All language subtitles for City.on.Fire.S01E06.Fa

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مووی کاتیج، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده MovieCottage.com

Pink Panther ترجمه از

.سلام ویلیام

سلام

واسه مامانی میخندی؟

خیلی دوست دارم ویلیام

خواهش میکنم میشه یکی به ما بگه چه اتفاقی افتاده؟

کسی رو پیدا کردین؟ .دیدیم که یه برانکارد رفت داخل

به این معنا نیست که اتفاق بدی افتاده باشه

ممکنه برای احتیاط باشه - خیله خب -

...خیله خب، اتفاق بدی افتاده - ...چی -

.نگاه نکن - خدای من مرسر. کیه؟ -

نمیدونم... دلم نمیخواد بدونم

.برونوئه .برونوئه

کسه دیگه ای داخل هست؟

خدایا، چه اتفاقی داره میفته؟

قربانی رو میشناختی؟ آگنبلیک؟

.اون گالریست ویلیام بود

.و دوست خوبش

اما ویلیام چی؟

.اون اینجا نیستش

.امروز دیدمش

.شاهدها گفتن که تا یه کشتی دنبالش بودن

.احتمالا توسط افرادی که مسئول اینکار هم هستن

خب؟ حالش خوبه؟

،مدرکی وجود نداره که بگه صدمه دیده باشه اما گمش کردم

پس شما مطمئنید که این یه اتفاق نبوده؟

چرا کسی باید بخود برنو رو بکشه؟

.فکر نمیکنم کسی اونو کشته باشه

اونا میخواستن مدارکی که ویلیام داشت .روش کار میکرد رو از بین ببرن

...خدای من

.نیکی یالا

.بزار بیایم داخل - .واسه کمک اینجائیم -

کمک برای چی؟

.نگرانش نباش

هی جریان چیه؟

.همین الان گفتم تو نگرانش نباش

.میدونم تو چی گفتی .از اون پرسیدم نه تو

.نیکی ـه

... خراب کرده قضیه - .هی، کافیه اس جی -

کجا بودی چارلی؟

.نگرانش نباش

!گفتم تنهام بزارید

.لعنتی، چارلی

.چارلیِ پیامبر

.تو میتونی بیای

.بدبختی مهمان نوازه، پسر

.نه ممنون

حالت خوبه؟

چطور میشه خوب باشم؟

.نیروهای اهریمنی منو تبدیل به شیطان کردن

.شاید همیشه یه شیطان بودی

.قضیه تو و سم رو میدونم

عکسارو پیدا کردی؟

.انتظارشو نداشتم

.پسرکوچولو داره بزرگ میشه

.من متاسفم پسر جون

متاسفم. چی میتونم بگم آخه؟

.دخترا عاشق موزیسین ها هستن .حتی دخترای باهوش

بهش احساس داشتی؟

دوسش داری؟

.آره

...و

اونم تورو دوس داره؟

.نمیدونم

شاید یه مدت کمی دوسم داشت

چرا؟ چرا فقط یه مدت کم؟

اگه عکسارو پیدا کردی پس خودت میدونی. درسته؟

.یه اتفاق بود اما در هم شکستش

.ما رو در هم شکست

.کاری کردم همه چیو زیر سوال ببره

چطور میتونم به راحتی اتفاقی که افتاد رو فراموش کنم؟

.هی هی سمی

سمی، قلب های ما پاک ـه

.لطفا اینو فراموش نکن

.فراموش نکن

...میدونم ما

.کاری میکنیم تا درستش کنیم - ...نه، هیچی -

!هیچی نمیتونه درستش کنه - ...هی بیخیال سمی -

.نیکی همش بگا رفته .همه چی بگا رفته

اون ایمانشو از دست داد پیامبر

حالا منم باید از دست بدم

چارلی... منو ببخش

.منو بیامرز چارلی

.به آمرزش نیاز دارم

.پسر

.چیزی که لازم داری خوابه

.ایموری، چه سوپرایزی

.از نوع خوبش امیدوارم

،معذرت میخوام که سر زده اومدم

.اما نگرانت بودم

.و این تا قبل این بود که خونه جدیدت رو ببینم

،ببین، هرچقدم پرونده بابا فوری باشه .الان وقت خوبی نیست

.انگار اخیرا همیشه اوقاتت بده

.منم واسه همین اینجام .حتما کلافه شدی

،داستانت با کیث .سلامتی بابات و دیدن ویلیام

.هیچوقت نگفتی اوضاع اونجا چطور پیش رفت

.خوب بود

.استودیو ویلیام آتیش گرفته

خدای من. ویلیام چی؟

.خودش اونجا نبوده

.اما دوست ویلیام، برونو بوده

.مرده

.ویلیام گم شده

.چه بد - .یه سری افراد ویلیام رو تا روی کشتی دنبالش کردن -

،پلیس فکر میکنه آتش سوزی هم ممکنه کار اونا باشه

.اما خونه مرسر هم جای امنی نیست دیگه

واسه همین اومد سراغ تو؟ - آره -

.وقتی خبرا رو شنیدم دعوتش کردم

.امیدوارم برای منم اینکارو بکنی

هیچوقت نشد برونو رو بشناسم .اما میدونم چقدر برای ویلیام ارزش داشت

.الانم که مرده

...و ویلیام - ،درباره ویلیام -

،این کسایي که دنبالش بودن پلیس چی ازشون میدونه؟

اسم، چهره شون؟ هنوز فراری ـن؟

چطور؟ میخوای پارتیزان بشی؟

یه شیک پوش ماسک دار؟

شوخی این مدلی تو .شرایط سخت خیلی مهمه

.اما من با کسایي که میتونن کمک کنن ارتباط دارم

،پلیس، گارد ساحلی ...،گروه جستجو و نجات

.ما دنبال جسد نیستیم

ویلیام پیداش میشه .و حالشم خوبه

آقای گودمن کاش .زندگی رو آرزوها میچرخید

.واو، من آرزو میکنم تو بری

.برآورده شد

.بریم ایموری. به اندازه بودی

.ممنون از اینکه تا اینجا اومدی

.اگه چیزی شنیدیم خبرت میکنیم

.امیدوارم یکم استراحت کنید آقای گودمن

،با اوضاعی که هست .معلوم نیست چه اتفاقی قراره بیفته

.ریگز، خودم میرم

.هی نیکی ـم .رک و راست بگم، هیچوقت قرار نیست جوابتو بدم

...صندوق پیام پره و

!لعنت بهش حرومزاده

خدایا! تو یکی دیگه رو کشتی !و ویلیام ممکنه هنوز زنده باشه

!حرومزاده عوضی

.زندگیم رو به گوه کشیدی

.برون برو

اون شب چه اتفاقی افتاد؟

،آتش سوزی در فروشگاه ورزشی فرانک" "کارگر فوت شد

.آقای یانگ؟ امیدوارم مزاحم نشده باشم

نه اصلا

.هرکاری دارید انجام بدید .من میرم بیرون

.راستش واسه چک کردن سم نیومدم .میخوام با شما صحبت کنم

.آقای یانگ، حال سم رو به بهبود نیست

حالش بدتر هم نمیشه درسته؟ .پس خوبه

.اونقدری که بهش امیدوارم بودیم نیست

یه مسیری در مصدومیت های این شکلی وجود داره

،که بعد چند هفته

،وقتی که مغز خودش رو بهبود بده .بیدارش میکنه

.همچین اتفاقی نیفتاده

.هنوز

یا هیچوقت

منظورتون چیه؟

.امروز یا فردا لازم نیست تصمیم بگیرید

اما وقتشه که ایده اینکه احتمالا باید یه تصمیمی بگیرید رو

.در سرتون داشته باشید

.نمیتونم

.حتی در نظر هم نمیگیرمش

.هیچوقت تسلیم نمیشم

.آقای یانگ در این شرایط ما بهش تسلیم شدن نمیگیم

.بهش میگیم رها کردن

.این انگار یه درخواست برای مجوزه تو پرونده به جایي رسیدید؟

.شاید، اگه هوام رو داشته باشی

،روز بعد تیراندازی

من از تمام ساختمون های .اطراف پارک درخواست دسترسی به دوربین مدار بسته کردم

.همه جواب رد دادن

،ساختمونا و آدمای باکلاس ...نگران حریم خصوصی ـن

.آره دقیقا

خدا نکنه چشمون به دوس دختر یا ساقی کوکائین

.یه نفری بخوره حین انجام کار

،بگذریم، شاید وقتی بار اول خواستم .جوابشون قابل درک بود

مدرک واضحی از اینکه ،ساکنین اونجا رو به صحنه جرم ربط بده وجود نداشت

اما اگه الان باشه چی؟

دختره بیرون ساختمون همیلتون سوئینی .منتظر بوده

ویلیام همیلتون سوئینی رو .از شرکت همیلتون سوئینی دنبالش کردن

.ارتباط واضحی وجود داره

به کی؟

از روزنامه خوندم که .پدر خونواده بیل تو دردسر حقوقی افتاده

.بیل در این روزا نه مهمونی بوده نه دفتر شرکت

طبق گفته شاهد ها، ویلیام رفته دیدن .عموی ناتنی ـش، ایموری گولد

...این قراره سخت بشه - .گولد در مهمونی هم بوده -

بیخیال، این اطلاعات به اندازه ای هست که بخوایم ببینیم که اون یا هر کس دیگه

.تو فیلم دوربین های مدار بسته هست یا نه

.گولد بخشنده بزرگی ـه

هم به اداره، هم به شورای شهر هم شهرداری

.اوضاع قاراشمیش میشه

.جناب سروان، همین الان خبر از بیمارستان اومد

.دختره شاید زنده نمونه

،دختره هست، مرگ یارو تو آتش سوزی هست .حالا ویلیام همیلتون سوئینی هم گم شده

.این ممکنه یه قتل سه گانه باشه

میخوای جریمه رانندگی این یارو .رو چشم پوشی کنی؟ خب بکن

.اما الان چشم پوشی کار اشتباهی ـه

.امضا میدم و مجوز رو صادر میکنم

در پیدا کردن یه قاضی که .که زیر دست گولد نباشه موفق باشید

ممنونم

قربان - چی داری؟ -

.نتایج آزمایش از بمب گذاری تو برانکس اومده

.ظاهرا کلی مواد آتش بازی بوده اونجا

.بابای سامنتا یانگ آتش بازی درست میکنه

.الو؟ بله؟ بله

.ممنون خدافظ

.آماده شو

چی شده؟ - .میدونم کجاست -

مـــوویـــِی کاتِیـــج

.به محض اینکه زنگ زدی اومدم

ممنون

چرا یه معلم از مدرسمون شب رو اینجا بود؟

،اسمش مرسر ـه .و دوست پسر دایي ویلیام ـه

بله، من یه معلمم که اسم مرسر ـه

.و دوست پسر ویلیام هستم

.دایي مون کجاست؟ میخوام ببینمش

.امیدوارم به زودی بتونی ببینیش

خدافظ

دوست دارم، خیلی

.هی منو ببین .همه چیو برات توضیح میدم

،هی نمیخوام عوضی بازی در بیارم

اما تو داری ریگن رو دوباره به زندگی .ویلیام میکشونی

... در حال حاضر ما خیلی ماجرا سرمون اومده و

خب، احتمالا متوجه شدی که ویلیام همه چی رو .پیچیده تر میکنه

شاید چیزی که اوضاع رو پیچیده میکنه

.اینه که از اول از هم دیگه جدا شدن

.من فقط خوبی ریگان رو میخوام

معلومه که خوب بودن من .اولویت اول توئه

.خودم مراقب خودم هستم

باشه. مراقب باش

اینو میزارم تو لیست حرفایي .که ویلیام هیچوقت بهم نزد

.تو در محله همپتونز خونه داری

.البته اگه نداشتی تعجب میکردم

.آخرین جایي بود که همه باهم بودیم

.آخرین جایي که واقعا خوشحال بودیم

،بعد از مرگ مامانم ...بابام خودشو غرق کار و دوست دختر جدیدش

.فیلیشا کرد

.منو ویلیام همه چیز همدیگه بودیم

.واقعا همه چیز هم

.ایموری رو نگاه کن .شیطان با سه تا ساحره ـش

به نظرت درباره چی دارن صجبت میکنن؟

ساحره ها امشب زیر ماه کامل .میخوان لخت برقصن

شرط میبندم یکی از کارآموز های .بر استرن رو قربانی میکنن (کمپانی بزرگ در حوزه)

،ریگان عزیزم .میخوام با یکی آشنا بشی

کسی نیست که بخواد با من آشنا شه؟

این به مدل تو نمیخوره

.از این طرف بیا

چیکار داری میکنی؟ - اینجاست -

.ایشون دختر بیل هستش .ریگان همیلتون سوئینی

سلام - سلام -

.دانشجو داشنگاه واساره محشر نیست؟

انگار یکی فرشته های نقاشی های .باتاچلی با فرشته های چارلی ادغام شده (نقاش ایتالیایي، سریال تلویزیونی)

چرا اینطوری صحبت میکنی؟ .باید یه توضیحی داشته باشه

داشت تعریف میکرد

مگه نه آقای گولد؟ - درسته -

بابای من هم همینطوری صحبت میکنه

.منم مجبورا یاد گرفتم

این جوون خوشتیپ .دانشجو دانشگاه یيل هستش

.و بله، پسر شریک جدید باباته

شراکتی که هردوی شما رو روزی .بسیار ثروتمند میکنه

و باعث میشه ادغام شرکت ها .خوب پیش بره

،صحبت ادغام شد .میزارم آشنا بشید

.خدای من ببخشید روانی ـه

شکی درش نیست - بله -

.راستش من خواستم که معرفیت کنه

.فکر کردم بریم یه جایي و صحبت کنیم

البته

!سلام همگی

.ممنون از همتون که اومدید

،امروز روزی ـه که تا ابد فراموشش نمیکنم

و نه صرفا به خاطر اینکه این بهترین پارتی تابستون ـه

ایول

...چون امروز منو بیل میخوایم اعلام کنیم که

.قراره باهم ازدواج کنیم

!درسته

!این مهمونی نامزدی ـه

واقعا بابا؟

.میدونم هردوتون چه حسی به اون دارید

واسه همین اینطوری میخواستی بهمون بگی؟

.ازش خواستم که اینطوری نکنه

آره دقیقا

.واسه همین حس بدی نسبت بهش داریم

بابا

.عزیزم، فقط برام خوشحال باش

باید بهش آفرین بگیم درسته؟

.آخه کاری کرد بابام حلقه بخره

به نظرت حامله ـس؟

باید باشه دیگه؟ - چی؟ نه -

فرض کن فیلیشا 15 کیلو چاق شه؟

شوخیت گرفته؟

هیچ مقدار پولی باعث نمیشه همچین کنه

چه خبره؟

.بس نمیکنی. خوشم میاد

خب منو داداشم داریم یه سری .اخبار غم انگیز رو هضم میکنیم

.غم انگیز

.شاید بهتر باشه بریم قدم بزنیم .هوا بخوریم

.ما بیرونیم. هوا داریم

.سلام ویلیام - سلام برد -

سلام

.یه لحظه بیا اینجا

.آره برو برو

.فقط نزار بابا مچتو بگیره .نزار فیلیشا ببره

.مراقب باش

گمونم کلید کلبه رو داریم

.آره. یه بار اونجاست

.بالاخره، پرنس بیدار شد

منتظر بودم ببینم که باید به پلیس .زنگ بزنم یا پزشک

.نه خواهش میکنم به کسی زنگ نزن

اسمت جیکوبه نه؟

.اسممو یادته پس

یادم نمیاد ازش استفاده کرده باشی تا سلام کنی

.یا کلا متوجهم بشی

.متاسفم

.بابت رفتارم معذرت میخوام

.آدما عوض میشن - .آدمایي مثه تو نه -

.بزار حدس بزنم

کل ارثت رو مواد کردی و مصرفش کردی

و بعدش وسط شب اومدی اینجا .تا نقره های مارو بدزدی

.درک میکنم

و متوجه هستم که هیچوقت ازم خوشت نیومد

،یا لایف استایلم رو تائید نمیکردی

اما میدونم دهه ها برای خونوادم و خواهرم با وفاداری کامل

.کار کردی

...و من اینجام

.چون میخوام خونوادم رو نجات بدم

خب بحثی نیست، به نظرم .تو یه بچه لوس و ناشکری

،اما در مورد لایف استایلت

اگه ذره ای علاقه ،در کارای خانگی نشون میدادی

میدونستی که خیلی قبل تر از این که مد بشه

.این لایف استایل رو داشتم

اما آره

.مادرت خیلی برام عزیز بود .خدا رحمتش کنه

،دور از هرچیزی که داشتن .لیافت خونوادت از چیزی که نصیبشون شد بیشتر بود

آره

.و فقط یه نفر مسئول این قضیه است

ایموری گولد با پول خوروندن به .گارسون ها و دربان ها به اینجا رسید

از آدمایي که الان بهشون .میگه دوست، آتو جمع میکرد

اخاذی

...دقیقا

.اما اون دیوث باهوش بود

.دنبال چیزی باارزش تر از پول بود

چی؟

.دسترسی

.اون سکوت رو با دعوتنامه ها معامله کرد

راهشو با خیلی موزیانه ...به جلسات شرکت ها

.و صندلی جت های شخصی باز کرد

،خیلی زود سر میز بیانسا جگر در استودیو 54 نشست

و کسی اصلا یادش نیست که .اون چطوری به اونجا رسید

.یبار مچ یه پیرمرد که تعقیبم میکرد رو گرفتم - خب؟ -

فکر میکردم یارو از من خوشش میاد .تا وقتی که شناختمش

.اینجا با ایموری دیده بودمش

.فکر کنم داشت جاسوسیم رو میکرد

کلبه ایموری

دنبال چی هستی این داخل؟

مدرک - مدرک اخاذی ـش؟ -

مدرک ارتباطش با تیراندازی .به یک دختر بی گناه

چی؟ قتل؟

آها. چیه؟

فکر نمیکنی ایموری درگیر همچین مسئله ای باشه؟

.برعکس، فکر میکنم ایموری گولد آدم خیلی بدی ـه

...نه نه، من نگفتم... نمیدونم .دستتو از من بکش

بیخال، واسه چی گریه زاری میکنی؟ .خوشت اومد

خانوم ریگان؟

!ریگان

!هی! تو

خوش بهت گذشت؟

پس تو میدونستی

.از حسی که داشتم مطمئن بودم

.در هر صورت، در جایگاه من نبود

این همون بحث بود نه؟ .روز عروسی

خیله خب، میدونم این عروسی .خیلی مزخرفه اما داره اتفاق میفته

و توئم دانشگاه رو تموم کردی درسته؟

ایتالیا رو دور میزدی

.وقتی من اینجا بودم

.درگیر مبارزه با نا مقدس ترین ازدواج ممکن بودم

...واقعا این

...باعث شد بابا بیشتر ازم متنفر شه

میخوای؟

باشه

.پس قضیه عروسی نیست

جدی

چرا گریه میکنی؟ - خواهش میکنم -

.گریه نمیکنم

بیخیال

.تو بچه مورد علاقه بابایي .دانشجو ممتاز بودی

.تو آینده این شرکتی

...و اون دوس پسر دانشگاهی ـت

،زیاد مطمئن نیستم هوشش چقده ...اما دستای کشیده ش

تو زندگی بی نقصی داری ریگ

...من میتونم

.من میتونم تحمل کنم که بیاد عروسی

اما ایموری بهم گفت که بابا !قراره اونو عضو هیئت مدیره کنه

.اون قراره تا ابد بخشی از زندگی ما باشه

.هیچوقت نمیتونم اونجا کار کنم

.نمیتونم اونجا کار کنم - .نمیدونم درباره کی داری صحبت میکنی -

.نمیتونم بهت بگم .حتی به کیث هم نگفتم

چیو به کیث بگی؟

چی داری که به کیث بگی؟ اینکه با یکی ریختی رو هم؟

خیله خب ریگ

.اون اصلا به کیث مربوط نیست

.رو هم ریختن نبود

.خدای من .هی

همون پسره از پارتی پارسال بود؟

وقتی بیدار شدم اون گفت صبح زود رفتی

.باید سریع برمیگشتی دانشگاه

میخواستی به ترافیک نخوری - .آره خب دروغ گفته -

لعنتی

.خب پس باید بره زندون

چی؟ پیش متجاوزای دیگه دانشگاه های برتر کشور؟

.حرفای اون دربرابر حرفای منه

.میدونی که چطور پیش میره

لعنت بهش

.میدونستم باید پیشت میموندم

.خب نمیدونستی .خودمم نمیدونستم

.منو برد کلبه

میدونی فقط ایموری کلید اونجا رو داره نه؟

ایموری عوضی

به بابا گفتی؟ - البته که نه -

.باید اون آدما رو از خونواده مون دور نگه داریم

.ادغام انجام شده

منظورم خونواده گولد ـه

.یالا! باید بریم همین الان بهش بگیم

،خواهش میکنم ویلیام .لطفا کاری نکن

باشه متاسفم

.خواهش میکنم

.باید به بابا بگی

.باید بگی

لا لا لا

شریک های تجاری جدیدمون ،امروز به جشن نمیان

.و به دورهمی های بعدی هم نخواهند آمد

و حالا فارغ التحصیل شده

.ریگان عضو هیئت مدیره میشه

.نمیدونستم که جای خالی داریم

.من خالیش کردم

همین؟

این مسئله بین منو خواهرته .و ما گفتگو رو راستانه و خصوصی داشتیم

و داریم گام هایي بر میداریم .تا شرایط رو به بهترین نحو بهبود بدیم

...باشه من

...من فقط

فکر میکردم راه حلت این باشه که ..یک روانی متجاوز گرا رو

...از خونواده دور نگه داری اما - .ویلیام خواهش میکنم -

حتی متوجه حرفایي که از دهنت داره .در میاد نمیشم الان

،خب اگه تند و غیرمنطقی باشه .گمونم منظورش با من بود

...آره و خوشحال میشم برات

.توضیح بدم - !نکن -

... ویلیام از این رفتار

.بچگونه و نظراتت خسته شدم

تازه اشاره نکنم اخیرا کلی هم چک نوشتم

.هرباری که از دانشگاه انداختنت بیرون - .درسته. چون خیلی بده -

.و فکر میکنی نمیدونم شبا قایمکی میری پارک

جاسوسیم رو میکنی؟

واقعا فکر کردی بابات اجازه میده

همینطوری بری شهر رو پرسه بزنی؟

پس زیر نظرم داشتی ها؟

...خیله خب بابا

،این شخص یک منحرف ـه

.و یه آدم مزرف پول پرست ـه

هر دوشون خون آشامیي هستن که .از خونواده ما دارن تغذیه میکنن

.بیل، اون نباید اینطوری با ما صحبت کنه

!از حدت خودت فراتر رفتی پسر - چه حدی؟ خواهش میکنم. حد؟ -

بعد کاری که با ریگان کرد؟

من هیچوقت به هرکدوم از شما آسیبی نمیرسونم

ویلیام، ما نمیتونیم .با اطمینان بگیم که کار اون بوده

آره معلومه که اون یه دروغگوئه

اما نمیدونیم که درباره این قضیه داره دروغ میگه یا نه. درسته؟

.آخه من مست بودم - نه -

!آره، احمقانه بود

جدی هستی؟ - .نمیخوام زندگی بابا رو سر این قضیه خراب کنم -

.منم سعی ندارم زندگیش رو نابود کنم

.سعی دارم نجاتش بدم .تورو نجات بدم

.هی ریگ، خواهش میکنم از خودت دفاع کن

!یالا

...یالا

میدونی چیه؟ .کون لق همتون

.همتون از درون مردین

و قبل اینکه منو هم بکشین از اینجا .میرم

.پس عروسی خوبی داشته باشین

یا بهتره بگم مراسم ختم در واقع!؟

و اون آخرین باری که .خواهرم یا اونا را تا 15 سال بعدش دیدم

مـــــووی کـــاتِــیــج

این چیه ریگان؟

چیه؟

حامله بود؟

.پشمام

.شرط میبندم اون جاکش حاملش کرده

احتمالا قبل اینکه بره ایتالیا .بچه رو سقط کرده

.یا شایدم اصلا ایتالیا نرفته

.دختر بیچاره

.خدای من

...باورم نمیشه

ریگان این همه بلا سرش اومده .و چیزی به من نگفته

...اگه میدونستم من

جور دیگه ای عمل میکردم درسته؟ .درباره همه چیز

.خدایا، ایموری واسه هممون پرونده داره

.پرونده تو خیلی کته کلفته

.اوردوز هم بندیت

هر کسی که باهاش بودی .یا مواد خریدی ازش

چیزی از نیکی نداره؟

با عقل جور در نمیاد

این یکی چیه؟ - مربوط به کسب و کاره -

شخصی باید باشه نه؟

.مگه اینکه این خودش کسب و کار ایموری باشه

.خدای من

وایسا. نیکولاس مک کی کیه؟

.نیکی هرج و مرج .این سوابق اونه

.گزارش درباره اون

.شرارت در عام. دزدی "

آتش افروزی

".آتش افروزی. بازم آتش افروزی

،مک کی مصرف کننده مواد وریدی نیست "

...اگرچه باور دارم از جنون اجاد حریق رنج میبرد

یک ناهنجاری که در نتیجه ضربه روحی در کودکی ایجاد شده

که معمولا در افراد جوان دیده میشود

،براساس تمایل او به آتش افروزی

ازتون میخوام تا او را برای پروژه ال اچ ".در نظر بگیرید

پروژه ال اچ دیگه چیه؟

نمیدونم

اما یکی رو میشناسم که .ممکنه بدونه

.باید فورا برگردم به شهر

.باید با قطاری اتوبوسی برم

یا اینکه میتونم به اون قایق دزدی .سوخت بزنم

.اونم باید برگردونم

آره

.من زنگ زدم

اون گفت که تا وقتی خودش بیاد .نزارم جایي بری

!پسر تو زنده ای

آره

.خیلی نگران بودم

.حالم خوبه

.ویلیام، اتفاق بدی افتاده

.برونو مرده

سلام

.باید فیلمای دوربین مدار بسته ـتون رو ببینم

.استرونتیوم نیترات قرمز میسوزه .مس کلرید آبی میسوزه

حالا اگه این دوتا پودر رو قاطی کنی .رنگ بنفش در میاد

.مثه رنگی بچه ها

پودر سیاه چی؟

.یه چی به اسم پولورون از اینا هم داری؟

.البته. باعث انفجار میشه

.این باعث میشه موشک از زمین بلند شه

.اما تو یه صندوق جداست

.درش قفله

یعنی چی؟

چی شده؟ - همش رو بردن -

خب چه کاری آخه مگه میشه باهاش کرد؟

.میتونن ساختمون بیارن پائین

.خیله خب .بیا تمومش کنیم

.خیلی زیباست

.هی پیامبر. به موقع رسیدی

برای چی؟

.پروژه مون کامل شده

.یالا بیا

...با برادر شیطانی

.آشنا شو

.خیله خب. همینجا وایسا

.سرعتش رو نرمال کن

.خدای من نیکی !مارو به کشتن میدی

.خاموشش کن

.دارم سر به سرت میزارم

پس بمب نیست؟

.نه صد در صد بمبه

.فقط کافیه تایمر و چاشنی رو بهم متصل کنم

.اما هنوز نه

میخوای باهاش چیکار کنی؟

.جواب دعاهات رو بدم

اگه بهت بگم که من دانشی که از اول که اومدی پیش ما دنبالش بودی رو دارم

چیکار میکنی؟

اگه این انتقام شیطانی که مسئول

تیر خوردن سم هست رو بگیره چی؟

میدونی کی به سم شلیک کرده؟

.آره. مطمئنم

اون کسی که آدم میکشه .تا رازهاش بر ملا نشه

.و سم رازهای زیادی از اون میدونست

یارو رو میشناسی؟

صورتش رو نمیتونم ببینم

...اما - موهاش چی؟ -

.آره. و شلوارش

.از پارک داره میاد

زمانش رو ببین

دقیقا زمانی که به قربانی تیراندازی شده .تو مهموی نبود

آقای گولد؟

ببین نیکی، البته که من دلم میخواد

مسئول تیراندازی سم .به پای عدالت کشیده شه

و بله قطعا در تاریک ترین لحظاتم ...آرزو داشتم

.دعا کردم که طرف بمیره

...اما اون

.اون بمب خیلی بزرگی ـه

.یه نقاش نقاشی میکنه

.یه رقاص میرقصه

من نیرویي رو متولد کردم که .زندگیش تماما از خودشه

.آتش نفس میکشه چارلی

اما برعکس ما، قدرت اینو داره .تا آب رو بخار کنه

.جامد رو مایع کنه

.مایع رو نور کنه

.آتش کیمیا گره، جادوگر ـه

مرگ اون به این شکل ،عدالتی شاعرانه ـس

که توسط هیولایي زیبایي که .بهم پول داد تا آزادش کنم خورده شه

.چه کصشرایي گفتی

...تو اصلا به بازسازی اهمیت میدی

به هنرمندان و رویاپردازا؟ یا فقط سوزوندن چیزا رو دوس داری؟

چارلی - نه جدی میگم -

تو فقط یه آدم عوضی مریضی که عاشق آتیشه

و همه چیز دیگه دروغه

چون تنها کار دیگه ای دوس داری کنترل کردن مردمه؟

.هی. الان دیگه باید بری پیامبر

.این جواب نمیده

.من که مشکلی ندارم

.اون نمیتونه بره

چرا؟

.اون زیادی میدونه همه چیو میدونه

،کون لقش الان دیگه یه جسد دیگه چیزی نیست؟

!چی؟ نه

!نمیتونی چارلی رو بکشی

خودت میشنوی چی داری میگی؟

.حق با اونه .اون فقط یه بچه ـس

.کاری نمیکنه .ازت میخوام آروم شی

خیلی داری فشار میاری - تو ازکجا میدونی؟ -

!دستای لعنتیت رو به من نزن - !هی سال -

.یه دلیل بهم بگو که تا یه نفرو پاره کنم

اگه کسی تکون بخوره - سال بس کن. لطفا -

!یالا - ...برید دنبالش! داره فرار -

لعنتی - !سال بس کن -

!خواهش میکنم

!لعنتی

پلیس، مشکلتون چیه؟

بمب گذاری - ببخشید؟ -

.یه سری افراد دارن بمب درست میکنن

.خیابون هنری مکانیکز

.یه رستوران قدیمی به اسم چیچارو

خیلی بزرگه. بمب رو میگم .نه رستوران

شما کی هستید؟ میشه اطلاعات بیشتری بدید؟

باید عجله کنید

چارلز وایزبرگر هستم .و شوخی هم نمیکنم

مووی کاتیج، مرجع دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده MovieCottage.com

برای اطلاع از آخرین آدرس سایت، مووی‌کاتیج را در تلگرام دنبال کنید @MovieCottage

Pink Panther ترجمه از

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.