Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.اجاره اول ماه پرداخت میشه
هنوزم اینجارو میخوای؟ .آره
...این یارو رو یادته باگز، معروف به سندمن؟
برای برنامه جدیدم .دارم باهاش مصاحبه میکنم
.پدرو هرناندز .مردی که خونوادهام رو کشت
.هنوز اون بیرونه
.میگیریمش
.بخاطر تو میگیرمش
پدرو هرناندز .شش ماه پیش کشته شده
.یه تک تیرانداز زدش
مهم نیست چقـدر تـلاش کنـی یـا
در مـورد من، چقدر پیـش بـری
هیچوقت نمیتـونی همه چی رو پشت سر بـذاری
هیچـوقت نمیشه از صـفر شـروع کـرد
اون میدونسـت من مـردی رو .که خونوادمـو کشت، کشتـم
حـق داشت تیـکه تیـکهام کنـه
بخاطـر زیر پـا گذاشتن قانـون
و چون حقیقت رو بهش نگفته بودم
لعنتی، حق داشـت منو لـو بـده
هیـچ کدوم از این کـارا رو نکـرد
ولی نمیتـونست .خودشو وادار کنـه بهم نگاه کنـه
فرانکس فهمیـد چی شـده
بهش گفت کـار عکاسی رو بهم یـاد بـده
مخالفتی نکـرد
،محلول باید 68 درجه باشه
عکس 60 ثانیه .توی محلول ظهور میمـونه
.مدت 30 ثانیه هم تو محلول استاپ
.محلول ثبوت هم پنج دقیقه
.همش توی یادداشتها هست
ده روز بعـدی خیلی طـول کشیـد
کـار کـم بـود
کلی چیز در مورد فیلم یـاد گرفتم
اما هنـوز بهم نگـاه نمیکـرد
قبل از همـه اینـا یه بـار بهم گفت کـه
دریچـههای اون تاریکخونه یـه راه مستقیـم
.به دفتر ویلر داره
،هیچـوقت سر در نیـاوردم که اون ده روز رو صبـر کـرد
تـا ویـلر بـره تعطیلات یـا اینـکه
فقط اینـقدر طـول کشیـد تـا
بفهمه کـه چی میخـواد بهـم بگـه
دلیلش هـر چی بـود
.بـالاخـره... آمـاده شـد
.متاسفم
کدوم قسمتش؟
اگه کسی خونوادهام رو میکشت .نمیدونم چیکار میکردم
شاید همون کاری .که تو کردی. نمیدونم
شبها بیدار میموندم و .سعی میکردم بفهمم چطور بگیرمش
،بخاطر تو
.تا حالت بهتر بشه
.تا خوب بشی
هیچوقت نمیخواستی بهم بگی؟
.اینطوری امنتر بود
فکر میکنی تو رو لو میدادم؟
.منظورم از امنتر برای تو بود
رندی؟
.فقط فرانکس میدونه
...لالا .دوشنبه با ویلر قرار دارم
.دارم از تیم فرانکس میام بیرون
.نمیتونی این کارو بکنی
فکر میکنی میتونی به من بگی چیکار کنم؟
.نه
فکر میکنی میتونی در مورد کارهای من نظر بدی؟
.نه
.من بهت اعتماد ندارم، گیبس
.به فرانکس هم اعتماد ندارم
.مطمئنم که به شما دوتا با هم اعتماد ندارم
این چه جور تیمیه؟
.هی
تو هنوز داری عکس تمرین میکنی، درسته؟
.آره، خوبه
.گیبس، به کمکت نیاز دارم
.بریم عزیزم، زمان حساسه
.پارسال گیل کمکم کرد درش بیارم
.اما نزدیک بود اینجا از حمله آسم بمیره
.با این زرق و برق بهتر به نظر میرسه
.یه جعبه این ورا باید باشه... ایناهاش
.پشت کاغذ خردکن قایم شده
.پیداش کردم
،یکی انقدر باهاش کاغذ خرد کرد
.که موتور دستگاه رو سوزوند
.یادم نیست گیل گفت کی بود
.باید این لعنتی رو دور میانداختم
.بذارش برای مری جو
چنـد روزی میشـد که تو اون تاریکخونه حبس شـده بودیـم
اونجـا کریسمس نبـود
اما همه جـا کریسمس بـود
.صبر کن
ان.آی.اس، چه کمکی ازم برمیاد؟
اولین کریسمسی بـود که بـدون خونوادم بـودم
و حالا داشتم اونـم از دست میدادم
.گیبس
.گیبس هستم
اصلا مال من نبود که بخوام از دستش بدم
حتی نزدیکش هم نبـود
امـا یه مـرد تا یه حـدی میتـونه تحمل کنـه
.ممنون
خوبی، عزیزم؟
.بیشتر از این نمیتـونستم تحمل کنـم
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: Saeed_Pardis ::.
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
پس، آره، مامانم و شوهرش .شب کریسمس با پرواز میان
...که، میدونی .اون یه عوضی واقعیه
گیبس کدوم گوریه؟
شنیدم یه تلفن بهش شد .و کمی قبلش رفت بیرون
میدونی چیه؟ ،باید چند باری برم بیرون
و حسابی مست کنم .تا بتونم با این وضعیت کنار بیام
امشب؟
.نه، کریسمس، شوهر مامانم
خب، اگه دنبال ،راننده مشخصی میگردی
.من میتونم بیام دنبالت
هی. بچهها کمکم میکنین؟
بعـد از تلفنی که بهم شـد .نیاز داشتم یه چیزی حواسمو پرت کنه
اینا دیگه چیه؟
بایـد خودمـو مشغول نگه میداشتـم
ممنون. کجا بذارمش؟
.هر جا. باید ببرمش پایین
اولین بارته که شیفت شبی؟
یه چند تا قفسه بزنم تو انباری .سرو سامون بگیره
.یه مقدار دیگه چوب تو ماشینه
این اولین شبته؟
.سومین. پس میدونی
کسی که قراره جاشو بگیری، تا وقتی .تو نری و تحویل نگیری، نمیتونه بره
هم دیر میای ،هم دم در معطل میکنی
.خیلی رو اعصابه، رفیق
خب، اگه کمکم کنی .زودتر تموم میشه
بعـد از اینکه پـدرم ماهیگیـری رو بهم یـاد داد
بهم نشـون داد چطـور با چکش کـار کنـم
گفت، "تو این دنیـا خیلی چیـزا هست "کـه نمیتونی درستشون کنی
اما چوب رو" "همیشه میتونی درست کنی
و این یه شروعه
اونشب، تنهـا چیـزی که میخواستم این بود که همه چی رو درست کنم
ولی بعـد از اون تلفنی که بهم شـد
این غیـرممکن بـود
از اولشم درست کـردنش غیـرممکن بـود
و از اون مـوقع شـروع شـد
شـش مـاه پیـش
وقتی از کشتن مـردی کـه خانـوادهات رو کشته، برمیگردی
یونیفـرم دیـگه مثل قبل بهت نمیـاد
آرزو میکـردی اینطور باشـه، امـا نیست
گفتی گروهبان توپخونه، گیبس؟
.آوردیمت اینجا کارت شناساییت رو تحویل دادی، گروهبان؟
.آره .برو بذارش اونجا
.فقط چند دقیقه از وقتت رو میگیرم
از در میری بیرون .و کاملا آزاد و غیرنظامی میشی
.یه کلاهسربازی
.یه جفت قمقمه
.یه فنجون سربازی
لعنتی
.واقعا اینا رو داغون کردی، گروهبان
یه جلیقه ضد گلوله .یه کولهپشتی آلیس
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
با فروشگاه استیل واتر تماس گرفتید
پیام بذارید .با شما تماس گرفته میشه
...هی، بابا، آه
،باید بهت بگم
آه... من امروز رفتم پایگاه و... لروی؟
.سلام
میدونی که سهشنبه صبح تعطیلیم
.باید زنگ میزدی خونه
.فقط برای برداشتن عینکم اومدم
.خوششانسم
چی میگفتی؟ امروز برگشتی پایگاه؟
پس گفتن میتونی بری سر کار؟ .چه عالی
...آره، من
...ببین، یکی
ها؟
یکی پشت خطه .باید دوباره بهت زنگ بزنم
.باز کن، مرتیکه احمق
.در کوفتی رو باز کن
چه مرگته مرد؟
.نمیتونی همینطوری بیای تو
.هر جا که دلم بخواد میتونم برم
تو پانزدهمین باره که .اومدی اینجا و آرامش رو بهم زدی
ساختمونمو خراب کردی .من این کارو نکردم
.خب، این که جدیده
درستش میکنم .نه
.آخرین اخطار، آخرین اخطار بود .میخوام بری بیرون. روث
.بیخیال. یه روز سخت داشتم
خب، منم زندگی سختی دارم .اینا رو تمیز کن و برو بیرون
.وسایلت رو جمع کن
گورتو گم کن .وگرنه زنگ میزنم به پلیس
.باشه
.هی، باشه، من میرم
.من میرم
کمپ پندلتـون رودیـو
هی، چیه؟
هـزاران تـوریست رو با اتـوبوس آوردن تو شهـر
اتفاقـا درست موقعی که از خـونه انداختنـم بیـرون، داشتـن میومـدن
تا صـد مایلی هیـچ جای خالی نبـود
پس منم کـار خودمـو کـردم
متاسفم .مامور فرانکس در دسترس نیست
میتونم پیامتون رو برسونم؟
.بعدا زنگ میزنم
من به فرانکس زنـگ نـزدم که جایی برای مـوندن پیـدا کنـم
تـا اون مـوقع تکلیف اون موضوع رو روشن کـرده بـودم
زنـگ زدم چـون تو دنیـا تنهـا کسی بـود کـه
میتونستم باهـاش در مـورد کـاری که تو مکزیک کردم حرف بزنـم
فقط اون مـونده بـود
چند روز بـود کـه تو ماشینم زنـدگی میکـردم
و مکزیک هم موضـوع خیلی مهمی بـود .که بایـد بهش فکر میکردم
چیـزای زیـادی بـود کـه بایـد خودم بهشـون فکر میکـردم
.میبینم که آخرش کارتو راه انداختی
.چه کاخ دراماتیکی
.دیگه کافیه. بیا خونه
.یه لیست از خسارتهات تهیه کردم
.باید درستشون کنی
.میخوام وقتی تموم شدن تاییدشون کنم
.پول پیشت رو نگه میدارم
.الان مال منه
.بله خانم
.میدونم کی هستی
.روزنامه میخونم، از همه چی باخبرم
هر روز که یه تفنگدار سفیدپوست با یه اسم .سیاه، خانوادهاش رو تو قتل از دست نمیده
.میز آشپزخونهت تنها چیز خوب اینجاست
.یه جای صاف درست و حسابی پیدا نکردم
.تو تیکه قهوهای منو اونجا داری
...میلیونها تیکه قهوهای تیره هست
میتونی ببینیش .داره مستقیم بهم نگاه میکنه
قهوهای تیره، قهوهای تیره .اینم قهوهای تیره. بفرما
.هیچ قانونی برای پازل وجود نداره
.قانون وجود داره
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
همیشه مجبور نیستیم هر کدوم .دو تا گوشه رو بچینیم، میدونی
چیه؟
.من نیستم
چی؟
میتونی اون یکی رو نگه داری .خودت انجامش بدی
تو چی ...؟
چیکار کردم؟
چیز اشتباهی گفتم؟
.حتی حرف هم نزدیم
چرا باید حرف بزنی؟ .هیچوقت موقع پازل حرف نمیزنیم
چی، میخوای حرف بزنی؟
نگاهی به خودت بنداز .تو یه بازنده تموم عیاری
.من با بازندهها کاری ندارم
.وقت این مزخرفات رو ندارم
کمک لازم داری من کمک لازم دارم؟
.آره. تو آینه نگاه کن، مرد
.موهاتو بشور، یه کار پیدا کن
از اون بیخانمانهایی که
همیشه تو پارکینگ من .پرسه میزنن بهتر نیستی. هی
،اگه بخوام کار پیدا میکنم
اصلا ربطی به چیزی که فکر میکنی نداره، باشه؟
.حالا هرچی
چنـد روز بعـد
از خواربارفـروشی شـروع کـردم
از مشتـریهـا کلی تعریـف شنیـدم
.دستت درد نکنه، مرد جوون
هر چی تو مغـازه پـدرم یـاد گرفتم داشت جواب میداد
...یه هفته کـه گـذشت
روث دوبـاره با پـازلها سر و کلش پیـدا شـد
وقتی از سر کـار به خـونه برمیگشتـم شبها چند ساعت پـازل بازی میکردیم
گفت با این پیشبنـد .خیلی افتضـاح به نظـر میـام
کامـلا مطمئنم که اینـو گفتـه
چـون میدونست اون پیشبند مـال من نیست
.یه پاکت سیگار هم دود میکنه
امشب شام چی میخوای درست کنی، عزیزم؟
من با انجی میرم بیرون، یادته؟
.نه
.منو تنها نذار. بدون تو میمیرم
.مامور فرانکس
.گیبس
حالت چطوره؟
.سعی کردم باهات تماس بگیرم
.تیش، این لروی گیبسه
...من
.از آشناییت خوشبختم
.خانم
.سعی کردم تماس بگیرم
.باید در مورد چیزی باهات حرف بزنم
.بذار یه وقت دیگه. عجله دارم
ساعت 4:00 کارم تمومه میخوای یه آبجو بخوریم؟
.امروز نمیشه. یه کارایی دارم
.گفت با یکی از دوستاش شام میخوره
.بقیهاش مالِ خودت
.امشب جور نمیشه، گروهبان
فردا چطور؟
تو دو تا پاکت بذار، میشه؟
.ممنونم
فردا؟
.جور نمیشه
بیچاره روزهای سختی رو گذرونده .حداقل میتونی باهاش حرف بزنی
سعی کـرد از من فاصـله بگیـره
امـا محال بـود بـذارم به این سادگی از دستـم خلاص بشه
مکزیک خیـلی بـزرگ بـود تنهایی از پسش برنمیاومـدم
.هی
پس فردا چطوره؟
.بچهی لعنتی
.الان خوبه
چیه، گروهبان؟
.من دیگه گروهبان نیستم
.آره، تازه فهمیدم
پدرت چطور با رفتنت از ارتش کنار اومد؟
.هنوز بهش نگفتم
.زندگی خودته
.مال اون نیست
.باید باهات حرف بزنم
...من
...پدرو هرناندز .نه
...گوش کن. فقط به یه
...یه دقیقه از وقتت .گفتم نه، لعنت بهت
.اینجوری کار نمیکنه
حالا، من حرف میزنم و تو گوش میدی، باشه؟
هیچوقت نمیخواستم .اون پرونده رو بهت نشون بدم
.اما به هر حال این کارو کردم
ولی باعث نمیشه .مسئول اتفاقات بعدیش باشم
هفتهها پیدات نیست ،بعد یهو بهم زنگ میزنی
و درست وقتی دارم با خانومم شیر میخرم، منو گیر میاندازی
.یکی از این دو مورد رو داری
،یا داری وقت تلف میکنی
یا طوری نگام میکنی .انگار اطلاعاتی دارم که ندارم
یا یه چیزی تو دلت مونده .که به من مربوط نیست
.هیچ وقت نمیخوام مسئولیتش با من باشه
میفهمی، گروهبان؟
.حالا میتونی جواب بدی... بله یا نه
می فهمی که این میتونه یه مشکل باشه؟
.بله
میخوای برای من مشکل درست کنی؟
.نه
من واقعا متاسفم برای همه چیزهایی .که پشت سر گذاشتی
.منظورم همینه
میخوای نصیحت منو بشنوی؟
تا جایی که میتونی .همه چی رو پشت سر بذار
.دکمه ریست رو بزن
.یه هدف جدید پیدا کن
.تو آدم باهوشی هستی، گیبس
باهوشتر از اونی که .آبجوی منو بذاری تو پاکت
برگشتم تو و شیفتم رو تمـوم کـردم
یه شش تایی برداشتم و اومـدم بیـرون
روز به اونجایی رسید که فقط میخوای .بری خـونه و تنهـایی مشروب بخـوری
.بردار. بیا، بردار
.بذارش اونجا
کجا؟
یه جـورایی بیحسی میچسبیـد
ولی نمیتونستـم چیـز بـاارزشی .اونور بسته شیش تـایی آبجو ببینـم
.هی
هی، وایسا، عوضی کوچولو
.هی
.دزدیدن، دارن وسایلامو میبرن
.هی
.برو، برو، برو
.هی
.بریم، بریم
.نه، نه، نه .تو اینجا بمون
.خفه شو، منم میام .روث
راه بیفت، لعنتی .دارن فرار می کنن
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
.کمربند ایمنی
.کمربند ایمنی
.اوه، به خاطر خدا
.اونجان
.خودشونن بهت آسیب رسوندن؟
.برو نزدیکتر. پلاکش رو بنویسم
بازوت رو گرفتن؟
...سه، شش، چیزه
سه، شش، هفت .پ، س، ه. خب فهمیدم
بریم یه تلفن پیدا کنیم .و به پلیس زنگ بزنیم
.آرومتر. فهمیدم
.گفتم، آرومتر
.بیخیال، داری ما رو به کشتن میدی
.لروی
.لروی
فقط دستته؟
چی؟
جای دیگهای هم صدمه زدن؟
چی، این؟
.این کار اونا نبود
.دیروز به یه در خوردم، دیوونه
.این یارو عقلش رو از دست داده
.از ماشین بیا بیرون
به معنای واقعی .منو کشوندی به آبجوخوری
.به معنای واقعی
چرا میخوان جاروبرقیت رو بدزدن؟
.اون جارو بهترین بود
.هوور بود
.حدس میزنم میخوان بفروشنش
.اونا تو ماشینشون زندگی میکنن
نه چیزی برای جارو کردن دارن .نه جایی برای وصل کردنش
عوضیهای کوچولو. صفحهی .سادهی رویاهام رو هم برداشتن
.لیندا رونستاد
.آره
الان میخوای پلاک رو گزارش بدی؟
.نه
.حتی دنبال کردنشون هم فایده نداره
پلیس هیچ کاری نمیکنه
.کاریش نمیشه کرد
.بیا
.ممنون
.اون صفحه رو دوست داشتی
وقتی "بلو بایو" پخش میشه .ناراحت میشی
.نه، نمیشم
.باشه
.اون آهنگ، منو یاد پسرم میاندازه
.اون نمُرده یا چیزی
.تو نیواورلئان زندگی میکنه
.یه معماره
من زندگیش رو برای ،سالهای زیادی خراب کردم، پس
منطقیه که چرا دیگه .نمیخواد با من حرف بزنه
من مثل یه توپِ خرابکارم .که هیچوقت خطا نمیکنه
،اما میدونی
،حدس میزنم گاهی بهتره که غمگین باشی
.تا اینکه هیچ احساسی نداشته باشی
،مردی که خونواده ام رو کشت
.پیداش کردم و کشتمش
واو. حس خوبی داره که .کس دیگهای هم اینو میدونه
.متاسفم که اینو بهت گفتم
.میفهمم اگه دیگه نخوای بیای اینجا
چه...مرگت...شده؟
معلومه الان چه خبره؟
من بهت میگم یه مادر مزخرفم تو بهم میگی که یه یکی رو کشتی؟
.این نمیتونه عادی باشه
مردم واقعا اینطوری حرف میزنن؟
.فکر نمیکنم
پس، تو اون مرد رو کشتی؟
.این خیلی چیزها رو توضیح میده
.هی
.بذار یه چیزی بهت بگم
اون بهم گفت کـه چی در من دیـده
که مـردی بـودم کـه موفق شـدم قاتلی رو شـکار کنـم
که هیچکس دیـگه نتونستـه پیـداش کنـه
که آمـاده بودم دزداش رو تعقیب کنـم بـدون اینکه دو بـار فکـر کنـم
که تـوجه کـردم
که متـوجه شـدم چه آهنگی رو دوست داره
و به کبـودی روی بـازوش اهمیت دادم
اون با صدای بلند گفت که غریـزهام میگه
اگه همه تـلاشمو بکنـم
اگه خودمـو جمع و جـور کنـم
میتـونم پلیس خیلی خوبی بشم
مرکز آموزش اجرای قانون فدرال
تو جورجیـا بـرای دو مـاه آینـده خـونه من شـد
بعـد از مدرسه تک تیـرانداز شناسایی و توفـان صحـرا
تمرینات بدنی فِلتک آسون بود
.امنه
فرانکس هنوزم نمیخواست هیچ کـاری با من داشتـه باشه
پس به دفتر "تووِنی ناین پالمز" رفتم
دریـایی بـودن بهم کمک کـرد که سریـع تاییـد بشـم
گفتن وقتی اینجا کـارم تمـوم شـد یه مـامور آزمایشی میشم
مشکل این بـود کـه ذهنم هنـوز درست کار نمیکرد
احساس کـردم شایـد کـاری رو شـروع کردم که از توانـم بیشتر بود
امـا روث چیـز دیـگهای گفت
اون نـوشت: اونی که بعـد ازشکست برمیگـرده، خیلی قـویتـره
و گـاهی وقتـا
چنـد تـا کلـمهی دلگـرمکننده دیگه هم اضـافه میکرد
نامـههای روث یه دنیـا ارزش داشت
و بعـد از فـارغ التحصیلی
بیصبـرانه منتظـرم تا بـرم خـونه و بهش ثـابت کنـم که حق با اونـه
تبریک میگم اولین دونات پلیس شدنت به امید موفقیت بیشتر
.سلام
میخواستم صبر کنم ،بیای پایین و سلام کنی، اما
...دیدم که داری میای بالا، پس
.ممنون
.خیلی بهت افتخار میکنم، لروی
.واقعا افتخار میکنم
.خب هنوز رسمی نشدم
.یه وقت از ان.آی.اس گرفتم
.ارزيابي روانیام
با جت لگ؟
.نه، تو هواپیما خوابیدم
خب، من باید برم .نمیخوای که دیر کنم
.برای تو
میدونی، همیشه میگی ...یه مادر مزخرفی، اما
.تو یه خواهر بزرگ خیلی خوبی
دوباره کبودی برداشتی؟
.چیزی نیست، زودتر برو .دیر به کارت میرسی
...روث. چیه .وقتی برگشتی میبینمت
.روث
.بشین
.نه، نمیخوام بشینم
.بشین
این آزمون یه آنالیز جامع
.از سلامت و عملکرد ذهنی توئه
برای این طراحی شده که به ما بگه
که تو در وضعیت مناسبی
.برای مقابله با استرسهای شغلی هستی
من چندین بار ،تو ذهنم بهت گفتم
،میدونستم که باید با صدای بلند بگم
...اما من
.معلوم شد که دارم میمیرم
،ممکنه بعضی از سوالاتم سخت باشه
.چون وارد تاریخچه خانوادگیت میشیم
تنها چیزی که ازت میخوام .اینه که صادقانه جواب بدی
منطقیه؟
.من پیش همه دکترها رفتم
،اونقدر ازم خون گرفتن
،که الان رگام برعکس کار میکنه
.سرطان خون دارم
.نمیتونم اسمشو تلفظ کنم
یه مـرد میتـونه تا یه حـدی تحمـل کنـه
اینطور نیست، آقای گیبس؟
.تو حالت خوب نیست
حالت خوب نیست حالت خوب نیست
.تو حالت خوب نیست
آقای گیبس؟
حالت خوبه که شروع کنیم؟
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
با مایک فرانکس دوستی؟
آره. میشناسیش؟
.آره، یه عوضیه
میشه یه مقدار پول خرد برای تلفن بهم بدی؟
.ممنون
الو؟
لروی؟ تویی؟
.آره
از دستم ناراحتی؟
برای چی؟
فکر کردم امروز .بعد از کارت برمیگردی
چرا قبل از اینکه برم جورجیا بهم نگفتی که مریضی؟
.پس ناراحتی
.دو ماه رو هدر دادم
.زمانی که میتونستم ازش استفاده کنم
.هدر دادی؟ لروی
کمک به تو برای تبدیل شدن به ،مردی که قرار بود باشی
.تنها کار خوبیه که تا حالا انجام دادم
.خب، من قرار نیست یه مامور بشم
چی داری میگی؟
.تو ارزيابي روانیام رد شدم
کی میگه؟
.روانشناس
...لازم نبود بگه. من
.از صورتش معلوم بود
...لروی .ببخشید ناامیدت کردم
داداش. داری شوخی میکنی؟
.هی
،تو
.اینجا بیلیارد بازی میکنیم
چرا آهنگ "اولیویا نیوتن جان" گذاشتی؟
.لیندا رونستادته
مگه قراره چی رو بهتر کنه؟
.نکن
همـه چی برعکسه
زن و دختـرت مُـردن
تنها دوستت تو دنیـا داره میمیـره
شغلت نـابود شـده
آخرین چیـزی که نیـاز داری یه آدم عوضیه
کـه اصرار داره حالتـو بدتـر کنـه
میتونم کمکتون کنم؟ .مامور ویژه فرانکس
.از اسمیتی تو دالی تماس گرفتم
لروی گیبس اینجا دارین؟
همونطور که حرف زدیم .داره کارش انجام میشه
کارش تموم شده؟ تحویل کی دادن؟
.اون
.سلام، مایک
باید بشناسمت؟
.روث اوروزکو، مدیر ساختمون
.یه بار گذرا همدیگه رو دیدیم
روزی که آپارتمان لروی رو .بهش نشون دادم
.آره، درسته
اینجا چیکار میکنی؟
.لروی رو میبرم خونه
چرا؟
.چون بهترین دوستشم
کی این اتفاق افتاد؟
.همون موقع که تو ولش کردی
شنیدی از فلتک فارغ التحصیل شده؟
.آره، شنیدم. شاگرد اول شده
،همچین چیزی نیست. اولِ کلاس شده
.هر چی که هست، بهترین بوده
و همه چی رو به راه بود .تا اون ارزیابی روانشناسی احمقانه
.فکر میکنه رد شده
رد شده؟
.لعنت بهش
.اون فقط بخاطر من تو ازمون رد شد
چه گندی زدی؟
.دارم میمیرم، بخاطر اینه
درست قبل آزمون فهمید .برای همینم رد شد
.بابت این شرایط متاسفم
،دلیلش مهم نیست
.قانون قانونه
انگار زیاد اهلِ قانون و قاعده نیستی، نه؟
.آره
.همه چی رو بهم گفت
نگران نباش .رازت پیش من محفوظه
،جهنم، منم باید به اندازه تو داغون باشم
چون فکر میکنم وقتی اون پرونده رو .بهش نشون دادی، کار درستی کردی
.اما بعد ولش کردی
چی داری میگی؟
بچه بیچاره نمیتونه به خودش بیاد
،به پدرش بگه که از نیروی دریایی رفته
.اون یه بحران هویتی کامل داره
،به تو رو میاره تا به حرفاش گوش کنی
.و تو با پیشبندش اونجا تنها ولش میکنی
و بهت میگم که خودشو .برای همه اینها داره سرزنش میکنه
.چون فکر میکنه تو فوقالعادهای
.بخاطر تو بود که ان.آی.اس رو انتخاب کرد
،کاری که میکنه، چیزی که فکر میکنه
.به من ربطی نداره
پس اینجا چیکار میکنی؟
به تو ربط داره .فقط میگی ای کاش اینطوری نبود
.دو چیز کاملا متفاوت، عوضی خودخواه
.لروی گیبس الان میاد بیرون
کدومتون اونو میخواد؟
.اون میخواد
.اینجا رو امضا کن
.افتضاح به نظر میای
.آره، میدونم
.بیا بریم خونه
کاغذی یا پلاستیکی؟
آقا؟
.کاغذی
.بفرما، بذار براتون تو دوتا پاکت بذارم
.گوش کنین
.یه مامور جدید به تیم ملحق میشه
.اسمی که میشناسین
واقعا؟
شنیدم که قراره .از "توونی نایت پالمز" شروع کنه
.حدس زدم منتفی شده
شنیدم یه پلیس نظامی در مورد اینکه .چطور بخاطر دعوا دستگیر شده حرف میزد
بخاطر آبجو زیادی بوده .کارش با اینا تموم شده
.و این رسمیه؟ بله
.همین الان خبرش رسید
.اینطور نیست، کلیف؟ حتما
واقعا فکر میکنی برای اینجور کارا آمادهست، رئیس؟
.خیلی خوب جا میوفته
هی .هی، هی، کافیه
.بس کنین... دیگه کافیه
.طرف دیوونهست
.بهش خوردم، شروع کرد به زدن
.هی، نگفتی ببخشید
همین هفتهی پیش .داشت با چندتا سرباز دعوا میکرد
چرا هنوز حرف میزنی؟ .بیخیال
بیخیال، میخوای چیکار کنی؟
میخوای بیرون ببینمت؟ چرا این کارو نکنیم؟
.آروم، چیزی نیست
.ان.آی.اس. گرفتمش. بشین
قربان، طبق روال .باید گزارش بنویسیم
.پس بنویس. گرفتمش
.بشین
چیه؟
.تو ارزیابی روانیتو گذروندی، گیبس ،پس جوری رفتار نکن که انگار نگذروندی
،از "توونی ناین پالمز" تماس گرفتن
.گفتن پیشنهاد کارشونو پس میگیرن
.من گفتم این کارو بکنن
.قراره واسه من کار کنی
.فردا صبح ساعت 8:00 اونجا باش
.یه مامور به اسم راندولف داریم
راه و چاه رو بهت نشون میده .یه گشتی هم میبرتت
به بابات بگو ارتش رو ترک کردی .چون من استخدامت کردم
.به تیم خوش اومدی، پروبی
.برو خونه، کمی استراحت کن
.بله قربان
سـالها، نمیتـونستم بفهمـم چـرا منـو استخـدام کـرد
بعـد، یـه روز، مـوقع خـوردن آبجـو
در مـورد صحبتش با روث بهـم گفـت
تعجب نکـردم که تـونسته بـود رو مخش راه بـره
صبـح اولین روز کـاریام
صـدای خنـدهی کِلی رو شنیـدم
صورت شـانون رو دیـدم
همین کـافی بود که بخـوام دوبـاره برگـردم تو تختخواب
امـا بعـد یه صـدایی تو سـرم میگفت
لروی
مثل یه بچهی ننر نباش" "و پاشـو بـرو سـر کار
کـاش میتـونستم نجاتـش بـدم همونطور کـه اون منـو نجـات داد
امـا بهترین کـاری که ازم برمیاومـد پیـدا کـردن پسرش بـود
اون مـاههای آخر عمرشـو با پسرش تو نیـواورلئـان گـذروند
دقیقا جـایی که میخـواست بـاشه
تماسی کـه اون روز گـرفتم از طـرف پسرش بـود
بهـم گفت کـه رفتـه
...خب
آنها عملیات سانداون را ...یک گندکاری فاجعهبار دانستن که
.هی، گیل
تماسی داشتیم؟
.هی
.هی
داری... قفسه درست میکنی؟
.آره
خب چرا؟
.اینجا بهم ریختهست
.یه تماس تلفنی داشتی
.دیدم که رفتی بیرون
...من فقط
میخواستم ببینم، حالت خوبه؟
چی شده؟
.داستانش مفصله
.وقت دارم
.تا دوشنبه با ویلر قرار ندارم
...پس
.بهم بگو
همـه چی رو در مـورد روث بهش گفتـم
اون بهـم گفـت
که قـرار مـلاقاتش با ویـلر رو لغو میکنـه
میگفت اصـلا نمیتـونه تحمـل کنـه که
که مجبـور بشه تو یه تیم دیگه به یـه آدم خودشیفته .کـه ادای فـرانکس رو درمیـاره، جواب پس بـده
اون هنـوز خیلی بهم اعتمـاد نـداشت
امـا گفت کـه میخـواد تلاشش رو بکنـه
و ازش سپاسگـزار بـودم
چـون مثـل چیـزی بـود که روث همیشه در مورد پـازل میگفت
"وقتی یـه شریـک داری"
"بـاید از دو گـوشه درستش کنـی"
افرادی با نام مستعار "باگز" در یک عملیات مشترک .با یک تک تیرانداز دیگه، همکاری نزدیکی داشتن
ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس @Saeed8362
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.