Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه گذشت در ستیغ کفر
.من ییلا آنتیچ هستم، از سازمان تحقیقات جنایی ترانستاین
تو چی میخوای؟ - من میخوام تو چشمای قاتل ها نگاه کنم -
،اگه به چشمای یه قاتل نگاه کنی اونم به چشمای تو نگاه میکنه
این اولین پرونده بزرگته خانم آنتیچ؟ - بله -
.تو حالا یه افسر آلمانی هستی
ولی همیشه دختر من میمونی
.همه ما خودمون انتخاب میکنیم که کی باشیم
همکار سابقت، بازرس اتریشی وینتر، از کما بیرون اومده
.من میخوام برگردم سرکار .من باید برگردم سرکار
،تا جایی که میدونم .یه گلوله توی سرته
.سلام، آقای وینتر
.هر آدمی اگه بخواد میتونه تغییر کنه
.همه چیز توی خطه .شرکت، خانواده، همهش
من اونو واسه کار پیشنهاد دادم. .اون خیلی جوون بود، بی تجربه بود
.یه چیزی هست که نمیتونیم فراموش کنیم
پس چیزی واسه از دست دادن نداریم
باید دوباره یه نگاهی به پرونده آنتیچ بندازم
کار ولفگانگ بود با تفنگ شوهرم. کمکم کن
یه تفنگ به همین راحتی از اتاق مدارک ناپدید نمیشه
یه سیگنالی بود ولی مشکلی نداشت
.یه گلوله توی مغزشه
آقای وینتر از پسرم بگذر
تا صاحب یه زندگی جدید بشی
به سر کار خوش برگشتی بازرس
اون یه معنایی برات داشت ولی من تسلیم نمیشم
من این پرونده رو حل میکنم هر چیزی که لازم باشه حتی اگه مارو دشمن هم کنه
میدونم
ستیغ کفر
سلام سلام جیباتونو خالی کنید لطفا
حتما
ممنون
ظهر بخیر آقای آنتیچ من الی اشتوکر هستم از سازمان تحقیقات جنایی ترانستاین
میخواستم شخصا بهتون بگم
که چقدر برای اتفاقی که برای دخترتون افتاد ناراحت شدم
مرگ اون به همه ضربه بزرگی زد
اینجا چنتا چیز شخصی دارم که روی میز ییلا بود
عکس ها، یه دفترچه یادداشت
واقعا فکر کردی برام مهمه که ناراحتی؟
نه، فکر نکنم
ولی برام مهمه که بدونید ییلا افسر پلیس فوق العاده ای بود
بهتون قول میدم هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم تا قاتلش تقاصشو پس بده
میدونی معنی "ییلا" چیه؟
.نه
"خوش اومدی"
.این اون بود
ولی من نه متاسفانه
میدونی وقتی دستگیرم کردن دخترم چی صدام کرد؟
آپاس، یه سگ
به پدر خودش چون ترکش کردم
چون حق با اون بود. من ترکش کردم
در غیر اینصورت الان زنده بود
آقای آنتیچ - آ کودو -
ییلا یه معجزه بود
زن من نمیتونست بچه دار بشه
با این حال ییلا رو حامله شد
ییلا یه دختر ویژه بود
اون قدرت گوش دادن داشت
اون میتونست آدم هارو باهم متحد کنه
.نه اینکه از هم جداشون کنه یا سرزنششون کنه
تو مافوق ییلا بودی
و میدونم که تو مسئول مرگ اونی
و حالا باید باهاش زندگی کنی
!قولتو برای خودت نگه دار
ماه بعد 6
چی شده؟
باید برم خونه
صبح زود باید برم سرکار
چرا؟
با خودم گفتم شاید بخوای تنها باشی
میخوام بمونی
درک کردنت راحت نیست
بعضی چیزا زمان میبرن
ولی من واقعا دارم سعیمو میکنم
آره، میدونم
الی؟
الی؟
سفر خوبی داشتید؟
یه چیز دیگه هست
سازمان تحقیقات جنایی ترانستاین درخواست همکار برای عملیات نظارت کرده
درخواست دو تا افسر کردن
داوطلبی هست؟
.خیلیاتون. خوبه
بیندر و گروواک، لطفا
خیلی خب، چیز دیگه؟
آره، دیشب یه تصادف موتور اتفاق افتاده
تو طرف جاده آلمان
.تو دهکده زیلر راننده موتور اتریشی بوده
سمیر شوختر 35 ساله
.اون به دلیل شدت جراحات توی صحنه تصادف جونشو از دست داده
آلمانی ها دارن بهش رسیدگی میکنن چون تو مرز اوناست
دیگه جزئیات دقیقی از تصادف نداریم
ما حدس میزنیم به دلیل سرعت بیش از حد بوده
موتور سیکلت با کوه برخورد کرده و به شکل گستردهای آتش گرفته
.متاسفم که بدون مشورت باهات دو تا افسر انتخاب کردم
.اشکالی نداره
.بهت گفتم که تا وقتی برگردم همه چیز زیر نظرت باشه
.باید برم. کار دارم
میدونی کِی کارت تموم میشه؟
.میتونم یکم بیشتر اینجا بمونم یا به شکل دیگه ای کمکت کنم؟
.اگه کمک نیاز داشتم، خبرت میکنم
.در حال حاضر نمیتونم - .میخوام با یه نفر آشنات کنم -
.الی، ایشون خانم هوفر هستن - .خانم، هوفر، خانم اشتوکر -
.نادین - .الی -
.خانم هوفر از بخش پیشگیری از جرم و جنایت توی وزارت داخلی مونیخ هستن
.ایشون برای مدتی با ما کار میکنن
...باشه
.خوش اومدی
چرا به برچتسگادن اومدی؟
.دلایل شخصی
.علاوه بر این، میخواستم بعد اینهمه سال از اون دفتر بیام بیرون
،از این نظر .خیلی خوب جواب داد
.بالاخره میگن هر اتفاقی که میفته، به دنبالش خوبی هم میاد
.امیدوارم همینطور باشه
.خیلی مشتاقم که باهات کار کنم
.با علاقه خاصی پرونده هات رو دنبال میکردم
.میتونم تصور کنم که پرونده گوسن خیلی برات سخت بوده
.از دست دادن یه همکار تازه کار .نمیدونم من چطور بهش واکنش نشون میدادم
...آره
.شرمنده، باید برگردم
شاید بتونیم بعدا یه نوشیدنی بخوریم؟
.آقای سوبدا - خانم اشتوکر اینجا چیکار میکنی؟ -
.نمیخوام عصرتونو خراب کنم - چه چیزی انقدر مهم بوده؟ -
.خانواده گوسن دارن کلبه های تجملاتی توی روستای زیلر میسازن
.سازمان حفاظت از محیط زیست تحت شرایط سخت مجوزش رو صادر کرده
.کاملا قانونیه
توی محیطی که منابع طبیعی وجود داره؟ .شما خودتونم اینو باورتون نمیشه
.خانواده گوسن سیاستمدار هارو میخرن، با حیله قانون رو دور میزنن و میکشن
.این درست نیست که میتونن هر کاری دلشون بخواد انجام بدن
گیدین وینتر چه نظری داره؟
.وینتر یه رابطه با خانواده گوسن داره
.اون آلت قتاله رو از اتاق مدارک خارج کرده
.خانم اشتوکر ما قبلا همه اینهارو دوره کردیم
.و همونطور که میدونید، کافی نیست
.متاسفانه
.ترسا گوسن هزینه عمل گیدین وینتر رو پرداخت کرده
.اینم قبلا بهم گفتید .ولی میتونید ثابتش کنید؟ نه
.ببین، وینتر مردی که قبلا بود نیست
.آدما عوض میشن
.بعضی وقت ها هم برای بهتر شدن
.اون هرگز تغییر نمیکنه اینو میدونید
.بی دلیل زندگی رو سختتر نکن
.مشکل شخصیت با وینتر رو فراموش کن
.عصر خوبی داشته باشی
.دلیل اینکه قاتل ییلا آنتیچ هنوز آزاده وینتره
.من کاری میکنم تقاص بده و قاتل اونو به عدالت میرسونم
.تو قانون نیستی
.یکم پیش غذا خوردم
.مطمئن نبودم میای .متاسفانه نتونستم باهات تماس بگیرم
.ببخشید که دیر کردم
.عیبی نداره
.البته میتونستی بهم زنگ بزنی
.روز سختی بود
.عصر بخیر
.نه، ممنون. فقط جین و تونیک
.الان میارم خدمتتون
.میتونستی درباره گوسن ها بهم بگی
.نمیخواستم بیدارت کنم
.بعد اینهمه زمان امروز دوباره برگشتم اونجا
.همه اینا دیوونگیه
.آره، میدونستم نمیتونی بیخیالش بشی
...گوسن ها یجوری رفتار میکنن
،انگار اتفاقی نیفتاده .و هیچکس کاری به کارشون نداره
شاید بهتره دوباره با دادستان حرف بزنی؟
.اینکارو کردم
خب؟
.خوب پیش رفت. اون فکر میکنه ممکنه اختلالاتی وجود داشته باشه
.ولی مدرکی نداره .باید یه چیز واقعی بهش بدم
...اگه مهم نبود ازت نمیخواستم - .الی، لطفا پای منو به این داستان باز نکن -
.فقط یه بار دیگه
.لطفا - .احساس خوبی بهش ندارم -
بفرمایید - .ممنون -
.گیدین وینتر حتما دوباره با ترسا گوسن در ارتباطه
چرا اینطور فکر میکنی؟ - .تقریبا مطمئنم -
"تقریبا مطمئن"
میخوای به خاطر یه حدس ریسک کنم؟ .اینکارو نمیکنم
.تو به لپتاپش دسترسی داری
،اگه بفهمی چرا ...بعدش هر دوی ما میتونیم
ما؟
.فکر کنم درک اشتباهی از "ما" داری
.اگه برای تو نفع داشته باشه میگی ما
.ولی وقتی به رابطهمون میرسه همچین عقیده ای نداری
.خودت میدونستی داری وارد چه چیزی میشی - .آره، میدونستم -
.لازم نیست اینو بهم بگی
.ولی اگه میخوای توصیه من رو بشنوی بیخیالش شو
،حتی اگه بتونی گیدین رو گیر بندازی .این ییلا آنتیچ رو برنمیگردونه
،میدونم که حس میکنی بهت خیانت شده ولی این چیو تغییر میده؟
.تو متوجه نیستی
.چطور قراره باشم؟ تو که اصلا حرف نمیزنی
.و وقتی حرف میزنی، میتونم بشنوم ولی نمیتونم درکت کنم
.آخرش احساس گناه میکنی
.هیچکس نمیتونه این احساس گناه رو ازت دور کنه .فقط خودت میتونی
.تو مقصر مرگ اون نیستی
.میدونم من مقصر نیستم
.ولی باید یه کاری بکنم چون هیچکس اهمیتی نمیده
.فقط این بار
.خواهش میکنم
چرا هیچوقت چیزی نگفتی؟
.تو همینطوری هستی
.یه بی شرف تا آخر
.حتی بهم نگفتی که مردی
(اسم روی قبر: گیدین وینتر)
.خوب به نظر نمیاید، آقای وینتر
.به جای این علائم باید منشا درد رو پیدا کنیم و درمانش کنیم
.من فقط یه چیز برای دردش میخوام
.ممکنه زخم باعث عود حفره های مغز شده باشه
.بیاید برای اطمینان با یه اسکن MRI از عصب هاتون مطمئن بشیم
.نه، به خودت زحمت نده
.من فقط یه چیزی برای سردرد میخوام
،به یکم خواب بیشتر نیاز دارم
.بعدش حالم خوب میشه
.میدونید که باید اینو گزارش کنید
.باشه، نمیتونم مجبورتون کنم
یه چیز قوی تر از مسکن های معمولتون تجویز میکنم
.که باعث درد معدهتون نمیشه
.نوار فنتانیل .یکی روی سینه تون، یا بازوی بالاییتون بچسبونید
.به مدت 3 روز دردتون رو آروم میکنه
.ولی حواستون باشه بیشتر از یه نوار استفاده نکنین .مسکن قویایه
.تا ابد نمیتونید اینطوری ادامه بدید
.از گرما دوری بکن
.باورت نمیشه
.همش تمومه
.رفته بودم خرید الان هم توی کلبه ام
خب، چی فکر میکنی؟
.تا سر حد مرگ حوصلم سر رفته بود
.معلومه که همه چیز همراهمه
.بهتره عجله کنی
.سلام، شما با ماریان تماس گرفتید
.الان نمیتونم جواب بدم .پیغامتون رو بذارید
ماریان؟
ماریان؟
ماریان؟
ماریان؟
ماریان؟
ماریان؟
امور داخلی از من چی میخواد؟
نظرت چیه؟ - .نمیدونم -
خیلی خب، میخوای قبل از شروع چیزی بخوری؟
.نه
شروع کنم؟
11:30پنجشبه، 28 اکتبر ساعت
.مصاحبه با سربازرس اشتوکر رو آغاز میکنیم
،به عنوان شاهد ،شما ملزم به گفتن حقیقت هستید
نه گزارش جرم یا اتهام دروغین
.شما نمیتونید به بستگان، آشنایان و شریک های عاطفیتون اتهام وارد کنید
شما میتونید برای جلوگیری از مقصر جلوه دادن خودتون سکوت اختیار کنید، متوجهید؟
.من فرآیند رو میدونم و متوجهم
.من حالا شمارو با موضوع فعلی ظن آگاه میکنم
شما سربازرس گیدین وینتر رو میشناسید؟
🔷 RezaAm 🔷
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.