All language subtitles for The.Return of the Living Dead (1985)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional) Download
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

☢☣PETY4030☣☢

همه رخدادهای به تصویر کشیده شده .در این فیلم واقعی هستند

نامهای بکار رفته اسامی انسانهای واقعی .و سازمانهای واقعی هستند

سوم جولای، ۱۹۸۴ ساعت ۵:۳۰ بعدازظهر به وقت محلی شرق آمریکا

.هی، "فرانک"! وقتشه که بریم خونه چی داری میگی؟

من چند ساعت دیگه کار دارم. این بچه هم میمونه .تا روش کار رو بهش یاد بدم

قبل از اینکه بری درها رو قفل میکنی؟ .تعطیلات روز استقلاله، رفیق. من عجله دارم

اوه، آره. خب، تعطیلات خوبی داشته باشی .و یکشنبه برای کباب میبینمت

.بهتره باورش کنی

بچه، میخوام یچیزی بهت بگم و .منظور دوستانه دارم

،هر اتفاقی که افتاد مهم نیست .فقط اسم من رو روش نزاری

."زیاد سخت نگیر، "فرانک

،"این "بورت" آدم شوخیه. خیلی خب، "فردی .دنبالم بیا و یچیزی یاد بگیر

ما از طرف دانشکده پزشکی "لوئیس" مقدس .یه سفارش داریم

اونها دوتا اسکلت زن بزرگسال میخوان که دندونهای سالمی دارن. این دوتا AF-PT

خیلی خب، پس تو باید بیای اینجا .به این بخش متعلق به بزرگسالان، فهمیدی

.اینجا خودش به دو بخش مجزا تقسیم میشه

کلمه "م" برای مردها و کلمه "ز" برای؟ .زنها

پسر خوب. حالا، کلمات PT

شاید فکر کنی این مخفف .خیلی سخت" باشه، ولی نیست"

.مخفف دندان سالمه .خیلی خوب بود

.حالا یمقدار پوشال بیار و بزار داخل اون جعبه

.یه بستر راحت برای این خانم کوچولو درست کن

باشه؟

.خوبه. ما میخواییم که جاش راحت باشه .کمکم کن بزاریمش داخل. پاهاش رو بگیر

.باشه

حالا یمقدار از اون اسفنجهای .مصنوعی بیار

.تمام سطحش رو بپوشون

.خسیس بازی درنیار. عمو "بورت" پولش رو میده .بیشتر، "فردی"، بیشتر بریز

.خیلی خب، خوبه. حالا، خوب پخشش کن

.همینه. کارت رو خوب انجام میدی .توی کار انبارداری موفق میشی

فرانک"، این اسکلت رو ما از کجا میگیریم؟"

."اوه، از "هندوستان هندوستان"؟"

.پیمان نامه جهانیه .تمامی اسکلتها از "هندوستان" میان

شوخی نکن. سر چه حسابی؟ من از کجا بدونم؟

مهمترین مسئله اینه ، که از کجا تمام این اسکلتهای دارای دندونهای سالم رو پیدا میکنن؟

.میخوام ازت یه سئوال جدی بپرسم ...چند تا آدم میشناسی

که با دندونهای آسیاب خوشکل، و بی نقص داخل دهنشون مرده باشن، ها؟

.هیچکس بخاطرم نمیاد .فکر کنم داخل "هندوستان" مزرعه اسکلت داشته باشن

!یا مسیح

.زودباش، بچه. دنبال عموت بیا اینجا

این هم از این. دیگه مجبور نیستم بهت بگم !که کار اینها چیه. با، با، با، بووم

.اینجا ما تمامی دستگاههای بیمارستانی رو نگهداری میکنیم

.این پایین رو نگاه کن. ویلچرها

حالا، "فردی"، این چیزیه که همیشه نمیبینی. تو .آدم ویژه ای هستی

.اینها سگهای دو نیمه شده هستن .آره، برای مدارس دامپزشکی

.ما سفارشهای زیادی برای سگهای دو نیمه شده میگیریم .خیلی با حاله

.مسخره بازی نکن. داری یاد میگیری

.بیا اینجا، "فردی"، اینجا جاییه که ما لاشه ـهای تازه رو نگهداری میکنیم

ما اینها رو به مدارس پزشکی و ارتش آمریکا .میفروشیم برای آزمایشات مربوط به حرکت گلوله

.خب، سلام کن

ما معمولا موجودیمون بیشتر از اینه، ولی روز دوشنبه .برامون بار جدید میاد

معمولا چندتا جسد اینجا هست؟

.خب، ما نمیخوایم جنس ـهامون رو انبار کنیم .کار ما هم مثل رستوران داریه

.ما نمیخوایم که موجودیمون تازگی خودش رو از دست بده

بهت میگم که کار من چیه، بچه. یادت میدم .که چجوری این فرمهای ترابری رو پر کنی

.مثل زنده ـهاست

ما امشب میخواییم جشن بگیریم یا نه؟ .آره، میگیریم

خب، کجا؟

.نمیدونم .شاید رفتیم پارک

پلیسها گفتن اگر برگردیم به اون پارکه .با تیر میزننمون

.من که امشب حس مردن ندارم .من از مرگ خوشم میاد

.من از مرگ و سکس خوشم میاد تو چی، "کیسی"؟

.آره. خفه شو و بمیر کجا جشن بگیریم، "تینا"؟

اوه، از دست شماها، من با "فردی" وقتیکه کارش تمام شد .قرار دارم

کجا باهاش قرار داری؟ .پیش انبار وسائل بیمارستانی

.اوه، نه! کار گیر آورد؟ عجب خریه

خب، کثافت! چرا زودتر نگفتی؟ چطوره که همگی با هم بریم دنبال "فردی"؟

.فردی" همیشه میدونه کجا باید جشن گرفت"

فرانک"؟" بله، بچه؟

عجیب ترین چیزی که تابحال اینجا دیدی چی بوده؟

بچه، من چیزهای عجیبی دیدم که اومدن ،و چیزهای عجیبی دیدم که رفتن

ولی عجیبترین چیزی که تابحال دیدم .تخمام رو تبدیل به پاپیون کرد

اوه، آره؟ چی بود؟

.بزار یه سئوال ازت بپرسم، بچه

تو اون فیلم رو دیدی شب مردگان متحرک"؟"

آره همونی که اجساد شروع کردن به خوردن مردم. چطور مگه؟

میدونستی اون فیلم بر اساس واقعیت ساخته شده؟

بیخیال. داری شوخی میکنی، درسته؟ .تا بحال تو زندگیم از این جدی ـتر نبودم

این امکان نداره اونها نشون دادن .که زامبیها تمام دنیا رو بدست میگیرن

.خب، اونها داستان رو تغییر دادن ،اتفاقی که در واقع افتاد

،"بر میگرده به سال ۱۹۶۹، در بیمارستان شهر "پتیزبورگ

یه ماده شیمیایی بود که یجورایی وارد مرده خونه ،شد

و باعث شد که تمام مرده ـها یجورایی .بالا پایین بپرن جوری که انگار زنده هستن

چه ماده شیمیایی بود؟ .بهش میگن، تیروکسین ۲۴۵

یجورایی داخل ماریجوانا وجود داره ،یا همچین چیزی

و شرکت شیمیایی "داررو" سعی کرد برای ارتش .قویترش بکنه

اونها به کسی که اون فیلم رو ساخت گفتن ،که، اگر داستان حقیقی رو بازگو کنه

.ازش شکایت میکنن .پس اونم تمام حقایق رو وارونه کرد

خب واقعا چه اتفاقی افتاد؟

.خوب، اونها کاملا تعطیلش کردن، فهمیدی

ارتش تمام خاک آلوده شده و اون اجساد رو .از اونجا منتقل کرد

.و اونها این قضیه رو بعنوان یه راز نگه داشتن

خب، پس تو چطوری ازش اطلاع داری؟

.خب، گندکاری همیشگی ارتش

.سازمان حمل و نقل محموله رو اشتباه فرستاد

،اونها اون اجساد رو فرستادن اینجا

بجای اینکه بفرستن به شرکت ."شیمیایی "داررو

.سلام

.اوه، سلام، عزیزم

.نه، تا حدود یک ساعت دیگه میام خونه تو دیگ خورش رو گرم نگه دار، باشه؟

.آره، حتما. منم تو رو دوست دارم، عزیزم

.آره، بوس. بوس

میخوای ببینیشون؟

ببینمشون؟ .اجساد رو

چی داری میگی تو؟ .اونها همین پایین هستن داخل زیرزمین

.نه

.زودباش .امکان نداره

.هی، مواظب پله سوم باش. مشکل داره

میخوای بگی اونها اجساد رو همینجا رها کردن؟ .خب، تو که ارتش رو میشناسی

و اینها تمام این مدت همینجا بودن؟

.تا جایی که یادم میاد، ۱۴ ساله

.شوخی نکن

.اینهاشون

اجسادشون اون داخله؟

.اوه، گندش بزنن. اون رو نگاه کن

تو میگی که این یارو زنده بوده؟ .خب اونها گفتن

اوه، خدایا! هی اینها که نشتی پیدا نمیکنن، مگه نه؟

نشتی؟ امکان نداره، اینها توسط مهندسین .ارتش آمریکا ساخته شدن

.اوه، لعنتی

سلام، عزیزم. روزت چطور بود؟

.همون گندکاری همیشگی .اوه، متاسفم

شام چی داریم؟ .خوراک مورد علاقه ات. گوشت بره

.من که نهارم همین رو خوردم

...بله، منم، در حال بررسی از ایستگاه شماره ۳ در ساعت ۱۶:۰۰ .بکنش ساعت ۱۶:۰۱

.تمام عصر رو خونه خواهم بود. باشه

این اعصاب خورد کنه که همیشه با این .دستگاه زندگی کنی

اونها میتونن در طول ۲۴ ساعت روز، هر کجا که باشم .باهام تماس بگیرن

.تمام این امواج الکترومغناطيسى روی بدنم تاثییر میزارن .وقتیکه پیداشون کردیم، دیگه به اینها احتیاج نیست

پس تو کی پیداشون میکنی؟ !خدایا، "ایتل"! من نمیدونم

.شاید ما هیچوقت پیداشون نکنیم

،ما قبلا تمام این بحثها رو کردیم .اونها میتونن هرجایی باشن

ساعت ۷:۳۰ بعدازظهر بوقت شرق آمریکا

کدوم گوری داریم میریم؟ .به پارتی

."میریم دنبال "فردی فردی" این روزها چکار میکنه؟"

.برای خودش کار پیدا کرده نه بابا! چه کاری؟

.کارمند یه انبار شده .بنظر که کار گهی میاد

،رئیس جمهور آمریکا نیست .ولی حداقل میتونه یچیزهایی بخره

.شاید یچیزی هم واسه من بخره ."اون از چیزهایی که تو دوست داری خوشش نمیاد، "خودکشی

چطوره که تو هر وقت به سواری نیاز داری پیدات میشه؟

.بخاطر اینکه تو یه مادر جنده ترسناک هستی

فکر میکنی من ترسناک هستم، ها؟ .اوه، خدای من

.مرد، چه مکان مخوف و زشتیه

.من که خوشم میاد. این یه بیانیه است

.زودباشین. بیایید بریم دنبال کون کش .نه

.شاید رئیسش رو بترسونیم .خب، حرفت قشنگ نبود

فکر میکنه که ما کی هستیم؟ عجیب غریب یا همچین چیزی؟

ساعت چند "فردی" کارش تمام میشه؟ .ساعت ۱۰

.من که دوساعت تمام اینجا نمیشینم .میتونیم همین اطراف دور بزنیم

.بنزین ندارم میخوای یمقدار بنزین بخری، احمق؟

.شوخی کردم .میتونیم بریم داخل اونجا پلاس بشیم

منظورت اون قبرستونه؟ ...اوه

.اوه، بیا همین کارو بکنیم

میخوای چکار کنی، "اسکاز"؟ سنگ قبرها رو وارونه کنی؟

.من فقط میخوام داخل یه قبرستون رو ببینم .من تا حالا یه قبرستون رو ندیدم

تا حالا داخل یه مراسم خاکسپاری نبودی؟ .هیچوقت کسی رو نشناختم که بمیره

.این فکر خیلی خوبی نیست

این چیه؟ .منور جاده، کون گوز

میخوای باهاشون چکار کنی؟ .من فقط میخوام پارتی کنم

منور جاده به چه دردی میخوره؟

.اینجا خیلی داغونه

."شبیه تشک تویه، "اسکاز .شنیدم چی گفتی

."فرانک"

تو خوبی، بچه؟

.نمیدونم. حس خیلی خوبی ندارم

.یا مسیح، چه بوی گندی

چه بلایی سر جسده اومد؟ .باید وقتی که در مجاورت هوا قرار گرفت ذوب شده باشه

.در لعنتیش رو ببند

.خدایا، تابحال همچین چیزی بو نکرده بودم

.فکر کنم حالم داره بهم میخوره

"فکر کنم بهتر باشه که این قضیه رو به "بورت .نگیم. باعث میشه مثل احمقها جلوه کنیم

هنوزم میتونم اون بو رو احساس کنم. باید داخل دماغم باشه .یا به تمام اینجا گسترش پیدا کرده باشه

آره، بهتره یمقدار اسپری خوشبو کننده .بزنم اینجا

اون چی بود؟

.بنظر صدای سگه سگ؟

.یه لحظه وایسا. گوش کن، گوش کن

اون صدا رو شنیدی؟ اینجا داره چی اتفاقی میوفته؟

اون چه مرگش شده؟

.اوه، گندش بزنن

حالا باید چکار کنیم؟

!اوه، ما میکشیمش! من میکشمش

داری چکار میکنی، وایسا؟

!اوه، یا مسیح! یا مسیح

بگا رفتیم؟ چی شده؟ .این جسده است، جسده

اوه، کیر تو شانس. داره چکاره میکنه اونجا؟ .نمیدونم. بنظر میاد داره درد میکشه

خب، حالا باید چکار کنیم؟ .زندانیش میکنیم

.اوه، یا مسیح

.زودباش، یا مسیح مصلوب

!باید فکر کنیم، باید فکر کنیم .زودباش، پسرم. برو داخل

ما داریم دیوونه میشیم؟ .نه، این بخاطر همون آشغالیه که داخل اون مخزنه بود

.اون ماده شیمیایی همه جا رو گرفته .احمق کسخل

!حواست به حرف زدنت باشه اگر از این کار خوشت میاد از این کار خوشم میاد؟

!خب، فکر کن! فکر کن .ما باید به پلیس خبر بدیم

نه، نه. میدونی پلیس میتونه چه بلایی سر این شرکت بیاره؟

کی به این شرکت اهمیت میده؟ .خب، به فکر آبرومون باش

!فکر کن! فکر کن

شماره روی مخزن چی؟ .نوشته در مواقع اورژانسی به این شماره زنگ بزنید

نه، اون شماره ارتشه! تو دلت نمیخواد که ارتش !لعنتی بیاد اینجا. فکر کن

پس باید چکار کنیم؟ پس باید چکار کنیم؟

.ما باید به رئیس زنگ بزنیم

."بورت"؟ منم"فرانک"

.ما یه مشکل کوچیک داریم

تو تابحال درباره کشته شدن خیال پردازی کردی؟

.هیچوقت

،تو تابحال درباره راههای مختلف مردن فکر کردی... میدونی ،از نظر سختی و شدت

و برات سئوال نبوده، مثلا، که بدترین راه مردن چی میتونه باشه؟

.تلاش میکنم که زیاد درباره مردن فکر نکنم

،خب، برای من

بدترین راه اینه که یک گروه پیرمرد

دورم رو بگیرن و شروع کنن به گاز گرفتنم .و زنده زنده بخورنم

.متوجه شدم

.اولش، اونها لباسهام رو پاره میکنن

.یمقدار نور بنداز اینجا .آشغال" باز هم داره لباسهاش رو در میاره"

.آشغال". ادامه بده، عزیزم"

تو نئشه هستی؟

تو چکار کردی؟ تو بازش کردی؟ .ای احمق نفهم! ای بی عقل

مگه من همیشه نمیگفتم حتی نزدیک اون مخزن ـهای لعنتی هم نرید؟

حالا باید چکار کنیم، "بورت"؟

شرکت شیمیایی "داررو" از من شکایت میکنه

.و توسط دولت ازم بازجویی خواهد شد

.حتی امکان داره تجارتم رو هم از دست بدم .حتی ممکنه بیوفتم زندن، کیر تو خدا

،ولی اگر بتونیم تمام مدارک رو در اینجا نابود کنیم

...و صداش رو در نیاریم !"همین خوبه! بیا همین کار رو بکنیم، "بورت

.آره، درسته. این همون کاریه که باید بکنیم

یه سئوال، "فرانک". این کسی که داره فریاد میزنه، مطمئنی که لاشه مرده بوده؟

چرا در رو باز نمیکنی و خودت نمیبینی؟

.بسیار خب. حرفت رو باور میکنم

اگر این یک جسد دوباره زنده شده باشه، ما مجبوریم .که... ما باید بکشیمش

چجوری میخوای بکشیش وقتی که خودش مرده؟ .من از کجا بدونم، "فرد"؟ بزار فکر کنم

."سئوال بدی نیست، "بورت

.داخل اون فیلم، اونها برای کشتنشون مغزشون رو نابود میکردن

.مغز، درست

دکترها برای شکافتن جمجمه از چی استفاده میکنن؟ .دریل جراحی

.این رو نگه دار، "فرانک". گوش کنید، هر دوتون .فردی"، تو باید اون در رو باز کنی"

،تو اینجا وایسا، "فرانک"، و وقتیکه اومد بیرون .با این کلنگ بزن تو سرش

.اوه، خدایا

چطور میتونم جلوی ناله کردنش رو بگیرم؟ تو چه مرگت شده، "فرانک"؟

فرد"، بیا اینجا. کنار در وایسا. همه چی" .درست میشه، پسرم

."فکر نکنم بتونم اینکارو بکنم، "بورت

.خب، بهتره که بتونی. تو ما رو تو این دردسر انداختی !اوه، خدایا

.راست، "فردی". ۲۲، راست

...اوه .دلیر باش، "فرانک"، خدا لعنتت کنه

.چهار، چپ

.ده، راست

."از من جداش کن، "فرانک

!اومدم، "فرانک". نگهش دار

اوه، چه اتفاقی افتاده، "بورت"؟

!مغز، مغز .من زدم تو مغز کیریش

!پس کار دیگه ای انجام بده، کیرت تو خدا و جهنمش

."نگهش دار، "فرانک

!بیشتر از این نمیتونم تحمل کنم

!اوه، گندش بزنن .بزنش زمین دیگه

!داری چکار میکنی... اوه

.مرد باش، "فرانک". مرد باش .دیگه نمیتونم تحمل کنم، مادر جنده

.زودباش

!میگیرمش! من میگیرمش .گرفتمش

!یه طناب بیار طناب از کدوم گوری بیارم؟

!پایین نگهش دار .مادر جنده رو نگهش دار

.یا مسیح! نمیمیره

فکر کردم تو گفتی اگر ما !مغزش رو نابود کنیم، میمیره

!داخل فیلم که کار میکرد .حالا که کار نمیکنه

!منظورت اینه که فیلمه دروغ گفت؟ اوه، یا خدا

حالا چطور میشه بکشیمش؟ .شاید نتونیم، شاید نشه کشتش

.پس باید کاملا نابودش کنیم تا زمانیکه چیزی ازش نمونه

.اسید چجور اسیدی بدن رو تجزیه میکنه؟

.اسید "سولفوریک"، شاید .نه، تیزاب سلطانی. قویتره

ولی اگر همه چیز رو تجزیه نکنه چی، مثل استخونها؟

.گه توش

چکار بکنیم؟

بورت"! داری کجا میره؟"

.بعضی وقتها "ارنی کالتنبونر" تا دیر وقت کار میکنه

ارنی کالتنبونر" دیگه کیه؟"

اون مسئول مومیایی کردن در مرده‌شوی‌ خونه .اون طرف خیابونه

اون میخواد چه غلطی بکنه برای ما؟ .چراغهاش روشنه، هستش

."ارنی" کوره لاشه سوزی داره، "فرانک"

کوره لاشه سوزی، این عالیه! فکر میکنی که بتونی وادارش کنی کمک کنه؟

من "ارنی" رو ۲۵ ساله که میشناسم. امکان داره .سر حساب رفاقت اینکار رو بکنه. مطمئن نیستم

میخوای چه کس شعری بهش بگی؟ میتونی به اون تخم حروم اعتماد کنی؟

."فکر نکنم انتخاب دیگه ای داشته باشیم، "فرانک

چجور ما... چجور ما این چیز رو ببریم اونجا؟

.اره استخوان بر رو بده به من

.ساعت ۹:۱۶ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا

چرا لباسهات رو نمیپوشی؟ .نمایش تمام شد

اشکالش چیه؟ باعث میشه حسادت بکنی؟

.من گرممه

.آره، تو سکسی هستی .بزن به چاک، ترسو

هیچکس من رو درک نمیکنه، میدونستی؟

من کون خودم رو برای شماها پاره کردم و در عوض چی گیرم اومد؟

"تو ترسناکی"

.گاییدمت، مرد. همتون رو گاییدم

.من که خوشم میاد، ترسناک

.منظورم اینه که، من حرف برای گفتن دارم فکر میکنی دلیل اینها چیه؟

تو فکر میکنی که این یه تیپ تخمیه؟ .این یه سبک زندگیه

.اوه، آره

چه مرگت شده تو، مرد؟ یمقدار به مرده ـها احترام کیری بزار، میتونی؟

اون "فردی"ـه؟ کجا؟

.داره میره داخل اون ساختمان .نه. اون "فردی" نیست

تو از کجا میدونی؟

چرا باید "فردی" بره داخل مرده شور خونه؟

چطوری، "ارنی"؟

."هی، "ارنی

.آروم باش .ببخشید. صدات رو نشنیدم

.دست به اسلحه اتم سریعه

.تا دیر وقت کار میکنی امشب ...اوه، آره. تقریبا، یجورایی

اوه، ساعت چنده؟ یه فنجون قهوه میل داری؟

.اوه، نه، ممنون. میل ندارم .من دارم، بهش نیاز دارم

داری، آه... داری چکار میکنی، "ارنی"؟

.سختی جسد رو از بین میبرم اوه، آره؟

.بیا اینجا

.بیا. خودت میبینی ،سختی جسد از درون مغز شروع میشه

و بعد به ارگانهای داخلی گسترش پیدا میکنه و در .نهایت ماهیچه ـها رو درگیر میکنه

،این، آه... خودش بعد از یک مدت نرم میشه

،ولی، آه... میشه بصورت مصنوعی هم نرمش کرد .به قول معروف، با پیچ و تاب دادن ماهیچه ها

.اوه، پسر. اینجا رو باش .اینها رو نمیتونی داخل، هیچ کتابی پیدا کنی، رفیق

فن مومیایی گری در واقع از طریق .گفته ـها به دیگران منتقل میشه

."خب، خیلی جالب بود، "ارنی .واقعا خیلی جالبه

.خب، اون دیگه مرده

.و من واقعا خستمه

...هی، رفیق قدیمی

چند وقته که ما با هم دوست هستیم، "ارنی"؟ چند سال شده؟

.کم و بیش ۲۵ سالی میشه

،اگر ازت یه خواهشی بکنم میتونی بین خودمون نگهش داری؟

حتما. چی شده؟

،"خب، من به کمک نیاز دارم، "ارنی .از اون کمکهای بزرگ، در واقع

میتونی بهم اعتماد کنی. مشکل چیه؟

دوتا از آدمهام اینجا هستن ...ناراحت نمیشی اگر من

.بورت"، نه. "بورت"، این غیر قانونیه"

میتونید بیاریدش داخل دیگه، لطفا؟

.فرد"، میشه بزاریش اینجا" .درست اینجا

خیلی خوب، اینها چیه؟

.اونجا، لطفا اینجا؟

...من یه چند

داخل اون کیسه ها چه آشغالی هست؟

.راسو"ی هار"

تو چکار داری با "راسو"ی هار؟ ."میخواستم برات توضیح بدم، "ارنی

.اونها رو همراه با محموله برامون آوردن ،اما قرار نبود که هار باشن

.ولی خودت که میدونی این اتفاقها چجوری میوفته نه، نمیدونم. چجوری همچین اتفاقی میوفته؟

.خب... مواظب باش، "ارنی"، گازت نگیرن

.اینها روی دستمون موندن و ما به کمک نیاز داریم چطور کمکی؟

.ما باید خودمون رو از شر اینها رها کنیم چرا زنگ نمیزنی به پناهگاه حیوانات؟

.خب، خبرش پخش میشه، و به کارم آسیب میزنه .جلوه خوبی نداره... هاری

من که فکر نمیکنم. منظورم اینه که، پس چکار کنیم؟

.تو که حیوانات خانگی نمیفروشی .حالا چندتا حیوون آزمایشگاهی هاری گرفتن

بیخیال بابا. رفقا، برید تحویل سازمان حیوانات گمشده .بدینشون

.خب، من نمیتونم همچین کاری بکنم .تو باید... حرفم رو باور کنی

تو از من انتظار داری چه غلطی بکنم؟ .تو کوره جسد سوزی داری

میخوای بسوزونیشون؟ .آره، این فکریه که تو سرم دارم

.این بیرحمانه است .کار دیگه ای به ذهنم نمیرسه

.تو... تو نمیتونی حیوانات زنده رو بسوزونی .این کار خیلی ناجوریه

حداقل بزار اول بکشمشون. ببرمشون بیرون .و از این درد و رنج رهاشون کنم

."فکر نمیکنم اینکار شدنی باشه، "ارنی

من که متوجه نمیشم جریان چیه. چرا نمیشه؟

میتونی قسم بخوری که یه راز رو پیش خودت نگه میداری، "ارنی"؟ .در حال حاضر مطمئن نیستم

،نه، تو باید قسم بخوری. تو مجبوری .وگرنه نمیتونم... من نمیتونم بهت بگم

.خیلی خب. قسم میخورم

.خوبه

.داخل این کیسه ـها "راسو" نیست

.نه، بی شوخی. نگاه کن

!جداش کن! جداش کن

!جداش کن! جداش کن

."متاسفم، "ارنی

...ارنی"، ما یدونه" .ما یه داستان طولانی داریم که بهت بگیم

.اوه، عالیه. بریم پارتی بگیریم

چه اتفاقی برای "آشغال" و "خودکشی" افتاد؟ .احتمالا یه گوشه ای دارن حال میکنن

."حتی بهش فکرم نکن، "چاک

اوه، خدایا. پس کی میخواد ساعت ۱۰ بشه؟

.هی، اگر دلت میخواد بری، میتونیم با همدیگه بریم یه طرفی

تو واقعا دوست داری من رو بکنی، مگه نه؟

هی، منظورم اینه که، دختری مثل تو ...و پسری مثل من

.برو کون یه مرغ بزار .اوه، بیخیال، "کیسی". فقط داشتم باهات شوخی میکردم

.اوه، عالیه. اینم از دوستمون .هی، گاییدمت، تخم شکن

هی، ساعتم کار نمیکنه. ساعت چنده؟

.داره ۱۰ میشه .اوه، لعنتی

.بهتره برم "فردی" رو پیدا کنم .اون هر لحظه امکان داره بیاد بیرون

.خیلی خب. برو، ما منتظرت میمونیم هیچ جا نری، باشه؟

زودباش، "فردی". کجایی؟

راستش، "بورت"، فکر میکنم که تو .با شتاب این جسد رو تکه تکه کردی

.خب، شاید تو درست میگی، ولی حالا کاریه که شده پس حالا ما باید باهاش چکار بکنیم، "ارنی"؟

،اگر من اجازه بدم از کوره استفاده کنی چی گیر من میاد؟

چی میخوای؟

،خوب، اینجوری که من میبینم .این لطف خیلی بزرگیه

،ارنی"، چک سفید امضا. هر چی که تو بخوای" .پس کمکم کن، در خدمتت هستم. قول میدم

.متاسفم بابت این مسئله

.خیلی خب، بیا مشکلت رو حل کنیم

.بله، قرباااان .تو کلی بهم بدهکار میشی

رفیق، تو همه چیز رو نابود میکنی. درست میگم؟

.همه چی نابود میشه

استخوانها چی، "ارنی"؟ .استخوانها مشکلی ایجاد نمیکنن

.مقاومترین چیز در مقابل سوختن قلبه

قلب؟ چرا؟ .بخاطر اینکه از یک ماهیچه بزرگ قوی درست شده

.درست، ولی، "ارنی"، ما نمیخواییم که قلب باقی بمونه

.دمای کوره رو برای قلب افزایش میدم پس سگ دو نیم شده چی؟

.سگ دو نیم شده هم خواهد سوخت

.فقط بهم کمک کن. این خرابکاری خودته

.یه لطف بزرگ .خودمم میتونم کل این کار لعنتی رو انجام بدم

تو کاملا مطمئنی که اینکار همه چیز رو نابود میکنه؟ .منظورم اینه که، هیچی باقی نمونه

.هیچی بجز یه کپه کوچیک خاکستر ."ما حتی نمیخواییم خاکستر هم باقی بمونه، "ارنی

.پس منم دما رو بیشتر میکنم و ما خاکسترها رو هم میسوزونیم

.از خاک بر خاک

...اوه، رادیو الان خراب .برگردید داخل ماشین، لعنت بهش

!فردی"! هر کسی"

.سقف لعنتی رو بکش

!پنجره ـهای تخمی رو ببند، مرد .من پنجره ندارم. شکوندمشون

!هی، پوستم داره میسوزه !منم همینجور. لعنتی

.بخاطر بارونه. انگار بارون اسیدی میباره .خودکشی"، ماشین رو روشن کن"

همه جام خیس شده. میشه یکنفر یدونه حوله بهم بده؟

.ما که حوله نداریم

.زودباش، مرد. ماشین رو روشن کن .دارم تلاش کنم

.زودباش، روشن شو .خودکشی"، ماشین رو راه بنداز"

.دارم تلاش میکنم .لعنتی

.موندم که چی داخل بارونه

.نگاش کن یجوری میباره انگار میخواد دنیا نابود بشه

قلب هم سوخت، "ارنی"؟ .همش سوخت

مطمئنی؟ .رفت داخل دودکش

.لعنتی، این تمام چیزیه که ما میخواییم .راحت شدیم، "فرانک". ترتیبش رو دادیم

،تو ما رو نجات دادی، رفیق جون جونی !و من مدیونت هستم. لعنتی

.بله که مدیونی

بیا برگردیم به انبار، تمیزکاری بکنیم ."و گورمون رو از اینجا گم کنیم، چی میگی "فرانک

،باشه، فقط یه لحظه بهم اجازه بده استراحت کنم نفسم بیاد سرجاش، بعد انجامش میدیم، باشه؟

.فرانک"، تو رو نمیدونم، ولی من خیلی حالم بده"

مشکلت چیه، "فرد"؟

.حالم خیلی بده مشکلم اینه .من خیلی مریضم

."منم مریضم، "بورت چطور مرضی؟

.احساس میکنم که سرم میخواد دهن باز کنه

.و... و میخوام بیارم بالا .و احساس ضعف هم میکنم

."منم همینجور. دارم یخ میکنم. این بخاطر اون مواده، "بورت .دلیلش همون موادیه که استنشاق کردیم

داری درباره چی حرف میزنی، "فرانک"؟

وقتی که مخزنه باز شد، گاز ازش خارج شد. و مستقیم .اومد داخل صورتمون

.ما استنشاقش کردیم

باعث شد بیهوش بشیم. برای مدتی بیحرکت .و بی اختیار بودیم

..."اوه، خدای من! "ارنی

بهتر نیست بریم پیش یه دکتر؟ .آره، "بورت". من به دکتر نیاز دارم

.من اینها رو همین الان میبرمشون به مرکز اورژانس

."بیا بریم، "فرانک .تو حالت خوب میشه

."هی، "فرانک"، "فرانک

چی شده؟

.از زیر بارون بیارش کنار

.باید زنگ بزنم به خانمم. و بعدش میرم به بیمارستان

.بگیر بشین. تو حالت خوب نیست

.فرانک"، آروم باش، آروم باش" .الان زنگ میزنم آمبولانس

.پزشکیار، پزشکیار

سلام، بله. میشه چندتا پزشکیار فورا بفرستید اینجا؟

موسسه خاکسپاری رستاخاخیز، واقع در خیابان ۲۱۷۰۲ .میدان شرقی

خب، بهشون بگید دور بزنن بیان پشت .به اتاق مومیایی کردن

.اوه، آه... مسمومیت

.ما دوتا مرد مسموم شده اینجا داریم

.اوه... خب، نه، ما نمیدونیم چه نوع سمی بوده

.بله

.خیلی خیلی ممنون. خدانگهدار

.بورت"، اونها دارن میان"

.این ماشین هیچ جا نمیره .لعنت بهش

ساکت! چیزی نمیشنوید؟

چی رو؟ .هر چی

.نه من هیچی نشنیدم .سقف چکه میکنه

.اینجاش پاره شده، لعنتی. گندش بزنن .اوه، اینکارو نکن

.ببخشید. متاسفم ."گندت بزنن، "اسکاز

.سلام

فردی"؟"

کسی نیست؟

فردی"! تو اونجایی؟"

کسی اینجا هست؟

کی اونجاست؟

.مغز

.مغز

.من میخوام از اینجا برم .بیاید بریم اونجایی که "تینا" و "فردی" هستشون

.موافقم .ایول

.مغز زنده

!خدایا! پوستم واقعا داره میسوزه

."هی! "تینا !بله! اوه، خدایا! کمکم کن

.اون "تینا"ست چرا داره داد میزنه؟

!از پشت اون دره

!حواستون به قدمهای کیری ـتون باشه

.چی شد

.مغز

.مغزهای بیشتر

دارید کدوم گوری میرید؟ .کمکم کنید در رو تخته کوب کنیم! احمقهای لاشی

.خودشونن

کی سم خورده؟ !اونجا هستن

.زبونت رو بیار بیرون برام

شماها چی خوردید؟ .یجور ماده شیمیایی صنعتی بود

.یچیزی داخل یه مخزن بود کدوم مخزن؟ کجا؟

.خب، ما در واقع مطمئن نیستیم

خودتون میتونید دلیل رو پیدا کنید؟ .ممکنه زندگی دوستهاتون به این مسئله بستگی داشته باشه

،خب، من باید چندتایی تلفن بزنم .ولی تا صبح نمیتونم اینکارو بکنم. متاسفم

.بیا علایم حیاتی رو چک کنیم

میتونم ضربان‌ سنج‌ رو قرض بگیرم؟ .از مال خودم صدایی نمیشنوم

مطمئنی مشکل از وسایله؟ منظورت چیه؟

.خب، من هم چیزی از داخل این دریافت نمیکنم

منظورت چیه؟ مشکل چیه؟ مشکل چیه؟

چیزی نیست. ما فقط باید بعضی چیزها رو .دو مرتبه تست کنیم

.نه فشار خونی .نه نبضی

خب، منظورت چیه؟ .آروم باش، آروم باش

چی داری؟ ۷۰

۷۰چی؟ .۷۰درجه

خب، این چیه؟ .دمای اتاق

.یک لحظه بیا اینجا میخوام باهات حرف بزنم

شماها دارید چی میگید؟ شماها دارید چی میگید؟

اون چیزه چیه اون پایین؟ .هی، "خودکشی" اون پایینه

.امکان نداره، مرد. اون مرده !اون چیز سرش رو خورد. خدای من

ساکت! من چیزی از اون پایین نمیشنوم، تو میشنوی؟

.اوه، ما باید به یکی زنگ بزنیم کی؟

.به پلیسها .پلیسها فقط میگیرن خودمون رو میزنن

بیاید فقط از اینجا بریم، باشه؟ .اوه، ما باید به یکی زنگ بزنیم

یه دقیقه وایسا، "فردی" کجاست؟

.لعنتی! ما باید برای رسیدن به اونجا شنا کنیم

اون دیگه چه گهی بود؟ .نگاه کن، مرده ـها

!هی، صبر کنید، بچه ـها

،تو نبض نداری، فشار خونت صفر روی صفره

.مردمک چشمت هیچ واکنشی انجام نمیده

.دمای بدنت ۷۰ درجه سانتیگراده

خب، این یعنی چی؟ ،خب، این یه معماست

.بخاطر اینکه از نظر فنی شماها زنده نیستید

،بجز اینکه بهوش هستید پس ما نمیدونیم این یعنی چی؟

تو میگی ما مرده ایم؟ .سریع نتیجه گیری نکن

.مشخصا، منظورم این نبود که شماها واقعا مرده اید

.مرده ـها راه نمیرن و حرف نمیزنن

چی بود "ارنی"؟ .در ورودی

اونها دارن چه غلطی میکنن؟ .خواهیم فهمید

.ما میریم دوتا برانکارد بیاریم، تحمل کنید. یه لحظه بیشتر طول نمیکشه

.در رو باز کنید .در رو باز کنید، خواهشا

.در رو باز کنید !زود باشید

!تکون نخور وگرنه میمیری !شلیک نکن، مرد

شما دیوونه هستید؟ مواد مصرف کردید؟

.هیچکس مواد نزده. فقط بزار بیایم داخل .خیلی خب، بیاید. ولی حرکت احمقانه ای نکنید

!شما باید همه جا رو قفل کنید و به پلیس زنگ بزنید !اونها اون بیرون هستن

کی اون بیرونه؟ صداشون رو نمیشنوی؟

.خفه شو و گوش کن، مرد

این دیگه چیه؟ .صدای فریاد مرده هاست

.اونها از زیر خاک بیرون اومدن، و دنبال ما هستن

از زیر خاک؟

.دوستهامون از یه مسیر دیگه رفتن و اون بیرون هستن

.مغز، مغز

.مغز

آشغال کجاست؟

مگه با اونها نرفت؟ !فکر کردم که اون همراه ماست

شنیدی این رو؟ چی رو؟

.یا مسیح مصلوب

چی شده؟ .بنظر میاد مردم دارن جیغ میزنن

.تو برانکاردها رو بیار .من میرم با بیسیم شرایط رو گزارش بدم

جری"؟"

.مغز .مغز

چجور مشکلی؟ .خب، یه نگاه بهش بنداز

چه اتفاقی افتاده؟

آقا، اون قبرستون پر از آدمهاییه که از زیر خاک .اومدن بیرون

منظورت چیه؟ .آره، از زیر خاک اومدن بیرون

.اونها ترسناکن و فریاد میزنن فریاد؟

...آره. و یکیشون هم داخل انبار اون طرف خیابونه

کدوم انبار؟

.انبار وسایل پزشکی .اوه، گندش بزنن! گندش بزنن! خدا لعنتش کنه

بورت"، فکر کنم... فکر کنم اتفاقات" .از کنترل خارج شدن

.صد تا از اونها اون بیرون هست صد تا؟

.پلیس. ما باید به پلیس زنگ بزنیم .آره، نه بابا

تلفن؟ تلفن کدوم گوریه؟

.اونجا! یدونه دفتر هست

.الو، تلفنچی. من رو به پلیس متصل کن .مسئله اورژانسیه

!"یدونه چکش و چندتا میخ بیار! "کیسی

."ساکت! بیا فقط گورمون رو از اینجا گم کنیم، "ارنی

تو ماشین داری؟ .ماشین دارم

.کلیدهات رو بیار و بیا از اینجا بریم .کلاچ ماشینم مشکل داره

.از آمبولانس پزشک ـیارها استفاده میکنیم

!"فردی"

ارنی"، پزشک ـیارها کجا هستن؟" .من میرم دنبالشون. ماشین من رو روشن کن

اوه، خدای من، "فردی"، اونها باهات چکار کردن؟

.اوه، خدایا

جریان تیراندازی چی بود، "ارنی"؟

...اوه

.اوه، خدایا چی شد؟

...اون... اون... اون

اون" چی؟ "اون" دیگه چیه؟"

.اونها ماشینها رو محاصره کردن

...وحشتناکه. اونها اون بیرون هستن. اونها

،کمک پزشکها رو کشتن ...و ما نمیتونیم از ماشینها استفاده کنیم. ما

...بورت"، ما باید" .ما باید زنگ بزنیم به پلیس

.بزارشون پایین، بزارشون پایین

.بزارشون پایین، آروم

.نمیشه... کار نمیکنه. کار نمیکنه

.زودباش

مشکل چیه؟ .از کار افتاده

.کمکم کن

شما میخ و چکش دارین؟

از کجا دیگه میتونن بیان داخل؟ .از پنجره ـهای داخل کلیسا

.نجات ۷، نجات ۷، جواب بده .این مرکزه. تمام

.نجات ۷، جواب بده. این مرکزه .دریافت میکنی؟ تمام

.دریافت شد، مرکز

.پزشک ـیارهای بیشتری بفرستید

چندتا پنجره کیری داری تو؟ .دیگه پنجره ـها تمام شد

.اتاق مومیایی حصار فولادی داره .بیاید برگردیم داخل اتاق مومیایی

.مرد، دستهام از کار افتاده

این لعنتی رو بزار زمین، "ارنی"، قبل از اینکه .به کسی آسیب بزنی. خدای من

حالشون چطوره؟ فردی"، حالت خوبه؟"

.درد دارم

چه بلایی سر "فردی" آوردید؟ مشکلش اون و این مرده چیه؟

.وقتش شده بهمون بگی که چه اتفاقی افتاده .من مجبور نیستم به تو چیزی بگم

.ما فکر میکنیم که باید بگی !بهشون بگو، لعنتی

!بهمون بگو .یه ماده شیمیایی بود

وارد خاک قبرستون شد و باعث شده .مرده ـها به زندگی برگردن

چه ماده شیمیایی لعنتی بود؟ .نمیدونم چه ماده شیمیایی بود، خدا کونی

.ارتش سفارش ساختش رو داده، فکر کنم

چطوری از این قبرستون لعنتی سر در آورد؟

...نمیدونم، من فقط

،اون داخل اون انبار وسایل پزشکی نگهداری میشدن .همونجایی که بودید

و این دوتا نابغه در مخزن لعنتی رو باز کردن

!و این مادر جنده رو آزاد کردن! رهاش کردن

این دلیل بیماری "فردی"ـه؟ ."من استنشاقش کردم، "تینا

."همینجور... همینجور "فرانک

چه بلایی سرت آورد، "فردی"؟ .دارم یخ میزم

.عظلاتم سفت شدن سفت شدن؟

چجور سفت شدن، "فردی"؟ .اول، سردرد خیلی ناجوری گرفتم

.بعدش... شکمم شروع کرد منقبض... منقبض شدن

.حالا هم دستهام و پاهام خشک شدن

.بزار یه نگاهی کنیم. بزار یه نگاهی کنیم

.اوه، خدایا

.پیراهنش رو بزن بالا

داری چکار میکنی، "ارنی"؟ .خودت میبینی

...اوه... کبودی در مکانی که دراز کشیده بود

.این لخته خونه

.آروم، آروم، آروم

میدونی، این... بنظر میاد که انجماد پس از مرگ داره .پیشروی میکنه

انجماد پس از مرگ؟ منظورت چیه از، انجماد پس از مرگ؟

...هی، خدا

شماها مرده اید، و به اون چیزهایی .که اون بیرونه تبدیل میشید

!نه! نه

.ولش کن .ولش کن

.ساکت

میشنوی؟

چیه؟ .یدونه آمبولانس دیگه است

.مواظب باش .هی! نرو اونجا

.کیر تو خدا

.اونها هر کسی که بیاد رو میکشن

.مواظب باش! من این تخته رو میذارم سر جاش

.من رو گرفت

!ازم جداش کن. ازم جداش کن

.یا مسیح

!لعنتی، اون مرده! گندش بزنن! گندش بزنن

حالا با این جونور چکار کنیم؟ چکارش کنیم؟

.یه لحظه همینجا وایسا !بیاید از اینجا بریم بیرون

ارنی"، چکار میکنی؟" ."ارنی"

!هی

!بزار من بگیرمش! بزار من بگیرمش .میتونی دیگه ولش کنی

دیوونه شدی؟

.نگاش کن. حالش بهتر شد الان. بهتر

."باید از اینجا بریم، "ارنی

.ارنی"، ما باید گورمون رو از اینجا گم کنیم. ولش کن"

!"داری چکار میکنی؟ خدا لعنتت کنه، "ارنی

."من درک نمیکنم میخوای چکارش کنی، "ارنی

.میخوام روش آزمایش کنم .تو مطمئن شو که درست بسته شده باشه

.درست بسته شده آزاد نخواهد شد، درسته؟

.نه، نمیتونه آزاد بشه .اونها از آدمها قویتر نیستن

.نترس .میزنم سر لعنتیش رو داغون میکنم

مطمئنی که اون جونور خوب بسته شده؟

صدام رو میشنوی؟ .آره

چرا آدمها رو میخوری؟ .آدمها نه، مغز

فقط مغز؟ .آره

چرا؟ .برای درد

چه دردی؟ .درد مرده بودن

.مرده بودن درد داره

.من پوسیدن خودم رو احساس میکنم

،خوردن مغز چه احساسی بهت میده؟

.باعث میشه درد از بین بره

.هی، ببین، مرد. کیرم توش

.من باید باهات حرف بزنم... همین حالا

.زودباش، باید حرف بزنیم

.بیا بریم داخل راهرو حرف بزنیم

مرد، ببین، ما چطور میتونیم اون چیزها رو بکشیم؟

.نمیتونی منظورت چیه که میگی، نمیتونی؟

.تو نمیتونی اونها رو بکشی، اونها خودشون مرده ان .اونها زنده نیستن، اونها فقط حرکت میکنن

،تو میتونی اونها رو تیکه تیکه کنی .بازم تیکه ها میان دنبالت

،تنها کاری که میتونی بکنی اینه که فقط بسوزونیشون ،به خاکستر تبدیلشون کنی

.پس دیگه چیزی باقی نمیمونه که بیاد دنبالت

چطوری میخوای همه اونها رو بسوزونی؟ .اونجا صدتایی از اون کثافتها وجود داره

.آره، این... سوال همینه

.سازمان اورژانس از ما درخواست کمک کرده

دوتا آمبولانس در بخش شرقی کوه پایه مفقود .شدن

.درخواست ۱۰-۱۵ کد ۳

واحدهای نزدیک به محله ۲۰۰۰۰ .دستگاه واقع در میدان شرقی، لطفا جواب بدید

تو فکر میکنی اونها نجاتمون میدن؟

.اوه، بهتره اینکارو بکنن، مرد. این تمام حرفمه

ولی فکر میکنی اینکارو میکنن؟

.چاک"... من هیچوقت ازت خوشم نیومد"

.اوه، خدای من، من رو به آغوش بکش

این هوشمندانه تره اگر ما "فرانک" و "فردی" رو جداسازی کنیم. میدونی چی میگم؟

نه. منظورت چیه از، جداسازی؟ ،خب، داخل یه اتاق دیگه زندانیشون کنیم

،تا اگر شروع کردن به انجام کارهای عجیب .نتونن به کسی آسیب بزنن

ای حرومزاده! چرا خودت رو زندانی نمیکنی؟

.خانم، ما پیشنهاد نکردیم که به کسی آسیب بزنیم

،ما فقط میخواییم داخل یه اتاق دیگه زندانیشون کنیم .تا بتونیم بفهمیم که چجوری میتونیم از اینجا بریم

.تینا"، این ایده خیلی خوبیه"

کجا میتونیم بزاریمشون، "ارنی"؟ .اه... خب، اه... داخل کلیسا

.خیلی خب، لطفا، کمکم کن "فرانک" رو ببریم

.درست، بزاریدشون روی فرش آروم

."آروم باشید. آروم، "فرانک همه چی خوبه. صدام رو میشنوی، "فرانک"؟

.اوه، پسر. اون مرده

."اوه، "تینا ."اوه، "فردی

.ببین، بیا فقط بزاریمشون و بریم بیرون .من "فردی" رو تنها نمیزارم

ما باید در رو قفل کنیم، این رو میدونی؟

.من میمونم

."باشه. بیا. بیا بریم، "ارنی

.مرکز، مرکز، "براوو"۷۵۱ هستم .ما داخل مرده شورخونه هستیم

ما دوتا آمبولانس میبینیم که داخل پارکینگ .پشتی پارک شدن

.درهای یکی از اونها بازه

.منتظر بمون تا ما بررسی کنیم. تمام

.یکی اینجا کشته شده

.اوه، یا مسیح

!همونجا وایسا !تکون نخور وگرنه مغزت رو میریزم بیرون

.این مکان

.هر کسی که میاد اینجا خورده میشه

!پلیسهای بیشتری بفرستید

ما قراره که چکار کنیم؟ همینجا بمونیم تا زمانیکه مرده ـها وارد این مکان لعنتی بشن؟

.ما باید گورمون رو از اینجا گم کنیم .ما باید خودمون رو به ماشینها برسونیم

.مرده ـها اونها رو محاصره کردن .میدونم

تو چی پیشنهاد میکنی؟ .من؟ همه ما باید چندتا پیشنهاد بدیم

.فضای خالی زیر سقف شیرونی .میتونیم برای خودم اونجا سنگربندی کنیم

تنها راه وردی اون دریچه است و ما میتونیم .با میخ مسدودش کنیم

.تو باید عقل تخمیت رو از دست داده باشی .من که داخل هیچ سقفی نمیرم

.من ترجیح میدم شانسم رو با ماشینها امتحان کنم

.ما به راهی برای جنگیدن با اونها نیاز داریم این چطوره؟

این چیه؟ .تیزاب خالص. همه چیز رو نابود میکنه

."آره، ولی مقدارش کمه، "ارنی

.بیشتر از اونی که تو بتونی تصور کنی درد میکنه

."فردی"

...در نهایت میتونم یه چیز رو ببینم

.اون چیزی که میتونه این عذاب وحشتناک رو تسکین بده

چی، "فردی"؟

.مغز زنده

.بیا بریم

.دختره رو بیار

!"بدو! بدو، "ارنی

.اونها "فردی" رو گرفتن، مرد .اون پیر و زشت شده، مرد

.صورتش داغون شده، مرد

.اون "فردی" نیست

.مغز، مغز، مغز

!مغز

!خفش کن! خفش کن

.گندش بزنن! داره تلاش میکنه بیاد بیرون

.نیمکت رو بیار، زودباش

.ارنی"! "ارنی"، از سر راه برو کنار"

.گیرش بده بهش. خیلی خب

.نمیتونم .آره، میتونی

.دیگه نمیتونیم اینجا بمونیم، مرد .باید بریم سراغ ماشینها

.زامبیها ماشینها رو محاصره کردن .باید با درگیری راهمون رو از بینشون باز کنیم

،همین که سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم .فکر نمیکنم که دیگه مشکلی داشته باشیم

.این یه "اگر" خیلی بزرگه، مرد

.من نمیتونم راه برم، چه برسه که بخوام بدوم

وضعیت پات چقدر بده، "ارنی"؟

.شکسته

عنکبوت" و من یکی از ماشینها رو" ...میاریم پیش در

.ماشین پلیس. باید هنوزم کلیدش داخل سوویچ باشه

.موتورهاشون هنوز روشنه .خوبه، من رانندگی میکنم

.نه، من رانندگی میکنم .هی، کون لقت

وقتیکه سوار ماشین شدیم، نمیخوام بیشتر از .مدت زمان مورد نیاز صبر کنم

دختر خانم، تو اینجا وایسا. وقتی بهت گفتم .حالا، خیلی سریع در رو باز کن

،وقتی ما رفتیم .محکم ببندش و قفلش کن

.ارنی"، بیا اینجا پیش در"

..."بورت"

...اون حقی که به گردنت دارم

.اون بیرون مواظب خودت باش

.خیلی خب. منتظر باش

!حالا

.تو باید بری نزدیکتر، مرد

.ما باید از اینجا بریم .نه! نمیتونیم بریم

.اونها تنهامون گذاشتن! لاشیها! اونها تنهامون گذاشتن

.مجبور بودن

.بورت" کمک میفرسته. من میشناسمش"

.اونها تنهامون گذاشتن

.ما نمیتونیم تنهاشون بزاریم

.اونها میتونن ماشین رو چپه کنن .ما براشون کمک میفرستیم

.اونها رفقای لعنتی من هستن اونجا .گفتم براشون کمک میفرستیم، مرد

.ترسو .کون لقت

.محکم بشین، برو که رفتیم

حالا باید چه غلطی بکنیم؟ .یه تلفن پیدا میکنیم، و به پلیس زنگ میزنیم

!چی شد .یا مسیح مصلوب

.اوه، گه تو شانس

.برمیگردیم به انبار

!خیلی خب

!از این طرف، خر احمق .اون "عنکبوت"ـه

.هی، رفیق

بقیه کجان؟ .نمیدونم

این دیگه کیه؟ .صاحب اینجاست

.اون ماشین لعنتی کاملا گاییده شد، مرد .ماشین من هنوز اون بیرونه. ماشین "فرانک" هم هست

.دیگه نیستن

!"تینا"

تینا"! "تینا""، کجایی؟

.من رو ببخش

!مغز

.آسمان ۳. ما اینجا با شرایط بدی طرف هستیم .چندتا از افسرهامون کشته شدن

.ما همین حالا شاهد حمله به نیروهای زمینی بودیم

.هلیکوپتر .توجه، توجه. این صدای پلیسه

.این ناحیه تحت محاصره پلیسه

از تمامی افراد حاظر در اینجا خواسته میشه .که تسلیم بشن

.همه این محوطه محاصره شده

.خدایا! انگار واقعا اوضاع اون بیرون گُه مال شده

.ما باید بهشون بگیم که اینجا هستیم .بهتره که به حرفت عمل کنی

.هی، آقا! آقا، نرو اونجا

.ببین، یچیزی اون داخله. زده تلفن رو داغون کرده

.یدونه تلفن دیگه داخل زیر زمینه .زیر زمین بگا رفته

منظورت چیه؟ .یدونه از اون مرده ـها، مرد

.یدونه از اون زشتهاش، تمام بدنش سیاه و لزجه

.برام مهم نیست که چی داخل زیر زمینه .ما باید به اون تلفن دسترسی پیدا کنیم

.نابینا کردنشون بنظر جواب میده

.اوه، لعنتی. یه لحظه وایسا، یه لحظه وایسا

.عنکبوت" در رو باز کن"

.میزنم خارش رو میگام

.تینا"، کار اشتباهی کردی که من رو زندانی کردی"

.مجبور شدم برای رهایی به خودم آسیب بزنم

.ولی من میبخشمت، عزیزم

،و من میدونم که تو اینجایی .بخاطر اینکه بوی مغزت به مشامم میرسه

.خواهش میکنم برو از اینجا ."دارم میام بالا، "تینا

.میبینی؟ و حالا از دوباره مجبورم کردی به خودم آسیب بزنم

تو باعث شدی دستم رو بشکنم ."کاملا جدا شده این دفعه، "تینا

،ولی برام مهم نیست، عزیزم .بخاطر اینکه دوستت دارم

!و تو باید بهم اجازه بدی که مغزت رو بخورم

.در رو باز کن. این در لعنتی رو باز کن

.مغز

.خیلی خب، بچه ـها، برید. سریع برید داخل

.مواظب باشید! پله شکسته

.یا مسیح مصلوب

.اون دوست ماست که اون مرد قیریه کشتش

برام پلیس رو بگیر. مسئله !اورژانسیه، تلفنچی

.فرمانده، بیا اینجا

.بفرما

شما باید بهمون کمک کنید. ما داخل محاصره شما گیر افتادیم .و نمیتونیم خارج بشیم

اول از همه، جناب، چه اتفاقی افتاده؟

من کلی از افراد خوبم رو از دست دادم و .هیچکی هیچ گهی بهم نمیگه

،مردم داخل قبرستون دیوونه و خشن شدن .و اگر کسی رو بگیرن میخورنش

.این مثل یه بیماریه. مثل هاری، فقط سریعتر

به همین خاطر شما باید همین حالا ما رو !از این جهنم ببرید بیرون. خواهش میکنم

.نمیشنوم صدات رو .اینجا کلی سر و صدا وجود داره

هی، چه اتفاقی افتاده؟

.ایست، گفتم ایست

.مواظب باش! اونها دیوونه ان

چیه؟ چی شده؟

.اونها پلیسها رو گرفتن

!این یعنی که اونها از موانع عبور کردن. خدای من

داره چکار میکنه؟

داری چکار میکنی؟ !ساکت

.الو

.دارم به شماره ای که روی مخزنه زنگ میزنم

اسمتون، لطفا؟ ."بورت ویلسون"

.پشت خط بمونید. شما انتقال داده میشید

.اینجا فرماندهی "کیو" در "دنور"ـه

دنور"، اینجا "ویچیتا"ست. ما یه" پیام مهم از نوع ۱۱۳ داریم. کی مسئوله؟

."سرهنگ "گلور" در شهر "سن دیگو .وصلت میکنم به اونجا

.بله

.بله، فرمانده

.متوجه شدم، خیلی خب ..."هورایس"

.تماس رو به من وصل کن

.آره. وصلش کن

آقای "ویلسون"؟ از کجا داری زنگ میزنی؟

متوجه شدم. و کی این اتفاق رخداد؟

و کی مخزن شکافته شد؟

چرا فورا با این شماره تماس نگرفتی؟

متوجه ام. قابل درکه. بعد چی شد؟

اوه، اینکارو کردی؟ و تاثیرش چی بود؟

.متوجه ام

خب بعدش چکار کردی؟

و اونها چکار کردن؟

.متوجه شدم

اوه، واقعا؟

چند نفر گفتی؟

و مساحت این قبرستون چند هکتاره، آقا؟

.بله

.که اینطور، متوجه ام

.بله، متوجه ام. البته

.ممنون بخاطر همکاریتون، آقای "ویلسون

.الان شما رو دوباره به سروان "تورنر" وصل میکنم

.قربان، من سرهنگ "گلور" هستم

متاسفم که در این ساعت مزاحمتون میشم، قربان .ولی در شرایط "کیو-۲" قرار داریم

بنظر میاد که محموله تخم مرغهای عید پاک .رو پیدا کردیم

.بله، قربان. کاملا مطمئن هستم .اونها از "لوئیسویل" سر در آوردن

.من از اداره پلیس "لوئیسویل" هم تاییدیه گرفتم

.لوئیسویل"، ایالت "کنتاکی"، قربان"

خب، قربان، میتونست خبر خوبی باشه، ولی .تخم مرغها تبدیل به جوجه شدن

دارن چکار میکنن، مرد؟ یه لحظه تحمل کن، میتونی؟

.این عجیبه. اینها میگن که منتظر همچین رخدادی بودن

.ظاهرا اونها یجور برنامه احتیاطی دارن

.خب، این که عالیه این برنامه چی هست؟

.گروهبان "جفرسون"، تیپ ۴۲ ویژه توپخانه سیار

.بله، قربان. صبح شما هم بخیر، قربان

.بله، قربان، بسیار خب. هر چی شما بگید، قربان .شماره رمز، لطفا، قربان

.ارشميدس. هات داگ. ریواس. نُه. صفر. نُه. فهمیدم، قربان

.زاویه ــــ هدف ۲۲۰

.زاویه ــــ ۲۲۰

.فاصله - هدف ۲۱۵ کیلومتر

.فاصله - ۲۱۵ کیلومتر

.هی. گوش کن

تو چیزی نمیشنوی؟

..."تینا"

ساعت ۵:۰۱ صبح بوقت شرق آمریکا

.دست آورد عالی بوده، قربان .خیلی به نتیجه مطلوب نزدیک بود

خب، قربان، فقط ۲۰ عدد ساختمان .نابود شد

.کمتر از ۴۰۰۰ نفر کشته شدن، تیمسار

.من بخاطر آتش سوزی نگران نیستم، تیمسار .بارش بارون اون مشکل رو خودش حل میکنه

.بخاطر سوزش پوست شکایتهایی بوده، ولی چیز مهمی نیست

.یه ناراحتی جزیی، تیمسار .بارون همه چیز رو پاک خواهد کرد

این درسته، قربان. همه چیز تا صبح به حالت عادی .برمیگرده

.بله، قربان. متوجه ام که رئیس جمهور فردا از "لوئیسویل" بازدید میکنن

.نه، ما نمیخوایم همچین اتفاقی رخ بده، قربان

.نه، قربان. این اتفاق برای هیچکس خوشایند نخواهد بود

.ممنونم، قربان. شب خوش، قربان

.مغز

!اوه، ما میکشیمش! من میکشمش

.همه جا رو گرفته .کسخل نفهم

.اگر از اینکار خوشت میاد مواظب حرف زدن باش از اینکار خوشت میاد؟

."بورت"؟ منم "فرانک"

.ما اینجا یه مشکل کوچولو داریم

تو تابحال درباره کشته شدن خیال پردازی کردی؟

.مغزش .منم زدم تو مغز لعنتیش

چجور میخوای بکشیش وقتی که خودش مرده؟ .من چه میدونم، "فرد"؟ بزار فکر کنم

."این سئوال بدی نیست، "بورت

فکر میکنی این یه تیپ کیریه؟ .این یه سبک زندگیه

.تعداد این کثافتها به صد تا میرسه صد تا؟

.مغز

.پلیسهای بیشتری بفرست

.لعنتی .فکر کنم کنترل اوضاع از دستمون خارج شده

!ازم جداش کن !ازم جداش کن

.داخل فیلمه جواب میداد .خب الان که جواب نمیده

یعنی میگی که فیلمه دروغ گفت؟

."این سئوال بدی نیست، "بورت

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.