچه ام از بیماری وسواس فکری تو سن کم رنج می بره؟"
اگه بچه تون وسواس داره
حتما برای شما هم خیلی سخته
تقصیر منه که بچه ام اینطوری شد
گفتید بخاطر نوه تون اینجا اومدید؟
بله
چند سالشه؟
دبستانیه؟ راهنمایی؟
... چیزه
گمونم 23 یا24 سالشه
سنم که بالا می ره حافظه امم بد میشه
حتما نوه تون رو خیلی دوست دارین
بعدش یه بار دیگه هم رئیس چا رو دیدم
بعد از اینکه کیم گوم جا فوت کردن
چون با کسی راحت نبودین نگرانتون بودن
و ازم خواستن که بهتون کمک کنم
چون می دونستن پسرم وسواس داره
احتمالا فکر کردن که می تونن کاملا بهم اعتماد کنن
منم بخاطر همین دلیل درخواستشون رو قبول کردم
استعفانامه ام رو از قبل تحویل دادم
حالا که شما تو شرکت نیستین
دلیلی واسه موندن ندارم
بابت همه چیز
خیلی ممنونم
! رئیس
واقعا دارین همینجوری می رین؟
نرید دیگه رئیس
ما چیکار کنیم؟
من آوردمت اینجا
ببخشید که خودم زودتر میرم، دونگ هیون - رئیس -
اگه اتفاقی واسه مادربزرگ افتاد فورا بهم خبر بده
قول دادم مسئولیتش رو قبول کنم
پس حس بدی نداشته باش
فیلمت خوب بود
فکر نمی کردم انقدر درباره بازیگری جدی باشی ولی اشتباه می کردم
باحال بود
جدی بودی چشمات می درخشید
موفق باشی حمایتت می کنم
رئیس
و تو یونگ شیک - بله -
گمونم با این شغل کنار اومدی
مهم نیست که چقدر سخت و خسته کننده ست
تا آخر با لبخند انجامش دادی
منم ازت خیلی یاد گرفتم
ممنون - رئیس -
... آدم ترسویی که فرار می کنه
می تونه تلاش کنه ولی حد داره
جلوتر رفتن هم سخت تر میشه
تنها کاری که ازم برمیومد تحمل کردن بود
چی؟ الان چی گفتی؟
دانشگاه نمی ری؟ - آره، دانشگاه نمی رم -
لازم نیست برم - ولگرد، انقدر -
پرت و پلا نگو
پس می خوای چیکار بکنی؟
دانشگاه که نمی ری تکواندو هم که می ذاری کنار
پس می خوای با چی خرجیتو در بیاری، ابله؟
اودل، آدم وقته سنش کمه می تونه تصمیم های الکی بگیره
ولی وقتی بحثِ شغل باشه
نباید انقدر احساسی تصمیم بگیری
می دونی دیگه اودل؟ "لحظه ای که جا بزنی، تمومه"
"اسلم دانک" همه سری شو بهت قرض دادم خودم
شماها چتونه؟ کس گفت می خواد از تکواندو بکشه بیرون؟
می خوام بچسبم به تکواندو
چی؟ باز بر می گردی؟
فکرامو کردم حق با آبجیه
فرار کردن تو کارم نیست
واسه همین تصمیم گرفتم با مشکل رو به رو بشم اونم با استعدادم
تو مدتی که تعلیقم نمی تونم تو مسابقه ها شرکت کنم
ولی می تونم به آموزش ادامه بدم
حتی اگه دانشگاهم نرم می تونم به یه تیم حرفه ای ملحق شم
... اگه بتونم از پس تعلیق یه ساله بر بیام
باشه می تونن باز تعلیقم کنن
تصمیم خوبی گرفتی
! جویون
هی
بیا
اینو باز پیشت داشته باش تا مدال طلا بگیرم
خواهش می کنم
دیگه احمق نمیشم
جلوی تو قسم می خورم
مین جویون بهت قول دادم، جدی
هوم؟
! بذارم زمین
(لوازم التحریرِ هیونده)
... اونجا
یه چیز خیلی خیلی محشر پیدا می کنی
چیزی که خیلی برام عزیزه
! آقا
آها تو همونی ای که دندونش رو گم کرده بود
نونا کجاست؟
ها؟ - می دونی که، دوست دخترت -
دوست دخترم؟
ولت کرد؟
هوم - باید باهاش بهتر رفتار می کردی -
همین باید بهتر باهاش رفتار می کردم
ببینم می دونی این چیه؟
... آها، این
چیه؟ - یه بار دیگه -
"یه بار دیگه؟" - آره -
بهت یه شانس میده که دوباره امتحان کنی
چیز خیلی خوبیه
(جایگاه پنجم)
! هی دونگ هیون
زود باش بیا - وایسین -
خدافظ
اومدم چون دکتر کیم گفت بیام
ملاقات با بیماری حساسی که سرطان مرحله چهارم داره
فقط مُسکن خواستم
شنیدم که نمی خواین پرتو درمانی کنین
اون وقت دردش خیلی غیرقابل تحمل میشه
چرا به هیچ کس نگفتی؟
چرا به رسانه ها درباره وضعیتم نگفتی
اون روز مصمم بودی منو تهدید کنی
وجدانت به عنوان یه دکتر نذاشت اینکارو کنی؟
وجدانم به عنوان یه دکتر؟
احتمالا همینه
راستش از اولم نمی خواستم فاشش کنم
فکر نکردم تهدید کردن با چیزی که روش نقطه ضعف دارین
چیزی رو تغییر بده
رابطه ت با گیل اوسول چیه؟
... تو هم
یکی از کسایی هستی که ادعا داره
قربانی حادثه جونگانگ دونگه؟
نه
من قربانی اون حادثه نیستم
درواقع یکی از هجومی ها بودم
حروم زاده اول منو بکش
! یه آمبولانس دیگه بفرستین، زود باشین - عوضیا -
! مامان
! عزیزم؛ عزیزم
خیلی ظالمانه بود
گرچه که می خواین از حقیقت دوری کنین
یه کمال گرا با تمایلات مازوخیستی
یه معتاد به کار که فقط بخاطر بی نقص بودن به کار علاقه داره
و افسردگی اجتناب ناپذیر چون هرگز
هیچی راضیتون نمی کنه
سعی کردین از همه چی محافظت کنین، مگه نه؟
از شرکت تا خانواده تون
ولی چیو تونستین نگه دارین؟
بنظرم
دیگه به حدِ خودتون رسیدین
آرامبخشی که ازم خواسته بودید رو اگه با مورفین استفاده کنین
مشکلات تنفسی براتون پیش میاد پس دیگه توصیفش نمی کنم
اگه دردتون خیلی غیرقابل تحمل شد
لطفا بهم خبر بدید
آقای چوی
اومدی اوسول رو ببینی؟
نه
اومدم تورو ببینم
... اومدم از دکترم
یعنی ازت درخواستی بکنم
هی، گیل اودل پا میشی یا نه؟
بعد از اینکه گفتی می خوای از اول شروع کنی می گیری تا ظهر می خوابی؟
! پاشو، پاشو بی نم
آموزش صبحم تموم شده - ! همه روز گپیدی -
اینا چیه تمیز کن خواهشا
"جویون نونا، یعنی جویونی"
"نمی دونم از کی شروع شد ولی نمی تونم بهت فکر نکنم"
"و سخت می تونم رو تمرینم تمرکز کنم"
"به اندازه لگد زدنام دوستت دارم، مین جویون"
"از طرف مردت، گیل اودل"
آهای، چرا نامه مردم رو می خونی؟
هی، از کی تا حالا؟
به چه جراتی عاشق دوست من میشی؟
ول کن
بیا اینجا - ولم کن -
می خوای با دوست پسر جویون شدن دوباره از اول شروع کنی یا چی؟
الان می خوای بری بهش زنگ بزنی، نه؟
اوسول
میشه حرف بزنیم؟
آمریکا؟
... ازم خواست که
اینو بهت بدم
می خوای خدافظی کنی؟
فکر نکنم هنوز دیر شده باشه
نه
قبلا خدافظی کردم
متاسفم، رئیس چا
قرار بود کوتاه ترین راه باشم
(به یاد قربانیان حادثه جونگانگ دونگ)
... چیزی که از خسارت منظورتونه
فقط طبق استاندارد های خودتونه
درست مثل رفتارتون تا الان با من
دیگه نه ازتون فرار می کنم
نه نادیدتون می گیرم
چون ازتون می ترسم قایم نمی شم
نه دیگه مضطرب می مونم
نه دیگه حسرت چیزی رو می خورم
چون اونی که باید زجر بکشه من نیستم بلکه شمایین
... اون لیاقت این همه
درد رو نداره شما باید درد بکشین
ماشین رو برگردون
چشم رئیس
واسه چی اومدین اینجا؟
انتظار نداشتم دیگه ببینمتون
بله
چیزی هست که
حتما باید بهتون بگم
واسه همین اومدم
راستش
تا حالا همچین کاری نکردم
... نمی دونم
کدوم بهترین راهه
نمی دونم مناسب ترین حرف
چه حرفیه
واقعا هیچی نمی دونم
معذرت می خوام
می دونم که خیلی
برای معذرت خواهی دیره
... خیلی
متاسفم
کافیه
دیگه می تونین برگردین
حتما معذرت خواهی براتون آسون نبوده
ولی دقیقا به همون اندازه بخشیدنتون سخته
وقت نیاز داره
ولی کاری که امروز کردین رو
از یاد نمی برم
بسلامت
حق با تو بود
کسی که باید پشیمون می شد و درد می کشید
من بودم
حرصِ این پیرمرد خیلی بهت سختی داد
هم تو و هم سون گیول رو
خیلی زجر دادم
(پاسپورت)
AG گروهِ
تا به امروز پروژه های زیادی رو ... دوباره توسعه
داده است
گرچه در این پروژه
قربانیانی بودند که جانشون رو فدا کردند
و ما اشتباهات خودمون رو قبول داریم
(AG کنفرانس مطبوعاتی چا سوک هوان، رئیس گروه)
... همه چیز
تقصیر من به عنوان رئیس این گروهه
... مسئولیت تمامش رو
با کناره گیری از مقامم قبول می کنم
... همچین تمام دارایی ام رو
... به این جامعه
هدیه می کنم
سوال دارم - آقای چا -
هیچ کس از اون حرف نمی زنه
منم جرات ندارم اسمش رو به زبون بیارم
همین که زمان می گذره
خاطراتم ازش توی قلبم کم کم کوچیک تر میشه
یونگ شیک
اوسول
اینجا چیکار می کنین؟
چیکار می خوای بکنیم؟
اومدیم تمیز می کنیم
رئیس ازمون خواست
قبل از اینکه به آمریکا بره ... یعنی
خیلی وقت پیش ازمون خواسته بود
... ولی گاهی
... گاهی اوقات
دلم برات تنگ میشه
(دو سال بعد)
بو میده
هی - وای خدا -
این یارو کیه؟
چیه؟ به چی زل زدین؟
به چی زل زدین؟
کره خرا
! بکشین کنار
! کنار
برید کنار به چی نگاه می کنین؟
... چیکار
ای وای حالتون خوبه؟
... آقا
نباید بیرون اینو بخورید
بچه ها چی فکر می کنن؟
هی، کی هستی که بهم امر و نهی می کنی؟
بدش من پسش بده
هی - آقا -
بدش من - وایسید -
نباید اینکارو بکنید - ! گفتم پسش بده -
عوض - آقا -
اینجوری خوشتیپ ترین
اینو براتون بندازم دور؟
روز خوش
بله مامان
آره تازه رسیدم
راهو بلدم نگران نباش
بله قربان بله
وضعیت چو هیون وو رو چک کردم
تبلیغش رو بعد از تمرینش می ذارم
باشه
سلام اوسول - سلام -
سلام - سلام -
سلام
(گیل اوسول)
خانم گیل - بله؟ -
اینم صورت جلسه ی امروز ممنون
ممنونم
(برنامه ماهانه چو هیون وو)
(گیل اوسول)
می بینمت - خدافظ -
الو بابا
تازه از کار اومدم بیرون
هوس چیزی نکردی بخوری؟
امروز حقوق گرفتم
آره
اودل چی؟
جوجه؟ بنظر خوب میاد
آبجو چی؟
باشه منوی امروز جوجه و آبجوئه
باشه
از چهار راه باید رد شم قطع می کنم بابا
ممنون
مشتاق دیدار خانم گیل اوسول
... چطور بود - ... چطور -
کی به کره برگشتین؟
الان از فرودگاه بر می گشتم
الان دیگه خوبین؟
چی؟
خیلی بهتر شدم
نمی دونم قبلنا واسه چی سر هرچی
شلوغ بازی درمیاوردم
تو هنوز همونی گیل اوسول
آها تیپت یکم فرق کرده
ولی هنوز همونی
بابت پدربزرگم متاسفم
می دونم الان مغدرت خواهیم بی فایده ست
بخاطر حادثه مادرت و مسئله ی برادرت
باید قبل از رفتنم معذرت می خواستم
ولی شجاعت نداشتم
نمی دونمم باید چیکار کنم
همش واسه گذشته ست
تقصیر شما نبود
بازم می خواستم معذرت خواهی کنم
نمی دونستم همچین تجربه ای داری
با دوست داشتنت بهت سختی دادم
خیلی حس شرمندگی می کردم
شرمنده
باید برم
وایسا
اگه هنوز فرصا هست می خوام دوباره شروع کنیم
من و تو از اول
یه شانس دیگه می خوام
اوسول سرده بیرون چیکار می کنی؟
الان میری خونه؟
گمونم اون مغازه دارو رو آورده
پارسال که شکست از شرش خلاص نشدن؟
... میگم اگه این آخر هفته
... من امروز
رئیس رو دیدم
برگشته کره
آلودگی هراسیش هم بنظر خیلی بهتر شده
گمونم خیلی بهتر از قبلش شده
برگشته
عالیه
... یهویی - وای -
اومد
! سون گیول، وای خدا
بی خبر رفتی بی خبرم اومدی، وای خدا
حال و احوالت خوب بود؟
رئیس یانگ و منشی کیم هم هستن
نگاش کن
گمونم آب و هوای آمریکا خوشتیپ ترت کرده
حالت خوبه؟
بله
ممنون که وقتی نبودم از مامانم مراقبت می کردین
فکر کنم دیگه بتونم به شما کنار مامانم
اعتماد کنم
لطفا از این به بعدم مراقب مامانم باشین
چی؟ جدی؟
وای، شنیدی؟
الانه که اشکم دربیاد
احمق نباش چرا گریه می کنی؟
باهاش خوب رفتار می کنم باشه؟
آقا، پاتون رو گذاشتید روی خرابکاری
هوم؟
وای نه
پامو گذاشتم روی خرابکاری پرنده
چندشه
ببینم تو کی هستی؟ چرا اینجا اومدی؟
... اول نباید شما خودتون رو قبل از
اینکه بپرسین کی ام معرفی کنین؟ به این ادب نمی گن؟
ها؟
! یه جون
رئیس
خانم کوان
چقدر بزرگ شده
راستش فقط حرفش رو شنیده بودم اولین باره می بینمش
ببینم شما اینجا چیکار می کنی؟
هر هفته میام رئیس چا رو ببینم
خودشون تنهان کسی نیست مراقبش باشه
گفتم حتما تنها میشن
الان کجاست؟
خیلی وقته بیرون بودید رئیس
دیگه وقتشه برید داخل
این گیاه هارو ببین
هنوز سرده
ولی بنظر میاد منتظر بهارن
بابابزرگ
میگن از رها کردن
چیزای بیشتری گیرت میاد ... پس
درسته
به گذشته که نگاه می کنم
هیچی نبود
تازه الان که همه چیو ول کردم فهمیدم
... شنیدم که
واسه شرکت مدیرهای متخصص استخدام کردین
همه دارایی هاتونم بخشیدین
فکر نمی کردم
هیچ وقت برگردی
فکر کردم دیگه هیچ وقت نمی بینمت
از اینکه برگشتی
ممنونم
نه
نمیشه
بهش نگاه نکن
میشه چند دقیقه امروز همدیگه رو ببینیم؟
همین اطراف میام
چقدر خوشتیپه - نگاش کن -
وای - خیلی استایلمه -
ببینش
چقدر خوشتیپه
خوش قیافه ست
ببینش
وای خدا
رئیس؟
با کی حرف می زنه؟
چی می خواد بگه؟
با منه؟
چی شد؟ - وای نه -
اگه چیزیش شه چی؟ - رئیس -
فکر کنم افتاد - وای -
مرسی
ممنون - خوبین؟ -
چی؟
طناب رو درست نگرفته بودم
این همه دوییدی ببینی حالم خوبه یا نه؟
نه دقیقا
خوشحال شدم
که می بینم نگرانم شدی
اینجا
چیکار می کنین؟
چیزه ... تمرین
پیاممو گرفتی؟
اگه بعدا وقت داری
بیا با من شام بخور - نه، تا دیروقت کار می کنم -
منتظرت می مونم
کاریت به من نباشه برو به کارت برس
همونطور که می بینی منم کار دارم
فایتینگ
اینم از غذاتون
نوش جان - ممنون
خوشمزه بنظر میاد
تو آمریکا خیلی هوس کرده بودم
نودل هایی که تو سوپِ ماهی کولی قُل می خورن
قبلا اصلا هوس این جور چیزها رو نمی کردم
وقتی چیزی از دسترست خارج میشه تازه قدرشو می فهمی ، مگه نه؟
چرا نمی خوری؟ تو که نودل دوست داری
هیچی قرار نیست عوض بشه
دیگه دیر شده
... دیگه نمیشه جایزه ی
مقام پنجم رو عوض کرد
گیل اوسول - مغازه ی لوازم التحریری -
دستگاه رو یه سال پیش انداخت دور
ما هم دو سال پیش به هم زدیم
خوشحالم که برگشتی
و خیالم راحت شد که حالت خوبه
ولی دیگه تمومه
ببخشید ، خیلی منتظر موندی
دیگه باید برم
وایسا
وایسا
یه چیزی هست که هنوز بهت نگفتم
خیلی دلم برات تنگ شده بود
.. انگار دارم خواب می بینم که
الان کنارتم در این حد دلتنگتم
... نمی خوام تحت فشار بذارمت
... که دوستم داشته باشی
یا دوباره منو بپذیری
.. من منتظرِ تو
... می مونم
تا وقتی که فکرهاتو بکنی
"Neginell_DoNyA" :مترجم
... به لطف جناب چوی من فهمیدم
اعتماد به نفس خیلی مهمه
ارواحِ گرام همیشه با من بودن
و من اصلا نمی دونستم - درسته -
منم تصمیم گرفتم اعتماد به نفس ... داشته باشم و
از نو شروع کنم
من برگشتم
(مدرکِ قبولی)
دکتر بک
مطمئنی قلابی نیست؟
قلابی نیست
... راستش
منم واستون یه خبر دارم
... خب دوستان
من دارم عروسی می کنم
اوا - مطمئنی قلابی نیست؟ -
همش به لطف توئه
ممنونم
همیشه عین سیریش بهم چسبیده بودی
یه کم قلبم شکست - امیدوارم تو هم خوشبخت شی -
شماها چتونه؟
خیلی هم خوشبختم
بیا ، همگی دُنگ گذاشتیم
لطفا قبولش کن
دو ساله داری مجانی درمانمون می کنی
بگیرش ، یه روزی به کارت میاد
مرسی
دستتون درد نکنه
چطوره با هم عکس بگیریم؟
تا آخرین دورهمیـمون رو جشن بگیریم - خیلی هم خوب -
بیاید اینجا
من کنارِ جناب چوی می شینم
خیلی خب
الان می گیرم
کیمچی
(مسابقات انتخابی المپیک 2020 توکیو)
! بــرو
گیل اودل
گیل اودل
! بزنش اودل
اودل ، به خودت بیا دیگه
!حواسم بهت هست
(گیل اودل 12 پارک جونگ جه 7)
! آبی برنده شد
باریکلا
... گیل اودل - پسر خودمه -
... آخرین بازیکنی شد - خودشه -
که به تیم ملی ملحق شد - مبارکه -
تا در المپیک 2020 شرکت کنند - تو تیم ملی قبول شد -
گیل ، ورزشکاری از منطقه ی ... دونگ میونگ
... بازیکن آینده داریه که - سلام -
دیدیش؟
البته ، خودم با پسرم میرم توکیو
ها ، ها؟
تیم ملی؟ مدال طلا؟
حالا ببینیم چی میشه
خیلی خب ، خدافظ
خدایا
همینکه رفته تیم ملی کافیه مدال طلا هم نگرفت ، نگرفت
چرا انقدر ماشینه تمیز شد؟
اینجا محدوده ی منه تو کی هستی؟
سلام پدر
حال و احوالتون چطوره؟
ببخشید که زودتر خدمت نرسیدم
تو اینجا چیکار می کنی؟
... خب
دوست دارم از این به بعد تو کار کمکتون کنم
لطفا بهم اجازه بدید
منو "پدر" صدا نکن
به کمکت هم نیازی ندارم برو
واستون آسون نیست که منو بپذیرید
اینو خوب می دونم
و خیلی وقیحم که ازتون می خوام منو ببخشید
اینو خوب می دونم
... اما بازم این تنها کاریه که
الان می تونم انجام بدم
... لازم نکرده عذرخواهی یا
طلب بخشش کنی
خیلی دلم برات تنگ شده بود
... انگار دارم خواب می بینم که
الان کنارتم در این حد دلتنگتم
بله؟
چی؟ تصادف؟
کاش با جادو می تونستم ببینمش
بی بی دی ، با بی دی ، بو
اجی مجی لا ترجی
هاکونا ماتاتا
این ربطی نداره که
دوستم اثاث کشی کرده اینجا گفت بیام ببینمش
همون مینه سوتا همون دوستم
راستی ، جایی میری؟
... آ
آره
باشه فهمیدم
بله قربان
بله ، همین الان با تیم در میون گذاشتم
خبرنگارها هنوز بهشون زنگ نزدن
بله ، الان تو راهم
باشه
(اورژانس)
حالش خوب میشه - ممنون -
چوی هیون وو چطوره؟ - قربان -
همین الان خوابید
چطوره؟ رو به راهه؟
آره ، آسیب دیدگیش جدی نیست
روی بازی کردنشم تاثیری نمی ذاره
وای خدایا
شکرت خدا
مرسی که این وقت شب اومدی
خواهش می کنم
شما؟
دوست پسرته؟
... نه ، نیست
آیگو ، مرسی این وقت شب رسوندیش
ممنون - خب -
خوشحالم آسیب دیدگی جدی نیست
وسایلتو بردار بیا بیرون
واسه جبران کارت یه خوراکی خوشمزه می خرم واسم
نه ، زحمت میشه
شما هم بیا
حتما
ممنون
نه
من بیشتر ازت ممنونم
که گذاشتی کمکت کنم
... تو این دو سال
خیلی باحال تر شدی
حتما خوشحالی ، اوسول
چون همچین دوست پسر قابل اعتمادی داری
بیا برات یه پیک بریزم
باشه
بذارید منم واستون بریزم
آیگو ، دستت درست
بیا
وای چه خوبه
بیا همینجور بخوریم
اوسول ، چرا امروز کم می نوشی؟
لیوانت خالیه
بیا
... من
به جاش می خورم
چه دوست پسر خوبی
بیا ، یه پیک دیگه بخور
حتما
قربان - بفرما -
نوش
نوش
خوبی؟ می تونی بری خونه؟
تو که زیاد ظرفیت نوشیدن نداری
چرا به جای منم خوردی؟
میشه یه دقیقه اینجا صبر کنی؟
میرم برات تاکسی بگیرم
یه کم دیگه
میشه یه کم دیگه پیشم بمونی؟
... من
توی اون دو سال اصلا فراموشت نکردم
... روزی که با هم خداحافظی کردیم
برای آخرین بار حتی دست های همو نگرفتیم
این همش مغزمو می خورد
واسه همین رفتم آمریکا
خیلی تو آمریکا زندگی سختی داشتم
به خاطر تو تونستم تحمل کنم
... می خواستم دفعه ی بعد که می بینمت
آدم رقت انگیزی نباشم
... واقعا
خیلی سعی و تلاش کردم
میشه واسه یه بارم که شده ازم تعریف کنی؟
... کاش
یه بار واسم می خندیدی
فقط یه بار
کارت حرف نداشت
... من بهت افتخار می کنم
رئیسِ من
... راستش
منم مثل تو بودم
... دو سالِ تمام
یه لحظه ام فراموشت نکردم
چطور فراموش می کردم؟
خیلی دلم برات تنگ شده بود
... می دونم پدر و مادرم
... و حتی اودل
احساسات منو نمی پذیرن
ولی خیلی دلتنگت بودم
شدیدا دلتنگت بودم
متاسفم
گفته بودم کاری نمی کنم که واسم پشیمونی به بار بیاره
... ولی
چاره ای نداشتم
هیچ چاره ای نداشتم
دیشب سلامت رسیدی خونه؟
... دیشب
حماقت نکردم که؟
امیدوارم دل پیچه نداشته باشی
کار احمقانه ای هم نکردی نگران نباش
عالیه
چی شده؟
این حرکات جلف چیه؟
چته؟ کی گفته می تونی سر زده بیای اینجا؟
بهم برخورد ها
داوطلبانه وقتی نبودی از خونه ات مراقبت کردم
پس بگو چرا انقدر به هم ریخته بود
نوشیدنی می خوای؟ - مثل اینکه حالت خیلی بهتر شده -
ممنون بابت همه چیز
توصیه هات خیلی بهم کمک کردن
وقتی هم که آمریکا بودم مدام زیر نظرم داشتی
بابت اون هم ممنونم
حالا که برگشتم ، همه اشو جبران می کنم
آره ، باید جبران کنی
ولی باشه واسه بعد
واسه بعد؟
اوضاعت با اوسول چطوره؟
عالی
حالا دیگه نزدیکشم
همین به تنهایی خوشحالم می کنه
چه عالی ، امیدوارم خوشبخت شید
... هم تو ، هم اوسول
خیلی واسم مهمید
وای تو چت شده؟ چندشم شد
چشه مگه؟ تیریپِ آمریکایی نیست؟
اینکه احساساتت رو به راحتی بروز بدی
... حالا که حرفش شد چطوره
به تیریپِ آمریکایی سلام علیک کنیم؟
... حتما ، میای با تیریپِ آمریکایی
سلام علیک کنیم؟
بریم تو کارش؟
وای نه ، بیا پایین نکن
! زیاده رویه
وایسا ، صبر کن
بیفتی رو زمین نمی میری که
یه امتحانی بکن ، یالا
وایسا ، صبر کن
اینجوری بیا دنبالم
قدم اول رو درست برداری بقیه اش مشکلی نیست
خوبی؟
دستمو بگیر بلند شو
با فاصله قدم بردار - با فاصله قدم بردارم؟ -
آره همینه ، یاد گرفتی - قلق ـش داره دستم میاد -
عالیه
همینه - یاد گرفتم ، ای وای -
خوبی؟ - آره -
تو که اسکی رو یخ بلد نیستی واسه چی گفتی بیایم اینجا؟
بیا ، دستمو بگیر
چرا اینجوری نگاهم می کنی؟
رو صورتم چیزی ریخته؟
... اگر اون موقع سمتم دست دراز نمی کردی
تو جایگاهِ الانم نبودم
ممنونم
بابت همه چیز ممنونم
همینطور هم قدر دانت می مونم
چه ضایع ، چی داری می گی؟
بازم تلاش کنم؟
باشه
بریم؟ - بریم -
دیدی؟ بلدی
کارت خوبه
اوسول ، برو به ها این بگو صبحانه آماده ست
دکتر چوی ، صبحانه آماده ست
دکتر چوی؟
در بازه که
عادلانه نیست
... واسه آخرین بار دلگرمم کرد
و رفت
اخلاق و آدابِ درست
همه ی ورزشکاران رزمی باید طبق این دو اصل رفتار کنند
واسه همینه که شما روی دیگر ورزشکاران رزمی رو سیاه کردید
فهمیدید؟ - بله استاد -
بسته اومد - بسته رسیده -
واستون بسته آوردم
داداش
بزن ، بهم چک بزن اگه می خوای حالم خوب شه
منحرفی چیزیه؟ نمی تونم نگاه کنم
آره ، بیا فقط بخوریم
! بیشتر ، بیشتر
به به ببین کی اومده
آقای منحرف که چک دوست داره عجب سلبریتی داریم
هی بچه ها آها ، اینو دیدید؟
از سر صحنه فیلم برداری میام حتی وقت نکردم لباس عوض کنم
سریالو خیلی دوست دارم
تو فیلم ها هم دیدمت
راستی ، چرا خبر کردی بیایم؟
من خبرتون کردم
رئیس - رئیس -
! مشتاقِ دیدار
! برگشتید
به سلامتی - به سلامتی -
ممنون - ممنون -
راستی ، چرا خبرمون کردید بیایم؟
... خب
... می خواستم ببینمتون تا
دونگ هیون - بله؟ -
(برنامه ی کسب و کار جدید)
... این
(سرویس نظافت نوینِ پیشرفته)
دوست دارید بهم ملحق شید؟
مثل قدیما می تونیم با هم کار کنیم
منتظرتون بودم که برگردید
منم همینطور ، خیلی دلم براتون تنگ شد
... خب من
درکت می کنم ، جه مین
به همون بازیگریت برس
اینجوری می تونی کمکمون کنی
شرمنده
ولی قول میدم بهتر از هر کسی واستون تبلیغ کنم
استعدادم رو بهتون هدیه میدم مدلتون میشم
.. نمیشه - میشه منم بهتون ملحق شم؟ -
! خانمِ کوآن
رئیس ، دوست دارم دوباره باهاتون کار کنم
قبولم می کنید که؟
خب ، غذا خوردی؟
یه نوشیدنی بزنم؟ - عالیه -
بفرمائید - برید کنار بچه ها -
خانم ، یه بطری دیگه سوجو بیار
پیشاپیش ازتون ممنونم - ممنون -
خیلی خب ، شروع کنیم؟
بریم - بریم -
بریم
تـــادا
جه مین
سلبریتیـمون اومد سرت شلوغ نیست؟
یه کم استراحت کنید - حتما شلوغ نیست دیگه -
فقط همین؟
چه جای خوشگلی
بگو ببینم ، همش همین؟
بازم هست
مدیر برنامه هامه
بله؟
جلسه ی استودیوی فیلم سازی؟
لطفا بهشون بگو نمی تونم بیام
باشه
چیکار می کنید؟ اینجا خونه ی فرشته های جدیدمونه
تمیزش کنید
باشه؟ - باشه -
واسه امروز کافیه
جان؟ - خورشید داره زود غروب می کنه -
نمی خوای غذا بخوری؟
من از گرسنگی دارم می میرم
غذا؟
! حتــما
به زودی میام ، غذا رو داغ کن
وسایل رو بیار
چشم ، پدر جان
پس داری مرکز خدمات نظافت جدید باز می کنی؟
آره
چطور فهیدید؟
رفیق اودل ، یونگ شیک چی چیه
اون بهم گفت
این همه شغل ، چرا گیر دادی به نظافت؟
همونجور که قبلا گفتم ... هنوز تاثیر مثبت نظافت رو
باور دارم
... دیدن لبخند روی لب های مردم رو
بعد از نظافت دوست دارم
انرژیشو دوست دارم
... در ضمن
تو نظافت کارم خیلی درسته
اوسول بهم گفته بود
خودمم یه بار دیدم
آرامگاه مادر اوسول رو می گم
مرسی که اونجا رو تمیز کردی
همیشه مایه ی عذابم بود کمک بزرگی کردی
حرفشم نزنید
... اوسول
سختی های زیادی کشیده
با این وجود خوشحالم خوب بزرگ شده
... همیشه
نسبت به دخترم عذاب وجدان داشتم
خیلی وقته نیومده بودیم پیشت
امروز بچه ها رو هم با خودم آوردم
عالیه ، نه؟
مامان ، حالت چطوره؟
(جونگ هه وون)
بابا معمولا ما رو با خودش نمیاره اینجا
شیطونی کرده؟
نه ، با آجومای تو مغازه فقط دوستم
مامان
واسه تیم ملی انتخاب شدم
باحال نیست؟
شماها برید بیرون
باید تنهایی با مامانتون صحبت کنم
خیلی خب
باشه - بریم -
خوش بگذره
دیگه بزرگ شدن ، نه؟
اودل عین خودم شده
اوسول هم عینِ تو
... فکر کنم
الان دیگه بخشیدمشون
ولی تصمیمش دستِ من نیست
به تو بستگی داره
... می خوام
... کسی که عاشق اوسوله
بهش عشق بورزه
نمی خوام اصلا حسرت بخوره
... می خوام که عاشق باشه
و عاشقش باشن
تا جایی که ممکنه
... موافق
نیستی؟
اومدید
چطور پیش رفت؟
چی بهش گفتید؟
... اون پسره
خیلی مُصره بهش اجازه میدم
پس معطلش نذار
به اندازه ی کافی صبر کرده
منظورتون چیه؟
سون گیول رو می گم
به نظرم پسر خوبیه
از اولشم همین فکر رو می کردم
مگه نه؟ پسر خوبیه
برو پیشش
منظورتون چیه؟
به مادرتم گفتم
مشکلی نداره
حالا برو ببینش
لازم نیست عذاب وجدان داشته باشی
عیب نداره
من دیگه فراموشش کردم
دیگه نمیرم ببینمش
مطمئنی؟
خیلی خب ، هر جور مایلی
برم اجازه ی مامانتو پس بگیرم
! وایسید
... نمی خواد
یالا برو
برو ، نذار بیشتر انتظار بکشه
گیل اوسول
اینجا چیکار می کنی؟
وایسا
داشتم نظافت می کردم
کلی عرق کردم و کثیفم
بیا دوباره شروع کنیم
... بیا از اول
شروع کنیم
اینم شد اسمِ شرکت؟
مگه چیه؟ من دوسش دارم
(فعلا با عشق و علاقه تمیز کن)
(فعلا با عشق و علاقه تمیز کن)
... فعلا
... با عشق و علاقه
! تمیز کن
به پایان رسید این سریال) (سریال های دیگر همچنان باقیست
*پرشـين دريــم تيم* " Neginell - DoNyA" :مترجم
"براي حمايت از مترجم، زيرنويس را از کانال ما دانلود کنيد" @PersianDreamTeam
..::فعلا با عشق و علاقه تمیز کن::..
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.