Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
.گیبس تو تست روانشناسی رد شده
.این یعنی دیوونگی
،اگه زن و بچه منو کشته بودن
.منم دیوونه میشدم- حالت خوبه، مرد؟-
.من تو گروه توام. بهم میگن رندی
.من فرمانده تو نیستم، رئیستم
لالا. خب، توی تیم منی؟
.نه، تو توی تیم منی
دیدم که مثل یه سگ هرزه .گازش میگیری
،پس، خانم، اگه میخوای باهاش بخوابی
زودتر تمومش کن .تا بتونیم به کار لعنتیمون برسیم
پلیس نیروی دریایی شدی؟
لروی داری چیکار میکنی؟
.تو برای این کار ساخته نشدی، پسرم
من جنـگهای زیـادی دیـدم
بعضی وقتـا بـدترین بخش بـاختن توی جنـگ
خود بـاختن نیست
زنـده مـوندن بعـدشه
من خاکسپـاری واقعـی بـراشون نگرفتـم
مـن اون خـونه رو نفروختـم
مـن به زندگیـم ادامـه نـدادم
و اون روز صبـح
قـدرت بستهبنـدی چیزی رو نـداشتم
امـا دسـت خـالی هم نـرفتـم
همسرم بـاور داشـت
که بایـد یه قانـون برای زندگـی داشتـه باشیـم
مجمـوعهای از قـوانیـن
و مـن بهش ایمـان داشتـم
بـرای همین، سالهـا قوانیـن خودمـو روی دستمـال کـاغـذی مینوشتـم
و تکـههـای کـاغـذ
مـن همه رو مـو به مـو دنبـال کـردم
و اونجـا بـودم، با خـودم فکـر میکـردم "ببیـن به کجـا رسیـدم"
پیجرت رو گم کردی، تازهکار؟
...اون بوقهایی که میزنه .پیشنهاد نیستن
.ببخشید، رئیس، نشنیدمش
چطوری پیدام کردی؟
یه جنازه تو کیس اسپرینگز .منتظرمونه. سوار شو
قوانیـن به زندگیـم نظـم دادن
امـا حـالا، بـدون شانـون و کلـی
هیـچ نظمـی وجـود نـداشت
فقـط زنـده مـوندن بـود
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
زندگی تو بهترین حالتش نیست؟
یه روز داری برای دوربینها ،لبخند خوشگل میزنی
به دنیا میگی چطوری .یه تک تیرانداز سریالی رو دستگیر کردی
یهو میبینی داری چکمه تمساحی که .مامانت بهت داده رو خراب میکنی
گزارش میخوای یا میخوای در مورد کفش حرف بزنی؟
.گزارش رو میخوام، لطفا
.اِمِت ساویر، 22 ساله، شهروند محلی
یه سرباز وقتی صبح رفته .ماهیگیری جسدش رو پیدا کرده
...انگار که کشوندنش
.به سمت پایگاه و بعدم ولش کردن
رد پاها به یه پارکینگ .تو منطقه حفاظت شده میرسه
من ماهی باس دهان گنده .تو رودخونه پایین اونجا صید کردم
خیلی وقتا مردم عادی .از منطقه حفاظت شده میان بیرون
.این پسر خیلی کتک خورده
رئیس کجاست؟
.همین الان با بیسیم بهش خبر دادم
.ای پدرسوخته
دفتر دکتر تانگو گفت که رفته .موجسواری تو منطقه لویر تراسولز
.موجسواری میکنه. معلومه دیگه
.آره، یه تکنسین فرستادن دنبالش .ولی ممکنه مدتی طول بکشه
کفش قایقرانی پات نیست، رندو؟
.متاسفانه
.کیسه جمعآوری مدارک
اون چیه...تخممرغ پلاستیکی؟
.ممکنه از کیف کمریش افتاده باشه
خالهی ادى مثل دین .به کمربندهای شکمی اعتقاد داره
.از توش مدام یه چیزایی درمیاره
ادی کیه؟
.دوست پسرم
اشکالی نداره بازش کنم؟
.مگه اینکه دید اشعه ایکس داشته باشی
.مایک چی پیدا کردی؟
.ماری جوانا
اوه .یه دونه دیگه هم اینجاست
.جنسش زیاد خوب نیست، ولی آره
انگار یه خرگوش عید پاک گیر آوردیم .که موادفروشه
منطقه رو بگردین .ببینین دیگه چی میتونین پیدا کنین
.دومینگز
...باید یه چیزی بهت بگم
.با تیش حرف زدم-
،ممکنه بهش
،گفته باشم که میدونی
.چی درمورد تو و تازهکار گفتم
"سگ هرزه"
.باشه
...باشه، آره، خب
.تیش گفت باید ازت عذرخواهی کنم
خب، عذرخواهی میکنی؟
.همین الان بهت گفتم چی گفت
خیلیخب. بیاین زودتر تمومش کنیم .تا بریم خونه یه دوش بگیریم
بابا؟
بله؟
چی شده؟
.تشک نباید رو زمین باشه
تو باتلاق راه میرفتی؟
گشنهای؟
.دارم برمیگردم سر کار
.فقط اومدم خونه خودمو تمیز کنم
.هی
،اون رئیست
اونم باهات تو باتلاق راه میره؟
.هیچوقت ازم جدا نمیشه
آره
.مامان این چکمهها رو بهم داد
بهت نگفتم اون کفشهای ربوک چمنزنیتو بذار تو صندوق عقب؟
با لالا حرف زدی؟
.آره، بهت گفتم که حرف میزنم
خب؟
.حق با تو بود
.حس سبکی میکنم
.مایک
.جکسون
کی رسیدی؟
.نه، نه، نه. ما این کارو نمیکنیم
،چند بار دَم این ایوون وایسادم
،و تو از جواب دادن طفره رفتی
میخوای منو تا ماشینم بدرقه کنی؟ .این دفعه نه
،من و تو قراره مثل دو تا مرد بشینیم
.در مورد پسرم حرف بزنیم
.خب... دارم میام تو، مایک
.این عسلو تازه از یه دکه کنار جاده گرفتم
.هوش از سرت میبره
من، من درست شنیدم؟
داری باهاش میری؟
.خودم هم نمیتونم درکش کنم
خب، اگه تو خطری .فقط دو بار پلک بزن، عزیزم
.شما دوتا بهتون خوش بگذره
.از آشنایی باهات خوشبختم، آقای گیبس
.خب، بگو ببینم
به ذهنت نرسید بهم زنگ بزنی و خبر بدی؟
.تو رفتی. اینجا نبودی
.من اینجا بودم
همون دقیقهای که خبر ،شانون و کلی رو شنیدم
.سوار هواپیما شدم
.من اینجا بودم .راجع به اون موقع حرف نمیزنم
.لروی نمیتونست بیاد
.من به جاش اومدم
.من اینجا بودم .میدونم اینجا بودی
کل این تحقیقات لعنتی رو .چسبیده بودی به من
آره. بعدش چی شد؟
بعدش گیبس برگشت .و تو ازش فاصله گرفتی
.ناپدید شدی .نه
نه؟
.از شهر رفتم بیرون تا حالم جا بیاد
،و تو گذاشتی اون حرومزاده
که باعث مرگ نوهام شد .به مکزیک فرار کنه
اینو میبینی؟
.اون همه چی رو ازم گرفت
.و تو گذاشتی بره
.گذاشتی بره
به همین سادگی نیست .ما اونجا صلاحیت قضایی نداریم
چرا لروی رو تو "ان.آی.اس" استخدام کردی؟
اون پسر یه تک تیراندازه .نه یه افسر نیروی دریایی
چرا قبول کرد؟
.اون ویژگیهای یه مامور خوب رو داره
اون برای بهبودی به زمان نیاز داره .نه به اسلحه و نشان
،حالا بهش بگو
.کار درست پیش نرفت-
نمیتونم این کارو بکنم .این شغل همون چیزیه که اون میخواد
.من بهت میگم که به چی نیاز داره
اون پسر آرزوی مرگ داره .تو که میدونی
تو یه میلیون راه بهش نشون میدی .که خودشو نابود کنه
تو هم میخوای این روی وجدانت سنگینی کنه؟
،مامور فرانکس"
".بهترین چیزی که داریم
این چیزیه که اون احمق .کلیف ویلر بهم گفت
.چرند محض
.چرند محض
.بفرما
.تخممرغها رو بذار روی پیشخون
.برای خودت یه نوشیدنی بردار
.هی، اینجا یک لحظه حماسی داریم
کوالسکی، برگشتی اونجا؟
.نه، تو خزانهست
.روزهای انبارگردونی افتضاحه
.ممنون
چه خبره؟
.گیبس داره نحوه ثبت شواهد رو یاد میگیره
.باشه، نگاش کن
.کامل پرش کن، رسید برات میگیرم
.و حتما خوانا بنویسی
.وگرنه کوالسکی حسابت رو میرسه
درباره آرتی شنیدی؟ .آره
،دعوتنامه جشن بازنشستگیاش رو گرفتم .تو رستوران گلدن کورال
حدس بزن ویلر کی رو انتخاب کرده که پارهوقت مسئولیت واحد کی-9 رو بعهده بگیره؟
.مرد من
قراره آرتی جدید باشی؟
ما یه واحد کی-9 داریم؟ فقط یه سگ داریم
.ولی همون یه سگ هم کافیه
.پس دوباره به میدان برمیگردی. عالیه
.خب، هنوز کار شواهدم رو دارم
ولی، میدونی، مجوز گرفتم .که هر وقت لازم بود برم بیرون
.قدم به قدم، میدونی
مطمئن شو که خوانا بنویسی .وگرنه حسابت رو میرسم
.قبلا اینا رو دیدم
مری جین توشون بود، درسته؟
اگه به خاطر بیارم، چند هفته پیش .چند تا افسر جزء با اینا دستگیر شدن
میتونی پروندشون رو بیاری؟
.میتونم، اما باید یه دقیقه صبر کنی
هی، هرم، دفترچه کجاست؟
.همین الان پیشم بود
.دیگه تحملش رو ندارم
.روز انبارگردونی
.مردا رو از پسرا جدا میکنه
.اشکالی نداره، برمیگردیم
هی. اگه میخوای بدونی ،اون یاروها کجا دستگیر شدن
تو مرکز خرید "شور وود پاینز" بود
.قابلی نداشت
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
.سریع باش
.از آدمای مرکز خرید خوشم نمیاد
.با ساویر حرف زدم
نه دشمن شناخته شدهای .نه شغل شناخته شدهای
.گفت که یه عالمه وقت اینجا میگذرونه
.مشتریاش هم همینطور
اگه از شدت علف کشیدن ،گیج و منگ بودی
.کجا میپلکیدی؟ فودکورت یا سالن بازی
.زیادی سریع جواب دادی
.خب دیگه، بزن به چاک
،تازهکار
.با من بیا
.اینجا مدیری نداره. خودش اداره میشه
حراست مرکز خرید اومد اینجا گفت ساویر رو میشناسه
.تخممرغا اونجان
،تازهکار
من و تو باید .بعد از کار بریم یه آبجو بزنیم
.خب
.اینا همونایی هستن که بهت میگفتم
صاحب سالن بازی .اینا رو تو انبار نگه میداره
.ساویر یه عالمه از اینا میدزدید
اسباب بازی رو درمیآورد .جنس خودشو میذاشت توش
.دن پرادو
زیاد با این ساویر برخورد داشتی؟
.معمولا یه جایی تو مرکز خریده
.هی میگیرنش و بعد آزادش میکنن .اون و شریکش
به تفنگدارای دریایی دوباره جنس میفروشن؟
دیشب سر کار بودی؟ .آره
.من معمولا ساعت 11:00 میزنم بیرون
.درست بعد از تعطیلی ساویر یا این شریکش که میگی رو دیدی؟
.دیشب؟ نه
اسم شریکش چیه؟
.داگی. اسم فامیلیش رو ندارم
.ساویر رو صبح امروز مُرده پیدا کردن
.کتک خورده
دیدی اخیرا با کسی درگیر شده باشه؟
...نه
.اونجا اون شریکشه
.اون داگیه
دیشب اِمِت رو دیدی یا نه؟
.ماموران فدرال، ایست
.ایست
ان.آی.اس
.دستها رو سرت. برگرد
.همین حالا
.خوبی؟ آره، خوبم
.فرار هیچوقت ایده خوبی نیست، رفیق
،این آدم ماست؟ داشت فرار میکرد
چون نمیخواسته بخاطر ،فروش مواد دستگیر بشه یا چون
.نمیخواسته بخاطر قتل دستگیر بشه کدومش، ها؟
.گیبس
.هممون میمیریم
.داره دنبالمون میاد
.هممون میمیریم
.فکر میکنی دیوونه شدم .نه
.فکر نمیکنم دیوونه باشی
.ببین، فکر کردم دوباره تو راهرو دیدمش .برای همینه به رفیقت کله زدم
.متاسفم، ببخشید .جون عمهات
.باشه، خب، میشنوم
چطوره یه نفس عمیق بکشیم و برگردیم عقب، ها؟
دیشب چه اتفاقی افتاد؟
،من و اِمِت، پشت فروشگاه بودیم
.کنار بارانداز
علف میفروختین؟
کمی بعد از نیمه شب .اِمِت رفت تا جیش کنه
.خب، منم... تنها بودم
.بعدش... یه صدایی شنیدم
.با... بالای سرم
.داگی
.اشکالی نداره
.بهم بگو چی دیدی
.اون... اون یه چیزی بود
همینطوری... همینطوری .به سقف مرکز خرید چسبیده بود
.انگار، 10 متر تو هوا بود و... تکون میخورد
یه آدم؟
.نه، سیاه بود، مثل یه سایه
.اما با چشمایی درخشان
.چشمای قرمز شیطانی و بالهای خیلی بزرگ
.اون پروانهی شب بود
این احمق درباره چی حرف میزنه؟
.آدمشاپرکی یه جور افسانهاس
.میدونم چیه. دارم میپرسم
.چه خنگ بیمغزی بهش اعتقاد داره
بعدش چی شد؟ ،شروع کرد به آویزون شدن
اومد سمت پایین طرف من و .منم وحشت کردم
دویدم سمت ماشین و .با شدت دنده عقب گرفتم
.یه... یه تصادف بود
اِمِت داشت پیاده برمیگشت .و من زدم بهش
.فقط داشتم گاز میدادم و گاز میدادم
،داشتم دیوونه میشدم. انگار
حس کردم ماشین از روی بدنش رد شد .صداشو شنیدم
.میدونستم که مُرده
.شماها نمیفهمین
.هر وقت آدمشاپرکی رو ببینی، انگار یه نفرینه
.هر کی دور و برته شروع میکنه به مُردن
.برای همینه که اِمِت مُرد
.و حالا شماها هم احتمالا میمیرین-
و بعدش با جسد اِمِت یه کاری کردی، درسته؟
.اِمِت رو گذاشتم تو ماشین
،و روندم سمت اون جای طبیعی. چون
.میدونستم اونجا کایوت زیاده
م-میدونی، آدمشاپرکی .از کایوتها خوشش نمیاد
این یارو به خدا چی زده؟
حتما تو اون چیزی که میکشه .گرد فرشته هم قاطی بوده
...بعدش یارو میگه، "آدمشاپرکی
".از کایوتها خوشش نمیاد
،خب، خیلی خندهدار نیست
...چون اون یکی پسره مُرده، ولی
...هی، اگه راهی برای خندیدن پیدا نکنی
.این شغل میکشونتت
.دقیقا
تازهکار کجاست؟
،اگه میخوای حواسم بهش باشه
.باید بهم بگی مایک
.خیلیخب
.پایانش. پایانشو بهمون بگو
،خب، ماشین همون جایی بود که داگی گفت
.با همه اون علائم تصادف
دکتر تانگو گفت .قتل غیرعمد در اثر تصادف بوده
تازهکار کجا بودی؟
،میدونم داگی خل بود
.ولی طرز حرف زدنش
.اظهاراتشو خوندم
یه چیزی اونجا نوشته بود ...که تو اتاق نگفت
.آره، دومینگز بهم گفت
گفته وقتی با سرعت میرفته .پلیس مرکز خرید رو بیرون دیده
.پرادو، آره
احتمالا بخاطر اینکه نمیخواسته .درگیر این موضوع بشه، چیزی نگفته
.فردا باهاش حرف میزنیم
گوش کن
داشتم فکر میکردم شاید ما .خیلی زود فرستادیمت تو میدان
چی؟
آره. بعضی وقتا پیش میاد .مثلا واسه هرم هم پیش اومد
خب، یه مدت پشت میز میشینی وقتی آماده بودی برمیگردی تو میدان، باشه؟
بخاطر اینکه داگی رو گرفتم؟ .نه
.نه. نه
اگرچه طبق قانون .باید صبر میکردی، تا من بگم
.تقریبا از پا در اومده بودی
.تازهکار
.پاپ اومد منو ببینه
.چیزایی گفت که منطقی بود
میخوام تا وقتی که .به کار عادت کنی، پشت میز باشی
.خوب شد که اومدی پسر
.دستاتو بشور
به فرانکس چی گفتی؟
بهت گفت که این شغل زیاد مناسب تو نیست؟
.منو نیمکتنشین کرد
.به خاطر توئه که الان به این میز چسبیدم
...من
.چند تا جعبه خالی پیدا کردم
.با هم انجامش میدیم
گوش کن، پسر، میدونم که
اون خونه .چقدر برای تو و دخترا ارزش داشت
.اما نمیتونی همینطوری ولش کنی
.باید جمعش کنی
.و تا وقتی این کارو نکنی از اینجا نمیرم
.جمعشون نمیکنم. میریزمشون دور
.چی؟ میریزمشون دور
به چه دردم میخوره؟
.امروز داشتم میریختمشون دور
.به اون جعبههای لعنتیت احتیاج ندارم
.میخوام باهام برگردی استیل واتر
.تو مغازه به یه کمکی نیاز دارم
.مردم اونجا بهت اهمیت میدن
.ازت حمایت میکنن حمایت برای چی؟
بسته بندی مواد غذایی؟
.بازسازی زندگیت
.من اینجا خوبم، بابا
.من... خوبم
،میدونی، وقتی اومدم اینجا
،کلی کلمه اومد تو ذهنم
.و "خوبم" یکی از اونا نبود
فکر میکنی نمیدونم؟
.یه دقیقه طول کشید، اما فهمیدم
اون حرومزاده .شانون و کلی رو کشت
فرار کرد به مکزیک و تو میخوای ولش کنی؟
.نه
تو بخاطر پلیس شدن .به ان.آی.اس ملحق نشدی
.بخاطر شکار اون بهش ملحق شدی
.نمیخوای که دستگیرش کنی و ولش کنی
.نه، نمیذارم این کارو بکنی
.نمیذارم زندگیتو هدر بدی
.فقط برای اینکه اون حرومزاده رو بکشی
برای چی؟
انتقام، پسرم؟
.ارزششو نداره
.تو بهم نگو چی ارزش داره چی نداره
.لروی. لروی
حق نداری به من بگی .چی ارزش داره چی نداره
.پسر، پسر... برو خونه
تا وقتی برمیگردم .میخوام از اینجا رفته باشی
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
.هی
.قانون شماره 29
"قبل از دادن فرمان، اطاعت رو یاد بگیر"
.ازش خوشم میاد
شماره یک رو فهمیدی چیه؟
.هنوز نه
.به همه واحدها. یه مورد 211 داریم
ده دقیقه پیش .تو مرکز خرید "شور وود پاینز" اتفاق افتاده
تایید شده که به فروشگاه .لوازم ورزشی دستبرد زده شده
.تعداد زیادی اسلحه گرم به سرقت رفته
.همه واحدها پاسخ بدن
.دریافت شد، مرکز .واحد 27 در حال حرکته
من ده ساله که .تو فروشگاه لوازم ورزشی کار میکنم
.همچین اتفاقی قبلا هرگز نیفتاده بود
چند تا اسلحه بردن؟
.حداقل یه دوجین
فقط مک-10ها رو بردن .ولی همشونو بردن
به یه آمار دقیق .از تعداد اسلحه ها نیاز دارم
.حتما
.گیبس، هی
رئیس گفت که قراره یه مدت کارای دفتری انجام بدی. بهت نگفت؟
چرا، گفت .گرفتم، گوش کن
.مگه اینکه میزت رو به فودکورت منتقل کنه
.اگه جات بودم، برمیگشتم اداره
.باشه، وتزل اونجاست
زود اومده بود .تا کارای چوب شورشو انجام بده
یه ون باری زرد رنگ رو دیده که .از اسکله بارگیری گازشو گرفته و رفته
دستور تعقیب صادر شده .فرانکس و لالا رفتن دنبالش
دوربینی روی اسکله هست؟ .آره
.همه سمت آسمون بودن
داگی گفت که .پریشب پرادو رو بیرون دیده
پرادو انکار کرد .هر چند صحنه در حال جمع شدنه
.داگی اون بیرون علف میفروشه
اون آدمشاپرکی رو بالای .ساختمون میبینه و وحشت میکنه
.یه نفر اون بالا دوربینها رو میچرخونه
.پرادو ناظر بوده
.اون یه تیم داره
.بیا بیاریمش اداره ما مدرکی نداریم که نگهش داریم و
.خودشم داوطلبانه نمیاد
.لالا یه کم تحقیق کرد
.این یارو تازه از تفنگداران دریایی اومده
،از نیروهای ویژه شناسایی
...مدال گرفته. سابقه جنایی نداره، ولی
.یه نفر دیگه هم هست
.یه سرقت دیگه هم گزارش شده
.به فروشگاه اسباب بازی هم دستبرد زده شده
صبر کن، به نظرت کل مرکز خرید رو زدن؟
.بررسیش میکنم
اگه پرادو سعی کنه بره چی؟
باید بذاری بره .چیزی برای نگه داشتنش نداریم
.هی پرادو .جواب به سوالات تموم شد، مرد
واقعا؟
کجا میری؟
.خونه
.رفیق
داری چه غلطی میکنی؟
.نگه داشتن تو
تا وقتی که مدرکی .برای نگه داشتن واقعیت داشته باشیم
،دنبال یه ون زردم
.که صبح امروز تو یه سرقت دست داشته
نه، نه، نه، نه، نه .یه ون زرد
.زیباست
،اگه پلاک داشتم
.باهاتون حرف نمیزدم، قربان .ممنون
،یه سرنخ پیدا کردم
.پلیس ویستا گفت که یه ون زرد دیدن
ده دقیقه پیش بیرون یه رستوران دنی .تو خیابون پنجم پارک شده
،فکر میکنی یه عالمه اسلحه دزدیدن و بعد برای خوردن املت توقف کردن؟
سرنخ بهتری داری؟
یه تیم داشته که میتونستن ،از ساختمون بالا برن
مثل آدمشاپرکی .دوربینها رو بچرخونن
تیم شناسایی نیروهاش رو بررسی میکنم .ممکنه چیزی اونجا باشه
.باشه
ورا هنوز اینجاست؟
،اگه میخوای حواسم بهش باشه
.باید بهم بگی
.اون دیگه سر کار نیست .ملکهی اتاق تفریح
.استریکلند
.نه، نه، نه
.یالا دیگه
.امتیاز بالا تو این بازی چرنده
.استریکلند
به لمس لطیف تو .رو این میکروفیلم نیاز دارم
.آسانسور متوقف شده
.یه نفر اینجا دکمه رو شکونده
الو؟
.ازت شکایت میکنم، مرد
.امیدوارم بخاطر این کارت نشانت رو بگیرن
.مطمئنم که میگیرن
حتی قرار نبوده که .تو ماموریت میدانی باشم
ببین، فکر کنم یه چیزی .تو وجودت درست نیست
.مثلا، تو کلهات
.من تو تست روانشناسی رد شدم
.چیزی برای از دست دادن ندارم
.حدس میزنم این اتفاقیه که میوفته
.به نظر میاد همکارت نگرانه
به نظر میاد .اون چیزی برای از دست دادن داره
.احتمالا داره گزینههاش رو بررسی میکنه
.درخواست کمک کنه، تو دردسر میوفتی
.مهم نیست
دیر یا زود یکی از این پلیسها .از اینجا رد میشه و میفهمه ما اینجاییم
.بیخیال، مرد
.بهش علامت بده که به کمک نیاز داریم
.به همه میگم تصادفی گیر کردیم
.وانمود میکنیم که این اتفاق نیفتاده
...سلاحهایی که دزدیدی کجا فرستاده شدن؟
منو اینجا گیر انداختی و حالا چی؟
فکر میکنی میتونی ازم بازجویی کنی تا اعتراف کنم؟
.هنوز بازجویی رو یاد نگرفتم
.من هیچ سلاحی رو ندزدیدم
.چرا، دزدیدی
.چرا، دزدیدی
نه. نه، این پسره اسمیت .تو واحد پرادو نبود
،تو گفتی ایوانف با پرادو خدمت میکرده
اما فوت کرده، درسته؟
.خیلیخب، ایوانف
.ایوانف... پول کلان، پول کلان
...بدون ضرر و
نه، یالا دیگه .دوباره گیر کرده
.یالا دیگه
.برای مامان خوب باش. یالا دیگه
.زودباش، آره آره
.خب، بزن بریم
.اینجوری دوست داری دیگه. آفرین
.برای همین بهت نیاز داشتم
.ایوانف مُرده
.عالیه
...یعنی برای خانوادهاش عالی نیست. ولی
با این حساب سه نفر از تیم پرادو باقی میمـونه که
.تو این منطقه زندگی میکنن
.اسکایلار، مولینا و ایی
هر چی از این سه تا گیرت میاد دربیار، باشه؟
.چشم
.یالا عزیزم، زودباش
.دومینگز .لالا
فرانکس جایی هست که بتونه صورتتو ببینه؟
نه. چرا، چی شده؟
،خب، با توجه به شواهد
.فکر کنم پرادو سعی کرد از صحنه فرار کنه
.و گیبس تو آسانسور گرفتارش کرده چی؟
مگه فرانکس از کار تعلیقش نکرده؟ دیوونه شده؟
مطمئن نیستم. یه خبر دیگه ،اون اسباب .بازی فروشی هم مورد حمله قرار گرفته
چطوری میشه یه نفرو تو آسانسور گیر انداخت؟
خب، ظاهرا، دکمه توقف اضطراری رو .میکشی، بعد با پات میشکونیش
.خودم تازه یاد گرفتم
.این دیوونگیه .باید از اون تو بیاریش بیرون
قراره چیکار کنم؟
.اگه درخواست کمک کنم، گزارشش میره
.خب، نمیتونیم همینطوری اون تو ولش کنیم
،اگه بذارم یه کم دیگه بمونه
شاید بشه چیزی که برای .دستگیری پرادو لازمه پیدا کنیم
و دیگه هیچکس .به آسانسور هم کاری نداره
با مدرک کجایی؟
.رندی، فرانکس هممونو میکشه
.من سه هفته از تو سابقهام بیشتره
.به حراست زنگ بزن. بیارش پایین
.نمیدونم. باید فکر کنم
...نه
مشکلی با گیبس داری؟
.داره خودسرانه عمل میکنه
درست زمانی که فکر میکنی .جذابتر از این نمیتونست باشه
چیزی پیدا کردی؟
.اوه، آره، خب
کدوم عضو تیم بیشتر از همه با پرادو کار کرده؟
ایی. ایی اتفاقا یکی از صاحبان
.شرکتهای سیار خدمات خودروئه
.همه اون شرکتها ون دارن
،به فرانکس بیسیم بزن
بهش بگو بیاد اونجا پیش ما .بریم، بریم
.انگار مشغول یه کاری بودن
.یه جورایی کد نوشتن
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
.مرد شاپرکی رو پیدا کردم
.استریکلند
اسلحه؟
چه کوفتیه؟
.دنی به درد نخورد
.ون اونجا نبود
اسلحه نداری، درسته؟
.نه
چه خبر از مرکز خرید؟
.دارم روی این موضوع کار میکنم
.دوسِت دارم، رفیق
.ولی باید با حراست تماس بگیرم
.و بیارمتون پایین
.بیخیال. این کارو با من نکن، مرد
.رفیقت درست میگه
فقط بگو داری اسلحهها رو ،به کی میفروشی
.اینطوری کار هر دومون تمومه
پس، من الان شدم دلال اسلحه؟
.تو هیچی از من نداری
دیگه بس کن .اینجا بودن دیگه فایده ای نداره
.بیخیال، مرد
چه اتفاقی برای اِمِت افتاد؟
.چی؟ اِمِت
.گفتی کشته شده
.تو اونجا بودی که این اتفاق افتاد .تو بهتر از من میدونی
.من اونجا نبودم
.من ندیدم
.من... ندیدم
داگی از اینکه افراد تو .دوربینها رو جابهجا میکردن ترسید
و به طور تصادفی .با ماشینش اِمِت رو زیر گرفت
،مدارک گاراژ رفیقت
به اندازه کافی .برای نگه داشتنت بهمون زمان میده
اما اگه میخوای همکاری کنی ...بهمون بگو اسلحهها کجان
.شاید زندگیتو راحتتر کنی
.برای این یونیفرم یه لکه ننگی
.خدایا
.هی
میدونی چی خیلی دوست داشتنی میشد؟
اینکه یکی از شما دوتا .اون در لعنتی رو برام نگه میداشت
.هی
خب، میبینی چطور پیچش خراب شده؟
.آره
.این چیزیه که بهم ایده داد
فیلیپ باید هر لحظه برگرده ...تا امتحانش کنه، ولی
مگه اینکه تو اسلحهخونه .بهش سخت گرفته باشن
.هی، دومینگز
من... من یه مهمون آقا
روی مبل منتظرمه ...و از نظر فنی
پرونده من نیست پس... میشنوی چی میگم؟
وودی فکر میکنه که دارن ،این تفنگهای آبپاش رو از هم جدا میکنن
و از تفنگهای حرارتی .برای سرهم کردنشون استفاده میکنن
چی؟
کی همچین کاری میکنه؟
چرا داد میزنی؟
من که داد نمیزنم .همینجوری حرف میزنم
.داد میزنی، آزاردهندهست
هی، چه خبر، فیلی فیل؟
هی، گرفتیش؟
.آره
.اسکاتی تو اسلحهخونه مشغول کار بود
.آره. اینم از این
.باشه. خیلیخب
.همه حواستونو جمع کنین
درسته، من یه نابغهام
.لعنت بهت، وودرو
.آره، نه، حس خوبی داره
حس خوبی دارم .خوب توش جا میشه
.راندو
پرادو و افرادش، اسلحهها رو .تو اسباب بازیها قایم میکردن
نه. منظورت اینه که قاچاقشون میکنن؟
آره. این با چیزایی که شماها اونجا دارین جور درمیاد؟
آره. یه چیزای جالبی اینورا .هم داره اتفاق میفته. یه دقیقه صبر کن
رییس، پرادو و افرادش اسلحه ها رو توی .تفنگهای آبی قایم میکردن تا قاچاقشون کنن
.مری جو، یه تماس منتقل کردم برات
.گرفتمش عزیزم
.مرسی. باشه، آره، اینجا خیلی عجیبه
.همه چیو بهم بگو
خب، فرانکس داره روی اون کدی که .تو گاراژ پیدا کردین کار میکنه
.ولی فهمید که مختصات مربوط به محل مدیره
یه مکان؟ فکر میکنی اونجاییه که .میخوان اسلحهها رو بفرستن؟ آره
اما بعد گیبس میخواست بفهمه ،مختصات کجا میوفتن چون، میدونی
تک تیراندازها همیشه .این کارای جهتیابی رو انجام میدن
.خوب برو به قسمت عجیبش
خب، فرانکس به گیبس گفت .که نمیخواد کمکش کنه
.داره گیبس رو نادیده میگیره
اما گیبس... انگار خدا دوسِش داره
مثل یه موش بزرگ خوشتیپ .یواشکی رفت پیش فرانکس
و ازش اجازه خواست که به گیل بگه .کل سابقه نظامی پرادو رو پرینت بگیره
چون از اون موقع تو آسانسور .متقاعد شده که که پرادو آدم خوبیه
.و یه چیزی هست که از قلم انداختیم
خب، فرانکس یه جورایی .صدایی مثل خرناس درآورد
،و گیبس اونو بعنوان یه بله برداشت کرد
و حالا گیبس داره به پرونده پرادو که رو میزش پرینت میشه،نگاه میکنه
اما نه از خیلی نزدیک .چون از چاپگر میترسه
واو. آره، عزیزم، مطمئن شو که .داری نفس میکشی
.نمیتونم بذارم رو میزم غش کنی
راندو؟
.مختصات ما رو تو السالوادور فرود آورد
.بیا بریم چند تا اسلحه بگیریم
.باید برم مرکز فرماندهی تو اتاق کنفرانس
.آره، شنیدم
.باید بعدا برای خودمون یه نوشیدنی بگیریم
.و حسابی این قضیه رو تحلیل کنیم
.گیبس، هی
گیبس، شنیدی چی گفتم؟
.اداره بندر پیاممون رو دریافت کرده
.تمومه
خدمه شما .درحال بارگیری اسلحه دستگیر شدن
.روی یه کشتی که به طرف السالوادور میرفت
اصلا میدونی چیکار کردی؟
.بله
.پروندهات رو خوندم
،تیم شما شاهد یه قتل عام بوده
،شش ماه پیش تو پرکین
،تعداد 141 مرد، زن و کودک
،شکنجه شدن، به درختان انبه بسته شدن
.و توسط جوخه مرگ دولتی تیرباران شدن
.اما بعضی از خانوادهها زنده موندن
تو و تیمتون .در حین ماموریت از اونجا رد شدین
خانوادههای بازمانده .ازتون درخواست کمک کردن
.شما اونا رو تا یه کلیسا اسکورت کردین
،بعد به شما دستور داده شده که برید
.و به ماموریت خودتون ادامه بدین
.جنگ داخلی اونجا داره تموم میشه
.جوخههای مرگ به سرعت در حال حرکتن
اون کلیسا رو حسابی میگردن .فقط مسئله زمانه
اون خانوادهها به راهی برای .محافظت از خودشون نیاز دارن
.اتفاقی که برای اِمِت افتاد تقصیر منه
،اتفاقی که برای اون خانوادهها میوفته
.تقصیر شماست
،تو میدونی چرا این کارو کرده
و چرا تیمش بهش کمک کرده؟
.آره
،قصدش خوب بوده
.ولی نقشهاش خیلی احمقانه بود
.قوانین رو زیر پا گذاشته، باید مجازات بشه
میخوام بدونم از اون شیرینکاری که .انجام دادی چه درسی گرفتی
یه آسانسور رو متوقف کنی .دنیا رو متوقف کردی
میتونی به درون یه نفر نگاه کنی .ببینی واقعیت چیه
.منظورم این نبود
.بهت یه دستور دادم، تازهکار
.نتونستی پشت میز لعنتیت بشینی
،هر چیزی که تا به حال برام مهم بوده
،یا ازم گرفتن یا خودم اونو دور انداختم
...این شغل
.تنها چیزیه که برام باقی مونده-
،من نمیذارم تو، پدرم
.یا هیچ کس دیگهای اونو ازم بگیره
اجازه هست برگردم تو میدان، قربان؟
یه بار دیگه همچین حرکتی بزنی ،دیگه نیمکتنشینی برات کافی نیست
.کلا از تیم پرت میشی بیرون
.دیگه برو
چند مـاه بعـد، فهمیـدم یه عملیـات مخفـی
خانوادههـای پرکوین رو از قتـل عـام نجـات داده
فرانکس میدونست، کـی و کـجا میشـه قوانیـن رو زیـر پا گـذاشت
و پـدرم... خـوب
اونـم به روش خـودش، اینـو میدونسـت
.ببخشید
.باید یه توقف کوتاه داشته باشیم
اون بیشتر از اونـی که فکرشو میکـردم میفهمیـد
"ضمانت محدود برای عمر محصول" اینو ارسال کن
از خیلی جهـات، منـو میشنـاخت
منو بهتـر از خـودم میشنـاخت
کاش میتـونستم برگـردم و اینـو بهش بگـم
کاش میتـونستم برگـردم و ازش تشـکر کنـم
اون میدونسـت بـدون هیـچ قانـونی
آدم دیـگه چیـزی برای نگـه داشتـن نـداره
ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس @Saeed8362
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.