Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
🔷 RezaAm 🔷
...دین دینز
!برو
!برو
.زمین مستقل آلمان
زمین مستقل آلمان
زمین مستقل آلمان
!دو قتل، یک انگیزه
!دو قتل، یک انگیزه
راز کلبه های تجملاتی روستای زیلر
راز کلبه های تجملاتی روستای زیلر
راز کلبه های تجملاتی روستای زیلر
نقش قربانی های قتل چیست؟
نقش قربانی های قتل چیست؟
ستیغ کفر
اسمت چیه؟
تو پلیسی؟ - .آره -
تو پلیسی؟ - .آره -
تو پلیسی؟ - آره -
.پلیس اتریش اینجا کار نمیکنه
خب چی میخوای؟
اسکار کوشلیک - چی؟ -
تو به خاطر کوشلیک وارد ملک من شدی؟
.قسم میخورم، فقط میخوام پیداش کنم
.من تفنگ دارم
.کاری نکن که مجبور به استفاده ازش بشم
.زودباش، روبرتو، بازش کن
.برو
.عجله کن
.آقای کوشلیک به مدت شش ماه اینجا زندگی کرد
کِی؟
.دو سال و نیم پیش
.اون آدم ساکتی بود
.و میخواست که توی سکوت رها بشه
.یه نفر یکی از این تابلو هارو فروخته
.از اینجا پست شده بود
.بهم بگو چی میدونی
.میتونستم اینو بهت بگم
.من فروختمش
.آقای کوشلیک یه حمله قلبی داشت
آمبولانس اونو به بیمارستان برد
اون مرده؟ - .نه -
.نه تا جایی که من خبر دارم
.مشکل اینه که اون هیچ پولی بهم نداد، حتی یک یورو
.من به بیمارستان زنگ زدم
.اونا فقط گفتن که آقای سیمیچ دیگه اونجا نیست
.بله
.آقای کوشلیک خودشو سیمیچ هم صدا میزد
.یا وارونه
.یه نفر نامه فرستاد و گفت که میخواد تابلوی "پسر خفته" رو بخره
.خب منم فروختمش
حالت خوبه؟
کوشلیک باهات بدرفتاری کرد؟
"در حالی که پلیس هنوز انگیزه های دو قتل رو پیدا نکرده
!بیشتر مدارک به یه نقطه مشترک اشاره میکنه" توافق ما این نبود
...خانم اشتوکر
چطور منو پیدا کردی؟ - .ما یه قرار داشتیم -
.نمیدونم منظورت چیه
.قول دادی درباره چیزی ننویسی تا اینکه رسمی بشه
.بیخیال، خبر صفحه اول شده .قرار نیست اینو از دست بدم
.یه تیتر روزنامه بی ارزش که میتونه تحقیقات مارو عقب بندازه
.همه میفهمن توافق کردیم - .متوجهم -
.هنوز هیچ سر نخ محکمی ندارید، درسته؟ که راهنماییتون کنه
آره؟ خب، قرارمون سر جاشه؟
.چه قراری؟ این همینجا و همین الان تموم میشه
.گیدین وینتر امروز یا فردا با خانم گوسن ملاقات میکنه
.میخواد اطلاعات بدست بیاره .فکر کنم یه آدرس باشه
اینو از کجا میدونی؟ - .منابع خودمو دارم -
کِی؟ کجا؟
.هنوز مشخص نشده .امروز یا فردا
.هر وقت زمانشو فهمیدم باهات تماس میگیرم
.صبر کن. یه چیزی در ازاش میخوام
.یه صدای ضبط شده دارم که توش گیدین وینتر درباره یه سلاح حرف میزنه
میدونی درباره چیه؟
از کجا آوردیش؟ - .منابع -
.میخوام بهش گوش کنم - .نه، نه، نه. بده و بگیر، خانم اشتوکر -
.وقتی بفهمم بهت میگم
.خوبه
.این گلوله ایه که تو صحنه جرم ابرهارتر پیدا شده
.همونطور که میبینید، به شکل بدی خراب شده
.همونطور که میبینید، به شکل بدی خراب شده
.پزشکی قانونی هنوز تحقیقاتش رو کامل نکرده
.ولی مطمئنا بعد از ظهر گزارش ها به دستمون میرسه
.مامورین دیروز دوباره با خانم دورفمیستر حرف زدن
.به نظر میرسه آقای دورفمیستر بین معترض ها دشمن پیدا کرده بود
.به نظر میرسه آقای دورفمیستر بین معترض ها دشمن پیدا کرده بود
ابتدای ماه مارچ یه اتفاقی برای اون افتاده بود
.و دچار پارگی ها ،کبودی ها و کوفتگی هایی روی بدنش شده بود
در اون زمان، اون گفته بود که توسط یه ضارب ناشناس کتک خورده
.ولی شکایت نکرده بود که غیر عادیه
.ولی شکایت نکرده بود که غیر عادیه
.باشه، برای الان کافیه
.ممنون
چیزی که تورک درباره دورفمیستر نوشته، به نظرت چیزی توش هست؟
.شاید. نمیدونم
،چیزی که دیروز توی جلسه گفتی .نظریه ات خیلی به این شبیهه
منظوری داری؟
.نه. فقط میگم شباهت هایی وجود داره
.واسه این وقت ندارم
!هی، زودباش
.سلام. میخواستیم با کسی که اینجا مسئول حرف بزنیم
افسر پلیس هستید یا وکیل؟
.الی اشتوکر، سازمان جنایی ترانستاین
خیلی خب. مامورین آلمانی قدرت این رو ندارن .که اینجا تحقیق کنن یا مارو از اینجا بیرون کنن
.بن هلر، سازمان جنایی سالزبورگ. من قدرتشو دارم
.باشه
.پس بهتره با وکیلمون حرف بزنید
.حتما
!اینا
.پلیس
خیلی تصادفیه که درست قبل از درخواست تغییر کاربری
.آتشسوزی بشه و تمام اسناد بسوزه
به هر حال از کجا درباره این اسناد میدونستی؟
.چون آدمایی رو میشناختم که تو نوشتن گزارش های محیطی دخیل بودن
چرا الان ازت حمایت نمیکنن؟
.چون یکدفعه، منصرف شدن
.هاینریش دورفمیستر برای مدت طولانی راضی به فروش زمینش نشد
ولی آخرش، راضی شد. به نظرت چی باعث این شد؟
.همه چیز باهم ارتباط دارن .پول به دنیا حکومت میکنه
اونا میخوان پناهگاه های لاکچری کوفتیشونو بسازن. اینجا برای منابع طبیعیه
.ما برای این آبروریزی داریم اعتراض میکنیم
.اینکه چه کسی زمین رو به چه کسی فروخته برای ما مهم نیست
میدونستید که توبیاس دورفمیستر به پدرش فشار آورده
که زمین رو به گوسن ها بفروشه؟
چیزی دربارش نشنیدی؟
.من فقط چیز هایی که توی روزنامه هست رو میدونم
،یه چیز دیگه .به دورفمیستر حمله شده بود
.اون گفت که یکی از این کمپ اعتراضات بوده
چیزی در این باره میدونی؟ حدسی؟
.میدونی که جزییات شخصی همه افراد اینجارو بررسی میکنیم
...بخوام روراست باشم
.برای من هیچ اهمیتی نداره که بقیه چی میگن .ما برای منابع طبیعی داریم اعتراض میکنیم
.بعضی از مردم دوسش ندارن
.مردم احمقن. اونا نمیفهمن که اینجا یه فاجعه زیستی داره اتفاق میفته
.همه طبیعت دست نخورده و تمیز میخوان .ولی هیچکس نمیخواد براش بجنگه
.اونا طبیعت رو فقط از پیج های اینستاشون میشناسن
.چون میتونن با گوشیشون از طبیعت عکس بگیرن فکر میکنن اون محافظت شدهس
فکر میکنی اینطوری زندگیم رو تصور میکردم؟
.منم دوست دارم شب ها توی یه وان پر با عطر دراز بکشم
.کمرم به خاطر خوابیدن روی حصیر لعنتی درد میکنه
.سرماخوردگی دائم دارم و چرخه قاعدهگیم به هم ریخته
.من مثل بقیه نیستم .اونا دوست دارن اینجا باشن
!اونا فکر میکنن یه ماجراجویی عاشقانه اس. ریدم تو هر چی عاشقیه
من شغلم تو یه شرکت حقوقی رو ول کردم
.و حالا به جای یه رابطه، مشکل مثانه پیدا کردم
.ولی کاری که داریم میکنیم مهمه برای همین اینجام
.به سوال جواب ندادید
.از کجا بدونم؟ شاید باعث ناراحتیش میشدیم
ناشناس
بله؟
.امشب ساعت هست. خودت میدونی کجا
.باشه
.مارکستاین
.صبحتون بخیر. پسرتون امروز برای شیفت حاضر نشده
.هیچ تماسی هم نگرفته .فقط خواستم مطمئن بشم حالش خوبه
.نمیفهمم
.اون هیچ چیزی به من نگفته
.الان باید سرکار باشه
.بسیار خب، لطفا بهش بگید باید هر چه سریعتر بیاد اینجا
.باشه، بهش میگم
.ممنون
.نپرس، نپرس
چیا داری؟
.آره، خب، گلوله ای که تو صحنه ابرهارتر پیدا کردیم
مطمئنا میتونیم بگیم که از یه هفت تیر شلیک شده
،که یک سال پیش از انبار پلیس توی روزنهیم
.همراه اسلحه و مهمات دزدیده شده
،اون زمان مظنون اصلی افسر مسلح سابق آندریاس هاس بود
.که خودش رو به عنوان شهروند شاهنشاهی اعلام کرد و از وظیفه کنار گذاشته شد
،اون برای دزدی محکوم شناخته شد .ولی سلاح ها هیچوقت پیدا نشدن
همینطور گزارش هایی از حمله
.و تهدید طرف مقابل و تجاوز داشتیم
.این های توی فایل توی اتریش هست
اون گوینده مهمان تو یه جلسه که چند روز طول کشید بود
.که به دلیل مشکوک بودن به فعالیت های نازی منحل شد
.همهاش توسط گروه اتحاد اتریشی ترتیب داده شده بود
.که پر از چیز های محرمانه ها، توطئه چین ها، نگرش گر ها نئو نازی ها و غیب گو هاست
.آره، آره، درباره اون گروه میدونم
اشتوکر کجاست؟
.اون توی راه همراه هلر و اون مامورهس
.نتونستیم باهات تماس بگیریم
...پیا
.چک کن ببین مارکستاین ارتباطی با هاس داره یا نه
.حتی اگه به یه مدرسه یکسان رفته باشن
...هی، گیدین
حالت خوبه؟
.ادامه بدین، ادامه بدین
.وارد میشیم
.امنه
!مراقب باشین! ورودی
!پلیس
!پلیس
!بخواب روی زمین - !پلیس! دست ها بالا -
.شلیک نکنین. سگ به کسی آسیب نمیزنه - .آروم -
،دست ها پشت کمر !دست ها پشت کمر
،دست ها پشت کمر !دست ها پشت کمر
.سگ کاری نمیکنه
.خیلی خب
،صرفا جهت اطلاع
،من آندریاس هاس این حق رو بیان میکنم در صورت خشونت از
افسر ها، افراد جداگانه ،مقامات و از این قبیل
،مبلغ 5,000 یورو
یا 500 یورو در صورت اذیت، نگهداری، و بی احترامی و از این قبیل
...یا 50,000 یورو در صورت استفاده از خشونت
نقد میخوای؟
یا میخوای بزنم به کارتت؟
.اظهاریه آزاد بانک هارو رد میکنه. احمقانهس
.ولی فیشاش میاد - .آره، باشه -
.تو با یه تفنگ پیدا شدی. داشتن سلاح گرم غیر قانونیه
برای چی میخوایش؟
امیدوارم برای کسایی مثل من نباشه اگه پولت رو ندم؟
.بلافاصله شروع با تهدید. معمولا کار میکنه
.کار درست اینه که به فرد بازداشت شده بگی دلیل دستگیریش چیه
.یادم رفت قبلا از ما بودی - .عیبی نداره -
.کافیه. تو مظنون اصلی هستی
و محکوم به داشتن سلاح گرم شدی. .میدونی این یعنی چی
بله. و مطمئنم که نمیدونید گفته هاتون رو متوجه نمیشم
.برای همینه که با یه تیپ سنگین به خونم حمله کردین
تفنگ برای چیه؟
.از اون در برابر مزاحم هایی که وارد ملکم میشن از خودم دفاع میکنم
.محض اطلاع، ما لپتاپت رو از توی ماشینت توقیف کردیم
.این قتله، آقای هاس
من بودم با همکاری با مقاماتی که نمیشناسید شروع میکردم
.یا اینکه خیلی زود به زندانی که ایده آلتون نیست برگردونده میشید
.اینجا مرحله ایه که ساکت میشم تا وکیلم برسه
.اون میتونه صحبت با کسایی که من نمیشناسم رو برام انجام بده
.خوبه. خوشحال میشم
.شنیدم یه ژرمن شپرد داری
.استلا
.از طرفت بهش سلام میرسونم
،اگه به سگم آسیب بزنی !بهت آسیب میزنم. بهم اعتماد کن
.چه خوب
.یه تهدید، خیلی خب حالا یه چیزی داریم
پس با وکیلت حرف میزنیم، آره؟
تنها چیزی که از این حرومزاده داریم اینه که
.احتمالا اون صاحب تفنگیه که باهاش به زچر شلیک شده
به عبارت دیگه، وکیلش حداکثر تا 30 دقیقه دیگه اینجاست
،و دادستان رو متقاعد میکنه
.بعد از 31 دقیقه دیگه هاس رو با خودش میبره
.وقت کمه. باید هارد درایو لپتاپش رو کپی کنیم
.این غیر قانونیه
چیزی پیدا کردی؟
.سعی کردم یه ارتباطی با قربانی ها پیدا کنم ولی چیزی نیست
.هاس پشت دستش یه خالکوبی داره، از این چرت و پرتای نازی
.همینطور به آت آشغالای شیطان پرست ها هم میخوره .شاید از این چیزی بتونید پیدا کنید
.بهم بگو چت شده
همش کجا میری؟
...الی
.اگه چیزی برای گفتن باشه، بهت میگم...
.اشتوکر - .الی، وکیل هاس اینجاست -
.خودشه
...خانم
از آشنایی باهاتون خوشخبتم، ولی متاسفانه آشنایی ما همینجا تموم میشه
.چون من موکلم آقای هاس رو با خودم میبرم
بر چه اساس قانونیای؟
.بر این اساس که هیچ اساس قانونی وجود نداره
.هیچکدوم از بند های 115A یا 128 از کتاب جرایم کیفری اینجا مطرح نیست
.خداحافظ
.همونطور که گفتی، فیش و برات میفرستم
.گیدین وینتر و خانم با هم در ارتباط بودن و یا هستن
در این باره چیزی میدونید؟
.نمیتونم نظری بدم
.فکر میکنیم میتونید
.این شکتون رو چند بار پیش دادستان سوبدا بردید
"من مطمئنم که گیدین وینتر با خانم گوسن در ارتباطه"
این جمله براتون آشناست؟
که در این نقطه دادستان میپرسه اینو از کجا میدونید
.و شما جواب میدید "فقط میدونم"
اینطور به نظر میاد که بیشتر میدونستید .خیلی خوب میشه اگه دونسته هاتون رو با ما به اشتراک بگذارید
.نمیدونستم. فقط احساس میکردم
.بصیرت زنانه
.من هرگز شاهد چنین ملاقاتی نبودم
.شاید
اما چرا باورتون نمیکنم؟
!گیدین داره به دیدن گوسن میره
!الی، وایسا، وایسا - هی، دیوونه شدی؟ -
!برو اونور! گمشو - .باید باهات حرف بزنم -
.بیا گمش کردم - کی؟ -
.گیدین. میخواست به دیدن خانم گوسن بره .این میتونست مدرکی که نیاز داشتم بشه
.من از کجا باید میدونستم؟ داری ازم دوری میکنی
.فقط در صورتی میتونم باهات حرف بزنم که بپرم جلوی ماشینت
بین اینهمه روز چرا امروزو انتخاب کردی؟
.شرمنده که باهات هماهنگ نکردم
!واقعا نمیتونم الان به این فکر کنم
بهم بگو جریان چیه باورم نمیشه .فقط به خاطر ناپدید کردن یه اسلحه باشه
،مرگ ییلا تقصیر گیدین نیست .با این حال تو جوری رفتار میکنی انگار گیدین اونو کشته
.الی، تو منطقی رفتار نمیکنی
تو میدونی من دنبال چیم و این شانس من بود. نمیفهمی؟
چطور قراره بفهمم وقتی باهام حرف نمیزنی؟
.الان بدترین وقته. برای هر چیزی یه زمان مناسب هست
!ولی تو هیچوقت زمان مناسب رو پیدا نمیکنی
زمان درست کِیه؟ .من شغلمو برای تو به خطر انداختم
منو از گروه ضربت بیرون انداختن. برای چی؟
.من مجبورت نکردم - .نه، نکردی -
.رافائل، معذرت میخوام - برای چی؟ -
برای اینکه یه نفر عاشقته؟
.نمیتونم اینکارو بکنم
،میتونم با بیرون بودن از گروه ضربت کنار بیام
.ولی نمیتونم با جزوی از زندگی تو نبودن کنار بیام
.ما دوتا قتل داریم. بدون راهنمایی .گیدین هرکاری دلش میخواد میکنه
.هر دومون یه کار رو انجام میدیم. نیازی به توضیح نیست
.من فقط یه سوال دارم
منو دوست داری؟
...خواهش میکنم، من - .فهمیدم -
.نتونستم چیزی که بینمون هست رو ببینم، اونم اینه که "مایی" وجود نداره
.فقط تویی. تو. تو
،به هر کسی که به دردت میخوره خوشامد میگی
.ولی هر کس که با قوانینت بازی نکنه، دور انداخته میشه
.من نتونستم اینو ببینم
.تو حتی خودتم دوست نداری
چطور قراره یکی دیگه رو دوست داشته باشی؟
چه خبر؟
چیزی که میخواستی ببینی رو دیدی؟
چی؟
.گیدین وینتر
.کافی نیست - پس دیگه باید چیکار کنم؟ -
میخوای همراه وینتر و گوسن تو یه ماشین بذارمت؟
.باید قسمتی از کار رو خودت انجام بدی
.باشه، یه چیزی برات دارم
.یه ارتباطی بین اینا مایر و توبیاس دورفمیستر وجود داره
یعنی چی؟ - .یعنی همین -
.اگه میخوای بیشتر بدونی، عمیق تر بگرد
...باشه، پس
.خوب به نظر نمیای
چه چیزی درباره اسناد بیمه سلامت این هنرمند مهمه؟
.بدست آوردن این اطلاعات تلاش زیادی به کار برد
.بهت اعتماد میکنم که به روت حساب کردن ادامه بدم
.خواهیم دید
چی میخوای؟
.اسکار. اسکار کوشلیک
اون اینجا زندگی میکنه؟
.چیزی دربارش نشنیدم - مطمئنی؟ -
.خیلی مطمئنم - .اون از این آدرس استفاده کرده بود -
.تو گزارشات سلامتش هست - !باید بدونم -
سیمیچ، سیمیچ، اینجا کسی به اسم سیمیچ زندگی میکنه؟ - !نه -
باید قبل از اینکه تو این ساعت وارد حیاط من بشی
!تصمیم میگرفتی دنبال کی هستی
.زنگ میزنم پلیس
!گوش کن
کجاست؟ - !بهت که گفتم. کسی اینجا نیست -
!لطفا، از خونم برو بیرون
.روحمم خبر نداره چی میخوای
.من اینجا تنها زندگی میکنم .کسی اینجا نیست
!حالا از سرک کشیدن تو اینجا دست بردار. برو بیرون
!از سر راهم برو کنار
افسانه های روستای زیلر
با بهترین آرزو ها تقدیم به گیدین
🔷 RezaAm 🔷
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.