Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
شانون و کلی دلیل زندگی من بودن
نمیتونستم دنیای بدون اونا رو تصور کنم تا اینکه مجبور شدم
اون دوید طرف میدان جنگ
میخواست کشته بشه
اون به هوش میاد؟ .نمیدونم
.لروی. لروی
قـرار بود مُـرده باشم
.ولی نمُـردم
ایستاده بودم
نفس میکشیدم
لنگ لنگان راه میرفتم
قـرار بود من مُـرده باشم
ولـی بعـد از اون
خـونه بـودم
اولیـن روز برگشـت
رفتـنِ داخل خـونه خیلـی سخت بـود
.بنابراین به جاش، رفتـم یه جای دیـگه
اجاره اول هر ماه .پرداخت میشه، بدون استثنا
مستاجر قبلی قراردادش رو ول کرد ،کمی از خرت و پرتش رو جا گذاشت
.میتونی اینجا از نسیم استفاده کنی
لباسشویی اون پشته .سکهایه، ولی باید خودت تهیه کنی
آدما فکر میکنن بخاطر یه پنج دلاری .پول خرد میکنم، ولی اشتباه میکنن
اینجا یه کمد داری، میتونی .هر چی دلت میخواد توش بذاری
از پسر عموم میخوام .که این چیزا رو از اینجا ببره بیرون
نه، اشکالی نداره .میتونی بذاری بمونه
سلام؟
.هی، پناهگاه بیخانمانها پایین جادهست
.اومدم اینجا کسی رو ببینم
.لروی گیبس
.مایک فرانکس
هنوزم اینجا رو میخوای؟
.آره
.با اجارهنامه برمیگردم
زودتر میومدم اینجا .ولی دفترم پیامتو قاطی کرده بود
گفتن تو خونه قراره .ببینمت، بعد گفتن اینجا
.تقصیر اونا نبوده
خب، اونجا بودم تا فقط ،خودم تلفن رو جواب بدم
.ولی امروز تعطیلم
فکر کردم قبل از اینکه زنگ بزنم .میخوای کمی با پدرت وقت بگذرونی
.اون تو نپـاله
.میخوام بدونم چرا
...میخوام بدونم چرا باید
یه روز مرخصی بگیری؟
وقتی مردی که .خانوادهام رو کشته هنوز اون بیرونه
من تو اون آپارتمـان قدیمـی .اولینهای زیـادی داشتـم
در نهـایت، عصا رو کنـار گذاشتم
من به ان.آی.اس ملحق شدم .هر روز سر کار حاضر میشدم
اوضاع تا جایی که میتونست عادی شد
اما همیشه چیـزایی بـود .که بهم یـادآوری میکـرد
آقای گیبس ،من نگاهی به حساب شما انداختم
و هزینه عصا ازتون گرفته شده .چون اونا رو برنگردوندین
،میدونم چرا هزینه عصا ازم گرفته شده
،هر چند الان صورتحساب رو گرفتم
،دارم به تاریخها نگاه میکنم
.باید ماهها پیش برگردونده میشد
،بله، کمی کار داشتم
،ببین، میتونم عصا رو الان برگردونم
تا هزینهاش ازم گرفته نشه؟
بذار شما رو .به یه متخصص تجهیزات وصل کنم
.نه، نه، دیگه منو وصل نکن
.لعنت بهت
،همیشه یـادآوریهایی بود
که خیلـی از اون ماجـرا نگذشتـه
که قـرار بود مـُرده باشم
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: Saeed_Pardis ::.
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
خب، این جاده رو میبینی؟
تا جایی که مسیر به پیچ میرسه، دنبالش میای؟
خب دفتر کجاست؟ اینجا علامت گذاری نشده؟-
.چشاتو باز کن عزیزم- ،درست اونجاست، بعد از میدون تیر
"نوشته "دفتر منابع طبیعی
جواب نمیدن .احتمالا برای امشب بسته باشه
به نظرت یه مقدار دونه پرنده اون بیرون داشته باشن؟
.پروبی، فکر کردم رفتی خونه .رفتم
یه پرنده اومد تو خونهام .خورد به دیوار، گیج افتاد زمین
...فکر کردم شاید منابع طبیعی منظورت یه کبوتره؟
.کوچیکتر
خب کجاست؟- کی؟-
.پرنده- .اوه-
.تو خونهام
چیکار میکنه؟
.رندیه
.برنامه مو خراب نکن راندولف
.دارم از در میرم بیرون
کجا؟
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
.دارن میان
.هی، رئیس
.ببخشید که شبتو خراب کردم
پلیس نظامی با بیسیم تماس گرفت .من و لالا داشتیم برمیگشتیم دفتر
فکر کردیم سری بزنیم .و یه نگاهی بندازیم
چه خبر، گیبس؟
از استایلش خوشم میاد .خیلی راحته
این دقیقا چیه؟
گروهبان داشت رانندگی میکرد ،نگاهش به یه توده کنار جاده افتاد
.ماشینو نگه داشت تا ببینه چیه
،خون روی بندش بود
.و زیرش هم همینطور
.همه این وسایل داخل کیف بود
چی، همین؟
گروهبان وقتی ماشینش رو نگه داشت چیز دیگهای ندید؟
پلیس نظامی اظهاراتش رو داره .من برم ازشون بگیرمش
هیچ مدرک شناسایی، کارت کتابخونه؟
.نه. نه کیف پول، نه هیچ چیز دیگه
فکر کردم هدف از .داشتن یه کیف پول بزرگ همینه
.که یه کیف پول بزرگ رو حمل کنی
گیبس، مهمه؟
.عکس رو نگاه میکنی
اون چیز کجا افتاده بود؟ درست جایی که هستیم؟
.نه. اونجا رو علامتگذاری کردم
این وقت شب یه زن تنها اینجا چه غلطی میکنه؟
کی گفته که تنها بوده؟
خون؟
میبینیش؟
.تکون نخور
رئیس؟ .رئیس
.امنه
.پایین خاکریز
.خودتو برسون اینجا
دلیل رفتارت اینـه؟
شش مـاه قبـل
.بهم بگو
.نمیدونم پدرت بهت چی گفته
.نمیدونم چی میدونی
.همه چی رو بگو
همسرت ،شاهد قتل یه تفنگدار دریایی بود
.تو یه پمپ بنزین در اوشنساید
،اون ضارب، "پدرو هرناندز" رو شناسایی کرد
فروشنده مواد مخدری که .برای یه کارتل مکزیکی کار میکنه
با اظهاراتش به اندازه کافی .برای دستگیریش مدرک داشتیم
نتونستیم پیداش کنیم .و تو ازش محافظت نکردی
،یه مامور بهش اختصاص داده بودیم
،میچل
تو راه خونه امن ،از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت
.فورا مُرد
بعد چی؟
...همسر و دخترت .اسمشونو بگو
.اسمشونو بگو
.شانون و کلی تو این حادثه کشته شدن
میدونی کار اون بود؟
هرناندز؟ خودش شلیک کرد؟
.آره، کار اون بود
هفته پیش ازش سرنخ پیدا کردیم .و تا مکزیک دنبالش رفتیم
...وقتی این افراد از مرز عبور میکنن
.پیچیده میشه
.گمش کردیم
.آروم باش، گروهبان
.دم در میبینمت
اون کجاست؟
.گفتم که گمش کردیم
.نه گفتی پیچیده بود
.آره، توی این مزخرفات اداری گمش کردین
.بین دو دولت و یه کارتل
اما یه پرونده از افرادی رو .که میشناسه دارین
جاهایی که میره، مگه نه؟
اون کجاست؟
هر چی من میدونم تو هم میدونی، گروهبان
.دم در میبینمت
.یالا
.آفرین
.خدای من
.باید برم
.اینجا بمون
."جین دو"
این زن کیه ،با کایوتها چیکار میکرده
کی کشتهش و چرا؟
.همین الان با دکتر تانگو حرف زدم
.میگه حدودا هشتاد سالشه
میگه درست قبل از اینکه .کایوتها بهش آسیبی بزنن، سر رسیدیم
.کالبدشکافی تقریبا تموم شده
با کلانتر تماس گرفتی؟ .و پلیس محلی
هیچکس گم شدهای .با این مشخصات گزارش نکرده
رو خط آسایشگاه سالمندان .سانیشورز هستم
.خیلی از پایگاه دور نیست
شاید از اونجا اومده بیرون و کسی هنوز متوجه نشده؟
فکر میکنی یه پیرزن 80 ساله بدون اینکه کسی متوجه بشه با لباس خواب رفته تو پایگاه؟
خب، کلی جا هست .که حصارهاش خرابه
بعلاوه، هیچکس .به افراد مسن توجه نمیکنه
نقطه کور اجتماعی .یکی از دلایلی که از جامعه متنفرم
.دیر اومدم میدونم، رئیس
پرنده چطوره؟
کدوم پرنده؟
یه پرنده رفته توی خونه پروبی .سرش خورده به دیوار
.شب رو زنده موند
اما خوب غذا نمیخوره .و سعی نمیکنه پرواز کنه
.شاید بالش صدمه دیده اسمشو چی گذاشتی؟
شاید گذاشتیش تو یه جای تاریک؟
،ممکنه از استرس بمیره، میدونی
باید یه چیز گرم پیدا کنی ،کنارش بذاری، تا گرم نگهش داره
.ولی نه خیلی گرم
مامور فرانکس؟-
باشه، آخرین بار کجا دیدیش؟- .خونهمون-
.خونهی افسرها تو محلهی میدولارک
،من باید قرص بخورم تا بخوابم .حتما راه رو گم کرده
امروز صبح .از تمرین برگشتم خونه، رفته بود
لطفا، اون زوال عقل داره .باید هر طور شده پیداش کنیم
گفتی اون مادرتونه؟
،مادرشوهر .مادر منه-
چی پوشیده بود؟
با لباس خواب میخوابه، پس به نظرم .لباس خواب زردش رو پوشیده بود
.اسمش آلیس گلنه
میتونیم... میتونیم یه گروه جستجو تشکیل بدیم؟
حالش خوب نیست .نمیتونه اون بیرون تنها باشه
.باورم نمیشه که رفته
.آلیس تنها زندگی میکرد
...یه خونهی شخصی نزدیک پایگاه داشت، اما
...بعدش، یهویی
گیج میشد ،خیلی چیزا رو فراموش میکرد
این رفتارش غیر عادی بوده .مادرم هیچوقت این چیزا رو فراموش نمیکرد
نگران بودیم که وقتی .تنها زندگی میکنه آسیب ببینه
.آوردیمش اینجا تا پیش ما بمونه
.شش ماه پیش بود
جای زیادی نداریم، ولی .هر کاری از دستمون برمیاومد کردیم
و میدونیم که
این خلاف مقررات مسکنه، ولی
.نمیتونستیم اونو بذاریم تو خونه سالمندان
منظورم اینه که اون خیلی خوب از .از همه اطرافیانش مراقبت میکرد
...همه این سالها
فقط میخواستیم .همین کارو براش انجام بدیم
من متوجه هستم که .این تخلف، گزارش میشه
.من نیازی نمیبینم فرمانده
شورلت ایمپالا؟
.عاشق اون ماشین بود
ما مجبور بودیم اونو ،توی گاراژ قفل کنیم
چون با ماشین میرفت دنبال مناظر طبیعی
...تا چیزی برای نقاشی پیدا کنه، و بعد
.تنهایی گم میشد
کیف پولشو نزدیک خودش پیدا کردیم معمولا کیف پول با خودش حمل میکرد؟
.تو چند ماه گذشته، همیشه
.دکتر گفت این بخشی از زوال عقله
اون دچار این پارانویا بود که کسی ،پولش رو میدزده
بنابراین پیش خودش نگهش میداشت .اما زیاد نبود، هرگز بیشتر از صد دلار نبود
کیف پولش نبود؟
بخاطر این کشتنش؟
،متاسفانه فرمانده
هیچ دلیل و منطقی برای اینکه مردم چه .ارزشی برای یه زندگی قائلند، وجود نداره
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
.علت مرگ ضربه شدید به سر بوده
.کبودی شدید روی بازو، در اینجا
مال وقتیه که از خاکریز هلش دادن؟
نه . قبل از ضربه به سر .یک چنگ زدن یا هل دادن سخت وجود داشته
،قربانی قبل از اینکه از حصار پرت بشه
.فوت کرده بوده
یادتون باشه، بچهها
.اجساد کبود نمیشن
.به خودتون نگاه کنین
،شما دو نفر باید بچهدار شین
.یه چیزی بهمون بدید که جشن بگیریم
.من همین حالا یه بچه و همسر دارم
.میدونم، همینجوری گفتم
در مورد لکهها بهشون گفتی؟
.لکهها کار تو بودن
.اینا رو از زخم سر بیرون کشیدم
رنگ سبز، حدس میزنم چیه، اما اونا رو .برای اطمینان به آزمایشگاه میفرستیم
ممکنه سلاح قتل شما .نوعی ابزار نقاشی باشه
.هر چی بوده لبه نسبتا تیزی داشته
سوابق پزشکیش کجاست؟
.اونا رو اینجا یه جایی گذاشتم - .پیداشون میکنم-
پس فکر میکنی همه اینها کنار جاده اتفاق افتاده؟
نمیتونه باشه، درسته؟
اونجا خون نبود
.جسد ممکنه جابجا شده باشه
اما احتمال داره که وقتی نزدیکی حصار .ایستاده بوده، این اتفاق افتاده باشه
.اون به شدت کم آب بود
.این میتونه دلیل خونریزی کم باشه
اختلال شناختی عصبی عمده
.در حال پیشرفت به مرحله پنجم بوده
.پدرم زوال عقل داشت
از نوشیدن هر چیزی .جز نوشابه خودداری میکرد
.من جواب میدم
هی، مطمئن شو که 9 رو فشار بدی .همیشه اینو فراموش میکنی
.ممنون- .خواهش میکنم-
فردا تیش رو میبینم .موهامو کوتاه میکنم
جدی؟
.دیشب شام رو با من کنسل کرد
.گفت یه جورایی مدل موی فوری داشته
مدل فوری؟
.وای، تحت تأثیر قرار گرفتم، دکتر
.تو همه اصطلاحات رو بلدی
.ببخشید، دکتر،باید بریم
نیروهای نظامی تعدادی متصرف غیرقانونی .نزدیک تصفیهخونه آب قدیمی پایگاه دیدن
.به جایی که جسد پیدا شده نزدیکه
.متشکرم
.امنه
.ان.آی.اس. آروم بلند شو
.از اینجا برید بیرون- .از چادرها برید بیرون-
.همه بلند شید. همین الان- .اینجا. توی نور من-
.تو ملک فدرال هستین
.لطفا دستاتونو ببرین بالا
.همه بیرون- .هی، تو همینجا-
.دولت مالک من نیست- .بیا اینجا-
فکر میکنی رئیس جمهوری؟
.بلند شو. بلند شو- .ان.آی.اس. بریم. حرکت کن
.از این طرف- .اینجا عقب-
.همه، بیاین بیرون- .آقا، با ما بیا-
.آروم حرکت کنین
،بدون حرکت ناگهانی .از پلهها برید پایین
.از دستور بقیه مامورا پیروی کنین
.بیاید اینجا، لطفا
اینجا همدیگه رو ببینیم .از همکاریتون ممنونم
.شما تو ملک فدرال هستین
.همه چی امنه- گیبس، وضعیت چطوره؟-
.اینجا امنه
،حالا
همهتون میدونین .که غیرقانونی اومدین اینجا
.اینجا یه پایگاه نظامیه .از حصار پریدن، جرم حساب میشه
دیشب نزدیکی اینجا .یه زن مورد سرقت و قتل قرار گرفته
.کنار جاده اتفاق افتاده
چیزی در موردش میدونین؟
،هر کی چیزی یادش بیاد
.ممکنه برای پریدن از حصار بخشیده بشه
.یکی دیگه گرفتیم
.راندو
،اگه خواستی بدونی
.دیروز یه آقایی اینجا بود
بهش میگیم چپ دست .ولی بعضی وقتا فقط خودمم
...یکی از شماها .صبر کن. برو عقب
.از اونجا بهمون بگو
چپ دست کیه؟
.امم، اون دوست داره چیزها رو بدزده
،یکی از ... یکی از شما بچهها
اونو جلوی صرافی دستگیر کردین، نه؟ .به اتهام دزدی چند تا باتری
.یکی از شما بچهها
.ان... آی... اس
کِی؟ .نمیدونم
.خیلی وقته
.دیشب، اون، بلند شد و رفت بیرون
و... وقتی برگشت ...یه جوری رفتار میکرد، انگار
چه جوری؟ ...یه جورایی-
اما بعدش، آره، اون ...وسایلاشو برداشت و
.آره، مستقیم رفت بیرون
.وقتی-وقتی رفت، دیدمش
.خوب دیدمش
.همهجاش خون بود
.اوه، هارم، کمک لازم دارم آره؟ چی شده؟
.دنبال یه نفر میگردم
...لقبش چپ دسته یا اِل
بخاطر دزدیدن یه عالمه باتری .گرفتیمش، جلوی صرافی
چند وقت پیش؟
.نمیدونم
یادت میاد باتری ثبت کرده باشی .دابل ای، 9 ولت
همچین چیزی؟- .راستش نه-
ولی شاید زمان قبل از اینکه .بیام بخش مدارک باشه
این برای پرونده مادربزرگه؟
.آره، مادربزرگ، یعنی پیر
.اما فکر نکنم نوه داشته باشه
بازم، ببین، مادربزرگ من ،مادربزرگ واقعیم نیست
و اون، یه جورایی تکیهگاه منه، میفهمی؟
بذار نگاهی بندازم .ببینم چی پیدا میکنم
.ممنون، رفیق-
هی، رندو. از بچهها بپرس؟
.رندو- .بذار از بچهها بپرسم-
.از بچهها بپرس
.بهش میگن چپدست یا اِل
یکی تو این اداره گرفتش .نمیدونم کی
.باتری؟ نه، چیزی یادم نمیاد
ورا کجاست؟- .جای دیگه داره اعصاب خورد میکنه-
.صداش کن- .باشه، خب-
راجر، کونتو تکون بده .برو تو پروندهها رو نگاه کن
.تو هیچوقت هیچی یادت نمیمونه
.باشه
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
کسی به اسم چپدست گرفتی؟- چه مرگته، دومینگز؟-
.دارم اون تو کار میکنم- .دالتون، یه لحظه خفه شو-
کسی به اسم چپدست گرفتی؟
.نه
.جیجی، یه سوال ازت دارم
.آره، شنیدم. من نبودم
این دیگه چیه روی در؟
.بیست ساله که دست نشُسته
.باتری
.بریم
.خودتو نشون بده
کجایی؟
.فرانکس
.خیلیخب، بیاین کمی بخوابیم
.چند ساعت دیگه با انرژی شروع میکنیم
این همه چیه؟
دنبال یه نفر .به اسم چپ دست میگردیم
.از صرافی گرفتیمش
برای دزدیدن چند تا باتری؟
لعنتی از کجا فهمیدی؟
خدا بگم چیکارتون کنه .این پرونده راجر بود
.اون مرد چیزی یادش نمیمونه
کجاست؟
.راجر
برو اون طرف، باشه؟
لطفا. انگار ما تا حالا کون کسی رو ندیدیم؟
تو اون مرد چپدست رو گرفتی .با اون باتریها، دو ماه پیش
گفتی تشکیل پرونده تنها کافی نیست .حوصلهی سروکله زدن با پلیس جنایی رو نداری
بهش اخطار دادی و رسوندیش خونش؟
.آره، الان یادم اومد
ببین، فکر کردم شماها .در مورد باتری ماشین حرف میزنین
کجا زندگی میکرد، راجر؟
.اینو یادمه
.خب، خدا رو شکر
.چپدست هالیس
.پیدا کردنت راحت نبود
.این اتاق... اصلا پریز برق نداره
ببخشید؟
اگه دوربین روشن نباشه .نمیتونی ازم سوال کنی، اینو میدونم
یه پیرزن رو کشتی تا بتونی پولشو برداری؟
چی؟
از برداشتن چیزایی که مال خودت نیست لذت میبری، نه؟
صد دلار پول نقد بهتره .تا دزدین چند بسته باتری
.نمیدونم در مورد چی حرف میزنی، رفیق
.نمیدونم
.اون خانم، مامان یه نفر بود
.نمیدونم در مورد چی حرف میزنی
.رفیقات تو اون کارخونه آب قدیمی دیدنت
،الان دارن تو اداره پلیس میپوسن .اما دیشب تو رو اونجا دیدن
یهو اونجا بودی و .بعدش رفتی، به یه دلیلی
.اونجا و خونی
از کجا اومده؟
.دماغم خون اومده بود- واقعا؟-
.آره. آره، از بچگی اینجوری بودم
فکر کردم اگه ،دوست داری چرت و پرت بگی
.احتمالا بهتره اول دوربینی نباشه
.آره شاید چیزی دیدم
،اون پیرزن کنار جاده
،پایینِ درختها
.نمیخوام با این کارها کاری داشته باشم
.برای همین از اونجا رفتم
،از کنار یه زن مُرده رد شدی
.دماغت خون اومد و رفتی
درست فهمیدم؟- .نه-
.اول یه چیزی دیدم. قبل از اینکه برم
یه مرد سیاهپوست گنده دیدم که .داشت از جاده دور میشد
مرد سیاه پوست گنده؟- .آره-
.همیشه پای یه سیاهپوست گنده وسطه
.کفشاتو در بیار
مایک دوست نداره وقتی میاد بیرون .جلوش شلوغ باشه
این چیه؟ لعنتی، پروبی باید وقتی آدما .میان بیرون، راه رو براشون باز کنی
.ببخشید، رئیس
.اون بچه اون تو داره دروغ میگه
به گیبس نشون بده چطوری خون رو .نمونهبرداری کنه، تو راه خونه ببرش پیش وودی
.بیاید این قضیه رو تمومش کنیم- .امشب رندی آنکاله-
.پس بهش بگو بیارتش
باشه، فقط یادآوری کنم ،دارم میام خونتون
.دفعه قبل گفتی بهم هشدار بده
تیش موهاتو کوتاه کنه؟ .آره-
امشب؟-
،قرار بود هفته پیش باشه .اما اون عملیات رو داشتیم
پروبی، امشب برنامهای داری؟
نمیشه این کارو بیرون انجام بدی؟
.داری میترسونیش
.تموم شد
کار چوب رو کی بهت یاد داده؟
.بابام
.مراقب باش
.نمیخوای که همش بریزه پایین
.این باید نگهش داره
شاید چند هفته طول بکشه .تا حسابی خوب بشه و بتونه پرواز کنه
قراره با اینا چیکار کنی؟
.میخوام اهداشون کنم
داری مینویسیش؟
.بله، بهم زنگ زد، اما جوابمو نداد
حالا ازت میخوام که
.ازت میخوام اینو بنویسی
.پناهگاه پایین خیابونه
...ازت میخوام یه خودکار برداری و
.ها، سعی کردم... هی
.نگرانش نباش، مری جو، گرفتمش
.دیگه کافیه میشنوی؟
باید دست از آزار منشیهام برداری .اونا واقعا گریهشون گرفته
.جوابمو بده، دیگه زنگ نمیزنم- .جوابتو دادم-
.تو 50 بار اولی که زنگ زدی جوابتو دادم
و 20 بار دیگه .که اومدی اینجا باهات حرف زدم
.جوابمو ندادی- .دادم-
پس، اون کجاست، ها؟
.گروهبان. به من نگاه کن
.نمیدونم
.بهت گفتم، تو مکزیک ناپدید شد
.نمیدونم کجا- .باور نمیکنم-
میدونی چی رو باور دارم؟
باور دارم که یه آدم ،کت و شلواری پشت میز نشین
،از اینکه کارش رو از دست بده میترسه
،یا اینکه کارتل بهش ضربه بزنه
.و به تو گفته که عقب بکشی
شایدم خودت اون کت و شلواری باشی، ها؟
.من کت و شلوار نمیپوشم
دروغ میگی .دروغ میگی
.از وقتی اومدی اینجا، داری دروغ میگی .عقل لعنتیتو از دست دادی-
میدونی چیه؟ .دوباره داری بهش خیانت میکنی
.تو ترسویی- .اوه، به خودت نگاه کن-
.قرار بود ازش محافظت کنی
فکر میکنی داری بهش افتخار میکنی؟
.بسه
.آخه بس نمیکنی .دیگه از طرف اون حرف نزن
.کافیه
.یالا
.کافیه. کافیه
.کافیه
.دیگه نمیخواستم زنده باشم
گروهبان، بخواب رو زمین
.اینجوری بود که آسیب دیدم
من با نبودنشون زندگی کردم
نمیتونم این کارو ادامه بدم ،اگه کسی که این کارو کرده
.اون بیرون داره زندگی میکنه
.تو راه درازی رو طی کردی، پروبی
.بیا بذاریمش تو لونه
حالش خوب میشه
یه بار وقتی بچه بودم ،یه گنجشک اومد تو خونهمون
و مادرم مطمئن بود که .روح پدربزرگم بوده
.داشت با اون و همه چی حرف میزد
و به خدا قسم
.انگار داشت گوش میداد
.میخواستم اینو به گیبس بگم
...اما بعد فکر کردم... شاید نباید
ادی چطوره؟
.خوبه
...اون
.خب، ما... یه کم به مشکل برخوردیم
،قرار بود با هم زندگی کنیم. اما، میدونی
بهتر بود که به همدیگه
کمی فضا بدیم چون .کل ماجرا... مشکلساز بود
.مشکل از منه
.هی
حالت خوبه؟
...ببخشید اگه بیموقعست، اما
میتونم یه چیزی بهت نشون بدم؟
.آره
توی کشو پیداش کردم
از یکی از پروندههاته؟
.نه، این مال وراست
.الان داره این پروفایلها رو درست میکنه
برای یکی از پروندههات؟
.نه، نمیشناسمش
ممکنه یه نمونه باشه که .برای شروع برنامه درست کرده
.نمیدونم چرا مایک اینو اینجا گذاشته
.یه خورده، خرت و پرت جمعکنه
فقط سعی میکردم .تا وقتی رفته کشو رو تمیز کنم
.رندیایه
آزمایش خون یه پرونده رو داریم .احتمالا جوابش اومده
.باید برم
.متشکرم
درسته. نام خانوادگی .هالیس، نام کوچیک اسپنسر
،نه، قبلا گفتم چپ دست، اما اون
.فقط یه لقب بود- .فقط یه لقب-
چی شده؟
.پیجِت کردم- .آره، زنگ زدم، جواب ندادی-
.حتما تو دستشویی بودم
چرا به مری جو پیام ندادی؟
،راندولف، بخاطر خدا- .فقط در مورد آزمایش خون بهم بگو
.منفی بود
.خون روی کفش چپدست مال خودش بود
مطمئنی؟ .آره
.از وودی خواستم دوباره چک کنه
،کمی پرخاشگر شد
اما دوباره آزمایش رو انجام داد .نتایج یکسان بود
.خون روی کفش، اِی.بی بود
.همهش، مثل چپدست
.آلیس گلن بیِ منفی بود
.باشه ممنون
دکتر چپدست گفت که ،پنج ساله چکاپ نشده
اما سوابقش نشون میده که .بخاطر آلرژی خونریزی مزمن بینی داره
.راست میگفت
.لعنت بهش
.هیچی دستمون نیومد
.من برم آزادش کنم- .پروبی-
به همین دلیله که هیچوقت از یه مظنون .به تنهایی و بدون ضبط بازجویی نمیکنیم
.حالا فهمیدیم که بچه راست میگه
و من تنها کسی هستم که میدونه .دیشب یه نفر دیگه رو اونجا دیده
چرا اون بالا چیزی نگفتی؟
بچه ادعا میکنه یه سیاهپوست .هیکلی رو تو صحنه دیده
.فکر کردم داره چرت و پرت میگه
اگه تو راه خونه تصادف میکردم چی؟
ممکن بود .با یه سرنخ مهم تو پرونده بمیرم
ببین من اون بالا چیزی نگفتم
چون حوصلهی جر و بحث .با دومینگز رو نداشتم
...اما در ضمن، من
منظورم این بود که گفتم .خیلی پیشرفت کردی
.و داری بیشتر یاد میگیری
.منتقلش کردم اتاق بازجویی
منم باهات بیام؟
،دهنتو ببند، منو نگاه کن
ببین چطور کار میکنم، باشه؟
بودن تو اتاق بازجویی .با دیدن از مانیتور فرق داره
کفشامو آزمایش کردین؟
.بله، کردیم
.راست میگی
،از اینکه بهت شک کردم عذر میخوام
.لعنتی
فکر کردم... فکر کردم .میخواین منو بندازین زندان
.خیلیخب، من دیگه میرم
.کفشامو بده- .صبر کن، پسر-
.چند تا سوال دیگه دارم
.نه، مرد، من تبرئه شدم .کارم تمومه
هی. بهم دست نزن، باشه؟
گفتن تبرئه شدم .هر وقت بخوام میتونم برم
.مامور گیبس
دستتو از روش بردار، باشه؟
خب، پسر، گفتی یه سیاهپوست ،هیکلی رو اون شب اونجا دیدی
.آره، آره، یه همچین آدمی رو دیدم
چه چیز دیگهای میتونی در موردش بگی؟
.نه هیچی
من فکر میکردم .رابطهی خوبی بینمون هست
حالا حتی نمیتونی بهم نگاه کنی؟
...آره، یعنی اون
،اون هیکلی بود
.و سیاهپوست، همینو میدونم
.اینو بهت بگم
چون در مورد اون چیز دیگه ،باهام روراست بودی
.یه بار بهت اجازه میدم دروغ بگی
البته این اجازه وقتی از این .اتاق بری، منقضی میشه
فکر کردم با گفتن اینکه یه سیاهپوست .هیکلی بوده، از شرش خلاص میشم
کسی رو ندیدی؟
...نه، نه، من... یکی رو دیدم، فقط
.فکر کنم ربطی به جسد داشته باشه
،فقط این... خانم بور که با ماشین رد شد
خیلی آروم میرفت، چون ماشینش .از اون قراضههای قدیمی بود
چه رنگی بود؟
.آبی
شورلت ایمپالای آبی؟
.آره، آره، همون بود، یه ایمپالا
تو توی ذهن منی؟
چطور فهمیدی، مرد؟
اون دیگه همون آلیس سابق نبود
من بودم که ازش مراقبت میکردم
وقتی برایان سر کار بود
و روزها بهم گره میخورد
حالش بدتر میشد
مخصوصا وقتی هوا تاریک میشد
و اون شب
یهو شروع کرد سر من داد زدن
منو متهم میکرد که پولاشو دزدیدم
و سعی میکردم بهش نشون بدم که هنوز سر جاشه
اما اون فقط سر من داد میزد
و دستمو گرفت
و... کنترلمو از دست دادم
هلش دادم
فقط میخواستم ساکت بشه
پس هلش دادم
...و
سرش خورد به یه چیزی
.و اونا میفهمیدن که من هلش دادم
.چون روی بازوش کبودی بود
...بنابراین
صحنهسازی کردم
...صحنهسازی کردم تا به نظر برسه
.انگار رفته بیرون و دزد زده بهش
.خیلی شرمندهام
...ولی فقط
...ماهها بود که تو اون خونه
.باهاش تنها بودم
.و خسته شده بودم
.دوستش داشتم
...اما فقط
.دیگه از دستم کاری برنمیومد
.خدایا
... :: تـرجـمه از : سعیــد پردیــس :: ...
،تیش
سعی کردم خودمو ،متقاعد کنم که بهم ربطی نداره
.به من گوش کن
"،فکر کردم، "آره، شاید یه پرونده دیگه داره
که یه زن ناشناس " "توی پارکینگ مورد تجاوز قرار گرفته
.بس کن... نه، تو بس کن
.تو بس کن
بهت گفتم، نمیخوام ،دیگه ذهنمو به خودش مشغول کنه
.بهت گفتم بذار اف.بی.آی کارشو بکنه
.کاری نمیکنن، نمیکنن
.حتی یه مظنون هم ندارن
نمیذارم این یارو .از کاری که باهات کرده قسر در بره
.مایک
.این آخرین باریه که بهت میگم
.بیخیالش شو
.باشه
.باشه
،هر چقدر هم که دلم بخواد
نمیتونم بهت بگم .اون حرومزاده کجا قایم شده، گروهبان
.ازت نخواستم، مامور ویژه فرانکس
.آره
.باشه
.میرم دستشویی
قرار بود مُرده باشم
...ولی بعد از اون
فقط میخواستم بهبود پیدا کنم
فقط میخواستم از شر اون عصای لعنتی خلاص بشم
تا بتونم برم بیرون و کاری رو که لازمه، انجام بدم
اما بهبودی واقعی
ربطی به گچ یا شکستگی استخون نداشت
بهبودی واقعی
اصلا ربطی به من نداشت
و ربطی به انتقام گرفتن هم نداشت
به اون یه نفری ربط داشت که میدید شکستهام
اون یه نفری که میدید باید نجات پیدا کنم
و همه چی رو ول کرد
تا منو از روی زمین بلند کنه
ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس @Saeed8362
:کـانـال تلگـرام @Saeed_Pardis_Sub
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.