Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پیشگویی رال داتون در مورد قرن بعد
ارائه ای از صفحه ی اینستاگرامی سینه فیل Instagram.com/ciinephile
:سخنرانی جیمز دانر در موسسهی فناوری کالیفرنیا
جهانِ توسعه یافته، با گرسنگان هند یا .برزیل همذات پنداری نمیکند
در حقیقت، ما آنها را به عنوان گونههای متفاوت میبینیم
در صد سال آینده، ما راههای مناسبی برای مقابله با آنها خواهیم یافت
آنها به مانند حیوانات هستند همهی آنها یک بیماری لاعلاجاند
نتیجه: در نهایت قدرت ثروتمندان، ملتهای فقیر و ضعیفان را خواهد بلعید
الان فقط منو نگاه کن
نمیترسم، از اونها نمیترسم
اون ها مجازات میشن
پسر و دخترم مُردن
.ایگناسیو دیر شده، برو بخواب
سه فرزندم مُردهان ...پاسکوال کوچولوی من
...حالا تنهام
.پائولینا، تو بدشانسی آوردی
بچههای ما همه مُردهان
من بدشانس نیستم
.بهت گفتم اونجا نریم و بهشون اعتماد نکنیم
حالا من تنها میمیرم
...اینجوری حرف نزن، برو بخواب
چرا بهشون گوش دادی؟
نمیدانم
تنهام بذار، بس کن
فقط دارم نگاهت میکنم ...تو مستی
خونِ کُندر
پائولینا، مرا ببخش...
پائولینا، چرا از دست من عصبانی هستی؟
ما میتونیم بریم بالای کوه و مجسمه ها رو دفن کنیم
از دستم عصبانی نباش
بیا بریم
صبحبخیر.... صبحبخیر
ما رفتیم دنبال رئیس
شاید در موردش بدونه
اون نگاه عجیبی توی چشمهاش بود
بیا یه جلسه بذاریم و در مورد کاری که باید انجام بشه، صحبت کنیم
شما رهبر روستا هستید، چرا نمیتونید برید؟
من میرم پایین شهر، باهاشون صحبت کنید
بعد متوجه میشیم
ایست
بدو، برو فرار کن
الفرار
الفرار
فرار نکن، اونا تو رو میکُشن
اونو کُشتن
متاسفم دوست من .قصدی نداشتم
!هندی احمق
هندی؟ از من چی میدونی؟
!من هندی نیستم، لعنت بهت
Paulina!
Sixto!
ایگناسیو، چطوری برادر؟
خیلی خوب نیستم
چه اتفاقی افتاده؟
...پائولینا با اون چیکار کردن؟
بیاریدش داخل
برادر مراقب باش
چند وقته اینجوری شده؟
از دیروز بعدازظهر
...از مزرعه برمیگشتم
پائولینا، اونو باید به بیمارستان ببریم
.اما ما پول نداریم
کی اینکار رو کرده؟ کجا؟
،سیکستو پلیس بهش شلیک کرد
همیشه دیر میارن
باید عمل کنه
خانواده داره؟- بله آقای دکتر، بیرونن-
بگید بیان داخل
نسخه را بگیر
دکتر میخواد شما رو ببینه
ظهر بخیر داکتر صاحب ظهر بخیر پسر
ظهر بخیر ظهر بخیر
با بیمار نسبتی دارید؟- برادرمه دکتر-
اون زنشه؟- بله دکتر-
.وضعیت وخیمی داره چرا اینقدر دیر آوردنش؟
.اونها سفر یک روزهای رو تا اینجا اومدن
قبل از عمل، به خون نیاز داریم
.خودتون هم میتونید بهش بدید
ما باید هزینه این داروها رو پرداخت کنیم؟
سازگار نیست
ببینید آقا
خون بیمار با همسرش یا با شما سازگار نیست
شما باید یک اهداکننده پیدا کنید
...یا خون بخرید
ما باید اول به مردم روستا پیشنهاد بدیم
اونجا هیچگونه پیشگویی وجود نداره
اونها خدایان رو فراموش کردند
حالا چیکار کنیم سیکستو؟
قیمت خون سیصد و پنجاه پزوئه
من فقط دویست پزو در ماه درآمد دارم
میتونیم طلاها و نقرهها رو بفروشیم
ما بیشتر از این ها نیاز داریم
بهم بگو چه اتفاقی واسش افتاده؟
من برادرشم، باید بدونم
... خب بهت میگم
ما سه فرزند داشتیم و خیلی خوشحال بودیم
ایگناسیو سخت کار میکنه
ما مورد احترام و محبت بودیم
بچهها سالم بودن
به نگهداری گوسفندان کمک میکردن
بعد اپیدمی(بیماری همه گیر) اومد و هر سه تا مُردن
این زمانی بود که ایگناسیو به عنوان رهبر روستا انتخاب شد
کی میتونه همچنین فاجعهای رو برای ما تصور کنه؟
وقتی یک جشن بزرگ برگزار شد
پائولینا، این برگِ توئه
درست, پدر بزرگ
باید ببینیم چی در انتظارته
همه چیز درسته- این خوبه؟-
پائولینا تو زندگی خوبی داری
...حالا بذار برگها به ما بگن
...اگر بچههای بیشتری بیاری
مادر کوکا... کوکا: درختچهای از گیاهان بومی پرو که از آن کوکائین تهیه میکنند
از بچهها برامون بگو
اوه! این خوب نیست
این برگِ پائولیناست
اینم برای بچههاست
چیزی درونش بسته شده (باردار نمیشه)
که بچه آوردن رو متوقف میکنه
بشین پدربزرگ
روز بخیر پدربزرگ، حالت چطوره؟
بچه های ما آمدند
روز بخیر خانم
فرزندت بهت احترام میذاره
لطفا این کوکا رو بجوید
لطفا این کوکا رو بجوید
.این کوکا رو قبول کنید
خدا پاداش تو بدهد
کوکا بگیر خانم - ممنون آقا
.خدا این خانه را برکت دهد
.خدا این خانه را برکت دهد
چطور یک زن ممکنه دیگه بچه نداشته باشه
مشکلی برای پائولینا به وجود اومده
حالا باید تصمیم بگیریم که چیکار باید کنیم
شاید یک دشمن پائولینا را طلسم کرده
ما هیچ دشمنی نداریم
من فکر میکنم باید پیشکش به خدا بدن
اونا باید برن به مَعبد
و پائولینا غذا بده و به کوه بره
به نظرم اصلا اینطور نیست
من فکر میکنم شَر توسط گرینگوها به روستا آورده شد
گرینگو فاجعه میاره
لطفا بیا اینجا- ...قربان-
میتونید چند تخم مرغ به ما بفروشید؟
ممنون
تمام اونها (تخممرغها) رو میخریم- نمیتونم همه رو بهتون بدم-
چرا
چرا همه رو نمیفروشید؟
ما قیمت خوبی به شما میدیم
نه، بحث قیمت نیست
ما بهت پول خوبی میدیم
نمیتونم آقا
پائولینا تویی؟
پائولینا یاناهوایا؟- .بله-
میدونی ما کی هستیم، نه؟
چرا تخممرغها رو به ما نمیفروشی؟
ما تخممرغها رو برای مرکزمون نیاز داریم پائولینا لطفا به ما بفروششون
!من نمیتونم اونها رو بهتون بفروشم قربان
من اونها رو به بازار میبرم آدمهای دیگهای بهشون نیاز دارن
اگه الان اونها رو به ما بفروشی دیگه مجبور نیستی به بازار بری
سیسکتو حالت چطوره؟
فقط یه دقیقه
انجا بشین
عجله دارم
ما تو رو خیلی وقته ندیدیم، چطوری؟ اتفاقی افتاده؟
بله، اتفاق وحشتناکی افتاده
میز شماره شش یه وعدهی غذایی میخواد- چرا سفارش نداده؟-
یک لحظه
...نه... من نمیخورم- ...خانم به من گفت که-
گرسنهای؟ بخور
داشتی میگفتی... یه فاجعه؟
برادرم از مزرعه اومد، اون به شدت زخمی شده بود
یخ ها رسیدن همینجوری نگاهشون نکنید،
... اونجا دکتر نبود
...بردیمش بیمارستان
اما ایگناسیو به شدت زخمی شده
.پائولینا اون رو آورد بیمارستان حالا باید عمل کنه
ما برای خرید خون به پول نیاز داریم
...آه پول، همیشه پول از کجا باید پول بیارم؟
...من باید هزینه گوشت و یخ رو بپردازم
...اگر یک هفته پیش از من میخواستی
این یک بیماری جدی است
مردم میوتامپا خیلی از کودکان رو در این همهگیری از دست دادن
چه نوع بیماریه که بچههای ما را میکُشه؟
چه مدت میگذره؟ خواهرزادهات بچه داشت؟
یک سال و نیم پیش
اون یکی دیگه میخواد
آخرین فرزندش رو کجا به دنیا آورد؟
توی مرکز زایشگاه مادران که توسط خارجیها اداره میشه
این آقایان از گرینگو برای کمک به روستای شما اومدن
لطفا بهشون گوش بدید و باهاشون همکاری کنید
من به عنوان نمایندهی دولت در این روستا
شما را کمک خواهم کرد
مرکز ما یک سال و نیم است که فعالیت می کند
شما باید سپاسگذار باشید
از شماها و همسرانتون میخوام برای درمان، به مرکز مراجعه کنید
...ما از سپاه صلح آمدهایم
از فداکاریهایی که خودمان انجام دادیم
تا پیشرفت کنیم
او میگوید زحمت زیادی میخواهد
تا اینجا این مرکز را بسازیم
حالا، تعدادی لباس برای شما آوردیم
برای کودکانِ این روستا
...این لباسها توسط
بچههای خارجی داده شده
که در لاپاز زندگی میکنند
ما اینها رو برای بچههای شما به اینجا آوردیم
که بتونن چنین لباسهایی داشته باشین
همه بلند شوید
بیایید به خط شید
عجله کنید
دست دوم هستن، اما نو به نظر میان
حالا حرکت کنید
خب دوست من، خوشحالی؟- بله، خوشحالم-
...پاچاماما، مادر زمینی
باشد که این جام مقدس و ترانهی ما، برای باروری
...به ما کمک کنند تا بر این شَر غلبه کنیم.
آه مادر زمین لطفا این جام مقدس را بپذیر
و اجازه نده مردمان ما نابود بشن
آه ای خدای کوه! لطفا زن ایگناسیو و همه زنهای ما را حفظ کن
تا قادر به بچهدار شدن باشند
...پاچاماما، ای خدای کوه
کمک کن تا نسل ما ادامه پیدا کند
ببین! لباسها رو پس دادن
...فقط تزریق، دکتر
اینجاست دکتر
هنوز دارو رو نیاوردن؟- نه دکتر-
...اگه عمل نکنیم
،اون اسپانیایی صحبت نمیکنه دکتر فقط کچوا کچوا: نام خانوادهای از زبانِ سرخپوستان بومی آمریکای جنوبی
کسی اینجا به زبان کچوا صحبت میکنه؟
بله، دکتر. این پسر بچه از کاتاو اون به زبان کچوا صحبت میکنه
از این پسر بچه بپرس که برادر شوهرش کِی دارو میاره؟
اگر زود نیاد
شوهرش میمیره
ما نیاز فوری به خون داریم
به اون بگو بهش بگه عجله کنه
گفت باید بری دانبال برادرت بگردی
خون و دارو را بگیر
شوهرت داره میمیره
اون (خون) رو گرفتید؟- نه دکتر-
من همه کار کردم اما فقط تونستم بیست پزو جمع کنم
بیست پزو؟ ما نمیتونیم با بیست پزو کاری انجام بدیم
میدانم داکتر...
چیکار کنیم دکتر؟ به ما کمک کنید
لطفا به ما کمک کن
چیکار کنیم دکتر؟
...شاید بتونیم چیزی به دست بیاریم
من بهتون کارت ویزیت دکتر ملیون رو میدم
بهش زنگ میزنم، شاید بتونیم از آزمایشگاهش خون بگیریم
باید عجله کنی
!عجله کن
صبح بخیر
ایگناسیو، امروز زبونت رو از دست دادی؟
حتی لاماها میگن "باااا" همونطور که از کنارشون میگذرن
از من چی میخوای قربان؟
زایشگاه رفتی؟
توی راه برگشت از اونجا هستم
زمانش فرا رسیده، تو باید اونا رو بشناسی
همه گرینگوها اینو میگن که بهشون کمک کنی
نمیخوام با اونا کاری داشته باشم
قربان، الان باید برم
خدانگهدار ایگناسیو
ما باید بدانیم او چرا رفته مرکز
درست زمانی که به همکاری نیاز داشتیم
بیا از این پیرمرد بپرسیم
سلام پدر بزرگ
کجا میتونیم رهبر روستا، ایگناسیو رو پیدا کنیم؟
اونجاست
اون بالا چیکار میکنه
خودشو نورانی میکنه
خانم یه مرد منتظر دیدن دکتره
میدونی که اون اینجا نیست
میخواد با شما صحبت کنه
خب بهش بگو صبر کنه
...خانم میگه باید صبر کنی
صبح بخیر خانم
شوهرم برای ناهار رفته بیرون
فوریه خانم. دکتر مورنو برای برادرم به خون نیاز داره
اون یه یادداشت به من داده
بریم
.آه بله، دکتر مورنو تماس گرفت
اما شوهرم وقتی رفت حرفی نزد
خانم، کجا میتونم پیداش کنم؟ من برای برادرم به خون نیاز دارم
من میبرمت، اما باید صبر کنی
دور بزن و لطفا از در پشت بیا
...واقعا نباید میآوردمت
خانم
داخل ماشین نرو
ممنون
باشد که شیاطین و ارواح شیطانی، که ما را رنج میدهند، ناپدید شوند.
باشد که این مشکلات مثل این دود از بین برود
باشد که پیشنهاد ما به خدایان کوهستان خوشایند باشد
...مارتینا ساپازا ظهر امروز مُرد ...در مرکز زایشگاه گریگوس.
اینا اتفاقای بدیه که توی اون مرکز میافته
مردم مویو به ما گفتن که زنان اونها نمیتونن باردار بشن
ما هر کاری که برگهای کوکا بگن انجام میدیم
مصیبت شیطانی همه اینجا را فرا گرفته
مادر کوکا حقیقت را بگو
مادر کوکا برای ما توضیح بده چه اتفاقی افتاد
شما هرگز ما را فریب نمیدید
...حالا ببینیم
شاخ و برگ زنان و کودکان همیشه ورق میخوره
و برگهای گرینگو همیشه در کنار مرگ هستند
...برگها به وضوح میگویند
...گرینگوها مرگ را در
...شکم زنان ما میکارند
بیرون شو گرینگوی بد دهن!
بگیریدشان اجازه ندهید فرار کنند
بیرون
چرا اینکار را باز زنان ما کردی؟
ما میدونیم شما بخاطر چی اینجا هستید
هی رقیق چه خبر است؟
میخواهم بدونم چه اتفاقی داره میوفته
چرا این کار را با ما میکنید؟
مردم ما میخواهند تو را مانند یک حشره بکشند
تو کاری کردی که زنان ما نمیتونن بچهدار بشن
!انگار همه چیز رو میدونن
آمدی اینجا که به ما آسیب بزنی
ساکت، گرینگو! من اول صحبت میکنم
مجازاتش کنید
ه نه. تو متوجه نیستی
بذار توضیح بدم
به اونها بگو که ما زنهای با بچههای زیاد رو عقیم کردیم
این به خاطر شماست که زنان ما بچه ندارند
ما همون کاری رو میکنیم که شما با ما انجام دادید
آنها را عقیم کنید
...شما نمیتونید این کار رو انجام بدید
...کار من علمی است
دولت شما رو مجازات میکنه
...وزیر بهداشت
...هیئت رئیس معاونت سازمان فنی
...خانمها و آقایان
...من از برگزاری این گردهمایی خیلی خوشحالم
به افتخار چهار نفر از کارشناسان برجسته سلامت
که به کشور ما آمدند و کمک کردند
دکترها... دونالد پینکوس ...دایانا اسمیت
...رابرت جونز و کارن ادلمن
کشور ما به همکاری بینالمللی و مالی نیاز دارد
خوشبختانه ما کمکهای سخاوتمندانه و سازنده دریافت میکنیم
...که پیشرفت ما را برنامهریزی و به آن کمک میکند
مشخص است که همگام با پیشرفت حرکت نکردیم
ما باید دلایل را درک کنیم و احساس حقارت نکنیم
.اجازه بده برم داخل یکی رو باید ببینم-
امکان نداره بیا اینحا
ونجا نمیتونی بری- بذار برم.-
...این علمِ سخت
...که تنها دغدغهاش، انتقال دانش است
...باید نشان بدهیم که آن را جایگزین کردیم
...مردان پزشکی را
...با مردان علم
...در کشورمان
.و ما هم از این نوع مردان داریم
-چی میخوای پسر؟ میخوام با دکتر میلون صحبت کنم.-
نمیبینی سرش شلوغه؟
اون مرد چه میخواد؟
اون همون کسی بود که دکتر ریواس باهاش تماس گرفت
خیلی زود دیر میشه
صبر کن تا کارم تموم بشه- دکتر، دیگه نمیتونم صبر کنم-
...ببخشید
همانطور که ما در جادهی باشکوهِ طولانی راهپیمایی میکنیم
...که پیشرفت، جهانِ آزاد را رهبری میکند
This film led to an investigation run by two commissions
created by the Bolivian Congress and San Andres University
to determine whether the allegations of sterilizations of indigenous women
without their consent were true.
Both commissions concluded
that the US Peace Corps were carrying out that activity.
In 1971, based on these conclusions,
the US Peace Corps were expelled from Bolivia
by the government of Juan Jose Torres.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.