All language subtitles for Pagan Peak ( Der Pass 2018 - 2023 ) S01 E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

🔷 RezaAm 🔷

!پوشش بگیرید

.همیشه باید یکی باشه که بقیه رو رهبری کنه

.اونا از ما میترسن

.آره

...چون خوب میدونن

.که حق با ماست

.ولی نمیتونن جلومونو بگیرن

مگه نه، عزیزم؟

کی این حق و بهشون میده که بهمون بگن چطور زندگی کنیم؟

.ما مهمیم

.آره

.دوست دارم

.برای افتخار و سرزمین پدری(به زبان لاتین)

.ستیغ کفر

.پولت رو برگردونید اینجا لطفا

. نمیدونم از کجا شروع کنم

.از پولت چیزی دستگیرمون نشده

.هیچ ارتباط مستقیمی به قربانی ها نیست

.نه انگیزه، نه ارتباطی به هاس، هیچی

.و تا زمانی که باید بذاریم بره وقت زیادی نداریم

.خیلی متاسفم. یه چیز و جا انداخته بودم - چی؟ -

...ولی اتفاقی که برای بن افتاد خیلی - عیبی نداره. چی شده؟ -

.دوباره لیست کارکنان خانه سالمندان و چک کردم

.فلیکس ریدل

.اون دومین شاهد تو صحنه تصادف شوختر بود

.اون توی خانه سالمندان ایرمگارد پولت به عنوان پرستار کار میکنه

.باشه، میریم اونجا

.یه چیزی پیدا کردیم

.پولت تو یه صومعه بوده

.ولی 20 سال پیش از اونجا بیرون انداخته شد

پولت اینجاست؟

.تو راهه

.خوبه

سلام، آقای ریدل. ممکنه چند لحظه وقتتونو بگیرم؟

.فقط یه لحظه

(خدمات زندان)

.شما سه نفر رو که به پرونده ما مربوط هستن رو میشناسید

.میخوایم بفهمیم شما توی پازل ما چه جایگاهی دارید

.از شما درباره سمیر شوختر سوال شده بود

.تصادف موتور سیکلت

شما با یه همکار اومده بودید حیاط من، نه؟

.اون یه تصادف نبود

.یه بزن در رو بود

.ولی من روی جاده پیداش کردم - .یکم پیچیده تر از این حرفاست -

.اون یکی از قتل هایی که داریم دربارشون تحقیق میکنیم

شما خانم ایرمگارد پولت رو میشناختید؟

.بله

.اون اینجا زندگی میکرد

.مدتی میشه که فوت کرده

.ولی مرگ طبیعی داشت

.این هنوز حتمی نیست

اونو خوب میشناختید؟

.نه، نه واقعا

.بعضیا هستن که بیشتر از بقیه دوستشون داری

...نمیدونم اینو باید بگم یا نه، ولی

.خانم پولت واقعا آدم خوبی نبود

.قدرت طلب بود

پسر ایشونو میشناسید؟

پسرش؟ - .اوهوم -

.نه واقعا

.فکر کنم یه بار توی خانه سالمندان دیدمش

.با خانم پولت توی اتاقش بودم

.صدای وارد شدنش رو نشنیدم

.یکدفعه، اون اونجا بود

.اون منتظر موند

.بعد منم رفتم. همین بود

باهاش حرف نزدید؟ - .نه، فقط به هم سر تکون دادیم -

و دوباره جایی دیدیدش؟

.نه، تا جایی که یادم میاد

وقتی خانم پولت فوت شد چطور بود؟

منظورتون چیه؟

پسرش اونجا بود؟

اون برگشت تا با مادرش خداحافظی کنه؟

.نمیدونم. اون روز کار نمیکردم

ولی اونکه کاری باهاش نکرده، مگه نه؟

این شخص رو میشناسید؟

این مرد رو تا حالا دیدید؟ .شاید اینجا‌ اومده بود

.نه، متاسفم. نمیشناسمش

مطمئنید تا حالا ارتباطی نداشتید؟

.نه، تا جایی که میدونم

اون کیه؟

.خیلی خب پس، خیلی ممنون از وقتتون

.خداحافظ

.خداحافظ

.خداحافظ

.یه حکم برای گشتن خونه و کامیپوتر ریدل نیاز داریم

.خسته به نظر میای

.تو تو یه صومعه بودی

چرا انداختنت بیرون؟

.دروغ

سوء تفاهم؟ - .آره -

.باید چیزی بیشتر از سوء تفاهم بوده باشه

در غیر اینصورت مجبور نبودی از صومعه بری .دوباره فکر کن

شاید علاقه به بچه های زیر سن قانونی؟

.من کاری نکردم

.اینا اظهاراتی از بچه ها هستن

.اینجا جز چیزای مریضی چیزی ازت نیست

"بچه ها مجبور به کشتن حیوانات تازه زاده شده بودن

.گربه، موش

بعد از خون و اعما و احشا حیوانات روغن درست میشد

.و بعد زخم ها بسته میشدن

بچه ها با اون روغن ها ماساژ داده میشدن"

...چیز دیگه ای هست

که کلیسا بهش اشاره نکرده تا وجه‌اش خراب نشه؟

.این تعرضه

.نه

.حالا بهم گوش کن

.مادرت به اون بچه ها بیشتر از پسر خودش باور داشت

.اون یه دروغ شنید و تکرارش کرد

!فقط چون یه حرف رو تکرار میکنیم معنیش این نیست که حقیقت داره

.من فقط اون بچه‌ها رو به خدا نزدیک تر کردم

پس چرا بچه ها ترسیده بودن؟

.چون خدا ترسناکه

.ما از مرگ میترسیم، ولی یه ترس دیگه رو فراموش کردیم

.تا حالا دیدی یه بچه که تازه بدنیا اومده فریاد بزنه؟ ما‌ همه فریاد میزنیم

.مخلوقات خون آلودی که روشنایی روز رو میبینن

.وقتی چشم هامون رو باز میکنیم، درد داره

باور میکنی؟

.من دروغ نمیگم

.من هرگز دروغ‌ نمیگم

.دروغ ها منشا شرارت هستن

چرا باید بچه ها دروغ بگن؟

.چون به دروغ گفتن عادت کردن .چون همه ما به دروغ گفتن عادت کردیم

...و این مارو بیمار و احمق

.شرور میکنه

.اون بچه ها شرور بودن

ما همه نیاز داریم که دسته بندی بشیم .ولی نه توسط خدا بلکه توسط انسان

،کلیسا به ما میگه چی درسته و چی غلط، چی خیره و چی شر

.اما این ها فقط قالب هایی هستن که ما هزاران ساله داریم پرشون میکنیم

و اگه بفهمیم سیاه، سیاه نیست

،و قرمز، قرمز نیست ،دردمون میاد

!دردمون میاد

.ارباب شیطان از تو محافظت میکند

.پیروی کن مرا تا محافظت کنم تورا

.من هیچکاری نکردم که برخلاف خواست خدا باشه

.مثل جکیل

.یه مشکلی داریم

.باید تا قبل از محاکمه امروز بیدار بشه و ترخیص بشه

.آره گندش بزنن میدونم

.باید دوباره باهاش حرف بزنم

.میدونم یه ارتباطی بین تو و قتل ها وجود داره

.میخوام بدونم اون چیه

.من کسی رو نکشتم

تو به دیدن مادرت تو خانه سالمندان رفتی؟

.بله، دو بار

یکبار برای اینکه ببینم زندست یا نه .و بار دیگه برای اینکه مطمئنم بشم مرده

تو فلیکس ریدل رو میشناسی؟

.بله، تو خانه سالمندان دیدمش

اولین بار یا دومین بار؟

.اولین بار

اون دیدار چطور بود؟ به کجا رسید؟

.بعضی آدم ها مقدر شده‌ان که همو ملاقات کنن

زمانی که اینو متوجه بشی، موظفی .دنبالش بگردی و درکش کنی. همین

چرا مقدر شده بود که ریدل رو ملاقات کنی؟

.تا بهش گوش کنم... و درکش کنم. خودتون میدونید

.مثل کی مارکستاین - .این برای همه شاگرد هام صدق میکنه -

ممکنه آقای ریدل چیزی به ما بگه که شمارو متهم کنه؟

فکر میکنید این چی میتونه باشه؟

اینکه اون رابط شما با هاس عه؟

درمونده شدی، الی؟

درمونده شدی؟

تو سمیر شوختر، ماریان ابرهارتر

توبیاس دورف‌میستر و پیتر لخنر رو کشتی؟

.من کسی رو نکشتم - !ولی میدونی کی اینکارو کرده -

.شما نمیتونی کسی رو مجبور به انجام کاری کنی که خودش مایل به انجامش نیست

.این به همون اندازه قاتل برای قربانی هم صدق میکنه

.هیچ چیز توی دنیا با شانس اتفاق نمیفته

،میبینی، هر جایی که عدالت هست

.بی عدالتی هم هست

در اینصورت سوال به سادگی اینه که .کی تصمیم میگیره کدوم، کدومه

.قانون گذار

.هدف از عدالت اینه که بی عدالتی رو اصلاح کنه

،بله، میتونی اینطور فکر کنی

ولی تو و همکارت خوب میدونید

که گاهی اوقات قانون گذار باید به بی عدالتی متوسل بشه

.تا عدالت رو اجرا کنه

پس تو چی هستی؟

الی؟ تو یه قاتلی یا قربانی؟

.بهم بگو

.ببریدش. نمیتونیم بذاریم قبل از اینکه همه چیز مشخص بشه بره

حکم واسه جست و جوی ریدل گرفتی؟ - .نه -

.پس یه چیزی پیدا کن که برامون حکم جور کنه - !خانم اشتوکر، بهم بگو -

.آقای وینتر آنوریسم مغزی داشتن(برآمدگی رگ)

.اندازه و مکانش وخیم بودن

.احتمالا یه اثر دراز مدت از عمل جراحی سال گذشته‌شونه

ولی ایشون خوش شانس بودن. چون تونستیم به موقع مداخله کنیم و عمل رو انجام بدیم

.قبل از اینکه منجر به پارگی بشه

.ولی خطر هنوز رفع نشده

طی 3 تا 7 روز آینده ممکنه

...تنگ شدگی رگ های مغز رخ بده

.امکان نداره

.اِلی، هلر آئودی ریدل رو چک کرده بود

.اون متعلق به کوسوه

.کوسو پدر فلیکس ریدله .این برای حکم جست و جو کافیه

!پلیس - !پلیس -

!امنه

.تو خانه سالمندان هم نیست. قط ماشینش اینجاست

لپ‌تاپ رو میبرم پیش سون. گیدین چطوره؟

.باید ببینیم - .باشه، بعدا میبینمت -

.خدافظ

.یه هشدار همگانی برای ریدل اعلام میکنیم

.پیروی کن مرا، تا محافظت کنم تورا

چطور پیدام کردی؟

.پیروی کن مرا، تا محافظت کنم تورا

همون چهار حرف SMTP

پولت رو همینجا توی غار ملاقات کردی؟

اینجا بهت آموزش میداد؟

.اون درکم کرد

.بهم گوش کرد

.ازم محافظت کرد

ازت میخواست کاری براش انجام بدی؟

پولت بهت دستور داد پدرت رو بکشی؟

.من به کسی نیاز ندارم تا بهم بگه چیکار کنم

...پدرم

.مادرم رو کتک میزد

،وقتی دیگه نمیتونست تکون بخوره .اومد سر وقت من

.اون "سرسخت شدن" صداش میزد

،بعدش فرار کرد

اسمش رو عوض کرد

.و ناپدید شد

.میترسیدم دوباره یک روز جلوی در پیداش بشه

چطور پیدات کرد؟

.بهم زنگ زد

.درست وقتی که داشتم سعی میکردم هر روز بهش فکر نکنم

.ولی مشخص بود که اون دست از این بر نمی‌داره

.یک روز، به جای زنگ زدن جزوی از زندگی من شده بود

.و نه گفتن من رو به آره تبدیل کرد

.پس، سعی کردم قبلا از اینکه اون منو پیدا کنه من پیداش کنم

.فکر کردم اگه بهش شلیک کنم احساس رضایت بهم دست میده

.ولی هیچی نبود

.هیچی

.هیچ حسی نداشتم

.همون‌طور که خودش گفت، کتک زدناش من و سرسخت کرد

.بی... احساس

...بی

.عاطفه

.ولی قبل از مرگش یه لحظه کوتاه بود

...که

...پاک

.و بی گناه بود

.پرتنش ترین احساسی بود که به عمرم تجربه کردم

و بعد؟

.بعدش مرد

.واسم سوال بود که بازم میتونم تجربه‌اش کنم یا نه

.اون لحظه

.دوباره میخواستم یه چی رو حس کنم

.بعد اینهمه مدت، فهمیدم چه چیزی توی زندگیم کم بوده

میفهمی؟

.نمیخواستم این احساس رو از دست بدم

چرا احساس پوچی کنی وقتی میتونی کامل باشی؟

،مرگ چیز جزئی ایه

...ولی لحظه ای که

...زندگی از بدن خارج میشه

.خاصه

.من به عکس ها و ویدئو ها نگاه میکردم، ولی اون حس رو نمیداد

.وقتی خودت تجربه اش میکنی یه انرژی خاصی داره

پس میخواستی دوباره بدستش بیاری؟ - فکرش هیچوقت از ذهنم بیرون نرفت -

.همیشه با خودم میگفتم یه بار دیگه انجامش میدم

.فقط میخواستم یک بار دیگه این حس رو تجربه کنم

.احساسی که دنبالش بودم ایندفعه فقط چند ثانیه طول کشید

.و بعد دوباره رفته بود

آره، پس رفتی دنبال قربانی های جدید؟

.اونا به هر حال میمردن

.انتخاب طبیعی

.زمانشون رسیده بود

.من مقدر شده بود اونجا باشم تا از این لحظات فوق العاده استفاده کنم

.سعی کردم از اون لحظه ها عکس بگیرم

ولی چه میشه گفت؟

.کار نمیکرد

...بعد از‌ اون لحظه

.دیگه اون احساس تکرار نمیشه

چرا مخصوصا این افراد رو انتخاب کردی؟

.این راجع به نحوه مرگشون بود نه خودشون

دورف‌میستر، ابرهارتر؟

شوختر، لخنر؟ - .من نمیشناسمشون -

.گذاشتم سرنوشت تصمیم بگیره که باید زنده بمونن یا... نه

ممکن بود هر کسی باشه؟

.اصولا، بله

.سرنوشت تصمیم میگیره

،اگه مقدر نشده بود که بمیرن .این اتفاق نمیفتاد

میفهمی؟

.همه یه شانس عادلانه دارن - .تو زندگیشون رو ازشون گرفتی. تو اونارو کشتی -

.نه، نه، نه. من بهشون یه زندگی جدید دادم

.من بهشون یه زندگی جدید دادم

.هیچ پایانی وجود نداره

.همه چیز شروع یه چیز دیگس

...تولد مثل مرگ. همشون

.مثل همن

پولت اینو بهت گفته؟

آره، ولی درسته، نه؟

از کجا میفهمیدی سرنوشت چی‌ میخواد؟

.تاس

...آلفا - زنده میمونی

.امگا - میمیری

.دارم میگم همه چیز اونطوره که باید باشه

.من باور دارم که قدرت توی دست های ماست .ولی حقیقت اینه که ازش استفاده نمیکنیم

!نه

.تموم شد

.فلیکس‌ ریدل

.اون‌‌ خودشو توی‌ غار کشت

و پولت؟

.اونو باید بذاریم بره

.هیچ مدرکی از ارتباطش به قتل ها وجود نداره

.ولی اون کاری کرد که ریدل انجامش بده

.ولی چطوری؟ این خودش میدونه

.بیشترش برای "پیروی کن مرا، تا محافظت کنم تورا" بود

.بهم قول بده بهتر میشی

.هیچکدوم اینا بدون تو خوش نمیگذره

میتونم کمکتون کنم؟

خانم اشتوکر؟ - .بله -

من از امور داخلی هستم. یه لحظه وقت دارید؟

.چنتا سوال ازتون داشتیم

.فقط کوتاه باشه

بفرمایید

ارباب شیطان از تو محافظت میکند

پیروی کن مرا تا محافظت کنم تورا

.یه کاغذ و خودکار نیاز دارم، لطفا

.الان براتون میارم

.و موبایلم رو‌ هم میخوام

دو شب پیش کجا بودید؟ - .خونه -

کسی میتونه تاییدش کنه؟ - .نه -

.دو شب پیش، توی‌ وینا یه قتل اتفاق افتاده

خب؟

.به مقتول با همون کالیبر مشابهی‌ که خانم آنتیچ کشته شد شلیک شده

.که یعنی حداقل تفنگی با مدل مشابه این تفنگ بوده

اگه فرض کنیم که حق با شما بود

و گیدین وینتر تفنگ پرونده آنتیچ رو

،از اتاق مدارک دزدیده بود

احتمالش هست که همون تفنگ باشه. شما چی فکر میکنید؟

.احتمالش خیلی کمه. از این کالیبر تفنگ های زیادی وجود داره

.بله

.منم همین فکر رو کردم

ولی برای مطمئن‌ شدن یه گزارش از گلوله ها گرفتم

.و نتایج غافلگیرم نکرد

شما اسکار کوشلیک رو میشناسید؟

اون کیه؟ - .مقتول پرونده -

اون تو دهه ۷۰ گروه هنرمند هارو اداره می‌کرد

و آیا میدونید کی توی اون گروه بود؟

.خودتون میخواید بگید

.گیدین وینتر

.فکر کنم وقتشه حقیقت رو بهمون بگید

.حقیقت؟ شما همش میخواید همه چیز و به من ربط بدید

ادامه بدید، ولی اگه فقط حدس و خیال دارید

.باید همین الان تمومش کنیم

یه شاهد هست که یه مرد و زن رو

.بعد از قتل آقای کوشلیک دیده

.و توصیفاتش به شما و آقای وینتر میخوره

اون دید که اونا مرتکب قتل بشن؟

.اینو به عنوان نه در نظر میگیرم

.اگه فقط‌ همین بود، من دیگه باید برم

.میخوام برم بیمارستان

چیه؟ حالا چی میخوای؟ - اسلحه پیش توعه؟ -

میخوای چی بگم؟ که پیش منه؟

مسئله این نیست من چی میخوام - نه؟ -

نادین هوفر تورو فرستاده؟

من مطمئنم گیدین وینتر به کوشلیک شلیک کرده

.و حالا به هر دلیلی توهم اونجا بودی

.ولی نمیفهمم چه اتفاقی برای تو افتاده

خیلی سخت تلاش کردی که گناهکار بودنش رو ثابت کنی .و حالا داری ازش محافظت میکنی

چرا یکدفعه اینطوری نظرتو تغییر دادی؟

گیدین از آتو داره؟

...من

.اشتباه میکردم

.و حالا دارم اشتباهم و جبران میکنم

.گیدین توی بیمارستان دراز کشیده و داره برای زندگیش میجنگه

.همدردی کردن برای کسی از گناه اون کم نمیکنه

.جالبه که الان داری اینو میگی

.وفاداریت رو بهش درک میکنم

.ولی هیچ کس از قانون بالاتر نیست

.نه تو و نه اون

و کی میگه همیشه حق با قانونه؟

،مگه اینطور نیست که بعضی وقتا بی عدالتی نیازه

تا عدالت برقرار بشه؟

.تفنگ رو بده من

هنوز توی ماشینته؟

.باید برم

.متاسفم که نتونستیم باهم به جایی برسیم

.الی، اینطور نیست

.لازم نیست اینطوری تموم بشه

.هی

خوبی؟

.یه ارتباطی وجود داره

...ریدل

.قتل هارو برای پولت انجام داد

...پیروی کن

...مرا، تا

.محافظت کنم تورا

...ارباب شیطان

.از تو محافظت میکند

S... M...

T... P.

.اون بهمون گفت

.فقط ما نفهمیدیمش

.سمیر

.ماریان. توبیاس. پیتر

.حرف اول اسم قربانی ها

...اینا بچه هایی هستن

.بچه هایی هستن که تو گروه جوونی پولت بودن

.بچه هایی که بهش خیانت کردن

.جواب تمام این مدت داشت بهمون نگا میکرد

.تمام این مدت

.ما فقط ندیدیمش

...گیدین

...گیدین

!هی

...گیدین، لطفا

...لطفا

اون کسایی که بهش خیانت کرده بودن

.رو بدون اینکه ردی به جا بذاره مجازات کرد

.اون کسایی که خودشون رو ثابت کردن رو کنترل میکرد

ولی ترسناک ترین چیز درباره داستان ...جکیل جادوگر از سالزبورگ اینه که

.اون هرگز پیدا نشد

(امیدوارم از تماشای این سریال شاهکار با ترجمه من لذت برده باشید)

🔷 RezaAm 🔷 RezaAmSub چنل تلگرامی:

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.