Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:سینما تقدیم میکند www.30nama.com
شما دادستان منطقه هستین؟ - .بله -
اگه جاتون بودم راجع به قبول کردن این پرونده .تجدید نظر میکردم
تا حالا اونقدر شکستتون دادم .که حسابش از دستم در رفته
،باندرانت داشته از تراتزو پول میگرفته
و از الکس گرنت میخواسته .که نصف پول رو بده
.مرد پوشالیمون رو پیدا کردیم
جناب گرنت، میشه برای دادگاه توضیح بدین
،که منظور جناب باندرانت چه نوع فعالیت مشکوکی بوده؟
امکانش هست که گرنت .از شهادت دادن طفره بره و خودش رو به خطر نندازه
اگه این کار رو بکنه چی میشه؟
.نباید قبل از شروع محاکمه از دستش بدیم .باید بیارمش جلوی هیئت منصفه
داری تمام پرونده رو روی طفره نرفتن الکس گرنت شرط میبندی؟
دیوونه شدی؟
درسته که یه ایمیل باعث شد ،آقای گرنت به شهادت دادن ترغیب بشن
ولی برای نشون دادن ارتباطشون .با این پرونده کافی نیست
یادته گفتم پلیس جعبهابزار لیسا رو مصادره کرده؟
،قبلا ۱۵۰تا ابزار داخلش بود .ولی الان ۱۴۹تاست
به نظرتون کدوم ابزار داخلش نیست؟
.مدرک جدیدی به دست دادستانی رسیده
.آلت قتاله
جناب کیم، این همون عکسیه که از تظاهرات اون روز گرفتین؟
.بله، همینه
رنه؟
آیا خوانده در گزارشها راجع به نقشههای خاصش
در جهت توقف پیشرفت آقای باندرانت حرف زده بود؟
.بله
.خیلی چیزها ازش فهمیدیم
مثلا اینکه ماشین اسپرتش رو .کجای پارکینگش میذاره
.باید ریسک کنم
.این اسمش ریسک نیست، میکی .انگار دیگه قوانین راجع بهت صدق نمیکنن
جناب هالر، حاضرین اولین شاهدتون رو بگین تا تشریف بیارن؟
بله، جناب قاضی. به عنوان وکیل مدافع .لیسا ترمل رو به جایگاه فرا میخونم
میکی، داری چیکار میکنی؟
.اینجا نمیشه بگم
.گفتی قرار نیست بهم زنگ بزنی
.میدونم، ولی الان عصر جمعهست، لیسا
نمیذارم پادکست دال آخرین چیزی باشه که هیئت منصفه
.این هفته گوش میده
.ما هم باید تلافی کنیم
باشه، ولی اگه گند بزنم ...یا حرف اشتباهی بگم چی؟ منظورم اینه که
فقط حقیقت رو بگو، باشه؟ .بذار نسبت بهت همون دیدی رو پیدا کنن که من دارم
.از پسش بر میای
خانم ترمل، میشه شغلتون رو به هیئت منصفه بگین؟
.من سرآشپزم
و مالک یه رستوران .در فراگتاون به نام الیژن هستم
حدود ۱۱ ساله که اونجا .مشغول به کارم
.۱۱سال واقعا مدت زیادیه .حتما عاشق شغلتون هستین
.تمام عمر آرزوم بوده .بچگیم رو هم توی همون محله گذروندم
.بابام ساختمونش رو به مبلغ ناچیزی خرید .شغلش کابینتساز بود
برای همین یه بخشش مغازهی خودش بود .و بخش دیگهش هم خونهمون
منم همیشه دلم میخواست .همین کار رو بکنم
یعنی همونجا زندگی میکنین؟
.بله، خونهم هم همونجاست
برای همینم حاضر نبودم به میچل باندرانت .یا کس دیگهای بفروشمش
.تمام زندگیم توی اون ساختمونه
وقتی به آقای باندرانت گفتین که حاضر نیستین ساختمون رو بهشون بفروشین چی شد؟
.تمام بدبختیها از اونجا شروع شد
،ساعت ۶ صبح بولدوزر فرستاد جای ساختمونم .و تا موقع ساعت تخفیف همهجا پر از گردوخاک شده بود
.هر کاری کرد تا من رو از اونجا بیرون کنه - .اعتراض دارم، پاسخ شاهد تبدیل به روایت شده -
لطفا شاهد فقط .به سوال پرسیده شده پاسخ بده
.مشکلی نداره، خانم ترمل
دیروز همسایهتون ،ولری استرن
از رابطهتون با همسر سابقتون .برامون گفتن
میشه بگین چرا از همسرتون جدا شدین؟
من کسی نیستم که بشه باهام .آسون زیر یه سقف زندگی کرد
.منظورم اینه که یه وقتهایی لجبازی میکنم
،و وقتی دلم یه چیزی بخواد .با تمام وجود میخوامش
و یه رویا داشتم ،که دلم نمیخواست از دستش بدم
،ولی جف، همسر سابقم .برنامههای دیگهای داشت
.برای همین کمکم با هم سرد شدیم
این سرد شدن منجر به دعوا هم شد؟
.بله. با هم دعوا هم میکردیم
ولی خیلی کم، و توی دعواهامون .هیچ خشونتی به کار نمیبردیم
مایلم راجع به مصاحبهای که .از شما توی پادکست شنیدیم حرف بزنیم
.به نظر میرسید خیلی عصبانی بودین درسته؟
.بله
ولی فکر کنم هفتمین بار بود .که اون داشتیم مصاحبه رو ضبط میکردیم
هفتمین بار؟ چرا اینقدر زیاد؟
هنری همهش میگفت به اندازهی کافی پرشور به نظر نمیرسم
و اینکه باید .عبارات مختصر و مفید» بهکار ببرم»
پس یعنی آقای دال مجبورتون میکردن خودتون رو پرشور و پرانرژی جلوه بدین؟
.همچین حسی بهم دست داد
پس یعنی حرفهایی که راجع به نحوهی عملتون در برابر باندرانت بهش گفتین حقیقت داشتن؟
.کموبیش بله
همینطور اینکه آقای باندرانت ماشینش رو کجا پارک میکرده؟
.بله
چرا به کارآگاه اوبراین گفتین که
تابهحال وارد گاراژ پارکینگ آقای باندرانت نشدین؟
.چون واقعا هم نرفته بودم
یه عکس توی یه مجله از میچل باندرانت چاپ شده .که در اون کنار ماشینش وایستاده
نه، برای فهمیدن جای پارک ماشینش .نیازی نبود برم داخل گاراژش
.خودش همهجا راجع بهش حرف میزد
.بخشی از چهرهی اجتماعیش بود
جناب قاضی، لطفا .مدرک جی رو ببینین
این همون عکسیه که پیدا کردین؟
.بله
پس یعنی هیچوقت توی گاراژشون نرفتین؟
ولی گاها با آقای باندرانت مشاجرههایی هم داشتین؟
.زیاد پیش میاومد
.ولی همیشه خودش شروع میکرد
.اذیتم میکرد
عاشق این بود که ساعت اوج کارمون .خیابون رو ببنده
،با وجود اونهمه سروصدا و گردوخاک
مشتریهامون نمیتونستن .توی تراس غذاشون رو بخورن
.دست از این کارهاش هم بر نمیداشت
به نظر میرسه کنار اومدن .با آقای باندرانت کار سادهای نبوده
.وای خدا، واقعا عوضی بود
البته ببخشید. اشکالی که نداره همچین حرفی زدم؟
.مشکلی نداره، خانم ترمل
.ببینین، واقعا نمیتونستم تحملش کنم
.نمیتونم از این موضوع بگذرم
،طبق چیزی که من دیدم انسان خوب
.یا درستکاری نبود
ولی از کارهایی که میکرد .بدم نمیاومد
جدی؟
.نه. البته دل خوشی هم ازشون نداشتم
.ولی بحث خودم نبود
از بلایی که داشت .سر محلهم میآورد بدم میاومد
چون همسایهها رو یکییکی از اونجا انداخت بیرون
تا بتونه برای خودش .یه زمین بازی جدید و شیک بسازه
.واقعا ناراحتکننده بود
در حدی که ترغیب بشین انتقام بگیرین؟
.نه، دنبال انتقام نبودم
آخه انتقام چه فایدهای داره؟
.هنوزم ساختوساز داره انجام میشه
.نمیشه جلوی بازسازی شهر رو گرفت
.خواه ناخواه باید انجام بشه
.نه
.فقط میخواستم خونهم رو نجات بدم
.سلام
.امروز عالی بودی
میدونی، اینجا رو .وقتی بچه بودم ساختن
موقعی که داشتن میساختنش .با بابام میاومدیم اینجا
.سوار قطار کابلی میشدیم
حتی همون زمان هم .دائما در حال تغییر بود
حالا میخوای چیکار کنی؟
باید برای سوالهایی که دادستان .قراره ازت بپرسه آماده شی
،کل آخر هفته رو وقت داریم که آمادهت کنیم .و قراره ازش نهایت استفاده رو ببریم
.امروز تازه بخش آسون ماجرا بود
دوشنبه صبح، آندریا قراره .با تمام توانش بازجوییت کنه
مترجم: علیرضا شیخ عارفی A.SHRFE
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
،برات نمونهسوالها رو فرستادم .و یه نسخهش رو گذاشتم روی میز کارت
.اما پیشبینی کردن تمام سوالها ممکن نیست
.کاریش هم نمیشه کرد
اصلا همون اول که بهش زنگ زدی .میدونستیم داریم ریسک میکنیم
.ولی اقلا ارائهی جذابی ازش در میاد
ارائه؟
.مثل دورهی کارآموزی وکالت کیفریم
.راستی باید یه ناظر برای خودم پیدا کنم
.فکر میکردم قراره من ناظر باشم - .نه، تو راهنمایی -
.قراره بهم آموزش بدی
ولی یه نفر هم باید عملکردم رو .بررسی و قضاوت کنه
لیگال نمیتونه بیاد؟
.مطمئنم بهتر از اون پیدا نمیشه
قبول میکنه؟
.شک ندارم خیلی هم خوشحال میشه
چون میتونه بعد از مدتها .دوباره بیاد دادگاه
.آها. ممنون
.هی، میکی .سعی کن این آخر هفته رو استراحت کنی
،میدونم خیلی سرت شلوغه .ولی باید برای دوشنبه سرحال باشی
.سعیم رو میکنم
.شبت بهخیر، لورنا
.شبت خوش
منظورتون چیه دکتر؟
یعنی دیگه هیچوقت بههوش نمیاد؟
تا ابد در همین حالت میمونه؟
.وای، نه
بعد از اینهمه سختیای ،که خونوادهم کشیده
نمیدونم بازم طاقت .تحمل یه مصیبت دیگه رو دارن یا نه
جریان چیه؟
.قراره تست بازیگری بدم
باورت میشه؟ .بهم گفتهن از روی متن بخونم
فکر کردم بازیگرها از خودشون .فیلم میفرستن
،حالا که بهم گفتهن بخونم
،قراره تمام مهارتم رو بهشون نشون بدم .چه خوششون بیاد چه نیاد
راستی تو راننده داری، مگه نه؟
.آره. دارم
.خوبه، پس ازت قرضش میگیرم
.مامان، تاکسی که نیست .میبرهتم دادگاه
پس بعد از اینکه رسوندت دادگاه .من رو هم برسونه محل آزمون
کجا هست حالا؟
.بربنک - بربنک؟ -
.اوهوم
.دادگاه مرکز شهره .تو ترافیک گیر میکنین
.نمیتونی به موقع برسی .برات تاکسی اینترنتی میگیرم
.مراقب چاله باش
اضطراب داری؟
...خب - .عزیزم -
من بازیگر نقش اصلی .دومین سریال محبوب مکزیک بودهم
همیشه کسایی مضطرب میشن .که چیزی برای ثابت کردن دارن
.چند قسمتش رو دیدم .به نظرم بازیتون عالی بود
.ممنون، عزیزم
.تو بیشتر از پسرم طرفدارمی
.چون تو هم مثل من هنرمندی .ولی این نه
.نمیدونم والا .به نظرم بهتره توی دادگاه هم ببینینش
.نه. نه، اصلا نیازی به این کار نیست
.من رو پیاده کن .مامانم رو هم برسون محل آزمونش. بعدش هم برو خونه
مگه من گفتم دوست دارم بیام دادگاه؟
خانم ترمل، به نظر میرسه .کلی برای خودتون دشمن تراشیدین
همه میدونیم میچل باندرانت .علیه شما درخواست قرار منع داده بود
.من فقط تظاهرات کردم
بله، طبق درخواستنامهی قرار منع ۲۳ بار .اقدام به تظاهرات کردین
۲۳بار تظاهرات رو .به سمت دفتر کارشون رهبری کردین
...به ساختمونشون آسیب وارد شده - .ولی مقصرش من نبودم -
نه، من فقط میخواستم .صدام به گوششون برسه
کاملا مسالمتآمیز .و بدون زیر پا گذاشتن هیچ قانونی
.همین
پس یعنی اون پیامهای مکرر تهدیدآمیز رو
شما برای آقای باندرانت نذاشتین؟
.نه، کار من نبود
مقصر پرتاب تخممرغ خام به سمت ایشون در روز نهم سپتامبر سال گذشته چطور؟
چیز خندهداری گفتم؟
.کار من نبوده
.ولی انصافا خندهدار بود
.بعدش میرسیم به همسرتون جف، درسته؟
.بله
،«البته بهتره بگم «همسر سابق ولی هیچوقت رسما از هم طلاق نگرفتین، درسته؟
مگه جرمه؟
.صرفا مرسوم نیست
قضیه اصولا نباید به جایی برسه که یکی از طرفین رابطه رو ترک کنه
.بدون اینکه رسما اقدام به طلاق کنه
.اعتراض دارم، از بحث اصلی دور شدین
.موضوع محاکمه رابطهی موکلم با همسرش نیست
.اعتراضتون وارد نیست، جناب هالر
.خودتون بحثش رو پیش کشیدین .و خانم فریمن اجازه دارن راجع بهش حرف بزنن
خانم ترمل، گفتین هر چند وقت یه بار با همسرتون دعوا میکردین؟
.دقیقا نمیدونم
،گاهی وقتها ماهی یه بار .بعضی وقتها هم هر روز
.روال ثابتی نداشت
چرا همسرتون ترکتون کردن؟
فکر میکنم نمیتونست .از پس مسئولیتش بر بیاد
مسئولیت رستورانتون؟
.بله، و همینطور یه سری چیزهای دیگه
پس یعنی بهخاطر این نبوده که کنار اومدن با شما کار سختیه؟
کنار اومدن با من؟ .تیکهی خوبی بود
.خانم ترمل، لطفا سوالم رو جواب بدین
.ببینین، نمیدونم چرا ترکم کرد .باید خودتون ازش بپرسین
.باشه، شاید در آینده پرسیدم
همسرتون الان کجان؟ - .نمیتونم بگم -
یعنی نمیدونین؟
آخرین باری که ازش خبردار شدم .نزدیک یه ساحل تو مکزیک زندگی میکرد
تا جایی که تونستن سعی کردن خودشون رو ازتون دور کنن، مگه نه؟
!اعتراض دارم - .آشغال کثافت از خداشم باشه که من زنش بودم -
!نظم جلسه رو رعایت کنین .اینجا حق ندارین صداتون رو بلند کنین
دیگه همه فهمیدن چرا همسرشون ترکشون کردن، مگه نه؟
!اعتراض دارم - .حرفم رو پس میگیرم -
.سوال دیگهای ندارم
.نوبت سوالهای جناب وکیله
.خانم ترمل، یه سوال شما میچل باندرانت رو به قتل رسوندین؟
.نه
.سوال دیگهای ندارم
.سلام عزیزم - .خواهش میکنم بگو خبر خوب داری -
.میشه گفت
،دکتر تو راهه .ولی مانکن هنوز آماده نشده
.باید بیاریش اینجا، سیسکو .تو دردسر افتادیم. عجله کن
.عزیزم، باشه .به محض اینکه آماده شد میارمش
.باشه، مراقبت کن
.کائنات در جهت اهداف من پیش میرن .کائنات در جهت اهداف من پیش میرن
.کائنات در جهت اهداف من پیش میرن
.لیسا خیلی چیزها بهم یاد داده .واقعا برام نقش یه معلم رو داشته
انتقادی به نحوهی مدیریت آشپزخونهشون دارین؟
.واقعا کارش رو ستایش میکنم
،خیلی خونسرده .حتی وقتهایی که تحت فشار قرار میگیره
به نظرتون میچل باندرانت این فشار رو بیشتر کرده بودن؟
.بله، قطعا
ما همهش با خودش ،یا کارگرهاش بحث میکردیم
.ولی همیشه لیسا بود که آروممون میکرد
میشه بیشتر توضیح بدین؟
.همیشه بحثها سر همین ساختوساز بود
.خیلی اعصابمون رو خرد میکرد
به شوخی میگفتیم مثلا .گوشت گندیده توی ساختمونشون قایم کنیم
.از این مسخرهبازیها
:ولی لیسا همیشه میگفت نه، ما نباید مثل اونها باشیم.» میفهمین منظورم رو؟»
:یا مثلا میگفت «.امیدتون رو از دست ندین. همهچی درست میشه»
،مشخصه واقعا خوانده رو دوست دارین .جناب مورالز
.بهتون هم گفتم، لیسا رئیس خیلی خوبیه
بله. ولی تا حالا پیش اومده پاشون رو از حد و مرزهاشون فراتر بذارن؟
فراتر؟
منظورم تو رفتارشون .با شما یا بقیهی کارکنانه
.نه، فکر نکنم
نه؟
.مدرک شمارهی ۳۲ رو ببینین، جناب قاضی
جناب مورالز، شما این پست رو .۴سال پیش گذاشتین
میشه از روش بخونین؟
خطاب به همهی مشتریهای وفادارمون» «.در رستوران الیژن
،بابت حمایتتون خیلی ممنون»
«.ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم
«.پیش به سوی شغل بعدی»
میشه بهمون بگین منظورتون از این پست چی بوده؟
...،راستش
.اون روز من و لیسا یه خرده با هم بحثمون شده بود .در همین حد
یعنی در حدی بود که میخواستین از شغلتون استعفا بدین؟
...وضعیت خوبی نبود، ولی
.یه هفته بعدش دوباره برگشتم
خیلیخب. دلیل بحثتون چی بود؟
راستش... از طرز حرف زدنش باهام .جلوی مشتری خوشم نیومد
.لحن تندی داشت
یعنی از دستتون عصبانی شدن؟
،آره فکر کنم. ولی میدونین .همچین اتفاقاتی خیلی کم پیش میان
جدی؟
میشه پاسخ کاربر فودینیستا به این پست
و جوابتون بهش رو بخونین؟
«نوشته: «دوباره؟
:و منم گفتم «.اینجور وقتها خیلی بد میشه»
«.اصلا نمیشه باهاش حرف زد»
...ببینین، در اون لحظه عصبانی بودم، ولی - .سوال دیگهای ندارم، جناب قاضی -
فکر میکردم شبکههای اجتماعی همه رو .بررسی کردی
.بررسی کردم. اون عکس حتما برای یه حساب کاربری قدیمی بوده .چون مال ۴ سال پیش بود
.لورنا
.بذار جواب بدم
سلام ایزی. جون سالم به در بردی؟
تا الان که آره. نمیدونم میتونم .به موقع بیام دنبالت یا نه
چی؟ مگه کجایی؟
.کولوِر سیتی
کولوِر سیتی؟ .فکر کردم آزمون تو بربنک قرار بود برگزار بشه
.آزمون تو بربنک برگزار شد
ولی بعدش یه جلسه تو سانتا مانیکا بود ...و یه قرار ناهار هم تو برنتوود
.وای خدا. ایزی، میتونستی بهش نه بگی
اصلا میدونی مامانت چطور آدمیه؟
.خیلیخب، باشه
.فقط برسونش خونه
.باشه. سعیم رو میکنم
.ببخشید. عذر میخوام. ببخشید
.ببخشید
.نمیدونم. از اون طرف
امروز صبح رسیدین اینجا؟
،بله. عذر میخوام که نشد زودتر برسم
.چون امکان تغییر برنامهی سازمان ملل نبود
.مشکلی نداره، دکتر ارسلانیان .میدونم سرتون خیلی شلوغه
ازتون خواسته بودم مدارک پرونده رو مطالعه کنین، درسته؟
.مثلا گزارشهای پلیس، نتایج کالبدشکافی - .بله -
ازم پرسیده بودین که به نظرم آیا ممکنه موکلتون
،مرتکب این جرم شده باشن .و راستش باید بگم اینطور فکر نمیکنم
اینطور فکر نمیکنین؟ - .به هیچ وجه -
میشه بگین چرا؟
.بله، ولی به نظرم اگه بهتون نشون بدم بهتره
.بفرمایید
...آا... جناب قاضی
.خوبه
جناب قاضی، همکارم رو معرفی میکنم .که قراره بهم کمک کنه
همکارتون ایشونن؟ - .ایشون نه. همکارم توی جعبهست -
،خانمها و آقایون .این همکار من، مانیه (مخفف مانکن)
جناب قاضی، امکانش هست
خانم کرین به من و مانی کمک کنن؟
.آقای باندرانت قدشون ۱ متر و ۹۰ بود
.همونطور که میبینین، مانی هم قدش همینقدره
و پاشنههای کفش خانم کرین ۱۰ سانتیمتره .تا همقد خانم ترمل بشن، یعنی ۱ متر و ۶۷
.کفشهای قشنگی هم دارین
از آسیبهای وارده به آقای باندرانت میشه این نتیجه رو گرفت که ایشون توسط ضربهی فیزیکی
.به بالای سرشون کشته شدهن
.یه ضربه که با شدت وارد شده
،و میدونیم آلت قتاله یه چکش بوده
و دقیقا یه دونه از همون نوع .برای این ارائه آوردهم
.بفرمایین
.همینجا وایستین
.مسئله همینجاست
همونطور که میبینین، خانم کرین .تا جایی که میتونن خودشون رو بالا نگه داشتهن
،روی پنجههای پاهاشون وایستادهن
ولی با اینحال چکش .به سمت پشت سر مانیه
ولی به پشت سر آقای باندرانت .هیچ آسیبی وارد نشده
.بلکه آسیبها بالای سرشون بودن .و مشخصا خانم کرین قدشون نمیرسه که بخوان همچین آسیبی وارد کنن
.در حد همچین ضربهی شدیدی نمیتونن
و خب این یعنی خانم ترمل هم نمیتونستن .همچین ضربهای وارد کنن
.ممنون
،خیلیخب، حرفهاتون منطقیه ولی اگه باندرانت به سمت پایین خم شده بود چی؟
مثلا ممکن نبوده میخواسته بند کفشش رو ببنده؟
امکانش هست، ولی در لحظهی فوت به زانوهای آقای باندرانت هم
،آسیب وارد شده
.به این معنی که بعد از ضربه به جلو افتاده
،اگه خم شده بودن فاصلهی بین زانوهاشون و زمین
.اونقدری نمیبود که باعث همچین آسیبی بشه
پس یعنی امکان نداره شخصی همقد موکل من
تونسته باشه با چکش به بالای سر میچل باندرانت ضربه بزنه؟
.تحت شرایطی که میدونیم، نه
امکانش نیست؟
.کلا از لحاظ فیزیکی غیرممکنه
.ممنون، دکتر
.خانم فریمن
امکانش هست این رو بردارم؟ - .بفرمایید -
اینطوری چی؟
.بله
اگه آقای باندرانت در اون لحظه ،داشتن به بالا نگاه میکردن
.همچین اتفاقی امکان داره
ولی هیچ شواهدی مبنی بر .وقوع حادثه در این حالت وجود نداره
دکتر، شما خودتون صحنهی جرم رو بررسی کردین؟
نه، ولی تمام عکسهایی که .پلیس تهیه کرده بود رو بررسی کردم
.همینطور گزارشهای بخش تاسیسات پارکینگ
نه لولهای نشتی داشته .و نه لامپی سوخته بوده
.دلیلی نداشته بالا رو نگاه کنن
عنکبوت چطور؟
عنکبوت؟
دیدین عنکبوتها از تارشون پایین میان؟
بعد یهو آدم یه چیزی گوشهی چشمش
،یا روی سرش حس میکنه ...و به طور ناخودآگاه
امکانش هست، مگه نه؟
شاید، ولی علم جرمشناسی ،به قویترین احتمالات میپردازه
.نه تمام موقعیتهای ممکن
دکتر، راستش خودتون هم به طور قطعی نمیدونین
،که اون روز توی گاراژ چه اتفاقی افتاد مگه نه؟
.هیچکی نمیدونه
.ممنون. سوال دیگهای ندارم
ایزی، چی شده؟
،مجبورم کرد نگه دارم تا شراب بخره .ولی تونستم قانعش کنم که بیخیال بوتاکس بشه
.مامان
چی شده؟
.امان از گذر زمان، پسرم
.توی تست رد شدم
.مدیر برنامهم هم قراردادش رو فسخ کرد
.قراردادش با من
.منی که قبلا یه ستاره بودم
.ولی الان دیگه هیچی برام نمونده
.مامان
.شاید این یه نشونهست
کائنات دارن بهم میگن .وقت یه تغییره
شاید وقت اینه که .روی خونوادهم تمرکز کنم
.مامان
به نظرم گاهی وقتها کائنات بهت یه تلنگر کوچیک وارد میکنه
.تا یادت بندازه باید دوباره پا شی و بجنگی
مامان. چرا فردا نمیای دادگاه؟
.تو که دوست نداری بیام
.چرا. خودم ازت میخوام که بیای .به حمایتت نیاز دارم
جدی؟
.اوهوم
...باشه. اگه واقعا بهم نیاز داری
.میام
.باشه
.میتونم بیام
.پلیور جدیدم رو هم میپوشم
.خیلیخب دخترم، بگو
.مشکل از اول فقط مدارک بود
.مدارک خیلی محکمی بودن
کارشناسهامون رو فرستادیم ،تا فرضیههای دادستان رو مدام رد کنن
،ولی آخرش
.چکش موکلمون آلت قتاله از آب در اومد
خون مقتول هم .روی دستکشهاش ریخته بود
نمیشد بگیم عمدا این وسایل .اینجا قرار داده شده
باید به هیئت منصفه میگفتیم .کی اونجا گذاشته بودهشون و دلیلش از این کار چی بوده
به عنوان وکیل مدافع .الکس گرنت رو به جایگاه فرا میخونم
جناب گرنت، شغلتون رو بهمون میگین؟
.بنده کارآفرین هستم
در چه زمینهای؟
محلکار اصلیم .شرکت ساختوساز آرگلـه
یه شرکت پیمانکاری املاک تجاریه .در لس آنجلس
جزو شرکتهای بزرگ پیمانکاری هم هست، مگه نه؟
.بله خوشبختانه
،این یارو یه اسکل به تمام معناست .ولی یه اسکل قابل پیشبینی
،بعد از قضیهی درخواست ابطال احضاریهش .میدونستیم که قراره یه خرده اذیتش کنیم
،میخواستیم اعتبارش رو پایین بیاریم .ولی برای شروع کار سختی بود
تو دادگاه هم قراره از کلمهی «اسکل» استفاده کنی؟
.شرکت شما مذاکرات خیلی مهمی انجام داده درسته؟
.راجع به دهکدهی المپیک
.بله
هنوز که تصمیمی نگرفتهن، مگه نه؟
یه خرده فرایند تاییدش .طول کشیده
.ولی با این حال هیجانانگیزه
ساختوساز تنها کسبوکار شماست؟
.نه. جاهای دیگهای هم سرمایهگذاری کردهم
.برای مثال صنعت سرگرمی
.یه شرکت فیلمسازی کوچیک به نام پنمنیا دارم
.مالک یه شرکت مشاورهی مدیریت هم هستم
شرکت خدمات پستی چطور؟
.بله، شرکت ایگل کوریِرز
.مالک همهجور شرکتی هستم - و همهشون هم کسبوکارهای سودآوری هستن؟ -
.البته سوابقتون گویای همهچیز هست
یه نفر از افرادمون رو هم فرستادیم .تا بهش بگیم هیچ مدرکی بر علیهش نداریم
همون مجری پادکسته؟
.هنری دال - .اینم یه اسکل دیگهست، ولی قضیهش فرق داره -
،برای اینکه به هدفمون برسیم .باید فریبش میدادیم
،تا گاردش رو پایین بیاره .و بعدش کار رو شروع میکنیم
میتونین بهمون بگین این ایمیل راجع به چی بوده؟
.میچ تا خرخره تو قرض بود
گمونم فکر میکرد میتونه .به زور مجبورم کنه کمکش کنم
باندرانت تا خرخره تو قرض بود؟
.آره، در حد چندصد میلیون دلار
تراتزو، برجی که استخداممون کرد ،تا یه خرده روش کار کنیم
.ساختش به دلیل مشکلات بازرسی توقیف شد
.و پولهاش کمکم ته کشیدن
ولی مگه مشکلات بازرسی
به پیمانکار مربوط نمیشن؟
،آره، ولی وقتی ما مشغول به کار بودیم .بازرسیها بدون مشکل انجام میشدن
.بعدش موقع تایید نهایی بود که توقیف شد
نمیدونم مشکل از پیمانکارهایی بود که میچ اواخر استخدام کرده بود
و کیفیت کارشون پایین بود ،یا معماری ساختمون اشکال داشت
ولی مطمئنم ربطی به خودم .یا شرکتم نداشت
.بله، درسته
.کارآگاهمون برگههای بازرسی رو پیدا کرد
و معلوم شد موقعی که شرکت گرنت ،کار رو دست گرفته بوده همهچی تایید شده
،ولی به محض تموم شدن قراردادشون .شهر به کلی مشکل خورده
این یعنی احتمالا کلی به این و اون رشوه داده
تا کار سَرسَری شرکتش تاییدیه بگیره
.و هزینههاشون زیاد نشه
.ببخشید. داشتی میگفتی، عزیزم .کارت عالیه
.بله. خب، راهی برای اثباتش نبود هیچجوره نمیشد مستقیما ثابت کرد
،برای همین رفتیم سراغ مرحلهی بعد .یعنی اشارهی واضح به موضوع
.بهش میگن شواهد غیرمستقیم
.فکر میکردم اینها رو دیگه بلد باشی
این ابلاغیه از طرف افبیآی .قبلا هم به هیئت منصفه نشون داده شده
ازش یادتون میاد، جناب گرنت؟
.بله
این نامه شما رو در نتیجهی یه بازرسی از طرف افبیآی
،راجع به کلاهبرداری در ساختوساز به عنوان مظنون معرفی کرده، درسته؟
.قاعدتا
قاعدتا؟
،پیمانکارها رو همیشه زیر نظر میگیرن
،ولی من چیزی برای مخفی کردن نداشتم .برای همین هم این نامه هیچی رو اثبات نکرد
،چندین ماه پیش به دستم رسید .و دیگه هم باهام تماس نگرفتن
.صحیح
جناب گرنت، میشه تاریخ روی ابلاغیه رو بخونین؟
.۱۸ژانویه
بیاین ایمیلی که میچل باندرانت .براتون ارسال کرد رو ببینیم
تاریخش رو چندم نوشته؟
.ظاهرا ۱۰ ژانویه
هشت روز بعد از اینکه میچل باندرانت ،این ایمیل تهدیدآمیز رو براتون فرستاد
یه نامه از افبیآی .به دستتون رسید
نگران این بودین که کی گزارشتون داده؟
.صنعت املاک خیلی آشفتهست .مطمئنم اگه میدونستم هم غافلگیر نمیشدم
.میبینین، بازم چیزی برای مخفی کردن ندارم
ممکنه این بازرسی
با توقیف مذاکراتون راجع به المپیک ارتباط داشته باشه؟
.نمیدونم
،کلا اگه باندرانت سر راهتون نمیبود .کارهاتون خیلی راحتتر پیش میرفت
.اعتراض دارم
،عذر میخوام جناب قاضی .حرفم رو پس میگیرم
.مقررات رو رعایت کنین، جناب هالر
.چشم، جناب قاضی
فامیلی واقعیتون گرنت نیست، مگه نه؟
.فامیلی رسمی من گرنته
ولی در هنگام تولد اسمتون الکس گرنت نبود، درسته؟
اعتراض دارم. اسم شاهد چه ربطی به موضوع محاکمه داره؟
.تا چند دقیقهی دیگه عرض میکنم، جناب قاضی
.ببینم میخواین چیکار کنین
.منظورم فامیلیتونه، جناب گرنت
،موقع تولد، فامیلیم الکس کازاریان بود
ولی چند سال پیش فامیلیم رو قانونا .به گرنت تغییر دادم
.کازاریان. فامیلی قشنگیه
چرا تغییرش دادین؟
میخواستم به عنوان یه مالک کسبوکار ،اسم خودم رو توی آمریکا جا بندازم
.ولی فامیلیهای ارمنی سخت تلفظ میشن
درسته، اما جمعیت ارمنیهای ساکن لس آنجلس هم کم نیستن، مگه نه؟
بله، ولی تبعیض علیه افراد بیگانه ،همهجا هست
.خصوصا موقع همکاری با شورای شهر
.حقیقت تلخیه ولی شما متولد همینجا هستین، درسته؟
.بله
.پدرتون از ارمنستان به لس آنجلس مهاجرت کردن
میشه از پدرتون برامون بگین؟ - .اعتراض دارم. دوباره از بحث اصلی دور شدین -
.اعتراضتون وارد نیست
.جناب قاضی، اگه امکانش هست بنده حرف بزنم
.جیکوب زیمر هستم
وکیل شاهد، و اگه امکانش هست .مایلم یه خرده با موکلم حرف بزنم
.در حال حاضر دلیلی بر این کار نمیبینم
.ولی وقت شما رو به اتمامه، جناب هالر .سریع جمعبندی کنین
.چشم جناب قاضی ممنون. جناب گرنت؟
چه سوالی دارین؟
.پدرتون، ساشا کازاریان
آیا حقیقت داره که ایشون در حال حاضر
به جرم چندین مورد ،اخاذی، کلاهبرداری
،شرکت در جرایم سازمانیافته
و حتی توطئه با هدف قتل در بازداشتگاه فدرال به سر میبرن؟
.بله
سوابق پدرم برای هر کسی که علاقهمنده تحقیقات انجام بده
،به صورت عمومی در دسترسه .و ظاهرا شما راجع بهش تحقیق کردین
پس یعنی عوض کردن فامیلیتون به این دلیل هم بوده که میخواستین خودتون رو از سوابق خانوادگیتون جدا کنین؟
.بله، قطعا
ولی به دادگاه گفتین که میخواستین .تلفظش برای آمریکاییها راحتتر باشه
.هر دو دلیل درسته
هم میخواستم خودم رو از سوء سابقهی پدرم دور کنم
.و هم میخواستم فامیلیم مشتریپسندتر باشه
،جناب هالر، میدونم قصد دارین به چی برسین
.ولی من هیچ ارتباطی با جرائم پدرم ندارم
.میتونین هر چقدر هم دلتون میخواد تحقیق کنین .چیزی پیدا نمیکنین
اینکه فقط نشون بدیم .باباش مجرم بوده کافی نبود
.به چیز بیشتری احتیاج داشتیم .برای همین هم سراغ نقشهی بعد رفتیم
.البته فقط یه خرده کارآگاهبازی بود، عزیزم
.خیلی متواضعی. واقعا آدم متواضعیه
این عکس در تاریخ ۱۴ آوریل .توسط بازرس خصوصی بنده تهیه شده
داخل تصویر، شمایین که دارین وارد شیرینیفروشی تارون میشین؟
.بله، به نظر میرسه خودمم
میشه بگین چرا این شیرینیفروشی رو انتخاب کردین؟
.چون بهترین باقلواهای شهر رو دارن
فقط بهخاطر همین میرین اونجا؟
.مغازه مال عمومه
دیگه رفتن به مغازهی عموم هم جرمه؟
عموتون، آرمن کازاریان؟
ایشونم به دلیل دست داشتن .در جرایم سازمانیافته مدتی رو در بازداشتگاه سپری کردن
،آره، ولی زندگیش رو به کل تغییر داد .برای همین هم شیرینیفروشی زده
.تا مثل خودم یه مالک کسبوکار درستکار بشه
.جناب قاضی، مدرک آر رو ببینین .این مدارک با هدف استیضاح شاهد ارائه داده شدهن
این گزارشهای ملاقات
متعلق به بازداشتگاهی هستن .که ساشا کازاریان، پدر شاهد، هماکنون درش اقامت دارن
جناب قاضی، میتونیم بیایم جای میزتون؟
جناب قاضی، به نظرم مشخصه .که جناب هالر سعی در انجام چه کاری دارن
.دارم دقیقا همون کاری رو انجام میدم که گفته بودم
قراره ایشون رو به عنوان .مظنون جلوه بدم
دادگاه دستور داد که .مدارک بیشتری پیدا کنم، و منم پیدا کردم
.متاسفانه باهاشون موافقم، خانم فریمن
دادستان باید از قبل .در جریان تمامی اقدامات باشه
به نظرتون این نقشه جواب میده
که بخواین به این موضوع اشاره کنین که خونوادهی طرف ارتباطی با باندهای خلافکار داره؟
جناب گرنت، از این گزارشها میشه فهمید
.که شما روز ۱۳ آوریل به ملاقات پدرتون رفتین
این ملاقات رو یادتون میاد؟
.به نظر میاد درسته. بله
این ملاقات یک روز قبل از اینکه بازرسم ازتون اون عکس رو
حین ورود به مغازهی شیرینیفروشی عموتون بگیره انجام شد، درسته؟
.هر چی شما بگین
.در واقع مدارک اینها رو نشون میدن
.جناب قاضی، مدرک اِس رو ببینین
.گزارش سفرهای جناب گرنت
،به نظر میرسه به ملاقات پدرتون رفتین
،و روز بعدش به لس آنجلس برگشتین
و حتی خونه هم نرفتین .و مستقیم رفتین شیرینیفروشی عموتون
.گرسنهم بود
.آخه تا اونجا ۴۰ دقیقه راهه
.اعتراض دارم، وکیل داره به جای شاهد شهادت میده
اعتراضتون وارد نیست. هیئت منصفه .آخرین حرف وکیل رو نشنیده میگیرن
جناب گرنت، قبلا
به چندتا از کسبوکارهایی که ،درشون سرمایهگذاری کردین اشاره کردین
از جمله یه شرکت خدمات پستی .به نام ایگل کوریِرز
،حقیقت داره که عموتون ،یعنی مالک مغازهی شیرینیفروشی
مالک بخشی از سهام ایگل کوریِرز هستن؟
.اگه یادتون نمیاد گزارشش رو دارم
بله، شیرینیفروشی عموم اونقدر موفق بوده
.که تونسته جاهای دیگهای هم سرمایهگذاری کنه
.این رویای آمریکاییه
.بله، البته
.نمیدونم، دخترم .طرف خیلی حرفهایه
.یارو سالهای سال جرمهاش رو مخفی میکرده
،این دادستانه، آندریا .۱۰بار بهش تیکه انداخت
.فکر نکنم ۱۰ بار بوده باشه ها - .هست. خودم شمردم. ۱۰ بار شد -
مگه انتظار دیگهای داشتین؟ .یه دادستان خوب میتونه کل زحماتتون رو هدر بده
برای همین باید مطمئن میشدیم .همچین فرصتی دستش نیاد
.بازرس من ۳ تا عکس دیگه هم تهیه کرده
،هر دفعه به ملاقات پدرتون میرفتین
روز بعدش بر میگشتین .و مستقیم میرفتین شیرینیفروشی عموتون
.حدودا به طور میانگین هر ۶ هفته یک بار
جناب گرنت، پس گفتین ،بعد از هر بار ملاقات پدرتون
که در حال حاضر به جرم همدستی ،با یک سازمان تبهکار در زندان اقامت دارن
،پیش عموتون میرفتین
که شریک تجاریتون ،و یکی از اعضای سابق اون سازمانن
و هدفتون فقط باقلوا خریدن بوده؟
اعتراض دارم، وکیل سعی در .عصبانی کردن شاهد دارن
.اعتراض وارد نیست
...راستش
.قضیه اینطور نیست
.یه احتمال دیگهم هست ...شاید دارین خبرچینی میکنین
.اعتراض دارم، وکیل دارن گمانهزنی میکنن - .اعتراض وارد نیست -
خبرچینی بین دو نفر... ...از اعضای اون سازمان تبهکار
.ایشون سعی دارن شاهد رو عصبانی کنن - .وارد نیست، خانم فریمن -
که باعث میشه خود شما هم... .یکی از اعضای اون سازمان تبهکار به شمار بیاین
همینطوره، جناب گرنت؟
.چون به نظر اینطور میرسه
...جناب قاضی، اومم
،به توصیهی وکیلم» ،طبق حقم بر اساس متمم پنجم قانون اساسی
با کمال احترام از پاسخ به این سوال «.یا سوالهای بعدی خودداری میکنم
!نظم جلسه رو رعایت کنین !نظم جلسه رو رعایت کنین
،یا نظم رو رعایت کنین !یا از دادگاه برین بیرون
وکیل هم همین الان !بیاد به دفتر من
!پشمهام
«.هیچ شخصی ملزم به اتهام زدن به خویش نیست»
.این جمله از قرن شونزدهم هنوز داره استفاده میشه
برای همین هم دادستان اگه خوانده تمایلی نداره
.حق نداره اون رو مجبور به شهادت کنه
و اگه نخواد به سوالات پاسخ بده
هیئت منصفه هم حق تصمیمگیری .راجع به تقصیرکار بودن یا نبودنش نداره
،این معمولا برای خوانده اعمال میشه
ولی اگه وکیل مدافع یه نفر دیگه رو به جایگاه بیاره
و تحت فشار قرارش بده ،و باعث بشه اون هم سکوت اختیار کنه
هیئت منصفه با قطعیت .خوانده رو تقصیرکار اعلام میکنه
.نقشهی ما هم همین بود
دخترم، میدونی چقدر کار خطرناکیه؟ که بهخاطرش چقدر ممکنه توی دردسر بیفتی؟
،اگه عمدا این کار رو میکردم، حرفت درست بود ...ولی اگه اتفاقی اینطوری میشد
جناب هالر، خوب میدونین که وظیفهی شما، آگاه کردن دادگاه
از هر تصمیمیه
.که ممکنه باعث شه شاهد سکوت اختیار کنه
اصلا هیچجوره نمیدونستم .شاهد ممکنه این کار رو بکنه
.ریدی بابا - .خانم فریمن -
تا وقتی توی دفتر و دادگاه من حضور دارین
وظیفهتونه حرفهای رفتار کنین، مفهوم شد؟
.عذر میخوام جناب قاضی
.حق با ایشونه، جناب وکیل
آقای گرنت توی جلسهی استماع .برای ابطال احضاریه موافقت کردن که شهادت بدن
.اون موقع سکوت اختیار نکردن .اصلا فکرش رو هم نمیکردم که الان بخواد همچین کاری بکنه
.نه
ایشون هیئت منصفه رو .مجبور به پذیرش داستانشون کردن
،حالا که شاهدشون سکوت اختیار کردن .دیگه نمیتونم ازشون سوال بپرسم
جناب قاضی، ایشون با این کارشون .تمام جلسهی محاکمه رو به بازیچه گرفتن
.بیخیال
جناب هالر، اگه مدرکی پیدا کنم مبنی بر این که ،این اقدام از پیش برنامهریزی شده بوده
.در برابر اعضای صنف به جریمه محکومتون میکنم
.الان هم شهادت شاهد رو به کل حذف میکنم
جناب قاضی، حرفهایی که گفته شده رو .نمیشه از اذهان پاک کرد
،میدونم، خانم فریمن
ولی تا وقتی مدرک نیارین ،که جناب هالر از اول همین برنامه رو داشتهن
.محاکمه رو لغو نمیکنم
به هیئت منصفه هم میگم که بهخاطر پاسخ ندادن جناب گرنت به سوالات
.ایشون رو تقصیرکار اعلام نکنن
.ولی بازم یه مشکل سر راهت بود
،درسته که اگه طرف سکوت اختیار میکرد
.هیئت منصفه تقصیرکار اعلامش میکرد
ولی به چه جرمی؟
شما فقط نشون دادین .که طرف ممکنه تقصیرکار باشه
ولی هنوز دلیل خاصی ندارین .که بخواین به قضیهی قتل مرتبطش کنین
.خب، یه حقهی دیگه هم توی آستینمون داشتیم
جناب ووچوسکی، مشکلی نداره ،برای اینکه کار منشی دادگاهمون آسونتر بشه
دنیس صداتون کنم؟
.مشکلی نداره
شغلت رو بهمون میگی؟
.من بازرس خصوصی خودتون هستم
،و در این پرونده
آیا در خلال کاری که برام انجام دادی از کسی هم بازجویی کردی؟
.بله. الکس گرنت
از جناب گرنت چه اطلاعاتی به دست آوردی؟
چندین بار ایشون رو از فرودگاه
.تا شیرینیفروشی عموشون در گلندیل تعقیب کردم
.اعتراض دارم
.شهادت جناب گرنت حذف شده .دیگه به این جلسهی محاکمه مربوط نمیشه
.اتفاقا برعکس، جناب قاضی
شهادت این شاهد .ارتباطش رو مشخص میکنه
.برین سر اصل مطلب
،چشم. دنیس
چرا ملاقاتهای جناب گرنت با عموشون نظرت رو جلب کرد؟
.چون متوجه یه چیز دیگه شدم
چیزی که مستقیما جناب گرنت رو .به قتل میچل باندرانت مرتبط میکرد
میشه بگی چی بود؟
گاراژ جناب باندرانت فقط .قسمت در ورودی و در خروجیش دوربین داشت
.اون روز هیچ ماشین غیرمعمولی وارد یا خارج نشد
.بله، این موضوع رو ثابت کردیم
،ولی ساختمون روبهرویی
،یه دوربین مداربستهی کهنه داره
که هر دقیقه
از روبهروی ساختمان باندرانت .عکس میگیره
.جناب قاضی، مدرک تی رو ببینین
این عکس قبلا حین تحقیقات مقدماتی .تحویل هیئت منصفه شده
من عکسها رو بررسی کردم .تا ببینم خانم ترمل داخلشون دیده میشن یا نه
.توی هیچ عکسی نبود .ولی دقت نکردم به جز ایشون دیگه کی توی عکسا حضور داشت
ایگل کوریِرز، که مالکینش .جناب گرنت و عموشون هستن
این ماشین چه مدت روبهروی ساختمون جناب باندرانت پارک شده بود؟
.از ساعت ۸:۱۹ صبح تا ۹:۰۵
چرا این موضوع توجهت رو جلب کرد؟
،چون طبق گفتهی پزشک قانونی
.قتل بین ساعت ۸ و نیم تا ۹ صبح رخ داده
.ممنون، دنیس. سوال دیگهای ندارم
،خیلیخب، از وقت تنفس عصرگاهی رد شده
.و الان ازش استفاده میکنیم
.به مدت سی دقیقه
بعدش دوباره جلسه رو ادامه میدیم .و دادستان از شاهد سوال میپرسه
.باورنکردنیه. کارتون عالی بود
.بابت ارائهت بهت نمرهی ۲۰ میدم
،ولی به تو
از نظر اخلاق قضایی بهت نمرهی ۰ میدم
.ولی در عوض عملکردت نمرهی ۲۰ میگیره
دخترم، حتی میکی هم .همچین ایدهای به ذهنش نمیرسید
.یه ربع مونده به ۴ .وقت تنفس دیگه آخرهاشه
،الان قراره برگردین داخل .و دادستان ازت سوال بپرسه
بعدش هیئت منصفه به خونههاشون میرن .و تمام شب رو روی این قضیه فکر میکنن
.فوقالعادهست
.فقط یه سوال دیگه دارم
این ایده ناگهانی به ذهنت رسید؟
،اومم
.نه راستش
،همونطور که گفتم
تمام مدت میدونستیم .که این مدرک خیلی محکمه
برای همین میکی میدونست که مطبوعات .باید در جلسهی استماع قبل از محاکمه حاضر باشن
ولی اگه من میبودم .نمیتونستم باعث شم سکوت اختیار کنه
چون شما خواستین قضیه رو ،به جلسهی محاکمه بکشونین
تا جلوی هیئت منصفه .این کار رو بکنه
.ممنون که همراهمون میای
شوخیت گرفته؟ برگشتن به دادگاه .مثل اکسیژن باعث میشه دوباره زنده بشم
.تو جلوتر برو. منم میام
مامور واسکز، چی باعث شده پای پلیس افبیآی به دادگاه ایالتی باز شه؟
.قرارمون این نبود، هالر
منظورت چیه؟
من تمام چیزهایی که نیاز داشتی رو برات فراهم کردم ،تا الکس گرنت شهادت بده
.نه اینکه سکوت اختیار کنه
.ازم سواستفاده کردی
ولی گمونم تو هم ازم سواستفاده کردی، مگه نه؟
.هم تو شغل خودت رو داری، هم من
.بذار ویژگی خاص پلیس افبیآی رو بهت بگم
.ما حافظهمون خیلی قویه
.فعلا، جناب وکیل
خانم فریمن، مایل به پرسش از شاهد هستین؟
.نه، جناب قاضی .سوالی از این شاهد ندارم
.خیلیخب. شاهد میتونه سر جاش بشینه
جناب هالر؟
جناب قاضی، وکیل مدافع .دیگه چیزی برای ارائه نداره
عالی. شاهد معارض هم داریم؟
.خیر، جناب قاضی
.خوبه
،حالا که اینطوریه ...با توجه به اینکه دیروقته، بهتر نیست
جناب قاضی، دادستانی .برای جمعبندی حاضره
،اومم
امکانش هست جمعبندی رو به فردا موکول کنیم؟
.کلا ۲۰ دقیقه وقت برامون باقی مونده - .اشکالی نداره -
.من کلا ۱۰ دقیقه وقت میخوام
واقعا جلسهی پرباری بود، مگه نه؟
جناب هالر .از تمام روشهای موجود استفاده کردن
.جلسهی فوقالعادهای بود
میشد تو لاس وگاس به نمایشش گذاشت .و کلی با شعبدهبازها رقابت کرد
ولی وکیل مدافع هم دقیقا مثل شعبدهباز
.تمام سعیش رو میکنه تا حواستون رو پر کنه
.فقط همین کار رو بلدن
جناب هالر میخوان باور کنین چون یه نفر به نام الکس گرنت
،سابقهی خونوادگی بحثبرانگیزی داره .باعث میشه که ایشون قاتل باشن
یا اینکه مناقشهی تجاری مبهمی ،با جناب باندرانت داشتهن
.و همین انگیزهای برای قتل شده
یا شاید هم اصلا براشون مهم نیست .که این چیزها رو باور کنین یا نه
شاید فقط هدفشون اینه که ذهنتون رو از حقایق منحرف کنن
.چون حقایق این پرونده انکارناپذیرن
چکش خونیِ آلت قتاله .متعلق به الکس گرنت نبوده
.بلکه متعلق به خوانده، یعنی لیسا ترمل بوده
دستکشهایی که پیدا کردیم و روشون خون میچل باندرانت بود هم
.متعلق به لیسا ترمل هستن
،بر خلاف الکس گرنت
لیسا ترمل هم انگیزه، هم امکان .و هم فرصت ارتکاب قتل رو داشته
،بر خلاف الکس گرنت
لیسا ترمل دائما حرفهای توهینآمیز و گاها تهدیدآمیز
.خطاب به و پشت سر مقتول میگفته
در واقع اونقدری تهدیدش جدی بود
که میچل باندرانت مجبور شد .علیهش درخواست قرار منع کنه
ولی قرار منع فقط در صورتی عمل میکنه
که فرد منع شده خودش .تصمیم به پیروی ازش بگیره
مثل حقههای جادویی چون فقط وقتی کار میکنن
که تماشاگرها .به خودشون اجازهی فریب خوردن بدن
.نذارین فریبتون بدن
.متوجه حقههای واضح جناب هالر بشین
...و از طریقشون
.حقیقت رو ببینین...
ببخشید. فقط نفس کشیدن .برام سخت شده
.وای خدا .ممکنه فردا بازداشت بشم، میکی
.هی، هی
لیسا، من هر کاری در توانم باشه .انجام میدم تا این اتفاق نیفته
باشه؟
.زود باش بیا، میکی .باید روی متن جمعبندیت کار کنیم
.الان میام
.باید برم. امشب قراره شب سختی باشه
.باشه
.میتونم برات غذا بیارم
.گمون نکنم ایدهی خوبی باشه
.میتونم بگم رنه برات بیاره
این کمترین کاریه که .میتونم برات انجام بدم، میکی
پس میشه یه خرده پوسوله بیاری؟ (نوعی سوپ مکزیکی)
.بریم
.به سلامت برسی خونه
.بیا، لورنا
.حسابی با جمعبندیش تخریبمون کرد .ما هم باید مقابله به مثل کنیم
نظرتون چیه؟
اول با مدرک شروع کنیم و قضیه رو احساسی کنیم یا پیشنهاد دیگهای دارین؟
...به نظرم باید - !آهای -
.آخ جون، شام
.بیا داخل. ممنون
میتونم یه چیزی ازتون بپرسم؟ این یارو چیکارهست؟
بازرس ساختمون؟ - .آره -
،توی دادگاه هم دیدمش ولی مگه تو وزارت بهداشت کار نمیکرد؟
وزارت بهداشت؟ .والتر کیم بازرس ساختوساز شهریه
.نه، نه. همین بود
.سرزده برای بازرسی اومده بود رستوران
یادمه چون دقیقا .روز قبل از بازداشت شدن لیسا بود
روز قبلش؟
،وقتی داشت از رستوران بازرسی میکرد به گاراژ لیسا هم دسترسی داشت؟
.آره. لولههای گاز از اونجا رد میشن
همراهش رفتی؟
.نه، آخه یهو سرم شلوغ شد
پوشهی مدارک تراتزو کجاست؟
.ایناهاش
طرف والتر کیم بوده. همون بود که .برگههای بازرسی رو امضا کرد
الکس گرنت هم رشوهها رو .به اون میداده
وقتی باندرانت با اون ایمیل ،گرنت رو تهدید کرد
.کیم رو هم داشت تهدید میکرد
،امضای کیم روی برگه هست .پس وکیل نداشته
.این یعنی داشته همهچیش رو از دست میداده .خونهش. خونوادهش
.رویای آمریکاییش
.و خبر داشت لیسا از دست باندرانت عصبانیه
.عکاس این عکس هم خودشه
میدونسته که راحت میتونه .براش پاپوش درست کنه
به نظرت والتر کیم قاتل میچل باندرانت بوده؟
.ممکنه. شاید هم بدونه قاتل کیه .شاید الکس گرنت بهش گفته این کار رو بکنه
.فقط یه راه برای فهمیدنش هست - .الان میرم تو کارش -
به چیزی رسیدی؟ - .متاسفانه به چیزهای خوبی نرسیدم -
.والتر کیم گم شده
منظورت چیه که گم شده؟ .لازمش داریم
.همسرش ۲ روز پیش گزارش مفقود شدنش رو ثبت کرده
.رفته سر کار و دیگه هم بر نگشته خونه
.سیسکو، من اعلام کردم دیگه چیزی برای ارائه ندارم
،اگه نتونم کیم رو پیدا کنم .دیگه هیچجوره نمیتونم کاری کنم
.بازم میگردم ببینم چیکار میشه کرد
مترجم: علیرضا شیخ عارفی A.SHRFE
.ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @OfficialCinama
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال www.30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.