Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
،پدرم همیشه میگفت
هرجا که بری- .با خوبیها و بدیهات میری
.به نظرم حق با اون بود
...مهم نیست چقدر تلاش کنی
،یا در مـورد من
...چقدر دور بشی
هرگز نمیتونی - .همه چی رو پشت سر بذاری
بدون گذشته چیزی به اسمِ
.یه شروع تازه وجود نداره-
.اونا همیشه اونجان
.همیشه باهات هستن
.داستانهایی که تعریف کردی
...حتی بدتر از اون
اونایی هستن - .که هرگز نتونستی انجام بدی
این داستانیه که .نمیخوام در موردش چیزی بگم
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
آيدی تلگرام جهت ارتباط @Saeed8362
اوشنساید، کالیفرنیا سال 1991
" کمپ پندلتـون " [پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده]
.گیبس
.شنیدم یه شب سخت دیگه تو دالی گذروندی
ازت خواستن بری شکایت کنی؟
.نه
.اومدم سر کار
این دیگه چیه، مرد؟
.باشه
،اینم از این
.مامور ویژه تازه استخدام شده، گیبس
من تو تیم شمام ،برنارد راندولف هستم
.ولی همه رندی صدام میکنن
.از آشناییت خوشبختم، رندی
.دارم سعی میکنم ترک کنم
آمادهای بریم چند تا آدم بَده بگیریم؟
.منم دلم برات تنگ شده
اشکالی نداره مزاحم بشم، رفیق؟ ها؟
.یه تماس فوری باید بگیرم
.قول میدم بیشتر از یه دقیقه طول نکشه
ببخشید عزیزم .یه آدم کلهخر گیر داده قطع کنم
چیه، میخوای سر یه تلفن عمومی باهام دعوا کنی؟
نه، میخوام باهات دعوا کنم .چون ازت خوشم نمیاد
.تلفن یه چیز اضافیه
تو یه جور پلیسی؟
.وانمود کن که ندیدی
هی عزیزم دوباره بهت زنگ میزنم، باشه؟
.خیلی لطف کردی، رفیق
بخش امنیتی
619-555-0123
.آره، منم فرانکس
.رسیدیم
اون جی.جی .اینم راجر، آرتی، کارل
.لروی گیبس چطوری؟
خوبم. هی، شماها هنوز فکر میکنین
تو اینجا خوش قیافهترینام، درسته؟
.ازت خوششون اومده
.قفسه شواهد پایین و سمت چپه
.مسئولش کوالسکیئه
هی، "فلتیسی" رو چطور دیدی؟ .از اردوگاه آموزشی بهتر بود
...چقدر طول کشید .لعنت بهش
.اینجا آشپزخونهست
برای سوسکها سمپاشی میکنن .به عهده خودتونه اینجا غذا میخورین
دیشب بازی نِتس رو دیدی؟
.کولمن... اون یه هیولاست، مرد
چقدر خدمت کردی؟
ها؟ .تفنگدارای دریایی
،اوه، تو 18 سالگی .درست قبل از اینجا اومدم بیرون
تک تیرانداز دیدهبان؟
.واو. یادم بنداز عصبانیت نکنم
.رختکن طبقه پایینه .یه باشگاه هم اون پایین داریم
خب، منظورم از باشگاه، یه میز پرس
و یه دستگاه ویدیو .یه عالمه نوار جینفوندا هم هست
فکر کنم اون نوارا مال توئه مگه نه، مأمور استریکلند؟
بزن به چاک، رندی .دوسِت دارم، ورا
.اتاق تفریح
.اینجا مثل پله شده
.و اینجا مری جو هیز بدنام رو داریم
اگه میخوای بدونی جنازهها کجا دفن شدن .اون دختریه که باید ازش بپرسی
.مسئول اصلی دفتر
.به تیمارستان خوش اومدی، عزیزم
.دفتر ساک... همین بالاست. ویلر
.اون اینجا رییس همه چیزه ،راستش، اگه مجبور نباشی
.باهاش حرف بزنی، آدم خوبیه-
.اینم از این اینجا مثل خونهی خودم میمونه
.اینم از میز تو
.این پسرِ بد همین هفتهی پیش اومد
کامپیوتر آی.بی.ام 3340
.با صفحه نمایش رنگی 12 اینچی
هی، روز اول که اومدم اینجا ،خودمو خیس کردم
.نه فقط یه کم
.یه کم از پام اومد پایین
.خب، اگه چیزی لازم داشتی، من اینجام
میخوای یه کپی از دفترچه راهنما برات بیارم؟
مطمئنم به اندازه کافی راحته .خودم میفهمم
این آشغال لعنتی احتمالا .تا یه ماه دیگه میره تو سطل زباله
.راحت باش، سرباز .تو دیگه توی کثافت نیستی
من افسر فرماندهات نیستم .من فقط رئیستم
.بله، قربان... رئیس
"من نگفتم "بشین
.یه جسد سوخته تو فالبروک منتظرمونه
دومینگز نیست؟ اون کجاست؟
.به گمونم جایی که همیشه هست
.همین حالا تو صحنهست ،من همین 15 دقیقه پیش
.باهاش تماس گرفتم- کدوم خری بهش زنگ زده؟
.وسایلتو جمع کن، لعنتی
...آه
وسایلم کجاست؟
قربان؟ رئیس؟
*... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
لعنتی، پیت تو کل شهر رو آوردی؟
،لحظهای که فهمیدیم دختره زن یه نظامیه
.سریع بچههامو جمع کردم
.خوبه که این دفعه کار به جاهای باریک نکشید
،یه زن و شوهر کوهنورد دود رو دیدن
.و بعد از ساعت 7:00 امروز صبح، تماس گرفتن
به نظرت چی باعثش شده؟
مامور دومینگز، ده دقیقه بعد از رسیدن .نقطه شروع آتیشسوزی رو پیدا کرده
دختره خودش ماشین داره، مگه نه؟
دقیقا کی رسیده اینجا؟
این دفعه چه غلطی کرده؟ .کار اون نیست
،ببین
اون خونه یه چیزایی داره که-
.خدا هم ازش راضی نیست-
.منو یاد بچگیم میندازه
یه مار بند جورابی .تو جوب کنار خونهمون بود
"مامانم میگفت: "مارها نفرین شدهان
.میگفت: ازش دوری کن
خب معلومه، منم لجبازی کردم .که میخوام بگیرمش
،سعی میکردم بگیرمش
.ولی هر دفعه از دستم لیز میخورد
،بعد یه روز رفتم بیرون
.دیدم اونجا افتاده مُرده
.یه کایوت پوستشو کامل کنده بود
،و استخوناش
داشتن مثل یه ردیف دندون .بهم میخندیدن
فقط میتونستم به این فکر کنم که
.اون مار نفرین شده نبود-
فقط یه مشت استخون بود
.که داشت مثل بقیه زندگیشو میکرد
نظرت درموردش چیه؟
درمورد مار؟
این استخونها؟
اینکه اینجا چه غلطی میکنن؟
.مامور ویژه لروی جترو گیبس
.لالا
پس تو، تو تیم منی؟
.نه، تو، تو تیم منی
.حواستو جمع کن، سرباز
.صحنه به اندازه کافی آلوده شده
،ملانی هیویت، 33 ساله
،شوهرش گروهبان لنس هیویت بود
.نه ماه پیش تو کویت کشته شد
.آتیشسوزی از اجاق گاز شروع شده
جدی میگی؟
میدونی، چقدر خوبه که .انقدر زود رسیدی تا اینو بفهمی
.تصادفی نبود
فکر کنم بوی اسِتون حس کردم .یه کم گشتم و اینو پیدا کردم
.از یه شیشه گنده لاک پاککنه
.حتما آتیش خیلی سریع اتفاق افتاده
.داک تانگو میخواد که جنازه رو ببریم
.راندو
.باشه
با سه شماره .یک، دو، سه
تو خوبی، مرد؟
.چه شروع خوبی
،با دیدن همچین جسدی
.دیگه مهم نیست تو جنگ چی دیدی-
.این جنگه
نمیدونم چرا .ولی دیدنش تو خونه فرق میکنه
.خوب پیش میری، تازهکار
این چیه؟
.خدا میدونه
باید کلی از اینا تو خونش بوده باشه .همه شکل و اندازهای
فکر میکنی ملانی هیویت به چی علاقه داشته؟
فکر کنم با اطمینان میشه گفت .یکشنبهها کلیسا نمیرفته
فکر میکنی شیطانپرست بوده؟
.فکر میکنم یکی میخواسته بمیره
شایدم شیطان بهشون گفته یه عالمه .مواد آتشزا بخرن که بسوزوننش
این نظریه توئه؟
تا وقتی اطلاعات بیشتری نداریم .همینه که هست
.کجا با این عجله، مایک
پسرت اون بیرون چیکار کرد؟
کی، گیبس؟
.عالی بود. مثل اردک روی آب
اون و رندی همین الان رفتن .که با مادربزرگ قربانی صحبت کنن
،اگه به درد نمیخوره
.میخوام قول بدی که بندازیش بیرون
حتما. ولی لازم نیست .نگران گیبس باشی، کارش درسته
.یه کم دیوونهست
.اوه، تمومش کن
تو تست روانشناسی رد شده .خب این یعنی دیوونهست دیگه
،اگه زن و دختر منو کشته بودن
.منم دیوونه میشدم
.قبلا در موردش حرف زدیم، کلیف
نسخه جدید اون تست به اندازه .یه ساعت دو دلاری قابل اعتماده
.استانداردها الکی بالا نرفته
.بنی داشت جنازههای لعنتی رو لیس میزد
.مایک، تو ما رو انداختی تو دردسر
برای چی؟
چرا انقدر اصرار داشتی این یارو رو بیاری اینجا؟
اگه مأمور گیبس ،حتی یه بار هم به جنازه دست بزنه
.اخراجش میکنیم-
.قول میدم
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
کل خانواده یه جورایی عجیب غریبن، نه؟
.ستاره پنج پر
.اون بیرون که ستاره پنج پر نیست
.و منم شیطانپرست نیستم
.نوهام هم نبود-
.ببخشید، خانم
.بدجوری گفتم
حقیقتش، وقتی برای اولین بار ،اون چیزها رو دیدم
خودم به این فکر کردم .که روشون آب مقدس بپاشم
اینا دقیقا چیان؟
.اثر هنری، احمق
شاید به مزاج تو خوش نیاد ...ولی عشق بچم بود و
.خیلی بهش افتخار میکردم
یه کتاب خونده بود درباره یه سری آسیاییهای باستان
.که این توتمها رو برای محافظت میساختن
.و چند تا از اونا رو برام آورد اینجا
"گفت: "مادربزرگ، اینا ازت محافظت میکنن
.خیلی به دردش خوردن
چیکار کردی
دعوا کردی؟
.باید اون انگشتر رو در بیاری
ورم میکنه .جلوی گردش خونت رو میگیره
.خوبم. حالم خوبه
.قبلا بهیار بودم
بهم اعتماد کن .تا وقت داری درش بیار
،همسرت
.اون درک میکنه-
اینا همش کارِ ... ملانیه؟
.آره. مِلی من
.عاشق این بود که با دستاش کار کنه
.از نوزادی بزرگش کردم
.آره
.اون روز، روزِ مادر بود
...هنوز یادمه
چطور با عجله از اون .در اومد تو، تا اینو بهم بده
،بعد از مرگ شوهرش
.اون... دیگه راهشو گم کرد
.شکلک خنده
.نه، کِلی، این کارو نکن
.جرات این کارو نداری
،بعدش... یه آدم عوضی گیرش انداخت
.بهش مواد داد، متامفتامین-
میخوای بدونی کی خونه بچم رو آتیش زد؟
.اون حرومزاده رو پیداش کن
میتونی اسمشو بهمون بدی؟
.شنیدم باگز صداش میزنن
.خیلیخب، پسرا، حواستون باشه
.جیمیسون "باگز" بوید
.توزیع مواد مخدر، در سال 88
سرقت، مقاومت در برابر دستگیری، سال 89
.از اون موقع به بعد، غیبش زده
احتمالاً یه جایی داره کار خیر میکنه .یا آرزوی یه بچه رو برآورده میکنه
مادربزرگ گفت که .ملانی رو معتاد به متامفتامین کرده
،شایدم اوردوز کرده
.اون احمق هم ترسیده و خونه رو آتیش زده
آخرین آدرسی که ازش داشتین؟ .خونه مامانش، تو سال 82
خبرچین خودمون چی میشه؟
،اگه قراره این آشغالو بگیریم .به یه مشت آشغال دیگه نیاز داریم
.بله
.از قبل شروع کردم به بررسی لیست تماسها .از تو نپرسیدم
اون تو خونهی مادربزرگ هم لال بود؟
تازهکار، میدونی، این کار .گاهی اوقات شامل حرف زدن هم میشه
.میدونم رئیس- .خوبه-
.خبرچینها. حرف بزن
.خب، این آدما همشون خبرایی دادن
یه عدهشون گفتن که .باگز هنوز تو منطقهست
یه نفرشون، کنی، فکر میکنه .میتونه یه نشونی بهمون بده
کنی سفید یا کنی سیاه؟ .کنی سیاه
.کنی سفید مُرده
کریسمس گذشته از رو پل کرونادو .خودش رو پرت کرد پایین
سعی میکنم اطلاعات بیشتری ،در مورد این یارو باگز پیدا کنم
.ببینم میتونم بفهمم کجاست
.امشب این کارو نمیکنیم، تازهکار
.بهتره یه کم مغزها رو به کار بندازیم
.بزن بریم
پس، کارمون تموم شد؟
.اوه
!هی
.خدای من
.دو یا هیچ
.دو یا هیچ دوباره؟ چقدر مستی؟
،هی، رندی .همسرت پشت خطه
اسمیتی، به جونی بگو بیاد اینجا
قبل از اینکه بقیهی .شهریه دانشگاه جونیور رو هم ببازه
اوه، خودت بهش بگو .ازش میترسم
.عمرا
.بیا دیگه- .یه پیک با ما بزن-
.همیشه باهاتونم، عوضیا
.ببخشید
باختی؟
.باشگاه پسرا اون طرفه
فکر کردم "مغز بکار انداختن" به معنی .صحبت کردن در مورد پروندهست
باید یه کم آروم بشی .تا بتونی این کارو انجام بدی
چیزی که من و فرانکس .در موردش توافق داریم
بوربون... دوست داری؟
.تا حالا نخوردم- .هوم-
.بسلامتی شستشوی مغز
.باید بهش عادت کنی
اوه
...خب
"چرا دیشب مثل "مایک آهنین به اون نگهبان حمله کردی؟
...طبق گزارش، تو فقط
کنترلت رو از دست دادی .شروع کردی به مشت زدن
،بدون هیچ دلیلی ولی شرط میبندم دلیلی داشتی
تو گزارش حادثه رو خوندی .بیشتر از من میدونی
اونقدر مست بودی؟
خب، تعجبی هم نداره .که فرانکس اینقدر دوسِت داره
.شما هردوتون از یه جنسین
...خب، اینکه از وقتی رسیدی
مثل یه زن رقاصه دور میله ...چسبیدی به پاش، پس
.من به مقام بالاتر احترام میذارم
.از جایی که من اومدم خیلی معنی داره
منظورت ارتشه؟
.چهار سال خدمت فعال و نیروی ذخیره فعلی
میخوای بیشتر برام توضیح بدی، گانی؟
چرا اون مرد رو زدی؟
چه اهمیتی داره؟
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟
.بزن به سلامتی
.مهمون من باشین، پسرا
میریم داخل، بعضی روزا .بو گندتر از بقیه روزاست
خودتو جمع و جور کن .همه چی درست میشه
.صبح بخیر، انجی
بله، دکتر تنگالکت دیروز .گزارش کالبد شکافی رو ارائه کرد
جرونیمو کجاست؟
رفته یه جایی مست کنه توی قمارخونه بینگو؟
.شنیدم
.هی
.درِ طویله بازه، تکخال
.ملانی... هیویت
.گزارش سم شناسی تازه اومده
تو سیستم بدنش 100 میلیگرم .متآمفتامین بوده
مادربزرگش گفت یه حرومزادهای .اونو به شیشه معتاد کرده
.الان چند نفر رو فرستادیم دنبالش
باشه، رئیس، حدس میزنم میخوای .مجبورم کنی بپرسم سرش کجاست
دکتر فریدمن 24 ساعت گذشته رو .صرف بازسازی کرده
.بله، بله، بله
.حدود 193 قطعه جداگونه
برای همینه که بهت .پول زیاد میدن، دکتر
.درسته
.باور نکردنیه
.حق با تو بود، لنورا
در مورد چی؟
.زخمهای ورودی و خروجی
.بهش شلیک شده، مایک
حالا، شدت آسیب دیدگی ،جزئیات رو مبهم میکنه
اما من فکر میکنم .کالیبرش کوچیک تا متوسطه
.به احتمال زیاد از فاصله نزدیک
خونهاش رو کاملا گشتیم .هیچ گلوله یا پوکهای پیدا نکردیم
.قاتل حتما پوکهها رو جمع کرده
،به سرش شلیک میکنه
بعد برای سرپوش گذاشتن .همه جارو آتیش میزنه
.منم یه حرومزاده میشم
رئیس .یه خبر جدید دارم
یه خبرچین بهم زنگ زد .گفت که کمتر از یه ساعت پیش باگز رو دیده
کی؟ کنی سیاه؟ .نه، توئیچی تونی
به نظرت میشه بهش اعتماد کرد؟ به نظر که میاد هوشیار باشه؟
.نه، اصلا
پس میشه بهش اعتماد کرد کجا باگز رو دیده؟
.دو تا حدس بزن
تو تونلها؟- .اهوم-
.لعنت بهت، راندولف
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
"عمیقتر و عمیقتر به قلب تاریکی نفوذ کرد"
میشه از شکسپیر بازی دست برداری؟
راندو، تو همینجا مستقر شو .کسی نباید بیاد تو یا بره بیرون
.چشم رییس .اول زنها و بچهها
.دسترسی جنوبی رو پاکسازی میکنم
.بعد همدیگه رو کنار صندلیها میبینیم
.کنار صندلیها، خانم
.آره، فهمیدم
.مایک
لالا کجایی؟
.کنار صندلیها
لالا؟
خودشه؟
.جای نگرانی نیست، باگز
همونطور که گفتم .فقط میخوام حرف بزنم
مایک کجاست؟
.ندیدمش
.اوه، مرد
پس گیر من افتادی؟
فقط میخوام بیام و کنارت بشینم، باشه باگز؟
.فقط برای یه دقیقه
.نه، نه
سلام
باید لمست کنم، باشه؟
مطمئن بشم چیزی همرات نباشه .که بهت صدمه بزنه
.باید منو قایم کنی. من توی فر هستم
.میدونم
.ولی حالت خوبه
.حالت خوبه
گوش کن، باگز؟
ملانی رو میشناسی؟
...ملانی، اون، اوه
.اون، اوه، من... نمیدونم
.نمیدونم
شنیدی که مُرده، ها؟
اون فوت کرده؟
.متاسفم، باگز
.هی، خودتو خالی کن
.فقط تو ناراحت نیستی، باگز
.هممون یه غم بزرگ تو دلمون داریم
.هممون
.هممون
...منم همینطور... برو کنار
.از روی فر-
دستاتو بذار رو سرت. گیبس برو عقب
.دستاتو بذار رو سرت
.جلو نیا
.وایسا، وایسا. هی
میخوای بذاری بره؟
میخوای چیکار کنی؟ ببریمش اداره؟
با چه مدرکی؟
وقتی میبریمش اداره که .مدرک کافی ازش داشته باشیم
اگه جلو نمیاومدی .میتونستم یه چیزی پیدا کنم
.ازم پشتیبانی خواستی .منم همین کارو کردم
.گیرش انداخته بودم
.دستاشو انداخته بود روت
.گفتم گیرش انداخته بودم
هی، طرف دستشو انداخته روت .گیبس طبق قانون عمل کرد
قانون؟
.مایک، تو که قانون رو نخوندی
وقتی بهت گفتم صبر کن .از کنار صندلیها رفتی جلوتر
.درسته، برو چند تا عکس بگیر
.یه مدرکی چیزی پیدا کن
،قبل از اینکه اینجا بهم بریزه
.باید این صندلیها رو بذارم سر جاش-
.اگه این یه معذرتخواهیه... نیست
.تو باهام مشکل داری، میخوام بدونم چرا
ممکنه ملانی ،یه زمانی باهاش تو تونلها بوده
اگه از روی این خرت و پرتها ،چیزی پیدا کنیم که بهش ربطش بدیم
یه سوال ازت پرسیدم .هی. هی
.آرومتر
این دریچهها .مستقیم به دفتر ویلر راه دارن
.قصد بیاحترامی بهت ندارم، لالا
.ولی من یه بچه خیابونی نیستم
فکر میکنی نمیدونم؟
.من رو پرونده خانوادت کار کردم
.فرانکس هم رئیست بوده، آره
ولی من تو تیمش بودم و .اون پروندهی منم بود
...همسر و دخترت
.میدونم چی کشیدی-
.تو هیچی از من نمیدونی
.میدونم که تو تست روانشناسی رد شدی
فرانکس بهت نگفته؟
میخوای بدونی مشکل من با تو چیه؟
.مغزت هنوز برای این کار آماده نیست
.مشکل من همینه
چیه؟
چیه؟
... :: ترجـمه شده توسـط : سعیــد پردیــس :: ...
.دیگه باهام راه نیا
هر کی هست .با من کار نداره
چیه؟
.یه تک تیراندازه
.لعنت به من
.خوب کار کردی، تازهکار
...باورم نمیشه لعنتی. چطور تونستی
تو ارزیابی رد شدم؟
چی؟
تو ارزيابي رواني رد شدم؟
کی اینو بهت گفته؟
.لعنت بهش
پیش ویلر ضمانتمو کردی؟
چرا؟
.سوار شو
.میریم بیرون
.چه بررسی چشمگیری
.ممنون
"آزمایشگاه پزشکی قانونی نیروی دریایی"
.وودی
.مربوط به پرونده هیویت
گلوله، همراه آتیشسوزی خونه؟
فکر میکنیم، آتیشسوزی راه انداخته .تا رد پاشو گم کنه
.تک تیرانداز- تک تیرانداز؟-
شوخی میکنی؟ از کجا؟- .از مخفیگاهش تو پایگاه -
میدونی بالای منطقه اکو گاومیشها کجان؟
،شنیدم که اون بالا هستن
موجودات آرومی هستن یا...؟
.احتمالا سعی نمیکنم نوازششون کنم
اگه میشه، یه کم ...بالستیک رو سریعتر انجام بده
.ویلر داره دیوونه میشه
تبلیغات بد، مظنون نداریم .میدونی که
فکر کردم یه مظنون .برای این کار در نظر داشتین
داشتیم، ولی اون نیست .طرف یه معتاد به شیشهست
،کسی که این کارو کرده
تیراندازی تمیزی- .از فاصله 1200 متری انجام داده
.مهارتش خیلی بالاست
،یه چیزی بهت بگم: یه ویلر عصبانی
قطعا موجود آرومی نیست، درسته؟
.بالستیک رو سریعتر انجام میدم
.این هفته بهتون خبر میدم
از بقیه موارد چیزی پیدا کردی؟
استخونها نوارهای ویدیویی تو صحنه جرم؟
منظورت اون چیزاییه که دو روز پیش تحویل داد؟
.تازهوارده
.دارم میفهمم
فرمهای مناسب رو پیدا کن .و پرشون کن
.با خودکار
.ممنون وودی
ممنون وودی .از آشنایی باهات خوشحالم
.منم همینطور
تازهکار، چرا اینو پر نمیکنی؟
کدوم گوری بودی؟
.یه مهمونی بزرگ داشتیم
،مامورا وقتی گشنه باشن مثل حیوون میشن
.و اینو میدونی سم
تخممرغ فو یانگ کجا پیدا میشه؟
به خدا قسم .این احمق و مهمونیاش عذاب شده
سس سویا؟
.غذا رسید. داغ داغه
.امم
.تخممرغ فو یونگ رو یادشون رفته
"اوه، بیخیال "مری جو
اسم مری جو روی "بامبو پالاس" نیست .ممنون
.من به این کارا کاری ندارم
.ممنون، مری جو
خب، حالا باید برنج خالی بخورم؟
.اوه، قربان
.به این نگاه کن
از کدوم یکی از این افراد خوشمون میاد؟
.امم، همه، تک تیراندازهای پیشاهنگان
،این گریسون بالاترین مهارت رو داره
.اما یه پسر پیشاهنگه
چهارتای دیگه .سوء سابقه بیشتر، استعداد کمتر
.شلوارتونو بکشین بالا
.فکر کنم یه برنده پیدا کردم
،سرجوخه کوین ملونی
.گردان اول، تفنگداران دریایی اول
.شاگرد اول کلاس تکتیراندازی
.اون نیست
چی؟ چیو از دست دادم مُرده یا چیزی تو این مایهها؟
.من باهاش خدمت کردم. ازش برنمیاد
.امم... اینجا نوشته تو خوابگاه پایگاهه
.اخیرا مهمات زیادی خرج کرده
.اون مرد ما نیست-
،گیبس دو روز پیش تو خیابون فالبروک
جلوی تعمیرگاه پایگاه .یه برگه جریمه پارکینگ گرفته
به طرز عجیبی به مخفیگاه تک تیراندازمون نزدیکه، نه؟
.بهترین مظنونی که داریم همینه
.اول از اون بازجویی میکنیم
.تو دو تا ماموریت با هم بودیم
.آره، میفهمم. رفیق جون جونی
...بهت هشدار میدم به من هشدار میدی؟
...دارم بهت میگم
.بهت میگم، اون پاکـه
لعنت بهت، اینجا چه مرگتون شده؟
مثل یه جفت چینچیلا که دارن
.تا حد مرگ سر هم جیغ و داد میکنن-
.ببخشید. مجبورم کردی تصورش کنم
رندی، تازهکار .اول صبح برو سراغ مالونی
.همین الان، از اینجا برو خونه
.لعنت به من، اگه دیگه برنج بخورم
.فرانکس، بذار اول تنها باهاش حرف بزنم
.اینو بهش بدهکارم
تازهکار، برام مهم نیست ،چه جور هالهای دور و برت میچرخه
جایی میریم که مدارک ببرتمون میشنوی چی میگم؟
.کار لعنتیتو انجام بده
.بله، قربان
،وقتی مظنون کسیه که میشناسی
باید اینجوری بهش فکر کنی که .انگار داری عرشه رو تمیز میکنی
یه بار مجبور شدیم از .دکتر زنان همسرم بازجویی کنیم
بهت بگم .خیلی سریع عرشه رو تمیز کردیم
پسرمو به دنیا آورد .و فقط نصف قیمت ازمون گرفت
.جونیور هم بچه بزرگیه
و من با چکمه فقط .صد و هفتاد و هشت سانتم
.خوشحالم که موهاش قرمزه
.وگرنه باید کل زندگیمو زیر سوال میبردم
دوباره من حرف میزنم، باشه؟
.بذار آدم بده ماجرا من باشم
پسرا گرسنهاین؟
.میتونم چند تا ساندویچ درست کنم
از اینکه اومدی خوشحالم، گانی .واقعا خوشحالم
آره، میخواستم ،کارت یا یه چیزی بفرستم
...در مورد خانوادهت، ولی-
...منو که میشناسی. من دوشنبه کجا بودی؟
...فکر کردم
فکر کردم .فقط اومدی یه سر بزنی
ما داریم در مورد .مرگ ملانی هیویت تحقیق میکنیم
اون آتیشسوزی تو فالبروک؟ .من...اونو تو اخبار دیدم
چه ربطی به من داره؟- دوشنبه کجا بودی؟-
اوه، دوشنبه گذشته؟
...باید
.رفته باشم چولا ویستا، خونه مامانم
،چند روز مرخصی گرفتم .شب قبلش رفتم
میدونی، یه ساندویچ .واقعا میچسبه، خانم مالونی
.دوشنبه پیش مامانت نبودی
.تو پایگاه بودی
.یه قبض جریمه پارکینگ گرفتی
.تعمیرگاه خارج از پایگاه، تو جاده فالبروک
میخوای دوباره امتحان کنی، گروهبان؟
.با موتورسیکلت رفتم دیدن مامانم
.جس ماشینمو برده بود
چند ماه پیش .اونو با یه آشغال عوضی دیدم
.تو تعمیرگاه پایگاه کار میکنه
.گفت دیگه تموم شده-
.اوه، مرد-
متاسفم
چرا اینقدر طرح مهمات میکشیدی؟
چی میگی؟ .دو ماه گذشته طرح مهمات میکشیدی
تو میدان تیر ثبت نام کردی- .داشتی تیراندازی تمرین میکردی
چرا؟
چرا؟
.برای امتحان مجدد تمرین میکردم
گیبس
،گفت با اون یارو تموم کرده
.گفت دیگه تموم شده
.هی، عزیزم
سر راهم به خونه وایسادم .گفتم یه زحمتی از رو دوشِت بردارم
تیش؟
تیش؟
سخته که با خودت نیاریشون خونه
سخته که اونا رو همه جا با خودت نبری
داستانها هر جا که بری میان
داستانهایی که نصفه موندن
بخش امنیتی
619-555-0123
وظیفه ما گفتن اون داستانها بود
مهم نیست چقدر ازمون گرفتن
.شاهدان هرگز تیراندازی رو ندیدن
.گفتن معلوم نبوده گلولهها از کجا اومدن
.گیبس
.همون تک تیرانداز ماست
وظیفه ما این بود که به پایانی برسیم که بتونیم باهاش زندگی کنیم
برای بیان پایان عدالت
مهم نیست هزینهش چقدره
اما این یکی مثل بقیه نبود
این داستانی نیست که من تعریف کنم
...این داستان
از اونه...
ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس @Saeed8362
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.