Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
🔷 RezaAm 🔷
"پیروی کن مرا
تا محافظت کنم تورا"
.نمیتونن بوشو حس کنن
ستیغ کفر
نقاشی مریم مقدس که مردم رو زیر ردا اش محافظت میکنه
.از قرن 13ام شناخته شده است
هر چقدر داستان "باکره بخشش"(لقب حضرت مریم) گسترده تر میشد
.ایمان مردم به خدا خالص تر میشد
در زمان های قدیم، مردم خدا رو پدری سخت گیر و مجازات کننده میدونستند
،و برای خنثی کردن این ،اونها مفهوم مادر رو ساختن
.حضرت مریم، که محافظت و بخششاش رو وقف همه میکرد
بله، محافظتی که مردم با ایمان
.بیشتر از خدا اون رو از مریم میطلبیدند
مردم زیر ردا چه کسایی هستند؟
.توی بیشتر تفسیرات ...اونها نیکوکاران عرفانی
.قدیس ها، کشیش ها
.این نقش ها همچین نشانی از سیستم قضایی قرون وسطی هستند
ردای محافظ - .درسته -
ردای محافظ چیه؟
به زبان ساده، یعنی
کسی که مجری قانونه میتونه
با رفتن زیر ردا یا پوشش یه فرد رده بالا
.از خودش محافظت کنه
.اینو نگاه کن
چرا روی چهره مادر(مریم) خراش افتاده؟
چی؟ - .عجیبه -
این کلمه ها معنایی براتون دارن؟
"پیروی کن مرا تا محافظت کنم تورا"(به زبان لاتین)
".مرا دنبال کن، من از تو محافظت میکنم"(زبان خودشون)
این عبارت ارتباطی به باکره بخشش داره؟
،با اینکه به نظر میاد ممکنه داشته باشه
.نه، نه تا جایی که من میدونم
.خیلی خب، خیلی ازتون متشکرم
.خداحافظ - .خداحافظ -
جکیل جادویی براتون آشناست؟
جکیل جادویی؟
.یه افسانه از منطقه سالزبورگه
...این تو حیطه شغلی ما نیست، ولی یه لحظه صبر کنید
.برید دیدن دکتر پراگ توی سالزبورگ .اون همه چیز درباره افسانه هارو میدونه
.هنوز نمیدونم .یه چیزی توش هست
.زمان بیشتری بهم بده
.باید برم و یه چیزی بردارم
...تو زندگی خودت رو میکنی
.و هر چیزی که ازت به جا میمونه میره توی جعبه...
.مادرم مرد
.تسلیت میگم
.خیلی بهم نزدیک نبودیم
.شاید باید باهاش خداحافظی میکردم
گیدین؟
گیدین؟
!گیدین
چی شده؟
،گلوله در اومده
.ولی درد همونه
.بعضی وقتا میترسم عقلمو از دست بدم، الی
.من توی یه گروه بزرگ شدم
.با مادرم
.اونجا مادر ها و بچه های زیادی بودن
.و یه هنرمند
.اسکار کوشلیک
.به مدت دو یا سه سال اونجا بودم
.اون یه پروژه ای داشت
.پسران خفته
.عکس هارو دیدم
.کوشلیک از اون نوع آدم ها بود که چیزی که میخواست رو میگرفت
.خیلی وقته که دنبالشم
.نتونستم پیداش کنم
.همه یه وظیفه ای توی زندگی دارن
.من هنوز مال خودمو انجام ندادم
معمولا، رابطه بین دو نفر
که میخوان ناشناس بمونه
با ساختن یه ایمیل انجام میشه
.جایی که تو پوشه پیش نویس ارتباط برقرار میکنن
ها؟
،ساده بگم... اگه یکی میخواد به اونیکی چیزی بگه
.مینویسنش ولی اونو ارسال نمیکنن
.اینطوری توی پوشه پیش نویس میمونه
،اون فرد دیگه که رمز این ایمیل رو داره
.اون پیام رو توی پوشه پیش نویس پیدا میکنه
.هوشمندانهاس - .آره -
...اونا پاکش میکنم، دوباره پیامشون رو به عنوان پیش نویس مینویسن
.و الی آخر
.پس، احتمالش خیلی کمه که کسی پیداش کنه
چجوری بدستش بیارم؟
.نرم افزار جاسوسی
،یه USB وارد کامپیوتر مورد نظر کن
،برنامه رو وارد کن
.و بعد به همه حرکات کامپیوتر دسترسی داری
،وقتی که فرد مورد نظر واردش بشه
.اونوقت میفهمی که چخبره
.از اون USB ها میخوام
.غیر قانونیه
.از اون USB ها میخوام
آقای ریدل؟
هلر هستم. از سازمان جنایی سالزبورگ .چنتا سوال ازتون داشتیم
یه تغییراتی توی تحقیقات .تصادف موتور سیکلت به وجود اومده
.برای همین میخواستیم دوباره ازتون اظهارات بگیریم
.من قبلا همه چیو به همکاراتون گفتم
.رفتم یه دوری بزنم
با اون آئودی که اونجاست؟
.آره، ولی مال من نیست
.متعلق به پدرمه
.ماشین سواری تو این اطراف رو دوست دارم
مثل روز تصادف؟
من داشتم از اونجا رد میشدم
.و بعد مردی که توی تونل افتاده بود رو دیدم
،با چراغ های روشن اول متوجه نشدم
.که یه آدمه
.فکر کردم یه حیوونه
.یکم صبر کردم
،اگه یه حیوون زخمی بود
.میتونست خطرناک باشه
،متوجه سیمی روی جاده نشدید
کنار جاده یا جای دیگه؟
سیم؟
.نه
چیزی هست که به همکارامون نگفته باشید، شاید چیزی دیدید؟
.یه مرد
یه مرد؟ - .از توی جنگل اومد بیرون -
.پلیسا ازش سوال کردن. باید اینو بدونن
اون مردی که برای کمک اومد؟ - .اون کمک نکرد -
.فقط تماشا کرد
.خیلی خب، فعلا کافیه
.خیلی ممنون. خداحافظ
.خداحافظ - .خداحافظ -
.ما باید فرض کنیم که سمیر شوختر یکی از قربانی های قاتلمونه
یه شاهد روز بعد از تصادف
.یه نفر رو نزدیک صحنه جرم دیده
.اون شخص رو "سایه" توصیف کرد
.تمام چیزی که یادش میومد یه شبح بود
.منم یه نفر رو نزدیک غار دیدم
.یه شخص تیره
.یه شبح
.باید بگم که مظنونمون استتار واقعا خوبی داره
.چیز زیادی نیست، ولی حداقل یه شروعه
تحلیل های DNA اشیاء توی غار
.هنوز تطابقی نداشتن
،خونی که روی سنگ ها پیدا شده
.آزمایشگاه تایید میکنه که خون حیوانه
،توی غار، جدا از چیزایی که لیست شده
.هیچ چیز معمولی پیدا نکردیم
.غار بیشتر یه مکان مذهبیه
...اینو میشه از
باکره بخششی که روی دیوار حک شده
،و این عبارت لاتین که روی دیواره تشخیص داد
"پیروی کن مرا، تا محافظت کنم تورا"
بی حرمتی به پیکره حضرت مریم
.میتونه عدم پذیرش دین کاتولیکی رو نشون بده
.من مشکوکم که ممکنه بیزاری خاص از شخص مادر باشه
.اون حضرت مریم رو غیر قابل تشخیص کرده
اون مادر همه مادر هاست و قاتل داره .هویت و زنانگی اون رو ازش میگیره
به نظرتون اون نوشته ارتباطی داره؟
".مرا دنبال کن، از تو محافظت میکنم"
من فرض میکنم قاتل خودش رو شخص اصلی عبارت میدونه
.که میتونه نشانه توهمات رویاگونه باشه
.اون خودش و قانون هاش رو مرکز اصلی دنیاش میدونه
.شاید خودش رو یه محافظ میدونه
.فقط این نامشخصه که چه کسی قراره دنبالش کنه
.ممنون. ممنون
...و کسی که میخواد ازش محافظت کنه...
.قاتل ما یه الگو داره
.بیاید بالا
دکتر پراگ؟
...اواخر قرن 17 ام
.در سالزبورگ بزرگترین شکار ساحره توی آلمان بود
بیش از 200 افراد جوان و کودک
.متهم به جادوگری شدند و اعدام شدند
چیزی برای نوشیدن میخواید؟
.نه، ممنون
.کلیسا به یه قربانی نیاز داشت
.نمیتونستن اونو تقصیر بد بودن هوا بندازن
.میتونم موازات اون رو الان ببینم
این همیشه راجع به قدرت بوده، نه؟
.و نگه داشتن قدرت
!به سلامتی سرزمین مادری
...کلیسا مجبور بود
،ترس رو پخش کنه
.تا قدرت رو بدست بیاره
.اونا درباره ساحره ها و جادوگر ها حرف میزدن
.اونا گناهکارای اصلی بودن
.یه همچین چیزی خیلی زود از بین میره
.بدون اسم یا چهره
ولی وقتی که جرقه ای از تنفر
و نکوهش شعله ور بشه
.شعله های خشم جای دوری نمیره
،بعد به یه زن رسیدن
.که برای مدت طولانی برای مردم مشکوک به نظر میرسید، یه زن قاتل
زیر شکنجه، زن بیچاره نه فقط
،به همکاری با شیطان اعتراف کرد
...بلکه پسر خودش جیکوب رو هم متهم کرد
.جکیل جادویی
...بالاخره، کلیسا چیزی که میخواست رو بدست آورد
.یه قربانی
.یه شیطان
.تو اون زمان جیکوب بچه های زیادی رو دور خودش جمع کرده بود
.اون ها عملا برده جیکوب بودن
...گفته شده که
...کسایی که میخواستن وارد گروهش بشن اون نوعی
.تقدیس انجام میداد و غسل تعمید رو از سرشون میتراشید
.جکیل حتما گیرایی زیادی داشته
خب، به هر حال این بچه ها تعقیب
،دستگیر و شکنجه میشدند
.اونا باید به جکیل خیانت میکردن
ببینید، این حکاکی ها
.و اسناد اصلی از محاکمه نمایشی هستند
.زیباست
.ایمان به شیطان در اون زمان انتشار یافت
...هر چیزی که نمیتونستن توضیحی براش پیدا کنن یا کار خدا بود
.یا کار شیطان
و جکیل جادویی چی بود؟
یه ساحر؟ یه جادوگر؟
.کی میدونه
ببینید، دلیل وجود خیر و شر اینه که
دیگری وجود داره ،درسته؟
.اون وجود داشت
.جکیل واقعی بود
و دستگیر شد؟
.نه
.هرگز
فکر میکنید هنوز زنده باشه؟
.ارباب شیطان از تو محافظت میکند(زبان لاتین)
.حقیقت ثمره زمان است(لاتین)
.ارباب شیطان از تو محافظت میکند
.حقیقت ثمره زمان است
.ارباب شیطان از تو محافظت میکند
.حقیقت ثمره زمان است
...من
.از تو محافظت خواهم کرد
.سلام - .موبایل و دستگاه ضبط -
اونجا؟
.فقط گوشیم همراهمه
...باشه
.خیلی خب، باهام بیا
.برو
.اینجا امن تره
.برو سر جات
.بشین
قهوه؟
.بله، لطفا
شکر؟
.ممنون
.رسانه های اصلی معمولا علاقه ای به شنیدن حرف هام ندارن
.ما از رسانه های اصلی نیستیم
.ما مستقل کار میکنیم
ولی مالک روزنامه "Daily Post" رو میشناسی؟
.سوال هات رو بپرس و منم صادقانه جواب میدم
بعدش حرف هایی که گفتم رو تغییر میدی .و محتواشو عوض میکنی و گزارشش میدی
...من میخوام خالص و بی قصد و غرض
.درباره شما بنویسم
،اگه میتونستید آلمان رو طوری که میخواستید بسازید
چیکار میکردید؟
.سوال خوبیه
از کجا شروع کنم؟
.اینجا توی جنگل مکان های عرفانی زیادی وجود داره
.سنگ های قربانی کردن، مکان های تاریک
حتی بعضی از مردم میگن .که درون سنگ ها یه موجوداتی زندگی میکنن
چه جور مکان هایی؟
.من تموم این عکس هارو گرفتم
.منطقه ما جای خاصیه
.جنگل جای خاصیه
.جکیل هم اینو میدونه
این مکان ارتباطی به جکیل داره؟
این سنگ بدون شک خیلی قدیمیه
.که یعنی شاهد خیلی چیز ها بوده
دقیقا ارتباط این ها با پرونده ما چیه؟
ارتباطشون کجاست؟
.چیز هایی وجود دارن که چشم نمیتونه ببینه
ما خیلی ساده هر قانون، قاعده و شرایطی که وجود داره رو رد میکنیم
.که باعث دوام آوردن یه زندگی خوب میشه
یا اینکه یه جامعه رو تسکین میده
صرف کردن زمان روی مشکلاتی مثل جنسیت
.یا به قول معروف چند فرهنگی
یا با ترس فلج شده
مثل وقتی که توسط رسانه تسخیر شده
.راجع به چیز هایی مثل تغییرات آب و هوا و پاندمی
همه این حواس پرتی هایی
.از مشکلات واقعی هستند
که چی هستند؟
،بیکاری، فقر
.بحران مراقبت
...من اینطور در نظر میگیرم که شما
.احساس خیلی واضحی درباره اینکه چی درسته و چی غلط دارید
این از کجا نشأت میگیره؟
.من وقتی به پلیس خدمت میکردم، کثافتای زیادی دیدم
من مجبور بودم بچه هایی که توسط باباهای مست خودشون .اسیر گرفته شدن رو نجات بدم
.من به عنوان یه هدف کفر آمیز مورد استفاده قرار گرفتم
.دنیا پر از آشغاله
و دادگاه وقتی پلیس این آشغالارو بهش میده چیکار میکنه؟
.با کمی پول دوباره آزادشون میکنه
.آشغالایی که باید کار کنن نه تنبلی
.باید برم دست به آب
.باید از کنار حیاط رد بشی تا برسی به خونهام
.وقتی وارد شدی، روبهروته - .ممنون -
به نظرت مردِ کجا رفت؟
میخوای بریم ببینیم؟
.این همون سنگه
.ممکنه
.باید دوباره به مصاحبه 2010 مارکستاین نگاه کنیم
.یوته اینو میخواست
نقشه ای چیزی نداشتید؟
فقط همینطوری اتفاق افتاد؟
چطور مکان رو انتخاب کردید؟
.مکان های روحانی زیادی تو منطقه ما وجود داره
.مکان های ویژه، عرفانی
.میدونم. زیاد دربارشون خوندم
.ساحره ها و مخلوقات طلسم شده توی کوه ها و جنگل ها زندگی میکنن
و جایی که ایندفعه جمع شده بودید
یکی از این مکان های خاص بود؟
.یه سنگ بزرگ صاف
.اونجا قبلا هم برای قربانی کردن استفاده میشده
.ما به عنوان یه گروه باهم بودیم
.ما آبجو خوردیم و حرف زدیم مثل همیشه
.ولی ایندفعه یکم خاص تر بود
.متفاوت تر بود
.بالاخره، اون خودش رو به ما نشون داد
.یکدفعه، ظاهر شد
کی؟
.بهتون که گفتم تو این مکان ها زندگی میکنه
همیشه اونجا بود - کی اونجا بود؟ -
.اون
.اون قول داد که ازمون محافظت کنه
...اون
.به نظرم کِی مارکستاین مرد توی جنگل رو میشناخت
.اون جکیل رو میشناخت
.باید یادداشت هاش رو بگردیم
ما معتقدیم که قاتل ما خودش رو به شکلی
جکیل جادویی میبینه
و اینکه کِی مارکستاین اونو میشناخته .یا حداقل با اون ملاقات کرده بوده
،اگه دقیق تر به نقاشی ها نگاه کنیم
.تشابهاتی از توصیفات جکیل میبینیم
این یعنی چی؟
باید دنبال یه افسانه بگردیم؟
بی شوخی؟
.ما باید نوشته ها و دفتر خاطرات مارکستاین رو بگردیم
.اون نوشته های زیادی داره
.امیدواریم که سر نخی درباره قاتل پیدا کنیم .شاید مکان های ملاقات
مارکستاین عقل درست حسابی نداشته .ممکنه هر چیزی نوشته باشه
شاید، ولی منطقی ایه که فرض کنیم
.قاتل داره به شکلی شخصیت جکیل رو تقلید میکنه
.ما دنبال کسی هستیم که شخصیت شبیه به جکیل داره
.باید ببینیم اگه اون جکیل بود چه انگیزه ای میداشت
.جکیل شکار شده بود
.اون به شکل شیطان مجسم شده بود
.ایول
.به سلامتی تو تورک
حالا میفهمی؟
.خوبه
.به دلیل کمبود وقت، دوست دارم زودتر تمومش کنم
،امروز میخوام تمام واقعیت هارو جمع کنم
.تا بفهمیم گیدین وینتر به چه اندازه قوانین رو زیر پا گذاشته
،همهش درباره فرآیند داخلی نیست
.بلکه همین رفتار و مدیریت اون جرم بوده
،پس لطفا سریع تر انجامش بدین .باید برم
فقط محض اطلاع، شما اطلاعی از مدیریت اشتباه
یا کاری که آقای وینتر توی اوقات فراغت انجام میداد ندارید؟
میخواید به چی برسید؟ .من نمیتونم چیزی که نمیدونم رو بهتون بگم
یه استراحت کوتاه میخواید؟ - .نه -
من میرم یه لیوان آب بگیرم. شما هم میخواید؟
تو چی؟ - .حتما -
.درکت نمیکنم
.نمیفهمم با این سکوت به چی میخوای برسی
.منم نمیفهمم اینا برا چیه - .اونا میخوان گیرت بندازن -
.این درباره تو و گیدینه
،من میخوام بهت کمک کنم .ولی تو این اجازه رو بهم نمیدی
.فقط باید تقصیر و بندازی گردن اون. همین
.من دارم حقیقت و میگم
مطمئنی؟
.شما چیزی ندارید که روش تمرکز کنید
درست نمیگم؟
.دیگه حتی نمیتونی بگی کی طرف توعه
.باور کن، از اینجا به بعد قرار نیست برای تو خوب تموم بشه
قهوه؟
.فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم
توی یادداشت های، مارکستاین مدام به مکانی .که یه آموزگار رو دیده اشاره میکنه
.و همون عبارت لاتین "ارباب شیطان از تو محافظت میکند"(به لاتین)
"ارباب شیطان از تو محافظت میکند"(به زبان خودشون)
STMP.این ارتباطشونه
هیچ چیز از جایی که همو ملاقات میکردن پیدا نکردید؟
.من دارم روش کار میکنم
.یه لحظه
بله؟
.بله
سلام. میتونم؟
.میخواستم ببینمتون
.باید بلافاصله برید به آپارتمانم
...من
.اونو توی گلدون قایم کردم
.وقتشه کار درست و انجام بدین
هاس این بلا رو سرت آورده؟
.اگه بهتون بگم فرقی به حالم نمیکنه
...آقای تورک، خیلی متاسفم که پای شمارو به این داستان
.واقعا نمیخواستم این اتفاق بیفته
.این بلا رو خودم سر خودم آوردم .نگرانش نباشید
امیدوارم بتونید ازش استفاده کنید
.ممنونم
.خانم اشتوکر
.نمیتونم تشکرتون و قبول کنم
...من از ترسا گوسن پول گرفتم
.تا شما رو به اینا مایر مشکوک کنم
.تا راهی پیدا کنم که کمپ اعتراض پاک بشه
...اون راه شما بودید
.خانم اشتوکر...
.عوضی
مارکستاین درباره ملاقات با یه آموزگار مینوشت
.تا اینکه سال 2010 بازداشت شد، دیگه ادامه نداد
بر اساس نوشته ها و یادداشت هاش .من سعی کردم این مکان هارو روی نقشه پیدا کنم
.با سنگی که یوته گرونبر قربانی شده بود شروع کردم
.روی نقطه قرمزه
بعد سعی کردم جاهایی که توصیف میکنه رو پیدا کنم .مثل آبشار
.اینطوری میتونیم مکانی که آموزگارشو ملاقات میکرده محدود کنیم
اون جاده اینجاست. تصادف موتورسیکلت اینجاست. غار هم اینجاست
.و اینجا جاییه که خانم ابرهارتر به قتل رسید
.سلام
.این باید دسترسی به فعالیت های اینترنتی هاس رو بهت بده
اینو از کجا آوردی؟
.منبع ناشناس
میتونیم ازش استفاده کنیم؟
با هارد درایو ها به جایی نمیرسیم، مگه نه؟
.میخوام 24 ساعته حواست به مانیتور هاس باشه
.الی، بیا بریم
.شما دنبال من میگردید
🔷 RezaAm 🔷
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.