All language subtitles for Riverside.Code.at.Qingming.Festival.EP01

af Afrikaans
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto Download
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

بیا روی دکل

زودباش طناب رو بکش

زودباش تیر و کمان رو آماده کن

هزاران خانه در آتش میسوزه

درهای اونها به روی بقیه بازه

این پایتخت شرقه

شرابی جدید در رستوران سو یانگ اومده

بیاین و لذت ببرین

اگه میخواین بدونین بعدش چی میشه

صبرکنین

مردم کل دنیا اینجا جمع میشن

فرستادگان کشورا برای دیدار مقامات اومدن

(رازهای جویبار در ضیافت چینگ‌مینگ)

(براساس رمانی به همین اسم)

(قسمت یک)

(یک فرد درستکار بخاطر شهرت نباید منطق خودشو از دست بده) (چنگ یی)

(پل رنگین کمان، غرب پایتخت غربی)

برای ضیافت چینگ مینگ

رودخانه بیان باز میشه

هزاران کشتی از جه جیانگ

به پایتخت میرسن

پایتخت غربی

مرکز همه دنیاست

و هفت روز ضیافت رو جشن میگیره

این یک تعطیلات ملی

برای همگانه

قایق سواری، نمایش آتش بازی

میوه، چای، بیاین بشینید

سوپ و کیک خوشمزه

بچشیدش

بعدا نمایش آتش بازیه

بیاین بریم

جناب

در این روز خوب آرزو کنین

یک فانوس انتخاب کنین

از ضیافت چینگ مینگ

و بهار لذت ببرین

(جو زه دوان، نقاش آموزشکده هانلین)

امشب از فانوس ها لذت ببرین

بهترین مکان برای تماشا فانوس ها

مراقب باشین

خوبین؟

خوبم

ممنون

نقاش هستین؟

بله

جانگ زه دوانم

جائو بویو

از دادگستری

میشه نقاشی شما رو ببینم؟

نقاشی ها بدردنخور هستن

نقاشیتون درمورد اتفاق الانه

ولی یچیزی گمه

چی؟

روح

شوخی کردم

ببخشید

جناب جانگ

میشه یک لطفی بهم بکنین؟

میخوام بعدا با خانوادم از نمایش فانوس لذت ببرم

لطفا یک نقاشی بکشید

حتما

دیگه میرم اونجا

میخوام برقصم

برادر منتظر ماست

منتظره

ببخشید، اینجا پره

میتونین برین اونطرف

مهم نیست، بریم

اینجا رو گرفتم

ممنون

ممنونم

پدر بیا - برادر -

چرا اینقدر طول کشید؟

زودباشین

اینجا بهترین منظره است

کی زن داداشتون میاد؟

وقتشه

گل زیبا و ماه درخشان

بیاین جشن بگیریم

شمع رو روشن کنین

اونجاست

زودباشین

عالیه

همسرم

زن داداش - زن داداش -

زن داداش

ما اینجاییم

قایق ران لی

منو به پل رنگین کمان ببر

بعد چترها رو به عمارت لی در خیابان جون یی چیائو ببر

برای امروز همینکار رو بکن

زن داداش

ممنون

ما اینجاییم

دیدی؟

زن داداشت شبیه یک الهه

از بهشت میمونه

برادر، خیلی مرد خوش شانسی هستی

همسرم

شمع روشن کن

بیا بگیرش

مو اِر، چرا فانوسی که درست کردی

با بقیه فرق داره؟

روشنش کن تا بفهمین

آرزو کنین

درسته

چقدر سریع

نشونه خوبیه

این یعنی زودتر به ارزومون میرسیم

منو خوب میشناسین

همه از کل دنیا

اینجا جمع شدن

پایتخت غربی

خیلی شهر رویایی ای هست

چقدر آرامش بخش

بین فانوس ها

یکی متعلق به ماست

وقتشه یک خونه در پایتخت غربی

بخریم

همسرم

چقدر توی این سالها

ذخیره کردیم؟

حدس بزن

سیصد گوان؟

حدس بزن

پونصد گوان؟

هشتصدتا

جدی؟

جدیدا سفارش های بیشتری

از گنجینه ملی برای چتر میگیرم

باید فردا تحویلشون بدم

وقتی پول رو بگیرم

میتونیم یک قدم به خونه جدید نزدیکتر بشیم

که اینطور همسرم

سختتر کار میکنم

بانو جائو

(گان لیانگ، بازرس زو جون از دادگاه کای فنگ)

شنیدم از گنجینه ملی یک سفارش گرفتین

سفارش بزرگیه

بازرس گان، تنهاتون میذارم

رفع زحمت میکنم

بانو جائو

اومدم بهتون تبریک بگم

درسته

از همه چیز خبر دارین

جناب بازرس

انتظارش رو داشتم

مال شماست

بانو جائو

میدونین چیزای ارزشمندتری

توی این اتاقه

اگه میخواین بدونین بعدش چی میشه

تا دفعه بعد صبرکنین

(خیابان شیانگ ران، پایتخت غربی)

نمیشه

همین الان بگو

بریم

چرا امروز زودتر میرین؟

لائو لی

چقدر در ماه

از داستانگویی درمیاری؟

چیه؟ دولت بهت پول کافی نمیده

و سعی داری با من رقابت کنی؟

پول بیشتری درمیارین

وقتی که بحث پول درآوردن باشه

نسبت به دادگستری هیچی نیست

ارباب جائو

ارباب جائو

چترفروشی به مشکل خورده

همسرتون توسط بازرس گان شرور

براشون قلدری میشه

به دولت میخوای آشغال بفروشی؟

بانو جائو

بگین ببینم

این چترها

مشکلی ندارن؟

دارن یا نه؟

این چترها

مشکل دارن

باید درستشون کنم

نمیتونم الان تحویلشون بدم

دختر عصبانی ای هستی

موردعلاقمی

چیکار میکنی؟

همسرم

همسرم

دستت به زنم بخوره

سرت رو میشکونم

جائو بو یو

بزنیدش

چرا میزنیدش؟

کافیه

کافیه

کافیه

چرا میزنیدش؟

جائو بو یو

چتر فروشی تو

برخلاف قانون پیش رفته

همه چیز رو نابود کنین

(چترفروشی ون)

ناراحت نباش

نگران نباش همسرم

امروز

نباید ناراحت باشی

میدونی چرا

امروز خاصه؟

ببین

(اجرای الهه ها)

بلیط اجرای اپراست

درد داری؟

یکم

حس بدی برای من داری؟

مشکلی نیست

خوبم

دیگه تموم شده

(مرکز تجاری سونگ جیا چیائو، پایتخت غربی)

امروز رو باید بخاطر بسپاریم

پونزده ساله همدیگه رو میشناسیم

همیشه در این روز

در مرکز تجاری نمایش اپرا میبینیم

امروز هم هرچی بشه

استثنا نیست

عالیه

حرکات نمایشی، قمار

شعبده بازی و نمایش سایه

همه اینجاست

نمایش خوبیه

بازرس

بازرس گان

چرا اومدین اینجا؟

اومدم دیدن یک دوست

بازرس

بیاین

بازرس گان

برین

عالیه

لذت ببرین

لذت ببرین

برین جلوتر لطفا

همسرم

برین جلوتر

الهه و اهریمن عاشق شدن، نمایش ارواح و خدایان

همسرم

قبلا نمایش اپرا دیده بودم

این یکی درمورد الهه هاست

یک دختر شجاع که اشتباها وارد قلمروی اهریمنان میشه

با یک اهریمن خشن دیدار میشه

اون و اهریمن

عاشق هم میشن

جلو جلو بیانش نکن

خودت ببین

نمایش شروع میشه

عالیه

اون اهریمنه

گوش کن

بعدا یک نمایش

به اسم

رقص اهریمنانه

خوب درمورد اپرا میدونین

فقط یکم

بارها این نمایش رو دیدم

جدی؟

در پرده سوم

...پادشاه اهریمنی

خواهرجون، یچیزی انداختین

ممنون

(خنجر)

...این دختر

بالاخره اهریمن

عاشق الهه شد

راز تاریکش مشخص میشه

بعدا روی محل نمایش

یک چهره بزرگ توخالی ظظاهر میشه

همه کسایی که محو پادشاه اهریمنی شدن

بالا میارن

اهریمن میشن

همسرم؟

همسرم؟

کجاست؟

همسرم رو ندیدین؟

نمیشناسمش

یک زن رو ندیدین

کنار من بود؟

نه

ببخشید جناب

همسرم رو دیدین؟

یک لباس آبی تنش بود

روی موهاش یک گیره مو قرمز بود

بنظر میرسه اونجا رفتن

ممنون

انعام بزرگی میگیری

میدونم چه کارایی کردی

ازم اطاعت کن

رازت رو حفظ میکنم

وگرنه

باید به دادگاه کای فنگ بری

بازرس گان

پاپوش دوخته شده

میشه خبرچین رو ببینم؟

احمقی یا چی؟

همسر من دیدین؟

لباس آبی تنش بود

گیره موی قرمز داشت

نه

اینکه مضنون هستی یا نه

من میگم

ازم اطاعت کن

خبرچین رو پیدا میکنم

و میکشمش

جناب

همسرم رو دیدین؟

لباس آبی تنش بود

گیره سر قرمز داشت

یک کمربند زرد دور کمرش بود

همسرتون؟

کجاست؟

دیدمش که

به انباری گروه تئاتر رفت

ممنون

همسرم

همسرم؟

...من

یکی رو کشتم

خوبی؟

...من

میخواستم برم دستشویی

ولی راهمو گم کردم

اینجا اومدم

گان لیانگ دنبالم میکرد

با گیره مو از خودم محافظت کردم

ولی میخواست بهم دست درازی کنه

پس اینکارو کردم

اون مرده

من یک قاتلم

خودم رو تسلیم میکنم

همسرم

اینکارو نکن

این مرد برای رییسش

دختر قاچاق میکرده

رییسش به صیغه سوی رابطه نزدیکی داره

وقتی که افسران بگیرنت

کارت تمومه

ولی قبل اینکه بیام

یک رهگذر بهم گفت

اینجا هستی

دیده ما سه نفر وارد انبار شدیم

اگه فردا جسد پیدا بشه

به دولت گزارش میده

بعدش اعتراف میکنه

چیکار کنیم؟

نمیذارم بخاطر این رذل

به زندان بری

باید یکاری کنم

بهم یک دقیقه فرصت بده

حتما یک راهی هست

باید باشه

جسدی نباشه، قتلی نیست

سر جادویی

رازهای زیادی داخلشه

خودتون ببینید

همیشه این سر احمقانه

بریم بنوشیم

دو لیوان چای لطفا

باشه - چه بزرگه -

همسرم

برگرد جای اجرا

باهات میام

نمیشه اگه باهم بریم

بهمون شک میکنن

میتونم تنهایی انجامش بدم

مطمئنی؟

خیالت راحت همسرم

پرونده های قتل زیادی با روش های مختلف کردن جسد رو دیدم

برو

هرروز باید کارای کثیف رو بکنیم

دیگه تمومه

بیاین

بعد فرستادن سر، باید برگردیم برای اجرا

همسرم اونجا مسابقست، بریم

زمینش بزن

زمینش بزن

بریم

بزنش

بزنش

چرا سر اینقدر سنگینه؟

محکمتر هول بده

داخلش سنگینه

بریم

بزنش

برو

عالیه

دروازه جهنم نیمه شب باز میشه

چیکار میکنی؟

چه خبره؟

ببینیدش

چرا لاک پشت دو سر داره؟

چرا؟

نمایش مثل همیشه نیست

اولین باره یک اهریمن دوسر میبینم

چرا اهریمن دو سر داره؟

درسته

قبلا دیده بودینش؟

چرا این لاکپشت

دو سر داره؟

عالیه

داستان جدید

داستان جدیده

عالیه

همسرم

منم

بیا دنبالم

دادگاه کای فنگ

ساکت باشید

(وان فو، ارباب زو جون از دادگاه کای فنگ)

اومدی تحقیق کنی

یا میخوای مضنون فرار کنه؟

رهبر

یک اتفاق جدی افتاده

چی؟

(گو جن، بازپرس زو جون از دادگاه کای فنگ)

شنیدم که

گان لیانگ متوجه شده

یک مجرم امشب اینجا خواهد بود

میخواست خودش دستگیرش کنه

چه مجرمی؟

نمیدونم

صبرکنین

تیه چی

افرامون رو

ببر

اطراف رو محاصره کن

هیچکس نباید بره

چشم

افسران

ساکت باش

گان لیانگ گفت وقتی مجرم رو بگیره

بازپرس ارشد دادگاه میشه

از این مرد خسته شدم

باید تا دیر نشده اعتبار رو برای خودمون کنیم

کار کاره

شخصی نکنش

گان لیانگ رو پیدا کن

چشم

چی شده؟

این مرد چشه؟

سنگینه

همسرم چیزی نیست

روی دستت خونیه

بشورش

زودباش

چرا افراد دادگاه اینجا هستن

چشم

عجیبه

گان لیانگ گم شده

از اطراف پرسیدیم

بعضیا گفتن که

اون به انباری گروه اجرا رفته

ولی بیرون نیومده

اون شاهده

حقیقت داره؟

بله

مطمئنین گان لیانگ بود؟

یک فروشنده بودن در مرکز تجاری سخته

معلومه که

بازرس گان رو میشناسم

بازپرس

سه نفر وارد شدن

فقط دو نفر بیرون رفتن

گان لیانگ

غیب شده

انباری رو گشتیم

هیچ نشونه ای از دعوا نیست

خونی نیست

هیچی نیست

راه خروجی دیگه ای نیست

در و سقف و دیوار

مهروموم شده

فقط یک ورودیه

بازپرس

اطراف رو محاصره کردیم

هیچکس بیرون نمیره

اون زوج اینجا هستن

پیداشون کنین

یکبار دیگه

بزنش

نمایش، قمار

شعبده بازی و نمایش سایه

همه اینجاست

عالیه

زوج رو پیدا کردیم

وان فو، قاضی زوجون از دداگه کای فنگ

گو جن، بازپرس زوجون از دادگاه کای فنگ

صورتت چی شده؟

تصادفا

زخمی شدم

جدی نیست

مراقب باش

میدونین چرا اینجا آوردمتون؟

نمیدونیم

اینجا گرمه؟

چرا عرق کردین؟

عرق کردی؟

اون نمایش برای من خسته کننده بود

اون تشویقشون میکرد

چقدر عرق کردی

بذار تمیزشون کنم

هیچی نمیدونی

توی بچگی عادتمون بود

اینطوریه

اینطوری؟

اسمتون چیه؟

در ما چوئه زندگی میکنم

اولین پسر خانواده جائو هستم

جائو بو یو

در دادگستری کار میکنم

دستیار کاتبم

یکبار به دادگاه کای فنگ

...اومدم تا

کافیه

ایشون همسرمه

ون یوئه

چترفروشی داره

بشینید

بشینید

گان لیانگ رو میشناسین؟

بله

..گان

همه میشناسنش

کسی دیده شما و اون

وارد انباری شدین

بانو جائو

وقتی وارد انباری شدین

بازرس گان رو دیدین؟

رفتم دستشویی

از انباری رد شدم

دیدم در بازه

همسرم عادت داشت

همیشه شعبده بازی بهم نشون بده

میخواستم بدونم

پشت اپرا چه رازی پنهان شده

رفتم داخل

میخواستم بعدا سوپرایزش کنم

زن کله شق

چرا رفتی اونجا؟

مدت طولانی

غیب شده بود

باید پیداش میکردم

توی انباری

همسرم

رازهای زیادی فهمید

چرت گفتن کافیه

گان لیانگ بعد وارد شدن به انباری

ناپدید شده

بلایی سر اون آوردین؟

من بازرس گان رو ندیدم

منم همینطور

پشت صحنه از روی صحنه

جذابتره؟

اپرا خیلی بی معنی میشه

وقتی رازهاش رو بفهمین

اهریمن دو سر تو بودی؟

نه

نمیخوای بپرسی

اهریمن دو سر چیه؟

دیدمش

همه دیدنش

با اعضای تیم اجرا صحبت کردم

اهریمن دو سر قرار نبود

در نمایش امروز باشه

اهریمن توسط

یکی دیگه اجرا شده

ممکنه بازرس گان

بخاطر اون اهریمن گم شده باشن؟

شاید

شاید بازرس گان

خودشون اهریمن رو بازی کردن

کافیه جائو بو یو

اونو دیدی؟

اهریمن چیه؟

اومدیم نمایش بینیم

هیچی نمیدونی

ببخشید همسرم

چرا آستینت خیسه؟

وقتی از جمعیت رد میشدیم

با جعبه میوه برخورد کردم

روی آستینم کثیف شد

ولی چسبناک نیست

شستمش

پس چاره ای نیست

امشب

برای همه اوضاع سخت میشه

سکوت

چندساعت پیش

اتفاق جدی ای در اینجا افتاد

گان لیانگ، بازرس زوجون از دادگاه کای فنگ

ناپدید شد

ناپدید شد؟

یک اهریمن دو سر

مربوط به گم شدن ایشونه

ترسناکه

هرکسی سرنخی داشته باشه

پاداش میگیره

بازرس گان گمشده

عالیه

خبر بدیه

همه از بازرس گان

میترسن

آره

همسران و دختران

سعی میکنن ازش دوری کنن

مراقب حرفاتون باشین

چش شده؟

کارماست

یک پرونده گمشده اس

پاداش میدین؟

یچیزی دیدم

مطمئنی؟

حمله کرد؟

کوره؟

تظاهر میکنه؟

بازپرس

چیزی دیدی؟

اهریمن دو سر ماسک داشت

نمیدونم کی پشت ماسکه

بااینحال

یک زن دنبال اهریمن بود

تیه چی

تکون بخورین

اونه؟

بله

چی دیدی؟

بازپرس

یچیزی اینجاست

یک بدن، دو سر

مرد کور گفت

دیده همسرت

دنبال اهریمن

به اینجا اومده

بانو جاو

کی نقش اهریمن رو

بازی میکرد؟

بگین

بازپرس گو

من بودم

من بودم

مگه نگفتین که

اهریمن دو سر نیستین؟

امروز پونزدهمین سالگرد ماست

لباس رو

از انبار دزدیدم

همسرم رو سرگرم کنم

ممکنه که

زنتون توسط گان لیانگ

دنبال میشده

شاید سعی داشته

بهش دست درازی کنه

توی انبار بهش صدمه زدین

و اونو به قتل رسوندن

معلومه که نه

پس چرا این جسد رو

با این لباس پنهون کردین

و اینجا رها کردین؟

بازپرس گو

اشتباهی شده

گان لیانگ رو ندیدم

تیه چی

بله

بگردین

چشم

مخصوصا توی دریاچه

همگی بگردین

رودخونه رو بگردین

بحث زندگیه

وان فو

بله

قاضی وان نکنید

برش دارین ببینید چیه

چشم

چیه؟

آتش بازیه

آتش بازیه

چرا اینقدر نگرانی؟

میخواستم

همسرم رو سوپرایز کنم

جائو بو یو

توضیح نده

بازرس گان گم شدن

دادگاه کای فنگ

هنوز مضنون رو نگرفته

میخوان ما رو مقصر جلوه بدن

مردم عادی مثل ما

راحت گیر میوفتن

براشون مهم نیست

مراقب حرفات باش

داری دادگاه کای فنگ رو متهم میکنی

بازرس گان یکی از ماست

اون قلدره

بهونه میاره ازمون دزدی کنه

مغازمون رو نابود میکنه

ما رو شلاق میزنه

درسته

افسران کای فنگ قلدر هستن

دروغ نمیگم

همسرم کافیه

اونا با شرورا همدستن

چی میگی؟

بازم زدن

همینطور که گفتم

بهمون تهمت میزنن

شرم بهشون

یک زوج رو به اشتباه متهم کردن

درسته

گان لیانگ پای برادرم رو شکست

دادگاه کای فنگ کاری نکرد

اونا برای هم لاپوشونی میکنن

دنبال یک راه فرارن

کی بازجویی تموم میشه؟

به هرحال این زوج پایانشون خوب نیست

درسته

برای هم لاپوشونی میکنن

بازپرس

گشتیم

هیچی نیست

آزادشون کنین

بذارین برن

دختره بیگناهه

بریم

بازپرس

تمومه؟

بریم

لباس رو برمیگردونم

پونزدهمین سالگرده

ببخشید

برین

برین کنار

بریم

برگردیم سرکارمون

بریم خونه همسرم

(دادگاه کای فنگ)

تیه چی

افرادمون رو بفرستین برن

چشم

حتما اون زوج مشکلی دارن

چرا گذاشتین برن؟

احساسات مردم رو

راحت برافروخته کردن

چرا؟

چون گان لیانگ

شهرت خوبی نداشته

مطمئنم

اون مرده

اگه پیداش نکنیم

پس گمشده اس

اگه گمشده باشه

باید همینطور

دنبالش بگردیم

بندازش

خوبه

خنجر وارد ریه هاش شده

بعدش چرخیده

وارد قلبش رفته

اینطوری خون

از پوست بیرون نمیمیره

بلکه

وارد قفسه سینه میشه

این روش رو

یک حرفه ای انجام داده

برادر، زن داداش، بیدار شین

وقت صبحونست

جالبه

کجا رفتن؟

(پل رنگین کمان، غرب پایتخت غربی)

برادر جائو

برادر جائو

منم

جانگ زه دوان

دنبال انگیزه گشتم

بجای اینکه کل روز در اتاق نقاشی بکشم

بهتره بیرون برم

چیزای سرزنده رو بکشم

شاید بتونم

انگیزه پیدا کنم

درسته

دقیقا

موفق باشی

وقتی وقت داشتی بیا پیشم

وان فو

بازپرس

گزارش بده

افرادمون رو فرستادم

تا نگهبانی بدن

عجیبه که

گفتین رودخونه بیان رو بگردیم

انجامش بدین

چشم

بادبان رو بکشین

بازپرس بینید

کشتی میخواد به پل بخوره

دکل رو پایین بیارین

کشتی قراره به پل بخوره

بیارش پایین

زودباش بچرخون

قایق رو بچرخون

داریم برخورد میکنیم

داره میاد

پایین بکشش

زودباش

بلند شو

چه خبره؟

چی شد؟

طناب رو شل کن

زودباش

بیارش به سمت دکل

زودباش

به چپ

زودباش

بیارش اینطرف

اونجاست

برو کنار

برو کنار

برو کنار

بگیرش

طناب رو بگیر

نزدیکه

بالاخره

داریم رد میشیم

نزدیک بود

کجا رفت؟

چرا روز روشن مه شد؟

مه

مه

مه یهویی ظاهر شد

چه مه سنگینی

هیچی مشخص نیست

همه جا مه گرفته

بریم اونجا

مه از اونجا ظاهر شد

هیچی دیده نمیشه

چه خبره؟

اونجاست

چیه؟

یچیزی اونجا میدرخشه

نشانه خوش یمنیه

خوش یمنه

خوش یمنه

یک نشانه اس که

خدایان برای ما فرستادن

خیریتی برای کشوره

خوش یمنه؟

خوش یمنه

نشونه خوبیه

صدای چیه؟

چیه؟

یکی گریه میکنه

یک جسد

یک جسد

قتل اتفاق افتاده

(مد در سلسله مینگ)

(تاریخ شناسی سونگ)

(رونق سلسله سونگ از همه معروف تره) (نوشته شده توسط شی آن)

به تازگی در چین

یک سیاست گشت و گذار 144 ساعته بدون ویزا برقراره

میدونین که

در سلسله سونگ سعی میکردن

تجارت های مختلف رونق بخشیده شه؟

تجارت چین در اون زمان رونق داشت

موفقیت هر تجارت

خیلی به دولت وابسته بود

همیشه کشتی های تجاری میومدن

خارجی های زیادی

با چین همکاری میکردن

چین در اون زمان بسیار غنی شد

مورخ دان تاریخی مدیسون (در مقایسه با بقیه سلسله ها)

(سلسله سونگ به مالیات وابسته بود)

میگفت که سلسله سونگ

(باعث شد بخاطر تجارت با خارجی ها پیشرفت کنه)

(تاریخچه اقتصادی جهان)

و از کل دنیا 22.7 درصد بهتر باشه

عادلانه تر بگیم

چین باعث شد در دنیا در سلسله سونگ

اول باشه

♪با ماهیان بسیار کشتی رو در رودخونه برون♪

♪به ارامی پارو بزن♪

♪مهمان ها در زیر فانوس و ماه قدم میزنن♪

♪و در کنار میز میخندن♪

♪از خنکی هوا در زیر درخت لذت میبرن♪

♪دنبال ارامش میگردم♪

♪عاشق شلوغی ام، ولی عاشق سکوت کوهستانم♪

♪در خیابان اصلی و فرعی قدم میزنم♪

♪همه جا گل و خاک وجود داره♪

♪امید در من زندست♪

♪مهمان ها از دوردست میان♪

♪و شراب رو پر از احساسات میکنن♪

♪نیازی به نگرانی نیست♪

♪آینده درخشانی در برابر ماست♪

♪آسمان زیباست♪

♪قلب به وفاداری معروفه♪

♪شمع رو روشن کن♪

♪و بخون♪

♪مردان و زنان جوان♪

♪در این دنیای بزرگن♪

♪مردان و زنان جوان♪

♪یک دنیای بزرگ در انتظار شماست♪

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ Negar مترجم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.